بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24482
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت رهسپار حرم امن الهی هستم بی هیچ لیاقتی و با دست خالی متحیرم و ناتوان از اینکه بدانم در آن مقام پر از فیض چه طلبی داشته باشم. در روایت هست که روا نیست از خدا جز خدا را خواستن. اصلا زبانم بند آمده و عقلم یاری نمی کند که براستی بزرگترین خواهش در آن زمان و آن مکان چه می تواند باشد؟ استاد شاگرد خوبی براتون نبودم حلالم کنین، دعا کنین. دعاگوتونم حتما. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید موفقیت برای جنابعالی دارم. بد نیست سری به دو جزوه‌ی «حقیقت حج» و «وظیفه‌ی حجاج پس از برگشت» بزنید. موفق باشید

33379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: جناب استاد حدود یک ماه است که به درگیری درونی شدیدی مبتلا هستم. پنج ماه پیش برای اولین بار توفیق زیارت اباعبدالله نصیب بنده شد، از همان‌جا و همان وقت مدام برای زیارت اربعین دعا و نذر می‌کردم. اما اکنون چنان نسبت به مسئله‌ غافل و فراموشکار می‌شوم که نگو و نپرس... ابتدا آنقدر سهل‌انگاری کردم که قرعه کاروان دانشگاه به نام دیگران افتاد و پس از آن هم هر بار که به موضوع فکر می‌کردم، یک احساس درونی منفی شدید (چیزی شبیه به سوءظن و ترس و یاس) مانع می‌شد که از راه‌های دیگر برای ثبت‌نام اقدام کنم. نمی‌دانم این تردید که «شاید بهتر است نروم» حاصل وسوسه شیطان است یا واقعا و حقیقتا هزار و یک مصلحت هست که باید از این سفر صرف‌نظر کنم. یک پیام خبری از مرزها و وضعیت مسافران یا یک نوای نوحه‌هایی مانند «به تو از دور سلام» چنان تکانم می‌دهد و قلبم را زیر و رو می‌کند که حد ندارد اما باز منتهی می‌شود به همان درگیری درونی که در آن شکست‌خورده ترین فرد عالم می‌شوم. ناخودآگاه ذهنم به سمت مسائل دیگر فرار می‌کند تا از این کشمکش رها شود. و باز کافی‌ست نامی از امام حسین و کربلا و اربعین ببینم یا بشنوم تا دوباره دنیا روی سرم آوار شود که آخر، این رسم عاشقی ست؟! افتاده‌ام در یک دور باطل اما فرسایشی چون به هر حال زمان می‌گذرد و فرصت می‌رود و این ناآرامی دفعه بعد قوی‌تر و شدیدتر بروز می‌کند. گاهی در تصمیم‌گیری‌ها وسواس دارم اما این حجم از تردید را تا به حال تجربه نکرده بودم... از یک طرف حاضرم نصف عمرم را برای یک کربلا بدهم؛ از طرف دیگر می‌گویم شاید این آن چیزی نیست که امام از من انتظار دارد و من باید تابع اراده امامم باشم اما از کجا بدانم خواست امام چیست، نکند این افراط باشد در زیارت رفتن، نکند یک زیارت نابه‌جا و بی‌موقع باشد درحالی‌که باید می‌ماندم و به وظایفی که در سفر قبلی به اباعبدالله قول داده بودم (درس و بسیج و کلا فعالیت برای ظهور) عمل می‌کردم، می‌خواهم آنی باشم که امام از من می‌خواهد اما نمی‌توانم تشخیص دهم کدام اولویت دارد، و شیطان هم این وسط از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرد. نام اهل‌بیت که قبلا حالم را عوض می‌کرد و «فما احلی اسماءکم» را بارها به من چشانده بود، اکنون حجم عظیمی از شرمندگی و یاس و سرخوردگی را در ذهن و قلبم خالی می‌کند. نمی‌دانم شاید مسئله به نظر جنابعالی ساده و کوچک باشد اما باور بفرمایید این آخر، به درجه‌ای از ناامیدی رسیده بودم که تصمیم داشتم شب گذشته در مجلس حضرت رقیه از ایشان مرگ خودم را بخواهم. البته ذکر مصیبت‌های اسرای کربلا منصرفم نمود و درواقع به غیرتم برخورد و شرمنده‌ام کرد که بخواهم راحت صحنه را خالی کنم و آرام بمیرم درحالی‌که می‌توانم بمانم و خونخواه اهل‌بیت باشم، آن هم بعد از آن همه قول و قرار با امام حسین و امام زمان (ع). مثل همیشه «بودن برای و به‌خاطر اهل‌بیت» شد تنها انگیزه زنده‌ماندنم، اما آن کشمکش درونی هنوز باقی‌ست... اگر بدانم وظیفه‌ام در این لحظه چیست و کلاً خواسته امامم در هر انتخاب چیست، مشکلی ندارم. اما توانایی تشخیص آن را ندارم و هم می‌ترسم که اشتباه کنم. این شک و وسواس کم‌وبیش با من هست و از بین نمی‌رود که نمی‌رود. اما در این مورد آخر که عرض کردم واقعا نفس‌گیر شده است. و هنوز هم مسئله برایم باقیست؛ امام حسین الآن از من چه می‌خواهد؟...

