بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24821
متن پرسش
سلام علیکم: در خصوص سوال ۲۴۸۱۴ واقعیت اینه که چیزی درک نکردم برای همین مزاحم وقت شما بابت توضیحات شدم. اون جواب اولی که فرمودید جسارتا ببخشید صرفا یک جواب از سر باز کردن هستش نه یک توضیح استاد به شاگرد حداقل طوری توضیح بفرمایید که زمینه تحقیق قفل نشود. جواب شما اتفاقا اصلا ارتباطی به سوال من نداره اگر می پرسیدم جایگاه تقیه کجاست و تا چه مواردی می توان انجام داد توضیح شما را می پذیرفتم جسارتم ببخشید بابت انتقاد که کردم هرچی باشه شما سالهاست که حق استادی به گردن بنده دارید ولی متاسفانه این بار جواب شما من رو قانع نمیکنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. این‌طور نیست گاهی نباید جواب را در محدوده‌ی سؤال مطرح کرد. باید افقی را گشود تا سؤال‌کننده مطابق آن افق بیندیشد. نمونه‌ی آن در قرآن است که می‌فرماید: «يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ ۖ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ» از تو سؤال کنند که چه انفاق کنند؟ بگو: هر چه از مال خود انفاق کنید درباره پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان رواست، و آنچه نیکویی کنید خداوند بر آن آگاه است. موفق باشید

32015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزوقتتون بخیر: دانشجوی ارشد رشته مشاوره دانشگاه چمران هستم، با توجه به اینکه همه روانشنان بزرگ و درمانگران روش درمانی خود را وامدار فلاسفه غرب هستن. بنا دارم موضوعی از فلسفه صدرایی که قابلیت طرح در حوزه روان درمانی نوجوان داشته باشد را برای پایان نامه کار کنم. موضوعی به ذهنتون میرسه پیشنهاد بدین؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جلد هشتم اسفار جناب صدرا که در رابطه با معرفت نفس است، نکات ارزنده‌ای در این مورد در اختیار شما می‌گذارد. ترجمه آن مجلد در سایت هست. https://lobolmizan.ir/book/268?  موفق باشید

31373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: همانطور که می‌دانید روزانه ۶۰۰ نفر به فوت میکنن به خاطر کووید رهبر هم فرمودن واکسن فایزر و مدرنا وارد نشه اونایی هم که این واکسن رو زدن صحیح و سالم اتفاقی هم نیفتاد. آیا هیچ وقت امکان نداره ایشون اشتباه کنن؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست نظری به سؤال و جواب 31372 بیندازید. بنده اخبار رسانه‌های بیگانه را دنبال می‌کنم همه‌چیز گواه آن است که توطئه‌ای در کار است و همین خبر را هم که می‌فرمایید از این نوع بدانید و اتفاقاً حکمت و بصیرت مقام معظم رهبری موجب شده است که ما، ماورای توطئه دشمنان تصمیم بگیریم. موفق باشید

30883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگر بهترین عمل شب قدر علم است، منظور چه علمی و به چه صورتی) مطالعه، مناظره یا ...) و چه مقدار است؟ مثلا تامل در شرح دعای سحر مناسب است؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست منظور علمی است که افقی در مقابل جان ما به سوی حقیقت بگشاید. موفق باشید

