بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ارادت: متاسفانه ذی الحجه را نتوانستم چهله ای داشته باشم ۱. مناسب است چهله ای از ابتدای محرم شروع شود؟ ۲. طبق دستورات بعضی بزرگان چهله زیارت عاشورا را از روز عاشورا شروع می‌کردند، آیا بنظر حضرتعالی از روز عاشورا شروع بشود بهتر است، یا می‌توانم از ابتدای چهله ام شروع کنم یعنی اول محرم؟ ۳. طبق برنامه ای که دارم هر چهله را بر روی یک گناه یا رذیله می‌گیرم، یعنی تمام تمرکز و تمام همتم آن گناه یا رذیله می‌شود تا رفعش کنم، و وقتی رفع نشد چهله بعدی هم روی همان می‌مانم، این روش بنظرتان مشکلی ندارد؟ التماس دعای حضرت استاد را داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که چله‌گرفتن باید همراه با روزه‌داری باشد و در هوای گرم، نتیجه به طور کامل حاصل نمی‌شود؛ زمان آن را تغییر دهید. موفق باشید

28184
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ ۲۸۱۷۴ فرمودید این ظرفیت بازگشت به روح لائوتسه ای در چین و روحیه ارتودکسی در روسیه وجود دارد و اینکه به این بینش باز گردند. آیا حتی چین و روسیه با بازگشت به روح لائوتسه ای و ارتودکسی باز هم به اندازه روح انقلاب اسلامی و مکتب حضرت امام (ره)، می‌توانند ظرفیت تمدن ساز مقابل مدرنیته داشته باشند و آنقدر برای عالم مدرن دغدغه درست کنند که امثال فوکویاما و هانتینگتون، برای مواجهه تمدنی با آن طرح دهند و آن را یک چالش جدی برای مدرنیته بدانند؟ یعنی همان ظرفیتهای چین و روسیه باز هم به اندازه ظرفیت انقلاب اسلامی و آن افقی که دارد می‌تواند مقابل پرچم مدرنیته، پرچمی را بالا ببرد و افقی را مقابل بشر بگشاید یا واقعا چنین ظرفیتی در روح چینی و روسی نیست و آن افقی است که تمدن نوین اسلامی و انقلاب اسلامی می‌تواند برای بشر باز کند و عالمی دیگر را مقابل عالمیان قرار دهد؟به شخصه بعید می‌دانم باز هم چین و روسیه با روح نهفته شان به ظرفیت انقلاب اسلامی و افقی که مد نظر دو زعیم انقلاب بوده و هست، بتواند آینده سازی ماورای مدرنیته بکند و چنین تاثیراتی در سطح عالم بگذارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم از آن جهت که قرآن و اسلام دینِ مهیّمن است در تحقق اهداف اصیل پیشتاز می‌باشد، ولی با نظر به روح شرقی یا به تعبیر دکتر شایگان، روحِ آسیایی، چین و روسیه زمینه‌ی عبور از غرب را در خود دارا می‌باشند. موفق باشید

28179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی: ۱. در خانواده ای زندگی می‌کنم که به دین زیاد پایبند نیستند و مدام در حال تمسخر و نیش و کنایه زدن به من هستند از طرفی برای بحث ازدواج شخصیتی هایی شبیه خودشان را می‌پسندد باید چه کار کنم که بی احترامی نکرده باشم و تحمل کنم و یا حتی تغییر در آنها ایجاد شود؟ ۲. برای کنترل ذهن و دوری از فکر های بد چه راهکار هایی پیشنهاد می‌فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همواره در نظر داشته باشید که به ما فرموده‌اند: «اذا مرّوا باللّغو مرّوا کراما» بنابراین همین‌که درگیر نشویم، خداوند راه‌هایی جهت عبور از این نوع مشکلات فراهم می‌کند ۲. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

