بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30165

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون به خیر می‌خوام یه کم با شما درد و دل کنم. دانشجوی پزشکی هستم. انگیزه‌ی کافی برای درس خوندن ندارم و هر ترم که شروع میشه به خودم قول میدم که دیگه از این ترم درس بخونم ولی همین طوری اوقات به بطالت سپری میشه و آخر ترم هم می‌بینم که چند تا درس رو افتادم. معمولا ایام امتحانات پرفشارترین ایامی هست که سپری می‌کنم و آرزو می‌کنم هرچی زودتر تموم بشه. نمی‌دونم مشکل از کجاست؟ بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم مقصر منم، گاهی اوقات هم تقصیرات رو می‌ندازم گردن محیط و سیستم آموزش پزشکی که بیخودی به دانشجوها سخت میگیره و یک دریا اطلاعات بی‌ارتباط با پزشکی به خورد دانشجوها میده. استاد عزیز آیا واقعا شأن من به عنوان یک انسان اینه که شخصیتم زیر نمرات دروس دانشگاه خورد بشه؟! من چرا اینجوری هستم؟ هیچ انگیزه‌ی ثابت و پایداری برای درس خواندن ندارم. هر وقت که می‌خوام خودم رو از شر فکر کردن به نمرات درسی و امتحان آخر ترم خلاص کنم موفق نمی‌شوم. دوست دارم اصلا نمره و معدل برام مهم نباشه و برای سربازی امام زمان (عج) درس بخونم ولی موفق نمیشم و شکست می‌خورم. استاد دیگه خسته شدم از این همه زمین خوردن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره «یا مکن با پیل‌بانان دوستی / یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل.» یا باید با جدّیت تمام این دروس را با کم و زیادش فوق نظر به نمره و امتحان بخوانید و خود را در این مسیر ادامه دهید، یا مسیر خود را عوض کنید. جان‌کندن، شرطِ راه نیست. موفق باشید

30162
متن پرسش
سلام علیک: در تجربه مرگ تقریبی که برای خیلیها پیش آمده و قابل انکار نیست افراد خود را در همین دنیا و در کنار دیگران احساس می‌کنند آیا این وضعیت آنان موقتی بوده و می‌شود گفت با آنکه مرده اند هنوز سفر برزخی آنان شروع نشده؟ و چون سفر برزخی شروع نشده گاها می‌توانند احیا شوند؟ و اگر این سفر شروع شد دیگر بازگشت امکان ندارد؟ و آیا سکرات مرگ همان شروع سفر برزخی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید که این روح‌ها هنوز سفر برزخی خود را شروع نکرده‌اند تنها وجه تجرد خود را به آن صورت‌های مختلف احساس می‌کنند. سکرات، مقام انتقال روح از دنیا به برزخ است. موفق باشید

29850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوالی مطرح کردم در مورد شهدای هواپیمایی که سپاه با اشتباه انسانی زد، هنوز پاسخی دریافت نکردم گفتم سوالم رو با سوالی دیگر پیگیری کنم، رفتار جمهوری اسلامی با مردم مثل اون قاضی است که سرباز رو برای گرفتن مدرک شناسایی سیلی می‌زند، اخیرا فردوسی پور با گزارشگری در یک پیج انیستاگرامی با مخاطب میلیونی اثبات کرد که رفتار بیت و صدا و سیما کاملا غیرمنطقی بوده، هنوز از این اتفاق نگذشته که سایت های اصولگرا تلاش می کنن این پیروزی فردوسی پور رو برعکس نشون بدن. آیا جمهوری اسلامی در تلاش برای اصلاح خود هست؟ با مسئولانی که خود رو پاسخگوی مردم نمی دونن، حتی با به شهادت رساندن نخبگان هیچ هیچ هیچ مسئولی حاضر به عکس العمل نشد. منتظر پاسختان هستم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هیچ وقت مدافع حرکاتی که با روح تاریخی انقلاب اسلامی نمی‌خواند نیستم؛ عرض بنده آن است که متوجه اصل حضور تاریخی انقلاب اسلامی باید بود که تنها راه عبور از تنگناهای تاریخی همین راهی است که خداوند در مقابل ما گشوده‌است و شهدای عزیز در دلِ چنین تاریخی حاضر شدند جان‌شان را بدهند و خداوند هرگز نتایج کار آن‌ها را که به نتیجه رسیدنِ اهداف انقلاب است ضایع نمی‌کند. موفق باشید