30458

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اینا چیزهای هستن که در این مدت یاد گرفتم آیا درست هستن. خدایی که می‌پرستم و شناختم فقط هست. وجوده. نه شکلی داره و نه رنگی. خدا یک حضور داره و یک ظهور، حضورش همه جا هست و ظهورش در تمام مخلوقات. من فقط هستم و هستی من از هستی خداست. روحم در همه جای بدنم هست، چشم، گوش، دست، پا یک جا نیست ولی تماما همه جا هست. جسمم فقط مرکبی برای روح هست. حرف می‌زنم می‌خندم گریه می‌کنم غمگینم. همه نشانه وجود روح هستن. عالم، آدم، طبیب، گل، زمین، آسمان، خورشید، ستاره، دانشمند، همه و همه خدا نیستن اما نشانه وجود خداوند هستند. وقتی خدا گفت که روحی منظور این نیست که از روح خودش دمید. وقتی من میگم موبایلم. یا خودکارم یا خونم. اینا جزیی از من نیستن ولی متلعق به من هستن. مثل خانه خدا که متلعق به خداست ولی از وجود خدا نیست. هرچی در جهان هست و هر کار و حرکتی همه از خداست. اینا تمام علمی هست که در این چند ساله فهمیدم و بهش رسیدم. آخرش به این رسیدم که هیچی نیستم و هر چی هست از وجود اوست او هست که همه چی هست. هدف فقط بندگی و شناخت اوست و بسوی او حرکت کردن. خیلی وقتها وقتی فکر می‌کنم که چند سال گذشته و انگار همین چند ساعت بوده. یاد آیه می‌افتم که وقتی می‌میرم ازم می‌پرسن چند سال زندگی کردی میگم نصف روز یا یک روز واقعا بهش رسیدم. دنیا واقعا محل گذر هست و هیچ چیز موندنی نیست. رو خودم کار کردم خیلی از گناهان رو کنار گذاشتم، نمازم اول وقت شده و روزه هام رو کامل گرفتم، غیبت و تهمت و ریا، دروغ، قسم نخوردن، مهربان بودن، احترام گذاشتن رو همه اینا کارها کردم. فهمیدم زندگیم بی هدف و پوچ نیست. فهمیدم ایمان یعنی باور تمام چیزهایی که در قران و کلام امامان هست وقتی زبانم میگه لا اله الا الله باور کنم که فقط لا اله ال الله هست. فهمیدم چرا امامان از جهنم گذشتن در حالی که آتش جهنم خاموش بود. چون وابسته این دنیا نشدن و ما که وابسته این دنیا هستیم در رنج و عذابیم. هر کی وابسته چیزی هست و این یعنی جهنم چون میترسه از دستش بده. حتی فهمیدم که الله جامع تمام اسمها هست یعنی چه. با مثال ساده پیداش کردم. من نگار هستم. خواهر هستم، دختر هستم، مادر هستم، همسر هستم، عمه هستم، خاله هستم، زن دایی هستم، دوست هستم، همسایه هستم، همکار هستم، زن برادر هستم، معلم هستم، مداح هستم، طلبه هستم، محصل هستم، و هر کدوم از این اسمها در جای بخصوص خودش بکار می‌روند ولی در جمع همون نگار هستم. تمام اسماء خداوند هرکدوم در جای خودش بکار می‌روند: رحمان، رحیم، رازق، کریم، مالک، بخشنده، عالم، طبیب، حی، ظاهر، باطن، متین و همه و همه در واقع همون الله هستن. استاد عزیز‌ گاهی روحم خسته حس می کنم نیاز به آرامش دارم آرامشی که نمیتونم توصیف کنم. گاهی خدا رو می‌بینم و لذت می‌برم ولی در هیاهوی زندگی و رفتن در کثرتها گم میشم. گاهی در وحدت هستم و گاهی در کثرت حس می‌کنم همه درسها برام حجاب هستن واقعا سردرگم هستم همه چی میدونم ولی هیچی نمیدونم. آگاهی دارم ولی هیچی بلد نیستم، هیچ. گاهی بفکر میرم و انگار وارد دنیای تفکر میشم ولی فقط لحظه ایی هست بعد میشنیم فکر می‌کنم که به چی وابسته هستم که نمیتونم آزاد باشم ولی پیداش نمی‌کنم. حتی گاهی دعا هم نمی‌کنم برای کسی فقط میگم عاقبت بخیر بشی یا هرچی خدا بخواد. چون میگم شاید دعای من باعث بشه خودش بدرک اون چیز نرسه. آدمهای اطرافم گاهی وقتها درکم نمیکنن و نمیدونن چی میگم واقعا دوست دارم رها بشم اما نمیدونم چطوری. اصلا نمیتونم به کسی چیزی منتقل کنم حتی حالا که خیلی چیزها در ذهنم هست اما. واقعا گفتنش سخت هست. حتی فهمیدم بهشت و جهنم همین حالا نقد هست و گاهی حس می‌کنم روی پل صراط راه میرم مخصوصا وقتی میخوام کاری بکنم. چند سال پیش اشتباهی مرتکب شدم توبه کردم. ولی نمیتونم برم از طرف طلب بخشش کنم. با اینکه چند ساله میدونم اشتباه کردم و اون هم میدونه اما حاصر نیست منو ببخشه. با اینکه چند ساله ولی وقتی از اون طرف خبری بشه یا قراره ببینمش، زجر می‌کشم. چند روز پیش اینقد حالم بد شد که گرمای آتش گناهم و برزخ بودنم رو حس می‌کردم آنقدر گریه و زاری کردم، ناله کردم و از خدا کمک کردم کاری کنه اون طرف منو حلال کنه. شرایطی پیش اومد رفتم خونش ولی هیچ حرفی نزدم فقط بهم نگاه می‌کرد، اما بعدش کمی آروم بودم. واقعا بهشت و جهنم اینجاست. فهمیدم وقتی که از خواب غفلت بیدار می‌شم. یعنی برگشتم به معاد هست وقتی اینجا از فرصت استفاده کنم جبران کنم. و یا برعکس اگه در کثرت ها بمونم. و رو خودم کار نکنم و بیدار نشوم موقع مرگ نهایی قبرم. یا بهشت است یا برزخ. واقعا نمیدونم. اخرش می‌رسم به این که هیچی نیستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! ما هیچ‌چیز نیستیم جز فقیری که إلی الله است و سرمایه‌ی ما انسان‌ها چنین فقری است که در دل آن انسان، خدا دارد و این سرمایه‌ی بزرگی است. ۲. از این نوع قبض و بسط‌ ها نباید نگران بود. با شهداء مرتبط باشید، چه با مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی آن‌ها و چه با حضور در مزارشان. حضور خدا را در مقاومت اسراء می‌توان احساس کرد. کتاب‌های «من زنده‌ام» و «سرباز کوچک روح الله» آینه‌ی چنین حضوری از حضرت ربّ العالمین است. موفق باشید.

