باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» تاریخی را شروع کردهاند که نه ماندن در غربگرایی است و نه ماندن در گذشته. و رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» در چنین تاریخی خود و جامعه را جلو میبرند و فهم غرب، ما را بیشتر متوجهی جهانی میکند که با انقلاب اسلامی در حال ظهور است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نیستم و فکر میکنم رهبر معظم انقلاب هم نمیتوانند خود را مشغول این امور بکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این افراد نمیتوانند خدمتی به کسی بکنند. نهایتاً بعضاً آنچه را که در آینده پیش میآید از آن خبر میدهند، ولی کاری از این جهت نمیتوان کرد. عمده رعایت تقوای الهی است که انسان را از مشکلات در امان میدارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه وسعت توحیدی انسان افزون شود، کاری او را از کاری باز نمیدارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است زیرا عالم ماده، عالم تضادها میباشد و رذیلت و فضیلت هر دو در آخر الزمان به نهایت میرسد تا جبههی مقابلهی «اشقی الاشقیاء» با جبههی «اسعد السعداء» به ظهور آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ منطقی و معمول، رجوع به پزشک، عقلانی است ولی بیش از آن و با اصرار زیاد، انسان را از راضیبودن به تقدیرات الهی که خود میتواند بهشتی باشد برای زندگی، محروم میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» شده است مبنی بر آنکه اساساً عینالانسان همیشه در عالم هست و در طول تاریخ، مصداق آن است که تغییر میکند و بنا به شواهد روایی مصداق امروزینِ عینالانسان یا انسان کامل، مولایمان حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» منابعی در آخر معرفی شدهاست. انشاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که تمام این اعمال برای آن است که به احساس این واقعیت برسید که تماماً در آغوش خدا هستید. سؤال و جواب شمارهی ۲۵۳۴۸ شاید متذکر این امر باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با هیچ اساسی جور در نمیآید! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که توبه یعنی رفع آنچه نباید پیش میآمد و پیش آمد، و با توبه نوعی برگشت به آن اصل مینماییم بر اصلی که طالب آن هستیم. در مورد حق النّاس به هر حال باید آن حقّ اداء شود. ولی در حدّی که به قول شما اگر محدود به حلالیتطلبیدنی است که کار را بدتر میکند، موضوع متفاوت میشود و اینجا است که با استغفار برای طرف، کار حلّ میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اقلاً باید به شرح سورهی «حمد» حضرت امام رجوع جدّی داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سورهی اعلی، جزو مسبّحات است ولی سورهی إسراء، نه. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: خدای متعال به شما خیر دنیا و آخرت عطا کند. اگر کسی به هر دلیلی نتواند زیاد روزه ی مستحبی بگیرد، چه راهی را پیشنهاد می کنید که تمام نورانیت و برکات و طهارتی که از روزه گرفتن حاصل می شود نصیب او شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان حضور توحیدی که در ماه رجب یعنی ماه خدا سراغ انسان میآید را، پاس بدارید به همان معنایی که در این رابطه فرمودند: «در هر روز از ماه رجب تا سی روز تمام شود این تسبیح را یک صد مرتبه بگوید: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ». عمده، درک حضور توحیدی ماه رجب است که حقیقتاً این نوع درکِ خاص، مخصوص همین ماه میباشد. موفق باشید
*این متن به همت جمعی که شما با متن (دهه هشتادی و هزاران امید و حضور و صد ها ابهام و سوال) آنان را مورد خطاب قرار داده بودید نگاشته شده که در صددند در ایام البیض امسال حول پاسخ شما صحبت کنند: بسمه تعالی السلام استاد عزیز در فرصت قبل اگرچه برای اثر پذیری کمی حوصله به خرج دادیم اما غمی نیست حالا که هم صحبتی شیرین و یاری دلسوخته در بر داریم تا در کشاکش و ناملایمات به آغوشش پناه ببریم. در مجال قبلی ، ما از آینده ای موعود گفتیم و شما از اکنونی « نه هنوز» و البته هنوز دل های ما در عذاب میان تضاد هاست. به هر روی اگر از برزخ وجود ما و هزار تضاد و صد گله اش بگذریم به هم داستانی و تاریخی می رسیم که با هیچ تلاش و تغییری قابل انفصال و فراموشی نیست: اکنون نه هنوز ما و انقلاب؛ و آینده این مملکت که آن را به آیینه جان خود می بینیم. پس چه ماوا و پناهی از این عذاب هست وقتی اکنون و آینده ما به داغ این انقلاب گره خورده است؟ اما بعد ... تغیرات اساسی اند و نا گزیر و ما هم اگر در طلبش نباشیم عقب مانده ایم و دورافتاده، و چه خوش تغیراتی هستند آنان که وجود آدمی را با توبه آشتی می دهند اما دل سوخته و سینه شرحه شرحه که تغییر نمی کنند. آری استاد عزیز شما ابتدای مسیری مهجور بودن را سبب همذات پنداری میان خود و ما می دانستید و ما اکنون اسباب لایتغیر را دلیل نزدیکی میدانیم. ما با تکلف های زبان شما گهگاه که تضاد میان آنچه در دل دارید و آنچه بر زبان جاری می شود، آشناییم. ما درک می کنیم چشمی همواره گریان و چشمی همواره امیدوار داشتن چگونه است؟ ما هم در بیابانهای جنوب گمشده ای داریم که از به خاطر آوردن آن ناتوانیم. ما هم از بعضی تمایلات و بعضی دردهای هم نسلی هایمان سر در نمی آوریم. آری این دنیا نفس ما را هم بریده، آسودگی را حرام و ایستادن را بسی نا ممکن ساخته است؛ اما چه باک، که چارهای جز به کمین نشستن وقت نیست. آری این ها چیز هایی است که هیچ گاه تغییر نمی کند.
ابنای روزگار به صحرا روند و باغ صحرا و باغِ زنده دلان کوی دلبر است
جان میروم که درقدم اندازمش زشوق در مانده ام هنوز که نزلی محقر است
استاد عزیز قرارمان با دوستان این شده که ایام البیض را با هم بسوزیم، باشد تا نفسی دیگر برای سازهای ناکوکمان پیدا کنیم. از شما طلب دعا و حلالیت داریم. یا علی جمعی از دهه هشتادی ها
باسمه تعالی: سلام علیکم: از ایّام البیض گفتید، یعنی از فرآیندی که منجر به هرچه بیشتر روشنشدن مأوایی است که گم شده است. ولی با روشنیگاهِ ایّام البیض که در نزد خود حاضر میشویم، برقی زده میشود تا حضور خود را در جهانی بس گسترده و در عین حال در افقهای دور، جستجو کنیم. - باید توجه کرد که مشغولشدن به امور محسوس، حجاب درک بیشتر حقیقتِ خود میشود، حقیقتی که همواره در معرض الهام فجور و تقوای خود میباشد تا در مراقبهای حضوری و زنده، حق را از باطل تشخیص دهد و بیش از پیش به خودش و بنیادش نزدیک گردد. اینجا است که جایگاه تذکرات دینی برای دوری از حُبّ دنیا معلوم میشود، زیرا با حبّ دنیا انسان از حقیقت خود فاصله میگیرد و ایّام البیض یعنی فضایی که معنای ظلمات حبّ دنیا را برایمان روشن میکند. چه زیبا از چشمی همواره گریان و همواره امیدوار سخن به میان آوردید. خدا میداند این دو، قصه یک «حضور» است و لذا با اشکها، قلب انسان طلبِ خود را به میان میآورد و با «امید»، آری! و با «امید» به خودآگاهیِ حضوری برتر میاندیشد. اینجا است که میفهمیم ما چه اندازه در این تاریخ از طریق شهدا به وجدان توحیدی تاریخ خود نزدیک شدهایم و به قول شما در این حالت، ما را چه باک! چه چارهای جز به کمیننشستنِ «وقت». یعنی «در جهان جنگ این شادی بس است/ که برآری بر عدو هر دم شکست». اینجا است که به آیندهای، آری! به آیندهای نظر میکنیم که هنوز در ابتدای آن هستیم و اگر «هنوز نه»، هزار امیدواری در همین آیندهای است که امروزِ ما را اینچنین زیبا کرده است و سیاهرویی را بر پیشانی کسانی نگاشته است که از بیرون و درون متوجه آن آینده که بشر، معنای خود را مییابد؛ نیستند. موفق باشید.
