بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و ارزشمندم: خدا قوت! در بعضی از مواقع که انسان خواب است و دچار «بختک» می شود، از لحاظ «معرفت نفس» توجیح و تبیین آن چگونه است!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصوراتِ وهمی است. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی در این مورد شده است. موفق باشید

 

 

25834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر: استاد جان، می خواستم نظرتون رو در خصوص مصاحبه آقای تاج زاده بدونم، بعضی نکات درستی بنظرم در متن مصاحبه هست، خواستم دیدگاه شما رو هم بدونم. تشکر http://www.baharnews.ir/interview/193595/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%BA%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته مصاحبه‌ی خوبی نبود از هیچ‌کدام از طرفین روحیه‌ی گفتگو برای نزدیک‌شدن به حقیقت دیده نمی‌شد. هرکدام وجهی را ظاهر و وجهی را پنهان می‌کردند. به امید روزی که جریان‌های فکری ما به بلوغی برسند که تنها بر تفکر، متعهد باشند و نه بر جبهه و جناح. موفق باشید

25818
متن پرسش
در مکتب تشیع، دو مؤلفه «نهضت عاشورا» و «نهضت انتظار»، به عنوان مؤلفه های اساسی ظلم ستیزی و نهضت بیداری اسلامی قلمداد می شود که در پرتو حکومت «ولی فقیه» عینیت می یابد. از این منظر آیا می توان گفت میان حرکتهای انقلابی و اصلاحی شیعی با سایر مذاهب اسلامی تفاوت وجود دارد؟ در کتاب نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر شهید مطهری، دیدم که ایشان هم اشاره دارند شیعه بخاطر اعتقاد به مقام والا و الهی (اولامر منکم) و لزوم تشکیل حکومت دینی توسط زعیم دینی منصوب از جانب خدا یا انبیاء و اولیاء خدا، مقابل هر حکومتی تساهل و تسامح ندارد و روحیه شجاعتش بیشترست اما برادران و علمای اهل تسنن ویژه در ادوار گذشته، چندان در این مسیر و مشی نبوده اند و روش اصلاحی شیعی با آنها تفاوتهای مبنایی و مصداقی داشته است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انصافاً همین طور است حتی شیعه دست آن‌ها را هم می‌گیرد تا از مسیر صحیح خارج نشوند. کاری که با مردم غزه انجام داد و آن‌ها را از خطر شکست و سرخوردگی رهانید بدون آن‌که بنا داشته باشد آن‌ها را به تشیع دعوت کنند. موفق باشید

25566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرامی: پیرو پاسخ ۲۵۵۳۳ بنده سالها دغدغه طب رو دارم رشته تحصیلی دانشگاهیم میکروبیولوژی است به تازگی از طرف یکی از اساتید طب سنتی پیشنهادی برای دستیاری و آموزش داشتم و این استاد دغدغه شان این است که خانم متبحری در بحث درمان ندارد که درمان خانمهای مراجعه کننده را به ایشان واگذارد. استاد عزیز تا بیرون آمدن جزوه شما باید جواب ایشان را بدهم. چون محیط های کاری مختلف را دیده ام و اینجا ارتباط کاری تنگاتنگ می شود و سالها خودم را از ارتباط با هر مردی دور نگه داشته ام و از طرفی من هر چقدر کتاب بخوانم باز باید درمان عملی باشد. یا باید گوشه خانه بنشینم و حاصل همه سالهای عمرم را دور بریزم یا ادامه دهم؟ و واقعا خوف لغزش در ارتباط با نامحرم دارم لطفا بگویید چه بکنم؟ تشکر از ینکه صبورانه و پدرانه پاسخ می دهید. از خداوند متعال طول عمر باعزت و برکت روزافزون برای شما خواستارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین چند روز قبل، رفقا مباحث «زن» را بر روی سایت گذاشته‌اند. موفق باشید

