بسمه تعالی علیک السلام
مسلم خواب نمی تواند به خودی خود حجت باشد مگر این که شاهدی بیرونی از سخن معصوم بر آن صحه بگذارد.و لذا اگر علمای شهید پرور نباشند شهادت به صحنه نمی آید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شبهای احیاء یعنی شبهایی که زمینهی ارتباط انسان با خداوند نسبت به شبهای دیگر بیشتر فراهم است و لذا سعی میکنیم در چنین شرایطی بهترین شکل ارتباط با خدا را فراهم کنیم به این شکل که ابتدا قرآن را در جلوی خود میگشاییم و از خداوند با نظر به حقیقت قرآن و به حقیقت آنچه در قرآن هست و به حقیقت اسماء اکبر و اسماء حسنای او و آنچه موجب امید و خوف میشود، قسم میدهید که شما را از آزادشدگان از آتش قرار دهد. در چنین فضایی که نسبت خود را از آتش دوری از خداوند به نسبت رحمت نزدیکی به خداوند تبدیل کردهاید هر حاجتی که داشتید از خدا طلب میکنید و سپس در مرحلهی دوم قرآن را بر سر میگذارید تا زیر سایهی قرآن و با نظر به حقیقت قرآن و حقیقت انبیاء و مؤمنینی که در قرآن مدح شدهاند و با نظر به حقی که خداوند بر آنها دارد، قسمهای مشهور را شروع میکنید. عنایت داشته باشید که رویکرد شما در این قسمها باید با نظر به نوری باشد که از طریق خداوند و اهلالبیت به صحنه آمده است و شما با نظر به آن نور میخواهید به خداوند رجوع کنید و در آخر تقاضاهای خود را اظهار دارید. لذا ده مرتبه اظهار میدارید: «بک یا اللّه»، یعنی پروردگارا! به حقیقت خودت که جامع همهی کمالات هستی و به حقیقت محمّد«صلواتاللّهعلیهوآله» – با ده مرتبهگفتن «بِمحمّدٍ»- نظر را به نوری میاندازید که خداوند به محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» داد و همچنان به انواری که از طرف حضرت حق به سایر ذوات مقدس اهل البیت«علیهمالسلام» متجلی شده، نظر میکنید و از اینجا به بعد است که کار شروع میشود و شما باید تقاضاهای خود را در زیر سایهی همان انواری که بر اهل البیت متجلی شده از حضرت حق تقاضا کنید. این بود راز قرآن بازکردن و قرآن برسرگذاشتن و نظر به حقیقتی که بر هریک از اولیاء متجلی شده است. التماس دعا. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. منتها بعضاً این رؤیاها برای خود شخص یک نوع امیدواری به همراه دارد به شرطی که با شواهدی همراه باشد که معلوم کند تحت تأثیر خیالاتمان نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ضمن تشکر از تذکرات مشفقانهتان به اینجانب. عنایت بفرمایید که بحث در تعهد و وِلاییبودن آقای احمدینژاد نیست که بنده قبلاً هم طی جوابی در این مورد عرایضی داشتهام؛ آنچه بنده وظیفهی خود میدانم، تذکر به عزیزانی است که در نسبت با آقای احمدینژاد و تعلق او به انقلاب و شعارهای انقلاب، سایر عوامل حفظ نظام اسلامی و سایر ابعاد حضور تاریخی انقلاب اسلامی را از نظر دور ندارند و سعی بنده آن است که شکافِ پیشآمده بین رفقای علاقهمند به آقای احمدینژاد و انقلاب، به درستی ترمیم شود و از این جهت ضعفهایی را متذکر شدم که توسط آقای احمدینژاد پیش آمد و البته سعی شد سربسته آن نکات عرض شود وگرنه فعالیتهایی مثل آنچه در رابطه با بیمهی طلاب متذکر شدید را، نه بنده بلکه بسیاری ابداً منکر نیستند که خدمتِ ارزشمندی به حوزههای علمیه شد.
فکر نمیکنم نیاز باشد دوباره ماجراهای تلخ گذشته یادآوری شود. اجمالیترین سخن این بود که عرض شد: «ایشان مشاوران بدی دارند» تا رفقا فکر نکنند بعضی از حرکات ایشان را نیز باید حمل بر صحت و یا توجیه کرد. خانهنشینی و یا مطرحکردن آن ویدئو در روز آن یکشنبهی سیاه را که آقای حجتالاسلام سالک به عنوان یکی از دلسوزان ایشان التماس میکنند آن را پخش نکند؛ ولی او نه توصیهی آقای سالک را پذیرفتند و نه توصیهی آقای حسینیان را که مکرر چوب طرفداری از آقای احمدینژاد را خورده بود.
