باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم به پیشنیاز، نیاز داشته باشد. اگر بتوانید شرح صوتی آن را که از طریق بنده مطرح شده است، با ارتباط با حاج آقا نظری به دست آورید، إنشاءاللّه میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نام «مقتدی صدر» همیشه با حاشیههایی همراه بوده که چه بسا بعضا، به مذاق برخی از ما هم خوش نیامده باشد. دیدار وی با مقامات سعودی و برخی موضعگیریهای او پس از این دیدار، شاید یکی از جدیترین حاشیههایی بود که «صدر» را در صدر خبرها قرار داد و شاید در میان مردم عراق حتی، به جایگاه او ضربه هم زد.
نمیدانم میتوان گفت آقای مقتدی صدر از بعضی از حرکاتِ افراطیاش متنبه شده یا نه؟! ولی میتوانم بگویم این قدرتِ نرمِ انقلاب اسلامی و رهبری آن است که امثال اقای مقتدی صدرها هم نمیتوانند برای حفظ هویت خود، خود را در بیرون از آن قرار دهند. این نوع حضورها حکایت از آن دارد که ذات انقلاب اسلامی جدا از ناشیگریهای داخلی، سختْ در منطقه قدرتمند است.
بعضیها گفتهاند مقتدی صدر به جهت ارادتی که به سید حسن نصراللّه دارد، در این حضور وارد شده است. هرچه هست در این صحنهها باید قدرت نرم نظام اسلامی را مشاهد نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای کتاب «معرفتِ نفس و حشر» شرح صوتی بسیار ضعیفی هست ولی برای کتاب «معاد» شرح صوتی آن خوب است و فکر میکنم کتاب «معاد» و شرح صوتی آن در حدّ زیادی برای رجوع به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» کفایت می کند هرچند آن کتاب نیز در جای خود نکات ارزشمندی را از طرف جناب صدرالمتألهین با مخاطب در میان میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. حرکت جوهری، زمینه است تا نفس بر جسم تجلی کند. مطلب را میتوانید در مباحث حرکت جوهری که بر روی سایت به صورت صوت است دنبال فرمایید. موفق باشید
سلام: ۱. چگونه زمان می گذرد اما هستی ثابت است؟ ۲. گذر زمان چگونه هستی را دستخوش تغییر نمی کند؟ ۳. اگر هستی اصالت دارد هستی بی زمان باشد بی زمانی اصیل است پس زمان امری موهوم است ولی زمان را درک می کنیم آیا ادراک نیز موهوم است اگر آری ما با این ادراک ، ادراک می کنیم که هستی بی زمان است آیا با فرو ریختن بنای ادراک این گزاره نیز فرو می ریزد اگر آری آیا اصالت به زمانمندی باز می گردد؟ اگر آری ادراک اینکه بی زمانی نیز هست بی اعتبارست؟ و درین فرض باز ادراک فرو نمی ریزد و بی زمانی هستی اثبات نمی شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: همین که انسان زمان را درک میکند حاکی از آن است که ذات انسان که همان نفس ناطقه میباشد، مجرد و فوق زمان است. ثانیاً: زمان، حاصلِ حرکت است مثل آنکه با حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید، روز و سال بهوجود میآید. ثالثاً: همچنانکه جناب صدرالمتألهین در «حرکت جوهری» روشن فرمودند چون ذات عالم ماده عین حرکت است، زمان، مخصوصِ عالم ماده میباشد و هستی در ذات خود آزاد از حرکت میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود موجودی است که برای به ظهورآمدن همه ابعادش باید به شخصیت قرآنی و جمعی خود در بستر شریعت حاضر شود و در همین رابطه حضرت حق میفرمایند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا» ملاحظه کنید که تأکید بر «جمیعا» هست یعنی باید اعتصام به حبل الهی به صورت اجتماعی و جمعی باشد مگر آنکه شرایط اجازه ندهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید که خداوند «هادی» است و زمینه هدایت هرکس را در هر جا باشد فراهم میکند و از طرفی به این موضوع نیز فکر کنید که هرکس مطابق اختیاری که قبل از تولد در عین ثابته خود داشته نحوه بودن خود را انتخاب کرده. جناب ابن عربی اینطور میفرماید:
در هر حال هرگاه اسمی تجلی کند، معطی، «اللّه» است، از آن حیث حضرت الله خازن و خزینهدارِ آن چیزی است که در نزد اوست و در خزینهی اوست، که همان عین ثابتهی اشیاء باشد و خداوند خارج نمیکند آن عین ثابته را از علم به عین مگر به قدر معلوم و بهدست اسم خاص که اعیان هر شیئ ظرفیت پذیرش آن را دارند و بدین لحاظ قرآن میفرماید: «أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ» (طه/50) پس خداوند هر چیزی را آفرینشِ مخصوص به آن چیز را میدهد، آن هم از طریق اسم عدل و اخوات اسم عدل مثل مُقسِط و حکیم. در این حالت است که عین خواهش هر چیزی به آن چیز داده میشود و بر این اساس فرمود: «فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» (انعام/ 149) برای خدا حجت بالغهای هست که میتواند بگوید هر چه هستی، مربوط به خودت میباشد، و رسول خدا (ص) با نظر به اعیان ثابته افراد است که فرمودند: اسامی تمام افراد صالح تا قیامت در دست راست من و نام تمام افراد ناپاک تا قیامت در دست چپ من نوشته شده و حَکَم و عدل، حکم کرد و خدا عدالت به کار برد.