بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من در منزلی ۲۷ سال است ساکنم که محل حضور جنیان است و حضورشان کاملا احساس می شود. من کتاب جنابعالی را در مورد شیاطین و جنیان مطالعه کردم ولی به جایی راهی نبردم موضوع دیگر فرزند من است که با چیزهایی که در کتاب شما خواندم به نظر می رسد که او را تحت کنترل دارند و من نمی دانم چه کنم لطفا مرا راهنمایی کنید. واقعا به راهنمایی و کمک احتیاج دارم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند یک‌بار آشنایان و یا روحانیِ محل را به خانه دعوت کنید و همراه فرزندتان به نماز جمعه و جماعت تشریف ببرید. موفق باشید 

26199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام در ابتدا: امام علی علیه السلام پس از جنگ نهروان اجازه دادند فراریان جنگ جمل وارد کوفه و بصره شوند و سهم خود را از بیت المال بگیرند آنها در میان کلام علی (ع) بی ادبی می کردند و حضرت یقین داشتند به دست اینان شهید می شوند و بساط حکومت اسلامی برچیده می شود اما خبری از شکنجه و سلاخی نیست. ابن ملجم ملعون ضربت می زند و امیر المومنین می فرماید از همین شیری که من می نوشم به او بنوشانید. در جنگ صفین عمرو عاص که از یک لشکر خطرناکتر بود کشف عورت می کند و علی می داند نجات این ملعون یعنی جنگ نهروان یعنی شهادت خودش یعنی صلح حسن اش یعنی شهادت حسین اش علیهم السلام اما نمی کشد. پس از جمل به خانه ای که عایشه در آن است می رود، زن خانه که شوهرش کشته شده بر علی (ع) دو مرتبه توهین می کند و مرگ می گوید یاران می خواهند ادبش کند علی (ع) می گوید پیامبر فرمود بر زنان مشرک و کافر متعرض نشویم چگونه می خواهید به طرف زن مسلمانی تعرض کنید. آن خوارجی نادان در جمع فریاد می زند خدا بکشد این مرد کافر را به زبان امروزی یعنی مرگ بر.... کافر حضرت می فرماید به من فحش داد یا باید او را فحش داد یا بخشید؟ تصور کن امروز این اتفاق بیفتد پوست از سرش می کنند. دو جوانی انقلابی در کوفه شعری هجو در وصف عایشه بانی کشتار مسلمانان جنگ جمل سرودند فرمان داد هر یک را صد تازیانه زدند و اکنون در حکومت اسلامی که به نام علی است استاد خبر داری در اطلاعات چه می گذرد خبر داری؟ استاد می دانم اهل مطالعه ای کتاب خاطرات دو دکتری که پس از نامه به هاشمی دستگیر شدند را بخوان خونهایی که چکه چکه از بین انگشتانش می چکد را که اعترافی بکنند تا متهم شوند را خواهی دید. یکی از اقوام بی سواد ما با سه فرزند با حقوق اداره کار عکسی از رهبر گذاشته بود و ظاهرا جمله نوشته بود روزگارش را سیاه کردند و در مرحله اول ۴ سال زندان بر ایش بریدند این یک نمونه بسیار بسیاربسیار کوچک است. وای که چه خانواده هایی نابود شدند، چه شکنجه هایی که عقل از سر آدم می پراند در سردخانه ۲۴ ساعت نگه داشتند تا نزدیک مرگ، الان که این سوال را از شما می پرسم بیم دارم نکند به دست اطلاعات برسد. استاد چرا رهبری همچون علی نمی خروشد؟ همه اش که نباید بر سر آمریکا فریاد زد. مگر این علی (ع) نیست که در فرمانش به مالک می نویسد مبادا خون ناحق بریزی که در پیش من و خدا هیچ عذری نداری اگر بگویی رهبر خبر ندارد که منطقی نیست. من کاری به افکار دکتر سروش ندارم اما در نامه ایشان به رهبری آمده است زندانها و بازداشتهای شما خبر از خدایی خونریز و سفاک می دهد. اگر بگویی نمی تواند جلوگیری کند اولا چرا نمی تواند؟ دوما چگونه حکومتی که می خواهد مقدمه ظهور عدل مطلق باشد بر پایه این همه ظلم و شکنجه است؟ پس به قول استاد حکیمی حکومت مسانخ چه شد؟ استاد می دانی خیلی از این شکستن ها و تخریبها در اعتراضات مردم از خود نیروهای حکومتی شروع می شود تا هم دیگران تهییح شود و مستمسک داشته باشند فیلمهایش در اینترنت موجود است. براستی استاد چگونه براحتی می آمدند به حکومت شخص اول و دوم جهان خلقت ایراد می گرفتند و اعتراض می کردند اما استاد شما یک راه قانونی در این مملکت بگو که معلمان، کارگران یا هر کسی بتواند اعتراضش را بیان کند. این که خصوصیت حکومت دینی نیست. خبرداری کارگری که به نماز جمعه رفت بلندگو را گرفت و گفت آقا ما سیاسی نیستیم مخالف انقلاب نیستیم ما چند ماهه حقوق نگرفتیم در اولیات زندگی مانده ایم هیچ کس گوش نکرد بعد که راهپیمایی کردند ۴ سال حبس برایش بریدند. استاد شاید شما خبر نداشته باشد چه در این مکانها به نام دین به نام حفظ نظام می گذرد واقعا قابل وصف و بیان نیست، لرزه بر اندام انسان می اندازد. چرا امام علی (ع) برای حفظ نظام توحیدیش این خوارج که عملا به جنگ آمدند بعد که به کوفه آمدند نگرفت در زندان کند شکنجه بدهد اعترافهای کذب از آنان بگیرد تا حکومت توحیدیش بماند؟ چرا طلحه و زبیر را گرچه می دانست می خواهند قائله جمل راه بیاندازند و بسیار کشته از مسلمانان بگیرند حصر خانگی نکرد؟ استاد یک بار امتحان کن با همه خدمت هایت به انقلاب برای امتحان یک سخنرانی بکن و نظرات مخالف ولایت فقیه از بین علما را بیان کن اما رد نکن آن وقت می بینی در سخنرانی دوم و سوم حتی استاد طاهرزاده از کجا سر در می آورد؟ این شبهات نسل جوان پاسخ می خواهد و گرنه تشیع جنازه سردار سلیمانی که بخش مهمی از آن ناشی از قدردانی از امینیت و غرور ملی بود نه دلخوش داشتن از حاکمیت و این مطلبی است که ما توده ها در بین مردم می بینیم و می شنویم و شاید شما از آن دور باشی و همه را به پای ارادت به انقلاب بگذارید به سرنوشت «یدخلون فی دین الله افواجا» دچار شود و بعد دو باره حدیث «ارتدالناس الا...» مصداق یابد. آنچه ما از شیوه امیرالمومنین علیه السلام آموخته ایم با آنچه می بینیم نمی خواند. حالا شما هر چه می خواهی از توحید و نور انقلاب بگو. استاد نکند به قول شهید بهشتی باز هم انقلابمان تک بعدی شود؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم کم و بیش به این مطالب فکر می‌کنم هر چند در این حد که می فرمایید نیست و عده ای مامورند این طور مطالب را مطرح کنند ولی با توجه به تجربیات اجرایی که دارم به نظر بنده بهترین راه برای عبور از این مشکلات، همین راهی است که رهبر معظم انقلاب پیشه کرده‌اند تا به مرور و با نجات‌یافتن از فتنه‌های دشمن، مردم ما وارد آن نوع خودآگاهیِ لازم بشوند وگرنه نقشه‌هایی که برای ما کشیده‌اند، محقق می‌شود و در تقسیم ایران و قرارگرفتنِ هر قسمتی از آن زیر نظر اسرائیل و آل سعود، موفق می‌گردند. این است که مقام معظم رهبری بنا به قاعده‌ی «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» با حکمتِ خاصِ خدایی، سعی دارند این کشتی را در این طوفان به ساحلِ امن و نجات برسانند. موفق باشید