28096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: استاد من خیلی ناراحتم. با این سبک زندگی فعلی که گریزی هم ازش نیست هر روز آدم یه بیماری جدید از یه جای بدنش میزنه بیرون. پزشکای طب جدید خونده هم که حال ادمو بدتر نکنن باید ازشون تشکر کرد. خب استاد ما بیچاره ها که تو جوونی بیماریای افراد سالخورده رو می‌گیریم چیکار کنیم؟ تازه من خودم اداب غذا خوردن و مسائل طب سنتی رو رعایت می‌کنم غذای الکی و زیادم نمی‌خورم. خدا به داد برسه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واللّه این‌ها چیزی نیست که من سر در آورم. شاید هم امتحان باشد. زیرا بعضی‌ها می‌توانند در بلا هم الطاف او را بچشند. موفق باشید

27964
متن پرسش
با سلام: استاد سوال بنده اینه، بنده یه خانم هستم و گاها وقتی درگیر مسایل سیاسی میشم از شهودهای عرفانی درونم دور میشم جز خرابی و اعصاب خردی برام چیزی نمی مونه و روحیاتم خیلی به هم میریزه دیگه نمیتونم رو مبحث عرفانی متمرکز شم از طرفی دور بودن از سیاست هم که درست نیست این دو مسئله را در وجودم چطور مدیریت کنم گاه دلم میخاد از سیاست چیزی حالیم نشه. اگر کتاب جزوه یا راهنمایی می‌توانید بهم بفرمایید با توجه به اینکه فکر می‌کنم در دهه های اخیر حرفهای سیاسی که در خانه توسط پدر و اطرافیانم زده شد خیلی روحم رو اذیت کرد گاه دلم میخاد بزنم زیر همه چیز و بیخیال باشم ولی عمق مباحث اعتقادی در وجودم نمیزاره چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تعلق به مسائل سیاسی که مربوط به انقلاب اسلامی است، عین سلوک است و این به شرطی است که متوجه‌ی تقدیر الهی و حضور تاریخی خداوند در این صحنه‌ها باشیم و ببینیم چگونه خداوند در عین انواع موانع که برای حرکت توحیدیِ انقلاب اسلامی پیش می‌آورد اعم از موانع داخلی توسط بعضی از مسئولانِ غیر توحیدی و دشمنان خارجی، کار جلو می‌رود. در این نگاه نه با اطرافیان درگیر می‌شوید و نه از سیاست خسته می‌گردید. این است آن‌چه که به ما فرموده‌اند: «سیاست ما عین دیانت ما است». موفق باشید

27904

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید کتاب جنود عقل و جهل، مباحثش را به همین ترتیب باید گوش داده بشه؟ یا میشه طبق نیاز مثلا بحث توکل اول گوش داده بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید ترتیب کتاب که بر اساس روایت مذکور است، چیز خوبی باشد. ولی با اینهمه اگر نیاز به موضوع خاصی مثل توکل است، این امکان در متن کتاب هست که به همان موضوع رجوع شود. موفق باشید

27810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در نماز توجه ات فقط به خدا باشد و به معانی توجه مکن. یعنی چه و چگونه می‌توان بدان جا رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل آن‌که وقتی با همدیگر صحبت می‌کنیم به جای توجه به معانی کلمات، توجه‌مان به ارتباط روحی است، هرچند کلمات را با معانیِ لازمش به‌کار می‌بریم. موفق باشید

27224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من در روایات بسیاری آیه ۸۵ سوره اسراء را خواندم که منظور از روح خلقی ست بزرگتر از جبرئیل. ولی در اکثرا تفاسیر به روح انسانی یا حیوانی و حتی گاهی جبرئیل تفسیر شده. می خواستم نظر شما را در این باره بدانم. چون با وجود مطالعه به جواب قطعی نرسیده ام. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اواخر کتاب «ده نکته در معرفت نفس» مطالبی است که می‌تواند در این مورد برای شما کمک فکری باشد که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

- قرآن در مورد روح انسان مي گويد: «فَاِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحي...( ۷۲/ص) يعني چون بدنش را آمـاده كـردم و از روح خود در آن دميدم، به ملائكه گفتم به او سجده كنند.

  از اين آيه نتيجه مي‌گيريم كه:

     الف - انسـان «از روح خـداست» و نـه «روح خـدا». چـون فرمـود: « مِنْ روُحـي» و نفرمود: «روُحي»، يعني روح انسان صورت نازله اي از روح خداست.

