بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد رابطه در مقام رضا بودن و کار کردن و نکردن چیه؟ مثلا کسی که خودش اجازه نمیده بچه دار شن، به همسرش بگه در مقام رضا باش، اون همسر باید هیچی نگه و راضی باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر همسر، طالب فرزند است این حق اوست نباید او را از آن حق محروم کرد به‌خصوص که هر فرزندی با تولد خود رزق خود را همراه می‌آورد و به خانواده نیز رونق می‌بخشد. موفق باشید

27608
متن پرسش
با عرض سلام به حضرت استاد و آرزوی قبولی طاعات و عبادات. بنده قبلا و در دوران نوجوانی طرفدار یکی از تیم های فوتبال بوده ام. با گذشت زمان و فهم پوچ بودن این گونه تعصبات کور و بی ارزش سعی در جدا کردن قلب خود از این گونه امور دارم. اما در این مورد هرچه می‌کنم باز احساس می‌کنم این علاقه و تعصب کور درون قلبم وجود دارد و همین‌که اخباری در مورد فوتبال می شنوم لرزش قلب خود را حس می‌کنم. از حضرت استاد تمنا دارم مرا در یافتن راه ترک این رذیله و تخلیه قلب از آن یاری دهند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که همچنان سعی دارید از امور اعتباری به طرف امور حقیقی سیر کنید، خود به خود وَهم و واهمه، ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود. در این مورد اُنس با کتاب‌هایی مثل «جوان و انتخاب‌ بزرگ» و «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

27365
متن پرسش
سلام علیکم: چگونه شخصیتهایی مثل امام، آقا، شیخ زکزاکی و شهید سلیمانی بعنوان انسان های نمونه مکتب اسلام و اهل بیت توانستند در مدیریت اجتماع مومنین و جامعه خود به توفیق برسند و صرفا به آنها به چشم یک رییس و فرمانده نگاه شود و زیر مجموعه ها و ملتهای آنها آن نوع رابطه رئیس و مرئوس را با ایشان نداشتند و حس نمی کردند مثل رابطه زیر مجموعه ای با مدیر خویش هست بلکه ارتباط قلبی داشته و خود را در تاریخی حاضر دیده و می بینند که این بزرگواران به آن بشارت می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است حتی از امام صادق «علیه‌السلام» داریم: «و اذا قامَ القائِمُ بَعَثَ في اقاليم الارض، في كلّي اقاليم رَجُلًا، ثم يَقُولُ لَهُ، عهدُكَ في‏ كفّك‏، فأذا وَرَدَ عَلَيكَ ما لاتفهمَه و لاتعرفُ الْقَضاء فيه، فَانظُر الي كفّك وَ اعمَل بِما فيها»[1] وقتى قائم قيام كند به هر ناحيه از نواحى زمين كسى را مى ‏فرستد و مى ‏گويد تعهّد و پيمانت - دستورالعمل تو- در كف دست تو است، چون امر مهمّى به تو روى آورد كه تو آن را ندانى و در انجام آن سرگردان شوى به كف دستت بنگر و تصميم خود را بگير و عمل كن‏. این یعنی یاران امام همچون بزرگانی که نام بردید خود را در تاریخ حضور امام حاضر می‌یابند و مطابق روح آن تاریخ عمل می‌کنند. موفق باشید

 


[1] - بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۵- محمدبن ابراهيم نعمانى، الغيبه، ص ۳۱۹ ..

 


27307

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد تو صفحه ۵۱ جایگاه و معنی واسطه فیض که می خواستین یه حدیث بیارین که متاسفانه مطلب نصفه مونده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورتان کدام حدیث است که نیمه کاره آمده؟ چون در آخر صفحه خبر از حدیثی می‌دهد که در صفحه‌ی بعد آمده. موفق باشید