25492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: گلایه ای از شما دارم که چرا هر سوالی از قرآن و حدیث را فکر می کنید جوابی برای آن دارید؟! آیا جایی برای معصوم باقی گذاشته اید؟ همان‌ها که می‌گویند عالم این کتاب فقط ما اهل بیت (ع) هستیم؟ شما فرموده اید که همه پیامبران نسل ابراهیم (ع) همه امام هستند. این مطلب را ببینید: وقتی حضرت ابراهیم (ع) در سن جوانی تبر را برداشت و بت‌ها را شکست، و نمرود و علمای گمراه او را در آتش افکندند، خداوند سبحان و متعال بدون اینکه ابراهیم (ع) تقاضا کند او را پاداش داد به این صورت که انبیای پس از او را از نسلش قرار داد. سپس ابراهیم (ع) دعوت الهی خود را ادامه داد، و هنگامی که خداوند سبحان و متعال او را با کلماتی بیازمود و ابراهیم (ع) در امتحان و ابتلا پیروز شد، حق تعالی خطاب به او فرمود: «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» «من تو را پیشوای مردم گردانیدم». جایگاه امامتِ الهی، جایگاهی بس رفیع است که همه‌ی انبیا و فرستادگان به آن دست نیافتند. در اینجا ابراهیم (ع) از خداوند سبحان و متعال این تقاضا را درخواست نمود: «وَمِن ذُرِّيَّتِي» «و از فرزندان من؟»؛ یعنی آیا در پیامبرانی که پیش‌تر مرا به آن‌ها بشارت داده‌ای نیز (امام) یافت می‌شود؟ حق تعالی می‌فرماید: «لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» «عهد من ستم‌کاران را دربرنمی‌گیرد»؛ یعنی ستم‌کاران از پیامبران (ع) و ستم پیامبران مانند ستم سایرین نیست بلکه از جنس (حسنات الأبرار، سیّئات المقرّبین) (2) (کارهای نیک خوبان، گناه مقرّبان است) می‌باشد؛ یعنی عملکرد آنان به جهت یکسان نبودن میزان معرفت و شناخت‌شان (ع)، همانندِ یکدیگر نیست. هر کدام از آنها (ع) خداوند سبحان را بر حسب میزان معرفت و شناختش عبادت می‌کند؛ بنابراین عبادت آنان با یکدیگر متفاوت می‌باشد. از همین رو به عنوان مثال سجده‌ی حضرت محمد (ص) از عبادت ثقلین (جن و انس) برتر است و یا ضربه‌ای از علی (ع) با عبادت ثقلین (جن و انس) برابری می‌کند. (3) و این تمایز میان آنها (ع) موضوعی است آشکار و حق تعالی از آن یاد کرده است: «تِلْكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ ٱللهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَتٍ وَءَاتَيْنَا عِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ ٱلْبَيِّنَتِ وَأَيَّدْنَهُ بِرُوحِ ٱلْقُدُسِ وَلَوْ شَآءَ ٱللهُ مَا ٱقْتَتَلَ ٱلَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَتُ وَلَكِنِ ٱخْتَلَفُوْا فَمِنْهُم مَّنْ ءَامَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَآءَ ٱللهُ مَا ٱقْتَتَلُوْا وَلَكِنَّ ٱللهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ»(4) «بعضی از اين فرستادگان را بر بعضی ديگر برتری داديم. خدا با بعضی سخن گفت و بعضی را به درجاتی برافراشت و به عيسی بن مريم معجزه‌ها داديم و او را با روح القدس ياری کرديم و اگر خدا می‌خواست مردمی که پس از آنها بودند، پس از آنکه حجت‌ها بر آنان آشکار شده بود، با يکديگر قتال نمی‌کردند؛ ولی آنان اختلاف کردند: پاره‌ای مؤمن بودند و پاره‌ای کافر شدند و اگر خدا می‌خواست با هم قتال نمی‌کردند؛ ولی خدا هر چه خواهد می‌کند». بنابراین اگر یونس پیامبر (ع) و حضرت محمد (ص) به انجام یک کار مکلّف شوند، انجام دادن آن عمل توسط یونس (ع) به مانند انجام آن کار توسط حضرت محمد (ص) نیست و این کوتاهی یونس (ع) در انجام آن عمل نسبت به آنچه حضرت محمد (ص) انجام می‌دهد ظلمی است از سوی یونس (ع)؛ چرا که این کوتاهی، او را از دست‌یابی به جایگاه عظیمی که انسان برای رسیدن به آن سرشته شده است، بازمی‌دارد. به این ترتیب مرتبه‌ای از این نوع ستم‌کاری وجود دارد که انبیا و فرستادگان (ع) از نسل ابراهیم (ع) باید از آن گذر کنند تا به مرتبه‌ی امامت نائل گردند و از همین رو حق تعالی می‌فرماید: «لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» «پیمان من ستم‌کاران را دربرنگیرد»؛ یعنی ای ابراهیم! تمام پیامبران از نسل تو به مقام امامت نائل نمی‌شوند بلکه فقط کسانی از انبیا و فرستادگان از فرزندان تو به آن می‌رسند که از این ظلم گذر کنند و به این مرتبه ارتقا یابند: «وَ أَلْقِ عَصاکَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ کَأَنَّها جَانٌّ وَلَّي مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسي‏ لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ * إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحيمٌ»(5) «عصايت را بيفکن. چون ديدش که همانند ماری