     ب - روح، مخلوقي است از مخلوقات خداوند و نزديك ترين مخلوق به خداوند است و حتي از ملائكه هم بالاتر است. و در همين رابطه قرآن مي فرمايد: «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ اَمْرِه» (۲/نحل) يعنـي خداوند ملائكه را به كمك روحي كه از «امر» خداست نازل مي‌كند. بنابراين نبايد براي خدا مثل انسان يك روح قائل شويم و تصور كنيم روح خدا يعني خود خدا، چرا كه خود خداوند در قرآن «روح» را يكي از مخلوقات معرفي مي‌كند و مي‌فرمايد: از روح خودم در جسم انسان دميدم. و اين‌كه مي‌فرمايد: از روح خودم؛ يعني روحي كه يكي از مخلوقات من است، ولي چون مرتبه اين روح بسيار بلند است خداوند آن را به خودش نسبت داد، همان‌طور كه خانه كعبه را به خودش نسبت داد، اين به جهت شرافت آن مكان است، نه اين‌كه خداوند واقعاً خانه داشته باشد. پس:

     اولاً: ملائكه به كمك روح نازل مي شوند، يعني روح اصل است و ملائكه تجلي آن روح هستند.

     ثانيـاً: روح از «امر» الهي است و مقامش مقام «كُنْ فَيَكُون» است چون خداوند درآيه ۸۲ سوره مباركه يس فرمود: «انّمااَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَيْـئاً اَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون»، يعني: («امر» خدا آن است كه چون اراده كند چيزي را ايجاد كند، مي‌گويد بشو، و مي‌شود). پس روح كه از  امرالهي است، نظام  مادي و تركيبي و تدريجي ندارد.

    ثالثـاً: اصل اساسي انسان هميـن روح است كـه فوق ملائكه است و جلوه مستقيـم حـق است و حامل همة اسماء و صفات الهي و همان وجه‌الله است و خليفة او در عالم وجود است، و چون آن روح مخلوقِ بي‌واسطة حق است، جامع همة كمالات الهي است، برعكسِ ملائكه كه هركدام كمال خاصي از حق را ظاهر مي‌كنند، به طوري‌كه يك ملك مظهر اسم عليم خدا است مثل جبرائيل، و يكي مظهر اسم مميت خدا است مثل عزرائيل ولي مقام روح كه حقيقت انسان نيز هست جامع همه اسماءالهي است، منتهي به ايجاد حق موجود است و از خود وجودي ندارد.

     رابعـاً: اين سوي دنيايي انسان «اسفل سافلين» و مقام بدن و ماده است و آن سوي انسان، روح است و مقام قرب بي واسطه، و لذا انسان‌ها از جهت روح خود به خدا نزديك‌اند، ولي به واسطة جسم خود كه از گِل آفريده شده، از او دورند. حال هرطرف را انتخاب كند، آنجايي خواهد شد. 

     ۳. آخرين و پايين‌ترين مرتبه و منزل روح، جاي گرفتن در بدنِ تسويه و تصفيه[1] شده است كه در اين مرتبه كه روح در بدن جاي مي‌گيرد آنقدر روح تنزّل يافته است كه تقريباً از آن مقام اصلي اش خبري نيست. به طوري‌كه در اين حالت فراموش مي‌كند اصل و منزل اصلي‌اش كجاست. آنچه در بدن انسان دميده شده، صورت تنزّل‌يافته روح است. 


۲۵- تسويه يعني متعادل شده و تصفيه يعني از ناخالصي‌ها پاك گشته

26508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در ادامه سوال ۲۶۵۰۷ اگر من علم پیشین خداوند را قبول نداشته باشم ۱. از نظر اعتقادی دچار چه مشکلی می شوم؟ ۲. از نظر معرفتی دچار چه اشکالاتی می شوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۵۰۴ عرض شد مسئله‌ی «عدل الهی» کار را به نظر به علم پیشینِ الهی می‌کشاند. ولی اگر کسی چنین مسئله‌ای در عدل الهی ندارد، چه مانعی دارد که خود را مشغول این امور نکند؟ موفق باشید