30168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا فال حافظ صحت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فال، در هر حال یک امر حالی و احوالی است. بحث صحت و عدم صحت در آن‌جا مطرح نیست. موفق باشید

29434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که قبلا عرض کردم بنده دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت هستم در باب معرفت و مبانی معرفت چه کتاب ها و مقالاتی پیشنهاد می‌کنید که با نگاهی حضوری و عرفانی بتوان بصورت فلسفی نسبت به معرفت، معرفت پیدا کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت خاص بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم. از نظر بنده مبانی تعلیم و تربیت را باید در آیات و روایات دنبال کرد. موفق باشید

29299

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود بر استاد: در مقابل حق هیچ وجودی قابل فرض نیست یا هیچ عدمی هم قابل فرض نیست و اگر عدم مطلق را مقابل نفس رحمانی بدانیم درین صورت صرفا می‌توان گفت فقط در عالم واقع حق عدم ناپذیرست و در عالم ذهن و بخصوص خیال و وهم که موطنی از مواطن وجودیند برای حق می‌توان عدم متصور شد و این شاید نافی این باشد که در سیر دیالکتیکی بسوی حق باید بوجودی رسید که هاضم جمیع وجودات و اعدام باشد و ما متذکر شدیم که عدم ذهنی عدم خیالی و عدم وهمی در مقابل حق علم افراشته اند و آن واحد هاضم این ثالث نیست و بنابرین وحدت وجود باطلست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقدمات بحث آشفته است. به نظر می‌آید اگر به کتاب‌هایی که بحث «وحدت شخصیه‌ی وجود» را مطرح می‌کنند رجوع فرمایید، مطلب برایتان روشن می‌شود. مثل کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد یزدان‌پناه. در این رابطه می‌توانید در قسمت جزوات سایت، به جزوه‌ی «مبانی نظری عرفان در اسلام» به آدرس زیر رجوع فرمایید.موفق باشید

http://lobolmizan.ir/leaflet/1344/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB-%C2%AB%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D9%87%C2%BB%C2%AB%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B5%C2%BB