25701
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، شرایط سختی برای شخص خودم پیدا شده است. بعضی روزها وقتی با افرادی صحبت می کنم و باهاشون سر بحث رو باز می کنم، بشدت دچار شک و تردید و ابهام درباره این انقلاب میشم. گویی این انقلاب هم پدیده ای است که روزی بوجود آمده و روزی رشد یافته و روزی به افول و نابودی می رسد. از حرفهای عجیبی که گویی این انقلاب تا عمیق ترین سطوحش درگیر سیاست بازی های کثیف و قدرت طلبی و در تصرف ابن الوقت هاست و این انقلاب، قدرت اسلام و اعتبار اسلام و محبوبیت دین را در بین مردم روز به روز کمتر کرده است. عملکرد برخی جریانات و مسئولین هم شواهدی بر مدعایشان است. دلم سخت لرزیده، نکند این همه تقلا و کوشش و دم زدن از آرمان انقلاب و ارزشهای انقلابی و تمدن اسلامی، بیهوده و آب در هاون کوبیدن باشد و ما هم عقاید مذهبی مان را در پرتو طرح های ایدئولوژیک این نظام مطرح کردیم؟ نکند واقعاً این انقلاب هم پدیده ای است که روزی افول می یابد و خبری از آن قله های افتخار نیست؟ نکند واقعاً سیاست بازی و فرصت طلبی و جناحی کاری، سرتاسر مسئولین ما را فرا گرفته و فساد سیستماتیک است؟ به یاد دارم زمانی این نوع سوالات به ذهنم می رسید و با مطالعه دو کتاب شما در باب انقلاب و آینده داری آن آرام شدم. استاد، وجودم درگیر خوف و رجاء عجیبی است. از یک‌سو همه این تردیدها و ناراحتی ها، و از یک‌سو در دلم امیدی است که این انقلاب عطیه ای الهی و موهبتی از پروردگار برای گذار از مدرنیته و اسلام آمریکایی است و این همه انسان طرازی که نظیر صیاد شیرازی و حججی و چمران تربیت کرده است گواه این مطلب است. گاهی فکر می کنم شاید برای برداشتن گام دوم انقلاب این نوع تردیدها و تشکیک ها و ساخت دوباره بنای ایمانی مان با اعتقاداتی نوین و ناب نیازست بالاخره انقلاب چهل سالگی خود را رد کرده و دوران بلوغ و همین تشکیک ها نسبت به قبل و آینده است. عذر می خواهم مطلب طولانی شد؛التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمایشاتی که رهبر معظم انقلاب در روز بسیج فرمودند، همه‌ی حرف را برای چنین سؤالی در میان داشت. آن‌جا که فرمودند: «پیروزی ملّت ایران و پیروزی بسیج و پیروزی این جریان عظیم انقلابی در ایران، تضمین‌شده است. خدای متعال در قرآن می فرماید: اِن یَنصُرکُمُ اللهُ فَلا غالِبَ لَکُم؛ اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما غلبه نمی کند. خب، یاری کردن خدا چه جوری است؟ اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم‌‌؛ اگر شما یاری کردید دین خدا را، جهت‌گیری الهی را، منطق خدایی را، راه خدا را، خدا هم شما را نصرت خواهد کرد و یاری خواهد کرد؛ این همان چیزی است که امروز وجود دارد. این جریان عظیم انقلابی در کشور دارند اهداف الهی را دنبال می کنند، ایجاد جامعه‌ی اسلامی را دارند دنبال می کنند، تحقّق شریعت الهی را در کشور دارند طلب می کنند و دنبال می کنند؛ پس کار خدا است، راه خدا است، نصرت خدا است؛ وقتی نصرت خدا شد، خدای متعال هم نصرت خواهد کرد، و وقتی خدای متعال نصرت کرد، فَلا غالِبَ لَکُم؛ هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد». موفق باشید

