باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت چند چلسهی اول سورهی فاطر، إنشاءالله کمک خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده بسیار خوب توانستهاید بین قحطی و قحطیزدگی تفکیک کنید، مضافاً اینکه ریشهی هر قحطی، قحطیزدگی است و غفلت از سعهی رحمت الهی ۲. قارون مدعی است خودش علم به دستآوردنِ ثروتش را داشته است، در حالیکه اشتباه میکند. رزق، مقسوم است و حتی آدمهای زرنگ نمیتوانند رزق انسانهای ساده را تصاحب کنند مگر آنکه آن انسانها به وظیفهی خود در آن حدّ که برایشان امکان دارد، عمل نکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعهی کتاب «معاد» اگر با صوت، مطلب را دنبال کرده باشید بسیاری از مباحث «معرفت نفس و حشر» را یافتهاید. سیدی کتاب «معرفت نفس و حسر» را میتوانید از جناب حاج آقا نظری بگیرید. در ضمن با حاج آقا نظری در مورد ادامهی فصوص هم میتوانید فکرکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فهمِ دشمنی دشمن هنر بزرگی است. به گفتهی علامهی طباطبایی، آدم و حوّا دشمنیِ شیطان را فراموش کردند که فریب قسمهای به ظاهر دلسوزانهی او راخوردند. در رابطه با تحریمها، باید گفت اتفاقاً اگر تحریم دیگری در اختیار داشتند، در همان فشارِ حداکثری إعمال میکردند. شواهد حکایت از آن دارد که کلیتِ آمریکا از تعادل خارج شده و گویا وعدهی الهی در افول استکبار خیلی زود محقق شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان نحوه که آیت الله حسنزاده پیشنهاد میکنند خوب است که سیر نخوریم و تنقلاتخور هم نباشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر خودتان درست است. روزگار را تماشا کن! عدهای خدایی را که اینهمه در جان جهان حاضر است، منکر میشوند و عدهای اموری را که هیچ واقعیت خارجی ندارد، جستجو میکنند پیدا شود! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد، ملاک ما همان زیاراتی است که توسط معصومین «علیهمالسلام» مطرح شده است که در فضای زیارت اولیای الهی زمینهی ارتباط با خدا بهتر فراهم است و لذا تقاضاهای ما از خداوند است و نه از امامزادهها. به زیارت «امین اللّه» نظر کنید که چه تقاضاهای زیبایی در بستر زیارت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» از خداوند به میان آمده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوانم ورود چندانی بیش از آنچه در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» مطرح شده است، داشته باشم و یا کتاب «امام مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» موعود موجود» از آیت اللّه جوادی به نظر میآید آن نگاه، به حضور تاریخی ما کمک خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان مطالب قابل استفادهای دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز با شما همراه و همنظرم. زیرا اگر مردم متوجهی حضور خدا و سنتهای الهی ننماییم، در مسائلی که در هر حال بنا به سنتهای الهی پیش میآید، کم میآورند و به جای نشاندادن صبر در مصائب، گرفتار بحران و بیقراری میگردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ادامهی آیهی «لا اکراه فی الدین» میفرماید «قد تبیّن الرشد من الغی»، یعنی اگر توصیه به دین میشود و حتی از سرباززدن از آن بازخواست میگردد، به علت آن است که حقیقتاً تکویناً و مطابق فطرت و تشریعاً مطابق وَحیِ الهی مسیر رشد از مسیر غیّ و انحراف روشن شده است. پس اینطور نیست که افراد به بهانهی «لا إکراهَ فی الدّین» گمان کنند نظام عالَم نسبت به هر کاری که آنها بکنند، بیتفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا تصور کنیم آن حالت، توهّم است؟ آن عالِم بزرگوار مأموریتی داشتند، دستِ شما نیست که آن حالت را تقویت کنید. ارادتِ خود را نسبت به ایشان ادامه دهید، خودشان در حدّی که لازم است کمک میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. شاید بخواهند بگویند یکی به حکمِ مسئولیت، خود را به میان میآورد و دیگری، خداوند از طریق او به میان میآید و هر دو آینهی نمایش خدا هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه در متون دینی داریم که وقتی بعد از زیارت امام نماز میگذاریم اظهار داریم: «صلّیتُ هاتین رکعتین هدیة منی» به نظرم بهتر است اعمال مستحبی را هدیه کنیم. موفق باشید