متن پاسخ

سمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که زیارت، نباید عادت شود احتمال دهید نرفتن آن برای شما که زمانی نیست از آن سفر برگشته‌اید؛ رجحان داشته باشد و از این جهت اصرار نکنید. بگذارید هرچه پیش آید. نهایتاً در روز اربعین حرکت به سوی گلستان‌های شهدا و زیارت آن عزیزان که نوری از حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» را در خود دارند، را از دست ندهید. موفق باشید

33248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: برای مباحثه تربیتی کودک و نوجوان استفاده از کتب استاد عباس ولدی مناسب است یا صوت های آقای شجاعی. لطفا راهنمایی بفرمایید. و استادی گفته اند که آقای شجاعی اصل تبری در اسلام را قبول ندارند، آیا این سخن حقیقت دارد و با توجه به آن نباید از صحبت های ایشان در رابطه با مسائل تربیتی استفاده نمود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله هر دو استاد مذکور از اساتید دلسوز و صاحب‌نظر ذیل اسلام و ائمه «علیهم‌السلام» هستند. بستگی به ذوق افراد دارد که با کدام‌یک مسیر سلوکی خود را می‌توانند طی کنند. موفق باشید

33050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: در سوالات سایت راجع به خودکشی به این جمع بندی رسیدم که چون ناامیدی و یاس نوعی کفر است و نتیجه آن پوچی و بدبینی و عدم امید به لطف خدا میشه در نهایت خودکشی هم نوعی کفر حساب میشه و فرصت توبه سلب می‌شود و در کل کاریست که نه تنها رضایت خدا در ان نیست بلکه قهر خدا را نیز به دنبال دارد و بدتر از همه نوعی فریب دادن خود واقعی است چرا چون به ظاهر تن رو کشته ولی نفس که حیات ابدی داره قابلت نابود شدن نداره که انسان بخواهد انجام بده و تا زمانی که خدا بخواهد این ممکن الوجود هست. حال استاد عزیز بخشی مردم عقیده دارن کسی که خودکشی می‌کند به هر دلیلی به جایی رسیده که نمی‌تواند تسلیم این شود که همه کاره عالم خداست و این پوچی و ناامیدی که از گناهان کبیره هست و فرصت توبه از بین می‌رود باعث جهنمی شدن فرد شده پس اصلا در تشییع جنازش شرکت نمیکنن. بخشی دیگه طبق همین اصول در خاکسپاری شرکت میکنن بخاطر ثواب ولی باز ته دلشون میگن کار خوبی نکرده و مثل بقیه اموات دل درست نمیرن. بخشی دیگه فقط در خاکسپاری میرن ولی برای ٣ و ٧ و ۴٠ شرکت نمیکنن و میگن کسی که خودکشی کرده مجلس گرفتن براش اشتباهه. چون بدون توبه به دست خودش جهنمی شده و موارد مختلف. حال سوال من اینه که واقعا برای کسی که خودکشی کرده بالاخره اطرافیان و خانوادش چند نفری مجبورند به خاک بسپارندش برای همسایگان یا هم محلی ها و ... آیا در تشییع جنازش باید شرکت کرد؟ آیا مراسم باید گرفت مثل ٣ و ٧ و ۴٠ و آیا این مراسمات بهش میرسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره می‌فرمایید. آری! شاید بتوان گفت برای احترام به بازماندگان او در آن مراسم شرکت کنیم وگرنه برای چنین افرادی نباید احترامی قائل شد. البته موضوع بیماری‌هایی که منجر می‌شود افراد اختیار خود را از دست بدهند، که به اصطلاح پزشکان دوقطبی گفته می‌شود، موضوع متفاوت است. موفق باشید