29806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده از دستتون گله دارم. شما به خوبی با تبعات و عوارض فکری بعضی از سیاسیون آشنا هستید و میتونید در مورد آنها قلم بزنید اما نمی‌زنید! شما میتونید توضیح دهید که بعضی از سیاسیون مثل آقای قالیباف اگر مدیریتشون در دولت اجرایی بشه ما را وارد چه تنگناهایی می کنه اما توضیح نمی‌دید! شما میتونید خطر بزرگ سکولاریسم و لیبرالیسم پنهان که توسط بعضی از آقایون مثل قالبیاف که می‌تونه انقلاب را با اون مواجه کنه را بگید اما نمیگید! شما میتونید قلم بزنید و از عوارض تقدم توسعه بر عدالت بگید و نمیگید! چرا استاد؟! حداقل برای ما بگید تا ما برای مردم بگیم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر در بعضی از سرداران از جمله آقای قلیباف متأسفانه چنین ضعف‌هایی هست؛ جهت‌گیری ایشان و امثال ایشان نسبت به مقام معظم رهبری، بسیاری از این ضعف‌ها را به حاشیه می‌برد به همان معنایی که «حبّ علیٍ حسنه لا یضرّه سیئه». موفق باشید

29561
متن پرسش
سلام و ادب استاد عزیز: گویا ملاصدرا تن را جزو نفس می داند. آیا با فرمایش حضرت عالی که به تن در مقابل من معتقدید منافات ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا در رابطه با نفس می‌فرمایند: «النّفس جسم آلی ذی حیات» و این یعنی مقام نفس به اعتبار آن‌که جسم را تدبیر می‌کند باید دنبال شود و در این نگاه، اساساً دوگانگی بین نفس و جسم نیست، بلکه حضور نفس در جسم و تدبیر جسم مدّ نظر باید باشد. پس بحث نفس است و وسعت آن. در این مورد خوب است کتاب «معرفت نفس و حشر» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید

29496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد خدا قوت. با توجه به اینکه ما طلبه هستیم و می خواهیم از فکر دکتر داوری و فردید و کسانی که در زمینه غرب صاحب نظر هستند استفاده کنیم از چه موقعی می توانیم شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بتوانید نکاتی که آقای دکتر داوری را می‌فرمایند را بفهمید؛ خوب است که آثار ایشان رادر کنار خود داشته باشید. اخیراً متنی تحت عنوان «نوع مواجهه با متفکران در بستر انقلاب اسلامی» در حال تهیه است که إن‌شاءالله می‌تواند بهتر جواب این سؤال را بدهد. موفق باشید

29380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد در مسیر سلوک قبض طولانی مدت هم داریم؟ معمولا چقدر طول می‌کشد؟ یک مدتی است که هرچه صدا می‌زنم جواب نمی‌شنوم، اصلا انگار خدا توجهی نمی‌کند، انس و محبتی اصلا احساس نمی‌کنم، نمیدونم چرا به به این نقطه رسیدم، شاید بخاطر گناهانم است، ولی خدا هم تواب و غفار است. استاد من احساس نا امیدی می‌کنم چون مدتی است که واقعا سرد شدم، آیا خدا رهایم کرده یا یک قبض طولانی مدت است؟ (مگر می‌شود خدا بنده ای را ولو گنه کار را نبخشد و رهایش کند) آیا در این راه امکان دارد که خداوند شخصی را بخاطر گناهش کلا برای همیشه رها کند و در را ببندد؟ استاد لطفاً راهنمایی ام کنید، چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». پیشنهاد بنده آن است که شرح «مناجات التّائبین» که در سایت تحت عنوان «در آغوش خدا» مطرح شده است؛ کارساز باشد. موفق باشید

29023
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت، استاد چرا نمی‌شود حالات را بیان کرد؟ چرا هر وقت می‌خواهم حالتی را حتی به استادم حضرتعالی هم بگویم، جوری دست و پایش را قطع می‌شود که اگر ذبح می‌شد بهتر می‌بود. چرا اساسا حالات معنوی قابل بیان نیستن؟ آیا همیشه اینگونه خواهد بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زبان ارائه، عوض شود. زبان دیگری در میان است که إن‌شاءالله با آن «گفت»، گفته‌ها می‌توان گفت. در متن شماره‌ 18 مباحث «انقلاب اسلامی، طلوعی بین دو جهان» این‌طور عرض شده است:

18- اگر انسان در آن احساس بیکرانه در سعه‌ی ذاتی‌اش که از جهتی به سوی وجود نظر دارد، خود را در معرض تجلیّات وجود مطلق قرار ‌دهد ، تجلیّات حضور خداوند را در ابعاد متفاوت‌اش می‌یابد، یعنی در عقل، به فهمی خاص نسبتِ به بیکرانگی خدا می‌رسد و در قلب به احساسی خاص نسبت به بیکرانگی آن حقیقت دست می‌یابد و در سامعه به شنیدنی خاص نسبت به بیکرانگی آن حقیقت نایل می‌شود و زبان انسان نیز تجلی همان حقیقت بیکرانه است، منتها در همه‌ی این موارد اجمال در میان است، چه در عقل و چه در قلب و چه در سمع و چه در زبان، و هر اندازه انسان با حضورِ بیشتر یعنی «تقوا» با رویکردِ به تفصیل‌درآوردنِ تجلیّات، نظر به حقیقت بیکرانه داشته باشد و با مسئله‌ای مشخص به آن حقیقت بیکرانه، نظر کند، زبان او آن حقیقت بیکرانه را بهتر ظاهر می‌کند و بهتر می‌تواند دریایی را در کوزه‌ای جای می‌دهد، کوزه‌ای که از جنس دریاست، موجی که منقطع از دریا نیست. لذا به همان معنایی که موج عین دریا است، زبان عین حضور خدا می‌شود و هر سخنی را که انسان در این رابطه بگوید و یا نام ببرد، حقیقت را ظهور داده و به اشیاء اجازه داده تا در دل آن زبان، به ظهور آیند و آینه‌ی «وجود» باشند ولی نه بی‌نسبت با حقیقت انسان که موجب دوگانگی سوبژه و اُبژه شود، بلکه همان عالم انسانی است که از آن طریق ساخته می‌شود و انسان در این زبان سکنی می‌گزیند، زیرا نوعی از تجلی است که او را فرا گرفته و همواره و در هر حال افقی را در مقابل خود دارد که خودش نیز در آن افق است، بدون محجوب‌شدن از طریق هسته‌ای معنایی و مفهومی.

موفق باشید     

28920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ضمن عرض خدا قوت به شما می خواستم بدانم صفت خالق بودن برای انسان هم مصداق دارد. در مباحثه ای طرف مقابل مدعی شد که «علم الادم الاسما کلها» همه اسما نیست مثل اسم خالق بودن که مخصوص خداوند است. مثل صفت کبر و ... در کل برایم پارادوکس ایجاد شد. ممنون می‌شوم اگر راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فرمود همه‌ی اسماء را به آدم تعلیم دادیم؛ تا می‌توانیم نباید استثنا قائل شویم. آری! ما در حدّ خود خالقِ صور ذهنی خود می‌باشیم. یا کبر به معنای کبریایی برای انسان‌های بزرگی مثل حضرت امام پیش می‌آید. موفق باشید

28061

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: سوال شماره ۲۷۹۵۵ و ۲۷۹۵۹مربوط به بنده است که از خدمتتان پرسیدم و واقعا هم برایم کارساز بوده و تا حد امکان طبق دستورالعمل شما پیش رفته ام ولی مشکلی دارم و آن هم اینکه من قبلا هم از افراد دیگری کمک خواسته بودم و طبق دستورات آنها عمل کرده ام ولی نمی‌دانم چرا بعد از مدتی تاثیر خود رارروی من از دست می دهند ولی دستورات شما زمان بیشتری برای من موثر بودرحتی روحیه ورسرزندگی مرا به من برگرداند و برای این امر من بسیار بسیار از شما سپاسگزار هستم، ولی اکنون خوابم مجددا دچار مشکل شده است، چون گاهی اینقدر بیداری مکرر دارم و تحت تاثیر سنگینی خوابم قرار می‌گیرم که دستورالعمل قبل از خواب را اجرا نمی‌کنم، و به جای شب، روز می‌خوابم. ممکن است بار دیگر مرحمت فرموده و مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید در روز به خود سخت‌گیری نکنید. در ضمن با تجربه، خودتان به این نتیجه برسید که چه نوع غذاهایی بخورید که خواب‌تان طبیعی شود و به هر حال باید زود خوابید و روح را به زودخوابیدن عادت داد. موفق باشید