 

24691

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: چگونه انسان متوجه شود که تقدیر او در ازدواج چیست؟ آیا می شود خداوند مودت و محبت کسی را در دل قرار دهد و فرد چندین سال بلاتکلیف و منتظر بماند و نداند که تقدیر او چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید خودمان را دست خودمان به خطورات و توهّمات خود دامن بزنیم. وظیفه‌ی ما آن است که هرچه خدا پیش می‌آورد را مورد استقبال قرار دهیم، نه آن‌که به جهت آمال و آرزوهای خود آن‌چه پیش آمده است را رد کنیم. موفق باشید

22841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده شبها و روزهایی خواب و دلشوره هایی عجیب می بینم که بعد از از مدتی و ساعتی می بینم درست تعبیر شد یا در جایی در کشور یا مشکلی و بیماری یک مومن یا یک آشنایی او یا جمعی را ناراحت کرد. دلیل چیست؟! قبلا چنین حالاتی نداشتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، راه‌کارهایی جهت این مشکل برایتان مطرح شود. موفق باشید

22455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد محترم. نمی دانم چه دلیلی هست. وقتی سعی می کنم متمرکز بشم و سرم به کارم باشه و تمرین می کنم که جمع خاطر باشم یکهو سر و کله خیلی آدم پیدا میشه که وسط کارم از من درخواست دارن یک کاری براشون انجام بدهم و من خیلی ها را می دانم که اگر اون کار رو بخوام برای ایشان انجام دهم طول خواهد کشید و از کار خود باز می مانم، از طرفی اگر بگویم من نمی رسم الان هم معمولا باز یک جور ناراحتی پیش میاد و احساس بی توجهی و از طرف من هم معذب شدن و باز از کار مفید جا ماندن. نمی دانم وظیفه ام کدام است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کمک به خلق در حدّ توان لطف خدا است. موفق باشید

31865

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد ارجمند: آیا شما دیدن فیلم و سریال هالیوودی یا انیمیشن را به قصد تنوع برای سالک خوب می‌دونید؟ البته هر دو سانسور شده باشند و به مقدار کم مثلا یک یا دوبار در هفته تماشا بشوند. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحب‌نظر نیستم زیرا به‌کلّی در فضای این امور قرار ندارم تا بتوانم نظر بدهم. موفق باشید

31774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: منظور و معنی این بیت، از غزل سعدی را محبت می‌فرمایید: هرجا سری است خسته شمشیر عشق تو هرجا دلیست بسته ی مهر و هوای توست شعر کامل مقصود عاشقان دو عالم لقای توست مطلوب طالبان به حقیقت رضای توست بودم بر آن‌که عشق تو پنهان کنم ولیک شهری تمام غلغله و ماجرای توست هر جا که پادشاهی و صدریّ و سروری‌ست موقوف آستان درِ کبریایِ توست هر جا سری‌ست، خستۀ شمشیر عشق تو هر جا دلی‌ست، بستۀ مهر و هوای توست کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست جاوید پادشاهی و دائم بقای توست امّید هر کسی به نیازی و حاجتی‌ست امید ما به رحمت بی‌منتهای توست هر کس امیدوار به اعمال خویشتن «سعدی» امیدوار به لطف و عطای توست #سعدی. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار فرصتی می‌خواهد که بنده متاسفانه چنین فرصتی در اختیار ندارم زیرا باید جایگاه آن بیت را در دل غزل مربوطه روشن کرد. موفق باشید