26492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد محترم: اثر گرانقدر جنابعالی بعنوان «جایگاه رزق انسان در هستی» رو مطالعه می کردم که سوالی برایم پیش آمده۔ از استنباط جنابعالی پیرامون روایت امیرالمومنین فهمیده می شود که رزق بر دو قسم است؛ یکی وهمی و غیر حقیقی و دومی حقیقی و از مقدرات۔ اما بطور عمومی آن روایت اینطوری ترجمه می شود که رزق حقیقی بهرحال به انسان می رسد ولی اگر او خواست بیشتر از آن بدست بیاورد باید تلاش و کوشش بکند۔ این دو رویکرد به یک روایت کاملاً در مقابل هم قرار دارد چون بنظرم رزق غیر حقیقی اصلاً مال ما نیست که بخواهیم بدنبالش برویم۔ لطفاً این مسئله رو برایمون روشن فرمایید۔ علاوه ازین اگر مقدور باشد لطفاً کتابی رو معرفی فرمایید که جایگاه ریاضی و هندسه رو در عرفان اسلامی تبیین کرده باشد۔ خیلی ممنون۔ خداوند حفظتون فرمایند بحق پنجتن آل عباء آل کساء صلوات الله علیهم۔
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم آن رزقی را که می‌فرمایید که اگر بیشتر از رزق حقیقی انسان‌ها بخواهند باید تلاش بیشتر کنند؛ شاید وَهمی هم نباشد، ولی نیازِ منطقی او نیست و عملاً به دنبال او رفتن او را از کارهای مهمش باز می‌دارد. ۲. چیزی در ذهن ندارم. موفق باشید

26295
متن پرسش
سلام: ببخشید استاد چرا رهبر در مورد آقای ظریف تعبیراتی مثل غیور، مدافع اهداف، متدین، فرزند انقلاب و... رو به کار بردن؟ در صورتی که ایشون موقع جنگ از ایران میرن آمریکا. و گاهی خیلی مواضع منفعلانه و ذلیلانه از خود نشون میدن. مثل مصاحبه اخیرشون با اشپیگل و دادن احتمال مذاکره با آمریکا بعد از شهادت حاج قاسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب آن صحبت را در کورانِ فعالیت ایشان در مذاکرات برجامی فرمودند که البته بعد معلوم شد بر اساس اسناد موجود، آن‌جا هم متأسفانه از خط قرمزها عبور کرده‌اند. کسانی می‌توانند حضور ما را در جهان خارج درست مدیریت کنند که روحیه‌ای همانند سید شهدای مقاومت داشته باشند. موفق باشید

26267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: یک سوال در خصوص تربیت فرزند داشتم. من پسری ۱۴ ساله دارم که رفتار و عملکردش نسبت به سنش بسیار بچه گانه می باشد. بنابر اظهارات دبیران و مربیان و دوستان مسجدی اش بسیار بچه گانه رفتار می کند و زود قهر و گریه می کند و لجبازی های بچه گانه می کند با توجه به رویت رفتارش در خانه متوجه شدیم که بسیار تودار می باشد و احتیاجاتش را اصلا مطرح نمی کند و در حضور فامیل با کودکان جمع هم بازی می شود. استاد از شما خواهشمندم بنده را در ادامه تربیت فرزندم راهنمایی بفرمایید و در صورت وجود مشاور مذهبی در این زمینه به بنده معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید در این رابطه‌ها باید با یک مشاور صاحب‌نظر مشورت فرمایید. جناب آقای دکتر قاسم‌زاده إن‌شاءاللّه می‌توانند مفید باشند. شماره‌ی دفتر ایشان ۳۲۳۰۶۲۹۵ می‌باشد. موفق باشید 

25587
متن پرسش
سلام: آیا لقاء الله به طوریست که عارف ظهور و تجلی خدا را به شکل جسمی مشاهده می کند. یعنی اسماء صفات یا ذات خدا نزد عارف صورت پیدا می کند؟ اگر نه لطفا توضیح دهید. (با توجه به سخن پیامبر (ص) مبنی بر اینکه خدا در معراج دست بر پشتش گذاشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این شنیدنی نیست، چشیدنی است. به موقع‌اش إن‌شاءاللّه پیش می‌آید. موفق باشید

25185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام: اعظم الله اجورکم. ضمن عرض ادب و احترام، با توجه به مطالبی که در سخنان شما هست به نظر می رسد بر این عقیده هستید که هجوم مغولان به غرب و خصوصا اسلام به تحریک مسیحیان صورت گرفته است. ممنون می شوم اگر منابعی برای تحقیق بیشتر معرفی نمایید. آنچه بنده به صورت سطحی یافته ام، به این نتیجه رسیده که احتمالا حمله مغولان به سرزمین خوارزم به تحریک خلیفه عباسی و حمله ایشان به بغداد به تحریک مارکوپولو بوده است. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در حدّ فعالیت‌هایی که مارکوپولو آن تاجر ونیزی فعالیت داشته است و مرحوم جلال آل احمد در ابتدای کتاب «غرب‌زدگی» متذکر آن می‌شود، اطلاع دارم و از حرکات مغولان، می توان فهمید مقابله با کلیّت اسلام بوده است. با این‌همه جای تحقیق بیشتر دارد. موفق باشید

24948
متن پرسش
استاد عزیز سلام: وقتی انسان تحت فشار روحی قرار دارد مثلا افکار مزاحم و القائات شیطان او را اذیت می‌کند، چرا مدت طولانی مثلا چهل روز گفتن اذکار و توسل به ائمه اطهار (ع) برای رفع این افکار موثر واقع نمی شود و آن بزرگواران آن افکار مزاحم را با قدرت الهی خودشان دور نمی‌کنند و در نتیجه آن بی تاثیری اذکار و توسلات انسان را به مرز ناامیدی می کشاند؟ چرا تاثیر ندارد؟ آن بزرگواران و خداوند متعال که می‌بینند و می دانند که شخص واقعا محتاج کمک است و دارد از لحاظ روحی زجر می کشد پس چرا کمک نمی‌کنند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که برای رفع مشکل در عین توسل به اولیاء‌الهی باید راه‌های دیگر را نیز بشناسیم و دنبال کنیم تا ان‌شاءالله رشد لازم نصیب‌تان بشود. بد نیست سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

24894
متن پرسش
استاد سلام: با بررسی تاریخچه شکاکان، علت شک سوفسطائیان خطای در حس بوده، علت شک دکارت یک شک دستوری و خودخواسته بوده تا نشان دهد از شک در همه چیز می شود به یقین رسید، سوال بنده این است که علت شک هیوم چه بوده؟ خطای در حس یا شک دستوری؟ چه چیز باعث شد هیوم شکاک شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تأکید بر داده‌های حسّ خود به خود مورد شک نسبت به هرچیز که واقعیت دارد، می‌شود. زیرا علیّت، قابل حسّ نیست. در این مورد می‌توانید به جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» به قسمت «دیویدهیوم» رجوع فرمایید. موفق باشید

23721

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام نظرتون راجع به کتب فریتیوف شوان چیه؟ توصیه می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از آثار ایشان استفاده کرده‌ام. موفق باشید

