باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شهابسنگ، یک بحث علمی است که در جای خودش علت آن بحث شده است. ۲. ستاره مبحث دیگری است که ربط به حضور حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» ندارد. ۳. در مورد بحث علت نامنبردنِ ائمه «علیهمالسلام» در قرآن، بحثِ سومی است که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت است، میتوانید دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به حضور عرشیِ مولایمان حضرت امام حسین «علیهالسلام» باید نظر کرد. ۲. با دعا، با فرهنگی که اهلالبیت «علیهمالسلام» در مقابل ما قرار دادهاند باید کار را جلو برد. متن ویرایششدهی جلسهی ۶ از «مناجات التائبین» تحت عنوان «با دعا در آغوش خدا» که در کانال «مطالب ویژه» به آدرس https://eitaa.com/hasannazari110 هست رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مرجع تقلیدتان میفرمایند باید عمل کنید و آثارِ تکوینی آن هم با تقیّد به دستورات شرع، دیگر مؤثر نخواهد بود. نباید سختگیریِ بدون دلیل بر خود اعمال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی، اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی احساس نیاز روحی نسبت به وکالت ندارید، به خودتان سختگیری نکنید. عرض بنده این بود که بدون دلیل از وسعتِ انسانی خود غفلت نفرمایید و روحیهی صوفیگری را به زندگی خود تحمیل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته بیتأثیر نیست. ولی وقتی چارهای نداشته باشیم خداوند به لطف خودش به نحو دیگری جبران میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. منظورتان از مرگ برزخی را نمیدانم! ۲. همینطور است که میفرمایید. در این مورد خوب است که به جزوهی «نحوهی بدن اُخروی» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد یک شخص نیست. بلکه بحث در شخصیت است. آیا آن ادیان، همه به دنبال کسی نیستند همانند علی «علیهالسلام» که در سیره و عقیده و عمل چون او باشد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان، یافتنِ حقایق است به صورت حضوری و وجودی، و معرفت نفس، درورازهی خوبی است جهت عرفان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده یکی از مشکلات عراق، این آقا است؛ اصلا قابل پیش بینی نیست به خصوص بعضی از طرفداران او. موفق باشید
سلام استاد گرامی: ان شاءالله تا روز ظهور زنده باشید و از برکت وجودتون استفاده کنیم. استاد من قبلا عالمی که توی اون زندگی میکردم عالم خدایی بود. شاید مستحبلت را کمانجام میدادم و حتی گناه همزیاد میکردم، ولی میدونم که عالمم عالم الله بود. ولی چند سالی است که عالمم عوض شدا است و انگار با وجود نماز و روزه و ...خودم را در آن عالممعنوی و دنیای خدایی احساس میکنم، به نظرم به راحتی به دنیای مادی کوچ کردم و کارهای دینی را فقط انجام میدهم... چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این امری است طبیعی که انسان همواره باید از منزلی از ایمان به منزلی برتر و زندهتر سیر کند و در این رابطه به حضور در دیانتی فکر کنید که مربوط به این زمانه است ذیل ولایت رهبر معظم انقلاب و مقابله با استکبار، تا شور ایمان شهدا به لطف الهی به جنابعالی برگردد. موفق باشید
