بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33747
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز وقت شما بخیر. نظرتان را درباره این مقاله بی بی سی فارسی می خواستم: شخصا از نگاه امنیتی، جو امنیتی، امنیتی کردن مسائل، مسئولان امنیتی کشور که مسبب اصلی مشکلات کشور هستند، بشدت متنفر هستم و طرفدار آزادی کامل انتقاد و جلسات نقد و بررسی تخصصی، در صدا و سیما بصورت کاملا آزاد هستم (اگر این اتفاقها در کشور می افتاد یکی از نتایج آن، این مورد بود که یک رسانه با چند ده نفر کارمند اینقدر در کشور ما قدرت نداشت که جامعه را به هر سو که می خواهد بکشاند) .............................................................. خلاصه: در هیچ کجای این گزارش سی صفحه ای کوچکترین اذعانی به ناکارآمدی ها، اثرات منفی فساد گسترده در بالاترین لایه های حکومت، اثرات سالها برخورد امنیتی با دانشجویان، کارگران، معلمان و فعالان مدنی و سیاسی نمی شود. به ناامیدی مردم از روشهای دموکراتیک مثل انتخابات برای شکل دادن به مسیر کشورشان اشاره نمی شود بیشتر به نوشتار یک جوان بی تجربه و هیجان زده می ماند که با عینکی ایدئولوژیک دست به قلم شده باشد تا همه تحولات در کشور را کار دشمن بداند و با ذره بین امنیتی جاسوس یاب، ساده ترین واقعیات را نبیند .................................................................... متن کامل : گزارش اطلاعاتی حکومت ایران از جنبش «زن زندگی آزادی»؛ تحلیلی هیجان‌زده، چشم‌گشا و تکان‌دهنده نوشتار مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران درباره اعتراضات یک ماه و نیم گذشته در ایران که روز گذشته (جمعه شش آبان/بیست‌ وهشت اکتبر) منتشر شد از بسیاری جهات مهم است. هم چشم‌گشاست و هم تکان‌دهنده. چشم‌گشا از این جهت که چطور به مسائل نگاه می‌شود؛ و تکان‌دهنده به این دلیل که تا چه حد نگاه به تحولات کج‌بینانه است. در این گزارش آمده که «بی­شک در جریان اغتشاشات اخیر، "بزرگترین عملّیات تأثیرگذاری" و به عبارت دیگر "جنگ جهانی رسانه­‌ای" علیه ملّت سرافراز ایران طراحی و اجرا شد». این گزاره را می‌توان دستکم به این معنی تعبیر کرد که مهمترین سازمانهای اطلاعاتی نظام، بزرگی جنبش اعتراضی در ایران را لمس کرده‌اند. اگر یادمان باشد، مقامات امنیتی-نظامی حکومت در جریان اعتراضات آبان ماه ۹۸ می گفتند که حکومت با بزرگترین چالش اعتراضی خود روبرو شده و حتی برخی آن را تهدیدی بزرگتر از جنگ هشت ساله با عراق خواندند. این بار می‌گویند بزرگترین عملیات روانی اجرا شده است. ولی آیا این حرف جدیدی است؟ فرمانده کل سپاه پاسداران روز چهارم آذرماه سال ۱۳۹۸ در تجمع حامیان حکومت ایران در میدان انقلاب تهران مرتبا از واژه جنگ استفاده کرد و گفت: «باور کنید جنگی که این روزها در خیابان‌های ما آغاز شد یک سناریوی جهانی بود.» حسین سلامی امروز (شنبه هفت آبان/بیست و نهم اکتبر) هم با زبان عتاب و خطاب جلو آمد و در مراسم گرامیداشت قربانیان حمله به شاهچراغ در شیراز گفت که «امروز آخرین روز شرارت شما بود» و اضافه کرد که «شرارت را پایان دهید، دیگر به خیابان نیایید، از جان ملت چه می‌خواهید؟» تکرار ادبیات مقایسه ادبیات پس از آبان ۹۸ و امروز مسئولان ارشد نظامی و اطلاعاتی حکومت نشان می دهد که با گذشت بیش از هزار روز از آبان ۹۸، همان حرفها باز هم بارها تکرارمی شوند. با شمردن تعداد بارهایی که حکومت آمریکا با انواع صفت های منفی مثل تروریست، دژخیم، مافیایی و ... توصیف شده می توان گفت که نگاه جامعه اطلاعاتی ایران به تحولات درونی کشور هیچ فرقی نکرده و فقط لحن‌ها عصبانی‌تر شده است. تاکید مکرر نویسندگان گزارش برای مقصر جلوه دادن خارجی ها این سوال را اجتناب ناپذیر می کند که پس چرا دشمن خارجی همیشه در تحریک مردم ایران به اعتراض موفق است و جامعه نظامی و اطلاعاتی کشور همیشه نقش کالبدشکافی با ادبیات و فیلتر خاص را بازی می کند؟ نویسندگان گزارش مناسب دیده اند که به قتل فجیع خاشقجی در کنسولگری عربستان سعودی و قتل جورج فلوید بدست یک مامور پلیس سفیدپوست در آمریکا بیشتر و مفصل تر اشاره کنند، اما این را مطرح نکرده اند که خواهان ارزیابی اثر فعالیت گشت ارشاد و اثرات روانی کلیپ های متعدد برخورد خشن ماموران با زن و «ناموس ایرانی» هستند که هر چند روز یکبار اعصاب و روان مردم را می خراشد. اعتراضات نقشه سازمان‌های جاسوسی خارجی موساد و دیگران است؟ این نوشته نها‌های اطلاعاتی ایران که در آن تاکید اصلی روی نقش آفرینی سازمان اطلاعاتی آمریکا در تحولات این روزها و هفته های خیابانها و شهرهای ایران است، می خواهد بگوید که تمامی تقصیر نارضایتی مردم ایران از حکومت نقشه سازمان‌های جاسوسی خارجی آمریکا، بریتانیا، اسراییل و دیگران است که با بودجه های چند صد میلیون دلاری وارد عمل شده‌اند. دو خبرنگار و عکاسی که از مهسا امینی روی تخت بیمارستان عکس گرفته اند مقصر جلوه داده شده اند و شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان هم میدان‌دار هیجان‌آفرینی منفی علیه نظام معرفی شده‌اند. این گزارش که ادعا کرده با استفاده از اسناد و "اتقان داده ها"، نهایت تلاش را به کار گرفته تا مردم ایران را آگاه کند، چیزی جز ناامیدی برای خواننده ندارد. البته این گزارش به احتمال زیاد مایه خوشحالی بسیار برای همان‌هایی در سیا، موساد و کشورهای دیگر مثل عربستان خواهد شد که بازیگردانهای اصلی جنبش اعتراضی مردم ایران معرفی شده اند. چون براحتی می توانند زاویه نگاه و حرکت نظام را مشخص و برای آن برنامه ریزی کنند. این گزارش نه تنها تلاشی در راستای "جهاد تبیین"، واژه مورد علاقه آقای خامنه ای، رهبر ایران، نیست بلکه فاش کننده به اصطلاح کج و معوجی نگاه بخش های اصلی اطلاعاتی حکومت در حوزه درک زیربناها و علل اصلی نارضایتی مردم ایران است. در هیچ کجای این گزارش سی صفحه ای کوچکترین اذعانی به ناکارآمدی ها، اثرات منفی فساد گسترده در بالاترین لایه های حکومت، اثرات سالها برخورد امنیتی با دانشجویان، کارگران، معلمان و فعالان مدنی و سیاسی نمی شود. به ناامیدی مردم از روشهای دموکراتیک مثل انتخابات برای شکل دادن به مسیر کشورشان اشاره نمی شود که در تازه ترین مورد باعث شد رئیس دولت فعلی با کمترین میزان