بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده عزيز: چند سال قبل در محضر يكي از شاگردان مكتب مرحوم علامه طباطبايي قدم به سلوك گذاشتم. نتايج عالي بودند ولي بروز ابتلائاتي، موجب كم كاري من و بتدريج كم توجهي استاد و از دست دادن ايشان شد. اگرچه مي‌دانستم كه در مسير، بايستي با اعتماد به استاد، دستورات او را با اعتماد كامل انجام مي‌دادم. كه مي‌دادم، اما نتوانستم براي رسيدن به پاسخ سوالهايم صبر كنم. آنقدر تشنه دانستن بودم كه شروع به خواندن كتب عرفاني از جمله كتابهاي حضرتعالي كردم. در آن سالها فهم من از كتب عرفاني امام خميني و ... بدون اينكه مقدماتي را گذارنده باشم، براي خودم جالب بود. حتي درك من از آيات قرآني بدون اينكه تفسيري خوانده باشم خاص شده بود. از قرآن مطالبي را مي آموختم كه بعدها در منابع مرتبط به صدق درك خود واقف مي شدم و نيز بركاتي كه در شب نيمه شعبان و شب قدر عايد شدند كه در آرزوي تكرار آن هستم. امروز اولين روز از اربعين موسوي است و من بشدت طالب شروع اربعينيات خود هستم و نيازمند كمك. اعينوني.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی کار را ادامه دهید و در این تاریخ به شهدا فکر کنید و این که قرآن می‌فرماید: «وَيَستَبشِرونَ بِالَّذينَ لَم يَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم أَلّا خَوفٌ عَلَيهِم وَلا هُم يَحزَنونَ» و آن بشارتی است که شهدا به کسانی می‌دهند که در تاریخ مقابله‌ی اسلام با استکبار حاضر شده‌اند. حضور تاریخی با عشق عرفانی کاری می‌کند کارستان در آن حد که حتی شرکت در انتخابات برای چنین انسان‌هایی از صد حجّ ثمر بخش تر می‌شود و این برای هر کسی پیش نمی‌آید. موفق باشید

30866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت استاد. ببخشید در مورد اینایی که مرگ موقت (تجربه های نزدیک به مرگ) را دارند قوه خیال فعال است یا نه؟ قوه خیال نقشی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در موطن خیالِ نفس ناطقه، این امور واقع می‌شود. مثل آن‌که در خواب پیش می‌آید. ولی چون تا حدّ نسبتاً زیادی نفسْ نسبت به بدن انقطاع حاصل کرده، حالت آن حضور شدیدتر است همان‌طور که در برزخ و قیامت که انقطاع کامل حاصل شده، آن صورت‌ها فوق‌العاده شدت می‌یابد. موفق باشید

30812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقتی رزق کلا دست خداست و توصیه شده برای افزایشش صدقه بدهیم و حتی در قرآن می‌فرماید از چیزی که خودشون دوست دارن و لازم دارن می‌دهند. پس چرا یک جای دیگر می‌فرماید آنقدر انفاق نکن که دستت خالی شود؟ (صفر ید).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا وقتی پای افراط پیش آید، از نظام تعادل و حکمت خارج می‌شویم و نسبت ما با خدای حکیم، به هم می‌خورد. موفق باشید

30645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ببخشید استاد اینکه چند مطلب را چطور میشه جمع کرد: ۱. اینکه در بعضی روایات هست حاجت دیگران را فبل از درخواست برآورده کنید ون گذارید فرد آبروی خودش رو بریزه از یه طرف اگر فرد طلب نداشته باشه هم ممکنه قدر دونسته نشه هم شاید یه جورایی فضولی بشه تو زندگی فرد جمع اینها چطور ممکنه علاوه بر اینکه بعضی میگن تا کسی ازت درخواست نکنه نمیخاد مشکل کسی را حل کنی. استاد مطالب اخیر جملم را بیشتر در مباحث روانشناسی دیدم. ۲. استاد گاهی فکر می‌کنم علم روانشناسی خیلی از موضع قدرت نگاه میکنه و گاه گمان می‌کنم وقتی از طریق علم اونها به خصوص در جامعه پیش نری یه جورایی ارزش قایل نمیشن برات باید چکار کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جایی که متوجه شدیم طرف نیازمند است و می‌توانیم نیاز او را برآورده کنیم، نباید تعلل کنیم تا نیاز خود را اظهار کند. و آن جایی هم که نمی‌دانیم طرف نیازمند است، اگر اظهار کرد و مطمئن به صداقت او شدیم و بتوانیم نیاز او را برآورده کنیم، واجب است که چنین کنیم. موفق باشید