سلام و درود استاد عزیز: خدا قوت. استاد در مورد مسئلهء « شفاعت» سوالات زیادی داریم..لطفا راهنمایی بفرمایید. مثلا یکی از شبهه هایی که مطرح اینه که در«قیامت»۱. چرا وقتی خود خداوند هست، به دیگری متوسل بشیم؟ ۲. یا اینکه میگن طبق آیهء «...فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ، وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ....» هر کس هر کار خوبی کرد که نتیجه اش را میبیند و هر کس کار بدی کرد، چرا نوعی پارتی بازی انجام بشه، در صورتی که خدا قول داده، همه به سزای کارشان میرسند؟ خیلی ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.نسبت هر موضوع با وسائل و اسبابها و واسطههایی که با آن موضوع ارتباط دارد، در میان است و در اینجا بحث نسبت انسان در انسانیتش با انسان کامل باید در میان باشد. به همین جهت قرآن در رابطه با استفاده کردن از وسایل میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» و در روایت داریم منظور از وسیله اینجا ائمه (ع) هستند. ۲. پارتیبازی نیست! تغییر موقعیت است مثل آنکه انسان با توبه یا توسل موقعیت خود را تغییر میدهد. موفق باشید
سلام و وقت بخیر. ضمن آرزوی سلامتی و تندرستی برای جناب استاد خواستم در مورد مطالب عرفانی که استاد مروجی سبزواری مطرح می کنند بدونم. آیا نگاه ایشان به توحید و خلقت آدم و... همان نگاه مرحوم آیت الله سعادت پرور و علامه طباطبایی و سیدعلی آقا قاضی است؟ ممنون می شم که اطلاعاتی در این زمینه ارائه بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم. حقیقت اش اطلاعاتی در آن حد که بتوانم نظر بدهم ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید در دعای قرآنی خود از حضرت حق میخواهیم: «رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا...» یعنی نمیتوان تصور کرد زندگی بدون بلا و سختی و امتحان ممکن است. از او باید تقاضا نمود ظرفیت درک آن مشکلات را به ما بدهد تا در دل همین مشکلات، آبدیده شویم و راهی که راه کمال ما است برایمان گشوده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه تعداد ذکر بر اساس حروف ابجد مبنایی ندارد، نباید آن را ملاک تعداد ذکر قرار داد بستگی به حال فرد دارد و نیّت کلی او و تجربههایی که در این راستا داشته است. نیت کلی انجام آن ذکر مهم است. غفلتهای جزئی ضرری به اصل قضیه نمیزند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! 40 سال تبلیغاتشان را بر بادرفته میبینند. همه امیدشان آن بود که ادامه نظام اجرایی ما در بستر نئولیبرالها ادامه پیدا کند و حال با شخصیتی روبهرو شدهاند که از جنس انقلاب است. به نظر بنده هزار بار در جهنم بروند راحتترند از این که ببینند انقلاب بحمدلله در بستر اصیل خود در حال ورود است. در چنین شرایطی است که معنای خود را از دست میدهند و لذا مجبورند مانند فردی که سختْ عصبانی است، هر تهمتی از زبانشان درآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به خودمان توجه دهیم که شرط حضور در جهان و وسعتدادن به خود و بیش از حدّ به خود نزدیکشدن، تعمق در همین دروس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی از آن طرف هم فکر کنید که هرکس را به خودش میدهند و میفرمایند: «اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» کتاب خود را که همان صحیفهی جان تو میباشد، بخوان خودت برای ارزیابی خودت کافی هستی. حال اگر کسی در آن تنهاییِ قیامت، هیچ خدایی نداشت در حالیکه فطرتش تنها با خدا آرام میگیرد، چه بر او میگذرد! عرایضی در رابطه با آیهی ۳۴ سورهی جاثیه شده است. شاید در این رابطه کمک کند. موفق باشید
]وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ (34) [
و به آنها گفته میشود در این زمان شما را تنها میگذاریم و فراموش میکنیم همانطور که شما ملاقات این روزِ خود را فراموش کردید و مأوای شما آتش است و برای شما هیچ یاوری نیست.
«وَقِيلَ الْيَوْمَ» و گفته میشود بفرمایید، ما امروز به شما بیمحلی میکنیم. خدایی که عین رحمت است و فرمود «سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي» رحمت من بر غضب من سبقت دارد. در اینجا میفرماید این افراد نسبت به آن رحمت فراموش میشوند.