مشارکت پس از انقلاب زمامدار پاستور شود. هیچ اشاره ای به اثر مخرب سیاست های جامعه اطلاعاتی کشور در بستن فضا و حراستی-امنیتی کردن امور نمی شود. هیچ اشاره ی به عصبانیت مردم ایران از رسوایی های اطلاعاتی از خوردن ضربات مکرر و تکاندهنده امنیتی در نطنز، ترور فخری زاده و اسناد اتمی نمی شود. تنها مواردی که نویسندگان گزارش بشکل تک کلمه یی برجسته می کنند مواردی مثل «ماجرای دردناک (درگذشت مرحومه امینی)»، «حادثه ناگوار هواپیمای اوکراینی» (بدون کوچکترین اشاره به عاملیت خود سپاه در زدن هواپیما و بن‌بست پرهزینه ی چند ساله در حل پرونده برای خانواده های قربانیان و کشورهای درگیر در پرونده) و فروریختن برج متروپل آبادان است. ولی نویسندگان گزارش با انواع بازی هایی که با کلمات انجام داده اند، بسرعت همه تحولات مورد اشاره را فرصت طلبی بیرونی و رسانه ها برای القا احساسات منفی معرفی کرده اند. در اینکه دشمن یک سیستم همواره مترصد استفاده از فرصت هاست تا رقیب را زخمی و ناکار کند که شکی نیست. همانطور که تلویزیون حکومتی ایران بیشتر از کارتن خواب های آمریکا و مشکلات آن کشور برنامه و گزارش پخش می‌کند تا تحولات ایران. ولی سوال این است که چرا به عملکردهای خود حکومت نگاه انتقادی نمی شود. مثل این است که سازمان های اطلاعاتی آمریکا در بررسی علل اعتراضات سراسری در آمریکا و جهان پس از قتل جورج فلوید بدست پلیس می آمدند و به سبک سپاه و وزارت اطلاعات، تنها به پوشش خبری شبکه های تلویزیون حکومتی ایران و شبکه های خارجی ش مثل پرس تی وی و دیگر کشورها مثل روسیه و چین اشاره می کردند و با سطحی خواندن اعتراضات به ماجرا، کار را به ایران، کره شمالی و دیگران محدود می کردند و تمام. راز بقای حکومت ها، تامل در رفتار خود و درس گرفتن از اشتباهات است. این نکته را نمی توان در گزارش سی صفحه ای وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه دید. در ارزیابی نهایی، نوشتار سی صفحه ای دو نهاد اصلی اطلاعاتی حکومت، انصافا بیشتر به نوشتار یک جوان بی تجربه و هیجان زده می ماند که با عینکی ایدئولوژیک دست به قلم شده باشد تا همه تحولات در کشور را کار دشمن بداند و با ذره بین امنیتی جاسوس یاب، ساده ترین واقعیات را نبیند. همان ندیدن فیل وسط سالن! مشکل جامعه اطلاعاتی نظام کنونی در ایران این است که بجای صراحت در بیان واقعیت ها به حاکمان، از خود رهبر واژه و رهنمود قرض می کند و برای جاانداختن همان واژگان تلاش می کند. جامعه اطلاعاتی آمریکا در ماجرای حمله به عراق به این نتیجه رسید که تنظیم کردن گزارش های اطلاعاتی، چه بسا دروغین، برای هموار کردن مسیر برای اجرای امیال سیاستمداران یک اشتباه راهبردی بوده است. این را در نوشته ها و سخنرانی های بسیاری از مقامات آمریکایی در سیا و دیگر نهادها می توان دید. اما در مورد حکومت ایران این روند غائب بزرگ میدان نیست؟ در گزارش مورد بحث، بارها به رهبری آقای خامنه ای و واژه «درخت تناور» حکومت اشاره می شود بدون اینکه درک شود که درخت تناور در اصل خود کشور است و دولت ها و حکومت ها، شاخه ها و میوه های درخت هستند. اهمیت مضاعف نوشتار طولانی وزارت و سپاه این است که نشان می دهد حکومت برای نحوه برخورد با اعتراضاتی که آشوب و اغتشاش می خواند، به احتمال قوی چه مسیری را در پیش خواهد گرفت. بطور خلاصه می شود گفت به نظر می‌رسد که نحوه برخورد حکومت و بخش امنیتی نظامی آن با اعتراضات به مسیری خشن تر خواهد افتاد. با توجه به دفعات مکرری که در این نوشتار از زبان تهدیدآمیز استفاده شده است و جمله پایانی بیانیه چند هزار کلمه‌ای وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه با آیه قرآن تمام می شود که می گوید "انا من المجرمون منتقمون"، برخورد خشن حکومت تمایل دارد که از مرزهای کشور فراتر برود. اما اینکه این استراتژی چقدر بتواند موثر پیاده شود و چه پیامدهای برای حکومت خواهد داشت را باید در آینده به تماشا نشست. ولی از همین حالا می شود تصور کرد که اگر توصیه جامعه اطلاعاتی نظام واقعا همین سی صفحه تبلیغاتی باشد، آینده ناروشنی در انتظار است، چون گره ها بسیارند و در فقدان نگاه خود انتقادی، حکومت بیشتر و بیشتر به سمت بیگانه سازی بخش های بزرگتری از ملت ایران حرکت خواهد کرد. در چنین فضایی، هم یارگیری بازیگران خارجی موفق تر خواهد بود، هم ممکن است که رفتارهای اعتراضی در اثر خشونت ورزی ممتد و بیش از حد حکومت باعث پیدایش فصل های تازه ای از اعتراضات متنوع شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً جایگاه اطلاعات سپاه و وزارت که بنا است از موضع اطلاعات امنیتی با ما سخن بگویند، باید همین‌گونه باشد و اگر دقیقاً کسی آن متن را که با دقت فراوان و شواهد کافی نوشته شده است، بخواند می‌یابد که چرا دشمن تلاش دارد نگاه ما را با پیش‌فرض‌هایی که القاء می‌کند، نسبت به این امر مهم منحرف کند. با این فرض که ریشه این نوع اغتشاشات را که بنیانی چندساله در انحراف اندیشه بعضی از مردم ما به جهت تحت تأثیر قرارگرفتنِ القائات دشمنان دارد را مربوط به ضعف‌های داخل کند. در حالی‌که همه می‌دانیم چندین و چندین برابر این ضعف‌ها در خود غرب هست در حدّی که اگر از کارتن‌خواب‌ها بگذریم، به قول خودشان 90 در صد از مردم اسیر 10 در صد جریان سرمایه‌داری است و تحقیقات نیز نشان می‌دهد اغشاش‌گران اتفاقاً اکثراً از طبقه مرفهین بوده‌اند. بنابراین باید در یک کلمه از دشمنیِ دشمن هر چند سخن دلسوزانه می‌گوید، غافل نشد. به گفته علامه طباطبایی، حضرت آدم و حوّا از دشمنیِ شیطان غافل شدند و به آن روز افتادند که افتادند. شیطانی که قسم می‌خورد و می‌گفت: «وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحينَ» (اعراف/۲۱) قصه بیچارگیِ جریان اغتشاش‌گران تنها یک کلمه است که خود را در اختیار شیطان قرار داده‌اند و به بهانه آن‌که تلویزیون جمهوری اسلامی بنا به مصلحت اخلاقی و امنیتی از بعضی گفتار خودداری می‌کند، روشن‌گری‌های این رسانه را غیر واقعی می‌دانند و این بلای دومی است که اغشاش‌گران بر سر خود می‌آورند که به‌کلی از کشور خود و آنچه حقیقتاً در آن می‌گذرد؛ در غفلت‌اند. آیا عقوبتی از این غفلت، بیشتر که خود را در اختیار شیطان و دشمن گذاشته‌اند؟!! موفق باشید  

