باسمه تعالی: سلام علیکم: این اشکال به پوزیتیویستها و یا حسّگراها وارد است ولی همهی آنها اینطور نیستند. موفق باشید
بباسمه تعالی: سلام علیکم: نظام عالم در قبضهی حضرت حق است و این نظام دارای سنت و قواعدی است. اگر خود را با آنها هماهنگ کنیم، در مسیر ارادهی الهی عمل کردهایم. تقوا نیز به همین معناست. موفق باشید
سلام استاد: ظاهرا که اوضاع خوب نیست و دولت اذعان کرده خودروی داخلی و ملی کیفیت مطلوبی نداره و واردات خورد رو آزاد قراره بشه. از قیمت اقلام لازم و رضایت مردم هم نمیشه حرف زد اصلا. البته من میدونم که خیلی چیزها رو نمیدونم ولی خب لااقل ظاهر الان اینه. و چی میشه که شما امیدوار هستین به آینده دولت و ملت رو لطفا با ما در میان بذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در مباحث «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» عرض شده ما نه میتوانیم در ادامه غربزدگیِ خود، خود را ادامه دهیم آنطور که آقای هاشمی عملاً بعد از دفاع مقدس شروع کردند و این شد که امروز ما با آن روبهرو هستیم، و نه میتوانیم با گذشته سنتی خود که بیشتر در اخلاقِ فردی حاضر بودیم امکان حضور در این جهان را داشته باشیم. و از این جهت اعتقاد بنده آن است که انقلاب اسلامی در ذات خود نظر به جهان دیگری دارد که در منظر رهبر معظم انقلاب میباشد و بر اساس آن میفرمایند نباید با روحیه انفعالی و یا ناامیدی، امروزِ خود را تحلیل نمود. آری! انقلاب اسلامی به عنوان حرکتی توحیدی حتماً آینده ارزشمندی در پیش دارد. عرایض مختصری در کنار شهدای گمنام کوهستان قائمیه شد. خوب است که نظری به آن بیندازید. موفق باشید
بسمه تعالی با عرض سلام و احترام خدمت استاد ارجمند: نامه حضرت امام به همسرشان را یکبار دیگر می خواندم، برایم همواره سوال است که چگونه می توان تا این حد در عشق و علاقه ی به همسر عمیق و ظریف بود؟ و این عشق و علاقه ی انسان به انسان را تا پایان عمر مانند روز های اولش تداوم بخشید؟ چه کنیم استاد که آنچنان بشویم؟ با کمال تشکر از لطف حضرت عالی
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روح لطیف و لطیفتر شود، انسان خوبیها و کمالات الهی و تکوینی همدیگر را درک میکند زیرا زن و مرد آینه جمال و جلال الهی هستند. همسر انسان آینه جمال الهی است و شوهر او آینه جلال حضرت حق است و این وهمیّات و توهّمات شیطانی است که مانع نظر به حقیقتِ همدیگر میشود. خوشا آن خانوادهای که متوجه این سنت الهی و اراده ربّانی باشند که هر کدام عطای الهی برای دیگری هستند و نمیگذارند شیطان، نداشتنهایی که مصلحتشان بود را به رُخ بکشاند و از داشتنهایی که بستر تعالی آنها میباشد غفلت کنند. مگر ملاحظه نکردید که شیطان چگونه ما را از بهشت که همه آنچه برای بودنِ ما کافی بود؛ ما را به چیزی دعوت کرد که حضرت معبود به آن دو فرموده بودند: «وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که متوفی تا چهل روز هنوز در حال آمادهشدن است تا خود را در نشئه جدید یعنی برزخ باز یابد و سنت چهلمگرفتن را میتوان بر این مبنا دانست. شاید از این جمله چنین برداشتی بشود کرد که میفرمایید. ولی نمیتوان مطمئن بود. باید به خود خواب نظر کرد و موضوعی که خواب، دیده شده که از چه جنسی است، از خیالات خود فرد خوابدیده شده است و یا حقیقتاً حضور متوفی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال خداوند بعضاً با شواهد و اماراتی متذکر میشوند که سنت و اراده ایشان در هر زمان و زمانهای چگونه است. مثل همانکه برای حضرت امام روشن شد این قرن، قرن نابودی ابرقدرتها است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است. آری! به همان معنا که بنا بر آن است تا نهاییترین انسانها به ظهور آیند، این دو وجه انسانی یعنی وجه ظلمانی در جبهه مقابل وجه نورانی به ظهور میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام گستردهتر از آن است که تبدیل به یک فرقه شود. در حالیکه حتی بقیه ادیان را دعوت به مسلمانشدن نکرده، بلکه دعوت به توحید نموده. عمده، درک توحیدی همدیگر است. در آموزههای دینی ما تأکید زیادی بر مدارا شده است. که نمونههای آن را ذیلاً ملاحظه خواهید کرد. موفق باشید
فرهنگ «مدارا» که در متون دینی و روایات بر آن تأکید میشود حکایت از آن دارد که انسانها میتوانند با حضور در سنتی خاص و تاریخی معین به فهمی نائل شوند که محصول و برآیند گفتوگوی طرفین است بدون آنکه نتیجه نهایی گفتوگو از قبل قابل پیشبینی باشد. بلکه رابطهای دیالکتیکی در میان است و از این جهت گفته میشود فهم یک رخداد است که به گفته جناب گادامر با ادغام افقهای فهم پیش میآید.