26853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از شما سوال پرسیده شده بود که چگونه اسلام با وجود ثبات احکام با تغییر و تحول مقتضیات زمان می خواند و شما با مثلی از نفس ناطقه به آن جواب دادید. من ابهام هنوز برایم هست که واقعا اسلام با وجود عدم تغییر احکام و اینکه روایت داریم حلال و حرام الهی تا یوم القیامه حلال و حرام بودنشان ثابت است، چگونه با نیازهای متغیر می تواند هماهنگ شود؟ آیا می شود گفت آموزه های اسلام به نحوی است که به بشر کمک می کند تا در هر عصر بدون نفی و عدم رعایت حدود الهی و اصول توحیدی، ظرفیت های جدید هر عصر را درست درک کند و آنها را جهت تحقق شرایع دینی بکار گیرد و استحاله در نظام توحیدی کند مثل کاری که شهید آوینی می فرمایند باید با سینما و مستند شود و بایستی از آنها به نحوی بهره برد تا در عین استفاده از تکنیک های ارتباط رسانه ای به نحوه ای برنامه ریزی کنیم که شاهد تحقق آموزه های هنر اسلامی و بحث نشان دادن فطرت قدسی انسان حتی در همین رسانه ها و هنر جدید باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا اصولی داریم لایتغیر که نوامیس عالم وجودند و در متن آن اصول، می‌توان در هر زمانی در رابطه با مسائل آن زمان انعطاف به خرج داد. موفق باشید

26297
متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. آیا می توان گفت سه عامل تهدید کنندۀ فرهنگ و تمدن کنونی ما عبارتند از: سنت گرایی افراطی یا تحجر، ملی گرایی و سنت ایرانیت، سنت و فرهنگ غربی. ۲. آیا با نظر به انقلاب اسلامی می توان مقابل این تهدیدات ایستاد و چگونه انقلاب ما با این تهدیدات مواجهه و مقابله می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انقلاب اسلامی با هویت شیعی همراه با روح و خِرد ایرانی که ریشه در حکمت خسروانی دارد؛ در آینده‌ی جهان نقش‌آفرینی‌هایی را به عهده دارند و همین امر موجب می‌شود تا از ضعف‌هایی که برشمردید نیز، ما عبور کنیم زیرا آنچه امروزِ ما را اصلاح می‌کند افقی است که در آینده‌ی خود احساس می‌کنیم. موفق باشید 

26270
متن پرسش
سلام عليكم استاد گرامی: عذرخواهم مزاحم میشم. نیاز به یک آدرس کتاب دارم. خاطرم هست در بخشی از جلد ۸ یا ۹ افسار ملاصدرا می فرمود که انسان کامل قادر به دخل و تصرف تکوینی در عالم هست ولو این که همیشه همه اراده هایش به خاطر حکمت الهی محقق نگردد. خاطرتان هست دقیقا کدام جلد و فصل از اسفار بود. ببخشید برای تحقیقم این نقل قول را نیاز داشتم. با احترام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث خوبی بود ولی به یاد ندارم از کدام متن استفاده شد. برهانِ مطلب روشن است وقتی معتقد باشیم انسان کامل حامل همه‌ی اسماء الهی است و تمام موجودات عالم هر کدام بهره‌ای از آن اسماء دارند که در نزد انسان کامل است؛ به همان معنایی که او می‌تواند در خود تصرف کند، می‌تواند در همه‌ی عالَم بدون هیچ مانعی تصرف نماید. موفق باشید

25722
متن پرسش
سلام و عرض ادب: چرا درباره طاغیان و سرکشان، قرآن می فرماید اینها به جهنم برمی گردند؟ مگر قبلاً در جهنم بوده اند تا گفته شود در قیامت به جهنم باز می گردند یا منظور این است که اینها به سبب کفرشان در دنیا، همان رویه جهنمی را دنبال کرده اند و در یوم الحشر، به همان جهنمی که رویکرد دنیوی شان بود می رسند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید همین نکته که فرموده‌اید خوب است زیرا می‌فرمایند باطن دنیا جهنم است. موفق باشید

25631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در شرایط تخییر بین کمک مالی به فقرا و کمک به بنای مسجد از نظر شما کدام افضل است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به موقعیت دارد. ولی به هرحال فقرا، ارجحیت دارند. موفق باشید