29106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر شما در مورد ترجمه شفای ابن سینا از محمدعلی فروغی، فراماسون و نخست وزیر دربار پهلوی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شخصیت علمی آقای فروغی از قضیه‌ی سیاسی او در این موارد جدا است. آری! اگر موضع‌گیری کرده باشد باید تأمّل کرد ولی صرف ترجمه، آن ترجمه می‌تواند قابل استفاده باشد. موفق باشید

28765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد در رابطه قرآن آدابی داریم مثلا با وضو خوانده شود، تکریم شود، در بالاترین جای خانه گذاشته شود و ... ولی ما در تاریخ داریم که این قرآن با این عظمت و آداب خودش در صفیین حضرت امیر علیه السلام فرمود که قرآن ها را پاره کنید، سوال حقیر این است که با چه قاعده ای این حکم از سوی حضرت صادر شد؟ آیا تابع شرایط است این حکم یا چیز دیگری است یا اضافه بر شرایط قاعده ی دیگری هم دارد؟ آیا از نظر وجودی هم می شود به این موضوع نگاه کرد؟ (منظور اینکه وجود حضرت از وجود چند تا کاغذ بالاتر است و این چند تا کاغذ باید فدای وجود حضرت شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حضرت در آن سخنان می‌فرمایند وقتی قرآن وسیله‌ی مقابله با قرآن ناطق یعنی امام معصوم است، دیگر قرآن نیست، کاغذ پاره است. آری! اگر قرآن جای خود باشد تاج سرِ همه‌ی ما حتی تاجِ سر ائمه می‌باشد. موفق باشید

28691
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: در صفحه ی ۲۲ از کتاب معاد یا بازگشت به جدی ترین زندگی (مورد دوم) گفته شد که چون ما بدن مان را ادراک می کنیم نشان می دهد که ما غیر از بدن هستیم. سوال بنده اینست که فرق این ادراک با درک حضوری از خود چیست؟ (که در این مورد دوم ادراک کننده متحد با ادراک شونده است)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت در این است که در مورد دوم مبتنی بر یک قاعده ی عقلی سخن گفته شده است. قاعده ای که می گوید: «مدرِک، غیر از مدرَک است». موفق باشید

28541
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام: آیا عوالم بعد از دنیا زمانمند نیستند؟ اگر نیستند پس چگونه می توان پایان حیات برزخی و آغاز قیامت و بهشت و جهنم را تصور نمود و یا رسیدن مقامات بالاتر بعد از آن را، زیرا همه ی اینها علی الظاهر مستلزم تغییر است و تغییر مستلزم زمان؟ ممنون و متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مراحل حضور روح و احوالات آن در برزخ و قیامت، ظهوراتِ احوال نفس ناطقه است و تقدّم و تأخر آن احوالات در عین جمع نزد نفس ناطقه می‌باشد. مثل آن که نسبتی بین فکرکردن به یک موضوع و تصور آن در میان می‌باشد. ولی این حالت در زمان خاصی صورت نمی‌گیرد هرچند نسبت به همدیگر تقدّم و تأخر دارند. موفق باشید

28366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: حوصله زیاد صحبت کردن ندارم و کلی گویی هایی می‌کنم و رد می شوم ولی شما به تفصیل جواب بدهید! این انقلاب اسلامی چیه که هر چی در موردش بیشتر فکر می‌کنیم بیشتر ازش دور می شویم؟ نمی‌دونم میتونم بگم منطورم رو یا نه. ولی من احساس می‌کنم نوع تفکر ما در این زمان با تفکری که قراره در بستر آرمانهای انقلاب به وجود بیاد فرق داره و علتش هم همینه که نمی‌تونیم با تفکر فعلی در مورد چیزی فکر کنیم که اصلا تمامیتش برای الان نیست! اصلا من که دیگه دارم گم میشم. برای شهدا کارهایی می‌کنیم و خود را به اونا نزدیک می‌کنیم اما در کنار چفیه شهدا نمی‌تونیم از شاسی بلند خود در کنار آلونک فقرا بگذریم! خب حق بدید دیگه بگم کار الآنی برای آینده نیست و باید به نوعی دیگر برای آینده کار کرد! چقدر کار فرهنگی از کسانی که کار فرهنگی را فقط برای کار فرهنگی انجام میدند! چقدر شعار که فقط برای شعار است. ما اهل کوفه نیستیم ولی بیشتر از یک بچه نمی‌خوایم. تا خون در رگ ماست ولی یخچال ما کره ای هست، ای رهبر آزاده فکر اینم که سمندم را بکنم شاسی بلند. چه شده بر ما و چه می‌گذرد بر ما؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جزوه‌ی « نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» به آدرس زیر رجوع فرمایید. موفقباشید

http://lobolmizan.ir/leaflet/1690/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1%DB%8C%D8%AE

27662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید: استاد یه سوال داشتم خیلی ذهنم رو درگیر کرده من دانش آموز هستم از جهتی میدونم که باید خیلی خوب درس بخونم ولی از طرفی به مباحث سیاسی و مباحث مذهبی و اعتقادی خیلی علاقه دارم و خیلی دوست دارم در آینده مثل شهید مطهری یا شما بشوم و معتقدم که الان کار فرهنگی خیلی خیلی لازم است در جامعه حالا موندم که چکار کنم برم حوزه یا مدرسه (رشته ریاضی) را ادامه بدم؟ شما مطالعه جدی را از چه سنی شروع کردید؟ اگر شما جای من بودید چه می‌کردید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهان امروز ظرفیت انسان‌ها را صدچندان کرده‌ است. به همین جهت ملاحظه می‌کنید می‌توان در عین خواندن دروس رسمی، وارد مباحث معرفتی و اجتماعی شد. در مورد حوزه هم اگر علاقه‌مند به آن نحوه حضور هستید و استعدادتان هم از متوسط به بالاست، کار خوبی است. در نکته‌ی آخر هم باید عرض کنم کافی است هرکس در هر موقعیتی که هست نسبت به آنچه در آن موقعیت با آن روبه‌روست، جدّی باشد. موفق باشید

27582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه بزرگان می فرمایند حب خاصان خدا همان حب خداست یا حب مقربین در واقع همان حب خداست اگر کسی سال ها علاقه زیادی به انسان مقربی داشته است در واقع این همان عشق خدا بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! به شرطی که به خاطر خوبی‌های آن انسان‌ها آن‌ها را دوست بدارید و نه با انگیزه های سودجویانه و یا احساساتی. موفق باشید

27489
متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از چند سوال قبل که دیروز روی سایت آمد، فرمودید رجوع به حضرت حق برای انسانها نسبی است ولی در بستر اسلام. چگونه رجوع انسانها به حق، نسبی است و در عین حال در بستر سلوک و سیر الی الله هست و این مطلب تان نظر به چه دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به تفاوت رجوع مولایمان علی بن ابیطالب «علیه‌السلام» به خداوند و رجوع این بنده‌ی حقیر به حضرت معبود، فکر کنید که رجوع آن حضرت در بستر اسلام به حضرت حق نسبت به رجوع این حقیر، مثل قلّه است در مقایسه با درّه، ولی چون هر دو در بستر اسلام است حقیقت، در این تفاوت‌ها گم نمی‌شود. موفق باشید  

27411
متن پرسش
سلام علیکم: چگونه یک جامعه مسلمان و انقلابی می تواند عزت خود را حفظ و تقویت نماید و ملاک های عزت حقیقی چیست ویژه اینکه در سوره منافقون بیان می شود، دشمنان اسلام می گویند ذلیلان را از مدینه بیرون می کنیم ولی خطاب وحی است که عزت از آن خدا و رسولش و مومنین هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر قرآن نفرموده: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»؟ پس هر اندازه تقوای الهی پیشه کنیم و از غیر حق، خود را مستغنی بدانیم و تدبّر در دین را دنبال کنیم.