آقای ثابتی در کانال خودشان اینطور نوشته اند

تا امروز به یاد ندارم که وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه بیانیه مشترکی را درباره یک توطئه امنیتی منتشر کرده باشند اما روز گذشته این اتفاق افتاد و در این بیانیه تفصیلی، جزییات مهمی از طراحی پیچیده، چند لایه و پرهزینه امریکا برای ویران سازی ایران منتشر شد.

پیشنهاد می‌کنم سر فرصت با دقت بخوانید.

https://eitaa.com/sabeti

33692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیز طاهرزاده عرض ادب و احترام. مطلب زیر را در پیام رسان ایتا در کانال نوشته ام. اگر ممکن است و زحمتی نیست آن‌را بخوانید و نظر شریفتان را مرقوم فرماید. با تشکر. مطلب: عصای موسی ♦️ مقدمه اول: همه مخلوقات خداوند تولدی دارند و اجلی. ♦️ مقدمه دوم: ابلیس از جنیان است. جنس او از زبانه آتش و از مخلوقات خداوند است. ♦️ مقدمه سوم: اجل اکثر مخلوقات خداوند، پنهان است ولی اجل ابلیس، مشخص و معلوم است. چون زمانی که ابلیس از درگاه خداوند رانده شد، از خداوند درخواست طول عمر تا روز قیامت را داشت. ولی خداوند تقاضای او را نپذیرفت و فقط تا وقت معلوم به او عمر داد. (سوره ص آیه ۸۱ و سوره حجر آیه ۳۸) ♦️ مقدمه چهارم: در روایات، وقت معلوم، زمان قیام حضرت بقیه الله الاعظم معرفی شده است به صورتی که حضرت، گردن ابلیس را در مسجد کوفه می‌زنند و زمین را برای همیشه از وجود منحوس او پاک می‌کنند. ♦️ مقدمه پنجم: روایات زیادی وجود دارد که ایرانیان، نقش اساسی و مهمی در ظهور حضرت مهدی علیه السلام دارند، به گونه ایی که اکثر یاران حضرت، ایرانی هستند. ♦️ مقدمه ششم: روایاتی وجود دارد که قبل از قیام حضرت بقیه الله، فردی از قم قیام می‌کند و با یارانی پولادی حکومتی در ایران ایجاد می‌کند. کشته های آنها شهید هستند، آنها از حکومتشان کوتاه نمی آیند تا آنکه پرچم حکومتشان را تحویل حضرت بقیه الله دهند. ⭕️ نتیجه: آیا معقول و منطقی نیست که تمرکز اصلی ابلیس و لشکریان او به جایی باشد که آنجا، محل تولد و رشد و تربیت یاران اصلی قاتل خودش باشد؟ ⭕️ نتیجه: آیا شیاطین تمام تلاششان را نخواهند کرد که جوانان شیعه ایرانی را با انواع حیله ها و فسادها و ... مشغول کنند تا برای مدتی هم که شده، بیشتر عمر کنند و به تباهی بنی آدم بپردازند؟ ⭕️ نتیجه: آیا ابلیس و لشکریان او با اغوای مسئولان و انحراف و فساد آنها ضربه بیشتری به نظام زمینه ساز نخواهد زد و آیا این کار ایمان ایرانیان شیعه را مثل خوره نخواهد خورد؟ ⭕️ نتیجه: ریشه تمام اختلاس ها و فساد های بزرگ اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و ... و ریشه تمام‌ کوتاهی های مسئولین و ریشه اصلی نبودن عزم و عدم جهاد برای اصلاح قوانین به این موضوع بر می‌گردد که: اجل ابلیس ملعون بسیار نزدیک شده است و او با تمام قوای جنی و انسی به ایران و ایرانی و حکومت زمینه ساز ظهور حمله کرده است و ملعون تا جایی که می‌تواند سنگ اندازی کرده و ایجاد موانع می‌کند. ⭕️ نتیجه: اگر ما بتوانیم این امر مهم را برای مردم ایران و خصوصا نسل جوان تبیین کنیم، توانسته ایم قدم بسیار بزرگی در رفع شبهات برداریم و بسیاری از جوانان را از نابود شدن در فتنه های آخر الزمان نجات دهیم. امر مهم این است: ایرانیان با انقلاب اسلامی، زمینه ساز ظهور حضرت بقبه الله الاعظم هستند و ریشه اصلی همه تحریم ها و گرفتاری ها و اختلاس ها، ابلیس ملعون است با هدف ضربه زدن به ایمان ایرانیان و تخریب حکومت زمینه ساز ظهور. ⭕️ و باید توجه داشت که ممکن است قسمتی از مسئولان نیز نفوذی انگلیس و صهیونیسم و شیطان بزرگ باشند و برای تخریب، عمداً خلاف و خطا کنند. @barayemardanejang

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه آنچه می‌فرمایید نکات قابل توجهی است ولی فراموش نفرمایید که: «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً» بنابراین به لطف الهی با حضور رهبر حکیم انقلاب و مسئولان دلسوز، نقشه‌های آن‌ها همه بی‌ثمر خواهد شد. موفق باشید

31264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام خدمت استاد گرانقدر: اگر شخصی را بسته باشند (با طلسم خوردنی) چه راهکاری را پیشنهاد می‌کنید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

30264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام: استاد محترم از آنجایی‌که که حضرتعالی چندی از آثار امام خمینی (ره) را نظیر آداب الصلاه و... شرح فرمودید، لذا خواهشمندیم کتاب ارزشمند چهل حدیث ایشان را نیز شرح بفرمایید تا از افاضات شما درباره این کتاب بهره‌مند گردیم. ان‌شاءلله پایدار و سلامت باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی دو حدیث از آن کتاب، در اعتکاف‌ها با معتکفین در میان گذاشته شد. بسیار کتاب ارزشمند و عمیقی است. إن‌شاءالله توفیقی باشد بقیه‌ی احادیث نیز با رفقا در میان گذاشته شود، خوب است. موفق باشید

30055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. کی میشه که انسان بشینه و با خدا حرف بزنه؟ کی میشه که انسان بشینه و مشکلاتش رو با خدا در میون بگذاره و بگه که برام حلش کن؟ مباحث مناجات‌التائبین را پیگیر بودم؛ دو سه تا مسئله جدی دارم. یکی اینکه حرف زدن با خدا خیلی برام سخته، اصلا مناجات نمیتونم بکنم، البته قبلا اینجور نبود؛ خیلی راحتر انس می‌گرفتم و با خدا مناجات می‌کردم و اشکم سرازیر بود، احتمالا مربوط به چشم‌هام هستش که کنترلش برام سخت شده و از قبل سخت بوده. دوم اینکه در جلسه‌های چهارم و پنجم هستش که یه کم درمورد غضب صحبت می‌کنید؛ بنده چنین جهنمی که ازش صحبت می‌کنید در درونم هست، به شدت هم هست طوری که حالم از کل عالم و آدم به هم میخوره، و هر بار با کوچکترین مسئله و حرف به شدت شعله‌ور میشه، ولی نمیتونم ازش آزاد بشم و اصلا نمی‌فهمم چرا اینجور هستش و از طرف دیگه نمیتونم با خدا حرف بزنم و این مسئله رو باهاش درمیون بزارم. اصل حرفم این مسئله است، که من اصلا هیچی متوجه نمی‌شم؛ اصلا حرف زدن با خدا رو نمی‌فهمم و خیلی از مسائل دیگه. چنان شهوت و غضبی بر من حاکم است که نه صبحی دارم و نه شبی. کاملا پوچ و بی‌فایده خودم رو حس می‌کنم. بنده مباحث آشتی با خدا و ده نکته و از برهان تا عرفان رو چندین مرتبه و به صورت مباحث دنبال کردم، نمیدونم چرا نمیشه؛ نمیونم چطور باید آزاد بشم استاد؟ اصلا از مطالعه برای من کاری میاد؟ با خودم درگیرم، با خانواده درگیرم و اصلا نمیدونم چیکار کنم؛ حس می‌کنم هر چی تلاش می‌کنم و دست و پا می‌زنم بیشتر فرو میرم. ممنون که حرف‌های بنده رو می‌شنوید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله راه ارتباط با قرآن برایتان گشوده شده است. پیشنهاد بنده آن است که به روشی که در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» مطرح شده، ورود بفرمایید. موفق باشید