32701

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: جناب استاد برای دانشجوی تازه‌واردی که به طور جدی دغدغه‌مند ظهور است و قصد دارد در این راستا و علی‌الخصوص در جهت اجرای فرامین رهبری مانند جهاد تبیین عمل کند، عضویت در کدام یک از تشکل‌های دانشجویی مفیدتر و موثرتر بوده و و او را به سرمنزل مقصود خواهد رساند: بسیج دانشجویی / جامعه اسلامی دانشجویان / انجمن اسلامی دانشجویان؟ و آیا اصلا عضویت در این تشکل‌ها را برای رسیدن به این هدف توصیه می‌فرمایید یا خیر؟ این را هم عرض کنم که بنده در حال حاضر سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری را پیش می‌برم و به توصیه شما ان‌شاءالله پس از آن مطالعه المیزان را شروع خواهم نمود. اگر عضویت در این تشکل‌ها از نظر جنابعالی مفید است، لطفا بفرمایید که آیا لازم است این دو سیر را، لااقل تا حدود زیادی، تمام کنم و بعد اقدام به عضویت و فعالیت کنم یا بهتر است از هم‌اکنون اقدام کنم؟ با سپاس فراوان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این‌که بتوانید در جمع دوستان ولایی حاضر شوید، خود به خود موجب نوعی بسط شخصیت‌تان می‌شود و البته با همان عزم مطالعاتی که در نظر گرفته‌اید. ۲. تا آن‌جا که بنده در جریان هستم بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی هر دو حضورشان را ذیل ولایت تعریف کرده‌اند. موفق باشید

32592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: فرمود؛ ما خسته‌اییم، خسته به معنای واقعی. عجب است از این سایت که به‌جای پرسش و به گفت‌گو نشستن با متفکری چون شما، شده‌است مخزن الاسرار دل‌های شکسته و بیشتر حیران کننده‌ی متحیرین و شاید شما استجاب دعای رب زدنی تحیرای ما باشید. از طرفی روح در بدنم نمی‌گنجد و حس پرواز با دیگران و در میان خلق به انواع کارها پرداختن و سخن گفتن و مصداق حدیث تجلسون و تحدثون بودن تمام وجودم را پر کرده است، و از طرفی خسته از همه چیز و همه‌کس و مخصوصا از خود آنگاه که میان اجتماع حاضرم و کوله‌بارم سنگین می‌شود و دلم می‌خواهد تا ابدالابد به گوشه‌ای بنشینم و بنشینم و بنشینم و این می‌سوزاندم که هر کار کنم در خسرانم، توان حرکت ندارم، توان نشستن حتی، حال می‌فهمم که شهدا عجایب این عالمند. وقتتان را گرفتم، ببخشید. اما چه کنم واقعا؟ نه توان حرکت دارم و نه مکانی برای نشستن و ماندن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی با مطالعات دقیق و رجوع به تفاسیر قرآن در اندیشه منطقی، خود را بپرورانیم توان حضور در اجتماع انسان‌ها و گفتگو با آن‌ها در ما رشد می‌کند. البته در کار ورزش و إعمال اراده‌های ممتد به بدن، نباید کوتاهی کرد. در سخن حضرت صادق «علیه‌السلام» نیز بیندیشید که می‌فرمایند: «مَا عُبِدَ اَللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ اَلْمَشْيِ» خداوند در هیچ چیزی مثل راه‌رفتن عبادت نشد که البته این نوع پیاده‌روی وقتی معنا دارد که یا به سوی کعبه باشد و یا جهت رشد فکری و معنوی. موفق باشید