می‌جنبد، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست. ای موسی، مترس که فرستادگان نبايد در حضور من بترسند * مگر کسی که ستمی کرده باشد و سپس پس از بدکاری، نيکوکار شود؛ چرا که من آمرزنده‌ی مهربانم». حق تعالی در قرآن به برخی ائمه از نسل ابراهیم (ع) اشاره می‌فرماید: از جمله‌ی آنها حضرت موسی (ع) است. حق تعالی می‌فرماید: «وَ اضْمُمْ يَدَکَ إِلي‏ جَناحِکَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْري»(6) «دست خويش در بغل کن، بی‌هيچ عيبی، سفيد بيرون آيد، اين هم آيتی ديگر»؛ یعنی خالی از هر گونه ظلم و ستم. انسان با دست می‌گیرد و می‌دهد، و دست سفید به عدالت تمام و کمال انسان با مردم و با خداوند سبحان و متعال اشاره دارد. بنابراین موسی (ع) خودش را از ظلم و ستم در مرتبه‌ای عالی، پاک و طاهر نموده است، همان طور که در این آیه اشاره می‌شود: «إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحيمٌ»(7) «مگر کسی که ستمی کرده باشد و سپس پس از بدکاری، نيکوکار شود؛ چرا که من آمرزنده‌ی مهربانم». و از جمله‌ی آنها حضرت عیسی (ع) است. حق تعالی از حضرت عیسی (ع) چنین خبر داده است: «وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا» (8) «سلام بر من، روزی که زاده شدم و روزی که می‌ميرم و روزی که ديگر بار زنده برانگيخته می‌شوم»؛ یعنی عیسی (ع) به جایگاه امامت دست یافته است، و او به خودش و مردم امان می‌بخشد. و خداوند متعال به کسانی از آنها که به مرتبه‌ی امامت دست نیافتند اشاره کرده است؛ مانند حضرت یحیی (ع). حق تعالی می‌فرماید: «وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا»(9) «سلام بر او، روزی که زاده شد و روزی که می‌ميرد و روزی که ديگر بار زنده برانگيخته می‌شود»؛ یعنی او به جایگاه امامت دست نیافته تا به مردم و خودش امان بخشد، بلکه او فقط راه را برای حضرت عیسی (ع) آماده و مردم را به سوی او راهنمایی نمود.» اما این سخن برخی که می‌گویند حضرت ابراهیم (ع) نگران فرزندان خود بود، اگر مقصودشان این است که آن حضرت (ع) امامت را برای آنها (ع) می‌خواسته، اینچنین نیست؛ چرا که ابراهیم (ع) نه بر دنیا حریص بود و نه بر آخرت، بلکه فقط بر رضایت خداوند سبحان و متعال حرص داشت، و دعای پیامبران و حضرت ابراهیم (ع) برای فرزندانشان، فقط برای فرزندان صالح‌شان بوده آن هم پس از آگاهی یافتن از صلاحیت آنها. پیش از ابراهیم (ع)، نوح (ع) بود که پس از آنکه خداوند پسرش را لعنت نمود و پس از آنکه دانست او از راه راست منحرف شده و از اهل آتش است، او هم فرزندش را لعنت کرد. این چنین نبوده که حضرت ابراهیم (ع) یا پیامبران (ع) نگران فرزندان خود باشند به این جهت که آنها فرزندان‌شان می‌باشند که اگر چنین بود، آنها گرفتار درجه‌ی بالایی از خودپسندی و انحراف از صراط مستقیم می‌بودند (که هرگز چنین نمی‌باشد!) و حال آنکه آنها برترین خلق خدا می‌باشند. حضرت ابراهیم و پیامبران (ع) فقط نگرانیِ فرزندان صالح خود را در دل داشتند؛ چرا که از صلاح آنها باخبر بودند و می‌دانستند که این فرزندان صالح، جانشینان آنها در دعوت به سوی خداوند سبحان و متعال و کشیدن بار رنج و سختی و آزار از سوی مردم در راه گسترش توحید و کلمه‌ی خداوند سبحان و متعال در زمینش خواهند بود. بنابراین ابراهیم (ع) و انبیا (ع) نگران فرزندان صالح خود بودند؛ چرا که آنها اولیای خداوند سبحان بودند و نه از این رو که فرزندان‌شان می‌باشند. بین این دو تفاوتی بسیار زیاد وجود دارد؛ مانند تفاوت میان حبّ خدای سبحان و حبّ دنیا در قلب نیکوکار و بدکردار. منابع: 1- بقره: 124. 2- جواهر السنیة حر عاملی: ص 83. 3- پیامبر (ص) می‌فرماید: (ضربت علی بر عمرو در روز خندق با عبادت جن و انس برابری می‌کند). عوالی اللئالی ابن ابی جمهور: ج 4 ص 86. 4- بقره: 253. 5- نمل: 10 - 11. 6- طه: 22. 7- نمل: 10 - 11. 8- مریم: 33. 9- مریم: 15. این گفتاری بود از وصی و فرستاده امام زمان، احمدالحسن
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چرا شما با این سطحی‌نگری و شخص‌پرستی‌های‌تان به اندازه‌ی یک انسان عادی هم تفکر را از دست داده‌اید و به جوابی که بنده بر مبنایِ نگاه مفسرین بزرگ با مخاطب در میان گذاشته‌ام، و تازه آدرس هم جهت بحثِ مفصل‌تر داده‌ام؛ نمی‌توانید بیندیشید. مگر نمی‌بینید در جواب گفته شده است: «تمام پیامبرانِ نسل حضرت ابراهیم «علیه‌السلام»، امام هستند»، یعنی پس آن‌هایی که ظالم‌اند را، شامل نمی‌شود. به جوابی که داده شده بیشتر دقت کنید و از نقصِ فهمِ اندیشه‌های دیگران، خود را برهانید که البته هیچ‌وقت امیدی به نجات چنین فرقه‌هایی نبوده و نیست.  