29450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اخیرا خبر از ساخت موفق واکسن کرونا توسط شرکت آمریکایی داده شده است. سوالات سایت در مورد کرونا را جستجو کردم بعضا سخن از الهام به پزشکان ایرانی در راستای انقلاب بود یا سخن از زمین گیری علوم جدید که این‌هم ظاهرا ناشی از عدم آشنایی با مکانیسم ساخت واکسن است که چون با جان میلیاردها نفر ارتباط دارد نمی‌توان بدون طی پروسه طولانی آزمایش آن را روانه بازار کرد زمانی می‌توان دم از ناکارامدی زد که اثبات کنید با این علوم هیچ گاه نمی‌توان به واکسن رسید که خود بهتر می‌دانید دلیلی برین ادعا ندارید بلکه با ساخت واکسن توسط آمریکا کارامدی علوم جدیده ثابت شد و انقلاب نه تنها کاری نکرد دعا و توسل هم گرهی نگشود. بفرض ایران هم موفق به ساخت واکسن می‌شد جز این بود که با علوم جدیده موفق به این کار می‌شد بنظرم شما بهتر است قدری از نگاه ایدئولوژیک خارج شوید و مسائل را صرفا از دریچه تنگ انقلاب نبینید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی خوب است جنابعالی عجله نکنید. بحث ما در رابطه با هویت جهان مدرن است. آیا واقعاً برای عبور از بحران کرونا، یک واکسن جواب می‌دهد؟ و یا این، آدرسِ غلط‌دادن است به پدیده‌ای که جهان مدرن را فرا گرفته؟ و این چیزی نیست که بنده و امثال بنده مطرح کرده باشیم. این نگاهی است هستی‌شناسانه و پدیدارشناسانه به هویت جهان مدرن. بر فرض که از این بحران نیز درآمدیم، به گفته‌ی هگل با جهانی که سراسر گرفتار تضادهاست، چه باید کرد؟ موفق باشید

29327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به اینکه انقلاب اسلامی آینده ای توحیدی در پیش دارد و این انقلاب وصل به ظهور حضرت حجت و حکومت جهانی مهدی عج الله تعالی می‌شود، آیا می توان گفت کسی که اصلاح نفس می‌کند و فوق زندگی غالب مردم برای خود زندگی دینی به معنای واقعی کلمه تعریف کند و رویکردش و نیتش خدمت به انقلاب اسلامی برای پدید آمدن آن جامعه ی توحیدی است و همچنین نفرت به کفر زمانه را در قلب خود زنده کرده و از روش و منش آنها بیزار است (هر چند این شخص به عمل ظاهری در بین اجتماع برای پیشرفت انقلاب و مسلمانان دست نیابد) آیا این شخص در زمره مجاهدان است؟ یا اینکه مجاهد حتما کسی است که علاوه بر نیت قلبی در ظاهر هم برای اجتماع مسلمانان کارهای بزرگ انجام دهد مثل حاج قاسم و امثال او.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این روحیه موجب می‌شود که انسان در زمره‌ی مجاهدین باشد. عمده آمادگیِ روحی است. حال هرچه پیش آمد در مواجهه با آن پیشامد، روحیه‌ی انقلابی و مجاهدانه است که مفید خواهد بود. موفق باشید

28430
متن پرسش
سلام علیکم: بحث تمایز سوبژه و ابژه که در نگرش و بینش مدرنیته به عالم و انسان پیش آمد، آیا صرفا مخصوص مباحث فلسفی و انسان شناسی است یا در تمام شئون فردی و اجتماعی انسان و جهانبینی او تاثیر دارد چون گویی حضرتعالی هم این بحث را محدود به سری مباحث فلسفی و انسان شناسی نمی کنید و معتقد به گذار آن در تمام عرصه ها هستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً. ما همه حتی اکثر افراد مذهبی که گرفتار آگاهی نسبت به حقایق هستند به جای احساسِ حضور در آغوش حقایق، به نحوی گرفتار دوگانگی بین اُبژه و سوبژه و نیهیلیسم هستند. امروز تنها از طریق انقلاب اسلامی به همان روشی که شهداء، خود را در آن یافتند می‌توان از آن نوع دوگانگی تا حدّی رهایی یابند. زیرا وقتی مدّ نظر انسان، حقیقت باشد و نه مفاهیمی از حقیقت، عملاً نظر به حقیقت عین اتحاد با آن می‌شود و این امری است که با دیانت به معنای واقعی آن پیش می‌آید. موفق باشید

28429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید: نسبت به نظر رهبری نسبت به صدای زنان که فرمودند اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده‌‏اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.» چگونه می‌توان آن قصد و ریزه را درون خود تشخیص داد یعنی چه مبنایی بر آن است مثلاً اگر به قصد آرامش گرفتن که خب صدای زن لطیف‌تر است باشد مانند موسیقی درمانی که الان هست چگونه برداشت می‌شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این به خود انسان مربوط است که چه نسبتی با آن موسیقی برقرار کند. موفق باشید

28220
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: شهود توحید افعالی به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با هر فعل و حرکتی روبه‌رو شویم متوجه‌ی نقش جلالی و کبریایی حضرت حق بگردید، به نور شهود توحید افعالی منوّر شده‌اید. یافتنی است و نه گفتنی. موفق باشید

28059
متن پرسش
سلام: چه تفاوتی بین گروه فدائیان اسلام و داعش هست درحالی‌که فدائیان اسلام هم احمد کسروی را مرتد و کافر می‌دانستند و تکه تکه اش کردند در حالیکه می‌شود احتمال داد احمد کسروی یک درصد مرتد نبوده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های کسروی حکایت از ارتداد او می‌کند و مرحوم نوّاب از آیت اللّه مدنی اجازه می‌گیرد و حتی پول خریدن اسلحه را از علمای تهران می‌گیرد. این کجا و کار داعش کجا؟!! موفق باشید

27752
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما استاد گرانقدر: الحمدالله توفیق داشتیم که چند سالی مباحث شما را دنبال کنیم و به یک نگاه متفاوتی از جهان بینی دینی رسیده ایم. حالا با توجه به فضای التقاطی که در جامعه هست در بسیاری از امور امر بر ما مشتبه می شود از جمله اینکه ما با یک گروه جوانان ولایی تصمیم گرفتم در منطقه خودمان فرهنگ مواسات را به حول و قوه الهی ایجاد کنیم و در این خصوص جریان سازی کنیم ان شاءالله. یکی از دوستان مجموعه از فارغ التحصیلان رشته توسعه دانشگاه است و در ابتدای بحث و برنامه ریزی برای تبیین نقشه راه ایشان مساله سیستم و تعیین شاخص و نرخ و ...این مفاهیم رو مطرح کردن و قائل هستند که اگر در این چارچوب برنامه ریزی نشود کار عمل گرایانه است و بی نتیجه. بنده برایم این گره ایجاد شده که چقدر در این مقوله می شود نگاه سیستمی و سنجش محور داشت و آیا با این نگاه از آن نگاه قدسی که به صرف تکلیف نظر دارد و نه سنجش نتیجه دور نمی شویم و اگر شما نگاه سیستمی را تایید نمی کنید چه مدل و الگویی را پیشنهاد می نمایید ؟مثلا ایشان می‌گوید باید شاخص های مواسات رو مشخص کنیم بعد برنامه بریزیم و هی آزمون و خطا کنیم و ببینیم که بعد از یکسال چقدر نرخ مواسات افزایش داشته. بعد بنده یکی از سوالاتم این است که شاخص اخلاص که به شدت در ایجاد و تقویت این جریان موثر است چگونه قابل سنجش است و سوالاتی از این قبیل. اگر در این خصوص کتبی معرفی بفرمائید بسیار شاکر و ممنونیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید خود را مشغول این نوع مباحث کرد. البته متفکرانی مثل گادامر در کتاب «حقیقت و روش» روشن می‌کنند برای رجوع به حقیقت، لزوماً نیاز به روش خاصی نیست تا بخواهیم در یک نظام‌مندیِ سیستماتیک خود را محصور کنیم. به نظر می‌آید راهی که مقام معظم رهبری به تأسّی از روش انبیاء در مقابل ملت گذارده‌اند و مردم نیز با صداقت کامل در همین راه در حالِ نقش‌آفرینی هستند، راهی است که ما باید در آن قدم بگذاریم. این همان حرکت جهادی است که در عین داشتن تعریفی مشخص، چندان هم خود را اسیر تعریف‌های انتزاعی نمی‌کند. موفق باشید

27074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خواستم در موردی راهنمایی بفرمایید. اینکه در آیات قرآن کریم داریم که قبل از قیامت شهری نیست مگر اینکه هلاک یا عذاب شدید شوند و این در کتاب قوانین الهی است و اینکه داریم خداوند شهری را هلاک نکند مگر اینکه قبل آن با ارسال رسول با مردم اتمام حجت کند، در ذهنم اینگونه بود که رسول، حتما نبی است. حال با توجه به ظهور امام زمان (عج) و اتمام حجت در آینده تاریخ، خواستم لطف بفرمایید که در مورد آن قسمت اول و ارسال نبی رسول و اینکه امام زمان (عج)، امام هستند راهنمایی بفرمایید که آیا این رسول و امام فقط یک مصداق در کلمات متفاوت است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باطن نبوت و امامت، ولایت است و ولایت به معنای قرب بی‌واسطه با حضرت حق می‌باشد. موفق باشید

26497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرق جن و فرشته و انسان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بزنید إن‌شاءاللّه جواب سؤال خود را می‌یابید. کتاب‌ها بر روی سایت هست. موفق باشید

26316
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به نزدیکی ایام انتخابات ۹۸، تا چه حد امیدوارید مردم، انتخابی در طراز گام دوم انقلاب بکنند و نشان دهند اساساً با دید عمیق و کلان تری قصد تمدن سازی در این گام را دارند؟ آیا این دفعه واقعاً می توانیم یک انتخاب اصیل بدون جناح گرایی و قبیله گرایی سیاسی بلکه با شاخص های ولایت و مردمسالاری دینی نه با عقل غربی و ذیل تعریفات لیبرال_دموکراسی ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده در افق آینده می‌بینم، حضور مردمانِ فرهیخته‌ای است که در دلِ انقلاب در حالِ تولدیافتن هستند و البته این، در یک فرآیندِ زمانی شکل می‌گیرد. حال چه اندازه در انتخابات پیشِ رو محقق می‌شود، نباید ناامید بود ولی انتظارِ بیش از حدّ هم نباید داشت. موفق باشید

24281
متن پرسش
سلام علیکم: فردی هست که حدود یکماه به علت سرطان بدخیم در کما بسر می برد و با دستگاه زنده است حال با توجه به اینکه اگر بدن به اندازه ای خراب شود که دیگر توسط نفس قابل استفاده نباشد، نفس بدن را رها می کند. حال اگر خانواده این بیمار رضایت دهند که دستگاه رو جدا کنند آیا شرعا اشکالی دارد؟ لازم به ذکر است این خانواده از نظر اقتصادی نیز در وضعیت بدی هستند و هزینه دستگاه و یا نماز و روزه قضا را به سختی تهیه می کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً باید به نفس ناطقه‌ی آن فرد اجازه بدهند تا خودش بدن خود را تدبیر کند و اگر احساس کرد آن بدن قابل تدبیر نیست آن را رها کند و راحت شود. موفق باشید

34882
متن پرسش

به اسم حضرت معـشوق تنها سلامی که آرزو دارم  تقدیمتان کنم سلامی ورای زمان از یار است. او که هر دم سلاممان می دهد امیدوارم هر لحظه بهتر شنونده باشید. امروز روز زنده شدن حقیقی آقا مرتضی است! باشد که با آن حقیقت قدسی واسطه ی زنده شدن ما نیز باشند در این شب پر قدر التماس دعای وصال داریم. در میان سوالات گاه نام عشق بر چشمم می‌خورد. آری عشق! زیبا مسلخی که جز نکو در آن از غیر از معشوق کشته نشود و اما دردِ عشق! عجب دردیست ناامید اگر بشوی معشوقی میابی از رگ گردن به خود نزدیک تر به قول مولایمان آنکه جانم در دست اوست آنکه شبی ما را عاشق نمود اما آنچه دل را به درد می آورد نامروتی است خارج از دایره ی دردِ عشق و آن دور شدن های منِ توهم بار است. وا مصیبتا حال دریافتم گناه را چرا عذابی سخت گویند چرا که ز تو دور می‌شویم. فکر ها و سخن هایی که بوی نیستی می‌دهند گاه اشکم را در می آورند نیستی هایی که طناب بر گردنم انداخته اند یا به قول خودتان شاید اگر شیطان بیاید بگوید تو که خودت می آیی طناب دیگر نیاز نیست. آری هرگاه معشوق به ظاهر عقب نشینی کند به معنای محرومیت نیست که در جواب یکی از سوال ها فرمودید اما این دور شدن هایی که دلیلش این من توهم انگیز است چه؟ در باب رحمت هست و ناامیدی جایز نیست توبه نیز هست جواب سوال نیز مشخص اما گاه بعضی جوانب عجیب جانکاه و جانزا می‌شوند گویا قرار است سخنی از حق بشوند تا در جایگاه پیشین خود که درست نبوده را ترک کنند در میکده ی عشق پریشان و پرسان سراغ صاحب خانه را گیرند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که زندگی یعنی «انس با خداوند»، و در این تاریخ، انس با خدای حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» یعنی خدایی که شهید آوینی عزیز پیدایش کرد و از آرمانِ آوینی با آن سبیلِ نیچه‌ای‌اش تبدیل شد به آقا سید مرتضی آوینی. و ما نیز با همه ضعف‌های‌مان یک راه بیشتر نداریم و آن این‌که با آن شهید بزرگوار، خود را و زندگی‌مان را معنا کنیم. روز گذشته در رابطه با آن شهید عرایضی شد که خوب است به صوت آن جلسه رجوع فرمایید https://eitaa.com/sabbar_ir/1933. موفق باشید

34520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و تبریک میلاد مولی الموحدین امام علی علیه السلام: در خصوص اوضاع زنان و خانواده و نگرانی هایی که در پرسش ۳۴۴۹۶ مطرح شد می‌خواستم عرض کنم به نظر می‌رسد بعد از ۴۴ سال از انقلاب روشن شده که جریان انقلاب و حتی شخص رهبران انقلابی نتوانستند مسئله جایگاه زن را درست تبیین و ترویج کنند (گرچه کار را در عمل عمدتا فمینیستهای مسلمان!! دولت اصلاحات جلو بردند). بنده در مکاتبه ای که با استاد محسن قنبریان داشتم نکات خود را مفصل عرض کردم و دیدم ایشان هم پاسخی نداشتند. فی الواقع حتی از مباحث شبه فقهی و مغالطی ایشان در توجیه غیرمستقیم اوضاع فعلی هم حیرت کردم. استاد عزیز باید بپذیریم رهبران انقلابی ما و به تبع آنها بزرگوارانی چون شما و آقای قنبریان با وجود تمام ارادتی که به آنها داریم به دنبال جمع بین اسلام و فمینیسم بودند و این جمع جدلی ضرورتا یک جمع مکسر و مخرب از کار در آمده و اکنون زمان آن رسیده که از این راه توبه و تجدید نظر کنیم. امروز زنان مذهبی ما هم مگر نوادری به آسیبهای اشتغال بیرون برای ازدواج و خانواده دچار شده اند و این کاملا واضح است. می‌فرمایید زنان ما در چارچوب نگاه اسلامی احساس مظلومیت می‌کنند، باید پرسید مگر اشتغال در بیرون فی نفسه هیچ ارزشی در اسلام دارد مگر ابزاری باشد برای تامین معاش که آن هم به عهده مرد است؟ حدیث صریح از حضرت امیر (ع) هست که زنان در آخرالزمان به خاطر حب دنیا رو به اشتغال می آورند. باید پرسید که زن که سر هر بچه باید سه سال را مشغول حاملگی و شیردهی باشد چه طور می‌تواند به اشتغال بیرون منزل مشغول باشد که یا باید قید فرزند آوری و پروری را بزند یا با فشار کارفرما به عدم فرزندآوری یا حقوق کمتر مواجه شود یا تحت فشار دوجانبه اشتغال و مادری منگنه شود و تازه با ورود زنان به بازار دستمزد مردان هم کمتر شود تا با وجود اشتغال هر دو نفر هم نتوانند کفاف زندگی را دهند! آخر این از حماقتهای فمینیسم مدرن نیست که ما هم در کمال تعجب دچارش شدیم؟ در خصوص حق طلاق زنان و مردان بدون عذر هم تجربه دولت ریگان جلوی چشم ماست که چه طور با اجرای قانون حق طلاق بدون عذر برای زنان و مردان، زنان در درخواست طلاق گوی سبقت را از مردان ربودند و شاهد سونامی طلاق گیری زنان شدند، فلذا بعد از یک دهه قانون را لغو کردند با این که صدمه وارد شده بود. آیا این موید حکیم بودن شارع مقدس نیست در عدم اعطای حق طلاق به زنان؟ پس ظلمهایی که به زن ادعا شده اولا از ناحیه احکام شریعت نیست. برخی از این ظلمها توهم ظلم است. اما ظلمهای واقعی را هم اسلام با «عاشروهن بالمعروف» منع کرده است. شریعت مقدسه با برداشتن بار اشتغال از دوش زنان، سختی های حاملگی و بچه داری را برایشان جبران و با نوید سرورانگیز «الجنة تحت اقدام الأمهات» بهشت را هم برای آنها تضمین کرده، پس دیگر چه جای ناسپاسی و اعتراض به حکمت بالغه ربوبیه؟! استاد تجربه فمینیسم در غرب یک انحطاط و فاجعه کامل بوده است و امروز بنده به عنوان دانشجوی دکتری فلسفه و پژوهشگر در این زمینه دیدم حتی برخی محققین زن در غرب چه طور ندای بازگشت زن به آغوش خانه و فرزندان را می‌دهند ولی امروز ما هم با روشهای فمیمیستی شبه اسلامیِ اسلامگرا و انقلابی!! زنان این جامعه را به همان منجلاب فمینیسم غربی کشانده ایم و کار به آنجا کشیده که به شرکت زنان محجبه در لهویات و لغویات ورزش مدرن افتخار می‌کنیم که حتی برای مردانش هم به حکم «المومنون... الذین هم عن الغو معرضون» هم دست کم مکروه است! استاد این ره که می‌رویم به ترکستان است! پس باید ندای بازگشت زنان به خانه (البته مسکن تراز اسلامی یعنی غیرآپارتمانی) و فرزندان را بلند کرد. ما زن و مرد و خانواده و فرزندان را با این روشهای متناقض انقلابی!! قربانی کردیم! مکاتبات خود با استاد قنبریان را هم در ذیل می‌فرستم: سلام و ادب در خصوص مطلب زیر از استاد در خصوص طالبان و حضور زنان نکته ای داشتم • تحجر اگر حکمران جامعه ای شود چیزی از جنس طالبان می شود. کتاب نظام امارت اسلامی نوشته قاضی القضات طالبان با مقدمه هبه الله آخندزاده رهبر طالبان، مانیفست حکمرانی این گروهِ به حکومت رسیده است. • آنچه این روزها درباره منع زنان از کار و تحصیل در افغانستان می گذرد هم عمل به این کتاب است! • در جای جای کتاب زن، ضعیف و جای او در خانه معرفی شده است (ص۸۰ و ۸۱). نظام ربّانی درباره زن، بودن در خانه و تولد فرزند و سرپرستی اطفال است. (ص۱۵۱و۱۵۲). تعلیم زنان باید در خانه و توسط محارم باشد. اگر ناگزیر به خروج از خانه شد، معلم، زن باشد. اگر این هم میسر نشد، بایستی میان دانشجویان زن و معلم پرده ای باشد. (ص۲۵۴ و ص۲۶۲) نویسنده برای فتوای به حرمت اختلاط به این شعر فارسی هم تمسک می کند: "ز بیگانگان چشم زن کور باد / چو بیرون شد از خانه در گور باد"! • نزدیک به این فتاوا در کنج حجره های ما هم پیدا می‌شود؛ لکن اسلامِ خمینی و متفکران انقلاب درباره زن نظرشان چیز دیگری بود. آن نظر، غیرِ شرعیت از اجتهاد روشمند، مقبولیت با رأی مردم را هم از آن خود کرد. • تحجری که امام (ره) تا روزهای آخر از آن نالید و در منشور حوزویان هم از آن حذر داد، بعید است مشکلش، بودنِ خمینی بوده باشد و بعد از او به اصالت و زمانه شناسی برگشته باشد! ⚠️ توجه: هروقت در جامعه مظاهر غربزدگی - مثل کشف حجاب و...- بروز می کند، آن قرائت متحجر موجّه جلوه می کند! • گفتمان اصیل انقلاب اسلامی، نقطه وسط و ثبات حرکت پاندولی جامعه است؛ هرچه حرکت به جانب تحجر منحرف شود، از آنسو به سمت غربزدگی برمی گردد و بالعکس! #زن # کتاب_نظام_امارت_اسلامی محسن قنبریان ☑️ @m_ghanbarian من فکر می‌کنم چون طالبان در افکار عمومی و عملکردهای گذشته تصویر منفی دارد اگر کارهای خودش را مستند به سنت حقه و کتاب خدا هم کند احتمالا یک عده سنت و کتاب را هم انکار کنند تا منسوب به طالبانیسم نگردند گذشته از این نکته، تقسیم کار مطلوب بین زن و مرد در اسلام چنان که در توصیه حضرت رسول (ص) به حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) آمده ظاهرا شبیه همان چیزی است که در کتاب مذکور که البته من نمی‌شناسم آمده. حدیث مشهور از حضرت زهرا (س) که موید نبی (ص) هم قرار گرفت و حتی روحانیون ما از نقلش ابا دارند می‌گوید بهترین کار برای زن این است که نامحرم او را نبیند و او هم نامحرم را نبیند. بگذریم از حدیث علی (ع) که با لحن ذم گفتند در آخرالزمان زنان به خاطر حب مال رو به اشتغال می آورند یا وقتی شارع از اختلاط حتی در مسجد نهی کرده و در صورت قرارگیری زنان و مردان در کنار هم امر به نصب پرده کرده است چه طور با اشتغال زنان در فضای مختلط بین مردان نامحرم راضی است؟ عنایت کنید داریم در خصوص حکم اولیه و مذاق اصلی شارع هم صحبت می‌کنیم و سخن از شرایط استثنایی و ثانوی نیست حالا چه طور است با این احادیث واضح از اهل بیت معصومین علیهم السلام برخی روحانیون بسان فمینیستهای مسلمان! به اشتغال حضرت خدیجه قبل از بعثت در دوره جاهلی برای تشویق اشتغال زنان استناد می‌کنند؟! سخن در این نیست که زنان حق اشتغال خارج از منزل ندارند سخن در این است که آیا این عمل در اسلام به حکم اولی توصیه یا تشویق شده است؟ ظاهرا پاسخ منفی و حتی متضاد است، یعنی مذاق اولیه و اصلی شارع نهی از اشتغال زنان در بیرون است اما مشاغل ضروری مثل پزشک زنان و پرستار و معلم زن برای اناس اتفاقا خودش مورد توصیه شارع خواهد بود اما بنده دانشجوی دکتری فلسفه اسلامی این کشور در تربیت مدرس هستم و سابقه تحصیل در علوم سیاسی دارم و تحقیق و ترجمه از متون غربی هم مشغولم و به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه هم ارادت قلبی دارم لذا کسی نمی‌تواند مرا متهم یه تحجر کند اما به نظرم تقدیرها و تشویق های رهبران انقلاب از حضور اجتماعی زنان بعد از انقلاب در شرایط حفظ ساختارها و فرهنگ مدرن در عمل مصادره به مطلوب فمینیستها شد و امروز شاهد عوارض این مسئله هستیم. مثل رواج روابط خارج از عرف و انواع سوء استفاده ها از زنان در بازار، بروز سختگیری ها در ازدواج از طرف زنان شاغل و کاهش فرزند آوری. خوشحال می‌شوم پاسخ استاد قنبریان را در این خصوص بشنوم. رامین اساتید: سلام. برخی از اینها را در سخنرانی ها طرح کرده از جمله روایت حضرت زهرا (س) که غیر از ضعف سند خلاف سیره خود ایشان است (سخنرانی حبیسه یا محرره را بشنوید) مفصل تر هم در برخی دروس قم طرح شده که دروس در کانال گذاشته نمیشه حسامی (عبد الرحمن): http://mghanbarian.ir/lecture/6334/ این متن را از سایت تان پیدا کردم مطالعه شد ابهامات و اشکالات زیادی به نظر می‌رسد. به نظرم آیه «قرن فی بیوتکن» به تنهایی حکم اولی را برای زنان روشن کرده و تخصیصش به همسران نبی بلا وجه است. گرچه مخاطب زنان نبی (ص) بوده اند چون ایشان از حیث شایستگی برای الگو بودن مخاطب شدند و نه نفس زوجیت نبی (ص) چنان که نهی از تخضیع قول و تبرج جاهلی و امر به اقامه صلوة و زکات که متوالی آمده نمی‌تواند اختصاص به نساء نبی داشته باشد، فهکذا «قرن بیوتکن» پاسخ تان به فراز نامه ۳۱ هم نقضی بود تا حلی. اما وقتی آیه ۳۲-۳۳ احزاب را اصل بگیریم و به صراحت آن خطبه هم عنایت کنیم آنگاه موارد استثنا نیاز به توجیه دارد نه اصل امر به اقتران و توقیر فی البیوت. مثلا این که سلمان و ابوذر و امثالهم به خاطر قرب معنوی به اهل بیت و تقوای ممتاز، مجاز می‌شدند به ورود به خانه حضرت زهرا (س)، لذا اینها جزء مستثنیات می‌شود نه اصل احتجاب عمومی در برابر مردان. همین طور حضور زنان در جنگ جمل خصوصا که خود جنگ از شرایط اضطرار است نه شرایط عادی و عمومی. ضمنا توقیر فی بیوت مانند جمیع سایر احکام مطلق و بدون استثنا نیست چنان که زن با اذن شوهر مجاز به تردد به خانه اقوام و همسایگان و دیگر محافل ضروری هست و لذا با احتباس زانی فرق می‌کند. اما علت نظر مثبت مرحوم امام (ره) درباره مشارکت زنان در انقلاب هم به نظرم به خاطر جهات انقلابی و دینی در این حضور استثنایی بود و همین طور نوعی جدل با فمینیست ها. اما متاسفانه آن حضور معنوی و استثنایی و جدلی بعدا تبدیل شد به یک اصل رایج و عادی در جمهوری اسلامی که خلاف سیره (ع) معصومین و کل تاریخ فقاهت شیعه است و نتیجه آن هم این افتضاح اجتماعی است که امروز شاهدش هستیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «زنان و راز امیدواری به آینده» شده است، https://eitaa.com/matalebevijeh/11304 شاید به کار آید. موفق باشید

32948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت محضر استاد عزیز و گرامی استاد عزیز: در رابطه با آیه ۲۲ سوره حدید که می فرماید: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» آیا این امری که می خواهد پدیدار شود و در این کتاب و به تعبیری در لوح محفوظ ثبت شده، امریست ثابت و لایتغیر و یا اینکه بر اساس شرایطی ممکن است تغییر کند؟ مثل اینکه شخصی قرار است در بیست سالگی از دنیا برود ولی به دلیل اینکه کار نیکی انجام می دهد مرگ او چند سال به عقب می افتد. و اینکه آیا بحث اعیان ثابته اشاره به همین آیه دارد؟ عذرخواهی می کنم که وقتتون رو گرفتم استاد همسر بنده در روز پنجشنبه عمل جراحی قلب دارند و التماس دعا داریم یا حق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعضی از تقدیرات قابل تغییر است و با صدقه و اعمال حسنه تغییر می‌کند و بعضی از تقدیرات قابل تغییر نیست. ظاهراً آیه مذکور به تقدیراتی نظر دارد که قابل تغییر نیست. بنده دعاگو هستم. موفق باشید

32598

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: کار دنیا و مملکت داره به کجا میرسه که تو حرم امن امام رضا خون سه روحانی مجاهد توسط یه پسر بچه ریخته میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره اسلام دشمن دارد. وقتی فرق امام معصوم را می‌شکافند، آیا شیطان که «عدوّ مبینِ» انسانیت است عده‌ای را برای این امور تحریک نمی‌کند؟ هنر ما باید دشمن‌شناسی باشد و این‌که دشمن چه نقشه‌هایی برای اسلامی که بنا دارد راه‌های شیطانی را تنگ کند، در برنامه دارد. پیشنهاد می‌شود به مصاحبه آقای علیزاده با آقای علیرضا کمیلی در کانال «جدال» در تلگرام رجوع فرمایید. https://t.me/jedaal/1261 موفق باشید

