باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. ولی اگر جناب آقای قوچانی خودشان با صراحت نگفته بودند، از آنجایی که شخص دقیقی هستند؛ بنده نه به راحتی باور میکردم و نه برای بقیه نقل مینمودم، زیرا چیز عجیبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: استدلال به عنوان مقدمه کارساز است ولی ما را در حدّ مفهومِ خدا نگه میدارد و این، کافی نیست. در این رابطه عرایضی در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» شدهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که مباحث جلسهی ۴ تا جلسهی ۸ کتاب «آشتی با خدا» که موضوع انسان فقط هست را، به میان میآورد را، افقی در فهم درست ابدیت در مقابل انسان میگشاید. بعد از آن اگر به کتاب «معاد» رجوع شود إنشاءالله راحتتر میتوانید به جواب سؤالهای خود برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً در این موارد، ورودی نداشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا آب، صورتِ اطلاق حق است و باید به بدن برسد تا برای روح انسان زمینهی اُنس با حضرت حق که مطلقِ وجود است، فراهم شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مورد خوب است به جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی رجوع فرمایید تا با طیّ مقدمات، این مسائل برایتان حل شود و اگر اصل کتاب را نتوانستید به دست آورید، با صوت شرح آن، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیهی مذکور، نظر به حضور رسول خدا صلواتاللهعلیهوآله در عالم دارد که چگونه ناظر بر همهی مناسبات عالَم هستند ولی در جای دیگر شاهد، شامل ائمه و مومنین هم میشود. میفرماید: وَكَذٰلِكَ جَعَلناكُم أُمَّةً وَسَطًا لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَيَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در توحید ذاتی نظر به وجودِ عالم و نسبت آنها با خدا است و نه صفات و فعلِ آنها. بد نیست در این مورد سری به کتاب «شرح اسماء حسنی» که روی سایت است بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه قبلاً خدمت رفقا عرض شد، تعبیر خواب، علمی است که در اختیار هرکسی نیست و بنده تعبیر خواب نمیدانم. به راهی که قدم گذاشتهاید، امیدوار باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر » عرض شده است این افراد با جنّیان ارتباط دارند آنهم با جنّیانِ شرور، و هیچ نتیجهای برای افراد ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انتخاب در مقابل امکانات متفاوت که روبهروی ما است به ظهور میآید. در خواب، نفسِ انسان با ملکات خود و صور ذهنیاش بهسر میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کتاب «خویشتن پنهان» در این مورد بحث شده است که وقتی به جهاتی مختلف روح، زمینهی ساختنِ بدن خود را در دورهی جنینی نداشته باشد، به این مشکلات میافتد. زیرا بر اساس «و نفسٍ و ما سوّایها» نفس، در ذات خود در تعادل است. ۲. برای دیدن پدیدههای دنیایی ابزار مناسب خود را که همان چشم است و گوش، نیاز است. ولی برای دیدن سایر مخلوقات، و با نظر به وجهِ باطنی و ملکوتی آنها نیاز به این ابزارها نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شورای نگهبان بستر حضور صحیح کسانی است که باید منطبق بر ارادهی اصلی مردم که متعهدبودن بر اهداف انقلاب است، خود را نامزد کنند. موفق باشیدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است مشروط بر آنکه دین را در محدودهی مفاهیم ذهنی تقلیل ندهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح جوانان ما حقیقت انقلاب را در افق آیندهی خود و ملتشان مییابند. این تنگنظریهای ما است که آنها را از ما فاصله داده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! همیشه اینطور نیست. ۲. معتقدند عالم لاهوت، مقامی بالاتر از عالم جبروت است. بحث بر توحید بیشتر است، هر اندازه انسان از کثرات منقطع شود، به عالم بالاتر نزدیکتر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه سیرهی علما برای ما حجت است. هر کس به هر اندازه از آن سیره با سابقهی هزارساله تبعیت کند و به طور کلی در بستر آن سیره قرار داشته باشد، میتواند قابل اعتماد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه مخلوق خداوند هستیم و او که مالک حقیقی ما است، تکلیف ما را تعیین میکند و ما همه در مقابل او مسئول میباشیم. موفق باشید