29761
متن پرسش
سلام: «دین اسلام نسبی نیست ولی فهم ما نسبی است پس فهم ما از دین هم نسبی است» ظاهرا این جمله یه کم بوی پلورالیسم و تکثر گرایی میده، نظر شما راجع به این جمله چیه؟ چطور میشه این استدلال رو رد کرد؟ لطفا علاوه بر نظر خودتون منبعی یا جزوه ای کامل از خودتون دارید هم معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فهم، نسبی است ولی در راستای رجوع به حقیقت و در نتیجه همواره رابطه‌ای با حقیقت می‌تواند داشته باشد مثل تشکیکی‌بودن وجود است که در عین آن‌که مرتبه‌ی پایینِ وجود نسبت به مرتبه‌ی بالاتر، ناقص است ولی از مسیر وجود بیرون نیست. موفق باشید

29553
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در کتابی خواندم که ملا صدرا عقل را محل تمام علوم و حقایق می داند پس جایگاه دل کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقلی که در حکمت صدرایی مدّ نظر است از آن جهت که حکمت او، حکمت متعالیه یعنی حکمت جمع بین عقل و قلب می باشد، وقتی از عقل سخن می‌گوید، نظر به قلب هم دارد. موفق باشید

28227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: درباره جراحی زیبایی بینی بسیار مایل هستم اما تردید هایی داشتم از جهت نفسانی که نظر شما را در یک پرسش دیدم آرام شدم. البته من ازدواج کرده ام و دو فرزند ۵ و دو ساله دارم. اما بینی ام بزرگ است. و ظاهر آن را می‌توان با جراحی طبیعی کرد. به نظرتون با شرایطی که دارم مناسب هست جراحی بینی کنم؟ پوست صورتم جوشهای زیادی هم دارد متاسفانه. و همسرم تمایل به زیباتر شدن دارند. البته نه اینکه جراحی کنم. ولی می‌دانم نتیجه جراحی اگر خوب باشند خوشحال می‌شوند. ممنونم راهنماییم می‌کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا وسواس؟ به هر حال در هر زمانی باید مناسب آن زمان، به زیبایی خود توجه داشت. موفق باشید

27824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد عزیز: آیا می‌توان گفت یکی از نشانه های اینکه بفهمیم اعتقاداتمان حقیقی و در مسیر درست و خالصانه بوده این است که ببینیم آیا در طول زندگی به مدارج و حالات عرفانی رسیده ایم یا نه؟ یعنی بنده که تا کنون با انجام امور دینی و پایبندی به اعتقاداتم به این حالات نرسیده ام پس یک جای کارم میلنگه و باید درصدد رفع مشکل و عیبم بربیام، درصورتی که اگر مسیر را درست و خالصانه تا کنون طی کرده بودم حالات عرفانی جزو لاینفک زندگی بنده بود، آیا می‌توان گفت حالات عرفانی در طول زندگی نوعی شاخص به جهت تشخیص صحت عملکرد در طی مسیر دینداری و اعتقادی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید عجله کرد. واژه‌ی «صبر» در قرآن در همین رابطه آمده است. وقتی مسیر ما در بستر سیره‌ی اولیای الهی و علمای ربّانی باشد، باید امیدوار بود ولی صبر باید کرد. موفق باشید

26940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: مدت یک سال است که در سر خود احساس می کنم که چند نفر مدام در حال صحبت اند. من خود آنان را شیطان فرض کرده ام. به شدت توسط آنان مورد آزار قرار می گیرم. ماه هاست که مدام در سرم می گویند امام زمان وجود ندارد و من فقط با تعویذ توانسته‌ام اعتقاد خود را حفظ کنم. مدام دار حال فریب بنده اند برای انجام کار های شرورانه و فحشا که فقط با ذکر خودم را از گزند کسانی که در سرم صحبت می کنند در امان بمانم. چندین بار به روانپزشک مراجعه کردم و دارو گرفتم بدون این که درمان داشته باشد. از شما می خواهم راهی برای درمان این مسیله پیدا کنید تا بتوانم اعتقاد خود را حفظ کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بد نیست به راه‌کارهایی که در کتاب‌های «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» و «ادب خیال و عقل و قلب» پیشنهاد شده، سری بزنید. موفق باشید

26377
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: یک سوالی محضر حضرتعالی داشتم که از هر استادی پرسیدم جوابی قانع کننده نگرفتم شبهه این است که مفهوم هستی انتزاع شده از هست هاست، مثل مفهوم انسان که انتزاع شده از تک تک انسان هاست و همانطور که انسان کلی نداریم پس هستی هم وجود ندارد بلکه ها هست ها هستی را به وجود آوردند پس بنابراین هستی شناسی فلسفی زیر سوال می رود. بی زحمت جواب این شبهه را لطف کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مفهوم انسان، آری! مفهوم انسان امری است انتزاعی به نعتِ کثرت؛ ولی در همان رابطه، هستیِ انسان، انتزاعی نیست، بلکه مواجهه با بودنِ اوست و «بودن»، کثرت‌بردار نیست. و همواره از ماهیات است که ذهن، مفهومی را انتزاع می‌کند. ولی در مواجهه با «وجود» یا «هستی» بحث مواجهه است و نه انتزاع. بحثی در جلسه‌ی اخیر شرح سوره‌ی جاثیه، تحت عنوان «مواجهه‌ی وجودی با عالم و احساس حضور در ابدیت» شد، إن‌شاءاللّه می‌تواند در این رابطه مفید باشد. موفق باشید

25708
متن پرسش
سلام: منظورم در سوال ۲۵۶۹۳ از مرگ برزخی است که شما در کتاب معاد فرموده اید که هنگام قیامت کبری تمام موجودات عالم ماده و عالم برزخ می میرند. با توجه به این مطالب اگر ممکن است جواب قسمت سوال ۱ در سوال ۲۵۶۳۹ را بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با تغییر نشئه‌ی دنیا همه‌چیز به نشئه‌ی برزخی می‌روند؛ هویتِ برزخی پیدا می‌کنند. مثل آن‌چه انسان در خواب، با موجودات با هویتِ ذهنیِ موجودات روبه‌رو می‌شود. حال همین حالت نسبت به قیامت پیش می‌آید و همه‌ی عالَم و آدم، هویتِ قیامتی پیدا می‌کنند و وجودشان شدیدتر می‌شود. موفق باشید

25593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
من به جد دریافت کرده ام که امام زمان (عج) به طرق مختلف خود را در امام خامنه ای جلوه داده است، حتی گاهی اوقات آنچنان اتحاد و سنخیتی بین این دو نور الهی می بینم که نمی‌توانم تفکیکی بین آن دو عزیز الهی ایجاد کنم. استاد فقط یک سوال. کسی را مثل ایشان سراغ ندارم! فارغ از پدیدار شدن ظرفیت های فردی و اجتماعی ظهور و بستر سازی ظهور و... آیا ممکن هست در زمان حضرت آقا، بقیة الله ظهور (وعده داده شده) نمایند؟! یا اینکه خداوند با توجه به حکمت و مصلحت خود کسی را مخفیانه و ناباورانه برای ادامه راه ولایت فقیه پرورش می‌دهد تا اینکه بستر تاریخی موعود ایجاد شود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در اصل موضوع، با شما همراه هستم. در مورد دوم هم، چرا امیدوار نباشید؟ موفق باشید