قصد بنده آن نیست که ضعفهای آقای احمدینژاد را با همدیگر در میان گذاریم، بلکه بناست عرایض بنده تذکری باشد برای رفقایی تا آقای احمدینژاد را مبری از ضعفهایی که میتوانست نداشته باشد، ندانند. آیا اینکه ایشان بدونه ملاحظات تذکر رهبری بهخصوص در دولت دهم جبههای از معدود دوستان خود در مقابل همهی جریان اصولگراییِ ولایی قرار دادند، با تاریخی که ما در آن بهسر میبریم مطابقت داشت؟!! آیا ایشان متوجه بودند ما در چه شرایطی از نظر تاریخی هستیم؟!! نمیدانم چه اندازه در جریان عزل جناب آقای حجتالاسلام محسنی اژهای هستید؟ آقای احمدینژاد را در دولت دهم چه شده بود که همهی نیروهای انقلاب از چشم ایشان افتاد، بهجز چند نفر محدود؟! آیا در جریان گلهی رفقایی هستید که هر وقت به سراغ ایشان میرفتند آنها را حواله به مهندس یعنی آقای مشائی میدادند؟ در صورتیکه آنها برای دفاع از آقای احمدینژاد زحماتی را تحمل کرده بودند.
عرض بنده در جواب سؤال شمارهی 19216 آن بود که: «تکلیف ما با آقای احمدینژاد بهخصوص با حرکات اخیر ایشان مشخص شده، ولی تکلیف ما با خودمان و انقلاب اسلامی از این به بعد با تجربه از گذشته بهتر روشن میشود. امید است رفقا بتوانند به راحتی از آقای احمدینژاد عبور کنند ولی از آنچه موجب رجوع به شعارهای ایشان شد، عبور نکنند. مطمئن باشید انقلاب، در جایگاهی قرار دارد که هرگز ظرفیت تاریخی این دوران، ذهنها و قلبها را بهجایِ دیگری جز اهداف انقلاب اسلامی جذب نمیکند، میماند که با خونِ جگرخوردنِ بیشتر آن پختگی لازم برای نیروهای انقلاب پیش خواهد آمد.»
به هر حال در جایگاه سختی قرار داریم. باید از خود پرسید آیا این شکافی که بین رفقای علاقهمند به آقای احمدینژاد و اصل انقلاب بهوجود آمده است، چه اندازه منطقی است و با واقعیت صحنه مطابقت دارد؟ آیا در آن حدّ که یکی از رفقا از فرط ناراحتی برای بنده نوشته است: «یک قبر برای خودم و یک قبر هم برای انقلاب کندهام». تا این حدّ همهچیز را از دسترفته میپندارد. در حالیکه ابداً چنین نیست. همانطور که جنابعالی با آن احساسات پاکتان، سرنوشت کیان را در نسبت با مختار برای آقای احمدینژاد مثال زدهاید. آیا واقعاً همینطور است؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل مربوط به امروز و دیروز نیست، هرچند این روزها بیشتر چهرهی خود را نشان داده است. مشکل از آنجایی است که ما نه عمق ظلمات فرهنگ غرب را درک کردهایم و نه عمق روحانیت و معنویت انقلاب اسلامی را! و طبیعی است که از یک طرف تحت تأثیر فرهنگ غربی قرار میگیریم که رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه» با بحث تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی متذکر آن شدهاند، و از طرف دیگر متوجه جایگاه تاریخی و قدسی انقلاب اسلامی نیستیم تا بفهمیم خداوند چه تقدیر مبارکی را در این زمان برای ما اراده کرده است. اخیراً در این مورد عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی؛ تجلی ارادهی الهی بر قلب امام و مردم» در قسمت صوت سایت، در بخش مباحث مرتبط با انقلاب، شده است. آنچه ما میتوانیم نگرانی رهبری عزیز را برطرف کنیم؛ در رابطه با فهم این دو موضوع است و مطالبه از دستاندرکاران در ذیل این موضوع. موفق باشید
