باسمه تعالی: سلام علیکم: امید موفقیت برای جنابعالی دارم. بد نیست سری به دو جزوهی «حقیقت حج» و «وظیفهی حجاج پس از برگشت» بزنید. موفق باشید
با سلام و احترام: جناب استاد حدود یک ماه است که به درگیری درونی شدیدی مبتلا هستم. پنج ماه پیش برای اولین بار توفیق زیارت اباعبدالله نصیب بنده شد، از همانجا و همان وقت مدام برای زیارت اربعین دعا و نذر میکردم. اما اکنون چنان نسبت به مسئله غافل و فراموشکار میشوم که نگو و نپرس... ابتدا آنقدر سهلانگاری کردم که قرعه کاروان دانشگاه به نام دیگران افتاد و پس از آن هم هر بار که به موضوع فکر میکردم، یک احساس درونی منفی شدید (چیزی شبیه به سوءظن و ترس و یاس) مانع میشد که از راههای دیگر برای ثبتنام اقدام کنم. نمیدانم این تردید که «شاید بهتر است نروم» حاصل وسوسه شیطان است یا واقعا و حقیقتا هزار و یک مصلحت هست که باید از این سفر صرفنظر کنم. یک پیام خبری از مرزها و وضعیت مسافران یا یک نوای نوحههایی مانند «به تو از دور سلام» چنان تکانم میدهد و قلبم را زیر و رو میکند که حد ندارد اما باز منتهی میشود به همان درگیری درونی که در آن شکستخورده ترین فرد عالم میشوم. ناخودآگاه ذهنم به سمت مسائل دیگر فرار میکند تا از این کشمکش رها شود. و باز کافیست نامی از امام حسین و کربلا و اربعین ببینم یا بشنوم تا دوباره دنیا روی سرم آوار شود که آخر، این رسم عاشقی ست؟! افتادهام در یک دور باطل اما فرسایشی چون به هر حال زمان میگذرد و فرصت میرود و این ناآرامی دفعه بعد قویتر و شدیدتر بروز میکند. گاهی در تصمیمگیریها وسواس دارم اما این حجم از تردید را تا به حال تجربه نکرده بودم... از یک طرف حاضرم نصف عمرم را برای یک کربلا بدهم؛ از طرف دیگر میگویم شاید این آن چیزی نیست که امام از من انتظار دارد و من باید تابع اراده امامم باشم اما از کجا بدانم خواست امام چیست، نکند این افراط باشد در زیارت رفتن، نکند یک زیارت نابهجا و بیموقع باشد درحالیکه باید میماندم و به وظایفی که در سفر قبلی به اباعبدالله قول داده بودم (درس و بسیج و کلا فعالیت برای ظهور) عمل میکردم، میخواهم آنی باشم که امام از من میخواهد اما نمیتوانم تشخیص دهم کدام اولویت دارد، و شیطان هم این وسط از آب گلآلود ماهی میگیرد. نام اهلبیت که قبلا حالم را عوض میکرد و «فما احلی اسماءکم» را بارها به من چشانده بود، اکنون حجم عظیمی از شرمندگی و یاس و سرخوردگی را در ذهن و قلبم خالی میکند. نمیدانم شاید مسئله به نظر جنابعالی ساده و کوچک باشد اما باور بفرمایید این آخر، به درجهای از ناامیدی رسیده بودم که تصمیم داشتم شب گذشته در مجلس حضرت رقیه از ایشان مرگ خودم را بخواهم. البته ذکر مصیبتهای اسرای کربلا منصرفم نمود و درواقع به غیرتم برخورد و شرمندهام کرد که بخواهم راحت صحنه را خالی کنم و آرام بمیرم درحالیکه میتوانم بمانم و خونخواه اهلبیت باشم، آن هم بعد از آن همه قول و قرار با امام حسین و امام زمان (ع). مثل همیشه «بودن برای و بهخاطر اهلبیت» شد تنها انگیزه زندهماندنم، اما آن کشمکش درونی هنوز باقیست... اگر بدانم وظیفهام در این لحظه چیست و کلاً خواسته امامم در هر انتخاب چیست، مشکلی ندارم. اما توانایی تشخیص آن را ندارم و هم میترسم که اشتباه کنم. این شک و وسواس کموبیش با من هست و از بین نمیرود که نمیرود. اما در این مورد آخر که عرض کردم واقعا نفسگیر شده است. و هنوز هم مسئله برایم باقیست؛ امام حسین الآن از من چه میخواهد؟...
سمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه زیارت، نباید عادت شود احتمال دهید نرفتن آن برای شما که زمانی نیست از آن سفر برگشتهاید؛ رجحان داشته باشد و از این جهت اصرار نکنید. بگذارید هرچه پیش آید. نهایتاً در روز اربعین حرکت به سوی گلستانهای شهدا و زیارت آن عزیزان که نوری از حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» را در خود دارند، را از دست ندهید. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: برای مباحثه تربیتی کودک و نوجوان استفاده از کتب استاد عباس ولدی مناسب است یا صوت های آقای شجاعی. لطفا راهنمایی بفرمایید. و استادی گفته اند که آقای شجاعی اصل تبری در اسلام را قبول ندارند، آیا این سخن حقیقت دارد و با توجه به آن نباید از صحبت های ایشان در رابطه با مسائل تربیتی استفاده نمود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله هر دو استاد مذکور از اساتید دلسوز و صاحبنظر ذیل اسلام و ائمه «علیهمالسلام» هستند. بستگی به ذوق افراد دارد که با کدامیک مسیر سلوکی خود را میتوانند طی کنند. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: در سوالات سایت راجع به خودکشی به این جمع بندی رسیدم که چون ناامیدی و یاس نوعی کفر است و نتیجه آن پوچی و بدبینی و عدم امید به لطف خدا میشه در نهایت خودکشی هم نوعی کفر حساب میشه و فرصت توبه سلب میشود و در کل کاریست که نه تنها رضایت خدا در ان نیست بلکه قهر خدا را نیز به دنبال دارد و بدتر از همه نوعی فریب دادن خود واقعی است چرا چون به ظاهر تن رو کشته ولی نفس که حیات ابدی داره قابلت نابود شدن نداره که انسان بخواهد انجام بده و تا زمانی که خدا بخواهد این ممکن الوجود هست. حال استاد عزیز بخشی مردم عقیده دارن کسی که خودکشی میکند به هر دلیلی به جایی رسیده که نمیتواند تسلیم این شود که همه کاره عالم خداست و این پوچی و ناامیدی که از گناهان کبیره هست و فرصت توبه از بین میرود باعث جهنمی شدن فرد شده پس اصلا در تشییع جنازش شرکت نمیکنن. بخشی دیگه طبق همین اصول در خاکسپاری شرکت میکنن بخاطر ثواب ولی باز ته دلشون میگن کار خوبی نکرده و مثل بقیه اموات دل درست نمیرن. بخشی دیگه فقط در خاکسپاری میرن ولی برای ٣ و ٧ و ۴٠ شرکت نمیکنن و میگن کسی که خودکشی کرده مجلس گرفتن براش اشتباهه. چون بدون توبه به دست خودش جهنمی شده و موارد مختلف. حال سوال من اینه که واقعا برای کسی که خودکشی کرده بالاخره اطرافیان و خانوادش چند نفری مجبورند به خاک بسپارندش برای همسایگان یا هم محلی ها و ... آیا در تشییع جنازش باید شرکت کرد؟ آیا مراسم باید گرفت مثل ٣ و ٧ و ۴٠ و آیا این مراسمات بهش میرسه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره میفرمایید. آری! شاید بتوان گفت برای احترام به بازماندگان او در آن مراسم شرکت کنیم وگرنه برای چنین افرادی نباید احترامی قائل شد. البته موضوع بیماریهایی که منجر میشود افراد اختیار خود را از دست بدهند، که به اصطلاح پزشکان دوقطبی گفته میشود، موضوع متفاوت است. موفق باشید