وقتی انسان خودش را در دنیا در آن حضورِ معنوی حاضر نکرد و از جهان کیفیِ وسیع عالم غیب و معنویت محروم شد، یک مرتبه با فراموشی از طرف خداوند روبهرو میشود و در تنهاییِ خاصی که هیچ امیدی به جایی ندارد، قرار میگیرد، چیزی که فکر نمیکنم احدی در این دنیا بتواند آن را تصور کند. در رابطه با علت این تنهایی و فراموشی، موضوع روشنی را مطرح می کند و میفرماید: «كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» این تنهایی چیزی نیست جز انعکاس فراموشی این روزتان که امروز در مقابل خود مییابید ولی اکنون دیگر نمیتوانید این روز را که روز حضور در محضر خداوند است و با خداوند بهسربردن، از آنِ خود کنید. شما میتوانید در همین دنیا این روزِ خود را ملاقات کنید، زیرا این روز شما بود و میتوانستید با این روزِ خود در دنیا، آمادهی حضور در روزی شوید که در قیامت با آن روبهرو خواهید شد.
به نظر بنده نکتهای دقیق و ظریف در این قسمت از آیه مطرح است که جای بحث بیشتر دارد. در ادامه فرمود: «وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ» مگر اینها در دنیا به دنبال مأوا نبودند ولی دنیا را مأوای خود گرفتند؟ حال آتش مأوای آنها شد که عین بیمأوایی میباشد. «وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ» و برای شما هیچ یاوری که به نحوی به شما کمک کند تا از تنهاییِ شما بکاهد، نیست و این چیزی جز انعکاس همان زندگی دنیای خودتان نیست که جز خودتان هیچ چیز دیگری را نمیدیدید و به کثرات دنیای مشغول بودید و حالا خودتان هستید بدون آن مشغولیات. وقتی بدانیم انسان بدون کمک و رحمت الهی قدمی نمیتواند بردارد، و حتی اهل دنیا هم در دنیا به رحمت الهی امیدوارند. وقتی این امید بهکلی قطع شود و هیچ چیزی که بتوان به آن مشغول شد و به آن امیدوار بود، نماند، چه میشود؟ «واللّه اعلم».
فرمود به آنها گفته میشود: «الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ» به نظر میآید باز نیاز است بر روی قسمت «كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» کمی بیشتر فکر شود. به منکران معاد میفرماید شما روزگارانی داشتید و میتوانستید لقایی که امروز با آن روبهرو شدهاید را از قبل تجربه کنید و در آن فضا زندگی کنید ولی با مشغولیات دنیایی و کبر و خود برتربینیها از یادتان رفت که چنین حضوری در کنارتان بود. هرکاری که موجب شود تا ما این نوع حضور را فراموش کنیم، فردای قیامت موجب آن تنهایی خاص میشود. حال آن کار هرکاری میخواهد باشد. مگر آنکه زندگی را با نظر به حضوری که در ابدیت داریم و میتوان آن را احساس کرد، دنبال کنیم.