معلوم است که در سنت مدارا هرکدام از افراد افقهایی را مدّ نظر دارند که از سنت و تاریخی که افراد در آن هستند شکل گرفته و در بستر گفتوگویی که پیش میآید فهم رُخ میدهد و بدین لحاظ فهم، امری است تاریخی و همواره رو به جلو.
با توجه به این امر به روایاتی نظر کنید که میفرماید:
روايت شده كه خداوند تبارك و تعالى به رسول گراميش (ص) وحى نمود؛ همچنان كه در برابر فرائض و واجبات مسئوليت دارى و نسبت به آنها مؤاخذه ميشوى، در باره مدارا كردن با مردم (و صبر در برابر مصائب هم) مؤاخذه خواهى شد. «أَنَّ الْمُؤْمِنَ أَخَذَ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ الْكِتْمَانَ وَ عَنْ نَبِيِّهِf مُدَارَاةَ النَّاسِ وَ عَنِ الْعَالِمِu الصَّبْرَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاء»(بحار الأنوار، ج68، ص: 90)
رسول خدا (ص) فرمودند: «مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِيمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ»(الكافى، ج 2 ، ص 117.) مدارا با مردم نيمى از ايمان است و نرمش با آنها نيمى از زندگانى.
رسول خدا (ص) میفرمایند: «رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ- مُدَارَاةُ النَّاسِ فِي غَيْرِ تَرْكِ حَقٍّ وَ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ خِفَّةُ لِحْيَتِه» ريشه خرد پس از ايمان به خدا، مدارا كردن با مردم است در غير ترک حق، و از خوشبختى مرد است كمىِ نزاع و جنگ.
از حضرت باقر (ع) هست که: «إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ قُفْلًا وَ قُفْلُ الْإِيمَانِ الرِّفْقُ» راستى براى هر چيزى قفلى است، و قفل ايمان نرمش است. و یا میفرمایند: «مَنْ قُسِمَ لَهُ الرِّفْقُ قُسِمَ لَهُ الْإِيمَان» هر كه را نرمش بهره دادند، ايمانش بهره دادند.
از حضرت صادق (ع) هست که فرمودند: قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «رَفِيقٌ يُحِبُّ الرِّفْقَ فَمِنْ رِفْقِهِ بِعِبَادِهِ تَسْلِيلُهُ أَضْغَانَهُمْ وَ مُضَادَّتَهُمْ لِهَوَاهُمْ وَ قُلُوبِهِمْ».(اصول كافى- ترجمه كمرهاى، ج4، ص: 359) به راستى خدا تبارك و تعالى نرمش را دوست دارد و از نرمشِ او با بنده ها است كه كينه ها را از سينه هاى آنها در كشد و آنها را مخالف هوس و دلخواهشان كند
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «الرِّفْقُ يُمْنٌ وَ الْخُرْقُ شُؤْم» نرمش ميمنت دارد و سختگيرى شوم است. و همچنان حضرت میفرمایند: «إِنَّ الرِّفْقَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى شَيْءٍ إِلَّا زَانَهُ وَ لَا نُزِعَ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا شَانَهُ» نرمى روى هر چه گذاشته شد، آن را زينت داد و از هر چه برداشته شد، زشتش ساخت.