33050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: در سوالات سایت راجع به خودکشی به این جمع بندی رسیدم که چون ناامیدی و یاس نوعی کفر است و نتیجه آن پوچی و بدبینی و عدم امید به لطف خدا میشه در نهایت خودکشی هم نوعی کفر حساب میشه و فرصت توبه سلب می‌شود و در کل کاریست که نه تنها رضایت خدا در ان نیست بلکه قهر خدا را نیز به دنبال دارد و بدتر از همه نوعی فریب دادن خود واقعی است چرا چون به ظاهر تن رو کشته ولی نفس که حیات ابدی داره قابلت نابود شدن نداره که انسان بخواهد انجام بده و تا زمانی که خدا بخواهد این ممکن الوجود هست. حال استاد عزیز بخشی مردم عقیده دارن کسی که خودکشی می‌کند به هر دلیلی به جایی رسیده که نمی‌تواند تسلیم این شود که همه کاره عالم خداست و این پوچی و ناامیدی که از گناهان کبیره هست و فرصت توبه از بین می‌رود باعث جهنمی شدن فرد شده پس اصلا در تشییع جنازش شرکت نمیکنن. بخشی دیگه طبق همین اصول در خاکسپاری شرکت میکنن بخاطر ثواب ولی باز ته دلشون میگن کار خوبی نکرده و مثل بقیه اموات دل درست نمیرن. بخشی دیگه فقط در خاکسپاری میرن ولی برای ٣ و ٧ و ۴٠ شرکت نمیکنن و میگن کسی که خودکشی کرده مجلس گرفتن براش اشتباهه. چون بدون توبه به دست خودش جهنمی شده و موارد مختلف. حال سوال من اینه که واقعا برای کسی که خودکشی کرده بالاخره اطرافیان و خانوادش چند نفری مجبورند به خاک بسپارندش برای همسایگان یا هم محلی ها و ... آیا در تشییع جنازش باید شرکت کرد؟ آیا مراسم باید گرفت مثل ٣ و ٧ و ۴٠ و آیا این مراسمات بهش میرسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره می‌فرمایید. آری! شاید بتوان گفت برای احترام به بازماندگان او در آن مراسم شرکت کنیم وگرنه برای چنین افرادی نباید احترامی قائل شد. البته موضوع بیماری‌هایی که منجر می‌شود افراد اختیار خود را از دست بدهند، که به اصطلاح پزشکان دوقطبی گفته می‌شود، موضوع متفاوت است. موفق باشید

32809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام و خدا قوت: در رابطه با تفسیر المیزان بنده مدتی هست شروع کردم و جلد اول صفحه ۱۲۵ رسیدم، واقعیتش متن تفسیر برای بنده مقداری سنگین هست و بعضی مطالب باید چندین بار برگردم تا متوجه بشم، مطالب تحلیلی و تفسیری زیاد داره مثلا در مورد معجزه ۵۰ صفحه توضیح داده شده و بحث بسیار باز شده، ولی در تفسیر نمونه ۱۳ صفحه شرح داده. البته بحث ما تفاسیر دیگر نیست و هدف بهره بردن از روح قدسی علامه در المیزان هست که تفاوتش با بقیه تفاسیر ملموس هست البته حدود ۷۰ درصد مطالب را درک می‌کنم و در درون متن هر از گاهی نکات ناب و مطالب معرفتی می‌بینم که روح انسان رو نوازش میده و درون بقیه تفاسیر شاید دیده نشه، ولی مطالب کلی به دلیل پیچیده بودن بعد از گذر از مبحث، با وجود نسخه برداری زیاد چیزی تو دهنم نمیمونه. به نظر شما ادامه بدم و در ادامه راه برکاتی نصیبم میشه یا ثقل کلام خسته ام میکنه؟ خدا حفطتون کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از تأمّل در مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها و با همان روشی که در جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیة الله بهجت رحمت‌الله‌علیه» بیان شده کار را ادامه دهید، إن‌شاءالله نتیجه خواهید گرفت. بد نیست بعضی از صوت‌های تفسیر قرآن را که روی سایت هست به عنوان نحوه‌های ورود به تفسیر المیزان، استماع فرمایید. موفق باشید

32158
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: اول از همه از استادم تقضا دارم که ما رو از دعای خیرتون محروم نکنین خیلی از کتابای شما رو چندین بار مطالعه کردم و بارها و بارها ولی یه جایی گیج شدم یعنی حدود ۸ سالیه که یه سوال برام پیش اومده که هدف ما چیه؟ آیا قلبی کردن معارف عقلی از طریق بندگی یا به صحنه آوردن قلب، یا تجلی أسما، یا قلبی شدن أسماء، یا ایجاد حضور قلب یا ارتباط با حق یاعشق به خدا  یا اینکه  همه به یک معنا اند؟ حال استاد! هدف  و نیت زندگی این باشه که روز به روز معارف بیشترتری کسب کنیم یا تلاش کنیم معارف رو قلبی کنیم یا قلب رو به صحنه بياریم یا تلاش کنیم تا خداوند اسماءش رو به قلبمون جلوه کنه؟ چون در کتاب چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی تاکید شما بر حضور قلب و به صحنه آمدن قلب بود. و درکتاب أسماء حسنی تاکید شما بر متجلی شدن آسماء بر قلب بود (هرجا بنگری خدا بینی). ودر کتاب آسماء حسنی فرمودین که هدف کسب معرفت است البته گفتین که معرفت قلبی نه عقلی یعنی از طریق عبادت قلبی شوند.