میفرماید: «لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» لقاء این روز که روز خود شما بود و لقائی که میتوانستید با نظر به آن برای خود داشته باشید. این روزتان را میتوانستید در افق حضور خدا احساس کنید و منوّر به چنین توحیدی میشدید که عالم برایتان محل ظهور انوار الهی میشد و امروز بحمداللّه این نحوه حضور خدا را در انقلاب اسلامی در مقابل استکبار، میتوانید احساس کنید و همین امروز به آیندهی توحیدی خود نظر نمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این افراد که میفرمایید بخواهند و نخواهند از حضور تاریخی انقلاب اسلامی که امثال آوینیها و حاج قاسمها درک کردهاند و به سعهی صدر آنچنانی رسیدهاند؛ محرومند. اینها سقیفههای انقلاب اسلامی هستند و نه غدیر آن ۲. به هر حال با خودیها باید با سعهی صدر برخورد کرد، هرچند آنها تلخ برخورد کنند، ما باید شیرین جواب دهیم. ۳. اینکه همه در هویت حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» حاضرند و همچنانکه میفرمایید بحمدلله دانشجو به دنبال هویت طلبگی و طلبه به دنبال هویت دانشجویی است؛ یک بحث است و اینکه هنوز در گسترهی حضور همدیگر با انقلاب اسلامی همراه نشدهایم، بحث دیگر. بنده جلسات «حضور در جهان بین دو جهان» را از این جهت، جلسات خوبی یافتهام که بحمدلله رفقا همه در گسترهی حضور انقلاب، همدیگر را درک میکنند. و این پدیدهی مبارکی است که میتوان در فضای گفتگوی با همدیگر بدان دست یافت، و نه گفتگوی برای یکدیگر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف وقتی جز خدا را کارساز و کارهای ندانیم و از طرف دیگر سعی کنیم خدا در همهی امور حاکم باشد، خود به خود در روحیهی جهادی قرار میگیریم تا خدا را در امورات به صحنه بیاوریم و حجابهای حضور خدا را دفع و رفع کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نامهی ۳۱ امیرالمؤمنین «علیهالسلام» که در کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» بهتر میتواند کمک کند به این شکل که از قبل قسمتی از آن تعیین شود و اعضای جلسه بخوانند و در جلسه ارائه دهند. بقیه هم که آمادگی خواندن ندارند، با گوشسپردن، از مطالب استفاده خواهند کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انتخاب اولیه را نفی کنیم، بحث حجتِ بندگان در مقابل خداوند پیش میاید که با مبناییترین مبانی که توحید است، نمیخواند و ابن عربی در اینجاست که بحث «اعیان ثابته» را به میان میآورد. از طرفی مگر مردم در همین دنیا به هر دلیلی در شعف انتخابی قرار نمیگیرند که در نسبت با شرایطی که با آن روبهرو میشوند؛ مطلوب نیست ولی برای خودشان مطلوب است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم جایگاه سخن است و مخاطبی که با او باید سخن گفت. آری! در مقابل فرعون باید آن را گفت که: «رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» (طه/۵۰) پروردگار ما ابتدا خلقت هر موجودی را به او میدهد و سپس، آن موجود را به سوی آنچه باید بشود، هدایت میکند. زیرا بحث در تبیین جایگاه نبوت است، ولی آنجایی که بناست نظر به حضرت حق به نور احدیت شود، بحث «قل هو الله احد» پیش میآید که از یک طرف متذکر حضور بیکرانهی اوست، و از طرف دیگر با «الله الصمد» نظر به افقی است که باید او را مدّ نظر قرار داد و این از عجایب تفکر است که چگونه اگر در همهجا حاضر است، باید در نسبت خود با او به سوی او را تجربه کنیم تا تشریع ما در مقام تکوین قرار گیرد که بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدللّه متوجه و متذکر نکات خوبی هستید. آری! اگر معرفت انسان به حضرت معبود زیاد شد، آنطور که حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» در حدیث ۱۲ کتاب «چهل حدیث» میفرمایند که افضل عبادات، پیمودت تفکر در رابطه با خدا و آثار خداوند است؛ در آن صورت عبادات انسان روح دیگری به خود میگیرد و انسان با تکرار عبادات در آن معارف عالیه مستقر میشود و از قرب الهی تغذیه میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب فوقالعاده مهمی است از آن جهت که هر تئوری هر اندازه هم که مهم باشد اگر صورت تعیّنیافتهی آن در میان نیاید، یک مفهوم فکری است و به گفتهی گادامر، حقیقت در تعیّنات خودش خود را معنا میکند. به همین جهت در قرآن در کنار «اطیعوا اللّه»، «اطیعوا الرّسول» را آورد تا تنها به رهنمودهای فکریِ قرآنی بسنده نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره چنین تحدی در میان است. به گفته ی علامه ی طباطبایی این گوی و این میدان؛ هرکس منکر گفت الهی بودن قرآن است بفرماید یک سوره همانند آن بیاورد. موفق باشید