25504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از خودم خسته شدم از بس که گناه کردم و توبه کردم. سوالی که دارم اینه که ۱. همیشه وقتی توبه می کنم همه گناهان گذشته ام را در نظر می گیرم در حالی که وقتی در موقعیتهایی مثل شبهای قدر به صورت جدی توبه می کنیم و ان شاءالله بخشیده شده ایم اگر در هر بار توبه همه گناهان را درنظر بگیریم آیا این بدگمانی به خداست؟ چون می دانیم که خدا گناهان گذشته را بخشیده. ۲. سوال دیگرم اینه که در مورد غیبت نکردن روی خودم کار کردم و تا حدودی موفق شده ام ولی نمی دانم چطوری غیبت نشنوم واقعا آزار دهنده است. ۳. گناه غیبت را چگونه جبران کنیم تا بخشیده شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به قول خواجه عبداللّه انصاری این جفا به خداوند است که در حین مناجات با خدا، گناهان گذشته را که تقاضای غفرانش را کرده‌ایم، باز به میان آوریم. ۲. استماع غیبت که حرام است، غیر از آن است که غیبت به گوش ما بخورد. ۳. ذکر خیر آن کسی که غیبت شده است و طلب استغفار برای او جبران‌کننده است. موفق باشید

25358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر، زیارتتون قبول ان شاءالله، ان شاءالله که در صحت و سلامتی کامل به سر میبرین، خداوند حفظتون کنه پدر عزیز، استاد بنده سوالی در رابطه با آیت الله سید کمال حیدری داشتم، عده ای ایشون رو لعن و عده ای هم مدح میکنن، بنده واقعا نمیدونم کی درست میگه کی نه، اخیرا هم کلیپی از ایشون دیدم که استناد کردن به شیخ مفید که قیام امام حسین بر اساس تشخیص خودشان بوده و شاید خلاف واقع بوده باشه یعنی خلاف خواست خداوند بوده و ائمه به ظاهر حکم می کردن و تقریبا میخواستن بگن که اختلافی بین مجتهدین و ائمه نبوده و هر دو بر اساس تشخیص خود عمل می کردن، و این حدیث که خداوند خواسته امام حسین رو کشته ببینه اصلا درست نبوده و شاید اصلا این خلاف خواست خدا بوده اما امام حسین اینجوری تشخیص دادن و عمل کردن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم درست باشد که ایشان را لعن کرد همچنان‌که نباید مرید ایشان شد و سخنان‌شان را بدون تحقیق و تفکر پذیرفت. باید در مورد سخنان ایشان فکر کرد و آن‌چه محققانه است را پذیرفت. موفق باشید

24817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: مدتی است که حفظ قرآن را شروع کرده و در جستجو برای انتخاب یک تفسیر مناسب هستم تا همزمان با حفظ، فرصت تامل بیشتر در آیات برایم مهیا شود. اما سخت حیران مانده ام برای کسی که آشنایی حداقلی با زبان و ادبیات عرب و علوم کلامی و اسلامی دارد، انتخاب کدام یک از تفاسیر موجود از میان معاصرین و متقدمین، بهترین اتفاق است؟ من بسیاری از داشته های امروزم را مدیون زیستن در عالَمی هستم که مطالعه آثار حضرتعالی و مرحوم صفایی حایری مرا با آن آشنا کرد. ممنونم استاد... برقرار باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، امروزه نمی‌توانیم در رابطه با قرآن از تفسیر قیّمِ المیزان چشم‌پوشی کرد. موفق باشید

24575
متن پرسش
سلام استاد عزیزم، خدا قوت، دو سوال داشتم: اول در مورد کتاب نیروی حال اکهارت توله، و این به حال بقاء در عرفان نزدیک هست یا نه؟ مورد تایید شما هست؟ من تا نصف کتاب رو خوندم میتونم از کتاب استفاده کنم؟ دوم در مورد روستای تبریزی ها در طالقان هست، به نظر میاد بیشتر به تمدن درست انسانی که شما در موردش تو کتاب هاتون دارید نزدیک باشن، نظرتون رو می خواستم بدونم، با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  ۱. آن کتاب را نخوانده‌ام. ولی رویهمرفته جناب اکهارت تحت تأثیر عرفان ابن عربی است. ۲. بنا نیست ما در این تاریخ و در مواجهه با فرهنگ غربی عقب‌نشینی کنیم، بلکه باید به راه برتری فکر کرد که در این رابطه عرایضی در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» شده است و نمونه‌ی آن را در جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۵۷۳ ملاحظه می‌کنید. موفق باشید

24308
متن پرسش
سلام استاد: یه برادر ۴۰ساله دارم که ازدواج نکرده و چند سالی است که عصبی هم شده. جدیدا بعضی وقتا می گوید من به بهشت و جهنم اعتقاد ندارم چون از کجا معلوم وجود داشته باشد؟ کی رفته دیده؟! خواستم بپرسم همچین آدمی از نظر فقهی کافر و نجس است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. کلا اظهار عقائدی که در حالات عصبانیت و گرفتاری‌ها انجام می‌شود اثر حقوقی و شرعی ندارد. موفق باشید

24131
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده: کوچیک شما حنیف هستم که چندی پیش در جلسه پردیسان قم و نیز جلسه مؤسسه امام خمینی (ره) در قم مزاحم اوقات شریف شدم. سوال اول: از سوالات نسل جوان و حتی غیر جوان (مذهبی و غیرمذهبی، شاغل در حاکمیت و غیرشاغل در آن) اینست که: «در حوزه تمدنی، حقانیت خط فکری انقلاب اسلامی و امام خمینی با معضلات و ناکارآمدی‌های معرفتی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، سلامت اداری، انسانی و سیستمی همخوانی ندارد. یعنی هموطن ایرانی از ما می‌پرسد که این چه حقیقت و حقی است که نمی تواند در مقیاس تمدنی و تمدن‌سازی از پس مشکلات معرفتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و... بر آید و پیشرفت شده پشرفت نظامی توام با موعظه‌ها و سخنرانی‌های اخلاقی. مملکت‌داری و تمدن‌سازی با سخنرانی‌های اخلاقی صحبت از ایده‌ها و ایده‌آلهای تکراری و رجزخوانی، انجام نمی شود.» این سوال با «سفرهای حقیقی و مجازی مسلمانان این عصر حتی مسلمانان انقلابی و حزب‌اللهی و حتی طلبه‌های مبلغ انقلابی به اقصی نقاط گیتی و آشنایی بیشتر آنان با فرهنگ و مظاهر غرب و محسنات ظاهری آن همچون: وامهای غیر‌ربویِ بانکهای غربی، نظم و انضباط، احترام به هم و حقوق همدیگر، راستگویی و صداقت در قول و فعل و... در کشورهای مدرن» با شدت و حدّت بیشتری مطرح می گردد. حقیر در کتابهای جنابعالی و سؤالات پرسش‌کنندگان سایت، چیزی که صراحتاً پاسخ سؤال مذکور باشد ندیدم. ممنون میشم اگر در این زمینه رهنمود بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به صورت‌های مختلف در این مورد عرایضی داشته‌ام و این موضوع، موضوعی است با عرضی عریض، از آن جهت که اولاً: ما در چهارصدسال اخیر با تمدنی روبه‌رو هستیم که زیرساخت‌های خود را شکل داده و برای هرچیزی، تعریفی دارد. منتهی به جهت آن‌که به گفته‌ی متفکران غربی نتوانست به وعده‌های خود عمل کند، فکر تمدنی دیگر به ذهن انسان‌های دارای تمدن‌های کهن آمد. تمدن‌های دیگری مثل تمدن لائوتسه‌ای در چین و یا تمدن هندی و تمدن ایرانی. و این به معنی مقابله با تمدن غربی نیست، بلکه به معنای به خودآمدنِ تمدن‌هایی است که در مواجهه با تمدن غربی نسبت به آموزه‌های بومی خود به خود آید و به یک معنا آن نوع معنایی از انسانیت که در تمدن غربی به حاشیه رفته است را، به میان آورند و همان‌طور که در بحث «جایگاه تمدن اسلامی و نسبت آن با این تاریخ» عرض شد: «رفت و برگشتی باید صورت گیرد تا آموزه‌های دینی و فلسفه‌ی اسلامی مجدداً فهم شود و این همزمان با شناخت غرب ممکن است و افق این غرب‌شناسی برای بازگشت به وطن و نوعی خودشناسی در تاریخ جدید است تا از داشته‌های خود مطابق تاریخی که هستیم بهره‌مند شویم. این آن راهی است که در آن قرآن و روایات و فلسفه‌ی اسلامی از انزوای تحمیلیِ توسط فرهنگ سکولاریته آزاد می‌شوند و رجوعی ماورای رجوعِ فعلی به آن‌ها خواهد شد، رجوعی که فعلاً متون دینی و فلسفی ما در حدّ موضوعاتِ درسیِ آموختنی، تقلیل داده شده و دین و فلسفه وارد زندگی جامعه‌ی ما به صورت حضوری تاریخی و تمدنی نشده.»