25095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا این موضوع درسته که اگر شخصی بی نماز باشد برکت در آن خانه وارد نمی شود و یا خیلی بدیهای دیگر. پس اگر این طور است. من می شناسم افراد درجه یک خودم را که اهل نماز و حجاب نیستند اما هم ثروتمندند هم خوشبخت. من متوجه این پاردوکس نمی شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: عنایت داشته باشید منظور آن است که ما کارِ افراد بی‌نماز را تأیید نکنیم. ثانیاً: چگونه می‌فرمایید چنین افردی خوشبخت هستند؟!! در حالی‌که راهی به سوی رحمت بیکرانه‌ی خدا در مقابل خود نگشوده‌اند و تنها مشغول دنیای محدود موقت شده‌اند. موفق باشید

25052

بذون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده در سیر مطالعاتی ام آثار شما رو پیگیری می کنم. چندی پیش در خصوص مسأله وسواس ازتون سیر مطالعاتی خواستم که کتاب «ادب خیال ، عقل و قلب» رو معرفی کردین که خیلی خوب بود. بهترین چیز همینه که بین سیر مطالعاتی اصلی و ایضا مشکلات خاصی که برامون پیش بیاد بتونیم هماهنگی ایجاد کنیم و در واقع با یک تیر هزاران نشان بزنیم. با توجه به این که در شرف انتخاب همسر هستم و بنا به گفته مشاورین و البته تجربه خودم هوش هیجانی و اجتماعی ضعیفی دارم، آیا سیر مطالعاتی خاصی که این نقیصه رو جبران کنه و بتونه در راستای ارتباط با حقایق هستی، رفتارهای اجتماعی و خانوادگی من رو تنظیم کنه پیشنهاد می کنید؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نیاز نباشد خیلی وسواس به خود راه دهید. بالاخره طرف اگر از خانواده‌ی محترمی می‌باشد و ظاهرش نیز رویهمرفته برایتان جذب‌کننده است کافی است. موفق باشید

25039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: در انتهای آیه ۳۷ سوره قصص آمده است: إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّلِمُون. جناب علامه می فرمایند این آیه هم عالم دنیا و هم عالم آخرت را شامل می شود ولی دلیلی بیان نمی فرمایند. در مقاله ای که در حال نگارش آن هستم نیاز دارم که ثابت کنم که این قسمت از آیه شریفه هم عالم آخرت و هم عالم دنیا را در بر می گیرد. (به این معنا که ظالمان نه در دنیا و نه در آخرت به فلاح نمی رسند). سوالم این بود که آیا جنابعالی دلیل عقلی یا نقلی برای اثبات این مدعا در خاطر شریفتان هست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهر آیه به خودیِ خود حالت مطلق دارد و دلیلی ندارد که آن را محدود به دنیا و یا آخرت کنیم. موفق باشید

24846
متن پرسش
سلام علیکم استاد جان: وقتتون بخیر. استاد در صوت جلسه دوم جزوه عرفان نظری فرموده اید که حقیقت وجه ندارد. اسم وجه حقیقت به حساب نمی آید؟ منظورتون از وجه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظهور استقلالی برای هیچ اسمی نیست مگر از طریق مظهر یا مظاهری خاص، و در همین رابطه ائمه «علیهم‌السلام» می‌فرمایند: «نحن واللّه الاسماء الحسنی» به این معنا که شخصیت آن‌ها مظاهر اسماء حسنی می‌باشد. موفق باشید

