بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز چیزی که بنده با عقل ناچیزم فهمیدم اینکه تحقق اون سلوکی که شما مد نظرتونه یعنی سلوک امام گاه توسط مدرنیته و گاه به دلیل قانونهایی که باید می‌بود و نیست مقدور به آن صورت نشده. مثلا اون خانم «بخصوص چون بحث شما بحث زن هم هست» که اشتغال داره، همسرداری، بچه داری و... همراه با رسیدگی به پدر و مادر براش کلا مشکل بود ولی مدرنیته و نوع شهرسازی تازه یه جورایی بدترش کرده افراد اصلا نمیرسن اینها را با هم انجام بدن و این درحالیه که در بحث ولایت پدرومادر به نظرم جایگاه خاص خود را دارد و اینکه بخصوص مادر «که طبق داستانی که از پیامبر یادمه و طبق اون داستان که کسی میخاست فوت کند گفتن پیامبر بیاند بالای سرش پیامبر فرمودن بگو لا اله الا الله بعد نمی‌توانست فرمودن مادرش راضی نیست» شاید بشه اینطور گفت که احترام مادر و ارتباط آن با لا اله الا الله را نمیشه ندید گرفت و متاسفانه چه برای مردان و چه زنان رسیدگی به خانواده خود و پدر و مادر با هم سخت شده که به نظر میرسه باید تدابیری بشه. ممنون استاد عزیزم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید زن و شوهر متوجه شوند اگر می‌خواهند زندگی‌شان به نور فرشتگان در سر و سامانی سالم و معنوی قرار گیرد، هر دو باید به والدین خودشان و والدین همدیگر توجه داشته باشند. موفق باشید

30198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بعضی از شخصیت های سیاسی عزم خود را برای ورود به صحنه انتخابات جزم کرده اند و با ظاهری انقلابی و شعار دولت توسعه گرا مدعی حل مشکلات و ایجاد دولت اسلامی هستند. استاد چرا با اینکه آقا بارها فرمودند در عدالت عقب هستیم باز هم شعار دولت توسعه گرا می‌دهند؟! آیا به دنبال این هستند که از دل توسعه، عدالت زاییده شود؟! آیا قرار نیست در دل عدالت اجتماعی، مردم به سعادت و زندگی دینی و قرب الی الله فکر کنند؟! استاد دقیقا دولت توسعه گرا میخواد چه طوری عدالت اجتماعی را محقق کنه؟! توزیع عادلانه در آمدها و توزیع عادلانه منابع ثروت چگونه از دل توسعه گرایی بیرون میاد؟! دولت توسعه گرا چگونه اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی را میاره تو صحنه؟! استاد میشه بگید الزامات و نتایج این توسعه گرایی که همه دارند خودشون را کشته و مرده اون نشون میدن چیه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توسعه‌گرایی اگر به معنی توجه به عقلی باشد که بشر امروز باید خود را مطابق امروزین مناسباتش را شکل دهد که این همان پیشرفتی می‌شود که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند، و امر لازمی است؛ ولی با نظر به افق‌های قدسیِ انقلاب اسلامی. باید عمده نظر به «جهان بین دو جهان» باشد که جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی در این زمانه است. موفق باشید

29816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. شما را آزاد اندیش و روشنفکر دینی می دانم. ۲. احساسم این است که پامنبری ها و اطرافیان و هم مباحثه های ضعیف انسان را راکد می کنند. ۳. فکر می کنم خیلی سخت مطالب را ارایه می دهید و نمی خواهید مخاطبین اهل سوق و سازمان و درگیر موضوعات اجتماعی را درک می کنید. ۴. اصرار دارید لذت های خود را به دیگران بچشانید. اصلا درک درستی از روابط اجتماعی ندارید که اینگونه آسمانی حرف می زنید. ۵. اصلا می فهمید مخاطبین شما گرفتاری هایی دارند که با طرز فکر شما از درد خود دور می شوند و مخدر می گیرند. چرا آخوندی حرف می زنید. این چه غرور و جدایی است که ثمره قرآن و اهل بیت است. ۶. چرا فکر می کنید بقیه باید تلاش کنند تا حرف شما را بفهمند. از شما که سابقه اجرایی داشته اید خیلی انتظار می رفت تا تصویر درستی از مخلوقات غرب بدهید و تصویر درستی از کار درست در فضاهای سازمانی با این همه ظلم های سیستمی ارایه دهید. ۷. طرز تفکر شما در رابطه با رزق و علم و نورانیت و هدایت... حاکی از نوعی انجماد فکری شماست. ۸. بدتر از همه اینکه شما به جای اینکه سردار سلیمانی را درک کنید و رازش را بفهمید او را در قالبهای فکری و گفته های خود تفسیر می کنید. ۹. روزی خواهد آمد که مردانی در این سرزمین روشنگری خواهند کرد و مردم را نورانی و قدسی می کنند و گفته های شما را عملی می کنند. تعارفات را کنار گذاشته و مانند امام خمینی آزاد اند و خود را با رهبری تنها و محصور بین آخوندها و سردارها و انقلابیون ظاهری و دنیا دوست مقایسه نمی کنند. امیدم این است اگر اشتباهی و خطایی در گفتار داشتم خیلی روشن من را هدایت کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چاره‌ی مشکلات را در فهم درست حضور تاریخی‌مان که با انقلاب اسلامی پیش آمده، می‌دانم و در این راستا وظیفه‌ی خود را تشخیص داده‌ام تا در مسیرهایی که امثال آقای امجد گرفتار شدند، گرفتار نشویم. موفق باشید

