باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. هر کدام برکات خاص خود را دارد. خودتان بررسی کنید اگر جمع آن برایتان مقدور نیست، کدام یک برای احوالاتتان بهتر است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با نگاه مقام معظم رهبری، میدانِ سیاست را تحلیل کنیم به واقعیات نزدیکتر میشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی که برای خواب خود شواهد مطمئنه بیرونی نداریم، نباید به خواب اعتماد کرد. ما مأمور به تدبّر در قرآن و کسب معارف عالیهی آن هستیم. پیشنهاد میشود سری به سؤال 29560 بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودشان از طریق جمعکردن و تکاثف هوا، جسمی را که بخواهند را به خود می گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این افراد نمیتوانند خدمتی به کسی بکنند. نهایتاً بعضاً آنچه را که در آینده پیش میآید از آن خبر میدهند، ولی کاری از این جهت نمیتوان کرد. عمده رعایت تقوای الهی است که انسان را از مشکلات در امان میدارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت الکرسی فقط به آیهی اول گفته میشود و در مورد روایت فوق، منظور آیهی اول است. ولی آیت اللّه قاضی به شاگردانشان توصیه کرده بودند هر سه آیه را بخوانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از زمانی که اذان صبح گفته میشود تا طلوع آفتاب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته شخصیت حماسی ایشان ارزشمند و لازم است و بعضاً هم که ورودهای سلوکی داشتهاند مثل زحماتی که در روز عرفه کشیدند. البته بنده همهی کارهای ایشان را دنبال نکردهام تا بتوانم نظر کامل بدهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نوع برخورد با آیات برخورد خوبی است و ربطی به تفسیر به رأی ندارد که در آن نظر خود را دانسته بر قرآن تحمیل میکنید. ۲. این کاری نیست که در دل یک سوال و جواب بگنجد، کلاس میخواهد و درس و بحث. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باید نوعی دیگر زندگی کنید. زیرا بعضاً این موانع برای تجدید نظر کلی است. البته عرض کردم شاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئناً ابرقدرتیِ آمریکا تمام میشود. به تاریخی باید فکر کرد که سیاسیون ما فکر نکنند از آن به بعد ما باید آمریکا شویم و از سلوکی که تحول اساسی در نحوهی بودنِ بشریت است، غفلت شود همچنانکه تا حال در بسیاری از موارد غفلت شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً تأکید زیادی بر کسب علم شده و جناب شهید ثانی در کتاب شریف «منیة المرید» بعضی از آن روایات را آوردهاند در آن حدّ که داریم فرشتگان در مسیر طالب علم، بالهای خود را میگشایند، حاکی از آنکه آنها وسیلهای میشوند تا طالب علم، راهی به سوی حقیقت و عوالم بالا برایش گشوده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر مرگ، حکایت از آن دارد که در علم خدا معلوم است که مرگ هرکس در چه زمانی و در چه مکانی است. حال یا با اجل مسمّی که مثلاً ۸۰ سالگی است، و یا به اجل معلّق که به جهت غفلتها، مثلاً ۷۰ سالگی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی ۲۶۹۲۸ نظری بیندازید. ۲. بنده با نظر شما موافقم و معتقد هستم انقلاب اسلامی و شخص حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» مافوقِ گردونهی دوگانهی تجدد و سنتیبودنِ مرسوم در این تاریخ حاضر شدند. حتی سنتگراهایی مثل سید حسین نصر هم آنطور که شایسته بود به جهت حضور فعّال بعضی از مذهبیهای سنتی، در انقلاب حاضر نشدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار ارزشمندی است. شاید فصوص الحکم تا حدی در فهم شرح طائیه کمک کند؛ همانطور که شبیه این مطلب را ابن فارض در مورد فتوحات گفته است. حتما شنیدهاید که جناب ابن عربی از جناب ابن فارض خواست تا شرحی بر آن طائیه بنویسد و او گفت «فتوحات مکیهی» شما شرح طائیه میباشد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: مقاله ی «در جستجوی عشق در محضر شهدای هویزه» را داشتم مطالعه می کردم. از اولش که شروع کردم، یه حس گنگی به من دست داد، یعنی با خوندن هر کلمه، انگار تمام کلمات در وجودم بود و برام آشنا؛ اما نمیدونم چی هست! چی بود! گنگ بودم. انگار یه چیزی رو می شناسم، اما یادم نمیاد که چی، و هرچه جلو می رفتم، دلم بیشتر آشوب می شد. تا اینکه رسیدم به این جمله «این آن وقتی است که انسان محو جلوات الهی در آینهی انقلاب اسلامی میشود و احساس میکند در تمام حالات، این خداست که دارد خدایی میکند.» که در این هنگام یکباره قفل دلم باز شد. و حقیقتا حس کردم که این کلمات شما رو انگار از دل خودم دارم میخونم. خیلی به وجد اومدم. مدت هاست که دلم خیلی روشنه. و اکثر دوستانم نسبت به رهبری و انقلاب جبهه گرفتن؛ اما همیشه بهشون میگم که تمام این مسائل در محضر خدا و امام زمان علیه السلام هست. حال دیدم که رنگ اعتقاد دلم، همرنگ هست با این گفته های شما الحمدلله. شبی خواب دیدم که در لشکر هستم در دوران دفاع مقدس، فرمانده ما شهید قاسم سلیمانی بود، در بین سربازها، شهید چمران هم حضور داشتن. و برام تعجب آور بود که چرا شهید چمران جزو سرباز معمولی هست و با ما نشسته! شهید سلیمانی فرمانده بودن و داشتن ماموریت رو شرح میدادن، حقیر به شهید سلیمانی و شهید چمران نگاه می کردم اما شهید چمران، بیشتر دلم رو می بُرد و دیدن چهره اش خیلی منو منقلب می کرد. ببخشید خیلی دارم در نوشتار زیاده روی می کنم، اما با اجازه از این هم بگم که یک ارتباط و وصل شدن به شهید، میتونه آدمی رو از هرچه دنیا هست بکنه و ببره به جایی که فقط میشه حسش کرد و اصلا قابل شرح نیست، حالی که آدم احساس میکنه از همه چیز فارغ و جداست و خودش هیچ یک از این چیزایی که می بینه نیست؛ بلکه خودش چیزی هست که فقط میتونه با اون حس و حال زیبا، بچشه و احساسش بکنه اون حالی که احساس میکنه انگار به حقیقت الان پیش شهید هست. و تمام وجودش از دنیا کنده میشه. انگار دیگه به هیچ چیزی تعلق نداره. و علامتش سوز شدید و بُغضی بسیار و سیل اشک هست که فقط باید چشید. به حقیقت اگر هنگام مرگِ من، یک شهید بیاد کنارم و این حال به من دست بده، خدایی دوست دارم هر لحظه جان بدم و مدام این حال رو بچشم. حال، این فقط چشیده ای بود از این روسیاه و جاهل... و چه چیزی چشیدند اصحاب عاشورا. ببخشید ؛ قصد این همه مزاحمت نداشتم. اما احساس کردم که شما بر دل این حقیر می خوانید؛ و این حقیر از دل شما می خوانم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این هم از برکت شهداء است که ما بیش از پیش با حقایق تاریخیِ خود آشنا میشویم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم سلام علیکم: شهادت سردار رشید اسلام سپهبد قاسم سلیمانی را خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حق شون امام خامنه ای این قلب تپنده دلهای بیدار و منتظر و جنابعالی به عنوان سرباز جبهه فرهنگی و دینی این عزیزان تسلیت و تبریک عرض می کنم. جانانم مراد از تصدع اوقات طرح سوالیست که سالهاست با من هست و باعث اضطراب و افسردگی و تفرق و سردردهای شبانه و فشارهای روزانه شده، به طوریکه به جان آمده و شب و روزی نیست که آه و افسوس نکرده و اشکهایی جاری نشود. زیاد متصدع نمیشوم و یک راست به اصل مطلب می پردازم، استاد عزیزتر از جانم حقیر در این حدود ۳۳ سال که از عمرم گذشته، شب و روزی نبوده که به تکامل و اصلاح روح و روانم فکر نکرده باشم و تا حدودی عمل نکرده باشم، اما انگار در یک تسلسل عجیب گیرافتاده ام و انگار قرار نیست که اتفاق مثبتی بیوفتد و از این زندان بی در و دیوار که ظهورش این روزمرّگی و ناامیدی و اضطراب همیشگی قلب و وجودم می باشد، سالیان سال هست که انتظار فرجی در این کار می کشم و هر اتفاق و امتحانی که پیش میآید بنایش را بر این میگذارم که این وسیله رسیدن به آن فرج و آن گشایش می باشد، هرچند که ارتباط ظاهری چندانی با این داستان نداشته باشد و امید دارم که بزودی آن اتفاق موعود بیوفتد و رهایی پیدا کنم. جانانم سالهاست یک ندای درونی میگوید فلانی تو قرار است که نقش مهمی ایفا کنی و ان شاءالله شهادت در این راه از باب فضل الهی نصیبت خواهد شد اما بقول سردار شهیدمان تو تا شهید نباشی، شهید نمیشوی. شهید نیستم و شهادت می خواهم و هیچ تصوری ندارم این سربازی و این جانبازی در قواره و تقدیر من چگونه نوشته شده است! مرا چه می شود؟ بکجا می روم؟ چه میگویم؟ فدایتان شوم ای آرامش قلب بی قرارم! والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم باید به مأوایی فکر کرد که به عنوان تقدیر الهی در آن قرار دارید و در این حال، بودنِ شما برایتان پذیرفتنی میشود و در آن بستر، آنچه وظیفه است انجام میدهید تا «آنچه پیش آید خوش آید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت به معنای شکلدادنِ سایهی احکام الهی است بر سر جامعه تا حقی ضایع نشود و عدالت به معنای واقعی آن محقق گردد. اگر دولتها بر اساس ولایت احکام الهی که ولیّ امر متذکر آن است عمل کنند، عدالت به معنای واقعی حاکم میشود. ولی اگر مردم بر اساس خط و خطوط و یا سلائق شخصی عمل کنند، همچنان سرِ عدالت بیکلاه خواهد ماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که همیشه آنچه خداوند برای ما حجت قرار داده است، عقل و شرع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحهایی که باید رجعت کنند، به همین دنیا برمیگردند و بدنی مناسب این دنیا برای خود ایجاد میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که توبه یعنی رفع آنچه نباید پیش میآمد و پیش آمد، و با توبه نوعی برگشت به آن اصل مینماییم بر اصلی که طالب آن هستیم. در مورد حق النّاس به هر حال باید آن حقّ اداء شود. ولی در حدّی که به قول شما اگر محدود به حلالیتطلبیدنی است که کار را بدتر میکند، موضوع متفاوت میشود و اینجا است که با استغفار برای طرف، کار حلّ میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اقلاً باید به شرح سورهی «حمد» حضرت امام رجوع جدّی داشته باشید. موفق باشید
سلام خدمت استاد: در حال خواندن کتاب سر صلات امام این حدیث از پیغمبر اکرم در کتاب آمده بود که فرمودند: کٰانَ اَخی مُوسیٰ عَیْنُهُ الْیُمْنیٰ عَمْیٰاءَ وَ اَخی عیسیٰ عَیْنُهُ الْیُسْریٰ عَمْیٰاءَ وَ اَنَا ذُوالْعَیْنَیْن. و امام در تفسیر این حدیث شریف آورده اند: جناب موسی را کثرت غلبه بر وحدت داشت، و جناب عیسی را وحدت غالب بر کثرت بود؛ و رسول ختمی را مقام برزخیت کبری، که حد وسط و صراط مستقیم است، بود. می خواستم بدانم معنای غلبه کثرت بر وحدت یا غلبه وحدت بر کثرت چیست و چگونه حد وسط و صراط مستقیم حاصل می شود؟ البته اگر وقت شما ضیغ است بنده پیگیر سخنرانی هایتان هستم و در صحبت هایتان به نوعی پاسخ به این مسئله را نیز لحاظ بفرمائید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مفصل این موضوع در «فصوصالحکم» جناب ابن عربی مطرح است. آری! جناب حضرت موسی «علیهالسلام» به میان آمدند تا به حکم نبوت تکلیف کثرات و نسبت انسان را با عالَم کثرت معلوم کنند و عملاً فقه در جهان یهودیت غلبه یافت و حضرت عیسی «علیهالسلام» به عنوان ادامه دین حضرت موسی «علیهالسلام» آمدند تا در کنار دیانت حضرت موسی «علیهالسلام» متذکر بواطن عالم شوند و محبّت در کنار تکلیف به میان آید و به همین جهت عیسویان در کنار عهد جدید که حضرت عیسی «علیهالسلام» آوردند، مقیّد به عهد عتیق یعنی تورات نیز میباشند و دیانت حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» جمعِ بین «تکلیف» و «حضور» در بواطن عالم است و نماد آن را در ائمه «علیهمالسلام» ملاحظه میکنید که در عین رعایت تمام دستورات شرع، دارای قدسیترین حضور در عالم غیب و معانی هستند. و این سیره همه محمّدیین است. موفق باشید
استاد بزرگوار سلام و احترام: در حال مطالعه پرسش و پاسخ های شما درباره فضای مجازی بودم که پرسش ۳۱۴۷۲ را دیدم. چنانچه بنده را می شناسید مطلع هستید که بعد از اتمام پایه 6 حوزه به طور جدی وقت خود را روی فضای مجازی گذاشتم و تلاش کردم طی 3 سال گذشته هر آنچه که کمکی به درک بهتر فضای مجازی می کرد را بیاموزم. بسیار سرزنش شدم و برخی از آنهایی که استاد و مشاور و مباشرم بودند مرا ملامت کردند. آنهایی که در همه چیز نیز سنتی می اندیشند گفتند که طلبگی را رها کرده ام و باید منتظر عذاب الهی باشم. با این حال یک هدف بیشتر نداشتم و آن انجام کاری که بود که سال ها روی زمین مانده بود. (آنچه عرضِ من است و من روی آن تکیه میکنم این است که فضای مجازی بدون اختیار ما، از بیرون از اختیارِ ما دارد مدیریّت میشود؛ - حضور در این فضا باید یک حضور جریانساز باشد، - فضای مجازی میتواند ابزاری باشد برای زدن توی دهن دشمنان و...) هدف شناخت عرصه، به دست گرفتن ابتکار عمل در این فضا و شروع یک حرکت جریان ساز بوده که به حمدلله در حال پیشرفت است. اما آنچه در پاسخ خود فرموده بودید با نگرانی ها و دغدغه هایی که این روزها همه فکر و ذکر مرا مشغول کرده جمع نمی شود. اینترنت هنوز از من جوان تر است و تازه ۲۷ سال دارد ولی می بینیم با چه رشد سرسام آوری از یک صفحه وب که فقط چند کلمه متن سیاه و آبی روی آن نوشته شده بود تبدیل شده به چنین موجود پیچیده و عجیب و ترسناکی. حالا فکرش را بکنید که مارک زاکربرگ هم همین روزها نام شرکت فیسبوک را به متا تغییر می دهد و همه بودجه و توان شرکتش را می گذارد روی پروژه متاورس. تصور کنید وقتی واقعیت مجازی، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، پردازش تصویر و رمزارزها در فضای بلاکچین متاورس را توسعه بدهند چه خواهد شد؟ فضایی که تنها در فیلم هایی مانند Ready Player One و ماتریکس دیده بودیم همان چیزی است که امروز همه دغدغه شرکتی است که اینستاگرام تنها یکی از شبکه های بزرگ در اختیارش است. شرکتی که تقریبا تمام سهامش صهیونیستی است و پروژه متاورس قرار است وب کلیکی را به دنیای ارتباطات در واقعیت مجازی تبدیل کند. حالا این را در نظر بگیرید که شرکتی که در اینستاگرام ما را راحت نمی گذارد و الگوریتم های هوش مصنوعی و سیستم پردازش تصویرش هر پیجی که عکسی از حاج قاسم دارد را حذف می کند در فضای سه بعدی متاورس که قطعا نسل بعدی اینترنت است چه جایی برای دین و فرهنگ ما باقی خواهد گذاشت. اگر امروز نوجوان ما در اتاقش با افرادی در ارتباط است که پدر و مادرش حتی روحشان هم خبر ندارد در متاورس می تواند با یک عینک واقعیت مجازی کجاها برود و چه کارهایی انجام بدهد؟ در همان گوشه اتاقش. وقتی اینترنت در طی ۲۷ سال به اینجا رسیده گمان می کنید ما با متاورس چقدر فاصله داریم؟ نسل اینترنت 5G و 6G ، تلاش برای ایجاد دسترسی اینترنت ماهواره ای رایگان در سراسر جهان که تاکنون در نقاط مختلفی آزمایش شده، مهاجرت شرکت های بزرگ فناوری مانند IBM به تولید ابررایانه ها، تراشه های پردازش کوانتومی و پایان سرویس دهی شرکت های بزرگی مانند الکسا همه خبر از دنیای جدیدی می دهند که پیش رو داریم و اصلا نه در سطح نخبگانی و نه به طبع در سطح عمومی برای آن آماده نیستیم. اکنون به پاسخ شما برمی گردیم. این فضای انقلاب اسلامی که فرمودید در دل آن می توانیم در جهانهای گشوده همدیگر حاضر شویم در زندگی دیجیتالی ده سال آینده و دنیایی که از طریق سلطه واقعیت مجازی تربیت، دین و فرهنگ همه جوامع را در دست خواهد گرفت کجا و چگونه محقق خواهد شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه این نکات دقیقی که فرمودید و ما هرگز نباید از این امور بیگانه باشیم و در آن سهیم نگردیم، فراموش نفرمایید که اگر از آن طرف منوّر به محتواهای ملکوتی نگردیم جواب بشر امروز را ندادهایم. ملاحظه کردید ما در همین فضای مجازی با طرح ابعاد روحانی حاج قاسم سلیمانی و تذکردادن به ملکوت شخصیت آن مرد بزرگ، چگونه آن حضور را پیدا کردیم که ملکوت، بر ناسوت متصل گشت. پس راه ما بحمدلله از طریق انقلاب اسلامی روشن است راهی که باید جهان کمّی را به جهان کیفی متصل کرد. عرایضی در بحث https://eitaa.com/khanehtolab/310 شده است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزتر از جانم: استاد طاهرزاده. با حضور در بستر انقلاب اسلامی به این باور رسیدیم و مشاهده میکنیم که جهان ما، از جهان عرفا بزرگتر شده است. در اوج آن میشود اشاره کرد به دوران دفاع مقدس و حضور گسترده ده ها میلیون نفر در تشیع پیکر سردار دلها حاج قاسم سلیمانی. طریقت سالک برای طی کردن مراتب عبودیت روشن تر گردیده است لکن هنوز حجاب های بین عبد و معبود غلیظ است و نازک نشده است. آنچه که در محیط بشر، امروز به اوج خودش رسیده، نبرد بین جاهلیت مدرنِ مجهز به صلاح علم است با عقلانیت کارآمد انقلابی. این جاهلیت مدرن است که با این صلاحِ دانش و این ابزارهای رسانه ای و تبلیغاتی عظیم که در خدمت شهوت و غضب است به جنگ با تمدن اسلامی آمده است و این دو هرگز با هم آشتی نمیکنند. امروز پرچم تمدن نوین انقلاب اسلامی به دست ماست. و وظیفه ما است که در مقابل این گفتمان و نظام جاهلیت مدرن که در مقابل ماست با صلاح عقلانیت، وحدت و ایمان ایستادگی کنیم ، برای رسیدن به آن هدف متعالی و تربیت انسان قدسی. خیلی از دوستان و عزیزان طلبه و دانشجو گله کرده اند که چرا استاد، در کنار محوریت هدف خود و برای تبین آرمان ها، در کنار نشر، تبین، سخنرانی و تفسیر(المیزان - حافظ و مولانا) در میدان عمل دور از قشر جوان اند و در یک کار تشکیلانی تراز انقلاب از ما استفاده نمیکنند و قوت کار خود را در رسالت کار خود بیشتر نمیکنند؟؟! آیا در مقابل نظام غرب و آرمانهای غربی امروز نیازمند به تشکیلات قوی متناسب با زمانه خود نیستیم؟ منتظریم یکی از بیرون بیاید و ما را در کنار هم قرار دهد و در مسیر قوت تمدن نوین اسلامی بیندازد؟َ و یا منتظریم آن عده ای از مدیران و مسئولان ناکارآمد غرب زده (چه در حوزه ها و دانشگاه ها و چه در ارگان های انقلابی) که فرو رفته در آرمانهای غربی هستند، منجی بشر باشند؟ پس اگر این جور نیستیم، چرا در میدان عمل، حاج قاسم ها دیده نمیشوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحمدلله متوجه نکات خوبی هستید و امیدوار باشید تا با حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، حجابهای بین عبد و معبود، رقیق و رقیقتر شود. ۲. فکر میکنم اگر اجمال حضور تاریخی رفقا در انقلاب به مرور به تفصیل درآید هرکدام در هر جایی که هستند، حاج قاسمی خواهند بود با همان سیره و وسعتی که او داشت. وظیفه امثال بنده تذکر به رازگونگی حضور تاریخی ما میباشد که منجر به درک شخصیت نهفتهای است که در جوانان ما مستقر است به همان معنایی که راه آن حضور، پیدا شود. آری! اگر پیدا شد «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».
در مجموعه یادداشتهایی که با عنوان «حاج قاسم سلیمانی و معنای حضور تاریخی ما» در سایت هست، سعی بر آن است که متوجه راهی شویم که حاج قاسم، نمادِ آن راه است. موفق باشید