31747

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و تسلیت رحلت عالم مجاهد علامه حسن زاده آملی: در زمینه امر به معروف واقعا سر در گم هستیم که چه باید کرد بعضی می گویند باید حتما در هر شرایطی تذکر لسانی داده شود فرض مثال در مورد بد پوششی اگر بخواهیم در هر موقعیتی تذکر دهیم متاسفانه این قدر تعداد بد حجابان زیاد شده که برای یه خرید بیرون می‌رویم باید مکرر در مکرر تذکر دهیم. استاد واقعا در این زمانه و در این شرایط در مورد امر به معروف چه کار باید کرد؟ چه چیزهایی باید لحاظ شود لطفا ما را از سردرگمی نجات دهید. خداوند حافظتان باشد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید شرایط امر به معروف را فراهم کرد وگرنه با امر به معروف‌های مستقیم به بی‌حجاب‌ها ممکن است تأثیر لازم را همیشه نداشته باشد. به نظر می‌آید امروز باید با معارف الهی جایگاه احکام الهی را برای مردم مشخص نمود و در آن راستا امر به معروف جایگاه خود را پیدا می‌کند و تأثیر خود را می‌گذارد. موفق باشید

31493
متن پرسش
سلام استاد: ان شاءالله خداوند شما رو سلامت و محفوظ بدارد. سوال داشتم لطف می کنید پاسخ بفرمایید: یک فردی می گفتند زیارت عاشورا رو هر روز نخوانید چون پریشانی می آورد به این خاطر که شاید خود شما از لعن کنندگان در زیارت عاشورا باشید. آیا این صحبت درست می باشد با توجه به اینکه آنقدر علماء ما توصیه در مداومت به زیارت عاشورا می کنند؟ گاهی در نماز با مقدار کمی توجه بدنم موقع رکوع رفتن می لرزد آیا این مسئله می تواند برایم حجابی باشد یا واقعاًبا کمی توجه به خدا باعث این لرزش بدن می شود؟ سپاس گزاری می کنم از پاسخ و لطف شما استاد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با خود مدارا باید کرد و سخت‌گیری حتی در عبادات لازم نیست. رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیةِ السمْحَةِ السهْلَةِ؛» من بر آیینی مبعوث شده‌ام که آن در عین آن‌که با جان‌ها هماهنگی دارد، نرم و سهل است. آری! انس با زیارت عاشورا راهِ انس با مولایمان حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» است. مثلاً عصر روزهای جمعه با دلی که رو به سوی آن امام دارد، از طریق آن زیارت، حضرت را زیارت کنیم. عرایضی در کتاب «زیارت عاشورا و اتحاد روحانی با امام حسین «علیه‌السلام» شده است.   موفق باشید

31408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد علی و بزرگوار خداوند طور هم با عزت و سلامت به شما و خانواده محترم عنایت فرماید : استاد بنا داریم در شهرمان که از نظر بد حجابی و بی حجابی خیلی وضعیت نا بهنجار دارد حرکتی فرهنگی در زمینه حجاب و پوشش اسلامی انجام دهیم نیاز به راهنمایی شما داریم که این حرکت را از کجا آغاز کنیم؟ و به چه سبک که بهترین نتیجه ان شاء لله حاصل شود. موید باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به شرایطی که در آن هستیم، بیشتر باید افراد مذهبی با نشان‌دادن سجایای اخلاقی و کمک و ایثار به مردم، نشان دهند که راه اسلام راهی است که سعادت بقیه در آن است. به گفته جناب مولوی: «مؤمن آن باشد که اندر جزر و مدّ / کافر از ایمان او حسرت خورَد». موفق باشید

30270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: استاد بنده یه جایی در پاسخ دوستان خوندم که خطاب به فردی فرموده بودید که برای اون شخص خاص نیازی نیست زیارت عاشورا بخونی؟ چون لعنهای زیادی داره بنده به خوندن زیارت عاشورا خیلی علاقمندم منتها اگه درست متوجه شده باشم شاید هر فردی یک ذکر یا دعا یا مناجاتی بیشتر برای حالش مناسب است (مثل هر بیماری که با وجود داروهای موثر فراوان اما نسخه خاص خودش را دارد) از کجا متوجه شوم چه ذکر یا دعایی مناسب حالم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت هر روحی اقتضای خاصی دارد و راه انس با خدا را باید در همان دعایی که با روح انسان می‌خواند، ادامه داد. در مورد زیارت عاشورا عرایضی در کتاب «زیارت عاشورا، اتحادی روحانی با امام حسین «علیه السلام» شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

30162
متن پرسش
سلام علیک: در تجربه مرگ تقریبی که برای خیلیها پیش آمده و قابل انکار نیست افراد خود را در همین دنیا و در کنار دیگران احساس می‌کنند آیا این وضعیت آنان موقتی بوده و می‌شود گفت با آنکه مرده اند هنوز سفر برزخی آنان شروع نشده؟ و چون سفر برزخی شروع نشده گاها می‌توانند احیا شوند؟ و اگر این سفر شروع شد دیگر بازگشت امکان ندارد؟ و آیا سکرات مرگ همان شروع سفر برزخی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید که این روح‌ها هنوز سفر برزخی خود را شروع نکرده‌اند تنها وجه تجرد خود را به آن صورت‌های مختلف احساس می‌کنند. سکرات، مقام انتقال روح از دنیا به برزخ است. موفق باشید