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تدبّر در کتابهای معرفتی و تأمّل در روایات و تدبّر در قرآن، آرامآرام جان انسان مییابد که همهی عالم محضر جلوات حضور حضرت حق است به همان معنایی که انسان به خود متذکر میشود: «یک چشمزدن غافل از آن یار نباشید / شاید که نگاهی کند آگاه نباشید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری به خوبی روشن میشود که زمان، امرِ عارضی بر عالَم ماده است که عین حرکت میباشد و لذا نمیتوان گفت عالَم در زمان است بلکه زمان، در إزای عالَم ظاهر میشود. در موضوع اصل دوم ترمودینامیک، بحث در حرکت و فرسایشی است که در پدیدههای مادی واقع میباشد و همهی آنها در عالَمی هستند که زمان، عارضِ آن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تازه وقتی در افق حضور در تاریخی قرار گرفتیم که با انقلاب اسلامی شروع شده، به حکم «المؤمن مرآة المؤمن» میتوانیم گفتگویی در راستای به تفصیل آوردن اشراقی باشیم که بر جانِ مسئولان اشراق شده. آری کمتر از آن هنوز ماندن در سیطرهی کمیّت غربی است. به نظر میآید صوت مباحث انقلاب اسلامی طلوع بین دو جهان به خصوص از جلسهی هفتم به بعد، سخنانی در این رابطه دارد. صوت آن مباحث روی سایت هست http://lobolmizan.ir/sound/1319 موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد افرادی هستند که با دقت و ظرافت این موارد را دنبال میکنند. مثل کانال گروه فرهنگی تربیتی اولی الالباب به آدرس:
https://eitaa.com/ololalbaabtarbeiat. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً در راستای پروژهی مخدوشکردن چهرهی امیرالمؤمنین «علیهالسلام» از طریق جریان اُموی باید این نوع روایات را تحلیل کرد. مرحوم علامهی امینی در کتاب «الغدیر» به خوبی و به طرز عالمانهای جایگاه این نوع روایات را نشان دادهاند بخصوص که در روایات کاملاً مطمئن، قضیه بر عکس بوده است و آن دو بزرگوار در نسبت قدسیِ همدیگر، هم را یافته بودند و رابطه، فوقِ رابطههای عادی بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوهی «بررسی و نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت» شده است. از آن جهت که قرآن اگر کشف محمدی است، به اعتبار «نزل به الرّوح الأمین» است تا پیامبر «منذر» باشند. لذا به آن حضرت فرمود: «لتکون من المنذرین». پس با ربوبیت الهی پیامبر مأمور هدایت بشریت است و این، از زمین تا آسمان با تئوری تجربهی نبوی فرق دارد. موفق باشید.
http://lobolmizan.ir/leaflet/1314/ آدرس جزوه
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است نکاتی که میفرمایید. اگر فرصت بشود و به فصّ محمدی از فصولی که در فصوصالحکم هست، رجوع شود بهخصوص بحث «تخیّل خلاّق» مطالب را بهتر می توانید تجزیه و تحلیل کنید. شرح «فصوصالحکم» روی سایت هست و شرح صوتی قسمت مربوطه را میتوانید از حاج آقا نظری بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام بحث جناب صدرالمتألّهین در نظر به «وجود» است و نه مفهوم وجود. مفهوم وجود که شدت و ضعف ندارد، ذات وجود، عین شدت و ضعف است در افقی که انسان به علم حضوری احساس کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متعرض نظام اجتماعی جامعهی مسلمانان باشند، به اعتبار آنکه قواعد و قوانین جامعه را رعایت نکرده، بر او حدّ جاری میشود. ولی اگر تظاهر به روزهخواری نکند، مشکلی ندارد. مشکلش بین خود او و خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً شمارهی سؤال را اشتباه فرمودهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهان بدون این رنجها، جهان نیست. باید روی رنجهای خود بایستیم و قد بکشیم، نه آنکه از رنجها فرار کنیم. بودنِ خود را باید تغییر داد تا بفهمیم خوشبختی یعنی به کمک رنجها بزرگشدن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. کتابهای فراوانی با عنوان «داستانهای قرآنی» هست که همهی آنها قابل استفاده میباشد. در ضمن از کتاب «داستان راستان» آقای شهید مطهری هم غفلت نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فلسفه، ملاک، عقل است و اگر فیلسوفی سخنی دارد که از نظر عقلی صحیح میباشد، سخن او برای ما میتواند راهکار تعیین کند هرچند از نظر خصوصیات شخصی مورد پسند ما نباشد «نحن ابناء الدلیل». عمده همدلی با تفکر فیلسوفان است و نه مقابله . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هگل با هوشیاریِ تاریخی خاص خود متوجهی عقل مدرن میشود و در این راستا دغدغههایی را در رابطه با جامعهی مدنی به میان میآورد. به نظر بنده از این جهت باید با او همدلی کرد و اساساً باید با فیلسوفان از آن جهت که متعهد به تفکر و یافتِ زمانهی خود میباشند، همدلی نمود هرچند همیشه نمیتوان با آنها همراهی کرد. به نظر میاید ما در چنین تاریخی قرار داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را بهتر است از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان بتواند عفت خود را حفظ کند، نورانیت خاصی از طرف خداوند به او الهام میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات به ما فرمودهاند لذّت حلال که بیشتر اشاره به همان روابط زناشویی دارد، موجب شوق در عبادت میشود. ظاهراً حدّی برای آن تعیین نشده و خود انسان باید متوجه باشد که نه بیدلیل رُهبانیت پیشه کند و نه افراط نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به مسیری فکر کنید که رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» در مقابل ما گذاشتهاند. مسیری که باید طی شود هرچند هزاران موانع و احوالات متفاوت در این مسیر پیش آید و با صبر بر طاعت، انسان طوری از آن موانع عبور میکند که پس از مدتی إنشاءاللّه به جامعیتِ لازم میرسد و میفهمد که همهی آن موانع و تفاوت احوال در جای خود لازم بود. پس: «تو پای در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید