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: جناب استاد برای دانشجوی تازهواردی که به طور جدی دغدغهمند ظهور است و قصد دارد در این راستا و علیالخصوص در جهت اجرای فرامین رهبری مانند جهاد تبیین عمل کند، عضویت در کدام یک از تشکلهای دانشجویی مفیدتر و موثرتر بوده و و او را به سرمنزل مقصود خواهد رساند: بسیج دانشجویی / جامعه اسلامی دانشجویان / انجمن اسلامی دانشجویان؟ و آیا اصلا عضویت در این تشکلها را برای رسیدن به این هدف توصیه میفرمایید یا خیر؟ این را هم عرض کنم که بنده در حال حاضر سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری را پیش میبرم و به توصیه شما انشاءالله پس از آن مطالعه المیزان را شروع خواهم نمود. اگر عضویت در این تشکلها از نظر جنابعالی مفید است، لطفا بفرمایید که آیا لازم است این دو سیر را، لااقل تا حدود زیادی، تمام کنم و بعد اقدام به عضویت و فعالیت کنم یا بهتر است از هماکنون اقدام کنم؟ با سپاس فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در اینکه بتوانید در جمع دوستان ولایی حاضر شوید، خود به خود موجب نوعی بسط شخصیتتان میشود و البته با همان عزم مطالعاتی که در نظر گرفتهاید. ۲. تا آنجا که بنده در جریان هستم بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی هر دو حضورشان را ذیل ولایت تعریف کردهاند. موفق باشید
سلام: فرمود؛ ما خستهاییم، خسته به معنای واقعی. عجب است از این سایت که بهجای پرسش و به گفتگو نشستن با متفکری چون شما، شدهاست مخزن الاسرار دلهای شکسته و بیشتر حیران کنندهی متحیرین و شاید شما استجاب دعای رب زدنی تحیرای ما باشید. از طرفی روح در بدنم نمیگنجد و حس پرواز با دیگران و در میان خلق به انواع کارها پرداختن و سخن گفتن و مصداق حدیث تجلسون و تحدثون بودن تمام وجودم را پر کرده است، و از طرفی خسته از همه چیز و همهکس و مخصوصا از خود آنگاه که میان اجتماع حاضرم و کولهبارم سنگین میشود و دلم میخواهد تا ابدالابد به گوشهای بنشینم و بنشینم و بنشینم و این میسوزاندم که هر کار کنم در خسرانم، توان حرکت ندارم، توان نشستن حتی، حال میفهمم که شهدا عجایب این عالمند. وقتتان را گرفتم، ببخشید. اما چه کنم واقعا؟ نه توان حرکت دارم و نه مکانی برای نشستن و ماندن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی با مطالعات دقیق و رجوع به تفاسیر قرآن در اندیشه منطقی، خود را بپرورانیم توان حضور در اجتماع انسانها و گفتگو با آنها در ما رشد میکند. البته در کار ورزش و إعمال ارادههای ممتد به بدن، نباید کوتاهی کرد. در سخن حضرت صادق «علیهالسلام» نیز بیندیشید که میفرمایند: «مَا عُبِدَ اَللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ اَلْمَشْيِ» خداوند در هیچ چیزی مثل راهرفتن عبادت نشد که البته این نوع پیادهروی وقتی معنا دارد که یا به سوی کعبه باشد و یا جهت رشد فکری و معنوی. موفق باشید
با سلام: آیا این بیان صحیح است که از کتاب جریان شناسی آقای خسروپناه میگویند جریان عقلانیت اسلامی شامل حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب، ایت الله جوادی آملی معتقد به سازگاری دین و مدرنیته است (و سازگاری دین و مدرنیته و به نفع دین را مد نظر دارد و دغدغه دین و مدرنیته را دارد) و در حالی که جریان تجدد ستیزی فلسفی (حذف مدرنیته) شامل فرهنگستان علوم اسلامی به ناسازگاری دین و مدرنیته قائل است و در واقع جریان تجدد ستیزی فلسفی داره راه دیگه از راه جریان عقلانیت اسلامی (حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب) را حرکت میکنه؟ و هم چنین در رابطه با موضوع مطرح شده در کتاب ها و مطالب تون هم معرفی فرمایید بسیار سپاس گزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته آری! نمیتوانیم بیرون از تاریخ مدرن در جهان حاضر شد و همانطور که فرمودهاند حضرت امام و رهبر معظم انقلاب حقیقتاً متوجه این امر شدهاند که در همین تاریخ باید نظر به وجوه قدسی بشر امروز کرد و واقعاً برای خود بنده نیز مسئله است که چگونه فرهنگستان بهکلّی فلسفه را اعم از فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نفی میکند. موفق باشید
با سلام و خسته نباشيد سوالي در مورد امر ازدواج براي اينجانب پيش آمده و آن اينكه گاهي خواستگاري كه پيش مي آيد ايمان و اخلاق را داراست ولي به دلايلي از جمله ظاهر فرد، شغل فرد و گاهي حتي به دليلي كه بر خود شخص هم دقيقا معلوم نيست، فرد هيچگونه تمايلي براي ادامه در خود نمي يابد، به گونه اي كه حتي اصرار اطرافيان براي ادامه منجر به آشفتگي و به هم ريختگي مي شود. سوال بنده اين است كه اين بي تمايلي نشأت گرفته از قلب است يا وهم؟ آيا بايد بر آن صحه گذاشت، يا با هر فشاري كه شده به دليل وجود ملاك هاي اصيل مانند اخلاق و ايمان خود را به پاسخ مثبت وادار كرد؟ سوال دوم اينكه اساسا مجال دادن به وهم در امر ازدواج تا چه اندازه لازم و تا چه اندازه خطرناك است؟ متشكرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید در برخورد اولیه، انسان از طرف یا خوشش بیاید و یا لااقل احساس کند میتواند با آن مأنوس باشد. ولی در مورد مسائل بعدی، همینکه احساس شود میتواند زندگی سادهای را برای شما فراهم کند کافی است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد جان دیدن فیلم های سکسی و پورن به قصد سرگرمی جایز است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً حرام است. زیرا روح و روان و قلب انسان را تماماً آلوده و فاسد میکند و امکان اُنس با انوار الهی را از انسان میگیرد. این جریان، یکی از خطرناکترین جریانهایی است که شیطان برای بشر آخرالزمان به میان آورده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. به صورت سخنرانی بحث نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معاد جسمانی، حامل معارفی بس بلند است متذکر از آنکه هر عقیده و عملی، جسم خود و جسم عالَم را از جنس نور و نورانیت قرار میدهد وقتی نگاه توحیدی و عمل، الهی باشد و این در مقابل برداشتهایی است که انسان تصور کند موضوعات قیامتی صرفاً انتزاعی است. در واقع معاد جسمانی خبر از بودنی توحیدی برای انسانها دارد و نه باورهای توحیدی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس و نظر به ابدیت، در این مورد نقشآفرینند. پیشنهاد میشود اگر میتوانید کتاب «سوره جاثیه و راز زمینگیری ملتها» را با حوصله مطالعه بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نگاهی به تفسیر «نمونه» به عنوان مقدمه رجوع به قرآن کار خوبی است تا إنشاءالله آماده فهم نکات تفسیری «المیزان» بشوید. ۲. مسلّماً آن کسی که شخصیتاً مشرک است مُخلّد در نار میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی معارف انبیاء مبتنی بر توحید است و تفاوت در عمق بیشتر توحیدی است که در اسلام ملاحظه میفرمایید. مثل توحید سورهی «قل هو الله احد» که چگونه او در عین آنکه «احد» است و همهی هستیِ بیکرانه را شامل میباشد، «صمد» است و باید به سوی او رفت. که بحث مهمی است. و جمع آن، نگاه توحیدیِ خاصی را میطلبد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقوع قیامت، شبیه نیروی جاذبهی زمین که نمیتوان به دنبال آن گشت؛ میباشد. زیرا آن جاذبه، ما را در برگرفته است. باید انسان در ساحت دیگر حاضر شود تا قیامت برایش ظهور کند و از این جهت، زمان و زمانمندی معنا ندارد. موفق باشید
سلام: دوستی از من پرسیده از نظر معرفتی و بر اساس شناختی که از ساختار وجود انسان دارید، احساس ممتد، شدید و غیرمغلوب ِ پوچی به طور ملموس و مشخص از چه چیزی ناشی می شود؟ آیا در برزخ هم احساس پوچی وجود دارد؟ می پرسند احساس برزخی ِ عمیق و ممتد و وحشتناکِ پوچی در یک فردِ واقعا آگاه و مومن به حقیقت، ناشی از چیست و چگونه می توان به طور دایمی یا موقتی، قلب و وجود را از این احساس عجیب و شدید و غریب رهانید یا بار آن را از روی دوش انسانی که کمرش از این احساس خمیده شده و سالهاست خواب و خوراک را از او سلب کرده، سبک کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به اندازهای که از طریق سلوک ذیل ارادهی الهی قرار گیرد، شور ایمان به سراغ او میآید و حاج قاسم سلیمانی نمودی از این نحوه شور ایمان را برای ما گشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در این موارد مطالعاتی داشتم. به نظر میآید بیشتر با توهّم و ابهامات زیادی همراه است. مباحث «معرفت نفس» بهتر کمک میکند تا انسان مراتب وجودی خود را در عالَم بیابد. در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» عرایضی در مورد حضور در عوالم مختلف حتی حضور تا قیامت شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از صحبتهای جناب علامهی جعفری اینطور فهمیدم که حضرت علامهی طباطبایی زیراندازی در محلِ بیرونیِ منزل جهت مهمانشان نداشتهاند که علامه جعفری را به داخل منزل دعوت کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راحتتر زندگیکردن، غیر از راحتبودن است. بدون استثناء همهی متفکران جهان غرب مشکل مردم غرب را در عین زندگی راحت، نیهیلیسم و بیآیندگی میدانند که مربوط به روح جهان مدرن است و انقلاب اسلامی با روحیهی جهادی بنا دارد مردم را از این مهلکه رهایی دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اسلام یک مکتب است با تمام ابعاد، و اگر انسان به سعادت خود میاندیشد باید سعی کند در همهی ابعاد اسلام، خود را رشد دهد ولی اصل را باید طوری قرار داد که مبنای رجوع ما تفکر باشد تا بتوانیم در ادامهی راه همچنان به پشتوانهی تفکر، راه را ادامه دهیم وگرنه همانطور که سؤالکنندهی شمارهی ۲۸۸۶۵ میگوید گرفتار شک و شبهه میشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» رجوع فرمایید. ۲. آری! انسان کامل از آن جهت که واسطهی فیض هستی است، به نحوی با «ما سوی اللّه» در اتحاد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی در دل عالم، نظر به نوری داشته باشید که همان حضور حضرت «اللّه» است. در این مورد خوب است به تفسیر حمد حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همواره در نظر داشته باشید که به ما فرمودهاند: «اذا مرّوا باللّغو مرّوا کراما» بنابراین همینکه درگیر نشویم، خداوند راههایی جهت عبور از این نوع مشکلات فراهم میکند ۲. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إنشاءاللّه میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه اگر از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع بفرمایید و سپس سیر مطالعاتی سایت را ادامه دهید، راهی در امری که بنا دارید بیابید، پیش میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جلسهی سوم «دعا در آغوش خدا» که بر روی بنر سایت هست، سری بزنید خوب است. إنشاءاللّه جهانی برایتان گشوده خواهد شد. موفق باشید