25101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد جان از شما سوال شده که ببخشید استاد یکم درباره ترنس ها توضیح می فرمایید؟ افرادی که به گفته ی خودشان از نظر روح مثلا زن هستند ولی جسم شان مرد است و برعکس. چرا روحی که در حقیقت زن است(البته جدای از ان بحث که اصل روح زن و مرد ندارد) برای خود بدنی مردانه می سازد؟این مسئله یک ناهماهنگی عجیب است بین جسم و روح. و شما فرموده اید: «چیز عجیبی است از آن جهت که بالاخره روحِ همین آدم‌ها در دوره‌ی جنینی که در اصیل‌ترین موقعیت خود قرار دارد، بدن خود را شکل داده و بعداً همین افراد طالبِ بدن دیگری می‌شوند. آیا می‌توان گفت که طلبِ بعدی برای آن‌ها طلبی اصیل نیست؟» طبق تحقیقاتی که در مورد ترنسها داشتم باید خدمتتون عرض کنم که مشکل اصلی ترنسها یک مشکلی در هیپوفیز مغز است و چون دسترسی به اون غیر از طریق عمل غیر ممکن است عمل تغییر جنسیت انجام می دهند. البته مراجعه به روانپزشک و مشاور هم دارند که مطمئن بشوند مشکلشون حتما همین مشکله. دوستمون فرمودند جنسیت روحشون با جسمشون تفاوت داره اصلا روح که زن و مرد ندارد. ظاهرا همون موقع که نفس بدن رو می ساخته هیپوفیز رو مشکل دار ساخته. در اینصورت می توان گفت نفس بر اساس اونچه در اختیار داشته بدن رو مشکلدار ساخته؟ در واقع طلبش هم به همین صورت ظهور کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت عرض شد برای بنده عجیب است. زیرا در هر حال روح انسان با وجهِ تجرد خود که شامل همه‌ی موقعیت‌هایش می‌باشد، بدن خود را می‌سازد. زیرا همان هیپوفیزِ مغز هم که قسمتی از بدن است را همان روح ساخته، حالا چرا ساز دیگری می‌زند؟ واللّه اعلم. موفق باشید

25057
متن پرسش
سلام من وقت ملاقات میخوام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غیر از ارتباط از طریق سایت، برایم مقدور نیست که در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید

25049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و حمد بر نعم بیکران او و امید برترین تجلیات برای جنابعالی خداوند صدرا و صدراییان از جمله شما رو مورد رحمت خاص خودش قرار بده. برای بار دوم است که مجموعه آثارتان را به لطف خدا شروع به مطالعه کردم. این ایام کربلا مبارزه با پوچی ها را به لطف خدا مطالعه می کنم. استاد بزرگوار! آنقدر کنار پاراگرافها کلمه احسنت را نوشتم و آنقدر در این صد صفحه پایانی به وجد می آیم که خواستم ویژه تشکر کنم از خدمت شما! خدا شما و همه محققین از عرفای عصر اخیر رو حفظ کنه. ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید ان شاءالله. در پناه امام عصر باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه به نور حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» راهی بس متعالی در مقابل‌مان گشوده شود تا قطره‌ای از اقیانوس اسرار کربلا برایمان پیش آید. موفق باشید

24877

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: پدرم پارسال مبتلا به سرطان شدند و به رحمت خدا رفتند. مادرم هم چند سال است مبتلا به سرطان هستند و بیماریشون شدت گرفته. از هر دوشون خیلی مراقبت کردم. این باعث شده توی چشم اطرافیان خیلی عزیز بشم و همش ازم تعریف می کنند. خیلی می ترسم با تعریف های اونا نفسانیتم تکون بخوره و خدای نکرده فکر کنم کار مهمی کردم. هر چی ام من بیشتر فروتنی می کنم تعریف و تمجید اونا بیشتر شدت می گیره. انگار اوضاع بدتر میشه. می ترسم از چشم خدا بیفتم. چکار کنم که این اتفاق برام نیفته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما بیشتر نظر به وظیفه‌ای که نسبت به والدین داشتید، بیندازید، نه نظر به تمجید و تعریف افراد. موفق باشید