29788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا با توجه به دو اشکال زیر می‌توان قائل شد که ما نمی‌توانیم بفهمیم اجتماع نقیضین و ارتفاع آن مطابق واقع هست یا خیر ۱. ولو اصل این قضیه مطابق با واقع باشد ولی ما در هر مساله ای که با آن اصل تطبیق می‌کنیم از کجا معلوم تطبیق ما از مصادیق اجتماع نقیضین باشد تطبیق مصداق نظریست و بدیهی نیست مثلا جزیی جزیی است و جزیی جزیی نیست طبق وحدت های هشتگانه تناقضست اما ملاصدرا که وحدت حمل را مطرح کردند طبعا مصداق تناقض نخواهد بود یا مثلا خلق حق است و خلق حق نیست مصداقی برای تناقض در دستگاه فلسفیست اما در دستگاه عرفانی از مصادیق تناقض نیست و مستظهرید که وحدت ها مساله ای استقراییست و حصر عقلی نداریم که وحدت ها مثلا ۸ تا است و بیشتر نیست. کما اینکه ملاصدرا افزودند یا آیت الله جوادی علاوه بر آن وحدتها یکی دو وحدت دیگر هم دیدم مطرح کردند بنابرین ممکن است فعلا مواردی را جزو مصادیق این اصل بدانیم آیندگان با کشف وحدت های دیگر آن را مصداق این اصل ندادند بحث وحدتها را بعنوان مثال مطرح کردم مسائل دیگری هم ممکن ست باشد که موجب خطا در مصداق یابی برای ام القضایا شویم. ۲. اگر ساختار ذهنی بشر بگونه دیگری خلق شده بود از کجا معلوم که باز قائل به استحاله اجتماع نقیضین می‌شد ممکن است این استحاله ریشه در ساختار فکری و عقلی بشر داشته باشد نه واقعیت اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درک عدم اجتماع نقیضین در جای خود امری است بدیهی و هرکس آن را تصور کند، مسلّم تصدیق می‌کند. حتی جناب هگل که معتقد است آن قاعده در همه جا قابل اجرا نیست، در جای خود آن را می‌پذیرد منتها معتقد است مثلاً در حرکت که عین بود و نبود است، یا به تعبیر فلسفه‌ی اسلامی عین تقدّم و تأخّر است، آن قاعده جاری نیست. موفق باشید

29688

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: خداوند بحق محمد و آل محمد علیهم السلام جناب عالی رو سلامت نگهدارد۔ بنده غربه الغربیه شیخ اشراق رو مطالعه می کردم که یک سوال برایم پیش آمده۔ ببخشید اگر کودکانه بنظر رسید: در آن مطلب و متون دینی دیگر مومنان اعم از سالکان رو از شهوت رانی برحذر داشته اند و مثلاً در رساله مذکور دستور می‌رسد که زنت را بکش۔ اینجا شارحان می گویند منظور قشر تانیث نیست بلکه شهوت انسان است۔ حالا سوال اینست که اگر سالک شهوت و همچنین حیوانیت خویش را در این سیر پشت سر گذاشت دیگر چه نیازی هست که برایش بهشت و حور و قصور مهیا کرده باشند؟ چون نفرموده اند اینها رو مهار کن بلکه اینکه بکش۔ پیشاپیش بخاطر پاسخ تون ممنونم۔
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با آن رساله شده است تحت عنوان «شرح رساله‌ی غربت غربیه» طی سه جلسه شده است. صوت آن را در تشکل اشارت در تلگرام به آدرس زیر می‌توانید دنبال کنید: موفق باشید @esharat

29687
متن پرسش

فیزیک، فلسفه، عرفان و آنگاه خون حسن رحیم‌پور ازغدی دیشب به لطف یکی از دوستان، یادداشت‌هایی از شهید بنیانگذار، استاد فخری‌زاده را دیدم. پیشتر ندیده ونخوانده بودم. دیشب هم نخواندم، بلعیدم و افسوس خوردم‌ بر بزرگمردی که جلوی بت‌های ما زانو نزد، بزرگ در «فیزیک» و «فلسفۀ علم» و بزرگ در انسانیت و معنویت، مجاهدی ناشناخته برای ما و کاملا شناخته برای واشنگتن و لندن و تل‌آویو که او را پدر"تکنولوژی هسته‌ای" و مغزمتفکر "هوافضا" نامیدند و کشتند. ده‌ها نقشه ترور او نقش برآب شده بود. روشن است که چرا مردم آن نظریه‌پرداز عملگرا را قاسم سلیمانی «فیزیک هسته‌ای» خواندند. شهادت فخری‌زاده، برای او «خیر» و برای ما «شر» بود، برای او قصۀ «پیله و پروانه» و برای ما غصۀ «ماندن میان درودیوار» است، و محرومیت از مردی که ندانستیم چه حقی بر امنیت و پیشرفت ایران دارد و اینک چون شهید تهرانی‌مقدم، شهدای هسته‌ای و شهیدانی که پس از این خواهیم داد، دیگر از تاریخ ایران تفکیک نخواهد شد؛ چه خورشیدهای درخشان به تاریخ ما سنجاق نشده‌اند بلکه خود تاریخ ما هستند. ضمن آنکه اهل تعارف نیستم و اگر برادر قاآنی فرمانده من در سالهای جنگ، ما را به عضویت سپاه قدس بپذیرد در هر عملیات انتقامی در هر جای عالم که باشد شرکت می‌کنم به‌ویژه اینک که گرفتار کوتوله‌هایی هستیم که هوسی جز مذاکره باشیطان ندارند و نمیدانیم به کدام خدا نماز می‌برند اما نقدا حیف است اگر با چند یادداشت به افکار شهید فخری‌زاده در حوزه فلسفه و علوم پایه اشاره نکنم: ۱. امکان و ضرورت احیای فلسفۀ اسلامی رابه حوزه ودانشگاه یادآوری کرده و آنان را به ظرفیتهای احیا نشده فلسفه اسلامی برای فلسفه علم توجه داده است. حیات فلسفه ، قدرت تعامل با محیط و رشدیافتن و رشددادن است؛ به‌نحوی که با پرسش‌های فلسفی اکنون رویارویی داده شود، چالش‌پذیر باشد و از مسیر فلسفۀ علم، تاثیر ملموس بر جهت‌گیری علم داشته باشد. فلسفه اسلامی هم نوع زنده و مرده دارد. ۲. شهید نظریه پرداز، ریشۀ چالش بزرگ فیزیک جدید را در "فلسفۀ فیزیک"می‌بیند واصل "عدم قطعیت" راکاملا ادامۀ نظریۀ معرفت‌شناختی امتناع در شناخت ذات واقعیات طبیعی با روشهای فیزیک میداند چه برخلاف ادعا کمیات وابسته به هم برای یک ذره فیزیکی به‌طور همزمان بادقت صفر، همچنان غیرقابل اندازه‌گیری است. همچون اندازه‌گیری تکانه بادقت بالا در الکترون که سبب می‌شود نتوانیم اطلاعاتی روشن از مکان بدهیم و به‌عکس.فیزیک کلاسیک در مورد انرژی و زمان با همین مشکل مواجه است. اندازه‌گیری دقیق یک کمیت، سبب عدم دقت در بی‌نهایت کمیت وابسته دیگر می‌شود و تلاش‌هایی چون نظریه «متغیرهای پنهان» نتوانسته خطر ظاهری این اصل را جبران کند. ۳. ایشان اصل «عدم قطعیت» در فیزیک را اگر نفی علیت به مفهوم نیوتونی آن باشد، معقول وحتی عامل پیشرفت علم می‌شمارد اما این اصل نمی‌تواند نفی «علیت» با تبیین فلسفی باشد مگر کسانی به دلایل ایدئولوژیک و غیرفلسفی چنین استنتاج نادرستی بر آن تحمیل کنند. ۴. از همسر شهید نقل شد که وقتی در خون خود دست و پا می‌زده، بیشتر نگران محافظانش بوده و با فریاد از آنان خواسته جلو نیایند تا آسیب نبینند. همکارانش گفتند گرچه دو نخست‌وزیر رذل صهیونیست علنا نام دکتر فخری‌زاده را ‏بعنوان هدف اعلام کرده بودند و آمریکا و کارگزارانش تشنه به خون او بودند، در داخل کشور نیز تحت فشار و ایذا بود. به نام برجام دست‌هایش را بستند و با دست بسته، هدف مسلسل تروریزم دولتی غرب قرار گرفت و مخالفان داخلی پروژه او نه حاضر به مناظره بودند و نه مسئولیت تصمیم‌های خود را می‌پذیرند. ۵. شهید فخری‌زاده در نقاط ربط فیزیک با فلسفه و در حلقه وصل "فلسفه علم" و معرفت‌شناسی با مشکلات انسان و نیازهای حیات، درگیر تالیف کتاب‌هایی بود و می‌پرسید چرا نهاد فلسفه اسلامی در صحنه نیست و تفریع فروع نو نمی‌کند؟ چرا تاثیر آن در علوم تجربی و علوم انسانی به درستی برای ‏دانشجویان "فلسفه علم"، تبیین نشده و فیلسوفان این عصر، تن به رویارویی جدی با مسائل بنیادین علم نمی‌دهند؟ کجایند مقالاتی که با مبانی فلسفه اسلامی به نقد تفسیرهای فلسفی ناشی از علوم بپردازند؟ چرا فیلسوفان امروز غالبا به ذکر مصادیق و مثال‌های تازه، اکتفا کرده و ‏مثلا در تدقیق و تجزیه روایت فلسفی از هستی نکوشیدند؟ حال آنکه فلسفه غرب با مبانی متشتت معرفت‌شناختی در معرکه، حاضر و با علوم، در تعامل زنده و با هر چالشی، نحله‌ای زاده و صاحب اولاد مشروع و نامشروع بسیاری شد و بر روند علوم و تطبیق یافته‌ها با سبک زندگی، ایفای نقش کرد؟ انیشتین گفت نظریه "نسبیت"، آنقدر میوه می‌دهد که خود دیگر آن را نمی‌فهمم. در این لحظه به یاد آوردم اینها بخشی از سوالاتی بود‌ که سال گذشته در فیضیه و در دانشگاه تهران پرسیدیم و یکی در قم آن را دروغ و تضعیف حوزه خواند و دیگری در تهران، آن را خارج از محدوده علم! و دانشگاه دانست. ‏همچنین شهید محسن، فیزیک و فلسفه را به نحوی مرتبط می‌دید که اگر مرز آنها رعایت شود یکدیگر را خوراک داده و حتی اصلاح می‌کنند گرچه ابزارهایی کاملاً متمایز و حیطه‌ای مستقل دارند. در رمزگشایی شهید دکتر فخری‌زاده، وقتی "ایدئولوژی" بر "جهان بینی" و جهان بینی بر "شناخت"، مبتنی است و ‏وقتی موثرترین ابزار شناخت، تجربه حسی است (از تعبیر تعمیم یافته "مشاهده" برای حس بهره می‌برد)، چرا نقش فیزیک در "شناخت"، دست کم گرفته شود؟ فیزیک، دریچه‌ای راهگشا بسوی چشم‌اندازی بی‌نظیر در مشاهده آفاق است چنانچه زیست‌شناسی و علوم‌شناختی که توسعه‌یافته‌ی علم‌النفس است، ‏شانی چون فیزیک دارند و البته این ارتباط‌ها نباید مرز و وظایف علوم را در هم ریزد و نسبیت‌زدگی به معنای نادرست آن، مایه اغتشاش در علم و فلسفه شود. شهید محسن، دیدگاه امثال پوپر و پیروان ایرانیش را نه تنها غیر فلسفی بلکه منجر به فروپاشی علم می‌داند و ‏تداخل بی‌منطق و افراطی علوم و فلسفه در یکدیگر را اخلال در هر دو می‌شمارد و می‌نویسد گرچه هرگز نخواسته‌ام با فیزیک به خدا برسم اما مگر با فلسفه(بدون نبوت)می‌توان جز به خدایی ناقص رسید؟ او قاطعانه،فیزیک را بستری کارآمد(نه بیشتر و نه کمتر) برای عرفانی مستظهر به "طبیعت‌شناسی" می‌خواند ‏و می‌گوید فیزیک در اندازه خود، جلوه‌هایی زیبا و باشکوه از حضرت حق به نمایش می‌گذارد و من شخصا از فیزیک نه تنها لذت حل مسئله، بلکه لذت معنوی برده‌ام و بر ایمانم افزوده است. شهید محسن در شگفت است که چگونه کسانی در اروپا توانستند ‏از یک"جهان منسجم"و"مکانیک معنادار"به الحاد یا بی‌معنا دیدن هستی برسند؟و چرا به سهمیه تجربی و ریاضی از ذهن خود بسنده کردند؟ مگر عقل، بویژه وقتی مویدات علم، پشت آن می‌ایستد، راهی برای"الحاد" یا"شکاکیت"(که دشمن خونی "عقل"است) بازگذارده است؟ اینان از کدام بیراهه رفتند که به بیغوله رسیدند؟ ۶. شهیدترور، سردار پاسدارمحسن فخری‌زاده، که او و همه شهدای هسته ای را باید ازجمله شهدای تمدن سازی معاصرایرانی اسلامی دانست در نقطه وصل فیزیک و فلسفه، نظریه پردازی کرده است. او به منظر اپیستمولوژی صدرایی در فلسفه علم و ‏شباهتی میان "آزمایش فیزیکی" با "تعقل فلسفی" توجه می‌داد که چگونه فیزیکدان برای شناخت طبیعت، چاره‌ای جز دخالت در آن ندارد و همین دخالت دانشمند، واقعیت را از موقعیت "ماقبل شناخت" یعنی از نفس‌الامر پیشین خارج می‌کند و بنابراین آنچه دانشمند در طبیعت، شناسایی می‌کند ‏همان موجود قبل از شناسایی نیست. برای مشاهده الکترون باید از فوتون بهره‌ برد اما به محض تماس فوتون با الکترون، وضعیت در هم می‌ریزد و دیگر این الکترون، آن الکترون نیست. این نکته گرچه در فیزیک کلاسیک هم شناخته‌ شده بود اما ارزش عملی آن را نمی‌دانستند. در فیزیک و در علوم آزمایشگاهی،‏امکان علم دقیق به واقعیت پدیده‌ مادی با قطع نظر از دخالت دانشمند(که برای درک آن پدیده، ضروری است) وجود ندارد. در سطح ساده‌تر وقتی دماسنج را وارد آب می‌کنید تا دمای آن را اندازه بگیرید، از آب، انرژی‌هایی می‌گیرید و به آن انرژی‌هایی می‌دهید؛ پس آب اندازه‌گیری شده، آب دیگری است ‏و در هیچ آزمایشگاهی،"آب پیش از اندازه‌گیری" عینا قابل اندازه‌گیری نیست و انحراف محاسبه هرگز به صفر نمی‌رسد. در فیزیک جدید نیز فوتون، کوچکترین ابزار مشاهده با کمترین تاثیر در واقعیت، نمی‌تواند مانع خطا شود و البته چاره‌ای از این خطا در فیزیک نیست. برادر شهید می‌پرسد وقتی در فیزیک، ‏"عالم و معلوم" بر یکدیگر تاثیری چنین متقابل می‌گذارند به حدی که واقعیت نفس‌الامری، جدا از دخالت فیزیکدان و فیزیکدان بدون تاثر از آزمایش، قابل آزمایش نیست چرا مثلا به معرفت‌شناسی ملاصدرا و علم‌النفس حکمت متعالیه توجه نکنیم که چگونه در "نظریه تجرید" صدرایی، ‏مراتب ادراک، وابسته به میزان تجرید است، یعنی با تجرید ناقص‌تر به "ادراک حسی" و وقتی بیشتر شود به "ادراک خیالی" و با تجرید کامل‌تر به "ادراک عقلی" می‌رسیم؛ بنابراین پابه‌پای مراحل ادراک، هم "درک‌کننده" و هم "درک‌شونده"، هر دو ارتقا می‌یابند. آنچه مانع ادراک وجهی از حقیقت می‌شود ‏از عوارض ماهیت نیست بلکه نحوه وجود و عینا خود واقعیت است که ماهیت با آن موجود می‌شود و این یعنی که سخن از یک مرتبه از یک حقیقت نیست بلکه با تجرید کمتر، به واقعیت محسوس، با تجرید بیشتر به صور خیالی و آنگاه به ادراک عقلی ارتقا می‌یابید. بنابراین شناخت حقیقت نفس‌الامری هم مستقل از ‏ادراک فیلسوف ممکن نیست و این محدودیت، ناشی از محدودیت ابزار و امری عارضی نیست بلکه ذاتی و ناشی از تاثیر متقابل ناظر و منظور در یکدیگر است. برادر محسن به حوزه و دانشگاه یادآوری می‌کند که بسیاری سرفصل‌ها در فلسفه اسلامی اعم از سینوی و صدرایی و اشراقی و حتی عرفان نظری وجود دارند که ‏هنوز در مورد اثرگذاری و اثرپذیری آن‌ها در فلسفه علم و از جمله فیزیک بحث جدی و پیگیر نشده است. ۷. شهید محسن سپس به چالش‌هایی اشاره می‌کند که گفته می‌شد فیزیک جدید در حوزه معرفت تجربی،فلسفی و حتی عرفانی به وجود آورده که علاوه بر اینکه توسط پاره‌ای نحله‌ها برای اثبات حقانیت خود ‏به غلط، سوء‌استفاده شده، هر دسته از فیلسوفان فیزیک نیز در باب مهمترین چالش به وجود آمده پاسخی متفاوت دادند. یکی "نقض علیت"، دسته دیگر، تغییر در مفهوم "نظریه اندازه‌گیری" و... اما برادر فخری‌زاده، چالش عمده به وجود آمده را خودزنی و زیرسوال بردن فیزیک از طریق ضربه به ‏"ارزش معلومات تجربی" می‌داند، چه از این پس، معلوم نخواهد بود که یافته‌های علوم تجربی تا چه میزان بازنمود واقعیت هستی و هستی واقعی است؟ نظریه پرداز شهید، مثال می‌زند که اینشتین بر اساس یافته‌های ماکس پلانک برای نور، ماهیتی دوگانه قائل بود و آن را از سویی ذره و "فوتون" و ‏از طرفی "موج" دانست و این یک چاله معرفتی است زیرا وقتی در یک آزمایش، خاصیت موجی نور و در دیگری خاصیت ذره‌ای آن مشاهده شود یعنی بسته به نوع ترتیبات آزمایش، "نور" هربار یکی از خواص خود را بروز می‌دهد و این پدیده در کل طیف الکترومغناطیس جاری است. فخری زاده یادآوری میکند که ‏"دوبروی" نیز تأسی به "اینشتین" می کند حال آنکه سؤال مهمتر این بود که اصولا فوتون چیست؟ و ذره مادی الکترون در واقع و نفس‌الامر چیست؟ موج است یا ذره یا حالتی دیگر از وجود؟ ماهیت الکترون چیست پیش از آنکه به مشاهده درآید؟ نه فیزیک و نه فلسفه پاسخی ندادند و با آنکه حدود صد سال از ‏تکامل این دو نظریه می‌گذرد حتی یک پیشنهاد تجربی هم ارائه نشده است. شهیدمحسن در مثالی دیگر این وضعیت را در تئوری‌های آرایش ذرات در هسته اتم به پرسش می‌گذارد. کدام مدل هسته‌ای، جامع نظریه‌ها و قادر به توجیه همه آزمایش هاست؟ پاسخ این است که هیچ کس نمی‌ داند. ۸. پرسش بعدی برادر محسن این بود که چرا فیزیک کوانتومی نمی‌داند وضعیت الکترون موجود در اتم در گذر از یک تراز به تراز دیگر چگونه است؟ چرا تنها از واقعه، خبر می‌دهد. چرا برای نحله‌های عمل‌گرا و پوزیتیویست نیز اساسا مهم نیست که الکترون در جریان این گذر چه وضعی دارد و تنها تشنه فایده عملی آن است؟ جان ما تشنه دانایی است اما در هیچ یک سیراب نمی‌شود. حال آنکه طرح همین پرسش‌های جواب نداده، تضمین پیشرفت علم است و همین چالش اساسی در هر دو مکتب فیلسوفان علم است که فیزیکدان را به سکون و قناعت می‌کشاند، همان اتهامی که اینان دیگران را بدان متهم می‌کردند. علم بی این سؤالات، رشد نمی‌کند و هر چه مانع تحقیق بیشتر در علم شود محکوم به شکست است. اما البته شهید هسته‌ای ما همین “نمی‌دانم”های انبوه فیزیک جدید را درعین حال، حسن بزرگ آن نسبت به فیزیک نیوتنی می‌داند که مدعی”همه چیزدانی” و صد البته ناشی از جهل مرکب و مفرط بود. اما این “نمی‌دانم”ها همان “نمی‌دانم” هایزنبرگی نیست که اصالت آن هنوز مشکوک باشد مگر به طریقی بتوان این دو را به هم مربوط کرد که این هم بنظر ایشان، شدنی است. شهید محسن می‌نویسد تشریح چگونگی این ارتباط در برنامه‌های کاری اینجانب است که به حول و قوه الهی به آن خواهم پرداخت. سردار شهید فخری‌زاده از نسبیت انشتین می‌گوید که چگونه نسبیت نیوتنی را که ناظر به مکان و سرعت بود به نسبیت زمان، تعمیم داد و اینکه در این جهان بینی، دیگر زمان، ترازوی ثابتی نیست که حوادث با آن سنجیده شود. بلکه نوع حرکت، چگونگی زمان را مشخص می‌کند پس دیگر “زمان مرجع” نداریم مگر بتوانیم چارچوب مرجع اینرسی را بیابیم ولی ایشان می‌پرسد مگر چنین چارچوبی در جهان مادی در دست داریم؟ با این محاسبه، هر ناظر در دستگاه مختصات خاص خود، زمان خاص خود را دارد و حوادث را از منظر خود بیان می کند که با ناظر مستقر در چارچوب مرجع دیگر و با شرایط دیگر متفاوت می‌شود و این اساس حتی در فیزیولوژی موجودات مادی هم اثر می کند. حال از میان دو روایت دو ناظر متفاوت از حادثه واحد، کدام درست است؟ ایشان می‌گویند برای من جالب است که میان نسبیت انیشتین و آنچه جناب ملاصدرا سه قرن قبل از انشتین و همزمان با نیوتن، بازبان فلسفی استنباط و طرح‌ کرده چه نسبتی دارد وقتی می‌گوید برای هر حرکتی، زمانی ویژه همان متحرک است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد رحیم‌پور چه اندازه سردار فخری‌زاده را در رابطه با ارتباط بین فیزیک و فلسفه خوب می‌فهمند و چه اندازه خوب توانسته‌اند آن شهید را در جایگاه علمی‌اش معرفی کنند. موفق باشید   

28786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی خسته نباشید: استاد بنده در رابطه با کلیپ تک خوانی خانم لبنانی سوالی داشتم. بنده با نظر فقهی امام خامنه ای مشکلی ندارم و با جان و دل قبول می کنم. سوال من در رابطه با پخش و ترویج کلیپ های پر شده از تک خوانی دختران و زنان هست که این ترویج آیا اشکالی دارد یا خیر؟! اگر خیر. این شبهه برای بنده ایجاد می شود که مسئله ای مانند کار زنان در بیرون از خانه از نظر فقهی هیچ ایرادی ندارد ولی با رواج پیدا کردن این مسئله چقدر زندگی ها دچار تزلزل و فروپاشی خواهد شد و زنان از وظایف مادریشان چقدر کم شده است و... و یا حتی مسئله صیغه که از نظر فقهی هیچ اشکالی ندارد و حلال مستحب هم است اما در جامعه کنونی رواج همچین مواردی بیشتر باعث تضعیف دین و یا تزلزل در خانواده ها خواهد شد. حال سوال بنده این است که با رواج تک خوانی زنان در رسانه ها چقدر هستند زنانی که کلیپ پر کنند و فضای رسانه ها پر شود از تک خوانی زنان و دختران مذهبی و غیر مذهبی و این اشکالی ندارد و مشکلی ایجاد نمی کند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تا آن‌جا که ممکن است خانم‌ها باید از این میدان‌ها فاصله بگیرند زیرا شأن آن‌ها چیز دیگری است و عملاً ورود به این میدان‌ها، عالَم روحانی آن‌ها را تقلیل می‌دهد. ولی بحث آن خانم مسیحی در این رابطه مطرح شد که ببینیم عظمت حضور انقلاب تا کجاها می‌تواند باشد که یک خانم خواننده‌ی مسیحی را که در ساحت دیگری خود را تعریف کرده، تحت تأثیر قرار دهد. موفق باشید

28465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با گوش کردن جلسه اول شرح کتاب مقالات آقای شجاعی از سایت، سوالی برایم پیش آمده: اگر روح خدا به معنای ذات خدا نیست و بلکه نزدیک ترین موجود به خدا است پس در آیه «نفخت فیه من روحی» نیازی به آوردن کلمه «من» نبود. چون اگر حقیقت انسان همان مقام قرب کامل باشد و از طرفی روح خدا هم همان مقام قرب کامل باشد (نه ذات) پس باید بگوییم حقیقت انسان همان روح خداست، نه «از» روح خدا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به شرطی که بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را مقدمه‌ی مطالعه‌ی مباحث مربوط به کتاب «مقالات» قرار دهید؛ ملاحظه خواهید کرد که «مِنْ» در «من روحی» منظور، نازله‌ی روح است و نه جزئی از کلّ. موفق باشید

28306
متن پرسش
سلام علیکم: آیا تذکر به مرگ و عالم قبر که در روایات بعنوان راهی جهت سلوک و مهار نفس اماره تبیین فرموده اند، به نحوی تذکر و رجوع به همان پوچی انسان و لزوم گذار از پوچی خود و عدم توقف در خویش به سمت غنی حمید است که حضرتعالی هم مباحثی در بابش در کتاب آشتی با خدا داشته اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! تذکر به مرگ ما را در وسعت بیکرانه ی خود همین امروز حاضر می‌کند و عملاً انسان وجود خود را در حیات ابدی احساس می‌کند و تصمیات بزرگ می‌گیرد. موفق باشید

27995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی الان که دارم این پیام را میدم وسط جهنم هستم، ناامید، ناشکر، بی نماز و معصیت کار. میخوام برگردم شیطان نمی‌گذارد. همش بهم القاح میکنه میگه کی این ۴ سال نماز قضا را میخونه؟ نمیشه. کی این ۲ ما روزه را می‌گیری؟ نمیشه. چطور از این همه گناه توبه می‌کنی؟ تا کی میخوای توبه کنی؟ بنده ۲ سال پیش به طور عجیبی وصل شده بودم هر شب خواب اهلبیت (ع) و امام زمان (عج) می‌دیدم، بارها خواب رهبری می‌دیدم که داشتم با ایشان مصافحه می‌کردم، شبها خواب امام زمان (عج) که می‌دیدم از خواب که بلند می‌شدم عطری خوشبو فضای اتاق را پرکرده بود. همه چی از آنجا شروع شد که توقع تشرف حضرت کردم این تشرف در خواب انجام می‌شد اما در بیداری نه. این باعث شد گناه رویه گناه انجام بدم از قلب امام زمان (عج) دور بشم. الان در کفر هستم و میام برگردم شیطان میگه اگه امام زمان (عج) دوستت داشت شرایط شغلی و ازدواجت را درست می‌کرد خواستم که شما استاد عزیز کمک کنید (درونشان صد قیامت نقد هست، کمترین آنک شود همسایه مست) چیزی بگید این حقیر به لطف خدا و به برکت وجود اهلبیت و جنابعالی از جهنم کفر بیام بیرون. راستی نگید کتاب فلان بخوان که شیطان نمی‌گذارد بخوانم یا اراده خواندنش را ندارم لطفا در صورت امکان همین جا پاسخ بدین به ایمیل نفرستین. یا مهدی (عج)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند دوست دارد بنده‌ای که گناه را تجربه کرده است با همّتی ماورای جذبات گناه، به سوی او برگردد تا جهانی سراسر معنوی را به سویش بگشاید و در همین رابطه فرمود: «إنّ اللّه یحبّ التّوابین». موفق باشید

27654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: قبول باشد طاعات و عبادات. استاد لطف می‌فرمایید برای بچه های ۷ تا ۱۸ سال منابع مطالعاتی اعتقادی معرفی فرمایید و اینکه روش و تجربه ای در این خصوص دارید که در اختیار حقیر بگذارید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌هایی مثل «چه نیازی به نبی» و «جوان و انتخاب بزرگ» و یا «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و «آشتی با خدا» إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

27255
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت بحث بداء در امر ظهور حضرت حجت (عج)، آنگاهی است که در دل غیبت حضرت، ملت و مومنین و احراری اراده به تغییر و تحول در تاریخ مبتنی بر عهد الهی دارند و زمینه و گفتمان بوسیله همین جامعه مومنین و احرار پیش آمده و توانسته اند نگاه ها را معطوف کنند لذا خود حضرت حق هم عنایت ویژه ای به عالم بواسطه همین افق گشایی و حضور مومنین می کند و در جبران کمی ها و کاستی ها، امر ظهور را سامان می دهد که حتی در روایات داریم طی یک شب به سرانجام و صلاح می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بداء، در تحققِ ظهور حضرت نداریم. آری! در بعضی از حوادث که ممکن بود پیش آید، بداء حاصل می‌شود و آن حوادث پیش نمی‌آید. که بحث آن را می‌توانید در کتاب «تحلیل تاریخی نشان‌های ظهور» از حجت‌الاسلام دکتر مصطفی صادقی دنبال بفرمایید. موفق باشید

26182
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: اولا از شما معذرت خواهی می کنم بابت لحن سوال قبلیم. حقیقتش من مثل شما بزرگان حضور قلب و آرامش ناشی از ایمان ندارم. برای همین با یه سری حوادث زود خونم به جوش میاد و... استاد ازتون راهنمایی میخام چرا که مطمئنم کلام دلنشین شما از دلی برمیاد که خدا در اون دل قویاً حضور داره. استاد با توجه به اینکه مطالب کانالتون را دنبال می کنم متوجه شدم که در شرایط فعلی در عرصه جهاد اصغر جنگ نرم هستیم؟ اگر جوابتون مثبته لطفا بفرمایید من به عنوان سرباز این جنگ نرم (بیشتر در فضای مجازی منظورمه) چه وظیفه و مسئولیتی دارم؟ و دقیقا باید چیکار کنم که ‌واقعا موثر و مفید باشه؟ استاد من فکر می کنم اون سیلی انتقام را یکی باید زیر گوش خود من بزنه تا خوابم نبره. (استاد گرامیم برای موفقیتم در جهاد اکبر برای حضور قلب خودم و برای اینکه صدای خدا را از درونم بشنوم و دنبال اون صدا قدم بردارم شدیدا محتاج دعای شما هستم) باز هم از محضرتون حلالیت می طلبم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که دعاگو هستم. عنایت داشته باشید که ما در این تاریخ با جهانِ گسترده‌ای روبه‌رو هستیم با انسان‌هایی به وسعت آن جهان. باید با بیکرانگیِ انسان‌ها با آن‌ها سخن گفت. گویا قیامتی برپا شده است «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» (نبأ/۱۹) آسمان گشوده شده است و درهای زیادی در مقابل انسان‌ها باز شده. چرا بعضی‌ها هنوز در پنجره‌ای محدود به عالَم و آدم می‌نگرند و از سردیِ زندگی خود، خود را خلاص نمی‌کنند؟! موفق باشید