24162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام خدمت استاد عزیز: طاعاتتان قبول حق باشد. در تصمیم گیری دلم می خواهد آنچه خدا به آن راضی است آن را اتخاذ کنم اما موارد پیش می آید خلاف شرع نیست اما باز می مانم آن کار را انجام بدهم یا انجام ندهم یعنی می گویم نکند این وسوسه باشد و نه الهام و نهایت راه حل را در استخاره می بینم. پیش خودم می گویم هرچه استخاره جلوی پایم گذاشت آن را انجام می دهم. حال سوالم این است که آیا استخاره را خودم می توانم انجام دهم و یا اینکه در نزد فرد شایسته و باتقوا یا دارای صلاحیت انجام دهم و چگونه این فرد را پیدا کنم؟ چند سال پیش تلفنی از قم استخاره می گرفتم ولی بعدها شنیدم آن شخص را اعدام کردند. البته پیش خودم می گفتم من خالصا از خدا استخاره می خواستم و همان جواب استخاره ها درست بود که از زبان آن فرد خاطی بوده ولی اراده خدا بگونه ای اسباب را میچید که از طریق استخاره او به جوابم برسم و تمام آن استخاره های قبلی ام صحیح بود و غم به دلم راه نمی دهم. بعد با همین استدلال می گویم پس خودت استخاره را انجام بده و مزاحم کسی نشو از آقای صدیقین یکبار پرسیدم گفت خودت می توانی انجام بدهی حتی با شیر و خط سکه. لطفا مرا راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استخاره وقتی است که انسان عقل خود را به‌کار گرفته باشد و جواب کافی نیابد. حال این فرد می‌تواند به کمک آیات قرآنی، اشارتی را بگیرد. ولی این را نباید مشورت با قرآن حساب کرد و به همین جهت جناب علامه طباطبایی می‌فرمایند پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست. موفق باشید

32068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام وادب خدمت استاد گرامی: ۱. آیا حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها از یک نور واحد اند یعنی یک نور هستند در دو بدن با تشخیص جداگانه اما نور سایر ائمه علیهم السلام از نور این دو بزرگوار جداست. هرچند که همگی نورشان از خداست؟ ۲. آیا روح از دم خداست مثل دم مسیحایی که در بدن دمیده شده و انسان به آن می بیند و می شنود؟ آیا روح با نور متفاوت است؟ بسیار تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۲. منظور از «نور»، این‌جا همان انوار و اسماء الهی است که در مظاهر مختلف ظهور می‌کند و در مظهریت حضرت زهرا و حضرت علی«علیهماالسلام» نورِ خاصی که بنیان انوار سایر ائمه است؛ به ظهور آمده. ۲.  روح، بالاترین فرشته و از عالی‌ترین مخلوقات هست و لذا حضرت حق فرمود: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» ( ۷۲/ ص) چون بدن انسان را به تعادل رساندم و از روح خود در آن دمیدم، شما فرشتگان بر او سجده کنید. و می‌فرماید: از روح خودم، نه به معنای این‌که خداوند یک روح و یک جسم دارد، بلکه به معنای آن‌که از نورعالی‌ترین مخلوقم بر جسم انسان دمیدم. موفق باشید

31637
متن پرسش
با عرض سلام: در سوال قبل فرمودید علم به خود دلیل تجرد نفس است حقیر سابق کم و بیش ادله تجرد نفس را خواندم و تقریبا هیچ کدامش قانع کننده نبود چون قدما چندان با جسم آدمی بخصوص مغز آشنا نبودند پیچیدگی های مغز درین عصر نیز باقی است و به اندکی از آن پی برده اند بله علم به خود هم فقط در مغز صورت می‌گیرد و علم به خود مطلب ساده ایست که حسب آیات قرآن در جماد و حیوان هم است و اگر دلیل تجرد بود باید قایل به تجرد همه چیز بشویم بعض آیات را می آورم مگر آنکه دست به تاویل ببریم که بنظر حقیر نیازی نیست در کدام آیه و روایت آمده روح داریم اینها مطالبیست که از یونان ظاهرا آمد اما آیات: ۱. «ثُمَّ اسْتَوي‏ إِلَي السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ» ضمیر نا به خوبی نشان می‌دهد که آسمان و زمین به خود علم دارند. ۲. داستان هدهد در سوره نمل و صحبت های مورچه ها در آن سوره و سایر مواردی که حیوانات صحبت کردند در قرآن، و نیز تعبیر منطق الطیر که بر خلاف تعبیر ارسطوییست که فقط انسان را حیوان ناطق می‌دانست همه ی اینها حاکی از علم تمام اشیا و موجودات به خود است پس قائل به تجرد همه چیز شوید در حالیکه نیازی نیست قدما ماده را دست کم گرفتند ماده دارای توانایی های فوق العاده ایست که مجردترین اموری هم که فکر می‌کنیم در خود می‌گنجاند و تجرد ویژگی منحصر به فرد حضرت حق است و بس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید بحث «تجرد نفس» بسیار مفصل‌تر از این حرف‌ها است حتی آگاهی به مغز نشان می‌دهد که نفس ماورای مغز است. در این مورد جلد هشتم «اسفار» صدرا حرف‌های اساسی دارد. آری! همه موجودات از آن جهت که تسبیخ خدا را می‌کنند، آگاهی به خالق خود دارند ولی این به معنای نفس ناطقه با هویت خاص «نفختُ من روحی» به حساب نمی‌آید. موفق باشید