 آنچه در حال ظهور است ابداً با وضع موجود ربطي ندارد. مدت مديدي است با ظهور مدرنيته زندگي حقيقي يعني آن نوع زندگي که بر مبناي يک تمدن زنده اداره شود، فراموش شده و آن فرهنگي که همچون يک موجود زنده بايد مناسبات بشريت را مديريت کند دستخوش تجزيه قرار گرفته است. هيئت دروني زندگي‌ها از هم پاشيده شده زيرا آن نيرويي که موجب مي‌شود تا اعمال انسان‌ها در يک وحدت و يگانگي نسبت به همديگر قرار داشته باشند از ميان رفته و کشش کلّي و عمومي که نحوه‌ي فعاليت افراد را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد، از ضمير وجداني افراد جامعه به حاشيه رانده شده است. مسائل اقتصادي در حدّي بزرگ گشته، که نفوذ افراد، به موضوع اقتصاد گره خورده و معناي زندگي، در ثروت و بهره‌مندي از دنيا جستجو مي‌شود وثروت، مترادف با شرافت تلقّي شده، بدون نظر به روح زندگي. تجسم عيني اين نوع برداشت از زندگي، ظهور «شهرهاي بزرگ» و کنده‌شدن دهقانان از آب و خاک اجدادي و مجتمع‌شدن در شهرها شد.

در اين دنياي سنگي و سنگ‌شده يعني شهرها، توده‌هاي انساني که بايد آن را به توده‌ي بي‌شکلِ شن شبيه دانست، به وضع هولناکي کنار هم جمع شده‌اند. از اين ماده يعني توده‌ي شني مردم، مي‌توان هرگونه ترکيب تصنعي که خيلي زود در معرض تجزيه واقع مي‌شوند، پديد آورد. از آن‌ها مي‌توان حزب درست کرد و آرمان‌هاي زودگذرِ خيالي را پيش چشمشان آورد و مشغول تشکيلات ساختگي‌شان کرد.

در اين شن‌زار انساني، ديگر آن‌گونه نيروي طبيعي که سبب نشو و نماي عقل و عاطفه‌ي انساني شود، به‌کلّي مرده است. در اين شن‌زار انساني، ديگر انسان‌هايي به چشم نمي‌خورند که زندگي را براي ما به معناي واقعي آن معنا کنند و روشن کنند چرا کشش و کوشش براي ادامه‌ي خانواده از ميان رفته و ازدياد نسل و فرزند که بارزترين نشانه‌‌ي جامعه‌ي سالم است، اسباب دردسر و تمسخر شده است.

ساکنان شهرهاي بزرگ اَتم‌وار استقلال پيدا نموده‌اند و خودخواهانه تنها به خود فکر مي‌کنند. با این‌که نه در توده‌ي اَتم‌ها زندگي هست و نه در توده‌ي انسان‌هاي منفرد از يکديگر آن نوع زندگي به چشم مي‌خورد که در جمع انسان‌هاي وارسته در جريان بود و در ذيل اهداف قدسي، در زير سايه‌ي همديگر زندگي مي‌کردند. آنچه از شهرهاي سنگي و از ريگ‌زارهاي انساني بيرون مي‌آيد «مُد» روز است يعني تصورات بي‌پايه‌ي روزمرّه‌گي‌ها که ابداً روح و بقاء ندارند.

در مقابل آنچه در بالا گفته شد تمدن حقيقي قرار دارد که با ارتباط با عالم قدس و معنويت مانند يک موجود زنده مي‌رويد و قد مي‌کشد و داراي تقسيماتي مثل ريشه و تنه و برگ است، گل مي‌دهد و به ميوه مي‌نشيند و هرکدام از اعضاء در جاي خود مطمئن و راضي هستند. هر اندازه آن تمدن واقعي‌تر باشد و مبتني با آموزه‌هاي الهي شکل گرفته باشد، بيشتر قد مي‌کشد و يال و کوپال پيدا مي‌کند و اعضاي آن بهتر در جاي خود قرار مي‌گيرند و دقيق‌تر جاي ديگران را درک مي‌کنند و سنن و آداب تکويني و تشريعي دقيق‌تر در آن جاري مي‌باشد.

تمدن حقيقي عبارت از نظامي است که در عين مراتب مختلف که در بين اعضاي آن هست هيچ‌کدام از اعضاء نسبت به هم احساس حقارت نمي‌کنند زيرا آنچه عامل کرامت‌و شرافت‌مي‌باشد تقوا است.

در تمدن حقيقي، متانت در کليه‌ي حرکات و سکنات با تعريفي معنوي که محصول پرورشي است مطابق آداب محکم و متقن الهي، چون خون جاري است، زيرا آن حرکات و سکنات ريشه در حقايق عالم دارد و عملاً آن جامعه را با هزاران وظيفه‌ي ناگفته و تعهدات نانوشته اداره مي‌کند و به جهت نظر به آن حقايق عِلوي امور جامعه سر و ساماني غير قابل تصور مي‌يابد. جامعه‌اي که به حقايق عِلوي نظر دارد به صورت طبيعي داراي نوعي متانت و آداب محکم از زندگي است که همه‌ي مردمان تحت نفوذ غير محسوس آن قرار دارند و چون با فطرت آن‌ها هماهنگ است، آن‌ها را در نوعي از يگانگي و حياتي واحد قرار مي‌دهد که افراد آن جامعه از حدود فرديت خود فراتر رفته، معناي خود را در گستره‌ي تمدني جستجو مي‌کنند که شرف و شرافت و غيرت را معناي قدسي مي‌بخشد و در آن حال عناوين قدسي در سراسر زندگي افراد بيشتر از عناوين اجتماعي نفوذ کرده است. شرف شخصي در چنين جامعه‌اي عبارت است از احساس وظيفه‌ي هر فرد در مقابل تمدني که در آن زندگي مي‌کند. زيرا هر فرد در چنين فضايي حيات اجتماعي خود را احساس مي‌کند و با حيات آن تمدنِ قدسي زندگي را معنا کرده و لذا وجود ديگران را که در آن تمدن زندگي مي‌کنند، وجود شخصِ خود مي‌پندارد. همان چيزي که شما در صدر اسلام ملاحظه کرديد تا آن‌جايي که خداوند در وصف چنين روحيه‌اي فرمود: «يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَة»(حشر/9) آن‌ها آنچه بود را به ديگران ايثار مي‌کردند در عين آن‌که خودشان به آن نياز داشتند.

تمدني که ما مدّ نظر داريم

در تمدني که ما در ادامه‌ي انقلاب اسلامي مدّ نظر داريم، هر فرد پيرو انديشه و روش خود نيست، بلکه مسئول جامعه‌ي خود است و همه مسئول روش و انديشه‌ي واحدي هستند که آن جامعه‌ي قدسي اقتضاي آن را دارد. اساس و جوهر چنين جامعه‌اي از تعهد معنوي انسان‌ها سرچشمه مي‌گيرد و تعهدي که افراد نسبت به همديگر دارند. در چنين جامعه‌اي عدم شرافت مربوط به کساني است که تنها به خود مي‌انديشند. هر کسي به جهت تعلقي که به آن جامعه دارد شرافت دارد، مگر آن‌کسي که به شرافت ديگران توجه نمي‌کند که خود به ‌خود به او به عنوان انساني فرومايه نگاه مي‌شود. در تمدن الهي تنها چنين افرادي فرومايه‌اند وگرنه ثروتمندنبودن، مغايرِ شرافت نيست. انسان‌هاي حسودِ امروزي که در فرهنگ غربي تنفس مي‌کنند تصور مي‌کنند ناداري يک نوع عدم شرافت است، زيرا اين‌ها به زندگي شريف حساس نيستند و کشش طبيعي آن‌ها از شرافت واقعي منحرف شده است.