32232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا این بیان صحیح است که از کتاب جریان شناسی آقای خسروپناه می‌گویند جریان عقلانیت اسلامی شامل حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب، ایت الله جوادی آملی معتقد به سازگاری دین و مدرنیته است (و سازگاری دین و مدرنیته و به نفع دین را مد نظر دارد و دغدغه دین و مدرنیته را دارد) و در حالی که جریان تجدد ستیزی فلسفی (حذف مدرنیته) شامل فرهنگستان علوم اسلامی به ناسازگاری دین و مدرنیته قائل است و در واقع جریان تجدد ستیزی فلسفی داره راه دیگه از راه جریان عقلانیت اسلامی (حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب) را حرکت میکنه؟ و هم چنین در رابطه با موضوع مطرح شده در کتاب ها و مطالب تون هم معرفی فرمایید بسیار سپاس گزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته آری! نمی‌توانیم بیرون از تاریخ مدرن در جهان حاضر شد و همان‌طور که فرموده‌اند حضرت امام و رهبر معظم انقلاب حقیقتاً متوجه این امر شده‌اند که در همین تاریخ باید نظر به وجوه قدسی بشر امروز کرد و واقعاً برای خود بنده نیز مسئله است که چگونه فرهنگستان به‌کلّی فلسفه را اعم از فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نفی می‌کند. موفق باشید

32107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشيد سوالي در مورد امر ازدواج براي اينجانب پيش آمده و آن اينكه گاهي خواستگاري كه پيش مي آيد ايمان و اخلاق را داراست ولي به دلايلي از جمله ظاهر فرد، شغل فرد و گاهي حتي به دليلي كه بر خود شخص هم دقيقا معلوم نيست، فرد هيچگونه تمايلي براي ادامه در خود نمي يابد، به گونه اي كه حتي اصرار اطرافيان براي ادامه منجر به آشفتگي و به هم ريختگي مي شود. سوال بنده اين است كه اين بي تمايلي نشأت گرفته از قلب است يا وهم؟ آيا بايد بر آن صحه گذاشت، يا با هر فشاري كه شده به دليل وجود ملاك هاي اصيل مانند اخلاق و ايمان خود را به پاسخ مثبت وادار كرد؟ سوال دوم اينكه اساسا مجال دادن به وهم در امر ازدواج تا چه اندازه لازم و تا چه اندازه خطرناك است؟ متشكرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید در برخورد اولیه، انسان از طرف یا خوشش بیاید و یا لااقل احساس کند می‌تواند با آن مأنوس باشد. ولی در مورد مسائل بعدی، همین‌که احساس شود می‌تواند زندگی ساده‌ای را برای شما فراهم کند کافی است. موفق باشید

31910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: استاد جان دیدن فیلم های سکسی و پورن به قصد سرگرمی جایز است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً حرام است. زیرا روح و روان و قلب انسان را تماماً آلوده و فاسد می‌کند و امکان اُنس با انوار الهی را از انسان می‌گیرد. این جریان، یکی از خطرناک‌ترین جریان‌هایی است که شیطان برای بشر آخرالزمان به میان آورده است. موفق باشید

31563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: آیا شرح غزل های حافظ استاد فایل صوتی جهت استفاده دارند یا خیر؟در صورت پاسخ مثبت درصورت امکان بارگذاری شوند. با تشکر، از تهران
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. به صورت سخنرانی بحث نشده است. موفق باشید

31454
متن پرسش
سلام: اگر عالی ترین نوع بندگی بودنی است به وسعت حضور حضرت حق و نه ترس از جهنم و نه برای بهشت، پس چرا در قرآن و یا فلسفه ملاصدرا و... شما برای تبیین آن از معاد جسمانی سخن می‌گویید و مردم را با توضیح این که هر عملی صورتی دارد به وجد می آورید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معاد جسمانی، حامل معارفی بس بلند است متذکر از آن‌که هر عقیده و عملی، جسم خود و جسم عالَم را از جنس نور و نورانیت قرار می‌دهد وقتی نگاه توحیدی و عمل، الهی باشد و این در مقابل برداشت‌هایی است که انسان تصور کند موضوعات قیامتی صرفاً انتزاعی است. در واقع معاد جسمانی خبر از بودنی توحیدی برای انسان‌ها دارد و نه باورهای توحیدی. موفق باشید

31415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: راه نجات از «حال» زدگی چیست؟ (مثلا در مقابل مراقبه) تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس و نظر به ابدیت، در این مورد نقش‌آفرینند. پیشنهاد می‌شود اگر می‌توانید کتاب «سوره جاثیه و راز زمین‌گیری ملت‌ها» را با حوصله مطالعه بفرمایید. موفق باشید

31224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. ببخشید برای من که ۱۶ سالمه چه تفسیر قرآنی بهترین است؟ آیا المیزان تفسیر سنگینی است؟ ۲. شما نسبت به مسئله خلود چه دیدگاهی دارید؟ مممون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نگاهی به تفسیر «نمونه» به عنوان مقدمه رجوع به قرآن کار خوبی است تا إن‌شاءالله آماده فهم نکات تفسیری «المیزان» بشوید. ۲. مسلّماً آن کسی که شخصیتاً مشرک است مُخلّد در نار می‌باشد. موفق باشید

30619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از معارف عرفانی قرآن که بتوان ادعا کرد مسبوق به سابقه نبوده است یا مثلا با مقایسه با تورات و انجیل بتوان ادعا کرد بر آنها برتری دارد را بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی معارف انبیاء مبتنی بر توحید است و تفاوت در عمق بیشتر توحیدی است که در اسلام ملاحظه می‌فرمایید. مثل توحید سوره‌ی «قل هو الله احد» که چگونه او در عین آن‌که «احد» است و همه‌ی هستیِ بیکرانه را شامل می‌باشد، «صمد» است و باید به سوی او رفت. که بحث مهمی است. و جمع آن، نگاه توحیدیِ خاصی را می‌طلبد. موفق باشید

30401
متن پرسش
سلام: می‌گویند این سوال اشتباه است که «قیامت چه زمانی است» چرا؟ چون زمان هم مربوط به عالم ارض است، ولی بالاخره میشه یه زمانی تعیین کرد که آخرین قوه زمین به فعل تبدیل می‌شود مثلا وقتی از پیامبر پرسیدند قیامت کی هست جواب بدهد صد سال دیگه آخرین قوه زمین تبدیل به فعل می‌شود و زمان از بین می‌رود و قیامت برپا می‌شود، پس چرا می‌گویند سوال اشتباه است و در قرآن هم آمده فقط خدا می‌داند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقوع قیامت، شبیه نیروی جاذبه‌ی زمین که نمی‌توان به دنبال آن گشت؛ می‌باشد. زیرا آن جاذبه، ما را در برگرفته است. باید انسان در ساحت دیگر حاضر شود تا قیامت برایش ظهور کند و از این جهت، زمان و زمان‌مندی معنا ندارد. موفق باشید

30300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: دوستی از من پرسیده از نظر معرفتی و بر اساس شناختی که از ساختار وجود انسان دارید، احساس ممتد، شدید و غیرمغلوب ِ پوچی به طور ملموس و مشخص از چه چیزی ناشی می شود؟ آیا در برزخ هم احساس پوچی وجود دارد؟ می پرسند احساس برزخی ِ عمیق و ممتد و وحشتناکِ پوچی در یک فردِ واقعا آگاه و مومن به حقیقت، ناشی از چیست و چگونه می توان به طور دایمی یا موقتی، قلب و وجود را از این احساس عجیب و شدید و غریب رهانید یا بار آن را از روی دوش انسانی که کمرش از این احساس خمیده شده و سالهاست خواب و خوراک را از او سلب کرده، سبک کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به اندازه‌ای که از طریق سلوک ذیل اراده‌ی الهی قرار گیرد، شور ایمان به سراغ او می‌آید و حاج قاسم سلیمانی نمودی از این نحوه شور ایمان را برای ما گشود. موفق باشید

30122

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دوستی مطلبی رو در مورد «چاکراها» برام گفت که خیلی برام عجیب بود. می‌گفت انسان هفت چاکرا در بدن داره که اگه اونها رو پاک کنه و روی اون ها کار کنه به مراتب عالی می‌رسه و به کائنات وصل میشه و از عالم غیب انرژی میگیره. می‌گفت که علمای بزرگ هم همین چاکراها رو پاک کردن و صدای درونشون رو شنیدن و به مراتب عالی رسیدن. مثلا می‌گفت چاکرای اول ریشه نام داره و مربوط به کنترل ذهن هست و انسان تو این مرحله باید اهل سکوت و دوری از هیاهو باشه و... استاد آیا این ۷ چاکرا همون مراتب عرفانی نیستن؟ آیا ورود به چنین مباحثی رو تایید می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در این موارد مطالعاتی داشتم. به نظر می‌آید بیشتر با توهّم و ابهامات زیادی همراه است. مباحث «معرفت نفس» بهتر کمک می‌کند تا انسان مراتب وجودی خود را در عالَم بیابد. در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» عرایضی در مورد حضور در عوالم مختلف حتی حضور تا قیامت شده است. موفق باشید

29401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در رابطه با آبرو در شرح حدیث جنود عقل و جهل فرمودید علامه جعفری گفتند علامه طباطبایی ما را بخاطر نداشتن فرش داخل منزل نمی‌بردند، این برعکس اون چیزی شد که گفتید یعنی فرش مایه آبرو بوده و چون نداشتند تعارف نمی‌کردند، اگر هم بخاطر مهمان ها بوده که یعنی حاضر بودند یکی دو ساعت مهمان سرپا بایستد ولی روی خاک ننشیند؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از صحبت‌های جناب علامه‌ی جعفری این‌طور فهمیدم که حضرت علامه‌ی طباطبایی زیراندازی در محلِ بیرونیِ منزل جهت مهمان‌شان نداشته‌اند که علامه جعفری را به داخل منزل دعوت کنند. موفق باشید

29321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: مردم در بسیاری از کشورهای دنیا راحت تر از مردم ما در حال زندگی هستن. با اینکه حکومت یا جمهوری اسلامی هم بر آنها حاکم نیست. چرا نمی‌توانیم با افتخار از نوع حکومت و حاکمان خود برای اقوام و آشنایانی که در خارج از کشور داریم صحبت کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راحت‌تر زندگی‌کردن، غیر از راحت‌بودن است. بدون استثناء همه‌ی متفکران جهان غرب مشکل مردم غرب را در عین زندگی راحت، نیهیلیسم و بی‌آیندگی می‌دانند که مربوط به روح جهان مدرن است و انقلاب اسلامی با روحیه‌ی جهادی بنا دارد مردم را از این مهلکه رهایی دهد. موفق باشید

28866
متن پرسش
سلام: استاد در پاسخ به سوال ۲۸۸۵۵ فرمودید که تفکر اصل است، در صورتی که به نظر می رسد اینطور نباشد، تفکر یک ابزار است برای سیر الی الله همان طور که نماز شب یک وسیله است برای سیر الی الله و حتی خود حضرت امام (ره) در چهل حدیث در عظمت نماز شب از قول حضرت امام صادق (ع) می فرمایند: نیست عمل نیکویی که به جا می آورد آن را بنده مگر اینکه از برای آن ثوابی است در قرآن، بجز نماز شب؛ پس همانا خداوند بیان نفرموده ثواب آن را برای عظمت شان آن نزد او. و به نظر بنده این احادیث باید با هم جمع شود و نتیجه گیری شود و همین طور که حضرت امام (ع) چهل حدیث را با هم آوردند، چون ما احادیث دیگری داریم که فرموده شده که گریه بر مصائب امام حسین (ع) افضل اعمال است، یا در شب معراج داریم که حضرت رسول اکرم (ص) از خداوند پرسید بهترین و افضل اعمال کدام است؟ حضرت حق فرمود: پیش من هیچ عبادتی بهتر از توکل و رضا به آنچه قسمت بنده ان کرده ام نیست، حالا به توکل و رضا رسیدن مگر بدون اعمال دیگر ممکن است، مگر بدون علم ممکن است، مگر بدون تفکر ممکن است، مگر بدون صدق دادن ممکن است، مگر بدون خدمت به خلق ممکن است، افرادی هستند یکی از این احادیث را شنیدن مثلا فرض کنید جایی گفته شده عبادت بجز خدمت به خلق نیست و این بنده خدا این حدیث را اصل کارش در زندگی قرار داده و اعمال دیگرش در صحنه زندگی کم رنگ و یا اصلا وجود ندارد و نقص های زیادی دارد مثل اینکه در همان خدمت به خلق کردنش اخلاص ندارد، یا مثلا کم تر به خانواده اش می رسد و ... خدا محفوضتان دارد بابت بستری که فراهم کردید برای ارائه نظرات التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اسلام یک مکتب است با تمام ابعاد، و اگر انسان به سعادت خود می‌اندیشد باید سعی کند در همه‌ی ابعاد اسلام، خود را رشد دهد ولی اصل را باید طوری قرار داد که مبنای رجوع ما تفکر باشد تا بتوانیم در ادامه‌ی راه همچنان به پشتوانه‌ی تفکر، راه را ادامه دهیم وگرنه همان‌طور که سؤال‌کننده‌ی شماره‌ی ۲۸۸۶۵ می‌گوید گرفتار شک و شبهه می‌شوید. موفق باشید