سلام خدمت استاد: در حال خواندن کتاب سر صلات امام این حدیث از پیغمبر اکرم در کتاب آمده بود که فرمودند: کٰانَ اَخی مُوسیٰ عَیْنُهُ الْیُمْنیٰ عَمْیٰاءَ وَ اَخی عیسیٰ عَیْنُهُ الْیُسْریٰ عَمْیٰاءَ وَ اَنَا ذُوالْعَیْنَیْن. و امام در تفسیر این حدیث شریف آورده اند: جناب موسی را کثرت غلبه بر وحدت داشت، و جناب عیسی را وحدت غالب بر کثرت بود؛ و رسول ختمی را مقام برزخیت کبری، که حد وسط و صراط مستقیم است، بود. می خواستم بدانم معنای غلبه کثرت بر وحدت یا غلبه وحدت بر کثرت چیست و چگونه حد وسط و صراط مستقیم حاصل می شود؟ البته اگر وقت شما ضیغ است بنده پیگیر سخنرانی هایتان هستم و در صحبت هایتان به نوعی پاسخ به این مسئله را نیز لحاظ بفرمائید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مفصل این موضوع در «فصوصالحکم» جناب ابن عربی مطرح است. آری! جناب حضرت موسی «علیهالسلام» به میان آمدند تا به حکم نبوت تکلیف کثرات و نسبت انسان را با عالَم کثرت معلوم کنند و عملاً فقه در جهان یهودیت غلبه یافت و حضرت عیسی «علیهالسلام» به عنوان ادامه دین حضرت موسی «علیهالسلام» آمدند تا در کنار دیانت حضرت موسی «علیهالسلام» متذکر بواطن عالم شوند و محبّت در کنار تکلیف به میان آید و به همین جهت عیسویان در کنار عهد جدید که حضرت عیسی «علیهالسلام» آوردند، مقیّد به عهد عتیق یعنی تورات نیز میباشند و دیانت حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» جمعِ بین «تکلیف» و «حضور» در بواطن عالم است و نماد آن را در ائمه «علیهمالسلام» ملاحظه میکنید که در عین رعایت تمام دستورات شرع، دارای قدسیترین حضور در عالم غیب و معانی هستند. و این سیره همه محمّدیین است. موفق باشید
با سلام وادب خدمت استاد عزیز گرانمایه: از خداوند برایتان سلامتی و عاقبت بخیری خواهانم. استاد آیا کشیدن نقاشی صورت اشکالی دارد؟ مثلا کشیدن عکس حاج قاسم یا دیگر شهیدان یا اعضای خانواده و آیا این کار در عالم ماورایی انسان نقشی دارد؟ از نظر تربیتی و فقهی آیا اشکال دارد یا خیر؟ ممنون از زحماتتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به فتوای مقام معظم رهبری اشکال ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است. در مسیری که اراده الهی، روح شهدا را احاطه کرده است و مطابق آن احاطه الهی، آن شخص و شخصیت به ظهور آمده، می توان قدم زد و در آینه حرکات آنها اراده و انوار الهی را دید و هنرمندانه وصف کرد. اخیراً در رابطه با پیام امام نسبت به شهدای هنرمند که در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۶۷ دادند در اینستاگرام عرایضی شد. امید است که مفید افتاده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه میفرمایید در صورتی است که بتوانیم قلب را مطابق فطرت در نظر بگیریم. ولی در هر حال، ملاکِ صحت و عدم صحتِ دریافتهای قلبی، شریعت الهی و سیره ائمه معصومین «علیهمالسلام» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله معارف الهی با نظر به هویت اشخاصی مثل حضرت امام«رضواناللهتعالیعلیه» جای خود را باز میکنند و در همین رابطه مرحوم آیت الله بهجت فرمودند: «علم تو استاد تو است». البته این بدان معنا نیست که اگر صاحبدلی متعیّن به معرفت و اخلاق یافتیم، از او غافل باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این مسئله، مسئلهای است که خواهی نخواهی برای ما پیش میآید و به همین جهت مباحث «آیندهی دینداری ما چگونه محقق میشود» رابه میدان آوردیم. آنجا عرض شده که کم کسی میتواند به دینداریِ سنتی خود که خدا را اُبژهی خود میداند، پایدار بماند. بد نیست در این مورد سری به مباحث مذکور به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1310#7940 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم؛ بالاخره زحماتی کشیدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم کار درستی باشد. اساساً نباید به این امور دامن زد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. ولی نه آنکه آنچنان غرق آقای دکتر داوری شویم که از چشیدن حکمت خود کوتاه بیاییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن نرمافزار بر اساس دادههایی که ما به آن دادهایم، جواب میدهد. مگر میشود از این طریق برای هرکس و در هر زمان نتیجه گرفت؟ موفق باشید