29913
متن پرسش
استاد گرامی سلام: قدیما که علم پزشکی پیشرفت نکرده بود افراد مسن که به یک بیماری مبتلا می شدند در مدت کوتاهی فوت می کردند و رنج کمی را متحمل می شدند ولی الان افراد مذکور را با استفاده از روش ها و دستگاه های گوناگون مثلا با وصل یک لوله به معده برای تغذیه، وصل یک لوله به حنجره برای تنفس، سونداژ برای دفع ادرار و ... و با دادن انواع و اقسام داروها زنده نگه می دارند در حالی که خود بیمار و اطرافیان متحمل رنج زیادی می شوند. به نظر من این یکی از جنبه های منفی مدرنیته است. از طرفی خود این مدرنیته با گسترش آپارتمان نشینی و زندگی ماشینی باعث شده که افراد به بیماری های گوناگون مبتلا شوند. مدرنیته کارگران کشاورز را تبدیل به کارگران کارخانه هایی کرده که محصولاتی تولید می کنند که مصرف آن ها برای سلامتی مضر است (مثل انواع مواد غذایی کنسروی، سوسیس کالباس و ... که دارای مواد مضر نگهدارنده هستند) و وضعیت طوری شده که اگر کسی این محصولات را نخرد کارگران بیکار می شوند و معضلات اجتماعی پیش می آید. ماشین ساختیم که زودتر به کارهایمان برسیم بدتر دچار کمبود وقت شدیم و همچنین با آلوده کردن آب و هوای زمین باعث کاهش بارندگی شدیم. واقعا اگر کمی فکر کنیم انسان بد جهنمی برای خود در این دنیا ساخته است و مسائل طوری به هم پیچیده شده که فکر نکنم غیر از دست گره گشای حضرت صاحب الزمان (عج) کسی بتواند آن ها حل کند. نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟ وظیفه ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. عرایضی در کتاب‌های «مدرنیته و توهّم» و «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» شده است. واقعاً جهان مدرن، مرگ را برای خود سخت کرده است. جناب مهاتماگاندی در کتاب خوب «این است مذهب من» به نحو بسیار شایسته‌ای این موضوع را تبیین فرموده‌اند. موفق باشید

29645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: دیدگاه های مراجع معظم را در مورد فلسفه و یا عرفان اجمالا بررسی می‌کردم ظاهرا اکثرا نظر خوشی نسبت به آنها ندارند در اوایل جامع اسرار مرحوم سید حیدر آملی صحبت از بعد تصوف و تشیع به میان آمده است البته ایشان معتقد به عینیت این دو هستند اما متوجه می‌شویم قبل از ایشان قاطبه فقها مخالف بودند و اینکه معصومین ما را ارجاع به فقها داده باشند و این همه فقیه که بسیاری از آنها از قله های تقوا هستند همه به خطا رفته باشند جای تردیدست. باری اینکه بگوییم فقهای مخالف درین موضوع تخصص ندارند و قولشان حجت نیست هم گرهی نخواهد گشود چه این همه فقیه متقی در امر غیر تخصصی فتوا بدهند با اینکه می‌دانند اینکار حرامست محل تاملست. ثانیا اگر این باب باز شود از کجا معلوم فتاوای فقیه در موسیقی حجت باشد مگر تخصص دارد؟ در اقتصاد همینطور و به همین نحو به تمام مسائل سرایت می‌کند و بالتبع چیزی برای فقیه باقی نمی ماند. ثالثا شما چه انتظاری دارید مکلف قول فقیهی که اعلم می‌داند را بر زمین گذارد و سخن شما که نمی‌دانم اجتهاد دارید یا نه پیروی کند و بفرض مجتهد هم باشید آن فرد آن مجتهد مخالف را اعلم می‌داند و در مسائل اختلافی به فتوای بسیاری از فقها وظیفه تقلید از اعلمست. رابعا متخصصین هم اینگونه نیست که همه متفق باشند خوب آقای مصباح گمان کنم وحدت وجود را قبول ندارند ایشان متخصص نیست؟ یا آقای فیاضی نظرهای خاص خود را دارند، یا آقای یثربی که کتبی که در عرفان تالیف کردند و بسیار محل رجوع دانشگاهیان و ... است و این تالیفات نشان از تخصص ایشان در عرفان می‌دهد اما به مرور ایشان هم گویا به جرگه مخالفین پیوستند که مصاحبه ایشان را در برنامه شوکران می‌توان ملاحظه کرد در پایان بنظر حقیر مکلف اگر هنوز مرجعی انتخاب نکرده است اگر بتواند در کنار مساله اعلمیت مرجعی انتخاب کند که مخالف عرفان نباشد مشکلی پیش نمی آید و اگر مرجعی را قبلا انتخاب کرده است دو فرض دارد: ۱. مرجع خود را اعلم نمی‌دانند و مساوی با چند مرجع دیگر می‌داند درین صورت به مسائل تقلید مرجعشان رجوع کنند اگر رجوع به مرجع مساوی را جایز می‌داند در مساله جواز تعلم عرفان به مرجعی دیگر رجوع کنند و اگر رجوع به مساوی را جایز ندانست فعلا گریزی از تبعیت نیست. ۲. اگر مرجع خود را اعلم می‌داند یعنی او بهتر از دیگران در تفقه دین سررشته دارد بفتوای او فلسفه و عرفان نمی آموزد و با همین نیاموختن به حق تقرب می‌جوید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به نظر حضرت امام و رهبر معظم انقلاب بتوانیم از این تنگناها عبور کنیم بخصوص که در این تاریخ در جهانی زندگی می‌کنیم که نمی‌توان از فلسفه و عرفان غفلت کرد و حضرت امام در همین رابطه آن نامه‌ی مشهور را به آقای گورباچف می‌نویسند و او را دعوت به مکتب صدرایی و عرفان ابن‌عربی می‌کنند. موفق باشید