سلام استاد: حال و روز بهم ریخته. این چند روزه خود را در متنی نوشتم لطفا ملاحظه بفرمائید و چراغی را بر اين بنبست زندگانی من روشن کنید: بنام عالم پنهانیها دلم برای خودم تنگشده برای خود خود خودم برای او که نمیدانم چه بود و چگونه بود اما فقط میدانم این نبود دلم برایش خیلی تنگ شده گم گشته است. این گرد و غبار و آلودگی ها مانع از دیدار میشود. نیست اما میدانم بهتر از این است دلم برای خدای خودم تنگ شده. دلم برای امام حسین خودم تنگ شده. دلم برای خودم تنگ شده وقت تنگ و من هنوز به دنبال خودم میگردم. چگونه بعد از دو هفته خدمت به مادر عشقت یکهو میفهمی دلت برای خودت تنگ شده و نمیدانی چرا و چگونه و حتی برای چه و به دنبال چه به این حال و روز افتادهای. حالم اصلا خوب نیست. حسین جان برام یه کاری کن در هیاهوی این روزها همه غریبهاند حس میکنم نمیتوانم زبان بگشایم و یا حتی در کنارشان در سکوت بنشینم نگاه هایشان عذابم میدهد صداها و رفتار و حرکاتشان حرکاتی که نه از برای اذیت کردن من باشد. نه، سبک زندگیشان مرا آزار میدهد. این روزها نه تنها درک نمیشوم کسی را هم درک نمیکنم بعضی وقت ها که این حال بهم دست میدهد فکر میکنم باید حرکت بزرگ و تحولی در خود ایجاد کنم و به این فکر میکنم که چه قدر از این مسیر را اشتباه آمدهام الان فقط و فقط یک جمله میشناسم آن هم «الهی استعملنی لما خلقتنی له» اما مگر خلقت من به جز عبادت است من که این را میدانم اما درس و شغل و زن و زندگی را چه کنم. چرا حس عبادت را در هیچ یک احساس نمیکنم. اما انگار همیشه یک چیز کمه یک نفر یک پشتیبان، یک حامی، یک رفیق پا کار یکی که درکت کنه یکی که باهاش هم مسیر بشی. خدایا کمکم کن حالم اصلا این روزا خوب نیست. «الهی استعملنی لما خلقتنی له»
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه شایسته توانستهاید در قبضی که برایتان پیش آمده با جمله: «الهی استعملنی لما خلقتنی له» با خدا رابطه برقرار کنید و از او بخواهید که شما را و همه ما را در مسیری که مسیر حقیقی خلقت ما هست، قرار دهد و در این رابطه است که در دلِ آن قبض، منتظر رحمت واسعه الهی باید بود. آری! در این موارد، عمقبخشیدن به معارف الهیه بسیار مهم است مانند مباحث «معرفت نفس» یا تأمّل بر مقدمه تفسیر قیّم «المیزان». موفق باشید
سلام استاد عزیز: ۱. راز شهادت اولیاء الله (شهدا) در چیست؟ آیا چیزی جز عمل به انجام وظیفه در هر جایی که حضور دارند میباشد؟ ۲. در این تاریخ چه باید کرد تا مرگ ما شهادت باشد؟ (اخلاص قلبی نسبت با ولایت - جهادی و شهید گونه زندگی کردن و... به راستی چه باید کرد؟ ۳. به نظر شما اصلی ترین ویژگی برای کسب شهادت در این تاریخ در چیست؟ لطفا کمی توضیح دهید. انسان احساس عقب ماندگی عجیبی از شهدا دارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: راز شهید و شهادت بسی بالاتر از آن است که جز شهدا بتوانند از آن سخن بگویند. همین اندازه میدانم که اینان در دلِ تاریخی که توسط پیامبران و اولیای الهی آغاز میشود، متوجه عمق آن تاریخ و وجوه توحیدی آن میگردند و آینده آن تاریخ را درک میکنند و مییابند چه اندازه زیبا است که در همه این تاریخ حاضر گردند، و لذا است که ابداً راضی نمیشوند به مرگ طبیعی از دنیا بروند. آری! میخواهند قصه آنها قصهای باشد که رهبر معظم انقلاب در موردش فرمودند: «دربارهی شهیدان، در دو جای قرآن تصریح شده که شهیدان مرده نیستند، زندهاند؛ این دیگر با صراحت است. یکی در سوره بقره است: «وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتٌ بَل اَحیاء»؛ به اینهایی که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید، اینها زندهاند. دیگر از این واضحتر، روشنتر؟ یکی هم در سورهی آلعمران: «وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتًا بَل اَحیاء»؛ تصریح شده. حالا اینکه حیات شهدا چگونه حیاتی است، یک بحث دیگری است؛ یقیناً متفاوت است با حیات زندگی مادّی ما و متفاوت است با حیات برزخیای که خیلی از افراد دیگر هم در برزخ روحشان فعّال است و زنده است به یک معنا؛ این هم نیست؛ یک چیز سوّمی است و به هر حال یک حقیقت مهمّی است که قرآن به آن تصریح میکند.»
موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: امروز تقریبا در سطح جامعه اجماعی وجود دارد که جمهوری اسلامی از آرمان های انقلاب اسلامی به خصوص عدالت اجتماعی و مردمی بودن بسیار فاصله گرفته و این فاصله روز به روز دارد بیشتر میشود، نظام بانکداری فاسد، فسادهای سیاسی و اقتصادی عجیب و غریب، استفاده نامشروع از مناصب قدرت و فسق بسیاری از مدیران و تبعیض در اجرای عدالت و احکام شرعی. حال پرسش این است که آیا واقعا مقام معظم رهبری وظیفه خودشان در اصلاح وضع امت را ایفاء کردهاند یا نه؟ رهبری که در جمهوری اسلامی تشریفاتی نیست! مردم دادشان در آمده. نظام هم انگار تصمیم جدی برای اصلاح ندارد. چرا باید مردم همچنان به رهبری و نظام امیدوار باشند و از رهبری اطاعت کنند، در حالی که ایشان را منفعل در این ماجرا و بعضی حتی مسبب و تسهیل گر میدانند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر رهبر معظم انقلاب آن است که با روشی حکیمانه، جامعه ما را از تنگناهای تاریخی عبور دهند و اگر چنین نمیکردند سرنوشت انقلاب اسلامی مانند سرنوشت انقلاب الجزایر و انقلاب مصر میشد و معلوم است که برای شروع یک تاریخ و عبور از تنکناهای رسوبکرده در جامعه، باید صبر و شکیبایی پیشه کرد و به سخن حکیمانه ایشان نظر کرد که می فرمایند: «به نظر من، این دو جملهی حیاتی و اساسی و جاودانی قرآن که «وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر»، برای ما همیشه دستورالعمل است و امروز بیش از همیشه. تواصی به حق یادتان نرود؛ تواصی به صبر یادتان نرود. صبر یعنی پایداری، یعنی ایستادگی، یعنی خسته نشدن، یعنی خود را در بنبست ندیدن؛ این معنای صبر است. راه حق را بروید، دیگران را هم به راه حق بکشانید. کوشش کنید؛ بچّههای مؤمن، مسلمان، علاقهمند، هیئتی و به معنای واقعی کلمه قرآنی و اسلامی سعی کنند در محیط دانشگاه، در محیطهای گوناگون تأثیر بگذارند، محیط را به همان رنگی که خودشان به آن معتقد هستند ــ به راه خدا ــ منوّر کنند و ملوّن کنند. و این تواصی بر شما لازم است، برای ما لازم است. امروز، هم به حق تواصی کنید، هم به صبر. نگذارید محیط، محیط خستهای بشود، محیط ازکارافتادهای بشود.»
آری! معنی زندگی جز این نیست که ابتدا حق را بشناسیم و بدان توصیه کنیم و پس از آن با صبر و شکیبایی همچنان بر حق تأکید نمایی تا جهانی مناسب حقیقت در مقابلمان گشوده شود. موفق باشید
سلام استاد: در یک کانون فرهنگی به عنوان مربی فعالیت میکنم. مخاطبان از سن ابتدایی هستند تا حدود ۱۸ سال. جمعه شب ها همه ی اعضای کانون جمع میشویم و قرآن خونده میشه و بنده مطالبی اخلاقی یا معرفتی میگویم سعی میکنم مطالب شما و یا شهید مطهری و... را ساده کنم و براشون بگم. مسئول اصلی این کانون به من میگوید اینها که تو میگویی تئوری است و فایده نداره باید در قالب بازی مطالب را منتقل کنی آیا این حرف درست است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار را باید مدّ نظر داشت. هم باید مخاطبان را متذکر معارفی کرد که عقلشان تغذیه شود و هم باید با مثالزدن از شخصیتهایی که نمونههای خوب فطرت انسانی هستند، ذهن آنها را تغذیه نمود. مثل کتاب «داستان راستان». به همین جهت آن شهید بزرگوار در کنار آن معارف عالیه، به جهت سوزی که در هدایت انسانها داشت و میدانست باید خیال را نیز تغذیه کرد؛ به تألیف کتاب «داستان راستان» میپردازد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که اگر انسانها کمالی را که باید بهدست آورند تا بالقوه آنها، بالفعل شود از ابتدا آن کمال را داشته باشند میتوانند احساس کنند آن کمال از آنِ آنها است؟ و اساساً احساسی از تکامل در آنها پیش میآید؟ در مورد ائمه «علیهمالسلام» نیز تفاوت نمیکند زیرا آنها نیز جهت کمال وجه بشری خود عبادت میکنند و تلاش مینمایند. آری! در وجه هدایت بشر در مقام عصمت هستند ولی حفظ آن عصمت بسیار کار مشکلی است. به همین جهت عارفان گفتهاند:
|
محنت قرب ز بُعد افزون است |
جگر از محنت قربم خون اسـت |
|
هسـت در قرب همه بيم زوال |
نيست در بُعد جز امید وصــال |
حفظ حالت قرب از آن جهت جگر سالک را خون ميکند که با يک خطا از آن مقام سقوط مينمايد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است. وقتی «وجود» را حضوری مدّ نظر داشته باشیم و نه مفهومی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید با حوصله و پشتکار روی دو آیه آخر سوره جاثیه که در کتاب «سوره جاثیه و راز زمینگیری امّتها» بحث شده وقت بگذارید إنشاءالله جواب خود را خواهید گرفت. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