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

 بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

موفق باشید

27398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با مطالعه کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم سوالی برایم پیش آمد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید، ۱. شما فرمودید که برای عبور از مدرنیته باید روح و عالَم انسانها عالم دیگری شود، و این کار با تَحَکُّم و.. شدنی نیست، حال اگر باید ابتدا زمینه تفکری ما اصلاح شود و دین حقیقی اسلام را بشناسیم و زندگی با اسماء الهی و تسلیم خدا بودن در تمام شئون زندگی را سرلوحه زندگی قرار دهیم، آیا به نظر شما اینگونه دینداری کردن که لازمه اش ابتدا معرفت حقیقی است را باید اینگونه شروع کرد که مثلا در آموزش و پرورش در دانشگاه و... قرآن را بهتر بشناسانیم، مثلا مباحث عرفان و مباحث ملاصدرا و کتب اشخاصی مثل شما را با توجه به ظرفیت مقاطع تدریس بشوند. واقعا بنظرم جا دارد که کتابی مثل هدف حیات زمینی آدم در کتب تدریسی در آموزش و پروش گنجانده شود. ۲. آیا به نظر شما جا دارد که پیگیری و آموزش مباحث فلسفه و عرفان و... در حوزه های علمیه پررنگ تر از قبل پیگیری شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در آموزش و پرورش، کار مشکل است و إن‌شاءاللّه به مرور با حضور دولتمردانی که نسبت به گرایش به غرب باید تجدید نظر کنند، کار با معرفت نفس شروع شود، خوب است. و در حوزه نیز باید با نظر به مکتب صدرا، کار جلو رود. در این مورد عرایضی تحت عنوان «حکمت متعالیه و انقلاب اسلامی و دنیای پیچیده ی امروز» خدمت رفقا در شهر قم شد که در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت می‌توانید آن را دنبال کنید. موفق باشید

27277
متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم: نکته ای سالهاست برایم سوال است و این است که منازلی که در سلوک الی الله هستند آیا یکی هستند و همه باید به آنها برسند یا هرکس منزل مخصوص خود را دارد. یعنی مثلا ما یک مقام فنا داریم که همه باید به آن برسند یا هرکس فنای مخصوص خودش را دارد؟ مثلا عنداللهی شدن و قرب خدا یکی است یا هرکس قرب مخصوص خودش را دارد؟ چون همیشه فکر می کنم بسیاری از مردم از جمله خود من استحقاق قرب و لقا و عندیت و فنا و بقا و سایر کمالات را نداریم و مخصوص انسان های بزرگ است. سوال دومم این است که من دلم به بهشت و حور و قصور راضی نمی شود و دوست دارم به جنت لقا برسم آیا در حد خودم می توانم به آن برسم یا مخصوص اولیای خاص الهی است؟ و سوال سوم من اینکه آیه شریفه ی «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی ....» خطاب خداوند به شخص خاصی است یا امکان دارد به آدمهای معمولی هم این خطاب برسد و به اطمینان و بهشت لقای الهی نائل شوند؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌توان گفت در بستر شریعت الهی هرکس در مسیر خودش به سوی خدا می‌رود، ولی در بستر شریعت الهی. ۲. وقتی انسان تنها به خدا نظر داشت، به خدا می‌رسد. ۳. هرکس توانسته باشد با توکل به خدا نگران هیچ قدرتی در این عالم نباشد، به مقامِ نفس مطمئنه نایل می‌شود. موفق باشید

26809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: در حال گذراندن کتاب معاد هستیم استاد، صوت ۲۹، سوالی در ذهنم ایجاد شده این که آیا چگونه مردن، هم بستگی به عمل یا اعمال خاصی دارد؟ این که کسی در دریا غرق می شود، کسی تصادف می کند، کسی در آتش می سوزد، کسی در رختخواب، کسی شهید و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً نحوه‌ی مردن افراد بستگی به شخصیت آن‌ها اعم از مثبت‌بودن و یا منفی‌بودن دارد و بیشتر، حساب‌هایی است بین خود آن‌ها و خدایشان. موفق باشید