24501
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: بنده از خوانندگان کتب شما هستم و مطالعه آنها دریچه ای تازه به رویم باز نموده بخصوص آثارتان در بحث نفس و معاد. اخیراً کتاب مبانی معرفتی مهدویت را می خواندم. در صفحه ۹۹ کتاب – نحوه ظهور حضرت حجت (عج) – ما در کجای تاریخ ایستاده ایم؟ را مطالعه می کردم. عنوان داشته اید: این انقلاب آمده است که وضع موجود جهان را نفی کند. این ها می خواستند ما یک هلند و ژاپن بشویم. منظورتان چیست؟ آیا پیشرفت جامعه اسلامی نباید مد نظر باشد؟ آیا وضعیت کنونی جامعه، آن چیزی که عنوان داشته اید را، جوابگوست؟ اگر قرار به نفی وضع موجود است اول باید وضع بهتری را ارائه داد، بعد وضع موجود را نفی کنیم. حالا وضعیت اقتصادی را کنار می گذاریم (که خود جای بحث دارد فقر، بحث مفصلی دارد که در قرآن کریم و در روایات اهل بیت «سلام‌الله‌علیهم» به آن پرداخته شده است. در تعالیم دینی، گاهی از فقر مذمّت شده است. در این روایت و امثال آن، فقر را مصیبت دانسته‌اند. در روایت دیگری، فقر، مقدّمۀ کفر دانسته شده: «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً»؛ نزدیک است که فقر، به کفر انجامد [کافی، ج‏۲، ص ۳۰۷] یا سبب رو سیاهی دنیا و آخرت بیان گردیده است ‏ [بحار الأنوار، ج‏۶۹، ص ۳۰]. امیرالمؤمنین (ع) به محمّد حنفیّه می‌فرمایند: ای فرزندم! من برای تو از فقر می‌ترسم، پس از آن به خداوند پناه ببر که همانا فقر، دین را ناقص و عقل را سرگردان می‌کند و عامل دشمنی است. [نهج‌البلاغه، حکمت ۳۱۹]،) آیا وضعیت اسفبار اجتماعی، فرهنگی و بخصوص اعتقادات مذهبی مردم، آن چیزی که از انقلاب اسلامی انتظار می رفت را برآورده نموده است. آیا وضعیت موجود جامعه، جایگزین خوبی برای نفی وضع موجود جهان می تواند باشد؟ به اسم اسلام این همه دروغ و تزویر، ظلم و بی عدالتی بر جامعه رفته است، نگویید که سیاه نمایی است که وضعیت موجود خود گویا ست. ژاپن و هلند اسلامی درست کردن اشتباه است یا یک کشور عقب افتاده و ورشکسته و به ظاهراً اسلامی؟ وضعیت کنونی جامعه، این انتظاری که از انقلاب اسلامی می رفت نبود. نتوانستیم جایگزین خوبی برای نفی وضع موجود جهان ارائه بدهیم. متاسفانه وضعیت کنونی جامعه به گونه ای است که دین و امام زمان (عج) در بین آحاد افراد جامعه بطور حقیقی بیگانه اند. ظاهر را نمی گویم اعتقاد درونی افراد مد نظر است. کسانی هم که دم از دین و امام می زنند بخاطر مردم فریبی و دکان قرار دادن و به متاع دنیا رسیدن می باشد. که اگر غیر از این بود وضعیت جامعه این چنین نبود. (خیلی از مسائل قابل بحث است که در اینجا نمی گنجد) کتاب هایی از شما را که مطالعه نموده ام بی اغراق می گویم عالیست. اما بعضی مواقع از وضعیت کنونی جامعه مواردی مطرح می نمایید که بدور از واقعیت می باشد. باید قبول کنیم روی اعتقادات و کلاً ساخت انسان و جامعه مد نظر اسلام برای آماده سازی جامعه برای ظهور منجی کار نکردیم. مردم در این مدت بجز دروغ و فریب، بی عدالتی و تبعیض چیز دیگری ندیدند. متاسفانه فساد در تمامی لایه ها نفوذ کرده است افرادی با هیچگونه صلاحیتی به پست های بالا گمارده می شوند بدون هیچگونه ضابطه ای و صرفاً بر اساس رابطه، با این وضعیت آمده ایم تا وضع موجود جهان را نفی کنیم. آیا بهتر نبود بجای شعار های تو خالی و عوام فریب، روی جامعه ای نمونه و مد نظر اسلام کار می کردیم و از این طریق بجای ایجاد حوادث ظهور، شرایط ظهور را فراهم می کردیم. و انقلاب اسلامی را از طریق ایجاد جامعه مد نظر اسلام، به دنیا می شناسا ندیم و باعث صدور انقلاب اسلامی می شدیم. نه با وضعیت کنونی که از درون داریم از هم می پاشیم. مواردی را که مطرح کردم از سر دلسوزی و دردی که از این وضعیت دارم مطرح نموده نه از روی بغض و کینه. الان با این شرایط چقدر به شرایط ظهور نزدیک هستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه این سخنان‌تان به اندیشه و نظرات بنده نزدیک است. آری! ما با انقلاب اسلامی خواستیم زندگی بهتری را که در همه‌ی ابعاد جوابگویِ نیازهای مادی و معنوی ما باشد، جایگزینِ وضع موجود کنیم، در حالی‌که در حال حاضر در شرایطی هستیم که رویهمرفته نه اسلامی شده‌ایم آن‌طور که اسلام، جامعه را اصلاح می‌کند؛ و نه غربی. ولی باید از خود بپرسیم چرا فعلاً در چنین وضعی هستیم که بحث آن بسیار مفصل است و ریشه در تاریخ دویست‌ساله‌ی ما دارد. فکر می‌کنم با دنبال‌کردن شرح صوتی ۷۰ جلسه‌ی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» راهی گشوده شود تا بدین موضوع بتوانیم کمی فکر کنیم. موفق باشید