31602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقتتون بخیر: می‌خواستم بپرسم اینکه می‌فرمایید در حضور تاریخی باید با دعا منتظر تجلیات و الهامات الهی بود، چه جوری بین الهامات و اوهام فرق قایل بشیم؟ اگر بفرمایید با عقل، عقل که از جنس استدلاله آدم اگه بخواد تو حیطه عقل باشه تو حیطه الهام نیست اگر هم در حیطه الهام باشه در حیطه عقل و استدلال نیست، چه جوری بین اوهام و الهام تفاوت قایل بشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر سنت و سیره اولیای الهی و شریعت حقّه آن تجلیّات به ظهور می‌آیند و ما نیز با توجه به آموزه‌های دینی جایگاه آن ها را درک می‌کنیم و از آن‌ها بهره‌مندمی‌شویم. موفق باشید.

31599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من به دنبال پاسخ به سوال 31582 کتاب تجرد روح را مطالع کردم با اشتیاق. آنچه دستگیرم شد این است که هر انسانی برای سیر و سلوک باید استادی مهذب داشته باشد که بتواند هفتگی با وی معاشرت و مجالست داشته باشد. حال این استاد را چگونه باید پیدا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت «رحمت‌الله‌علیه»http://lobolmizan.ir/leaflet/1361/ مراجعه فرمایید. از آن جهت که در این تاریخ، علم ما و معارفی که داریم خود به خود در حکم استاد ما می‌باشد. موفق باشید

31544
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: استاد یک سوالی ذهنم رو درگیر کرده که سبب آن مطالعه خاطرات دفاع مقدس و بچه‌های ده شصت هست و اون اینکه چرا جوانان مذهبی این نسل با وجود امکانات و علم بهتر نسبت به جوانان سی چهل سال پیش شور ایمان و نشاط ندارند؟ فرقی هم نمیکنه چه در حوزه مهدویت یا در بسیج یا در دانشگاه یا تشکل های دیگر. بنده قطعا فقط و فقط بخاطر شیرینی که بواسطه مطالعه و تفکر در اسلام بهم چشانده شده در این مراکز رفت و آمد دارم ولی افرادشون جاذبه ندارند. دلیلش چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: داستان جوانان دفاع مقدس، داستان تحقق تاریخی است که باید با آنان ذیل وجود مقدس حضرت روح الله «رضوان الله‌تعالی‌علیه» شروع می‌شد. آن جا، قصه، قصه «وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» (حشر/9) . آری! باید جان‌ها فدا شود و ایثارها به صحنه آید آن‌هم ایثار جان، و ما در تاریخی که آن‌ها شروع کردند نهایتاً می‌توانیم آدم‌های خوبی باشیم یعنی آدم‌هایی اهل محبت و راستی و دوستی، وگرنه از آن ایثارها هیچ بهره‌ای نخواهیم برد. محافل ما وقتی برای ما شیرین و زندگی‌بخش است که در افق حضور آن ایثارها بتوانیم نسبت به همدیگر محبت و دوستی داشته باشیم. این‌جا است که می‌توان گفت: «کربلای جبهه‌ها یادش بخیر». موفق باشید

31310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز فال و خواب دیدن چقدر می تونه منشا اثر و تاثیر داشته باشه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه به ما فرموده‌اند «علیهم‌السلام» به خواب نباید اعتنا کرد. موفق باشید

31044
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد در مورد بهشت حیوانات می‌خواستم بدونم چطوری هست مثلا سگ اصحاب کهف که گفتن از بهشتیان هست چگونه هست؟ بعضی این را دلیلی برای نگهداری سگ می دانند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیوانات حشرِ مخصوص به خود دارند که آن مربوط به غرایز حیوانی آن‌ها می‌باشد. ولی نگهداری سگ در درون زندگی، نوعی به میان‌‌آوردن نفس امّاره است و موجب می‌شود تا حقایقی که بناست به سوی انسان گشوده شود، در حجاب رود. موفق باشید