26132
متن پرسش
سلام: آیا در جهان دیگر باز مسئله محرم و نامحرم مطرح هست؟ مثلا می توانم شهدا و ائمه ای که خیلی ارادت به آنها داریم را در آغوش بگیریم؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! آن‌جا روح‌ها، صورتِ جسمانی دارند نه آن‌که جسمی باشد و روحی. موفق باشید

25956

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: برخی از اهل سنت ویژه در منطقه پاکستان، اعتقاد بر این دارند که ولایت ظاهری بعد از نبی اکرم توسط خلفا انتقال یافت و تداوم پیدا کرد ولی ولایت معنوی، از ایشان به حضرت علی (ع) و اولادشان انتقال یافت و با این ادعا به نحوی ارادت خود را هم به امیرالمومنین و خاندانشان و هم اثبات عقیده پیروی از خلفا و سقیفه را دنبال می کنند. به عقیده ام یک اشکال بزرگ این بحث، نوعی سکولاریسم است که بعد معنوی و اجتماعی اسلام را جدا می کند و مبانی حکومت دینی را دچار خدشه می کند. آیا چنین ایرادی بر این نظر اهل سنت، وارد است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این‌طور است که می‌فرمایید. جناب علامه‌ی امینی در «الغدیر» دلایل محکمی مطابقِ روایات معتبر اهل سنت آورده است که ولایت اجتماعی جامعه نیز به عهده‌ی علی «علیه‌السلام» و فرزندان اوست. موفق باشید

25553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر: عین ثابت ائمه با توجه به اینکه زندگیشون با هم فرق داشته متفاوته؟ اگر این تفاوت هست، چطورست که عین ثابت آنها همه هستی را در برمی گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته‌ی هرکس مربوط به تعریفی است که از خود دارد. در مورد ائمه «علیهم‌السلام» در راستای وظیفه‌ی هدایتی که خداوند به عهده‌ی آن‌ها گذاشته است، نور عظمت را به آن‌ها عطا فرموده و از این جهت باید نگاه خاصی به آن‌ها داشت. موفق باشید

24923
متن پرسش
با سلام: لطفا بفرمایید عالم ماده (نه عالم خارج) چگونه اثبات یا تنبیه می شود و یقین ما و علم یقینی ما به عالم ماده و جوهر ماده چگونه بدست می آید؟ ماده چه خصوصیتی دارد که منحصر به فرد است که خود را به ما می‌نمایاند؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تعجب می‌کنم! مگر آن‌چه را که به راحتی می‌توانیم حسّ کنیم، هم باید اثبات کرد؟ طرف رفته بود که جنگل را ببیند بعد به رفیقش گفت: از بس درخت بود، جنگل را ندیدم، و رفیقش از او پرسید مگر همین ازدحام درخت‌ها، جنگل نبود؟ موفق باشید

24740

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت شما: تکنیک از چه جهت و دیدی راهگشا می شود و با عقل جمع می شود و به عقل تکنیک تبدیل می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در همین رابطه بر روی سایت هست. به مباحث صوتی و جزوه‌ی مربوطه‌ی آن رجوع فرمایید. موفق باشید

24681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: شرح و بسط کتابهای «دریغ است ایران که ویران شود» و «تضاد غرب و شرق» به بیان نویسنده این کتابها پروفسور فرامرز رفیع پور پنج شنبه ها ساعت ۱۶ از شبکه ۴ پخش می شود. (سه جلسه پخش شده است.) برای دسترسی به جلسات پخش شده می توانید از لینک زیر استفاده کنید: http://tv4.ir/episodeinfo/66359
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر. موفق باشید

24386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه سوالی دارم ولی پیشاپیش از محضرتان عذر میخوام بابت اینچنین سوالی که در شأن و جایگاه علمی و معرفتی شما نیست: آیا این درست است که بین بچه های خواهر و بچه های برادرم فرق بگذارم و بگویم چون بچه برادرم از خون خودمان است پس عزیزتر است؟ استاد دیروز به برادرم گفتم که بین بچه های تو و بچه های خواهرم هیچ فرقی نمی گذارم ولی برادرم ناراحت شد و گفت باید بچه برادر رو به خاطر اینکه از خون همدیگه هستین بیشتر دوست داشته باشی. خواهش می کنم راهنماییم بکتید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این سخن درست نیست. مگر اسلام دینِ نژادی است که به خون اهمیت بدهد؟ ملاک، تقوای انسان‌ها است. موفق باشید

24264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طاعات و عبادات تون مورد قبول درگاه الهی. مادر دو فرزند خردسال هستم که در این ۵ سال نگه داری از فرزندانم متوجه شده ام تنها نگهداری از آن ها نمی‌تواند مشغله این روز هایم باشد و برای روحیه خودم هم که شده نیاز دارم به اینکه مشغول به کار شوم. از آنجایی که همسرم گاهی بعد از ظهر ها می توانند از بچه ها مراقبت کنند، من می توانم به کارم که تدریس زبان است برسم؟ یا نه به هر حال مراقبت از فرزند کار مادر است؟ البته نیاز مالی هم هست ولی علاقه مند بودم خودم به امر تدریس و زبان بسیار مرا درگیر این مسئله کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد اگر تدریس رابطه و انس شما را نسبت به فرزندان‌تان مختل نکند، خوب است که در آن میدان حاضر شوید. موفق باشید