سلام استاد: در پاسخ سوال دوستی درباره ماجرای ایذه مطالبی فرمودین. یک مورد سخنان نماینده سابق ایذه در برنامه زنده خبری رو دقت کنید https://static0.jamaran.news/mediav2/18akCLDSJe2L/dmlkZW8tbWVkaXVtLm00dg,,/%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B4+%D9%BE%D9%88%D8%B1.mp4 متاسفانه رسانه ها و بظاهر مدافعین انقلاب میان می گن این زن چون یک پیج خبری خارجی رو فالو می کرده اومده خانواده رو به کشتن داده برای کشته سازی یا از این دست حرف های احمقانه، این ها کجا طرفداران حق و حقیقت هستند؟ مردم صدها بار بیشتر از این خطای پلیس از دورغ های مسئولین با نام اسلام بیزار هستند من نظرم این است که این مردم معترض، از اغلب شماها و مسئولین انقلابی تر هستند. اونها تحمل دروغ ها از مسئولین رو ندارند، نمی توانند قبول کنند حکومتی با نام اسلام دروغ بگه، ولی برای شما موضوع بسیار ساده ای است
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در فضای فتنه آنچه باید مدّ نظر باشد، حفظ نظام است حتی اگر در این موارد خطایی صورت گرفته باشد، به این معنا نیست که کلیت جریان نیروی انتظامی و مدافعین امنیت زیر سؤال برد. بحث در اعتراض و معترضین نیست، بحث در اغتشاش و به هم زدن امنیت کشور و نظام است. خارج از شهادت کیان پیرفلک که مسئولان مربوطه در حال بررسی کامل آن هستند و نباید به راحتی یک نگاه را از بقیه نگاهها برجسته کرد، ولی در کلیت اغتشاشات پیشآمده و تقابلی که باید با آنها بشود، در فقه اسلامی قاعدهای داریم به نام : «لو تترس الکفّار بالمسلمین»، یعنی هرگاه کفار با مسلمین در حال جنگ باشند و تعدادی از مسلمانان را به اسارت بگیرند و اسرای مسلمان را در صف مقدم جبهه قرار بدهند، تا مسلمانان به خاطر آنان نتوانند به سوی کفار تیر اندازی کنند، به این میگویند: «تترس»، در این موارد میفرمایند نباید برای رعایت آن مسلمانان که اسیر شدهاند امکان پیروزی کفار را فراهم کرد. وظیفه جبهه اسلامی آن است که به جبهه دشمن حمله کند ولو آن مسلمانان عزیز اسیر شهید شوند. این قاعده حکایت از آن دارد که ما چارهای نداریم که در این نوع مواجههها در مقابل جبهه دشمن برخورد جدّی و محکم داشته باشیم ولو اینکه ناخواسته عدهای بیگناه در این تقابل شهید شوند. این روحیه، روحیه واقعبینی است که آزاد از عواطف جزیی به کلیت جامعه اسلامی و مصالح مسلمین میاندیشد. موفق باشید
سلام: ببخشید برای فهم عمیق و کامل کتب امام خمینی، مخصوصا کتاب مصباحالهدایه، چه مقدماتی لازم است و چگونه میتوانم آنها را یاد بگیرم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آنها إنشاءالله مقدمات خوبی جهت آن امر میباشد. کتابهای مذکور همراه با شرح صوتی آنها در سایت هست. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد: در بحث عقل تکنیک بنده چندین سوال دارم اما از آن جایی که جلسه آخر بحث به سینما کشیده شد و بنده چندان اهل سینما نیستم نمیدانستم چطور این سوالات را مطرح کنم که در جریان بحث باشد. در قالب یک پیام سوالهایم را مینویسم هرچند فکر میکنم بیان شفاهی آنها بهتر اصل سوال را منتقل کند. اگر سوالات را مناسب بحث یافتید بفرمایید تا در شرایطی مناسب به بحث گذاشته شود. ۱. برای تفصیل معنای تاریخی بودن عقل تکنیک میتوانم سوالم را مصداقی درمورد قنات بپرسم، آیا قنات را میتوان برخاسته از عقل تکنیک دانست یا چون مربوط به زمان گذشته است نمیتوان آن را به عقل تکنیک نسبت داد؟ یا میتوان آن را از وجه به استقبال طبیعت رفتن و عطایی بودنش، در مناسبات عقل تکنیک دید اما از وجه عدم تناسب با نیاز و مصرف امروزی فارق از آن دید؟ یا ... ۲. سوال دوم مربوط به نسبت ما با علومی ست که سابقه خوبی ندارند و با ظلم های عدیده ای حاصل آمده، مثلاً علوم شناختی و مغز و اعصاب که حاصل آزمایش های ناجوانمردانه ای ست که بر اسرای جنگی صورت گرفته، در دایره عقل تکنیک تعامل ما با این علوم چه وجهی دارد؟ ۳. بحث خیال در عقل تکنیک را چگونه میتوان ادامه داد تا به معنای مناسب آن دست یافت؟ ۴. در کل عقل تکنیک چه نسبتی با انسان امروز دارد؟ آیا انسان امروز، یعنی دانشجو و حتی فنی کار در صحنه میتوانند این نحو حضور خود را یافت کنند یا صرفا بخشی از جامعه مستعد آن هستند؟ آیا با تذکر به این قابلیت به مخاطب ظلم میشود زیرا مالایطاق است یا این که از اتفاق چون تذکری به آن داده نشده مردم به آن هوشیار نیستند؟ در واقع سوالم از معنای آینده است که در بیانات شما بود، این که چگونه باید برای امری که تا این حد در صحنه است افقی ترسیم کرد که کارگر و دانشجو خود را در آن بیابد؟ (البته سوالم از چگونگی، سوال روشی به معنای متداولش نیست، بلکه از وجه تحقق این نحو حضور است، زیرا اگر این مباحث برای انسان در صحنه امروز است که از اتفاق نشانه های آن را در طلب انسان امروزی میتوان یافت، چگونه باید آن را پای آن ایستاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بجهت فهم بهتر سوال وجواب برای کاربران گرامی، متن جواب به همراه متن سوالات آورده میشود:
۱. برای تفصیل معنای تاریخی بودن عقل تکنیک میتوانم سوالم را مصداقی درمورد قنات بپرسم، آیا قنات را میتوان برخاسته از عقل تکنیک دانست یا چون مربوط به زمان گذشته است نمیتوان آن را به عقل تکنیک نسبت داد؟ یا میتوان آن را از وجه به استقبال طبیعت رفتن و عطایی بودنش، در مناسبات عقل تکنیک دید اما از وجه عدم تناسب با نیاز و مصرف امروزی فارق از آن دید؟ یا ...
جواب: در اینکه ما با به ظهورآوردن پدیده قنات برکات بهترین تعامل با طبیعت را نشان دادیم؛ بحثی نیست. ولی آن عقل بنا نداشت تکنیک بسازد و با طبیعت مطابق آن تکنیک تعامل کند. سعی کرد استعداد طبیعت را به سوی مزرعه جهت دهد. ولی در تاریخی که «وجود» به صورت عقل تکنیکی به میان آمده، بنا بر آن است که چیزی از دل طبیعت خلق شود و امری را از طبیعت متولد کند که آن امر در ضمن، نمایانگر حقیقت باشد که در پنهان طبیعت نهفته است و این یعنی انکشاف برای رویارویی با حقیقت که البته در حجاب گِشتل از بین رفت.
۲. سوال دوم مربوط به نسبت ما با علومی ست که سابقه خوبی ندارند و با ظلم های عدیده ای حاصل آمده، مثلاً علوم شناختی و مغز و اعصاب که حاصل آزمایش های ناجوانمردانه ای ست که بر اسرای جنگی صورت گرفته، در دایره عقل تکنیک تعامل ما با این علوم چه وجهی دارد؟
جواب: به نظر بنده این نوع فعالیتها در راستای عقل تکنیکی نیست. اینان به نحوی به طبیعت تجاوز میکنند زیرا حکمت جستجوی حقیقت که همان روبهروشدن با نفس ناطقه در تعامل با بدن باید پیش آید در این علوم حاکم نیست.
۳. بحث خیال در عقل تکنیک را چگونه میتوان ادامه داد تا به معنای مناسب آن دست یافت؟
جواب: باید حساس بود که با وجهی و بُعدی به نام «خیال» که در انسان هست، با امور مواجه شد به همان معنایی که در روایت خود داریم قرآن علاوه بر عبارات کتاب خدا، همان کلمات به اموری بسی بالاتر اشاره دارد. نمونه آن را در عرایضی که اخیراً در بحث سوره «تین» شد میتوانید ملاحظه کنید.