پیامبر خدا (ص) میفرمایند: «إِنَّ فِي الرِّفْقِ الزِّيَادَةَ وَ الْبَرَكَةَ وَ مَنْ يُحْرَمِ الرِّفْقَ يُحْرَمِ الْخَيْر» در نرمى، زيادى و بركت است و هر كه از نرمى محروم شد از خير محروم گشت.
امام صادق (ع) فرمودند: «مَا زُوِيَ الرِّفْقُ عَنْ أَهْلِ بَيْتٍ إِلَّا زُوِيَ عَنْهُمُ الْخَيْر» از هر خاندانى كه نرمى دور شد، خير از آنها دور گشت. (الكافي، ج2، ص: 119)
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَمَرَنِي رَبِّي بِمُدَارَاةِ النَّاسِ كَمَا أَمَرَنِي بِأَدَاءِ الْفَرَائِض» خداوند به همانگونهای که به من در مورد واجبات امر کرده، در مورد مدارا با مردم نیز امر فرموده.
رسول خدا (ص) میفرمایند: يَا عَلِيُّ: «ثَلَاثَةٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ لَمْ يَقُمْ لَهُ عَمَلٌ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خُلُقٌ يُدَارِي بِهِ النَّاسَ وَ حِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجَاهِل». اى على هركس سه خصلت نداشته باشد از عمل خود سودى نمىبرد، اول ورعى كه او را از كارهاى بد باز دارد، دوم اخلاق خوبى كه با آن نسبت به مردم خوشرفتارى كند، سوم حلمى كه او را از انتقام نگه دارد و از جاهلان درگذرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! ما هیچچیز نیستیم جز فقیری که إلی الله است و سرمایهی ما انسانها چنین فقری است که در دل آن انسان، خدا دارد و این سرمایهی بزرگی است. ۲. از این نوع قبض و بسط ها نباید نگران بود. با شهداء مرتبط باشید، چه با مطالعهی زندگینامهی آنها و چه با حضور در مزارشان. حضور خدا را در مقاومت اسراء میتوان احساس کرد. کتابهای «من زندهام» و «سرباز کوچک روح الله» آینهی چنین حضوری از حضرت ربّ العالمین است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این پدیده را نباید ساده گرفت. گویا بنا بر آن است که مسئولیتی را در مسیر انقلاب و تعالی معارف به عهدهی چنین خواهرانی گذاشته شود. عرایضی در جزوهی «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده_ی امروز» شده است. خوب است که به آن جزوه به آدرس زیر رجوع شود. موفق باشید
http://lobolmizan.ir/leaflet/1719/
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینجا جناب حافظ گِلهمندند از عدهای که گرفتار حال خوش خواب صبحگاهی شدهاند و از خود جمله میتوان متوجهی واژهها شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعهی کتاب «معاد» اگر با صوت، مطلب را دنبال کرده باشید بسیاری از مباحث «معرفت نفس و حشر» را یافتهاید. سیدی کتاب «معرفت نفس و حسر» را میتوانید از جناب حاج آقا نظری بگیرید. در ضمن با حاج آقا نظری در مورد ادامهی فصوص هم میتوانید فکرکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید از آن جایی که خداوند میفرماید: «کلّ یومٍ هو فی شأن» در هر روز و روزگاری به شأنی که مطابق نیاز جامعه و افراد است، جلوه می کند؛ امثال قاضی مطابق شأن زمانهی خود عمل کردهاند و البته ظرفیت تاریخ را هم باید در نظر گرفت. آری! می شود انسانهایی که در تاریخ خود به کمالات لازم رسیدهاند کمککارِ بقیه برای زمانهی خود باشند. چه اشکال دارد که حججیها از عالمان و سالکان دوران گذشتهی خود بهرهمند شوند تا در تاریخ خود بهترین تصمیمات را بگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخی که در آن قرار دارید تاریخ حضور در جهان است، در عین خلوت با معنویات. یعنی دست در کار، ولی دل با یار، تا متهم نشویم که ما رُهبانیت پیشه کردهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه مد نظر بود، اصل روایت است ولی ترجمهی آن به جهت شرحی که داشت، بدون آنکه نیاز به