بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از خودم خسته شدم از بس که گناه کردم و توبه کردم. سوالی که دارم اینه که ۱. همیشه وقتی توبه می کنم همه گناهان گذشته ام را در نظر می گیرم در حالی که وقتی در موقعیتهایی مثل شبهای قدر به صورت جدی توبه می کنیم و ان شاءالله بخشیده شده ایم اگر در هر بار توبه همه گناهان را درنظر بگیریم آیا این بدگمانی به خداست؟ چون می دانیم که خدا گناهان گذشته را بخشیده. ۲. سوال دیگرم اینه که در مورد غیبت نکردن روی خودم کار کردم و تا حدودی موفق شده ام ولی نمی دانم چطوری غیبت نشنوم واقعا آزار دهنده است. ۳. گناه غیبت را چگونه جبران کنیم تا بخشیده شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به قول خواجه عبداللّه انصاری این جفا به خداوند است که در حین مناجات با خدا، گناهان گذشته را که تقاضای غفرانش را کرده‌ایم، باز به میان آوریم. ۲. استماع غیبت که حرام است، غیر از آن است که غیبت به گوش ما بخورد. ۳. ذکر خیر آن کسی که غیبت شده است و طلب استغفار برای او جبران‌کننده است. موفق باشید

25384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز و بزرگوار سلام علیکم: ۱. بابت این همه سوال و پرسش پوزش می طلبم. در تفسیر سوره فاطر مبحث ملائکه سوالی برایم پیش آمده و آن اینه که ارتباط با ملايکه به چه صورت می باشد. ۲. اینکه در قانون جذب معتقدند که نامه برای ملائکه بنویسید مثلا برای فرشته نگهبان نامه بنویسید و از جملات مثبت استفاده کنید و از آنها مدد بگیرید آیا صحیح است؟ ۳. در بحث قانون جذب حتی معتقدن اگر مدتی تمرین شود که صدای آنها را بشنویم آن وقت می توان با ملائکه ارتباط برقرار کرد و آنها نام خود را می گویند و ما می توانیم با نامی که آنها می گویند درخواست خود را با کلمات مثبت بکار بگیریم و از آنها مدد بگیریم آیا صحیح است؟ البته خیلی ها که چنین کارهایی کردند مطمئن هستن که این نحوه ارتباط صحیح است و کاملا رخ می دهد. ۴. ولی استاد عزیزم من معتقدم فقط افرادی که جنبه معنوی خود را تقویت می کنند می توانند از ملائکه نور بگیرند و بهره ببرند و این ربطی به وظایف ملائک که برای انسانها در عالم انجام می دهند ندارد. آیا نظرم درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. روح را باید با رعایت احکام شریعت در معرض فرشتگان قرار داد. ۲. نمی‌دانم. ۳. بنده شک دارم که شیطان در میان نباشد. ۴. به نظرم همین‌طور است، زیرا «صد هزاران شخص در زُنّار شد / تا که عیسی محرم اسرار شد». موفق باشید

24657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: با توجه به این نظر بنده (با توجه به اینکه نفس وجودی مجرد و بدن وجودی مادی است، و بدن نسبت به نفس با توجه به مجرد بودن نفس و مادی بودن بدن، نوعی خارجیت دارد، لذا نفس اولین علم به خارج را از طریق ارتباط نفس و بدن پی می برد و می فهمد، که این علم کاملا بدیهی است و خطایی در آن راه ندارد و از همان ابتدا از این طریق عالم خارج برای نفس مشخص است) و جواب جنابعالی (حرف درستی است از آن جهت که نفس با شناختِ بدن متوجه‌ی قواعدی می‌شود که بین محسوسات و وجودش برقرار است) پس می توان نظر کامل را اینگونه گفت: با توجه به اینکه نفس وجودی مجرد و بدن وجودی مادی است، و بدن نسبت به نفس با توجه به مجرد بودن نفس و مادی بودن بدن، نوعی خارجیت دارد، لذا نفس اولین علم به خارج را از طریق ارتباط نفس و بدن پی می برد و می فهمد، که این علم کاملا بدیهی است و خطایی در آن راه ندارد و از همان ابتدا از این طریق عالم خارج برای نفس مشخص است و با توجه به اینگونه شناخت بدن توسط نفس، نفس متوجه‌ی قواعدی می‌شود، که بین محسوسات و وجودش برقرار است و اینگونه علم کاملتر و وسیع به جهان خارج و موجودات دیگر پیدا می کند. آیا این تکمیل مطلب صحیح است از نظر جنابعالی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد. سعی بفرمایید بقیه‌ی این نوع معارف را با تدبّر در جلد ۸ و ۹ اسفار  و یا در ترجمه‌ی آن تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» که بر روی سایت هست، دنبال بفرمایید. موفق باشید