اين همان جدايي از نيستان است

ايران شيعه قبل از ورود فرهنگ غرب فارغ از آنچه در دربار شاهان مي‌گذشت، به عنوان يک دولت نامرئي نسبت به دولت رسمي، مناسباتي را بر اساس آموزه‌هاي ديني بين افراد جامعه‌ي خود ايجاد کرده بود و امروز مي‌توان گفت در آن شرايط و با آن محدوديت‌ها يک تمدن قدسي به حساب مي‌آمد ولي متأسفانه به جاي آن‌که ادامه يابد و تمدني مقابل تمدن غرب شود، حاکمان خودباخته و تازه به دوران رسيده‌ي قاجار با شيفتگي نسبت به غرب، مانع ادامه‌ي آن شدند. همين امر موجب شد امروز شما با شرايطي روبه‌باشيد که نه‌تنها هيچ‌کس در جاي خود نباشد، بلکه ارزش و شرافت انسان‌ها بر محور ثروت و مقام اداري و اجتماعي آن‌ها بنا شده باشد. اين همان جدايي از نيستان است که صداي آن از گذشته‌ي تاريخ ما به گوش مي‌رسد، اين دردِ هجران از آن روح ظريفي است که زماني ما را به هم پيوند داده بود و زمينه‌ي ريزش الطاف الهي را بر جامعه‌‌ي ما فراهم مي‌کرد و هرکس نسبت به جاي‌جاي آن جامعه احساس مسئوليت مي‌نمود. با ورود فرهنگ مدرنيته و طرح آرمان‌هاي فرومايه‌ي دنيايي، آن پيوند به حاشيه رفت و ما امروز در ادامه‌ي گذشته‌ي توحيدي خود قرار نداريم، بايد در راهي که صدساله‌ي اخير طي کرده‌ايم، تجديد نظر کنيم. زندگي آينده‌ي ما مديريت زمين است از طريق آسمان با نفي خودخواهي‌هايي که بايد آن‌ها را زير پا گذارد. اکنون آن زمان فرا رسيده که ما به آنچه مي‌توانيم باشيم نظر کنيم و تصميم نهايي را اَخذ کنيم و پاي در راهي بس طولاني گذاريم که تنها راه سعادت ما است. موفق باشید

18855

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: به دلایلی که هنوز متوجه نشدم در حال رسیدن به نوعی از آگاهی هستم که تصور می کنم هنوز گنجایش و ظرفیت درک آن را ندارم، چه زمانی می توانم به مطمئن بشوم که ظرفیت درک حقیقت های دیگر را هم دارم. ممنون می شوم اگر این سوال را در عموم منتشر نکنید. ت 111 و 112
متن پاسخ

باسمه تعالی : علیکم السلام: در این موارد به ما گفته‌اند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». حقیقتاً همین‌طور است، هرچه جلوتر بروید به حقانیت این مسیر بیشتر اطمیان می‌یابید. موفق باشید

34358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: خسته نباشید. بنده سخنرانی حضرتعالی راجع به شرح کتاب آداب صلوه حضرت امام رحمه‌الله علیه را گوش دادم تا جلسه ۱۷ را استماع کردم سوالاتی داشتم. ۱. توجه به عز ربوبیت و ذل عبودیت می شود بیشتر توضیح داده شود؟ ۲. یکی از آداب باطنیه قلبی نماز نداشتن منیت و خودخواهی و خودپرستی است چگونه اینها را از دل بیرون کنیم و چگونه بفهمیم از دل بیرون رفته می شود؟ می شود راجع به منیت توضیح بیشتر بدهید بنده سعی کردم نمازم را اول وقت بخوانم اذان و اقامه را می گویم قبلش می گویم که تفهیم به قلب بشود، قلبم متذکر بشود ذکر رکوع و سجود امکان باشد طول می دهم، حمد و سوره می خوانم چشمم می ببندم با آرامش می خوانم شمرده وبا آن ملایکه که پشت سر ما هستند می گویم که کمک کند که نماز با حضور قلب باشد، وقتی ذکر می گوییم و تعقیبات نماز می خوانم انگشتم روی سینه ام فشار می دهم که تفهیم به قلب بشود. سعی کردم آنچه شما گفتید را عمل کنم و راجع به حب به دنیا، حب نفس و حب شهوت که حجاب است چه کار کنم که موانع برای باطن نماز هست. مثلاً حب به غذا دارم من خیلی غذا ها را دوست دارم و لذت می برم چه کارکنم؟ اگر از آن غذا را کم بخوریم ویا اصلا نخوریم یا روزه بگیریم وبرای اینکه نماز صبح قضا نشود چه کار کنم؟ آخه نفسم قوی است شیطان هم نمی گذارد خواب برایم غلبه می کند چه کارکنم؟ ۳. اینکه ما فلسفه بلد نیستم آیا نیاز هست براهین بخونم برای استدلال عقلی که فرمودید که با براهین عقلی به قلب برسد؟ براهین صدیقین خواندم چیزی نفهمیدم یک مقداری و ۴. اینکه اعمال ما نوشته می شود آیا تفهیم به عقل ما هست که ما بفهمیم نه اینکه قلم بدست گرفتند ولی می‌نویسند و یا پل صراط و باغ بهشتی مثل و جنس آنها دنیایی نیست جنسش فرق می کند وعقل ما با آن نمی رسد می شود توضیح دهید؟ آیا چگونه کنه ذات احدیت پی ببریم این چگونه میسر می شود وبرای عبودیت چه کار کنم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این‌که کار را با شرح کتاب «آداب الصلواة» شروع کرده‌اید، کار خوبی است و إن‌شاءالله با ادامه آن مباحث بسیاری از مسائل‌ و سؤالات‌تان برطرف می‌شود. به همین جهت فرموده‌اند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد» ۲. اگر بتوانید مباحث مطرح‌شده در «ده نکته از معرفت نفس» و سپس «برهان صدیقین» را همراه با شرح صوتی آن‌ها که هر دو روی سایت هست، دنبال بفرمایید؛ مباحث «آداب الصلواة» با عمق بیشتری شما را در بر می‌گیرد. موفق باشید

31251

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد دوست داشتنی: در صحبتی که با حضرتعالی داشتم فرمودید که راه نجات کشور صرفا در پیمودن راه توسعه نیست می توان با عقل دینی راه حلهایی برای کشور داشته باشیم حال مدیران انقلاب که شبانه روز تلاش می کنند و موفقیت هایی هم داشته اند که عموما با عالم توسعه یافتگی و معضلات آن یا دنیای مدرن با اشاره‌هایی امثال هایدگر آشنایی ندارند آیا بدون این آشنایی ها با این مبانی به مشکلی در راه ادامه انقلاب بر می خورند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذات انقلاب خود به خود راهنما می‌باشد به‌خصوص در بستر فرهنگ شهادت به همان معنایی که ذیل کلیپ شهید جواد محمدی عرض شد: «ما با نگاه به کلام تو آموختیم حقیقت، بسیار بلندتر از آن است که روشنفکران بتوانند چیزی از آن بیاموزند. آن‌هایی که می‌خواهند با نزدیکی به توسعه‌یافتگیِ غربی زندگی ما را رونق بخشند. نه! راه ما راهی است که شما می‌شناختید، چه موقعی که در قید حیات این دنیایی بودید و یا در قید آن دنیایی هستید و ادامه‌ ما تنها با چنین روحیه‌هایی ممکن است تا در «جهانی بین دو جهان» نه زمین‌گیرِ تحجّر متحجرین باشیم و نه آلوده به غرب‌زدگان سکولار. به امید رجعت هزاران هزار جواد محمدی در قالب شیرزنان و شیرمردان امروز و فردای ما.» موفق باشید