تطبیق با روایت باشد آورده شد؛ و گر نه میتوانستیم عینا مطابق روایت موضوع را دنبال کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در آیهی ۳۲ سورهی نور در عین تأکید بر به ازدواجدرآوردنِ جوانان که وظیفهی آحاد مردم است؛ به این نکته نیز توجه داده است که اگر در عین صبر، عفت خود را حفظ کنند خداوند از طریقی که خود میداند به نحوی رفع مشکل میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که در این موارد کمک به نیازمندان و سرمایهگذاری جهتِ کارآفرینی راه مفیدی خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر میخواهید مسیرتان بالاخره به سوی تفسیر «المیزان» و قرآن و به روایات بیفتد؛ آن مقدمات و سیر مطالعاتی را با یک برنامهی جدّی دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر مقدمهی کتاب با دقت خوانده شود، معلوم میگردد کتاب، به چه چیزی نظر دارد که منجر به چنین عنوانی شده است. با اینهمه آیا پس از ۲۰ سال که از طرح موضوعات کتاب گذشته است، معلوم نشد ما با روش مفهومی، همچنان در فعالیتهای دینی زمینگیر هستیم، در مقابل بمببارانِ شبهاتی که به ما میشود انفعالی برخورد میکنیم؟!! بعضی از عزیزان هنوز متوجهی تاریخی که با دوگانگیِ سوبژه و اُبژه بهکلّی از حضور تاریخِ انبیاء بیرون هستیم را، نشناختهاند، وگرنه دلسوزیشان سر جای خودش ارزشمند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جملهی بسیار مهمی است که باید با قواعد آن آشنا بود. حداقل به این روایت فکر کنید که از رسول خدا «صلواتاللّهعلیهواله» داریم: «رأیت ربّی باحسن صورته» یا به عرایضی که در رابطه با تشییعکنندگان پیکر شهید حاج قاسم عرض شد مبنی بر آنکه حاج قاسم عامل ظهور خداوند در میان صحنهی تشییعکنندگان شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد باید بحث «برهان صدیقین» را دنبال بفرمایید. لذا بحث ما بحث وجودیِ هر ماهیت است دیگر از این جهت تفاوتی بین درخت و انسان نمیکند. ۲. شما سعی بفرمایید وظیفهتان را انجام دهید. آنهایی که قراردادها را تنظیم میکنند باید مواظب باشند و مسئولِ عمل خود هستند که مطابق قراردادها عمل نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن زمان که آن را دنبال میکردم، رویهمرفته مرحوم سلحشور نکات بسیار خوبی را به میان آورده بود. در حال حاضر چیزی به یادم نیست که به عنوان ضعف بوده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزهایی مثل دیوار و لیوان که خاصیت خاص و اصیلی ندارند، قسمتی از وجودِ امکانیِ زمین هستند. آری! وقتی زمین را که امکانِ موجودشدنش به عنوان پایینترین مرتبهی وجود فراهم است، حضرت حق آن را موجود میکند و این چیزهایی که ما نیاز داریم و نیازِ ما به آن شکل داده است؛ را ما بهوجود میآوریم که در بستر وجوددادنِ خداوند به زمین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است به اندیشههای فیلسوفان غربی از دکارت و کانت و هگل رجوع فرمایید بهخصوص به بیکن، که محور اندیشهی آنها بهرهبرداریِ هرچه بیشتر از دنیاست. و اینان جایگاه قدسی برای دنیا قائل نیستند تا نسبتی خاص با آن برقرار کند بلکه بهرهبرداری از آن را به هر شکلی برای خود مجاز میدانند و این عین توسعهای است که غرب دنبال میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما نیز این نکته هست که انسان دارای نفس نباتی و نفس حیوانی و نفس انسانی است. جناب صدرا در جمعبندی خود متذکر میشود که نفس ناطقهی انسان به جهت شدت وجودیاش جامع نفس نباتی و نفس حیوانی نیز هست ولی نه به صورت جدا جدا، و لذا در هر موقعیتی مطابق آنچه پیش میاید نفس ناطقه به صورت نفس نباتی یا نفس حیوانی و یا نفس انسانی ظهور میکند. موفق باشید