32068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام وادب خدمت استاد گرامی: ۱. آیا حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها از یک نور واحد اند یعنی یک نور هستند در دو بدن با تشخیص جداگانه اما نور سایر ائمه علیهم السلام از نور این دو بزرگوار جداست. هرچند که همگی نورشان از خداست؟ ۲. آیا روح از دم خداست مثل دم مسیحایی که در بدن دمیده شده و انسان به آن می بیند و می شنود؟ آیا روح با نور متفاوت است؟ بسیار تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۲. منظور از «نور»، این‌جا همان انوار و اسماء الهی است که در مظاهر مختلف ظهور می‌کند و در مظهریت حضرت زهرا و حضرت علی«علیهماالسلام» نورِ خاصی که بنیان انوار سایر ائمه است؛ به ظهور آمده. ۲.  روح، بالاترین فرشته و از عالی‌ترین مخلوقات هست و لذا حضرت حق فرمود: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» ( ۷۲/ ص) چون بدن انسان را به تعادل رساندم و از روح خود در آن دمیدم، شما فرشتگان بر او سجده کنید. و می‌فرماید: از روح خودم، نه به معنای این‌که خداوند یک روح و یک جسم دارد، بلکه به معنای آن‌که از نورعالی‌ترین مخلوقم بر جسم انسان دمیدم. موفق باشید

31762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بزرگوار سنتی از خانواده به ما پیشنهاد شده که اگر دو خانم مثلا دو عروس در یک خانواده همزمان باردار شوند احتمال بلا زیاد است، یک قربانی بین آن دو نفر و در حضور هر دو، قربانی انجام شود و تاکید می‌کنند که بهتر است مرغ سیاه باشد. سوال بنده این هست که آیا این مسئله و تاکید حضور هر دو خانم حین قربانی جایگاه روایی و قرآنی دارد؟ در صورتی که جایگاه روایی و قرآنی ندارد آیا عمل خاص دیگری پیشنهاد می‌شود؟ اگر صلاح دیدید برای ایمیل در خصوصی ارسال کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً نباید برای این حرف‌ها جایگاهی قائل شد. عمل‌کردن به این نوع حرف‌ها نوعی قرارگرفتن ذیل خرافات است و تبعات منفی خود را دارد. موفق باشید

31637
متن پرسش
با عرض سلام: در سوال قبل فرمودید علم به خود دلیل تجرد نفس است حقیر سابق کم و بیش ادله تجرد نفس را خواندم و تقریبا هیچ کدامش قانع کننده نبود چون قدما چندان با جسم آدمی بخصوص مغز آشنا نبودند پیچیدگی های مغز درین عصر نیز باقی است و به اندکی از آن پی برده اند بله علم به خود هم فقط در مغز صورت می‌گیرد و علم به خود مطلب ساده ایست که حسب آیات قرآن در جماد و حیوان هم است و اگر دلیل تجرد بود باید قایل به تجرد همه چیز بشویم بعض آیات را می آورم مگر آنکه دست به تاویل ببریم که بنظر حقیر نیازی نیست در کدام آیه و روایت آمده روح داریم اینها مطالبیست که از یونان ظاهرا آمد اما آیات: ۱. «ثُمَّ اسْتَوي‏ إِلَي السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ» ضمیر نا به خوبی نشان می‌دهد که آسمان و زمین به خود علم دارند. ۲. داستان هدهد در سوره نمل و صحبت های مورچه ها در آن سوره و سایر مواردی که حیوانات صحبت کردند در قرآن، و نیز تعبیر منطق الطیر که بر خلاف تعبیر ارسطوییست که فقط انسان را حیوان ناطق می‌دانست همه ی اینها حاکی از علم تمام اشیا و موجودات به خود است پس قائل به تجرد همه چیز شوید در حالیکه نیازی نیست قدما ماده را دست کم گرفتند ماده دارای توانایی های فوق العاده ایست که مجردترین اموری هم که فکر می‌کنیم در خود می‌گنجاند و تجرد ویژگی منحصر به فرد حضرت حق است و بس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید بحث «تجرد نفس» بسیار مفصل‌تر از این حرف‌ها است حتی آگاهی به مغز نشان می‌دهد که نفس ماورای مغز است. در این مورد جلد هشتم «اسفار» صدرا حرف‌های اساسی دارد. آری! همه موجودات از آن جهت که تسبیخ خدا را می‌کنند، آگاهی به خالق خود دارند ولی این به معنای نفس ناطقه با هویت خاص «نفختُ من روحی» به حساب نمی‌آید. موفق باشید