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به لطف الهی آرام‌آرام انسان در مسیر کسب معارف و قلبی‌کردن آن معارف با بودنی روبرو می‌شود که آن بودن، همه سرمایه او است. بودنی بیکرانه و جاودان و اکنونی، در آن حدّ که گویا قیامت او برپا می‌شود. حتماً جریان حارثة بن مالک را دارید که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» احوال او را پرسیدند و فرمودند: «کیف انت یا حارثة بن مالک؟ فقال: یا رسول الله مؤمن حقا. فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله: لکل شی حقیقة فما حقیقة قولک؟ فقال : یا رسول الله عزفت نفسی عن الدنیا فاسهرت لیلی واظمات هواجری وکانی انظر الی عرش ربی [و] قد وضع للحساب وکانی انظر الی اهل الجنة یتزاورون فی الجنة وکانی اسمع عواء اهل النار فی النار، فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله: عبد نور الله قلبه، ابصرت فاثبت، فقال: یا رسول الله ادع الله لی ان یرزقنی الشهادة معک، فقال: اللهم ارزق حارثة الشهادة، فلم یلبث الا ایاما حتی بعث رسول الله صلی الله علیه وآله سریة فبعثه فیها، فقاتل فقتل تسعة - او ثمانیة - ثم قتل.»

 حضرت فرمود: ای حارثة بن مالک! چگونه ای؟ گفت: یا رسول الله! مؤمن حقیقی ام. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هر چیزی دارای حقیقتی است; حقیقت گفتار تو چیست؟ گفت: یا رسول الله! به دنیا بی رغبت شده ام، شب را (برای عبادت) بیدارم و روزهای گرم را (در اثر روزه) تشنگی می کشم و گویا عرش پروردگارم را می نگرم که برای حساب گسترده گشته و گویا اهل بهشت را می بینم که دربهشت یکدیگر را ملاقات می کنند که گویا ناله اهل دوزخ را در میان دوزخ می شنوم. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: او بنده ای است که خداوند دلش را نورانی فرموده و خطاب به او فرمود: بصیرت یافتی، ثابت باش. حارثه عرض کرد: ای رسول خدا! از خدا بخواه که شهادت در رکابت را به من نصیب کند. حضرت فرمود: خدایا! شهادت را نصیب حارثه کن. چند روزی بیش نگذشت که رسول خداصلی الله علیه وآله لشکری برای جنگ فرستاد و حارثه را هم به آن جنگ فرستاد. او به میدان جنگ رفت و نه یا هشت تن را کشت و سپس شهید شد. موفق باشید

31910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: استاد جان دیدن فیلم های سکسی و پورن به قصد سرگرمی جایز است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً حرام است. زیرا روح و روان و قلب انسان را تماماً آلوده و فاسد می‌کند و امکان اُنس با انوار الهی را از انسان می‌گیرد. این جریان، یکی از خطرناک‌ترین جریان‌هایی است که شیطان برای بشر آخرالزمان به میان آورده است. موفق باشید

31499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، خسته نباشید: سوالم اینه که روحی که خداوند به انسان میده و به گیاه میده یک چیز هست؟ یعنی درجه وجودیشون یکی هست؟ یکی از دوستان گفتن که فیض خداوند مثل بشکه ابی هست که ریخته میشه و کاسه ای به اندازه ظرفیتش برداشت میکنه، پس از این گفتار نتیجه گرفته میشه که اون چیزی که درون نباتات وجود داره همون چیز درون جسم منم هست، منتها اینجا بیشتر میتونه خودش رو نشون بده و جلوه بیشتری داره، میخوام بدونم اینجوریه یا خداوند به هر موجودی یک درجه وجودی خاصی میده، یعنی روح انسان ذاتا از روح نباتات وجودی شدیدتر داره؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: «روح»، امری است وجودی و تشکیکی، و بدین لحاظ دارای شدت و ضعف است و لذا برای هر موجودی مرتبه‌ای خاص از روح تجلی می‌کند. موفق باشید