29369
متن پرسش
سلام بر استاد: بعضی از معرفت جویان، از نحوه پاسخگویی رفقا به سوالاتشان اعتراض کردند. بی زحمت اگر وقت فرمودید ملاحظه بفرمایید و اگر صلاح بود به رفقای عزیزتر از جانمان بفرمایید که: بخدا ما هم می‌دانیم شما منظوری ندارید ولی به هر صورت این فضا مجازیست و لحن مشخص نیست، پس سعی کنند کمی گشاده رویی را در کلامشان پررنگ کنند چرا که اکثرا غرور برداشت می‌شود در فضای مجازی. این فضا سواد خاص خودش را هم می‌طلبد دیگر... برای این مخاطب فرّار و همچون ماهی ... یک لحظه لبخند یا روی خوش هم یک لحظه است. البته من که باشم که در مورد ایشان اظهار نظر کنم فقط بحث برادری است و حرفهایی که می‌شنوم چون این موضوع پر تکرار بود، یک نمونه برایتان فرستادم، حدودا بیست مورد دیگر به بنده گفته شد. می گویند: خواهش می‌کنم به استاد طاهرزاده بگین بعضی شاگرداشون خیلی بد اخلاقن. به خداوندی خدا پیامی که الان به شما دادم و جوابم رو به این خوبی گرفتم رو دادم به یکی از بچه های اصفهان که معروفه که شاگرد استاده بخدا جوری باهام حرف زد که سه روز حالم بد شد. آخه اون استاد کجا اینها کجا؟ تو رو ارواح جدت به استاد برسون پیام من رو. یک کیلومتر متن نوشتم برای طرف، تعریف تمجید، خوش به حالتون در جوار استادید، خوش به سعادتتون این مباحث رو کار می‌کنید و هزار تا چیز دیگه نوشتم: به من جواب داده: علیکم السلام. همین! انصافا همین! خب معلومه اینم نوشته که سلامه بی جواب نمونه دیگه. شما میگید حتما کار داشتن. حتما مشکلی پیش اومده براشون. من قبول می‌کنم ولی خب چرا شما الان اینجوری جواب ندادی. چرا استاد با اون همه شلوغ بودن سرش اونجوری جواب نداد؟ نمیتونم توجیهی براش پیدا کنم. این رفتار باید اصلاح بشه و شما هم حتما به استاد بگید که خبر داشته باشن. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم از رفتار بعضی از رفقا گله مندم. موفق باشید

29228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله; بحث اعیان ثابته بنده را به اینجا می کشاند که: الهی همه از آخر ترسند و حسن از اول. آیا درست است؟ و آیا با حب اهلبیت می‌توان جوهر و ذات و عین ثابته را کامل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی است و چون همواره ما در انتخاب‌گری خود هستیم می‌توانیم جوهر و ذات و عین ثابته‌ی خود را کامل کنیم. موفق باشید