31599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من به دنبال پاسخ به سوال 31582 کتاب تجرد روح را مطالع کردم با اشتیاق. آنچه دستگیرم شد این است که هر انسانی برای سیر و سلوک باید استادی مهذب داشته باشد که بتواند هفتگی با وی معاشرت و مجالست داشته باشد. حال این استاد را چگونه باید پیدا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت «رحمت‌الله‌علیه»http://lobolmizan.ir/leaflet/1361/ مراجعه فرمایید. از آن جهت که در این تاریخ، علم ما و معارفی که داریم خود به خود در حکم استاد ما می‌باشد. موفق باشید

31369

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: حضرت حافظ در غزل ۳۰۱ می‌فرمایند که: چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک دقیقا منظور حضرت چیست؟ من فکر می‌کنم به آزادی و آزادی خواهی اشاره داشته باشند آیا چنین برداشتی صحیح است؟ متن کل غزل: ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من می‌روم الله معک تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن کس عیار زر خالص نشناسد چو محک گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک بگشا پسته خندان و شکرریزی کن خلق را از دهن خویش مینداز به شک چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک چون بر حافظ خویشش نگذاری باری ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جناب حافظ بنا دارند در مقابل تنگناهایی که زمانه بر ایشان تحمیل می‌کند تسلیم نشوند و متوجه راهی شوند که باید طی کنند. موفق باشید

30920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعات شما قبول. استاد، بنده دو مطلب از شما شنیدم که در بحث تزکیه نفس به من گرا داد که جایی از کارم می لنگه و نیاز به راهنمایی شما برای پیدا کردن مشکل دارم. یکی اینکه فرمودید هر جا تلخی هایی در زندگی ما وجود داشت دچار افراط شدیم و داریم به خودمون سخت می گیریم و گرنه زندگی اهل ایمان باید شاد و بانشاط باشه و یکی اینکه فرمودید این عذابهای روحی که ما در این دنیا به خودمون تحمیل می کنیم مثل برخی از حرص خوردنها ممکنه تسری پیدا کنه به برزخ ما. بنده مادری دارم که تنها زندگی می‌کنند و با وجود مشغله های فراوان سعی می‌کنم نگذارم ایشون تنهایی را حس کنند. با این وجود اکثرا حس می‌کنم ایشون از من راضی نیستند و انتظار بیشتری دارند. من هم نمیتونم تشخیص بدم وسعم بیشتر از این هست یا نه. یه طورایی دچار وسواس نسبت به این قضیه شدم. بخاطر زیاد با هم بودن، گاهی اوقات که خودم هم از کار خونه و نگهداری بچه ها خیلی خسته هستم و با تذکرات مدام ایشون مواجه میشم ممکنه واکنشی نشون بدم که موجب ناراحتی ایشون بشه و کلا تا مدتی به هم بریزم که چرا این اتفاق افتاد. خلاصه اینکه این موضوع شیرینی زندگی را تا حدود زیادی از من گرفته و همیشه احساس می‌کنم در نارضایتی والدین که خط قرمز خداست به سر می‌برم. با توجه به فرمایشات شما دلم برای خودم میسوزه که اولا قراره این رنج روحی که جدا شدن ازش از من ساخته نیست را به برزخ هم ببرم و دوما متوجه شدم که ممکنه دچار افراط شده باشم ولی نمیتونم تشخیص بدم کجا و چگونه؟ ممنون میشم خصوصی راهنمایی بفرمایید. اجرتون با حضرت زهرا سلام الله علیها
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید وظیفه  ما نسبت به والدین در حدّ رعایت نیازهای ضروری و شرعی آن‌ها در حدّ ممکن است و این غیر از آن است که بخواهیم جواب میل‌ها و آرزوها و انتظارات آن‌ها را بدهیم. موفق باشید