30991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر، سوالی از استاد داشتم، می‌خواستم بپرسم مفهوم کشته شدن در راه خدا، که عالی‌ترین تعبیرات هم در قرآن و هم در روایات در وصف آن آمده است، دقیقا چیست؟ ما به طور عادی به افرادی که در میدان جنگ نظامی علیه دشمنان اسلام کشته می‌شوند شهید می‌گوییم، اما من می‌خواهم بدانم چه موارد دیگری مصداق این مفهوم هستند؟ مثلا فردی که برای برقراری قسط و عدل در جامعه و مبارزه با فساد اقتصادی با کانون های قدرت و ثروت در می‌افتد و در این راه کشته می‌شود، شهید به حساب می‌آید و مشمول آیه شریفه «و لا تحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا» است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد. زیرا به ما فرموده‌اند: «مداد العلماء افضل من دماء الشهداء» پس راه‌های رسیدن به برکات شهادت، منحصر به کشته شدن در معرکه حرب نیست. موفق باشید

30751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در ماه رمضان اگر شخصی فرصت کافی نداشته باشد بنظر شما تلاوت روزانه یک جز قرآن و ختم قرآن در ماه مبارک مفیدتر هست یا خواندن تفسیر المیزان و یا مثلا کتاب جاثیه جناب عالی؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روح خودتان دارد که با کدام‌یک از آن امور حسّ حضور بیشتر در ماه رمضان و ماه بهار قرآن را در خود می‌توانید حاضر و سرزنده نگه دارید. موفق باشید

30658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: مطلبی را ابتدا از آیت الله نکونام شنیدم که بچه های آدم بجای آنکه بگوییم با موجودات دیگری چون جن ازدواج کردند یا بگوییم خواهر برادر مزدوج شدند با همان انسان نماهایی که روی زمین بودند ازدواج کردند. اخیرا که برین موضوع تامل می‌کردم بنظر رسید قول احق همینست چون ازدواج با محارم آنقدر قبیحست و آثار وضعی در ژنتیک و ... دارد که به سادگی نمی‌توان قائل به حلیت آن در ابتدای امر شد به راحتی خداوند می‌توانست بجای اینکه مستقیم ۲ نفر را بیافریند (خلقت مستقیم هم جای سوال است و خلاف موازین فلسفی) چه اشکالی داشت ۴ نفر را بیافریند دو مرد و دو زن تا بعد به مشکل ازدواج محارم برنخورد مویدی که اخیرا در ویکی پدیا دیدم این است: «انسان خردمند با دیگر انسان‌تباران، بچه‌دار شده‌اند و این باعث شد که پس از انقراض سه گونه دیگر، انسان‌تباران، دی ان ای آن‌ها همچنان در انسان خردمند، موجود باشد. انسان خردمند، حامل دی ان ای انسان‌تبار دنیسووا، انسان نئاندرتال و گونه‌ای دیگر که هنوز شناسایی نشده می‌باشد.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلایلی بر این امر نداریم بخصوص که به گفته‌ی علامه، این امور مربوط به شریعت است و از حضرت نوح «علیه‌السلام» به بعد مطرح شده. موفق باشید

