بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ۱. به نظر شما جنبه توحیدی و عرفانی در کتاب جامع السعادت بیشتر است یا معراج السعاده؟ به طور کلی کتاب اخلاقی مثل کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی چی پیشنهاد می‌دهید؟ ( کتاب جزو کتب اخلاق حساب بیاد نه عرفان اما مقداری هم مطالب عرفانی و توحیدی داشته باشد) ۲. معنی تکوینی چیست؟ در متون عرفانی به چه معناست؟ ۳. به نظر شما کتاب یا کتاب های خوب برای آشنا شدن با زندگی تاریخی امام خمینی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب شریف «جامع السعادات» مبنای کتاب «معراج السعاده» است. ولی هر دو کتاب در جای خود قابل استفاده می‌باشند بستگی به ذوق افراد دارد که با کدامیک از آن دو بهتر می‌توانند رابطه برقرار کنند. مطالعه کتاب «چهل حدیث» از حضرت امام، نیاز به مقدمات عرفانی دارد. ۲. نظر به وجه «وجودیِ» انسان و مخلوقات را نظر به وجه «تکوینیِ» آن‌ها گفته می‌شود. ۳. بر اساس اطلاعاتی که بنده دارم جلد اول کتاب «تحلیلی از نهضت امام خمینی» و یا کتاب «سایه آفتاب» از آقای محمد حسن رحیمیان کتاب‌های خوبی است ولی احتمالاً کتاب‌های بهتری به بازار آمده است که بنده اطلاع نداشته باشم. موفق باشید

32486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در فص شیثی روایت کوتاهی آوردید «فرزند سر پدرش است» چرا نگفته فرزند سر مادرش است یا فرزند سر والدینش هست؟ مگر فرزند طلب عین ثابته مادرش نبوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمله «الوَلَدُ سرُّ أَبیه»‏ (فرزند، راز پدر خویش است)، به عنوان سخن معصوم در منابع روایی که امروزه در دسترس ما است وجود نداشته، بلکه گفته‌ای مشهور است که در مواردی به آن استناد می‌شود. اما مولانا که متوفای قرن هفتم بوده و شاید به منابعی دست‌رسی داشته که اکنون در دست‌رس ما نیست، این عبارت را در کتاب مثنوی خود به عنوان حدیثی از پیامبر اسلام (ص) اعلام کرده است:  «بهر این فرمود آن شاه نَبیه / مصطفى که الوَلَد سِرُّ أبِیه» و ابن عربی با توجه به این سخن موضوع خود را در آن فصّ مطرح فرموده است. موفق باشید

32418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من زمانی که کتاب و مباحث مصباح الهدایه را دنبال می‌کنم انگار گمشده ی خویش را جسته ام. و اشتیاق زیادی دارم تا جمله پایانی حضرت امام خمینی (ره) در پایان مصباح ۳۰ را یاد بگیرم. خواستم استاد من را راهنمایی کنند. احساس می‌کنم ظرفیت آن را دارم. حدود ده سال است که به صورت جدی تر در حال مطالعه هستم و درسیر مطالعاتی به کتاب مصباح الهدایه رسیده ام که برای دور دوم کلمه به کلمه در حال مطالعه هستم. شاگردان زیادی _ بیش از چند هزار نفر _ از دکترا تا زیر لیسانس نیز داشته و دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله طی ۶۰ جلسه کتاب مذکور شرح شد. ممکن است إن‌شاءالله بتواند در ارتباط بیشتر با آن کتاب کمک کند. صوت آن جلسات را می‌توانید از جناب آقای حاج آقا نظری بخواهید تا برایتان ارسال کنند. شماره تماس ایشان 09136032342  . موفق باشید

31937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیز و تشکر از اینکه فرصت داده و پاسخ گوی سوالات ما هستید. با توجه به سوال و جواب 31906 سوالاتی برای بنده راجع به مرحوم علامه طهرانی و رهبر انقلاب پیش آمده که درخواست دارم پاسخ بفرمائید: اینکه در سوال شماره 31906 عنوان شده: اینطور برداشت می شود که گویا تنها و تنها در این زمان ایشان بودند که به درجات عالی توحیدی رسیدند و... سوال اول: آیا در پیام ها و بیانات و... که رهبر معظم انقلاب داشته اند، آیا شخصیتی وجود دارد که رهبرمعظم به ایشان کلماتی مانند شهود، رسیدن به فقه الله الاکبر و رسیدن به درجات والای معنویت و سلوک و... نسبت داده باشند؟ البته منظورم این نیست که مثلا در صد سال اخیر تنها ایشان به این مراتب والا رسیده اند اما منظور این است که رسیدن به قله های توحید و معرفت و سلوک طبق فرمایش رهبر انقلاب برای معدودی از فرزانگان اتفاق میفتد. هرچند عده ای هم بوده اند طبق پیام های رهبرمعظم که درمسیر سلوک و سالک بودن، بوده اند اما درجات والا را رهبرانقلاب برای آنها ذکر نفرموده اند. سوال دوم: رهبر انقلاب در فرمایشی در خصوص مکتب عرفانی نجف می فرمایند: ما در بین سلسله‌ی علمی فقهی و حِكمی خودمان در حوزه‌های علمیه - در این صراط مستقیم - یك گذرگاه و جریان خاص‌الخاص داریم كه می‌تواند برای همه الگو باشد، هم برای علما الگو باشد - علمای بزرگ و كوچك - هم برای آحاد مردم و هم برای جوانها؛ می‌توانند واقعاً الگو باشند... خیلی مهم است که شخصیتهای این جوری احیا بشوند، شناخته بشوند معرفی بشوند. حال در پاسخ 31906 آمده است: برایشان احترام قائل هستیم. بسیار تفاوت است بین اینکه رهبرانقلاب جریانی را الگو معرفی نموده اند و اینکه باید اینها احیا شوند با پاسخ سوال که فقط می‌فرمائید احترام قائلیم. بنده نسبت به اسامی اشخاص چه از عرفا یا علما یا.... کاری ندارم اما وقتی رهبری جریانی را الگو و اسوه و غایت یک امری معرفی می کنند (عین بیانات رهبر معظم انقلاب : ... در طریق معرفت و طریق سلوك و طریق توحید تلاش كردند مجاهدت كردند كار كردند، و به مقامات عالیه رسیدند.) نباید ما دنبال کننده و ترویج و احیا کننده و مطالبه گر فرمایشات صریح ایشان باشیم؟ سوال سوم : اگر عارفی واقعا عارف باشد و به توحید حقیقی رسیده باشد طبیعتا دیدگاه ها و سیره و روش زندگی و مواضعش هم حول محور توحید است. حالا این برداشتها (چه درست یا اشتباه) در سوال 31906 راجع به حیات سلوکی و حیات سیاسی معنیش چیست؟ اگر مورد قبول باشد با این وضعیت باید ادامه داد حیات اقتصادی، حیات اجتماعی، حیات پزشکی، حیات تربیتی و .... ضمنا آیا برداشتهای مذکور مستند قابل ارائه ای دارد؟ ببخشید طولانی شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید بحثی در حضور توحیدی علامه طهرانی نیست، بحث در انحصار و منحصربودن سلوک از طریق ایشان است که البته بنده «سلوک ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی» را ترجیح می‌دهم و فکر نمی‌کنم رهبر معظم انقلاب هم بخواهند با تأیید مسیر توحیدیِ علامه طهرانی، سلوک إلی الله به روش حضرت امام را که بسیجیان ره صدساله از آن طریق را یک‌ شبه طی کرده‌اند؛ نفی کنند و مقام حق‌الیقینی که جناب شهید حاج قاسم سلیمانی از طریق روش سلوکی حضرت امام به دست آورد را نادیده بگیرند. موفق باشید

31711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: رویکرد اسلام نسبت به شعر چیست؟ در سوره شعرا آن چیزهایی را ذم می‌کند که اتفاقا جزو محاسن شعر محسوب می‌شود. اینکه احسنه اکذبه، سرگشتگی. اصلا شعر وادیست که مرتبط با صدق و کذب نیست بعد در الا اگر برگردد به شعرا که من بعید می‌دانم چون از سیاق آیات بر نمی آید استثنا باشد. بفرض استثنا باشد در ادامه کاملا اوصافی را می آورد که مرتبط است به ابزاری بودن شعر درحالیکه در شعر کلام خیال انگیز مطرح است و آن اوصاف به نظم برمی‌گردد. مثلا سبزواری منظومه اش کلام خیال آلود نیست اگر چه اوصافی که قرآن فرمودید دارد و مظلومی که یاری بطلبد هم ارتباطی با شعر ندارد از طرفی استثنای اکثر هم گویا خلاف بلاغت می‌دانند مثلا همه ی افراد این کلاس مردود شدند مگر علی، حسن... و در آخر همه را نام ببرد مگر ۲، ۳ نفر. اینک ماییم و شعرا که معدودی از آنها ضال هستند حتی قبل از اسلام هم اتفاقا بهترین دوران شعر عرب می‌دانند و بزرگترین شعرا متعلق به آن دوره است و اشعار گمراه کننده در آن دوران هم شاید نسبت به اشعار ضال کمتر بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده حضور شاعران در فضای تاریخی است که در آن قرار می‌گیرند که آیا تاریخ حضور سنت‌های متعالی است تا شعر آن‌ها حکمت به حساب آید؟ و یا حضور در تاریخ غلبه کمّیت‌ها و توهّم‌ها است تا شعر آن‌ها آلوده باشد. مگر نشنیده‌اید که پیامبرخدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» وقتی حسان ابن ثابت در روز غدیر آن اشعار را سرود، آن حضرت فرمودند حضرت جبرائیل به او کمک کرده؟ موفق باشید

31621
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز نظر شما را در این مورد می خواستم بدانم. ممنون جدای از بحث خوب و بد بودن موضوع، با دقت، در اجتماع می بینیم که در افراد و زندگی شان مثلا در پوشاک و خوراک و صحبت کردن و علایق و... به محض اینکه یک مدل و طرح جدیدی ایجاد می شود مثلا مدل مو و لباس و گفتار و... به سرعت در اکثر جاها افراد را وابسته کرده و حالت مُد شده و به سرعت شایع می شود، خوب وقتی اصل و ریشه بروز و ظهور این ظواهر را درون افراد ببینیم، یعنی اینها درون ها و عالم های یکسانی تقریبا دارند و در درون تقریبا در یک جهان زندگی کرده و به دنبال یک چیزند، سوال اول اینکه آیا این در جهان بودگی یکسان افراد زمینه ای و نشانی از زمینه های ظهور حضرت مهدی عج می توانیم در نظر بگیریم که آن وجه تجملات و دنیاییش چون کف روی آب دریا با قدسیت باید تعویض شود؟ سوال دوم در مورد پدیده ای است که خوب در سطح جامعه کم هم نیست که افراد در مواجهه با اشخاص و رفتارهای دینی که نمود خارجی دارد مثل ظاهر دینی شخص و امر به معروف و... آنها را قبول نکرده حواله به اصل دیگری داده و گویی در درون برخی اینجور ثبت شده که اینها ظاهر دین است و اصل چیز دیگری است؟ و با تفکر در این مورد اینجور در ذهن می آید که گویی آن شخص مبنا و شخصی را در مبنای خود دارد که تمام افراد دینی را براساس آن مبنا می سنجد و آن انسان کامل است و به ذهنم اینجور می آید که گویی انسان کامل در منظر انسانها هستند و فقط این انسان کامل را لایق دانسته و دوست دارند و هر کس دیگری حتی با یک خطا را پس می زنند و به چیزی مثل قشریون همسان می دانند. با جمع بندی اینها برایم جالب است که مثلا اگر بخواهم یک صحنه برخورد دو نفر را در سطح جامعه که شاید در طول روز بارها اتفاق بیفتد از بُعدی دیگری بررسی کنیم، مثلا دختر یا پسری با حجاب و پوشش وگفتار امروزی نه چندان خوب را که مثلا سعی کرده رو مُد باشه را شخصی قصد ارشاد داشته باشد و آن دختر یا پسر با لحنی تند آن شخص را به ظاهر گرایی متهم کند شاید از بُعد دیگری بتوان گفت که آن دختر یا پسر از جهت مُد گرایی می‌خواهد در جهان باشد و از لحاظ حساسیت به ظاهر گرایی به دنبال انسان کامل قدسی است و در کل شاید خودش هم نداند ولی در کل از درون به دنبال جهان قدسی است که این زمینه درونی هدیه خدا به ماست که تا اینجا هم خدا جلو آمده ولی متاسفانه غرب و مدرنیته سدی جلوی راه است. ممنون‌.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌توان در این مورد فکر کرد. ۲. می‌توان در همین نکته دوم هم واقعاً فکر کرد و موضوع را ساده نگرفت. زیرا متأسفانه ما زبانِ مناسب روح این زمانه را نداریم تا در عین نظر به افق‌های متعالی، ظاهر را با باطن جمع کنیم و خود را با انسان گشوده و گسترده‌ای روبرو ببینیم که می تواند در همه عوالم هستی حاضر باشد. موفق باشید

31283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی و ارجمند: درباره‌ی میزان مطالعه شما در ادبیات عرب سوالی دارم، که در هر علم از علوم ادبیاتی عرب چه مقدار مطالعه داشته‌اید به خصوص علم بلاغت و آیا کتاب مطول را مطالعه کرده‌اید؟ سپاس از وقت و پاسخگویی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «مطول» را که هرگز نخوانده‌ام. «مختصر» خوانده‌ام. با کتاب جناب سلطان‌العلماء تا حدّی مأنوس بوده‌ام. موفق باشید

30743
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه حضرت عالی هم تاکید زیادی بر آراء و اندیشه های آقای فردید و آقای داوری دارید و از آن طرف خود را ذیل امام و رهبری توصیف می‌کنید آیا بین این دو اندیشه تطابق کامل می‌بینید؟ یا تمایزات را می‌بینید ولی اندیشه ها را در راستای هم ترسیم می‌کنید؟ بنده احساس می‌کنم بعضا بین اندیشه های آقای فردید و امام و آقا بعضا تمایزات جدی وجود دارد. می‌خواتسم نظر شما را در این رابطه بدانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ذیل شخصیت حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و تاریخ اسلام، بسیاری از این بزرگان را می‌توان جای داد. کافی است به یادداشت جناب آقای دکتر رضا داوری در سالگرد شهید آوینی نظر بفرمایید که چگونه ایشان خود را از جنس شهید آوینی می‌دانند و چه اندازه احساس یگانگی با او دارند. و در مورد دکتر احمد فردید باز قضیه از همین قرار است. بنده نه‌تنها تمایز جدّی بین این‌ها و ذات انقلاب اسلامی ندیدم، بلکه برعکس؛ برای قرائتِ هرچه بهتر انقلاب از نگاه این بزرگان به خوبی می‌توان استفاده کرد، مشروط بر آن‌که نگاه سیاسی بر گفتارها و موضع‌گیری آن‌ها احاطه نداشته باشد. موفق باشید

30570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و ضمن تبریک اعیاد شعبانیه. استاد به سوال شماره ۳۰۵۵۲ پاسخی داده نشده است؟ التماس دعای خیر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌‌طور جواب داده شد: 30552- باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در ماه شعبان را غنیمت بشمارید و اگر جسم‌تان اجازه داد از روزه‌ها در حدّ ممکن غفلت نشود. انس با شهدا، راه‌گشاست و از ورزش نیز نباید غفلت کرد. موفق باشید

30453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استادِ اخلاق بنده معتقد است که سلوک باید در چارچوب فقه ظاهری باشد و سالک در انتها مسیر چنان شود که مستحبات بر او واجب و مکروهات بر او حرام گردد. او به شدت من رو از استفاده از مولوی و ابن عربی و... امثالهم و شخص محوری منع کرده و به تجربیات آنها نیمخورده و پسخورده می‌گوید. بنده خودم دچار تردید و شک در نظر استادم گردیدم. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر حجّت تاریخی خود را حضرت امام خمینی قرار دهیم و بقیه‌ی افراد را در نسبت با شخصیت ایشان ارزیابی کنیم، خطر کمتری پیش می‌آید. در نفیِ ابن‌عربی احتمالاً مشکلی باید باشد و این غیر از آن است که کسی نخواهد ابن عربی بخواند. موفق باشید

30325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید برام سوال پیش اومده بود که چرا در ماه رجب در ذکر استغفار، ربی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی در کتاب «ماه رجب، ماه یگانه‌شدن با خدا» شده است. خوب است به آن کتاب که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

30158
متن پرسش
سلام علیکم:‌ در برزخ و قیامت هر کسی بر اساس عقاید و اعمال و اخلاق خود دنیایی دارد که مخصوص خود اوست لذا ارتباط آنها با با یکدیگر به چه صورت است و آیا ارتباطی با هم دارند؟ آیا تداخل دنیاهای آنها با یکدیگر معنا دارد و از بهشت هم استفاده می‌کنند؟ در مورد اهل جهنم هم همینطور. مثلا فرموده‌اند فلان خصوصیت چنان تعفنی ایجاد می‌کند که همه اهل جهنم از آن معذب می‌شوند در خالی که این بو متعلق به کسی است که آن خصلت عارض او شده و دیگران چرا باید معذب شوند؟ جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در قیامت انسان‌ها در عین آن‌که پیش خودشان هستند، آن‌جایی که اذن دارند می‌توانند نزد همدیگر باشند. اگر بتوانید با حوصله‌ی جدّی به صوت‌های شرح کتاب «معاد» بپردازید، راحت‌تر این مسائل‌تان روشن می‌شود. موفق باشید

30100

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من یکی از علاقه های همیشگی ام مطالعه کتاب بوده و همیشه آرزو می کردم که فرصتی بیابم و بتوانم کتاب های مختلف خود را مطالعه کنم. حتی وقتی حالم بد بود با مراجعه به کتابفروشی و سیر در لا به لای کتاب ها روحیه می گرفتم. از طرفی به مباحث دینی هم خیلی علاقه مندم و توفیق حفظ قرآن را نیز داشته ام. اما مدتی است (حدودا دو ماه) که هیچ میل و رغبتی نسبت به هیچگونه مطالعه و یا عمل عبادی ندارم. در واقع در خودم نوعی سیری حس می‌کنم که گویا همه چیز برایم تکراری است و هیچ جذابیتی برایم ندارد. حتی وقتی برخی از مباحث معرفت النفس و... را مطالعه می کنم انگار نه انگار که مطلب مهمی است و زود خسته می شوم. واقعا نمی‌دانم چه کنم. هر موضوعی و هر کاری را که برای اقدام در پیش می گیرم این حالت را حس می‌کنم. حتی کارهای عملی نیز همین‌گونه اند. احساس می‌کنم دیگر هیچ چیزی برایم جذابیت ندارد و در من انگیزه ایجاد نمی کند. خیلی ممنون میشم اگر من را راهنمایی کنید که از این حالت نجات پیدا کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان گفت این همان قبضی است که باید پیش بیاید تا پس از آن به بسطی برسید جهت حضور در عالَمی برتر. موفق باشید

29744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده معلم هستم و اهل مطالعات مذهبی و مشغول سیر مطالعاتی شما و تفسیر المیزان را هم مدتی است شروع به خواندن و خلاصه نویسی کرده ام و مباحث معرفتی را گوش می‌کنم. حال بنده یکجا برای خواستگاری رفتم پدر دختر گفتند شغل معلمی که فایده نداره باید یک شغل دوم داشته باشی تا بشه زندگی را اداره کنی. حال بنده اگر سراغ شغل دوم بروم از مباحث معرفتی جا می‌مانم و عقب می افتم حال به نظر شما من چه کار کنم؟ آیا دنبال شغل دوم بروم یا این که این اوقات فراغتی را که دارم را در مباحث معرفتی و فرهنگی مصرف کنم؟ آیا واقعا حقوق معلمی برای شروع زندگی کافی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم شغل دوم دردی را دوا کند، اگر دردها را افزون ننمایند. زندگی ساده و کوتاه‌کردن آرزوهای دنیایی چاره‌ی درد است. موفق باشید

29245
متن پرسش
باسمه تعالی استاد اصغر طاهرزاده سلام علیکم: رحلت شهادت گونه پیامبر بزرگوار اسلام و شهادت حضرات امام مجتبی و امام رضا علیهم السلام را خدمت شما تسلیت عرض می‌کنم و توفیق روز افزون شما را از خداوند کریم خواستارم. امثال بنده در مورد آتش به علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین رسیده ایم ولی اگر خودمان را در مورد خدای متعال بخواهیم محک بزنیم که در چه مرحله ای هستیم چگونه باید متوجه شویم؟ قبلا از بذل عنایت شما بزرگوار تشکر و قدردانی می‌نمایم. من الله التوفیق و علیه التکلان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا با نظر به شهدا و رهبر معظم انقلاب، احساس نمی‌کنید جان‌تان با آن‌ها یگانه است؟ این همان «حق الیقینی» است که نصیب این ملت شده است. موفق باشید

28821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چگونه می‌توان از تاریخ عالم مدرنیته بیرون شد و با مسائل عالم مدرن و نگرش مدرن به جهان و مسائل مان نگریست و پا در عالم تمدن نوین اسلامی و به تعبیر شهید آوینی بزرگوار، وارد عالم تمدن آینده کره ارض شد که بشر را به دولت آدم و جنود عقل می‌رساند و ما را از شب مدرنیته رهایی می بخشد، گذاشت و جهت مان تغییر کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی نسبت به جهان مدرن و فهم انقلاب اسلامی در افق مهدویت، ما را وارد تاریخ آینده‌ی قدسی می‌کند. موفق باشید

28710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب طاهرزاده عزیز: چرا منبع اطلاعاتی شما و ارجاع پاسخ های شما روزنامه کیهان است صرفا؟ اولا در خصوص هپکو چرا لفظ چپاول را به کار می برید؟ آیا شما با فردی که هپکو را خرید شخصا مواجه شده اید؟ از او علت ناکامی اش را سوال کرده اید؟ بنده در جلسه مجمع هپکو ساعتی برایشان به گفت و گو نشستم، آیا می دانید فساد بانک ها چه بلائی برسر این مجموعه آورد؟ آیا می دانید تلاش این فرد در طول چهار سال برای خرید حتی یک دستگاه تولیدی شرکت، به جایی نرسید، و به جای آن دستگاه های دست دوم از خارج کشور وارد کردند. عکس روزنامه کیهان، دروغ بزرگی بود. مطلب دوم درخصوص آقای میرسلیم، چرا وقتی یک باره ایشان فقط یک پرونده قالیباف را رو می کند، شما او را انسان گذشته معرفی می کنید؟ حال که نماینده ایی که رشوه از قالیباف گرفته هم دست گیر شده و هم اعتراف کرده و سخنگوی قضا هم که عنوان کردند پرونده قالیباف تازه در ابتدای راه است. آیا می شود تصور کرد کسی حتی در مظان این اتهامات، رییس مجلس باشد؟ جالب است دستگیری قائم مقام آقای قالیباف هم به همت سردار باقری انجام شد، درحالی که پرونده او در قضا بایگانی شده بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد جریان هپکو در حدّ توان خود کلیت جریان را تعقیب کرده‌اند بخصوص در گفتگوی ویژه‌هایی که طرفین حاضر بودند و بنده در حدّ نقد به خصوصی‌سازی‌ها اشکال دارم و نظر داده‌ام ولی در جزئیات ورود نکرده‌ام، زیرا نیاز به تحقیقات بیشتری دارد که در محدوده‌ی کار بنده نیست. ۲. نمی‌دانم کدام عرض بنده در مورد آقای میرسلیم را می‌فرمایید؟ در کلیت قضیه می‌توانم بگویم بنده نگاه افراد دلسوز و با سابقه‌ای مثل آقای میرسلیم را برای حضور در مبادلات این زمانه کافی نمی‌دانم ولی در مشاجره‌ی اخیر باید مراجع ذی ربط نظر بدهند. موفق باشید

28607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر شما در خصوص فضای فکری و نظرات آقای حسین الهی قمشه ای چیست؟ البته سؤال خیلی کلی است، منظور کلیات نظرات ایشان است نه جزییات. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر جنابعالی را به جواب سؤال شماره‌ی ۲۱۲۹۳ و ۶۰۵۵  جلب می‌کنم. موفق باشید    

28285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: وقتی کسی به من توهین می کند ( منظورم فحش یا حرف های رکیک نیست) در آن لحظه چیزی به ذهنم نمی رسد که جوابش را بدهم و سکوت می کنم به اصطلاح فرد حاضر جوابی نیستم ولی بعد تا چند روز یا چند ماه ذهنم درگیر است و تاسف می خورم چرا جواب ندادم حتی یک مورد مربوط به ۸ سال پیش است که هنوز از ذهنم بیرون نمی رود واقعا فراموشی نعمت است که مثل بقیه نعمت ها بعضی افراد مثل من از آن محرومند. لطفا علاوه بر معرفی کتاب، در این مورد بطور خاص راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً حکمتی در آن است که در آن لحظه‌ها خداوند سکوت را به شما عطا می‌کند. هرگز حسرت آن جواب‌دادن‌ها را نخورید. موفق باشید

28273
متن پرسش
سلام علیکم: در مراقبه اخلاقی جهت عدم ارتکاب معاصی، بعضاً تا چند روز این روند عدم معصیت حفظ می‌شود ولی از چند روز به بعد دوباره نفس اماره چنان به صحنه میاید که تاب مقاومت را می‌گیرد و دوباره ارتکاب معصیت می‌شود. برای مهار نفس اماره و مقاومت و مراقبه از آن جهت ترک ملکات و صفات مذموم و منفی و معاصی چه باید کرد تا بتوان مثلا در یک مدت چهل روزه از آن عبور کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال صبر بر طاعت و دنبال‌کردن عزمِ عبور از معصیت، آن‌چنان با برکت است که به مرور جذبات دنیایی ضعیف و جذبات معنوی شدید می‌شود در آن حدّ که انسان اساساً در عالم دیگری حاضر می‌گردد. موفق باشید

27415
متن پرسش
سلام علیکم: در مباحث اتحاد عقل و عاقل و معقول، تبیین می شود که صورت صُوَر خارجی همان معلوم بالذات و حقیقی اند که در ذهن ما نقش بسته می شود و تصویر و درک صور آن اشیاء خارجی در ما خودش عین تعقل است و چون تعقل از مراتب و افعال شخص عاقل است پس اتحاد این سه مورد را داریم. وجه تمایز این مطلب ویژه اینکه ما صور اشیا را در خود می سازیم و این خودش تعقل است و تعقل از مراتب نفس و عقل و خود شخص، با بحث فنومن ها و نومن های کانت چه هست که منجر می شود او به آن نوع دیدگاه برسد که اساسا اشیاء خارجی در عقل و تعقل ما معرفت ما را شکل می دهند و این دوگانه بین خود پدیدارها و آن صورت معرفتی ما هست و ما با قالب عقل خود به پدیدارها شکل می دهم و رسما دیگر بعد از او حتی می گویند ما کاری به نومن ها نداریم و خود حضرتعالی در کتاب سلوک ذیل شخصیت امام از آن بعنوان شکاکیت جدید غربی نام می برید، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه در نگاه فلسفه‌ی اسلامی در کتاب «معرفتِ نفس و حشر» شده است. از آن جهت که معلومات خارجی، معدّ‌ هستند تا نفس ناطقه با نظر به «واهب‌ الصور» صورتی مطابق معلوم خارجی ابداع کند که البته بحث آن مفصل و به نظر بنده بسیار مفید خواهد بود. موفق باشید

27339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام و عرض ادب: به چه علت متفکران بزرگ شیعه قائلند بعضی مطالبی که در فرهنگ و لسان جامعه عرف شده است مانند این مصراع که «کار پاکان را قیاس از کار خود مگیر» خطرش از برای یک ملت از صد بار طاعون و وبا بیشتر است و برای درک سیره ائمه (ع) مانع محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درست است که کار پاکان را نباید با کار خودمان مقایسه کنیم و آن‌ها در مقام و مرتبه‌ی دیگری هستند؛ ولی از آن جهت که اسوه‌ی ما می‌باشند، می‌توانیم آن‌ها را راه‌های مستقیم حیات بشری قلمداد کنیم. موفق باشید

27117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: اگر می شود یک مثال برای هر کدام از کشف های حدسی و ذوقی بزنید. اگر بشود از داستان بزرگان عرفا باشد برای درک بهتر که چه خوب می شود. چون هم در کتاب خیلی به آن پرداخته نشده و هم در شرح آن. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این مورد خوب است به جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی رجوع فرمایید تا با طیّ مقدمات، این مسائل برایتان حل شود و اگر اصل کتاب را نتوانستید به دست آورید، با صوت شرح آن، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید

27006
متن پرسش

آقای خامنه ای در سخنان خود در عید مبعث فرمودند رسیدن به تمدن اسلامی در برنامه دور است با توجه به این سخن ایشان می توان نتیجه گرفت که ظهور دور است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا در روایت داریم کار حضرت، یک‌شبه درست می‌شود. پس اگر ظاهراً کارهای بسیاری مانده است ولی از آن طرف هم می‌توان امیدوار بود ملت، یک‌شبه ره صدساله را طی کنند مثل تحولی که با شهادت حاج قاسم سلیمانی در ملت به‌وجود آمد. موفق باشید

26933
متن پرسش
سلام و عرض ادب: پیشاپیش عید حضرت استاد را تبریک می گویم و چنانچه طبیعت پیرهن خود نو کند، از استاد می خواهم برای ما دعا کنند تا پیرهن دل نو کنیم و برای نوروز امسال ما، اگر پیشنهادی دارید بفرمایید که استفاده کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حضرت حق «کلّ یومٍ هو فی شأن» هست در بهاران با نحوه‌ای از حضور خداوند در عالم روبه‌‌روییم. هنر آن است که آزاد از هر پیش‌فرضی تنها وجود خود را به یک نگاه تبدیل کنیم و تماشاگهِ رازی باشیم که در این عالم به ظهور آمده است. موفق باشید  

نمایش چاپی