24439
متن پرسش
استاد عزیز سلام: در موضوع ارتباط نفس با بدن می توان گفت با توجه به حرکت جوهری نفس انسان در ابتدا نباتی و در مرتبه بعد حیوانی و در مرتبه آخر انسانی می شود و چون نفس انسانی از نظر وجودی شدیدتر است شامل نفس نباتی و حیوانی هم می شود البته بصورت یگانه و چون جسمانیة الحدوث هست و تمام مراتب نفسانی را طی کرده تا به نفس انسانی برسد و به علت شدت وجود تمام مراتب قبلی را هم دارد پس ذاتا با بدن در ارتباط هست و باید باشد پس هیچ اشکالی در ارتباط نفس با بدن نیست و نمی توان گفت چگونه نفس مجرد با بدن مادی ارتباط دارد چون طبق حقیقت حرکت جوهری هر سه مرتبه نفسانی را داراست و بدست آورده، به قول خودتان چون که صد آید نود هم پیش ماست. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نفس، در تمام مراحلِ نباتی و حیوانی هم مجرد است و ارتباط نفس و بدن را باید در موضوع تدبیر بدن توسط نفس و استکمال نفس در إزای این تدبیر حل کرد. موفق باشید

24407
متن پرسش
با سلام: طبق نظر ملاصدرا: صورت شی توسط حواس پنجگانه احساس می شود و این امر با توجه نفس بر حواس پنجگانه اتفاق می افتد و در مرحله بعد تمام ماهیت شی خارجی در ذهن حاضر می شود که این باعث آگاهی نفس می شود و در مرحله بعد نفس از روی صورت های انطباعی حاضر در ذهن، وجود ذهنی مطابق با شی و عین خارجی را بازسازی می کند و ادراک اتفاق می افتد. حال سوال بنده این است که آن صورتهای انطباعی که در ذهن حاضر می‌شوند تا نفس از روی آن وجود ذهنی مطابق با شی خارجی را بازسازی کند چگونه به ذهن منتقل و در ذهن حاضر می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۴۰۱ عرض شد. صورت‌های انطباعی همان انعکاس نوری است که از طریق تطابق عدسی بر روی شبکیه می‌افتد. موفق باشید

24222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مسیر سلوک بعضی از حجابها با جهاد علمی کنار می رود؟ مثلا همین مباحث معرفت نفس، با یادگیری و تفکر و تدبر بر روی این مباحث می شود حجاب هایی را کنار زد و پیش افتاد در سلوک الی الله؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟ موفق باشید

23301
متن پرسش
سلام استاد: شما در شرح دعای مکارم الاخلاق می گویید شرط رسیدن به افضل یقین این است که در پشت همه چیز خدا را ببینیم. پس یعنی مثلا این رشته ای که من در دانشگاه می خوانم خواست خدا بوده و اگر من بیشتر تلاش می کردم باز هم همین رشته قبول می شدم؟ یا مثلا اگر من قند زیاد بخورم تا خدا نخواد به دیابت مبتلا نمیشم؟ میشه در موردش توضیح بدید. متشکرم. التماس دعا.
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: نظام عالم در قبضه‌ی حضرت حق است و این نظام دارای سنت و قواعدی است. اگر خود را با آن‌ها هماهنگ کنیم، در مسیر اراده‌ی الهی عمل کرده‌ایم. تقوا نیز به همین معناست. موفق باشید

32693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: طاعات قبول. چند تفسیر قرآن عرفانی و اخلاقی از تفاسیر موجود پیشنهاد می‌کنید؟ مثلا تفسیر منسوب به ابن عربی یا خواجه عبدالله انصاری چطور است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همین تفاسیری که نام بردید در بازار هست. البته تفسیری که مشهور به تفسیر ابن عربی است از جناب عبدالرّزاق کاشانی است و بنده نیز از آن استفاده کرده‌ام تفسیر «المحیط الاعظم و البحر الخضم» از جناب سید حیدر آملی نیز نکات ظریفی دارد. موفق باشید