28040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سوال و درخواست خصوصی هست لطفا نشر عمومی ندهید. ببخشید قبلا طی سوال شماره ۲۷۹۷۴ سوال و مشکلم را خدمتتون فرستادم اما پاسخی دریافت نکردم. ممکن خواهش کنم یک راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال شماره ۲۷۹۷۴ به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی نباید به این امور توجه کرد. در این مورد خوب است سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

27832

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یکی از مواردی که مطرح شده برای دوری از گناه جنسی بحث اینکه انسان تنها نباشد این درست است ولی آن چه مورد سوال بنده است این است که اساس تنها بودن منفی نیست. مثلا بنده ممکنه است در تنهایی مطالعه کنم یا در تنهایی دعا و نماز بخوانم اتفاقا در مواری که انسان تنها هست احساس می‌کند راحت تر است. مثلا تمرکز بیشتر روی مطالعه مباحث دینی یا دعا و نیایش دارد البته منظورم این نیست که انسان در جماعات حاضر نشود مورد سوال من این است که اصل تنها بودن کلا نمی‌تواند مذموم باشد درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. آن توصیه مربوط به کسانی است که توهّم در آن‌ها غلبه دارد و نمی‌توانند اندیشه‌ی خود را مدیریت کنند. موفق باشید

27741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اوایل ماه رمضان حال و هوای خوبی دارم و محبت الهی را حس می کنم ولی بعد از ده روز این حال محبت نیست و توجهم روی روح و وحدت وجود. حقیقت من چیست؟ و این شکل موضوعات می رود. نمی دانم این بد است که حالت محبت اولیه ادامه پیدا نمی کند؟ انگار می خواهم توجهم را روی بزرگی و عظمت خداوند ببرم و در آن زمینه تفکر کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شروع ماه رمضان، فضا را می‌گشایند تا ما وارد شویم و بعداً می‌خواهند خودمان آن را ادامه دهیم و ورود به موضوعات معرفتی، از برکاتِ این ماه است. موفق باشید

27677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد گرانقدر ما: خوشحالم میتونم مستقیم باهاتون صحبت کنم - برخلاف مسئولین دیگر یا اساتید دیگر - بحثی بین من و آقایی هست حدود ۱ سالیه (توی جلسات آنگاه که فعالیاتهای فرهنگی پوچ می‌شود) - که من میگم امثال امید دانا، حسن آقا میری، و کسانی شبیه به اینا رو نباید بزرگ کرد - چرا- چون اندازه علمای اصیل و یا تحلیلهای بی عیب و نقص تحت شعاع قرار میگیره ولی ایشون مصر هستن که در مورد اینگونه افراد باید گزینشی رفتار کرد و به بعضی حرفاشون که صحیحه اعتنا کرد به حرف غیر صحیحشون اعتنا نکرد یا اگر در مقام نقد بود نقد کرد - باز من میگم همه که نمیتونن این طور تحلیل کنن! و ایشون میگن ذیل انقلاب اسلامی مردم بسیار آگاه تر از اینی هستن که در ظاهرشون ما داریم می‌بینیم و به قول قدیمیا نصفشون زیر زمینه! ایشون میگن مردم وقتی تمایل به صحبتهای مهربانانه آقا میری نشون میدن حتی اون قسمتهایی که حرف پر مغزی هم نباشه - گویی دارن با گوشه چشمشون به باقی روحانی ها نگاه میکنن که نگا کنید ما یکم عطوفت و مهربونی و صحبتهای رحمانی از شما میخوایم تا تکون بخوریم! مثل بچه ای که از پدرش نامهربانی ببینه و وقتی پدر همسایه بهش محبت میکنه خوشحال میشه خیلی، ولی یواشکی به پدر خودش نگاه میکنه و تو دلش میگه: ایناها اینجوری محبت کن - و در اصل هم اون بچه پدرش رو دوست داره - (این ها مثالهای ایشون بود برای بحثهایی که در مورد آقا میری داشتیم) در مورد امید دانا هم میگن نباید به دینش نگاه کرد و باید به اصل موضوعاتی که به تحلیلمون کمک میکنه نگاه کرد و معتقدند مردم خیلیاشون متوجه میشن که کدوم عقاید و معارف دارای نور هست و کدوم نیست - و به مردم هم یک نحوه وحی و الهام میشه (البته حرفای ایشون رو نتونستم کامل بنویسم بیشتر مثالهاشون رو نوشتم تا قاعده ها رو ولیکن خودتون تفکر شاگردتون رو بهتر میدونید دیگه) آخه استاد این نگاه ایشون زیادی خوشبینانه نیست! یا نگاه من بد بینانه است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث فقهی داریم که فضیلت یک فکر آن است که دشمن، مؤید آن باشد و از این جهت صحبت‌های آقای امید دانا را می‌توان در این رابطه جای داد: «خوشتر آن باشد که سر دلبران ** گفته آید در حدیث دیگران‌‌» در مورد صحبت‌های آقای آقامیری نمی‌توانم نظر بدهم چون صحبت‌های کمی از ایشان را دنبال کرده‌ام، هرچند کار ایشان را قبول ندارم و فکر می‌کنم آثار سوئی دارد. موفق باشید