30749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: سال ها است سایت شما را می شناسم، کمی از آن استفاده کردم چون مطالب اصولن طولانی است و ما بیشتر دوست داریم سر اصل مطلب برویم، البته برای این سوال ما، ما پاسخ مفصل و راهنمایی جدی را دوست می داریم. به هر حال قضیه ای ذهن ما را مشغول کرده، گفتم با شما در نوروز قرن و بهار قرآن، اول ماه مبارک رمضان در میان گذاریم. سوال: صعود و نزول ها چطور به هم پیوند یا عقد دارند و توحید را در آن می شود مشاهده کرد؟ آیا برزخی بین آنها وجود دارد و اینکه آن صعود و نزول لزومن زوج هستند یا نه و اینکه با آن برزخ چطور می شود آن دو زوج را عقد و گره زد که یکتایی خدا (امضای خدا در مخلوقاتش) را متوجه شد و به توحید پی برد و آن شيی را مخلوق خدا دانست. یا بهتر است به جای صعود و نزول از مصداق مثلا شب و روز یا روح و جسم، یا آخرت و دنیا هم نام برد. یکی عقل و حب است و یکی عقل و جهل، آیا هر دو اینها می شود زوج یا در عقل و جهل قضیه فرق می کند! یا سه صفت خدا که علم و حي و قدرت باشد. مثلا آیا می شود گفت حي بودن خدا یعنی سکه و علم و قدرت دو روی آن سکه و در حقیقت یکی هستند؛ نه دو تا یا سه تا. لطفا کمک کنید که توحیدی فکر کنم (منظورم وجه الله و توحید عبادی است یعنی فعل خدا). مثال دیگر، مقدمه: می دانیم که اختراعات انسان هم، خارج از بافت علمی خدا در جهان آفرینش نیست، مثلا گوشی ما سخت‌افزار و نرم‌افزار و میان‌افزار دارد. البته ما ترازویی که در خرید استفاده می شود می خواستیم مثال زنیم و توضیح دهیم. نگاه کنید ترازو را که برای اینکه معامله سر گیرد باید اعتدال داشته باشد (برزخ ظاهر). یک کیلو در هر دو کاسه ترازو اما اصل و برزخ این است که میکانیسم ای وجود دارد که هر دو کیلو، یعنی دو کیلو را نگه می دارد و آنها را به تعادل می رساند و دو کاسه را به هم مرتبط می کند، وقتی فروشنده وزن را کم یا زیاد می کند. پس اصل آن زیر دو کاسه است. یا در قرآن فرموده برزخ بین دو دریای شیرین و شور و در ظاهر هم تعادل و خط بین آن دو را می بینیم که ناشی از برزخ باطنی و اصلی می شود. یا اینکه شب و روز را اگر بیرون کره زمین باشیم می گوییم هر دو حرکت است، حرکت کره ی زمین دور خودش، اما اگر داخل کره ی زمین باشیم، لغت زمان را استفاده می کنیم که بین زمان و حرکت بسیار حرف وجود دارد. افکاری گفتم شاید از لحاظ حکمت و عرفان و منطق مشکل داشته باشد، لطفا راهنمایی فرمایید. عافیت و قوت دائمی داشته باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد اگر به توفیق الهی به قرآن رجوع فرمایید و به کمک تفسیری مثل تفسیر المیزان در قرآن تدبّر شود؛ مبانی خوبی جهت تفکر در مقابل جنابعالی گشوده می‌شود، إن‌شاءالله. در ضمن می‌توانید جهت ورود به تفسیر المیزان، جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» را که روی سایت هست مدّ نظر قرار دهید. http://lobolmizan.ir/leaflet/1308/ موفق باشید

30473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: وقتی که کتاب کتاب زن آنگونه که باید باشد را مطالعه می‌کنم و اهدافی که برای تشکیل خانواده از منظر اسلام و تشکیل هسته ی توحیدی آن برشمرده اید را می‌خوانم و می‌خواهم که این رهنمود ها را در انتخاب های خودم بالاخص انتخاب همسر و ازدواج پیاده سازی کنم خود را انسانی سخت گیر و غیر قابل انعطاف در مسائل دینی یافته ام، به عنوان مثال هر وقت که خانواده ام و معرفین شخصی را برای خواستگاری بمن معرفی می‌کنند پس از بررسی های اجمالی اولیه در صحبت های جدی تر با طرف مقابلم همواره بیان می‌کنم که خط قرمز بنده در تمام ابعاد زندگی مشترک حدود شرعی و دینی است و به هیچ وجهی هم از این قواعد عدول نخواهم کرد. چرا که هدفم را از تشکیل زندگی مشترک مبتنی بر آموزه هایی که در این کتاب برای ما تبیین کرده اید یک زندگی دینی برای خود تعریف کرده ام و زندگی غیر دینی را یک زندگی شکست خورده می‌دانم. به عنوان مثال مذاکراتم در دوران آشنایی قبل از ازدواج تماما حول این جمله ایی می‌گردد که در این کتاب بیان نموده اید: «حرف هرکس با همسرش بايد اين باشد كه من رأي دين را از شما مي‌پذيرم، خودم هم رأي دين را عمل مي‌كنم نه نظر خود را، و از اين طريق از دلسوزيهاي همديگر محروم نمي‌شويد.» خلاصه اینکه در همین بدو کار به قول معروف میخ را محکم می‌کوبم یا یک زندگی توحیدی باید تشکیل داد یا آنکه هیچ زندگی مشترکی نباید تشکیل بشود و یک زندگی عیسی گونه ی تنها را ظلمات این دوران را بر خود گوارا تر می‌دانم. و حتی بعضا پدر و مادر بنده را از سر دلسوزی نصیحت می‌کنند که اگر چنین ایدئولوژی داری چون دیگر دوره و زمانه عوض شده و عمومیت مردم نسبت به دین و دین داری و افراد متدین در سو ظن بسر می‌برند و کسی دیگر قائل به زندگی دینی مثل گذشته نیست ممکن است تا آخر عمر در تنهایی به سر ببری هر چند می‌دانم که بعضا مردم به خاطر آسیب های اقتصادی که به معیشتشان وارد شده حق دارند چنین سو ظن هایی ببرند ولی باز هم من می‌گویم یا تشکیل زندگی با هسته ی توحیدی یا هیچی! حال این شد که مزاحم اوقات شریف استاد گرامی شدم. با توجه به آنکه تمام ساختمان سیستم فکری بنده از سفره ی معارف توحیدی شما و حضرت امام در حال تغذیه و شکل گیریست اگر این دیدگاه و برداشت بنده را افراطی می‌دانید لطفا منت بگذارید و تذکر دهید. و البته بنده تمام پرسش و پاسخ های مشابه از سایر براردان و خواهران خودم از سایت مطالعه کرده ام و می‌دانم که شما حدود نظرتان در این موضوع خواستگاری و ازدواج اینست که طرف مقابل لا اقل نسبت به ولایت فقیه معاند نباشد و روی هم رفته بنای تشکیل یک زندگی دینی را داشته باشد. اما من به این کتاب شما به چشم یک استراتژی کامل برای انتخاب همسر نگریسته ام که نباید به راحتی از مطالب مطرح شده در آن عدول کرد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید باید بدون سخت‌گیری‌هایی که بعضاً از طرف بعضی از مذهبی‌ها می‌شود، با نوعی توافق به طرف مقابل آن نکته را در میان بگذارید که با زندگی دینی بهتر می‌شود کنار همدیگر قرار داشت و حقوق همدیگر را رعایت کرد بدون تأکید بر مستحبات. موفق باشید