31834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: عیدتون مبارک. من ۴ ماهه که عروسی کردم و یک هفته بعد از عروسی مادرم را پیش خودم آوردم چون هیچ جایی را نداشت و پیش اقوام بود در حال حاضر پیش من زندگی میکنه. اما همسرم بشدت مخالفه و همیشه سر این موضوع با من دعوا میکنه نظر شما چیه من مادرم رو کجا ببرم؟ نه هزینه دارم نه سرمایه ای خیلی جاها مراجعه کردم اما بی فایده بود خود. هشمندم راهنماییم کنید. من بین مادر و همسر گیر کردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرف امروزی جامعه آن است که افراد نیاز دارند در زندگی خود تنها باشند پس اگر چاره‌ای دارید که مادرتان داخل زندگی‌تان نباشد، بهتر است. البته اگر همسر شما تحمل کند تا عزّت آن مادر حفظ شود مطمئن باشند برکات زیادی در زندگی‌اش وارد می‌شود. ولی این نباید تحمیلی باشد. موفق باشید

31732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در خصوص جوابی که به سوال ۳۱۷۳۰ دادید یک سوالی برایم پیش آمد. هر چند شاید خیلی مهم نباشد و مزاحمتان باشم. ولی ظاهرا شما حرف سوال کننده محترم را تایید کردید. یعنی تایید کردید که علامه خودشان دیدار حق را در اربعین انتخاب کردند. خواستم بگویم علامه که اربعین به رحمت خدا نرفتند. علامه دو روز قبل از اربعین به رحمت خدا رفتند، نه روز اربعین!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در روح اربعینی و حسینی آن مرد بود بخصوص که در روز اربعین ایشان را به خاک سپردند و إن‌شاءالله با همه اربعینی‌های تاریخ به سوی معبود خود سیر کردند. موفق باشید

31537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: در یکی از سخنرانی های قدیمی شعری خواندید با این مضمون که کارهای بیهوده برای خود ایجاد کرده ایم و از مشغله زیاد و کمبود وقت گله مندیم. آن شعر چیست و از کیست؟ خدا حفظ کند شما را ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی که یادم نیست. بالاخره گفته‌اند: «دور می‌بینی سراب و می‌دوی / عاشق آن بینش خود می‌شوی» یا «کارسازِ ما به فکر کار ماست / فکر ما در کار ما آزار ماست». موفق باشید

31443
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم: ایام عزای ابا عبدالله الحسین ع را تسلیت عرض می کنم. در رابطه با بدن بعد از مرگ که گفته شد عین نفس است سوال دارم. با توجه به اینکه روح در عین تجرد و عدم جنسیت، بدن مادی را طبق موادی که در اختیار دارد زن یا مرد می سازد، مثلا اگر دو کروموزوم ایکس داشت بدن زن هست و اگر یک کروموزوم ایکس و یک ایگرگ داشت بدن با صورت مرد در عالم ماده ظاهر می شود. بعد از مرگ بدن برزخی که عین نفس است و از اراده های ممتد و در بستر ابزاری بدن مادی ساخته شده َبا صورتی که مناسب اون اراده ها و اعمال و روحیات شخص هست ظاهر می شود، با توجه به اینکه روح مجرد هست و جنسیت ندارد آیا بدن برزخی مانند خداوند متعال یا فرشتگان یا مثلا حتی یک گل زیبا، بدون صورت زن یا مرد هست و فقط صورت اعمال و خلقیات دنیوی است؟ یا اینکه چون زنی یا مردی صورت های مأنوس برای نفس در دنیا بوده در عین اینکه مجرد است با صورت زن یا مرد ظاهر می شود؟ در مباحث فرمودید حورالعین ظهور همه ی اسما الهی به صورت لطف یعنی زن هست. آیا شخص مومن مثلا اگر مرد باشد ولی مظهر اسم لطیف الهی شده باشد با صورت زن محشور می شود و یا زنی که مظهر اسما جلالی باشد مثلا خانم دباغ که رزمنده و سپاهی و چریک و محافظ امام ره بودند با صورت مرد محشور می شوند؟ تصور بنده این هست که در عالم برزخ و بخصوص در قیامت ابدا صورتها زن یا مرد نیستند، چون نفسی که اونجا عین بدن است تجرد دارد و دلیلی ندارد صورت اعتباری دنیوی داشته باشد، زیبایی و صورت لطف غیر از زنی یا مردی است. می شود صورت انسانی یا حیوانی داشت ولی فقط زیبا و یا زشت بود، جلوات رحمانی نورانی داشت یا ظلمات شیطانی داشت بدون اینکه صورتی به شکل زن یا مرد داشت. ولی چون ذهن ما مادی است دائما جنسیت را برای بدن اخروی انتزاع می کند و فقط دو صورت زن یا مرد را متصور می شود، در حالی که در همین دنیا هم که مثلا سعی در درک عقلی یا شهود قلبی از حضرت عزارائیل ع یا جبرائیل ع داریم ابدا با جنسیت روبرو نیستیم بلکه با حقیقت وجودی اونها روبرو هستیم، پس چه اشکالی دارد که بگوییم بعد از مرگ و لااقل در قیامت که از گرد و غبار دنیا آزاد شدیم صورت لطف الهی، فقط صورت لطف است نه صورت زنی و انسان هم به صورت انسان یا رحمن (خلق آدم علی صورت الرحمن) است و یا خدایی ناکرده احسن منه قرده والخنازیر. با تشکر از زحمات شما، یا ابا عبدالله ع
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقت‌های خوبی را به کار برده‌اید ولی به هر صورت در برزخ و قیامت، همه می‌بینند که مثلاً این بدن، آن خانم و آقایی است که به این صورت ظاهر شده، حتی وقتی انسانی متکبّر به صورت مورچه محشور می‌شود؛ می‌بینند که این فلانی است که به صورت مورچه در آمده است. از این جهت باید روی این نکته فکر کرد که نفس انسان است که در عین ثابته خود، زن و مردبودن خود را پیش آورده. موفق باشید 