26644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: اگر فردی به فرد دیگر در این دنیا محبت زیاد داشته باشد و با او بودن را هم تجربه کند اگر میان این دو فاصله افتاد برای محب فراق پیش می آید حال مگر اولیا خدا ملاقات الهی را تجربه کرده اند که بعد از دوری به فراق مبتلا شده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مولایمان علی «علیه‌السلام»: «انّ للقلوب اقبالاً و ادباراً» که به اصطلاح عرفا، «بسط» و «قبض» برای قلب هست. موفق باشید

26628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر مبارک استاد طاهرزاده: استاد حدود یکسال هست که با اصوات شما و اپلیکیشن حیات طیبه به حمد خدا مأنوسم و بسیار از این بابت خدا را شاکرم. الان در حال مطالعه کتاب «فرزندم این چنین باید بود» هستم اما سوالم در رابطه با این موضوع است که از کجا متوجه بشویم که چه میزان از امور باید به خدا سپرده شود و چه میزان سعی و تلاش و برنامه ریزی از ناحیه ما باید شکل پذیرد؟ بطور مثال مدیری تحت تأثیر غیر واقعی و زیرکانه دیگران (طوری که واقعیت امر واضح نیست اما رفتار این چنین مشاهده می شود)نظرش نسبت به یکی کارمندان تغییر می کند، در اینجا وظیفه شخص کارمند، سپردن امور به خداست یا در جهت اصلاح ذهن مدیر باید اقدام کرد (که خود این اصلاح باعث تبعات منفی شخصیتی خواهد شد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید همه‌ی امور را به خدا واگذار کرد و در بستر این‌چنین توکلی وظایف خود را نیز انجام دهیم مثل آن‌که از خود دفاع نماییم. موفق باشید

26253
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخی که اشاره به همراهی تشیع و خرد خسروانی داشتید، دو مسئله برام بوجود آمد: ۱. ایرانیان با توجه به روحیاتی مثل عدالتخواهی، خرد ورزی، ارتباط با تمدن های مختلف و تمدن سازی و توجه به ارتباط با قطب کائنات هستی آیا می شود گفت در قرن دهم توانستند آن گوهر ناب اسلامی را در بستر تشیع اثنی عشری بیابند تا روح ایرانی_اسلامی شان به ثبات و آن سکینه مطلوب برسد و تا قبل از قرن دهم شاید چنین چیزی کمرنگ تر بود؟ ۲. چرا ایرانیان در برخورد جدی تمدنی، وقتی با فرهنگ اسلامی مواجه شدند حاضر شدند آن را بپذیرند و حتی به تعبیر شهید مطهری با نیرو گرفتن از تعالیمش، تولید محتوا و دستاورد کردند اما در برخورد با مدرنیته و غرب، شتاب لازم را نداشتند و حتی رویکردهای نقادانه و مخالف با آن را اتخاذ کردند و معتقد بودند عناصر و تکنولوژی غربی را باید درون روح ایرانی_اسلامی استحاله کنیم و رنگ بومی دهیم زیرا روح حاکم بر عناصر و تکنولوژی مدرن، با هسته توحیدی ما سازگار نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید روح مدرنیته، روحِ تمامیت‌خواه است و در برخورد با فرهنگِ سایر ملل، سعی در نفی و تحقیر آن‌ها دارد. لذا ایرانیانِ اصیل هرگز به استقبال روح مدرنیته نرفتند. در حالی‌که اسلام، عملاً موجب پرورش و فرآوریِ خرد ایرانی شد. موفق باشید 