30103

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد مدت ها این سوال توی ذهنمه که دفاع مقدس چطور توانست بستری را مهیا کند که به نقل از بزرگان آن جوانان و نوجوانان راهی را بروند که پیران طریقت و چله نشینان طی سال های زیادی طی کردند. بالاخره نفس انسان مراتبی دارد و نیاز به زحمت فراوان با صدق و طلب و جهد زیادی هست تا شخص به مراتبی برسد. اما در سخنان امام می‌شنویم برای مثال شهید یوسف الهی از پیران طریقت بالا تر هست و... استاد می‌توان گفت به دلیل نفحات زیاد و جذبات ربانی پیاپی و زیادی که در جبهه های جنگ بود زمینه رشد را فرهم کرده است؟ حتی اگر شهدا را مجذوب سالک هم بدانیم باز هم راه زیادی هست تا تجلیات اسمایی و ذاتی پس سر مطلب در کجاست؟ ۲. استاد برای اینکه در این زمانه در آن حال و هوای معنوی و شور انگیز دفاع مقدس قرار بگیریم باید چه کار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه‌ی اراده‌ی تاریخی حضرت حق بشود و تلاش کند خود را ذیل آن اراده قرار دهد، ره صدساله را یک‌شبه طی می‌کند. عرایضی در این رابطه در متن نوشتاری جلسه‌ی دهم سوره‌ی فتح شده که إن‌شاءالله هفته‌ی آینده در بنر سایت قرار می‌گیرد. موفق باشید

29328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: با توجه به پاسخی که به سوال ۲۹۳۲۱ فرمودید، بنده به اقوام خارج نشین خود که نگران اوضاع داخلی ایران بودند، از قول شما عرض کردم که شما خارج نشینان و به طور کلی مردم غرب بسیار بدبخت هستید و دچار نیهیلیسم و پوچی می باشید و به اشتباه فکر می‌کنید که خوشبخت هستید. و اتفاقا ما با انقلاب اسلامی آمده ایم تا شما را از این مهلکه نجات دهیم. از این صحبت بنده آنقدر خنده اش گرفت که کلی برایم دعا هم کرد!!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور سخن‌گفتن درست نیست. بحث ما مربوط به روحیه‌ی حاکم بر فرهنگ غربی است که محور تلاش‌ها بیشتر رفاه و اخلاقی است که چگونه در دنیا زندگی کنند و ابعاد متعالی انسان که اساساً با مجاهده در مقابله با استکبار پیش می‌آید مورد غفلت قرار می‌گیرد که البته این مربوط به هر خارج‌نشینی نمی‌شود مگر آن‌هایی که از ضعف‌های فرهنگ مدرن و اصالت‌دادن به انسان تحت عنوان اومانیسم، غفلت کرده باشند. موفق باشید

29320
متن پرسش
با سلام و احترام: استاد شما ما را به آینده ای حواله می دهید که در زمان خود رسول الله (ص) و امام علی ابن ابی طالب (ع) نیز چنان جامعه ای واقع نشد! یعنی کارکرد انقلاب اسلامی از حضور آن بزرگواران هم نافذ تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برآیندِ زحمات آن اولیای الهی بود که موجب حضور انقلاب اسلامی شد و به همین جهت انقلاب توانست از بعضی موانعی عبور کند که آن عزیزان را متوقف کرده بود. موفق باشید

