بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30151
متن پرسش
با سلام: طلبه هستم. به مطالب عقلی و عرفانی علاقه دارم. و از مباحثی که از جنس مباحث شماست لذت می‌برم. و در خود استعداد متخصص شدن در حوزه علوم عقلی را می‌بینم ولی آنچنان که باید و شاید مشغولیت علمی ندارم و خوب درس نمی خوانم. که این خوب درس نخواندن ناشی از این است که بصورت واضح نمی دانم وظیفه ام چیست. و در واقع در یک بی عالمی بسر می‌برم. از طرفی چون متاهل هستم، و دارای دو فرزند، فکر می‌کنم با وضعیت مالی که دارم (درآمد شهریه و ماهی ۶۰۰ تومان هم از مضاربه) و اوضاع اقتصادی کشور باید کار کنم. الان هم مشغول کار فرهنگی در خود حوزه هستم. میانگین بین ۳ تا ۴ ساعت وقت می گذارم و ماهانه حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ حقوق می‌گیرم. از طرف دیگر حسی در درونم می گوید که تو باید درس بخوانی و تو حیف هستی و شان تو این کار نیست. و این کار هم چون اجرایی است هم مشغولبت دارد و هم خستگی، حال نمی دونم وظیفه من چیه؟ آیا باید کار کنم به خاطر شرایطی که دارم و درسم را در سطح معمول و کمتر نگه دارم و به یه نمره آوردن قناعت کنم؟ یا نه باید به دنبال علاقه و استعداد خودم برم و لو از لحاظ مالی به سختی بیفتم. استاد واقعا دچار دوگانگی شدم و نمی توانم تشخیص بدم کار درست را. لطفا کمکم کنید و این را هم می دانم که در صورت اضطرار باید کار کرد، اما نمی دانم که مضطر شده ام یا خیر. و تشخیص آن برایم سخت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به قاعده‌ی «توزیع الوقت، توسیع الوقت» فکر نمی‌کنید تا در حدّ کسب درآمد ساده، زندگی را بچرخانید و در عین مطالعات دروس رسمی حوزه، به معارف عمیق بپردازید؟ روی خودتان کم حساب نکنید، باید در جای خود حاج قاسمی باشید. موفق باشید

30140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت حضرت استاد: بنده طلبه هستم و سطح سه فلسفه را در موسسه ی حضرت استاد فیاضی گذرانده ام و الان در سدد نوشتن پایان نامه هستم و به حمدالله موضوعم تصویب شده است. موضوع پایان نامه ی بنده اصول فقه معارف در آثار مرحوم علامه طباطبایی با محوریت المیزان است. مرحوم علامه در باب معارف کار اجتهادی انجام داده است بحث این است که ایشان در مقام استنباط از چه اصولی استفاده کرده اند؟ حالا این اصول ممکن است با اصول فقه متعارف رابطه ی من وجه داشته باشد. جایگاه عقل در این اصول جیست؟ متاسفانه در باب اصول معارف کار انجام نشده است و همانطور که در فقه در طول صدها سال اصول فقه و استنباط احکام فرعی شکل گرفته و رشد یافته در باب معارف چنین اصولی نوشته نشده است. اگر هم کسانی مثل مرحوم علامه در باب معارف استنباط کرده اند ظاهرا اصول مدونی ارائه نداده اند و از کاربرد ایشان باید چنین اصولی را استفاده کرد. می خواستم لطف کنید توضیح و راهنمایی در این زمینه بفرمایید. با تشکر از زحمات شما ان شاء الله مرضی حضرت صاحب الزمان علیه السلام باشید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم در این مورد ابتدایی هستم و جزء مطالعات و تحقیقاتم نبوده است. موفق باشید

30028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود خدمت استاد محترم: ضمن تشکر بابت پاسخهای قبلی شما، در مورد قاعده «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد» می خواهم بدانم که این پارادوکسی بوجود آمده چگونه حل خواهد شد: اگر از ذات باری تعالیٰ عقل اوّل که یک موجود واحد و مجرّد می باشد صادر شده است چطور بر آن موجود واحد قاعده مذکور اطلاق نمی‌شود و او قادر به صدور و مدیریت کثرات می شود۔ کدام یکی از دو راه ذیل می‌تواند راه گشاء باشد؟: ۱۔ وقتی عقل اول بوجود می آید جنبه های وجوب و امکان گرفته حاوی ترکیب می شود و از این لحاظ دیگر واحد نیست که نتواند کثرت صادر نماید۔ ۲۔ عقل اول خود واحد است و جمیع مخلوقاتی که ازش نشئت گرفته باشند همه شون واحد اند از لحاظ وجودی پس قاعده مذکور نقض نشده است۔ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه نصیرالدین طوسی نکات خوبی در این مورد فرموده‌اند که در جزوات «تاریخ فلسفه و کلام اسلامی» روی سایت می‌توانید دنبال کنید. از آن جهت که می‌فرمایند عقل اول به عنوان صادره‌ی اول، دارای دو وجه است، یکی وجه امکانی آن که موجب صدور نفسِ اول می‌شود و وجه عقلانی آن که عقلِ دوم را صادر می‌کند. بیشتر مطلب را در آن جزوه دنبال بفرمایید. موفق باشید

29747
متن پرسش
با یاد حق سلام بر استاد: مطلبی را به خاطرم می آید جناب استاد هاوکینگ رحمه الله علیه فرمودند که برای اینکه نسل بشر منقرض نشود تا اگر اشتباه نکنم ۱۰۰۰ سال آتی باید به سایر کرات مهاجرت کرد و غربی ها پروژه های متعددی درین زمینه دارند. سوالاتی از محضر شما دارم ۱. اگر بشر یا بخشی از آنها از زمین به کهکشانهای دیگر رفتند بعد از ظهور امام زمان تکلیف آن کسانی که خارج از زمینند چه می‌شود اگر بگوییم امام می‌توانند چند جسم داشته باشند و در تمام کرات ظهور می‌کنند که مکفی نیست چه زمینه ظهور در کرات متفاوتست. ۲. بنده پس از توجه به کتب استاد میچیو کاکو گرچه قبلا غرب گریز بودم الان متوجه شدم با توجه به اینکه حفظ نسل بشر بر همه چیز ارجحیت دارد و خورشید ۴ یا ۵ میلیارد سال دیگر خاموش می‌شود و قبل آن دیگر کره مکان مناسبی برای حیات نیست و حسب «ارض الله واسعه و سخر لکم مافی السماوات و الارض» با توجه به همه اینها تنها این نگاه غربیست که برای نجات بشر طرح دارد. پس فکر می‌کنم باید همه فکرها معطوف به ابدی نمودن نسل بشر نمود و حمایت از انقلاب که موجب تضعیف غربست جایز نیست به این بیندیشیم که ثمره ۴۰ سال در داخل چیست و در خارج در سطح منطقه وضع چگونه است و در سطح جهان این انرژی عظیمی که معطوف ایران ایالات متحده کرد اگر به ناسا کمک می‌شد شاید لااقل به مریخ پا نهاده بودیم اختلافات را کنار نهیم و برای نسل بشر بکوشیم. ۳. با توجه به اینکه فیزیک می‌گوید بعد از نابودی زمین جهان نابود نمی‌شود و تریلیونها سال دیگر هست تا طبق نظر دکتر هاوکینگ جهان کاملا سرد می‌شود و البته این سردی که به صفر مطلق نزدیکست ابدیست جایگاه قیامت و ادامه جهان بدون انسان کامل چیست؟ ۴. میلیاردها سال پیش که بشری نبود چگونه بدون انسان کامل کره زمین مستدام بود؟ پاینده و مستدام باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بهتر است اموری که مربوط به خداوند است را به عهده‌ی خود خداوند بگذاریم. او اندازه و تقدیر هر چیز را معلوم کرده و ما در فرصتی که خداوند در این دنیا در اختیارمان گذارده، باید خود را شایسته‌ی حیات ابدی خود بکنیم. موفق باشید

29658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: یکی از دوستان بنده که در سطح سه حوزه تحصیل می کنند، برای پایان نامه موضوعی را می خواستند. با توجه به اینکه رشتشون تفسیر قرآن هست و خانم هم هستند. موضوع پیشنهاد نمی فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً در این موارد، ورودی نداشته‌ام. موفق باشید

28748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: سوالی در مورد اصول داشتم که از قول آیت الله جوادی فرمودید که اصول علمی اعتباری است می خواستم راجع به جایگاه علم اصول در سلوک علمی طلبگی قدری بفرمایید که چقدر به hن بپردازیم لطفا منابعی هم در این زمینه معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال امور اعتباری، امور غلط و خلاف عقل نیستند. بحث بر سر آن است که مبنای اعتبار چه باشد. مثل تعداد رکعات نماز، که اعتبارِ حضرت حق است. لذا باید بزرگان دین بنشینند و مبنای اصول فقه را که بر اساس آن اصول، تکلیفِ مکلّف را تعیین کرده‌اند بازخوانی کنند و این به عهده‌ی خود حوزه و متفکران حوزه است. موفق باشید

28488

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمعه تعالی با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار: گاها بعضی توصیه می‌کنند زیارت عاشورا نخوانید مداوم یا بفلان طریق نخوانید. یا ذکر لااله الا الله فقر می آورد. بنده فکر می‌کنم حرف ایشان بی اساس است مگر می‌شود زیارت دوست و حبیب انسان اثر سویی داشته باشد؟ یا ذکر خدا تنهایی و فقر به بار آورد. و اینکه مثلا ما که اول راهیم روزی صد تا لا اله الا الله بگیم از ظرفمان بیشتر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز با جنابعالی هم‌نظر هستم. آری! با انگیزه‌ و نیّت زیارت دوست، خود به خود با همه‌ی مقصد خود زندگی می‌کنید. البته در هر کاری افراط بد است. موفق باشید

28303
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: ببخشید تا چه مقدار «شانس و اقبال» در زندگی دخالت دارد؟ آیا اصلا باید شانس را به رسمیت بشناسیم؟ فرقش با رزق و قضا و قدر چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در اسلام چیزی به نام شانس و اقبال نداریم. آنچه مورد توجه است تقدیری است که خداوند برای انسانها مقدر می‌کند. موفق باشید

28215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چند وقتی است که در مطالعه دروس حوزه هیجان، شور و اشتیاق ندارم! چه اقدامی باید بکنم؟ جای چه چیزی کم است که باید آن را پر کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً چنین روحیه‌ای در مرحله‌هایی از تاریخ برای بسیاری از افراد پیش می‌آید. در این حالت چنانچه با تعریفی دیگر وارد کار مطالعه شوید، امکان ادامه خواهد بود. تعریف حضور علمی جهت معنابخشیدن به خود و دیگران، راه‌کارِ خوبی می‌تواند باشد. موفق باشید

28079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بر مرکب همت نشستم و عزم کوه قاف نمودم با شور و شوق می تاختم و با نخوتی از حرکت و جریانِ مستمر، به مناظر پیرامونم که یکی پس از دیگری می آمد و می رفت می نگریستم، آهسته آهسته، احساس تفاوت نسبت به انسان های اطرافم در وجودم نقش بست و دیگر خود را محیط بر انسان ها و حتی ملائک می دیدم، راهی تا اظهار ادعای ولایت هم باقی نبود، که ناگاه با دعای دلسوخته ی نمی دانم شاید والدینم، شاید اساتیدم و شاید ‌... عزیزی دیگری، نجاتم دادند و حقیقت را برایم روشن ساختند. دیدم خبری از صعود نبود، بلکه وهم مرتبا تصاویر را برایم جابجا می‌کرد، دقیقا مانند آنکه در ماشینی می نشیند و تصاویری را بر شیشه های ماشین یکی پس از دیگری تعویض و تبدیل می‌کنند و هیچ خبری از حرکت نیست. نمی‌دانم شاکر باشم که قدم آخر سقوط را برنداشتم و یا نالان باشم که دانستم عمری‌ ایستا بودم. فقط در حیرت شدم و تمام عالم با تمام هیاهویش برایم در سکوت بود. سرد و خشک شدم. و ناگاه چون چنین شدم به عنقا رساناندم. و اما دیگر توان ذوق هم نداشتم مانند کسی که تمام توانش را ستاندند و عصاره اش را نزد معشوق بردند. از طرف یکی از سالکین راه دوست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه بیشتر باید سعی کنید با تعمق در معارف الهی جایگاهی وسیع‌تر برای خود بیابید، حتی از دلِ معارف الهی به جای خیالات واهی با عالم مثال روبه‌رو می‌شوید. پیشنهاد می‌شود بحث «جهان گمشده در عالم خیال» به آدرس  http://lobolmizan.ir/sound/1292 دنبال کنید. موفق باشید

27948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: یکی از آشناهایم زن هست در مجازی مردی را نصیحت می‌کند این خانم ساده هست بهش گفتم ادامه ارتباط مجازی حرامه چون خیلی دلسوزه و از همسرش بی مهری می‌بینه آن مرد مجازی هم همینطور، از شما استاد بزرگوار خواهش دارم مرا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی نیست. باید سعی شود برای زنده کردن تنهایی‌های خود راه‌های خوبی که خداوند در مقابل ما گشوده است، طی شود. موفق باشید

27882

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: مطابق دیدگاه دین مبین، ابتدا روح حضرت آدم (ع) خلق شد یا ابتدا جسم او بوجود آمد و سپس روح خلق شده و درون آن قرار گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که در روایت داریم «خلق الارواح قبل الابدان بالفی عام» که روح‌ها دو هزار سال قبل از بدن‌ها خلق شدند، باید بپذیریم روح حضرت آدم نیز قبل از بدنشان خلق شده‌است. موفق باشید

27680
متن پرسش
سلام علیکم: می‌توان گفت ولی فقیه بوسیله تسلط بر اسلام و فقه و اینکه شرایط رهبری جامعه ایمانی را در عصر غیبت دارد و اساسا دین یعنی نجات انسان از هر رنگ و تعلقی و ورود او به حریت حقیقی که عبودیت رب العالمین باشد، سعی دارد به جامعه آزادی معنوی و آزادی اجتماعی بدهد و تلاشش برای ایجاد حریت و رهایی جان انسانهای جامعه مومنین از اسارتهای روحی است تا بدین وسیله عزت یابند و هم هویت خود را در عبودیت حضرت حق ببیند و هم اینکه جز در برابر حق سجده نکنند و خود را ذیل ولایت غیر الهی و ایجاد زمینه برای استعمار دشمنان نبرد؟ یعنی این مطلب که عرض کردم در سیره امام و حضرت آقا مشهود هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً این‌طور است و بحمداللّه با برگرداندنِ روح آزادگی به ملت، انسان‌هایی متولد می‌شوند که شأن خود را بالاتر از آن نوع زندگیِ رفاه‌زده و سرگرم‌کننده‌ای می‌دانند که فرهنگ غربی برای انسان‌ها طراحی کرده است. موفق باشید

27578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر: چرا تو داستان موسی و خضر وقتی خضر اون پسره را کشت و موسی علتش را جویا شد گفت وقتی بزرگ بشه پسری بدی میشه در صورتی که پدر و مادر صالحی داره خوب تا اینجا ک چیز عادیه ولی سوال من اینه که مگه انسان دارای اختیار نیست پس این اختیار و انتخاب انسانه که سرنوشتش رو میسازه که بهشتی باشه یا جهنمی حالا چرا تو این داستان سرنوشت بچه مشخص بود و حتما بد می‌شد شاید خوب انتخاب می کرد؟! بعد اگه این داستان درست باشه پ اختیاری نیست و ما داریم روی سرنوشتی که برامون نوشته شده زندگی می کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علمِ به آینده که اختیار را نفی نمی‌کند. مثل این‌که خدا می‌داند فردا با اختیار خود به مسجد می‌رویم. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «جبر و اختیار» که در قسمتِ نوشتار سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

27533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در جواب سوال ۲۷۵۲۵ فرمودید: مباحث معاد رو با شرح صوتی حضرتعالی پیش برم. یعنی در همین ابتدا به کتاب معاد رجوع کنم یا پس از گذراندن شرح صوتی کتابهایی مثل ده نکته و برهان صدیقین؟ (اگر جواب این است که کتاب معاد را بخوانم، صلاح می‌دانید، روایت خوانی ام رو سوق بدم به روایات معاد بحار الانوار؟ بابت پاسخگویی به سوالات حقیر نهایت تشکر را دارم. ما رو از دعای خیرتون محروم نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با فرض آن‌که جنابعالی «ده نکته» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» را با صوت‌های شرح آن مباحث کار کرده‌اید؛ آن پیشنهادها مطرح شد. ۲. آری! با خود معاد با روایت‌های خوبی آشنا می‌شوید. موفق باشید

 

 

27394
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به سیره امیرالمومنین ویژه در برابر خوارج و جنگ نهروان دو پرسش داشتم: ۱. با توجه به اینکه امیرالمومنین علیه السلام در زمان خود با خوارج جنگیدند پس چرا ایشان می فرمایند بعد از من خوارج را نکشید؟ (شیوه ی مبارزه با خوارج بعد از زمان ایشان چگونه باید باشد؟) ۲. چرا با وجود اینکه در قرآن داریم «ان تتقوا یجعل لکم فرقانا»، خوارج بعنوان مردمانی عابد و زاهد و مقید به ترک معاصی، به فرقان و توانایی تشخیص حق از باطل نرسیدند و درباره ایشان حضرت فرمود من چشم فتنه را درآوردم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در اجتماعی خاص فتنه‌ای را به پا کرده بودند که آن اجتماع را حضرت از بین بردند وگرنه مقدسان احمق همیشه در عالم بوده‌اند. ۲. تقوا، رعایت حدود الهی است. مگر خوارج حدود الهی را رعایت کردند که یک خانم را به جرم آن‌که به حضرت علی «علیه‌السلام» توهین نکرد، شکمش را پاره کردند و فرزند داخل شکمش را و شوهرش را به قتل رساندند؟! موفق باشید

27346
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید مزاحم شدم. در حال طی کردن سیر انسان شناسی کتب حضرتعالی هستم. یک چیزی مشغولم کرده که تقاضا دارم خواهشا من رو از این بن بست در بیارین. حقیر با عشق و علاقه بسیار کتاب ها رو مطالعه می کنم اما احساس می کنم که شاید این مطالعه کافی نباشه واسه ساختن ابدیت و رسیدن به هدف خلقتم. با شما در میان میزارم و خواهشا راهنمایی بفرمایید تا دلم قرص بشه. حقیر الحمدلله به لطف خداوند سعی در انجام واجب و ترک محرمات دارم به نیت اطاعت از امر خداوند و جایی مشغول هستم جهت رزق حلالی که امورات دنیایی انجام بشه در حدی مراقبت بر مسائل اصلاح اخلاق هم دارم و برای خانواده هم وقت زیاد میزارم و مشغول به مطالعه ی کتب انسان شناسی شما هم هستم و در امور مطالعه ای، تفکر هم دارم. حال سوال و تشویش خاطر حقیر بر این هست که آیا این راهی که عرض کردم، آیا حقیر رو به مطلوب میرسونه؟ میتونه من رو به هدف خلقتم و کمال انسانی و عبودیت برسونه؟ خواهشا اگه زحمت نشه به صورت مفصل راهنمایی بفرمایید لطفا و خواهشا. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح مفصل نمی‌خواهد! باید این مطالعات از یک طرف، افقی را در مقابل ما بگشاید که از حقایق و سنن جاری در عالَم غافل نباشیم و از طرف دیگر، با خلقِ خدا مهربانی کنیم و به خودمان نیز بی‌دلیل سخت‌گیری نکنیم که از لذّات زندگی باز بمانیم. موفق باشید

27250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد: قصد داشتم رذایل اخلاقی خود را مانند ترس، خجالت، عدم اعتماد بنفس و غیره را در خود از بین ببرم که با مباحث شما آشنا شدم و حالا حدود دو سال و نیم است مباحث شما را دنبال می‌کنم و کتابهای ادب خیال عقل و قلب، جوان و انتخاب بزرگ، آشتی با خدا، ده نکته از معرفت نفس، خویشتن پنهان، برهان صدیقین و حالا هم کتاب معاد بازگشت به جدیترین زندگی را مطالعه می کنم. در حین مطالعات و روشن شدن بعضی مسائل خواستم به دانسته‌هایم عمل کنم و به اندازه ای به خدا نزدیک شوم و رذايل اخلاقیم را بر طرف کنم ولی هر بار یک شبهه و مسئله پیش می آید و انگیزه و اراده ام برای کار از بین می‌رود. بعد کلی وقت می گذارم شبهه و مسئله حل می شود دوباره یک شبهه و مسئله دیگر، و در دل آن شبهه یک شبهه و مسئله دیگر پیدا می شود و حالتی پیدا کرده‌ام که برای یک موضوع اینقدر شبهه و مسئله ایجاد می‌شود یا ایجاد می کنم که خود را به زمین می زنم و انگیزه و اراده ام برای کار از بین می‌رود. و کارهای عبادی که قبلاً انجام می دادم دیگر انگیزه‌ام برای آنها کم می‌شود و همچنین اعتقاداتم به قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیه‌السلام و تقریباً تا از نظر عقلی قانع نشوم شور و انگیزه‌ای ندارم. اين حالت قرار است تا کی ادامه پیدا کند؟ اصلاً بعضی وقتها می گویم چه می شد مثل بعضی ها بودم که خیلی مسلط به مسائل از نظر عقلی نیستند ولی از نظر اعتقادی و اخلاقی خیلی عالی هستند. باید از کجا شروع کنم آیا کتاب محضرات آیت الله سبحانی خوب است؟ مشکل از کجا است؟ لطفاً راهنمایی کنید. خیلی شرمنده که طولانی شد. با تشکر. لطفاً در سایت یا به ایمیلم جواب بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: این حالت بد نیست بگذارید در عبور از چنین شبهات، فربه و فربه‌تر شوید. ثانیاً: کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را که بر روی سایت هست اگر دنبال کنید، دمِ دست‌تر به جواب‌هایتان إن‌شاءاللّه می‌رسید. ثالثاً: به متن جلسه‌ی ۶ از «مناجات التائبین» تحت عنوان «با دعا در آغوش خدا» که در کانال «مطالب ویژه» به آدرسhttps://eitaa.com/hasannazari110 هست رجوع فرمایید. موفق باشید

27072
متن پرسش
سلام علیکم: در نقد دموکراسی گفته می شود که معایب بزرگی مثل سرنوشت مردم بازیچه ی هوس گروهی از مردم قرار می گیرد، مردم چون تجربه ی سیاست خارجی یا اقتصادی ندارند از داوری صحیح نسبت به امور سیاسی ناتوانند؛ همه رهبران از نیکان نیستند و نمی توان به آنها اعتماد کرد. رهبران برای کسب رأی درصدد جلب رضایت مردمند نه تأمین مصلحت واقعی آنها و در حکومت دموکراتیک آزادی در عقیده اگر چه خوب است ولی باعث از بین رفتن وحدت جامعه می شود. حال واقعا با این مباحث وجه تمایز بین مردمسالاری دینی و دموکراسی چیست و می شود دموکراسی را اساسا با این مشکلات در بستر دین تعریف کرد و در هویت دینی که قصد تحقق حکم الهی بر جامعه را دارد، گذاشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت همین مشکلات که در دل دموکراسی به صِرف دموکراسی نهفته است. بنای نظام اسلامی آن است که انتخاب مردم در بستر سنت و شریعت الهی انجام گیرد و معنای حضور شورای نگهبان در انتخابات از همین قرار است تا کلّیّت نظام و اهداف قدسی آن همواره محفوظ بماند. موفق باشید

26382

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: بنده از بعد از افزایش قیمت بنزین حال روحی بدی دارم و بر ارادتم به رهبر انقلاب و اعتقادم به نظام خدشه وارد شده است. معیار بنده در قضاوت افراد و جریان ها محبت است مثلا یک قانونی که تصویب می شود نگاه می کنم ببینم به چه میزان اصل مهرورزی و دوست داشتن نوع بشر در آن رعایت شده است. در ماجرای بنزین به رغم توصیه های رهبری و قول های دولت قیمت اجناس به شدت بالا رفت و مجلس هم اخیرا گفته که قصد یکپارچه کردن یارانه ها و کاهش آن را دارد. بنده در این قضیه نگران رزقم نیستم و معتقدم تا زنده ام رزقم می رسد همچنین قبول دارم که مصرف بنزین زیاد بود و باید کنترل می شد ولی در این جریانات نوعی بی مهری ملاحظه می شود. وقتی قیمت همه اجناس نسبت به ۲ سال پیش سه برابر شده انتظار می رفت که بنزین هم سه برابر بشود ولی چرا حقوق ها سه برابر نمی شود؟ چرا هر سال اول سال ۱۰ درصد به حقوق ها اضافه می شود ولی تا سال بیاید تمام شود چندین بار اجناس گران می شود؟ اگر قیمت ها بصورت تدریجی و متناسب با افزایش دستمزدها اضافه می شد این همه شوک به جامعه وارد نمی شد. در زمان اعتراضات بنزینی یکی از نمایندگان معمم مجلس گفته بود ما قصد داشتیم بعد از انتخابات بنزین را گران کنیم (به زبان خودمانی یعنی زمانی که خرمان از پل گذشت ) چرا آقای رئیسی که در انتخابات ۹۶ امید مردم مستضعف بود در جلسه سران قوا همسو با آن دو فرد دیگر عمل کرد؟ با توجه به مطالبی که عرض شد جهت شرکت در انتخابات مردد شده ام. احتمالا شرکت می کنم ولی رای سفید می دهم چون هیچ فرد دلسوزی را نمی شناسم و کلا این مجلس چه کارایی دارد وقتی چهار نوع غذا هنگام نهار به نمایندگان ارائه می شود آیا از این نمایندگان شکم سیر و سلفی بگیر با موگرینی می توان انتظار داشت قوانینی به نفع مستضعفین تصویب کنند؟ در حالت دیگر فرض کنیم تمام نمایندگان مجلس افراد انقلابی و متدین باشند وقتی نهادهای تصمیم گیرنده دیگری مثل جلسات سران قوا وجود دارد عملا مجلس در حاشیه قرار می گیرد و بود و نبودش فرقی نمی کند. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» به مدد الهی، فتنه‌ی بزرگی که دولت، خواسته یا ناخواسته در آن می‌افتاد، کشور را حفظ کردند و انقلاب اسلامی توان عبور از این مشکلات را به‌خوبی در خود دارد. بحث در مقابله‌ی ذات توحیدی انقلاب اسلامی در مقابل ذات شرکِ استکبار است و مسلّم افق، در این مقابله روشن است. موفق باشید

25275

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: در پاسخ به پرسش ۲۵۲۲۱ فرمودید که منحوس و شوم بودن ماه صفر را مطلقا رد کردید. در حالی که در مفاتیح الجنان شیخ عباس قومی، برای دفع نحوست ماه صفر اعمال و دعاهایی ذکر شده. در ضمن در کتاب میرزا جواد ملکى تبریزى، به نام مراقبات (اعمال السنه)، از قول پیامبر اکرم (ص) اومده که: هر کس مرا به خروج ماه صفر مژده دهد، او را مژده بهشت می دهم و از این جهت عقول مردم حکم به نحس بودن آن ماه نموده است. با همه این اوصاف، بالاخره صفر نحس است یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  به هر حال ذات آن ماه، نمی‌تواند نحس باشد. خداوند چیزِ نحس نمی‌افریند. می‌ماند منظور، مظروف‌ها و حادثه‌هایی است که در آن ماه پیش آمده و یادآورِ ظلم‌هایی است که به اولیاء الهی شده است. موفق باشید

25226
متن پرسش
سلام: ملاک تشخیص انسانهای الهی و عارف چیست؟ ممکن است شخصی علی الظاهر مقید به شرع باشد و حتی جاذبه داشته باشد اما شیاد باشد و ما فریب بخوریم و یا برعکس شخصی واقعا عارف باشد اما ما جاذبه ای در او نبینیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، عبودیت و حبّ الهی و عدم حبّ دنیا و عدم شهرت و سادگی و تعمق در معارف الهی است و بقیه‌اش دیگر با مدد الهی حل می‌شود. موفق باشید

24564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مسلم است که ترک محرمات و انجام واجبات موجب توفیق و سیر انسان به سمت خداوند است پس لزوم استاد که برخی از اساتید اخلاق می گویند جهت سیر الی الله چیست؟ آیا استاد اخلاق چیزی جز یاداوری محرمات و واجبات دین دارد؟ آیا انسان طالب خداوند و تهذیب نفس با مطالعه سرگذشت علما و عرفای بزرگ دین و عمل به دستورات و دستورالعمل های آنها که بر مبنای قرآن و علوم اهل بیت علیهم السلام است به مقصد نمی رسد؟ آیا خواندن کتاب های اخلاقی و عرفانی کار استاد را نمی کند؟ یا اگر استاد لازم است مربوط به سطح های بالای سیر و سلوک است یا در هر سطحی انسان نیاز به استاد اختصاصی دارد؟ چون دسترسی به استاد و پیدا کردن استاد طریق کاری بسیار صعب است مگر به توفیق خداوند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست را در این مورد دنبال کنید. موفق باشید

24236
متن پرسش
سلام: در برهان علیت هر چیزی که حادث شمرده شود، به علت اول ختم می گردد. (دور و تسلسل باطل است). اما دو مبحث پیش می آید اگر جهان حادث زمانی باشد که چون معلول و علت تام همواره قرین هستند، اگر جهان حادث زمانی باشد و ازلی نباشد، با ازلی بودن و قدیم بودن علت تام تعارض دارد. اگر جهان کائنات ازلی باشد و حادث زمانی نباشد و حادث ذاتی باشد، دیگر نمی توان در برهان علیت چنین گفت: هر چیزی که حادث باشد (چه زمانی چه ذاتی) علت دارد! این بعنوان یک اصل قابل پذیرش عقلانی نیست! ما حتی نمی توانیم یک مثال از یک پدیده ازلی (قدیم) که حادث زمانی نیست اما به علت نیاز دارد بیان کنیم! چگونه وقتی یک مثال برایش نداریم که قابل لمس و شهود باشد آن را به عنوان اصل بپذیریم و از آن نتیجه گیری کنیم؟ و بگوییم هر چیز ازلی اگر حادث ذاتی باشد، معلول است؟! همچنین باید ثابت شود کل جهان حادث ذاتی است. خیلی گشتم ولی جواب عقلی و قانع کننده هنوز نیافتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه‌ی معلولیت معلول بود به هر اعتبار، چه معلولِ زمانمند و چه غیر زمانمند. به قول فارابی، معلولیتِ هر معلول به اعتبار محدودیت آن است از آن جهت که عین وجود نیست معلول است. موفق باشید

34140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: فرمودید آرمان و روح الله رفتن تا آرمان روح الله بماند، دیدم عکس جوانی امام (ره) کپی روح الله عجمیان است، مقایسه کنید مو نمی زند این روح الله با آن روح الله. هر دو سر سفره اهل بیت میهمان باشن

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت، حکایتِ آینه‌ها است «آینه یعنی صورت و معنی». نمی‌دانیم در این چهره‌های مصمم روح‌الله‌ها چه آینده‌ای را خداوند مدّ نظر آورده؟!! موفق باشید

نمایش چاپی