28692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: مدت زیادی است که تقریبا در هر بحثی پیرامون اصول و فقه (و مقدمات اجتهاد در آن) وارد می‌شوم، متوجه می‌گردم که ریشه اصلی اختلافات و نظریه پردازی ها آن، به فلسفه های مضاف و از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد. مثلا بحثهایی که در مورد زبان شناسی منابع دین انجام می‌شود (از اصول نحو عربی گرفته تا مباحث ظواهر اصول و سایر عرصه های زبان شناسی جدید مثل نشانه شناسی و معنا شناسی شناختی) پایه هایش در فلسفه معرفت و فلسفه زبان بسته شده است و از کانال آنها به فلسفه اولی می‌رسد. یا مثلا مباحثی که پیرامون گستره شریعت و فقه و قلمرو دین مطرح می‌شود ریشه در مباحث پایه ای فلسفه دین دارد و باز از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد. و مثالهایی دیگر مثل بحث از ساحتهای وجودی انسان همچون ساحت وجودی اجتماعی حیات آدمیان که پای فلسفه علوم اجتماعی را باز می‌کند و باز از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد و قس علی هذا. نمی‌دانم آنچه فهمیده ام تا چه اندازه صحیح است... اما مباحث برخی صاحب نظران را که در این عرصه دنبال می‌کنم تقریبا اندازه فهم خودم، احساس می‌کنم آن دسته ای که علاوه بر فقه و اصول در فلسفه هم تحصیلات متمادی داشته اند، از قوت استدلال آوری بیشتری برخوردارند و مباحث را از پایه مبادی ترین مبانی اش طرح و نقد می‌کنند. حال این سوال برای بنده پیش آمده است که آیا قبل از تحصیل کافی و کامل در مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی و مباحث پایه ای انسان شناسی و فلسفه دین و فلسفه زبان و... آیا ما می‌توانیم وارد فقه و اصول و حتی برخی مقدمات اجتهاد در آن همچون علوم ادبی شویم و به یک فهم تحلیلی برسیم؟ آیا نباید در سیر آموزشی ابتدا فلسفه بخوانیم و پس از تلمذ وافی و کافی (که نمی‌دانم البته چند سال طول می کشد) در این عرصه، سپس وارد حوزه فقه و اصول شویم؟ یا اینکه باید مقلدانه مباحث اصولی را در کفایه و رسائل بخوانیم و بعدا با تخصص در مباحث فلسفی مجددا مباحث اصول و مبانی آن را مورد بررسی تحلیلی قرار دهیم؟ اصلا تفقه نیاز به تفلسف دارد؟ لطف می کنید اگر بنده را در این زمینه راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف به نظر می آید ناخودآگاه بعضی از نکات و علوم توسط علمای اصولی ما رعایت شده. از طرف دیگر به هر حال علم هرمنوتیک متذکر این امر است که روح مدرنیته تاریخ گذشته را به نفع خود مصادره و فهم میکند و لذا باید با فهم روح تاریخی متون بخصوص متون مقدس از سیطره ی مدرنیته متون را آزاد کرد. اینجاست که هر اندازه متوجه ی روح تاریخی آیات و روایات بخصوص روایات فقهی بشویم بهتر می‌توانیم با آن متون ارتباط برقرار کنیم. بعضا دیده ام که آقای آیت اللّه حیدری می خواهند این کار را بکنند ولی در بعضی موارد طوری افراط می کنند که عملا انسان از کار ایشان مأیوس می شود. به امید آنکه به روشی حکیمانه بتوانیم متون مقدس خود را بازخوانی کنیم تا در امروز تاریخ خود بهتر حاضر شویم بدون اینکه بخواهیم با عقل غربی آن متون را ارزیابی کنیم و گرفتار «قبض و بسط تئوریک شریعت» از دکتر سروش شویم. موفق باشید

27775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: در سختیهای زندگی صحبتهای شما باعث شده بتوانم تاب مشکلات عجیب و غریبم را بیاورم به سختی. چرا تقدیر خانمی اینطوره که همش باید سختی بکشه؟ الآن نزدیک چهل سالمه مثل دیگران زندگی نکردم. کلی مشکلات و مسائل سخت داشته ام. در آینده هم با کسی قراره ازدواج کنم که شرایط مالیش خوب نیست. درآمدش خیلی پایینه. اوضاعش همینطورم میمونه. چرا تقدیرم اینطوره؟ چرا راضی نمیشم به این تقدیر؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جلسه‌ی سوم «با دعا در آغوش خدا» با نظر به همین جایگاه که برای خواهران مذهبی و انقلابی پیش می‌آید و عملاً در این مسیر هزینه‌ی دینداریِ خود را می‌دهند، نوشته شده و بر این باورم که در إزای این سختی‌ها جهانی با کیفیتی بس متعالی که قابل مقایسه با جهان اهل دنیا نیست، بر روی آن خواهران گشوده می‌شود. پیشنهاد مطالعه‌ی آن متن برای خودتان و خواهرانی که در این مسیر هزینه‌ها داده‌اند را دارم. موفق باشید

27717
متن پرسش
سلام استاد عزیز: به لطف خدا از سال ۱۳۹۰ با حضرتعالی و آثار شما از طریق یکی از دوستان آشنا شدم اما تا اواخر سال ۱۳۹۸ با آثار شما غریب بودم و هیچ اشتها و کششی در درونم شکل نمی‌گرفت که سیر مطالعاتی رو دنبال کنم. اما از اواخر سال ۱۳۹۸ یه تشنگی خاصی نسبت به این سیر مطالعاتی در درونم ایجاد شد. و هنگامی که خود را در این آب معرفت انداختم، لذتش رو چشیدم که حد نداره. به طوری که دوست دارم صبح تا شب فقط بخوانم و به فکر فرو برم. الحمدلله. حالا سوال اینجاست که چرا در همون سال ۱۳۹۰ دلم به این سمت و سو کشیده نشد؟ و سوال بعد اینکه چی میشه که بعد از این همه سال، تازه در درون، آدمی متوجه میشه که این معارف گمشده ام بوده؟ و سوال بعد اینکه آیا باید افسوس و حسرت این هشت سالی که هدر رفت رو بخورم؟ یا اینکه بگم خدا رو شکر که لااقل قبل از اینکه بمیرم خدا جان منو آگاه به این طریق کرد؟ سوال بعد اینکه دلم نمیخواد از کتاب ها، زود به کتاب بعدی منتقل بشم؛ مثلا کتاب جوان و انتخاب بزرگ و کتاب چه نیاز به نبی رو سه دور خوندم و خلاصه برداری هم کردم، اما احساس می‌کنم که بازم که میخونم، کتاب برام تازگی و چیزای تازه تری برام داره..آیا به کتاب های دیگه برسم یا همین کتاب ها رو تا زمانی که اشتها دارم ادامه بدم؟ تشکر و سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس را صبحدمانی و فلقی است و هنر ما باید آن باشد حال که صبح، دمیدن آغاز کرده و در بین‌الطلوعین آن هستیم، مواظب باشیم خواب بر ما غلبه نکند تا از حرکت باز ایستیم. ۲. وقتی کتابی رویهمرفته مطالعه و دریافت شد، جلو بروید. موفق باشید