31416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی: سلام علیکم: استاد بنده نمیدونم وقتی تو خیابون راه میرم سرمو بندازم پایین تا کسی رو نبینم یا اینکه معمولی راه برم و اگه یه بی حجابی رو دیدم تذکر بدم؟ خودم بیشتر دوست دارم سرم رو بندازم پایین ولی می‌ترسم بی حجابی خیلی رواج پیدا کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً شرایط در شهرهای بزرگ طوری است که با تذکر مستقیم چنانچه شرایط مساعدی که حاکی از دلسوزی برای طرف مقابل نباشد، نتیجه‌بخش نیست. بیشتر امروزه وظیفه رسانه‌ها است که مطلب را متذکر شوند مگر آن‌که حکم هنجارشکنی داشته باشد که وظیفه نیروی انتظامی است. موفق باشید

31380
متن پرسش
سلام علیکم‌: با توجه به اختلافی که بین مذاهب وجود دارد و حتی در بین شیعیان دوازده امامی هم‌عقاید و نحله های متفاوت از جمله چندین سلک تصوف وجود دارد. و همه هم خود را مذهب حقه می دانند و همین‌باعث سردرگمی بسیاری از جمله جوانان‌می شود. در یک کلمه شما مذهب حقه را چه می دانید و آیا این نوع طریقتها و ورود در آنها را قبول دارید بعضی از مشایخ برخی این سلسله ها از شما به عنوان حامی و طرفدار یاد کرده اند. ممنون می شوم‌ پاسخ فرمایید. التماس دعا در این ماه عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام گسترده‌تر از آن است که تبدیل به یک فرقه شود. در حالی‌که حتی بقیه ادیان را دعوت به مسلمان‌شدن نکرده، بلکه دعوت به توحید نموده. عمده، درک توحیدی همدیگر است. در آموزه‌های دینی ما تأکید زیادی بر مدارا شده است. که نمونه‌های آن را ذیلاً ملاحظه خواهید کرد. موفق باشید

فرهنگ «مدارا» که در متون دینی و روایات بر آن تأکید می‌شود حکایت از آن دارد که انسان‌ها می‌توانند با حضور در سنتی خاص و تاریخی معین به فهمی نائل شوند که محصول و برآیند گفت‌وگوی طرفین است بدون آن‌که نتیجه نهایی گفت‌وگو از قبل قابل پیش‌بینی باشد. بلکه رابطه‌ای دیالکتیکی در میان است و از این جهت گفته می‌شود فهم یک رخداد است که به گفته جناب گادامر با ادغام افق‌های فهم پیش می‌آید.

معلوم است که در سنت مدارا هرکدام از افراد افق‌هایی را مدّ نظر دارند که از سنت و تاریخی که افراد در آن هستند شکل گرفته و در بستر گفت‌وگویی که پیش می‌آید فهم رُخ می‌دهد و بدین لحاظ فهم، امری است تاریخی و همواره رو به جلو.