29274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد کل مجلات سال اول کیهان فرهنگی را گشتم و مطلب آن دانشمند سوئدی را که در کتاب رزق نقل کردید نیافتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذهنم هست که از کیهان فرهنگی گرفتم. عمده دقت خوب آن دانشمند است که هرکس می‌تواند با نظر به سیر تفکری که از رنسانس به بعد شروع شد، آن را تصدیق کند. موفق باشید

29112
متن پرسش
به نام خدا سلام خدمت استاد محترم: ببخشید اگر در معنای افوض امری الی الله به جایی برسیم که نخواهبم حتی به یک ساعت آینده هم فکر بکنیم تا خداوند برای ما چه رقم بزند و ما را در چه کاری قرار دهد آیا درست رسیده ایم؟ چگونه تفکیک کنیم بین این ذکر شریف و برنامه ریختن برای اهدافی که باید به آن برسیم هرچند دچار دو مشکل اساسی در این زمینه هستم. ۱) برنامه هایی را که مشخص می‌کنم که انجام دهم هر روز به کاری واجب تر از آنچه من برنامه ریخته ام دچار می‌شوم و عملا از برنامه ریختن برای خودم نا امید شدم صد در صد. ۲) گاهی هم کاری پیش نمی آید ولی به شدت قلبم نسبت به آن کاری که بنا کردم مثلا در بین الطلوعین انجام دهم اقبالی نشان نمی دهد و آموخته ام به قلبم چیزی تحمیل نکنم. پس پناه می‌برم به این ذکر شریف، آیا این درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تفویض امر به حضرت اللّه در دل برنامه‌ای که مطابق فهم و عقل و شرع ریخته‌ایم ممکن است. ۲. خوب است، بسیاری از نتایج در قیامت حاصل می‌شود. موفق باشید

29039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: در حدیث «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ» منظور از اصلاح ما بینه و بین الله چیست؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی رابطه‌ی خود را با خداوند از طریق عبادات و اخلاق فاضله تصحیح نمودید، خداوند قلب انسان‌ها را به سوی ما معطوف می‌دارد و رابطه‌ای انسانی بین ما و بقیه برقرار می‌شود. موفق باشید

28897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در بحث راز اشک بر امام حسین (ع) اینکه این اشک فرح معنوی برای انسان ایجاد می کند، ولی من این ایام قلبم درد گرفته و به نظرم عصبی هم باشد، فقط اگر جدی شود، اطرافیانم ابزار دستشان می کنند که دیدید گفتیم امام حسین (ع) و عزا و اشک و روضه فقط افسردگی و آسیب به همراه دارد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد شما باید مواظب سلامتی خود باشید زیرا به هر صورت گاهی جسم انسان طاقت آن نوع عواطف را ندارد. موفق باشید

28817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. تا حالا دو بار سئوالم پرسیدم ولی جوابش را داخل سایت پیدا نکردم. سئوال یکی از دوستانم که با مباحث شما آشنا هست را تقدیم می‌کنم. می‌گوید شب قدر پارسال از خدا خواستم تا از دریچه کمک به خلق، خودش را به من نشان دهد و از این راه خدا رادر زندگی بیابم. متاهل هستم و صاحب یک فرزند. در خانه شخصی خودم زندگی می‌کنم. از مال دنیا یک خودرو و یک پلاک زمین مسکونی دارم. تصمیم دارم با فروش این اموالم، پولی را تهیه کرده و صرف کمک به فقرا ایرانی و غیر ایرانی کنم. نظر شما درباره این روشم چیست؟ معتقدم برای رسیدن به خدا باید از همه اینها و تعلقات گذشت یا اینکه با عبادات معمول و کمک های خیّرانه متعارف باید خدا را به صحنه روح و قلب خود حاضر کنیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: باید آنچه در زندگی نیاز دارید و نداشتن آن موجب زحمت برای خانواده می‌شود، را نگه بدارید و در این مسیر حتماً نباید از فقرا غفلت کرد. موفق باشید

28742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: استاد عزیز جوابی که در مورد کلیپ مطالب ویژه داده شد اصلا قانع کننده نیست،مسئله فیلم که حضرت امام فرمودند نظر به زن غیر مسلمان بوده که حکمش را امام بیان نمودند اما اینجا استماع صوت حرام است چگونه این اظهر من الشمس را می‌شود نادیده گرفت؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در فتوای خود می‌فرمایند فرقی بین زن و مرد ندارد اگر صوت آن فرد موجب فتنه و فحشاء نباشد، اشکال ندارد. موفق باشید