25793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز چرا گروهی در تلگرام راه نمی اندازید و در سایت آدرسش رو نمی گذارید که دنبال کننده های آثار شما و علاقه مندان به مباحثتون اونجا با هم گفتگو و اشتراک نظر کنند؟ به نظرتون خوب نیست که چنین گروهی وجود داشته باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در توان بنده بیش از آن که بر روی جواب سؤالات وقت می‌گذارم، نیست. رفقا در اینساگرام تلاش‌هایی دارند. موفق باشید

25182
متن پرسش
سلام پدر عزیز و بزرگوار و عزیزتر از پدر: استاد ذهن بنده چند وقت یه بار درگیر دولت و رئیس دولت یعنی جناب روحانی میشه و از عملکردهای ایشون دچار بهت و شگفتی، حرف و حدیث پیرامون تحلیل عملکرد و نیات ایشون زیاده، عده ای میگن ایشون منافق هستن و عده ای میگن نه اینجوری نیست و ایشون فقط جاهل هستن یا علم اداره دولت و کشور رو نداره ولی نیات بدی هم نداره، می خواستم ببینم نظر شما استاد در مورد ایشون و نیاتشون چی هستش؟ نظر شما برای بنده مهمه، ان شاءالله نظر رحمت خداوند و دعای خیر اهل بیت همراه همیشگیتون باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در ابتدایِ آمدن این دولت عرض شد این دولت از جنس انقلاب اسلامی نیست تا بتواند اهداف اصیل انقلاب اسلامی را دنبال کند. به نظر می‌آید همان روش برخورد رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» با این دولت، بهترین روش باشد تا إن‌شاءاللّه مردم متوجه شوند این جریان فکری برای ادامه‌ی زندگی در بستر انقلاب اسلامی شایستگیِ لازم را ندارد؛ هرچند که باید به روش مقام معظم رهبری، آنان را تحمل کرد. موفق باشید

24578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ما طلبه ها بعد از اینکه بدایه الحکمه و نهایه الحکمه رو خوندیم برای بحث نفس و معاد چه کتابی رو مطالعه کنیم؟ چون اون دو تا کتاب فاقد مباحث نفس و معاد هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» با شرح صوتی آن‌ و بعداً جلد ۸ و ۹ اسفار. موفق باشید

24149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: استاد عزیز در حال گوش کردن فایل های معاد هستم. در جایی خوندم که نوشته بود عالم مثال متصل و منفصل. برایم سوال شد که منظور از این دو اصطلاح چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیال منفصل همان عالَم مثال است که بین عالم عقل و عالم ناسوت قرار دارد و خیال متصل مرحله و مقامی از نفس ناطقه است که بین عقل و حسّ می‌باشد. موفق باشید

22826
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: ۱. با توجه به نظر ملاصدرا در خصوص مجرد بودن صورت های خیالی در نفس، چگونه گفته می شود که قوه خیال محل نگهداری این صور است؟ مگر صور خیالیه غیر مادی را می توان در جایی انبار نمود؟ ۲. اینکه گفته می شود متخیله، صور را از خیال می گیرد چگونه انجام می یابد؟ ان شاءالله سلامت باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت‌های خیالی و قوه‌ی خیال هر دو مجردند و اساساً صور خیالی، خیال را به‌وجود می‌آورند 2- نفس انسان به اعتبار قوه‌ی متخیّله، صور خیالیه را با روجع به مرتبه‌ی خیال نفس ناطقه می‌یابد. موفق باشید

32979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: صوتهای معرفت نفس را در کانال جستجو کردم فقط دو جلسه بود فقط همین است یا باز هم هستند؟ باید جای دیگه ای جستجو کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدرس صوت‌های مذکور ذیلاً ارسال می‌شود. موفق باشید