27475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چطور با وجود اینکه جریان معتزله نقش محوری و علمی در زمان مامون و خلفای بعدی که دوره حرکت تمدن اسلامی بود، داشت و اینکه مقابل ائمه و مکتب تشیع مکتب سازی می شد و به نام ارتباط تمدنها و ارتباط با دستاوردهای سایر علوم، یونان زدگی و انحرافات عقیدتی ایجاد شد و در عین بی توجهی به شیعه و ائمه هدی و شهادت امام رضا (ع)، از علمای اعتزالی و ایرانی غیر مسلمان و رومی حمایت می شد، تمدن اسلامی حرکت بسمت جلو و نقطه عطفی برای تمدن سازی داشت و شروع فعالیت های تمدنی مسلمین شد؟ چطور با وجود اینکه معتزله محوریت داشت و این جریان با مبانی اصیل شرعی و عقل قدسی تضاد دارد ولی توانست در بحث تمدن سازی بیاید و نقطه عطف تمدن اسلامی در آن دوره بشوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که اهل تحقیق متذکر شده‌اند؛ تمدنی که آن زمان به ظهور آمد تمدنِ مسلمانان بود که در بستر اسلام حاضر شده بودند و اهل کلام و حاکمان، بیشتر در حاشیه مشغول خودشان بودند و ائمه «علیهم‌السلام» نیز به صورت نرم در هدایت آن فضا بدون ایجاد حساسیت برای حاکمان، نقش خود را داشتند و به همین جهت هم در هر حال، حاکمان متوجه‌ی حضور نرم آن عزیزان می‌شدند و آن‌ها را گرفتار حبس و تبعید می‌کردند. موفق باشید

27261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام الله عليكم: استاد طاهرزاده، از آنجا كه حضرتعالي تاكيد بر كشف حقيقت داريد، لطفا ابزار آن را نيز معرفي بفرماييد. همانگونه كه علم حصولي و حضوري ابزارهاي خود را دارند. حفظكم الله ان شاءالله
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به معرفت نفس نظر شود از آن جهت که راهِ شناخت ربّ است به صورت حضوری، و حقیقت همان حضرت حق است در جلوات مختلف اسماء، که عرفان متذکر آن است. موفق باشید

26969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: سال نو رو خدمتتون تبریک عرض می کنم. می خواستم ازتون بپرسم با وجود اینکه در باب معرفت النفس در مورد اهمیت روزه و کم خوردن تاکید کردید و اینکه توجه باید به بدن کم شود و از طرفی امور مثل لذت بردن از خوردن غذاها و اینکه آشپزی برای پختن و درست کردن غذاهای خوب و لذیذ مانع این رشد حاکمیت نفس مجرد ما نیست؟ در صورتی که در قرآن تاکید شده حلال های خدا را بر خود حرام نکنید. آیا قابل جمع هستن؟ (علاقه و درست کردن به غذاهای لذید و رشد تجرد نفس) ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استعدادهای نعمت‌های الهی را شکوفاکردن و خوشمزگی‌های غذاها را به ظهور آوردن، پاسداشتِ نعمت است و این غیر از تحریک هوس است برای پرخوری و فرار از گرسنگی. موفق باشید

25958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. یک روحانی تفاوت بین نبوت و رسالت رو اینطور تعبیر می کرد که نبوت به جنبه ارتباط با عالم غیب و رسالت جنبه ارتباط او با مردم اشاره دارد. به نظرتون درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باطنِ نبوت و رسالت که ولایت است، وجه و جنبه‌ی ارتباطِ نبیّ با عالم غیب است، وگرنه نبوت و رسالت هر دو وجهِ نظر به خلق از طریق پیامبر می‌باشد. موفق باشید

25665
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد، شیوه اصیل برخورد پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) با جریان نفاق چگونه بوده است و با توجه به این سیره، امروز تکلیف ما در برابر این جریانی که موریانه وار در حال ضربه زدن به انقلاب است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده‌ی مهم است که هر آن‌چه شرایط تقوا را در جامعه رشد دهیم، شرایط نفوذ نفاق، تنگ‌تر می‌شود زیرا منافق هر ادعایی در راستای دینداری می‌تواند بکند ولی نمی‌تواند حقِ تقوا را ادا کند. موفق باشید

نمایش چاپی