30510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم استاد بزرگوار: با توجه به فرمايشات شما و ديگر اساتيد بزرگوار به اين نتيجه رسيده ام كه امروزه، زنان بايد براي تعالي جامعه قدم بردارند. با توجه به تجربه اي كه از حضور در جامعه دارم و خصوصا مشكلات جامعه زنان، راهكارهاي ارزشمند دين من جمله تعدد زوجات، متعه (در صورتي كه سبك زندگي زن نباشد و به دليل كوتاهي مسئولين و تامين نيازهاي مالي و به كررات نباشد)، قواميت مرد و ... در صورتي كه عاملان آن مردان هوسباز و متاثر از قاجار نباشند به نفع جامعه زنان است. تفكرات فمينيستي بيشترين آسيب را به جامعه زنان وارد كرده است چراكه مانع شناخت خود و طي كردن مسير زنانه زنان شده است. وليكن استاد بزرگوار دلسوزاني در مقام تبيين و تبليغ به شيوه اي اين قواعد فقهي را بيان مي كنند كه زنان از دين دلزده مي شوند. همانطور كه فرموديد در ابتداي انقلاب گاهي امر به معروف و نهي از منكر كردن هاي انقلابيون باعث طرد شدن افراد و پيوستن به جبهه مقابل مي شد. گاهي شاهد تحقير و توهين به زن از طرف اين بزرگواران در مقام تبيين احكام الهي هستم و بهانه شان هم مقابله با فمينيسم است. شما اين حد از قاطعيت و اين شيوه تبيين را با توجه به كثرت تعداد دختران لازم مي دانيد؟ از آنجايي كه به عنوان معلم نظام حقوق زن در اسلام قصد فعاليت دارم از شما خواهشمندم راهنمايي بفرماييد چگونه عمل كنم تا گرفتار افراط و تفريط نشوم و در كجا بايد قاطعيت داشت و در كجا بايد ملايمت و ملاطفت به خرج داد؟ چگونه از تعدد زوجات حضرت رسول صلوات الله عليه بگويم كه غيرت زنانه، در عدم پذيرش اين امور باعث كنار گذاشتن دين و زير سوال بردن دين و ديانت نشود؟ در نهايت چگونه عمل كنم كه انجام وظيفه كرده باشم؟ سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به نظر رهبر انقلاب توجه شود: در نظر حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای بنابر ادله‌ی معتبر دینی چند همسری مردان، مباح اما غیر مستحب است، اما از آنجا که مطابق دلایل قرآنی جواز آن مشروط به اطمینان از رعایت عدالت بین همسران شده است، بنابراین هر گاه از نظر عقلایی عدم تحقق رعایت عدالت بین همسران محتمل باشد، ازدواج مجدد شوهر جایز نیست. همچنین در نگاه کلان معظم‌له به خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی در زندگی انسان و ضرورت شکل‌گیری خانواده و مراقبت و حفاظت از آن، عواملی در استحکام این بنیان الهی و شکل‌گیری آن مؤثر است از جمله: حفظ محبت و اعتماد متقابل زوجین، اصالت نقش مادری و تربیتی بانوان، پرهیز از راه یافتن نگاه مادی به خانواده و تجمل‌گرایی و رقابت‌های مادی خانواده‌ها، ترویج ازدواج آسان و نقش مهم و مؤثر والدین در آن، وظیفه دستگاه‌های حکومتی و رسانه‌ها در تسهیل امر ازدواج جوانان. بر این اساس از آنجا که در جامعه و کشور ما ازدواج مجدد مردان غالبا به ضرر استحکام خانواده و موجب تضعیف محبت زوجین و گاه فروپاشی خانواده است، نگاه معظم‌له به آن خوشبینانه و مثبت نیست و از این روست که این جمله در بیان ایشان تکرار شده است که: «خدا یکی و محبت یکی و یار یکی» موفق باشید

29969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اگر حسرت حاج قاسم رو نخوریم و نسوزیم چه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حاج قاسم باید در عالَم حاضر شد. عرایضی در تابلوی سایت لُبّ المیزان در این رابطه شده است. خوب است که به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید

29824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد غذای حرامی که به دست انسان می رسد باید چه کارش کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت نباید مصرف کرد. اگر نمی‌توانیم آن را برگردانیم و به یک معنا نعمت خداوند است، شاید بتوان آن را به نیازمندی رساند که هم نعمت خدا کفران نشده باشد و هم ما آلوده به گناه نشویم. موفق باشید

29639
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم : در سوره زمر، در مورد هدایت قرآن فرمودید که آنهایی که از خداوند می ترسند، در مرحله اول که قرآن می خوانند پوستشان جمع می شود و هیرت بدنی و انفعال بدنی برای آنها رخ می دهد. ولی مرحله بعدش را فرمودید که نرمی قلب و پوست و آرامش برای فرد ایجاد می شود و این سیر به سوی ذکر خداست. آیا مرحله دوم همان «الا بذکر الله تطمئن القلوب» است؟ و آیا سیر قلب آن افراد به سوی الله است؟ چون یک جایی هم فرمودید قلب به کمتر از الله راضی نمی شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همان‌طور است که می‌فرمایید. آری! در مسیر سلوک به لطف خدا کار به جایی می‌رسد که به قول مولوی: «غیر آن جعد نگار مقبلم / گر دو صد زنجیر آری بگسلم». موفق باشید

29573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام: استاد این خرد مدرن که می فرمایید همان عقل تکنیکی است که محصول بشر است و تعلق به غرب ندارد. و نقشه راه ما برای شریک شدن در خرد مدرن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جلسه‌ی چهارم «جهانی بین دو جهان» تحت عنوان «ما و خرد مدرن در انقلاب اسلامی و طلوع جهانی بین دو جهان» در این رابطه شده است. خوب است به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید

نمایش چاپی