28732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به رسالت کانال مطالب ویژه که خودشون گفتند مطالب ناب توحیدی و تاریخی و مطالب روز، این کلیپی که امروز گذاشتن دیگه چه جایگاهی پیدا میکنه؟! یه کلیپ از یک زن نامحرم که میخونه! حالا چیکار داریم چی میخونه. https://www.aparat.com/v/GAb7z دوستان به ما پاسخ دادند: سلام علیکم: ما وظیفه خودمون رو انجام میدیم، و لازم بود کلیپها هم فرستاده بشن. در تیمِ پشتیبانی کانال مطالب ویژه، مطمئن باشید، هم از جهت فکری، و هم از جهت شرعی بررسی های لازم انجام می‌شود و چیزی فرستاده می‌شود. خیالتان راحت باشد و به ما اعتماد کنید.» من با چیزهای دیگه اش کار ندارم نظر شما رو فقط میخوام بدونم پیرامون موضوع. با تشکر و التماس دعا. لطفا در سایت بذارید چون من جایی هستم به ایمیلم دسترس ندارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نظر رفقایی مانند جنابعالی محترم و دلسوزانه است و نباید نسبت به آن بی‌تفاوت بود. ولی در عین حال حتما اطلاع دارید که در همین رابطه در اوایل انقلاب که فیلم‌های خارجی از طریق تلویزیون پخش می‌شد از حضرت امام استفتاء شد و امام فرمودند بلا اشکال است مشروط بر آن‌که با لذت نگاه نشود. عرض شد بعضاً ممکن است با لذت نگاه شود، فرمودند به عهده‌ی خود فرد است که خودش مواظب باشد. در ضمن بنده در زیر آن کلیپ این‌طور نوشتم:

«اگر جهان استکباری توانست ظاهر زنان‌مان را به شکل خود در آورد ولی قلب‌های شان را هرگز، و این است که خبر از آینده‌ای می دهد که ظاهرها هم بیش از پیش با خِرد بومی و فرهنگ خودی به ظهور می آید.» با این حال مطمئن نیستم که کدام کار ترجیح دارد، بهتر است موضوع با بقیه‌ی کاربران نیز در میان گذاشته شود. موفق باشید

28227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: درباره جراحی زیبایی بینی بسیار مایل هستم اما تردید هایی داشتم از جهت نفسانی که نظر شما را در یک پرسش دیدم آرام شدم. البته من ازدواج کرده ام و دو فرزند ۵ و دو ساله دارم. اما بینی ام بزرگ است. و ظاهر آن را می‌توان با جراحی طبیعی کرد. به نظرتون با شرایطی که دارم مناسب هست جراحی بینی کنم؟ پوست صورتم جوشهای زیادی هم دارد متاسفانه. و همسرم تمایل به زیباتر شدن دارند. البته نه اینکه جراحی کنم. ولی می‌دانم نتیجه جراحی اگر خوب باشند خوشحال می‌شوند. ممنونم راهنماییم می‌کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا وسواس؟ به هر حال در هر زمانی باید مناسب آن زمان، به زیبایی خود توجه داشت. موفق باشید

27923
متن پرسش
سلام علیکم: عید فطر بر حضرتعالی ان شاء الله مبارک باشد. در پاسخ ۲۷۹۱۷ فرمودید که البته هنوز ما در دوره‌ی فترتِ تاریخی خود هستیم. بدین معنا که هنوز گذشته‌ی خود را تنها مدّ نظر داریم و از آینده‌ای که تنها گذشته نیست؛ درست استفاده نمی‌کنیم. منظور حضرتعالی از اینکه ما از آینده ای که تنها گذشته نیست استفاده نمی کنیم، چیست؟ منظورتان تمدن نوین اسلامی است که میراث گذشته و پیشینه تاریخی ما صرفا برای ساختش کفایت نمی‌کند و ماوای عبور از مدرنیته است یا بی توجهی به آینده است که هنوز ما به آن نرسیده ایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی در پیش رو داریم که در بستر تحقق تمدن نوین اسلامی به ظهور می‌آید. جهانی که انسان معنای گسترده‌تری از آنچه در خود گمان می‌کرد پیدا می‌کند و نسبت‌های او در امور قدسی بسی عمیق‌تر خواهد شد، در آن حدّ که آیات ۱ تا ۶ سوره‌ی حدید و اشارات سوره‌ی توحید برایش به میان می‌آید و در چشم‌انداز او حضوری از توحید قرار می‌گیرد که مخصوص انسان‌های آخرالزمانی است. موفق باشید 