31229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و درود خدمت استاد طاهرزاده که آنچه هستم را مدیون ایشانم. حضرت استاد جوانی هستم اندک مطالعه ای داشتم از آثار شما و سایرین. می‌خوانم و می‌فهمم و می‌دانم که بسی فاصله است بین حصول و حضور. حال که می‌نگرم از حصول فراتر نرفته و آنچه می‌دانم را نمی‌توانم! اگر می‌خواهید به کتبتان ارجاع بدهید باید بگویم آری خوانده ام. اما نشد درمانده ام، آنانکه که قرار بود تاریخی رقم بزنند در این تاریخ زمین گیر شده اند. گاهی در تاریکی ام گاهی در نور. گاهی حتی گناه کبیره. از هیچ چیز مصون نیستم. مذبذبین بین عالم دنیا و آخری، دست بسته و خسته ام. استاد بگو چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این راه، راهی است که موانع دارد ولی افق آن روشن است. اگر بتوانید آرام‌آرام به مباحث «جهان میان دو جهان» رجوع فرمایید، با قوت بیشتری مسیر را طی می‌کنید. بنا بر این است که إن‌شاءالله در هفته‌های اخیر جلساتی در رابطه با بحث ۱۵ نکته در موضوع «عقل تکنیکی» گذاشته شود که إن‌شاءالله شرایط فهم مباحث اخیر بهتر فراهم می‌شود. موفق باشید

30749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: سال ها است سایت شما را می شناسم، کمی از آن استفاده کردم چون مطالب اصولن طولانی است و ما بیشتر دوست داریم سر اصل مطلب برویم، البته برای این سوال ما، ما پاسخ مفصل و راهنمایی جدی را دوست می داریم. به هر حال قضیه ای ذهن ما را مشغول کرده، گفتم با شما در نوروز قرن و بهار قرآن، اول ماه مبارک رمضان در میان گذاریم. سوال: صعود و نزول ها چطور به هم پیوند یا عقد دارند و توحید را در آن می شود مشاهده کرد؟ آیا برزخی بین آنها وجود دارد و اینکه آن صعود و نزول لزومن زوج هستند یا نه و اینکه با آن برزخ چطور می شود آن دو زوج را عقد و گره زد که یکتایی خدا (امضای خدا در مخلوقاتش) را متوجه شد و به توحید پی برد و آن شيی را مخلوق خدا دانست. یا بهتر است به جای صعود و نزول از مصداق مثلا شب و روز یا روح و جسم، یا آخرت و دنیا هم نام برد. یکی عقل و حب است و یکی عقل و جهل، آیا هر دو اینها می شود زوج یا در عقل و جهل قضیه فرق می کند! یا سه صفت خدا که علم و حي و قدرت باشد. مثلا آیا می شود گفت حي بودن خدا یعنی سکه و علم و قدرت دو روی آن سکه و در حقیقت یکی هستند؛ نه دو تا یا سه تا. لطفا کمک کنید که توحیدی فکر کنم (منظورم وجه الله و توحید عبادی است یعنی فعل خدا). مثال دیگر، مقدمه: می دانیم که اختراعات انسان هم، خارج از بافت علمی خدا در جهان آفرینش نیست، مثلا گوشی ما سخت‌افزار و نرم‌افزار و میان‌افزار دارد. البته ما ترازویی که در خرید استفاده می شود می خواستیم مثال زنیم و توضیح دهیم. نگاه کنید ترازو را که برای اینکه معامله سر گیرد باید اعتدال داشته باشد (برزخ ظاهر). یک کیلو در هر دو کاسه ترازو اما اصل و برزخ این است که میکانیسم ای وجود دارد که هر دو کیلو، یعنی دو کیلو را نگه می دارد و آنها را به تعادل می رساند و دو کاسه را به هم مرتبط می کند، وقتی فروشنده وزن را کم یا زیاد می کند. پس اصل آن زیر دو کاسه است. یا در قرآن فرموده برزخ بین دو دریای شیرین و شور و در ظاهر هم تعادل و خط بین آن دو را می بینیم که ناشی از برزخ باطنی و اصلی می شود. یا اینکه شب و روز را اگر بیرون کره زمین باشیم می گوییم هر دو حرکت است، حرکت کره ی زمین دور خودش، اما اگر داخل کره ی زمین باشیم، لغت زمان را استفاده می کنیم که بین زمان و حرکت بسیار حرف وجود دارد. افکاری گفتم شاید از لحاظ حکمت و عرفان و منطق مشکل داشته باشد، لطفا راهنمایی فرمایید. عافیت و قوت دائمی داشته باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد اگر به توفیق الهی به قرآن رجوع فرمایید و به کمک تفسیری مثل تفسیر المیزان در قرآن تدبّر شود؛ مبانی خوبی جهت تفکر در مقابل جنابعالی گشوده می‌شود، إن‌شاءالله. در ضمن می‌توانید جهت ورود به تفسیر المیزان، جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» را که روی سایت هست مدّ نظر قرار دهید. http://lobolmizan.ir/leaflet/1308/ موفق باشید

30509
متن پرسش

با سلام استاد: قبلا که مطالب کمتری نمیدونستم خیلی با بحث عشق به حق جلو میرفت حتی تو آرزوهام همش بود عاشق و واله خدا و اهل بیت باشم. گاه هم از پیاله این مستی چیزی می‌رسید ولی خیلی وقته نمیتونم با خدا عشق بازی کنم. دعا و اینا رو میخونم ولی عاشقانه نیست، وله ندارم چکار کنم اون محبت و عشق دوباره برگرده؟ مسیر محبت سرعتش برای من که خانم هم بودم سرعت عجیبی داشت و با توجه به اینکه مباحث عقلانی هم یه چیزهایی می‌فهمیدم شخصیت دوست داشتنی داشتم ولی مدتیه اونطور نیستم گاه از شدت عشق دلم میخاست سر به بیابانها بگذارم پدر مادر اذیت می‌شدن. نمیدونم بخاطر ناراحتی اونها دور شدم یا مسئله چیز دیگه است. استاد آدم تا در خانه پدر و مادر اذیت که اینطور بعد هم اگر وارد زندگی با همسر شود نمیشه اونطور که دلش میخاد با خدای خودش مانوس شه شرایط اقتصادی هم که برای مجردها نیست بخان مستقل باشن. در این دو مورد لطفا راهنمایی کنید با توجه به اینکه آدم تا با خودم کنار نیاد نمیتونه افراد دیگه را وارد زندگی خودش کنه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز و در این تاریخ مسیر عشق حقیقی را در شهدا و رهبر معظم انقلاب می‌توان دنبال کرد و دل را باید به این مسیرها کشاند. عشق حقیقی و نورانی در این مسیرها تجربه می‌شود همچنان‌که با شهید حججی و شهید حاج قاسم سلیمانی تجربه شد.

شهداء در افسون گل سرخ شناور شدند، به جای آن‌که کارشان شناختن گل سرخ شود. سمینار آفتاب‌شناسی نگذاشتند، به سوی آفتاب رفتند. فرق است بین آفتاب‌شناسی و به سوی آفتاب‌رفتن. من و شما آمده ایم به زیارت شهدا تا به سوی آفتابِ زمانه آمده باشیم و حالات و احوالات خدای شهداء را احساس کنیم. این نوع «بودن»، شناورشدن در افسونِ گل سرخ است تا به زیبایی‌هایی که حضرت روح اللّه «رضوان­ الله­ تعالی­ علیه» در این عالم گشوده نظر کنیم و تماشاگرانه محو آن شویم و این یعنی قصّه‌ی شهادتِ این شهداء. این یعنی در افسون گل سرخِ این دوران، شناورشدن. حال هرچه می‌خواهد بشود، باداباد!

 2- در کنار سایر انسان‌ها می‌توان مطابق تکالیف شرعی عمل کرد و نگران نبود. موفق باشید.

نمایش چاپی