با توجه به این امر به روایاتی نظر کنید که می‌فرماید:

روايت شده كه خداوند تبارك و تعالى به رسول گراميش (ص) وحى نمود؛ همچنان كه در برابر فرائض و واجبات مسئوليت دارى و نسبت به آن‌ها مؤاخذه مي‌شوى، در باره مدارا كردن با مردم (و صبر در برابر مصائب هم) مؤاخذه خواهى شد. «أَنَّ الْمُؤْمِنَ أَخَذَ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ الْكِتْمَانَ وَ عَنْ نَبِيِّهِf مُدَارَاةَ النَّاسِ وَ عَنِ الْعَالِمِu الصَّبْرَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاء»(بحار الأنوار، ج‏68، ص: 90)

رسول خدا (ص) فرمودند: «مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِيمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ»‏(الكافى، ج 2 ، ص 117.)  مدارا با مردم نيمى از ايمان است و نرمش با آن‌ها نيمى از زندگانى.

رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ- مُدَارَاةُ النَّاسِ فِي غَيْرِ تَرْكِ حَقٍّ وَ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ خِفَّةُ لِحْيَتِه‏» ريشه‏ خرد پس از ايمان به خدا، مدارا كردن با مردم است در غير ترک حق، و از خوشبختى مرد است كمىِ نزاع و جنگ.

از حضرت باقر (ع) هست که: «إِنَّ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قُفْلًا وَ قُفْلُ الْإِيمَانِ الرِّفْقُ»‏ راستى براى هر چيزى قفلى است، و قفل ايمان نرمش است. و یا می‌فرمایند: «مَنْ قُسِمَ لَهُ الرِّفْقُ قُسِمَ لَهُ الْإِيمَان‏» هر كه را نرمش بهره دادند، ايمانش بهره دادند.

از حضرت صادق (ع) هست که فرمودند: قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «رَفِيقٌ يُحِبُّ الرِّفْقَ فَمِنْ رِفْقِهِ بِعِبَادِهِ تَسْلِيلُهُ أَضْغَانَهُمْ وَ مُضَادَّتَهُمْ لِهَوَاهُمْ وَ قُلُوبِهِمْ».(اصول كافى- ترجمه كمره‏اى، ج‏4، ص: 359) به راستى خدا تبارك و تعالى نرمش را دوست دارد و از نرمشِ او با بنده ‏ها است كه كينه‏ ها را از سينه‏ هاى آن‌ها در كشد و آن‌ها را مخالف هوس و دلخواه‌شان كند

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «الرِّفْقُ يُمْنٌ وَ الْخُرْقُ شُؤْم»‏ نرمش ميمنت دارد و سخت‌گيرى شوم است. و همچنان حضرت می‌فرمایند: «إِنَّ الرِّفْقَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى شَيْ‏ءٍ إِلَّا زَانَهُ وَ لَا نُزِعَ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا شَانَهُ‏» نرمى روى هر چه گذاشته شد، آن را زينت داد و از هر چه برداشته شد، زشتش ساخت.

پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «إِنَّ فِي الرِّفْقِ الزِّيَادَةَ وَ الْبَرَكَةَ وَ مَنْ يُحْرَمِ الرِّفْقَ يُحْرَمِ الْخَيْر» در نرمى، زيادى و بركت است و هر كه از نرمى محروم شد از خير محروم گشت.

امام صادق (ع) فرمودند: «مَا زُوِيَ الرِّفْقُ عَنْ أَهْلِ بَيْتٍ إِلَّا زُوِيَ عَنْهُمُ الْخَيْر» از هر خاندانى كه نرمى دور شد، خير از آن‌ها دور گشت. (الكافي، ج‏2، ص: 119)

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَمَرَنِي رَبِّي بِمُدَارَاةِ النَّاسِ كَمَا أَمَرَنِي بِأَدَاءِ الْفَرَائِض»‏ خداوند به همان‌گونه‌ای که به من در مورد واجبات امر کرده، در مورد مدارا با مردم نیز امر فرموده.

رسول خدا (ص) می‌فرمایند: يَا عَلِيُّ: «ثَلَاثَةٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ لَمْ يَقُمْ لَهُ عَمَلٌ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خُلُقٌ يُدَارِي بِهِ النَّاسَ وَ حِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجَاهِل»‏. اى على هركس سه خصلت نداشته باشد از عمل خود سودى نمى‌‏برد، اول ورعى كه او را از كارهاى بد باز دارد، دوم اخلاق خوبى كه با آن نسبت به مردم خوشرفتارى كند، سوم حلمى كه او را از انتقام نگه دارد و از جاهلان درگذرد.   

نمایش چاپی