https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87

31643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: مبحثی در مورد خطبه ۱۶۳ نهج البلاغه از شما گوش می کردم که خصوصیات توحید صمدی را توضیح می دادید، اینکه اول دریا دیدن بعد موج دیدن و اینکه حق قبل از عدد است. ۱. این چه ارتباطی به بحث صمد در موضوع اربعین پیدا می کند؟ ۲ . اول دریا دیدن و بعد موج دیدن مربوط با کدام سفر از اسفار اربعه است؟ من الخلق الی الحق / یا من الحق الی الحق؟ ۳. در کتاب مجتهد امین ، در سفر اول، مرحله هفتم سفر اول را فنا و بقا می گوید و مرحله هشتم را توحید..؟ آیا میشه اینطور گفت که ماه محرم، فنا و بقا است که فرد توجه به روح هرچیز کند، نه توجه به جهت ملکی آن؟ و آیا ماه صفر رو میشه توحید گفت (یا همان مرحله هشتم مجتهد امین) که حرکت به سمت توحید صمدی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که در بحث «انسان آینده و هویت اربعینیِ او» عرض شد در حرکت اربعینی در عین «در حضور بودن» به سوی او بودن در میان است و این همان احساس حضور در قبضه احدی است که صمد می‌باشد. ۲. مرحله حق الیقینی، سفر آخر است که همان «من الحق إلی الحق فی الخلق» است. ۳. حرف خوبی است. موفق باشید

31603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: سالها پیش و نیز چند ماه پیش در مورد انتخاب صادق لاریجانی به ریاست قوه توسط رهبری پرسیدم شخصی که تجربه قضایی نداشت عملکردش را کار ندارم حداقل با مردم نتوانست ارتباط خوبی برقرار کند بعد هم آن نامه به مرحوم یزدی اخیرا حملات بسیار نابجایی که به شورای نگهبان وارد کرد، درحالیکه کاملا مشخص است برادرش صلاحیت نداشت ۱۲ سال اگر خوب عمل کرده بود که درین فلاکت نبودیم چقدر کوشید تا احمدی نژاد را تحت فشار قرار داد و بعد چقدر در مقابل روحانی کوتاه آمد. و بعد اخیرا هم از شورا کناره گیری کرد ببینید چه فرد بی بصیرتی. در کلیپی از برادرش جواد شنیدم که کاش وارد قوه نشده بودند در جایی دیگر خواندم که ایشان که وارد قوه شدند آه از نهاد حوزویان برآمد واقعا هم ایشان در حوزه بسیار موفق بودند حال سوال اینست که چرا رهبری این افراد را انتخاب می‌کند؟ در سوال قبل فرمودید شاید درون سیستم قضا کسی را نیافتند در حالیکه واقعیت بنظر می‌رسد اینگونه نیست. نمی شود بگوییم ۳۰ سال قوه قضا درون خود هیچ فردی را نپروانده باشد ضمن اینکه امثال جناب رییسی و محسنی اژه ای بودند و می‌توانست زودتر از اینها انتخاب کند و قطعا صلاحیت بیشتری داشتند تنها پاسخی که حقیر بنظرم می‌رسد این دو احتمال است نمی‌دانم حضرتعالی تایید می‌فرمایید یا خیر: ۱. رهبری شخصیت های برجسته حوزه را وارد بخش های اجرایی نظام می‌کنند تا خود این حرکت زمینه ای برای قرار گرفتن حوزه در جایگاه واقعی خویش درین پیچ تاریخی بشود و وارد فقه حکومتی بشوند ۲. رهبری بنظر می‌رسد برای رهبری بعد از خود افرادی که احساس می‌کنند زمینه ای در وجودشان است را در چنین پست هایی قرار می‌دهند تا جوهر افراد محک بخورد در همین پست هاست که رهبر آینده پرورانده می‌شود مثلا کاملا روشن است که صادق آملی صلاحیت رهبری را ندارند یا مثلا یکی از دلایلی که حقیر به جناب رییسی رای دادم همین بود که ایشان محک بخورند اگر صلاحیت داشتند برای رهبری آینده پرورانده شوند اگر نه هم مشخص شود تا خبرگان در آن جلسه به فقیه دیگری برسند از اطاله کلام عذر می‌خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجوهی که مطرح می‌فرمایید، وجوه خوبی است. با این‌همه سوابق مقام معظم رهبری حکایت از بصیرت و دقت خوبی از طرف ایشان مطرح است و به همین جهت می توان به ایشان اعتماد کرد هرچند که معصوم نباشند. به نظر بنده کتاب «خون دلی که لعل شد» نشان می‌دهد که ما چه نسبتی می‌توانیم با مقام معظم رهبری در این تاریخ پیدا کنیم.          موفق باشید

نمایش چاپی