31490
متن پرسش
سلام استاد: می خواستم بپرسم برای ترک گناهانی که به آن ها عادت کرده ایم چه کنیم؟ من دیگر از خودم نا امید شده ام چون مدام گناه می کنم و بعد استغفار، نمی دانم چه کنم. و سوال دیگر اینکه اگر توبه کنیم باز آن گناهان در آینده ما اثر می گذارد؟ من خیلی از این می ترسم که گناهانم در آینده و ازدواج و حتی فرزندان تاثیر گذار باشد. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به افق گشوده‌ای که خداوند از طریق اسلام در برابر ما گشوده است، فکر کنید و این‌که گناهی را که خداوند و شریعت الهی تعیین کرده، چگونه ما را از حضور در آن افق پهناور و کیفی محروم می‌کند. موفق باشید

31415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: راه نجات از «حال» زدگی چیست؟ (مثلا در مقابل مراقبه) تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس و نظر به ابدیت، در این مورد نقش‌آفرینند. پیشنهاد می‌شود اگر می‌توانید کتاب «سوره جاثیه و راز زمین‌گیری ملت‌ها» را با حوصله مطالعه بفرمایید. موفق باشید

30644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر حضرتعالی در مورد واکسن های کرونا چیست؟ زدن آنها را توصیه می‌کنید؟ و بطور کلی اگر غرب و علم جدید موفق به حل مسئله کرونا شود درحالیکه طب سنتی و مذهب تاکنون در برابر کرونا حرفی برای گفتن بنظر می رسد نداشتند بعد از این به غرب چگونه باید نگریست و آن مباحث کل واحد بودن غرب که مطرح می‌کردید کلا من بعد باید کنار نهاد؟ من برای خود ملاک حقیقت را حل این مساله گذاشتم و معتقدم دین باید آزمون پذیر در همین دنیا باشد. یک لامپ برای موتور بخواهیم بخریم در همان مغازه امتحان می‌کند بعد می‌دهد حال امر دین عموما وعده های نسیه بعد مرگیست. من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود, وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم؟ بنابرین اگر دین و طب مبتنی بر دین یا دعا یا هر چیز دیگر که مربوط به دستگاه دین باشد برای این مشکل که مربوط به جسم است راهی داشت بسم الله در خدمتیم تمام شئون ما در خدمت تو از تک تک مسائل شخصی بگیر تا اجتماع و آخرت و همه همه. والا بنظر می‌رسد راهی که غرب طی کرد راه صحیح است و من نمی‌توانم سرنوشت همه چیزم را بدست دینی بدهم که طرحی برای ابتدایی ترین نیازهای من را ندارد. بنابرین غرب را که تا کنون تجربه نشان داده در حل مسائل موفق تر بوده است (البته بی عیب پروردگارست در نسبت سنجی غرب فائزتر است) می پذیرم و البته دین برای مسائلی چون بهداشت روانی در امور فردی جایگاه والای خود را دارد و همانطور که ظاهرا مرحوم بازرگان فرمودند فقط برای آخرت است و می‌توان با توجه به شرطی پاسکال عمل کرد اگر آخرتی بود شاید اعمال مذهبی بکار آید شاید هم حق بگوید اینها چیست که بجا آوردی مگر عقل که در رنسانس و غرب تبلورش دادم و کارامدیش را در مسائل بخصوص کرونا علی رغم مخالفت های جناب طاهرزاده نشانت دادم همان کافی و حجت نبود اگر حق این را بگوید شرطی پاسکال شکست می‌خورد ولی باز من قمار خویش را بر کرم حق بعد از آن می نهم. امید که بضاعت مزجاتم را پذیرا باشد اگر هم آخرتی نبود که ضرری نکردم چه غرب در امور دنیوی موفق تر است و ثمره دین که انقلابست حال و روزش هویدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین ورودی برای امتحان حقّانیت دین الهی از نظر مبنا و بنیان غلط است. خداوند در این موارد به انسان‌ها عقل داده تا خودشان چنین اموری را حل کنند. غربی و شرقی و چینی و آمریکایی ندارد؟!! موفق باشید

نمایش چاپی