28758

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ۱. ببخشید استاد، اینکه فرمودین اساتید سلوک توصیه شان این است که عبادات را از منظر ائمه (علیهم السلام) یا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) انجام بدهیم، یعنی چی؟ «حقبقت نوری اهل بیت (علیهم السلام) ص ۳۴۹» ۲. فرق مقام انسان کامل با مقام ماسوی الله چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» رجوع فرمایید. ۲. آری! انسان کامل از آن جهت که واسطه‌ی فیض هستی است، به نحوی با «ما سوی اللّه» در اتحاد است. موفق باشید

28749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: «الله نور السموات و الارض» یعنی اینکه از الفاظ قرآن عبور کردن و به حقیقت قران متصل شدن؟ از همه ظواهر عبورکردن و به حقیقت «الله» متصل شدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی در دل عالم، نظر به نوری داشته باشید که همان حضور حضرت «اللّه» است. در این مورد خوب است به تفسیر حمد حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رجوع شود. موفق باشید

28179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی: ۱. در خانواده ای زندگی می‌کنم که به دین زیاد پایبند نیستند و مدام در حال تمسخر و نیش و کنایه زدن به من هستند از طرفی برای بحث ازدواج شخصیتی هایی شبیه خودشان را می‌پسندد باید چه کار کنم که بی احترامی نکرده باشم و تحمل کنم و یا حتی تغییر در آنها ایجاد شود؟ ۲. برای کنترل ذهن و دوری از فکر های بد چه راهکار هایی پیشنهاد می‌فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همواره در نظر داشته باشید که به ما فرموده‌اند: «اذا مرّوا باللّغو مرّوا کراما» بنابراین همین‌که درگیر نشویم، خداوند راه‌هایی جهت عبور از این نوع مشکلات فراهم می‌کند ۲. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

27960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم، سلام بر استاد عزیز: حقیر جوانی هستم که بحث مذهبی و انقلابی به صورت جوانه ای در من زد شده و گاهی اوقات دچار ذوق های خوب و نیت جالبی از لحاظ رشد معنوی و ایجاد ارزش برای انقلاب در من زده می‌شود اما پایدار نیست، در واقع من چند سالی هست که از فضای غیر فضای مذهبی وارد این بحث شدم و در حقیقت دچار یک سر درگمی هستم و نمی‌دونم در بین دغدغه ها که هر کدام مختلف است وارد کدام بشوم و در حال حاضر در این سن برای آن چه کنم؟ و طی روز معمولا حوصله ام سر می‌ره فکر و خیال زیاد می‌کنم مثلا به دغدغه ها، ولی عمل برنامه ریزه شده و حسابی ازم سر نمیزنه، علاقه به امام (ره) دارم و دوست دارم مثل ایشون بزرگ شوم و کار ارزش مند و ماندنی برای اسلام بکنم اما نمی‌دونم به اندازه خودم باید چه کنم که این محقق بشه؟! و از زندگی و از اینکه برای خدا زندگی می‌کنم لذت ببرم؟ چه کنم که از حال خارج شده و از لحاظ مبنایی و اعتقادی توجیه و مسلط بر راهم بشم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه اگر از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع بفرمایید و سپس سیر مطالعاتی سایت را ادامه دهید، راهی در امری که بنا دارید بیابید، پیش می‌آید. موفق باشید

27718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعات قبول استاد، خدا به لسانتون و قلمتون و عمرتون برکت بیش از پیش عنایت کنه. استاد محترم طلبه هستم، سوالم از اینکه دست به هر کار مادی میزنم، جور نمیشه، دنبال شغل که میرم درست نمیشه، توکل و توسل و نذر و استغفار رو انجام دادم. از خداهم تمنا می‌کنم و خسته نمیشم، اما نمیدونم چرا گره باز نمیشه؟ نمیدونم دیگه خدا چی میخواد سر راهم قرار بده. حتی بهترین کارها سراغم میاد اما یک مدتی که پیگیر میشم به دلایل کاملا واهی منحل میشه. خواستم راهنماییم بفرمایید. سید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جلسه‌ی سوم «دعا در آغوش خدا» که بر روی بنر سایت هست، سری بزنید خوب است. إن‌شاءاللّه جهانی برایتان گشوده خواهد شد. موفق باشید

نمایش چاپی