۴. در کل عقل تکنیک چه نسبتی با انسان امروز دارد؟ آیا انسان امروز، یعنی دانشجو و حتی فنی کار در صحنه میتوانند این نحو حضور خود را یافت کنند یا صرفا بخشی از جامعه مستعد آن هستند؟ آیا با تذکر به این قابلیت به مخاطب ظلم میشود زیرا مالایطاق است یا این که از اتفاق چون تذکری به آن داده نشده مردم به آن هوشیار نیستند؟ در واقع سوالم از معنای آینده است که در بیانات شما بود، این که چگونه باید برای امری که تا این حد در صحنه است افقی ترسیم کرد که کارگر و دانشجو خود را در آن بیابد؟ (البته سوالم از چگونگی، سوال روشی به معنای متداولش نیست، بلکه از وجه تحقق این نحو حضور است، زیرا اگر این مباحث برای انسان در صحنه امروز است که از اتفاق نشانه های آن را در طلب انسان امروزی میتوان یافت، چگونه باید آن را پای آن ایستاد؟
جواب: به نظر بنده با نظر به جواب اول و رویکرد شاعرانه به عالم و آدم، بشر امروز نیاز به این عقل که تقدیر او است، دارد. باید متذکر آن امر شد و احساس میشود شرایط گفتگو از آن در حال فراهمشدن است. موفق باشید
با سلام و احترام و ادب: ۱. سوالم در اعیان ثابته است. ص ۸۴ جزوه اعیان ثابته که از سایت شما گرفتم آمده: اگر یک زن بپرسد چرا مرا زن کردید؟ جواب می دهند: امکان زن بودن از آن خودت بود و ... سوالم این است که چه طور از خودش بود؟! یعنی خودمان انتخاب کردیم، یادمان هم نمی آید؟ این طوری ممکن الوجود، حالت استقلال ندارد؟ ۲. اتفاقاتی که در زندگی افراد روی می دهد، بخصوص اتفاقاتی مثل بیماری لاعلاج، سایه ی یک نقصان در عوالم دیگر است؟ ۳. چه چیزهای مهمی درنحوه مرگ افراد، دخیل است؟ و اینکه نحوه مرگ، چقدر نمودار اعمال انسان است؟ مثلا فرد با مریضی سخت، سالها در زندگی نباتی و... فوت شده در حالی که فرد انسان ظاهر صلاحی بوده و اهل عمل به شریعت بوده،؟! و نحوه مرگ سخت او باعث وحشت و شبهه شده که پس چه کنیم؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انتخاب وجودی غیر از انتخاب حصولی است که در حافظه بماند. ۲. بستگی به انتخاب انسان در طول زندگی دارد. در این مورد خوب است که سؤالات مربوط به «اعیان ثابته» را از طریق جستجوی سایت دنبال فرمایید. ۳. واقعاً این موضوع از مواردی نیست که ما بتوانیم راز آنها را بدانیم. بعضاً همین بیماریها موجب پاکشدن گناهان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مباحثی مثل «حرکت جوهری» مباحث فلسفی و وجودی است و نباید با مسائل اخلاقی و ارزشی و اعتباری خلط کرد. در بحث حرکت جوهری، بحث در ذات عالم ماده است که عین حرکت و عین قبول از عالم بالا است تا قوه عالم ماده به فعلیت برسد و جهان عالم ماده قیامت شود. انسانها در بستر چنین عالمی میتوانند خود را تغییر دهند و خود را به کمال برسانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که باید نسبت زوجین معنوی باشد. ولی جناب شهید ثانی در کتاب «منیة المرید» متذکر آن امری است که عرض شد. با اینهمه اگر طرف، احساس نیاز کرد و یا خطر به گناهافتادن برایش بود، قضیه فرق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید که در اینجا و اکنون ما ورود به این مسائل با این وسعت و با این فرصت کم، نداشتهباشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مفهوم نفس غیر از علم حضوری نفس به خودش است. آری! نفس به اعتبار یک موجود کنار سایر موجودات، مثل سایر موجودات دارای ماهیت است. ولی با نگاه وجودی به نفس، نفس مرتبهای از وجود است و وجود در هیچ مرتبهای دارای ماهیت نیست بلکه یک حقیقت «ذاتَ مشکک» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم غیب، علمِ به حقایق و سنتهای عالَم است و هیچ ربطی به علوم غریبه و یا علم حروف ندارد. در این مورد خوب است که مباحث «معرفت نفس» را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید از آن جایی که خداوند میفرماید: «کلّ یومٍ هو فی شأن» در هر روز و روزگاری به شأنی که مطابق نیاز جامعه و افراد است، جلوه می کند؛ امثال قاضی مطابق شأن زمانهی خود عمل کردهاند و البته ظرفیت تاریخ را هم باید در نظر گرفت. آری! می شود انسانهایی که در تاریخ خود به کمالات لازم رسیدهاند کمککارِ بقیه برای زمانهی خود باشند. چه اشکال دارد که حججیها از عالمان و سالکان دوران گذشتهی خود بهرهمند شوند تا در تاریخ خود بهترین تصمیمات را بگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در جواب سؤال شمارهی ۲۸۷۵۴ عرض شد در زمان مناسب، آری! با تدبّر در قرآن و دنبالکردن روایات در منابعی مثل «اصول کافی» و «تحفالعقول» میتوان چلهگرفتن را بارور کرد. موفق باشید