27459
متن پرسش
سلام علیکم: وقت عالی بخیر: ١. جناب استاد یکی از اساتید موجه و همچنین مسلط بر عرفان ظاهرا نظر بر این داشتند که در نسبت با افق سلوکی به افق های بالاتری نسبت به افاضات حضرتعالی هم می توان نظر داشت و شهود عقلی را افق برتر قرار داد. راهنمایی می فرمایید چگونه می توان به بالاترین و کامل ترین افقها فکر کرد و نسبت به بیان مذکور چگونه می توان تامل داشت؟ ٢. اساسا می توان به عبور از سیطره نیهیلیسم و بالاترین سلوک به غیر از نگاه حداکثری به انقلاب با دیدگاهی که شما به تبیین آن پرداخته اید فکر کرد؟ ٣. اگر شهیدی در عین اینکه کامل نشده است و به توحید و فعلیت کامل از لحاظ مقامات عرفانی نرسیده به وظیفه تشخیصی خود عمل کند که منجر به شهادت او شود، می توان تاسف خورد که کاش کامل شده بود؟ و می توان سخنان امام را درباره مقامات شهدا و توجه دادن اهل سلوک به آنها را مربوط به فضای عمومی و ارائه الگوهای عمومی دانست و البته عرفا و سلاک واقعی که در عین توجه به انقلاب در طریق سلوک مرسوم استاد و شاگردی مصطلح هستند را بالاتر و به توحید نزدیک تر دانست و معدودی از شهدا را ملحق به آنان دانست؟ ٤. طلبه این عصر برای قرارگیری در بهترین افق به فعالیتهای فکری و امتداد تبلیغی آن بپردازد یا برای محروم نشدن از جلوات خاص ربوبی به فعالیتهایی که بعضا از غیر طلبه هم می توان استفاده نمود و جایگزین دارد وارد شود؟ مثل فعالیتهای مدیریتی یا نظامی؟ که بعضا باید از طلبگی دست کشید. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از آن عزیز باید پرسید که متوجه‌ی این امر شده‌اند. آری! حتماً افق سلوکی بالاتری هست که این بنده‌ی حقیر از آن بی‌خبر است. ۲. بیرون از انقلاب فکر نمی‌کنم ممکن باشد، ولی عمیق‌تر از آنچه بنده می‌گویم، آری! و صد آری!  ۳. هرچه هست شواهد زیادی خبر از آن می‌دهد که تا شهداء به آن درجه از کمال که لازمه‌ی شهادت است، نرسیده باشند مفتخر به شهادت نمی‌شوند هرچند که البته درجه‌ی شهداء متفاوت است. ۴. در افقِ حیات طلبگی توفیقات خاصی هست، ولی البته توفیقات منحصر به طلبگی نیست.

27155
متن پرسش
سلام استاد عزیز: سال نو شما مبارک حدود ۲۰ ساله که از مطالب پر بار شما استفاده می کنم. همینطور از اساتید دیگه نیز توفیق بهره گیری داشتم اما فکر می کنم عبادات من در کنار این کسب معارف من رو به کمال سوق نداده چون مورد قبول واقع نشده برای این حرفم علت دارم استاد عزیز سه الی چهار روز است که افتادم در دام شهوت میدونم گناه هست اما توان مبارزه با خودم را ندارم. استاد عزیز کارهایی کردم که شرم می کنم اما چون من رو به این شکل نمی شناسید براتون تعریف می کنم. من که از فضای مجازی فقط بهره گیری معنوی داشتم. استاد عزیز اینها طی این سه الی چهار روز و کاملا اتفاقی و یهویی رخ داد. دیروز به خدا گفتم خدایا من از پس خودم بر نمیام میدونم اشتباه می کنم ولی استغفار کنم یعنی تو رو مسخره کردم چون هنوز قلبا پشیمون نیستم به خدا گفتم با همه این احوال بهت میگم ببخش هرچند قلبا پشیمون نیستم، اما کمکم کن من متاهلم اهل خیانت نیستم ولی بدجوری به این درد مبتلا شدم تمام مطالب شما و اساتید در خصوص شهوت و همه مسائل اخلاقی را خوندم مطالب میاد جلوی چشمم اما قدرت مبارزه ندارم و تنها حرفی که میتونم به خودم بزنم اینه که از دست بوس میل به پابوس کرده ای خاکت به سر ترقی معکوس کرده ای. حالا با این توجه که هنوز قلبا پشیمون نیستم اما نگران و مضطربم خواهشا به من بفرمایید چکار کنم تا بیشتر از این در این لجن مال دست و پا نزنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مرحله، از دام‌های شیطان است که شیطان در مسیر رجوع به حضرت حق پیش می‌آورد. ولی شیطان بیچاره نمی‌داند که کید او ضعیف است و شما به لطف الهی از این مرحله عبور می‌کنید و این را نیز متوجه می‌شوید که نباید مغرور شد و گمان کنیم بی‌عنایات الهی کسی به جایی می‌رسد. موفق باشید

نمایش چاپی