26421
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان این را گفت که انقلاب اسلامی، اصلی ترین نقطه تمایزش با بسیاری نهضت ها و جنبش ها و رویکردهای حتی شیعی در این ادوار معاصر نظیر نهضت جنگل و مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت و مبارزات سید جمال، این است که به روح تاریخ و شان تاریخی هر زمانه برای تحقق عهد الهی نظر دارد. منظورم اینست که یعنی انقلاب، تاریخ سازی و زمانه را صرفا رویکردی بر بستر زمان و مکان که در حال انتقال گرایی است و بشر هم تعهدی نسبت به تغییر خود و جامعه جهت قرب الهی ندارد، نمی داند. انقلاب، این تفکر را جا می اندازد که بشر، عهدی الهی و قدسی دارد و باید همگام پیامبران و اولیاء الله جهت تحقق آن عهد الهی پیش برود (و عهد ما هم این است که انسان به‌عنوان خلیفه الله، هم باید خودش و جامعه اش، تجلی اسماء الهی باشد). لذا در هر عصر و تاریخی انسان مکلف است به عهد الهی پایبند باشد و جهت تحقق همان تعهدش، تاریخ سازی کند و شان زمانه را بشناسد چرا که «یسئله من فی السماوات و الارض کل یوم هو شان» و هر تاریخی، ظرفیتی خاص خود دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق در هر تاریخی آمادگی مردم را جهت ظهوری که رحمت خود را به بشریت بدهند، مدّ نظر دارند. لذا این برای یک ملت و تاریخ هم صدق می‌کند. یعنی: «طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند». موفق باشید

24809
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. مناجات حضرت یوسف که در جایی فرموده بودید برای آمادگی برای مرگ می خواندم در مفاتیح است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سخن حضرت یوسف «علیه‌السلام» است که در محضر حق عرضه می‌دارند: «أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ» (یوسف/101). موفق باشید

24392
متن پرسش
سلام علیکم استاد: ۱. استاد جان اگر علوم معرفت بخش و حقیقی با نیت غیر الهی کسب شوند آیا منجر به شدیت نفس نمی شوند یا موجب شدیت نفس در جهت قهقرایی می شوند؟ ۲- استاد جان به لطف خدا فایل های معرفت نفس و حرکت جوهری تمام شد و فایل های معاد نیز در حال اتمام است می خواستم لطف بفرمایید و منابعی را برای مطالعه بیشتر در موضوع معاد و برزخ معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. دقت شود که علوم معرفت‌بخش اساساً به ظهور نمی‌آید مگر با صدق نیّت، وگرنه در حدّ محفوظات می‌ماند و شخصیتی به انسان عطا نمی‌کند. ۲. فکر می‌کنم کتاب «معرفتِ نفس و حشر» ظرائف و نکات خفیّه‌ی فراوانی را با شما در میان می‌گذارد. کتاب بر وری سایت هست. موفق باشید

24276
متن پرسش
سلام علیکم: اگر کسی در خواب به او بگویند برای سیر و سلوک به خدمت فلان عارف برسید ایا می تواند به این خواب اعتماد کند و نزد شخص مذکور برود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! در هر حال خواب به خودی خود حجت نیست مگر این‌که شواهدی بر صدق آن از طریق عقل و یا آیات و روایات در میان باشد. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۲۸۶ سری بزنید. موفق باشید

23829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید از اینکه وقتتون رو میگیرم. پاسخ سوال ۲۳۸۲۰ به ایمیل بنده ارسال نشده و در سایت هم نبود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:

۲۳۹۲۰- باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صحنه‌های مستهجن نباشد، همان‌طور که در ابتدای انقلاب از حضرت امام سؤال شد که بعضی از فیلم‌هایی که تلویزیون پخش می‌کند زنان نامحرم بدون پوشش اسلامی هستند، و امام فرمودند: به شرط عدم لذت اشکال ندارد؛ در این مورد هم می‌توان در همان حدّ مطالب را دنبال کرد. واللّه اعلم. موفق باشید

نمایش چاپی