30860
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: دانشجوی بیست ساله هستم، سوالی که تو ذهنم هست اینه که آدم وقتی میخواد عبور کنه از زندگی دنیوی تکراری و در باورش عبور هم می‌کنه به وسیله رشد معرفت و عقل معادش و متوجه حقیقت خودش و عالم و زمانه ای که زندگی می‌کنه (انقلاب اسلامی) میشه و تمام زندگی گذشته و حالی که داره رو بر اساس معیار های جدیدش به زیر سوال می‌بره مثلا که چی که من زیاد بخورم؟ چه دلیلی داره و چه کمکی به حقیقت و هدفی که در پیش دارم می‌کنه؟ یا همین طور عادت های دیگه و معارض با اندیشه جدیدش، اما نکته این جاست یک دفعه با بحرانی مواجهه میشه که از طرفی عادت و تعلق به گذشته داره اما باور به اندیشه جدید و در واقع وقتی به وسیله اندیشه جدیدش گذشته رو به چالش می‌کشه خود چون اول راه هست با یک چالش مواجهه میشه که برنامه چیه؟ چه کارهایی انجام باید بدم که مثل گذشته نباشم؟ اما مثل کسی که شرطی شده دائما چون برنامه ندارم و چه فعالیت باید صبح تا شب داشته، در عمل بر می‌گردم به گذشته و زندگی یکنواخته دنیوی، خلاصه کلام این است که من نمی‌دونم به چه روشی میشه در این وادی جدید که نظر به ابدیت و حقیقت انسان دارد و بزرگان در آن قدم گذاشتن، منم بگذارم و در عمل هم از گذشته و عادت محدود عبور کنم با چه کارهایی؟ چطوری؟ بنده حقیر متناسب با اون چهار چیز که شما فرمودید که ببنید ذائقه و علاقه، استعداد، نیاز مخاطب، نیاز جامعه چیه به بحث های طلبگی و کارهای فرهنگی و تربیتی رسیدم کلیت که با توجه به مبانی اصیل در جامعه انقلاب، کار تربیتی و فرهنگی کنم، تربیت نیرو برای جامعه، روشنگری نسبت به حقایق، دشمن شناسی و مقابله با افکار انحرافی و... انجام بدم و از همه مهم تر خود از این شهد ناب دین بچشم، به این عنوان هایی که عرض شد علاقه دارم و رسیدم و یک سری مسائل بیهودی هم رها کردم اما در عمل هنوز بیکارم نمی‌دونم چه باید رو غلتک افتاد، چه باید کرد؟ استاد چیز هایی می‌دونم به عمل تبدیل بشه و شروع کنیم به تلاش فقط حرف و رو کاغذ نباشه که حقیقتا دارم خسته میشم. ببخشید زیاد شد، و اگه لطف کنید هر آنچه می‌دانید رو بگید ممنون میشم که به راهنمایی شما نیاز دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط عجیبی است و گفتنی‌ها در این امر بسیار زیاد. به آینده‌ای باید فکر کرد که روحِ پریروزی و پس‌فردایی دارد. آینده‌ای با حضور در جهان ولی با روحیه‌ای قدسی و هنوز ما اکثراً خود را در آن تاریخ حاضر نکرده‌ایم و در چشم‌انداز خود آن آینده را نمی‌فهمیم تا مطابق حضور در آن، خود را مجهز کنیم. تدبّر در قرآن و روایات، میدان عمیقی برای حضور در آینده می‌توانند باشند مشروط بر آن‌که با چنین رویکردی به آن‌ها رجوع شود.

در یکی از شماره‌های مقدمه کتاب «آینده دینداری ما چگونه محقق می‌شود» که هنوز در دست تهیه است؛ این‌طور عرض شد:

 9- بحث ما مربوط به حضور در جهانی است که بتوان در آینده‌ تاریخی خود، در آن دین‌داری کرد. جهانی که بر فراز جهان مدرن و روح سکولار آن است و البته حضور در چنین جهانی زبان خاص خود را می‌طلبد، زیرا همچنان‌که فرموده‌اند: «محدوده‌های زبانِ ما، محدوده‌های جهان ما است» زیرا زبان ابزار نیست تا ما افکار خود را به همدیگر منتقل کنیم، بلکه تجلی روح انسان است در قالب کلمات و روح انسان‌ها در تاریخی که در آن حاضرند، می‌تواند مأوا گزیند و هستی خود را به «گفت» آورد. با توجه به این امر در این کتاب سعی شده با شما گفت‌وگویی به میان آید، تا زبانی گشوده شود برای حضور در آینده‌ی دینی و بودنی که مربوط به حضور در جهانی است بین دو جهان. موفق باشید

30740

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. متاسفانه بنده قبلاً کنترل درستی روی قوۀ خیال خودم نداشتم و خیالم به شدت یله و رها بود و محدودیت زیادی براش تعیین نکرده بودم. خدا رو شکر یکی دو ساله که تصمیم به کنترل قوۀ خیال گرفتم و اجازۀ ورود هر فکری رو نمی‌دم، کتاب ادب خیال رو هم خوندم و فوق‌العاده کمک کرد به من. ولی با اینکه تقریبا مدت زیادی هست که خیالم رو کنترل می‌کنم، در بعضی خواب‌هام، خودم رو مشغول به کارهای شرم‌آوری می‌بینم. برداشت خودم اینه که با وجود اینکه خیال و اعمالم در کنترله، ولی شاکله‌ام هنوز با این افکار و اعمال انس داره و ذاتم هنوز از اون‌ها خلاص نشده. می‌شه راهنمایی کنید که برای رفع این مشکل چه‌کار کنم و چطور می‌شه شاکله رو اصلاح کرد؟ ببخشید که وقتتون رو گرفتم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم شیطان برای آن‌که مؤمنین را مأیوس کند، در خواب‌های آن‌ها تصرف می‌کند و لذا نباید به این نوع خواب‌ها توجه کرد. علاوه بر آن، خوب است که قبل از خواب ۱۲ مرتبه سوره‌ی توحید خوانده شود و با شکم پر نخوابیم. موفق باشید

30698

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام: ۱. استاد بشر چطور با روحیه فرد گرایی به اجتماع اصالت می دهد این به ظاهر پارادوکس نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا اجتماع را به عنوان محل منافع فردی می‌بیند، نه آن‌که برای خود اجتماع ارزش قائل باشد، امری که علامه‌ی طباطبایی در تفسیر آیه‌ی ۲۰۰ سوره‌ی آل‌عمران به آن می‌پردازند و برای اجتماع نیز مقام قائل هستند. موفق باشید

30196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر شما راجع به عرفان یهودی یا کابالا و بخصوص کتاب زوهر چیست و چقدر عرفان اسلامی متاثر از آن بوده است و نسبت هایی که به کابالا می‌دهند از قبیل ارتباط با شیطان پرستی و فراماسونری چقدر صحت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مختصر مطالعاتی قبل‌ها در این مورد داشتم. به نظر می‌آید هرکدام از ادیان توحیدی از درون خود عرفانی را که مربوط به درجه‌ی توحید خودشان است، به ظهور آورده‌اند که در بسیاری موارد به همدیگر نزدیک است بدون آن‌که از همدیگر متأثر باشند. موفق باشید

نمایش چاپی