32412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرانقدر: تسلیت به مناسبت شهادت عبد صالح و امام هدایت امام موسی کاظم و همچنین تهنیت ایام ماه مبارک رجب و بعثت رسول گرامی اسلام. استاد سوالم درباره شیوه و نحوه هدایت و تربیت رسول گرامی اسلام است با توجه به احادیث، این هدایت به چه صورت بوده؟ به صورت الهام بوده؟ گفتگو بوده ؟ ... و یا چه صورتی؟ امام علی(ع) درباره تربیت ویژه نبی گرامی اسلام از دوران کودکی می فرماید: «لقد قرن الله به صلی الله علیه و آله من لدن ان کان عظیماً اعظم ملک من ملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره» از همان زمان که رسول خدا (ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگ ترین فرشته از فرشتگان خویش را مأمور ساخت تا شب و روز وی را به راههای بزرگواری و درستی و اخلاق نیکو سوق دهد. از سخنان امام صادق (ع) : «خلق والله اعظم من جبرئیل و میکائیل و قد کان مع رسول الله یخبره و یسدده و هو مع الأئمه یخبرهم و یسددهم» به خدا سوگند، مخلوقی است بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل و او همواره با رسول خدا (ص) بود و او را آگاه ساخت و راهنمایی می نمود. او با امامان هست و آنها را آگاه می سازد و راهنمایی می نماید. از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) نقل شده که فرمود: «سمعت رسول الله یقول: ما هممت بشیء مما کان اهل الجاهلیة یعملون به غیر مرتین کل ذلک یحول الله بینی و بین ما ارید من ذلک» از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: هیچ گاه نخواستم کارهای رایج در زمان جاهلیت را انجام دهم مگر دو بار که در هر بار خداوند میان من و آنچه می خواستم حائلی قرار داد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در مقدمه کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است که در دل آن بحث به نکته‌ای که جنابعالی مدّ نظر دارید تا حدّی جواب می‌دهد. ذیلاً آن مقدمه خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

تفاوت ولايت و امامت و نبوت

۱. ولايت: ولايت به معني نزديکي است و وقتي گفته مي‌شود انساني به مقام ولايت رسيده به اين معني است که توانسته در مقام قرب الهي قرار گيرد. اين مقام با توجه به اين‌که مقام اصلي انسان حقيقت مجردي است که از ملائکه هم بالاتر است، با زُدودن جنبه‌هاي بشري و بدني براي هرکس حاصل مي‌شود. لذا فرموده‌اند راه ولايت در هيچ زماني بسته نيست حتي زماني که نبوت به انتها مي‌رسد و ديگر براي بشر پيامبري فرستاده نمي‌شود. قرآن در راستاي دعوت انسان‌ها به مقام قرب و ولايت مي‌فرمايد: «فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» [۱] هر کس مي‌خواهد به لقاء پروردگارش نائل آيد بايد به اعمال صالح مبادرت ورزد و در آن راستا به احدي جز خدا نظر نداشته باشد. از آنجايي که تا وليّ خدا به مقام ولايت يا قرب نرسد شايسته‌ی شنيدن سخن خدا جهت ابلاغ به مردم نمي‌شود گفته مي‌شود ولايت، باطن نبوت است.

۲. نبوت: نبوت بر عکس ولايت، يك مأموريت الهي است و خداوند با برانگيزاندن و مبعوث نمـودن آن کسي که به مقام قرب الهي رسيده شريعت خود را به بشريت مي‌رساند. با توجه به اين‌که پيامبر خدا (ص) بايد آمادگي خاصي پيدا کند تا بتواند شريعت الهي را تماماً بگيرد و به مردم برساند، نبوت همراه است با تحولي عظيم كه در روح و جان پيامبر خدا (ص) رخ مي‌دهد تا براي انجام مأموريت خود توانايي و آمادگي كامل و نهايي را به‌دست آورد.

عنايت داشته باشيد که كمك‌ها و مددهايي كه به پيامبر مي‌شود تا در مأموريتش موفق شود، رحمتي است به مردم زيرا مردم از طريق همين كمك‌ها است كه متوجه حقانيت نبي مي‌شوند و از هدايت الهي بهره‌مند مي‌گردند. در همين راستا مددهايي را که به رسول خدا (ص) مي‌شود مي‌توان به مددهاي قبل از بعثت و مددهاي بعد از بعثت تقسيم کرد.

الف- مددهاي قبل از بعثت: مددهاي قبل از بعثت موجب مي‌شود تا اولاً: با حفظ رسول خدا - از هرگونه لغزشي که عرف جامعه از پيامبر خدا انتظار ندارند - در قبل از بعثت، كارنامه‌ي نبي جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و در مأموريتي كه بناست به عهده‌ي آن حضرت گذاشته شود به بهترين نحو موفق شود. و چون خدا مي‌داند اين شخص با پاي خود و با انتخاب خود - در عين اين که مسير ولايت را طي مي‌كند - شايسته‌ي ابلاغ دين مي‌گردد، مواظبت‌هايي را قبل از بعثت نسبت به او اِعمال مي‌کند تا در تحقق نبوتش به كارش آيد و موانع راه از قبل برطرف شده باشد. ثانياً: از طريق آن مددها که قبل از بعثت به پيامبر خدا مي‌شود، نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا مي‌كند تا وَحي را كامل بگيرد و کامل برساند. در همين رابطه حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ (ص) مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» [۲] از همان لحظه‌اي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگ‌ترين فرشته‌ي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راه‌هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.

پس نتيجه مي‌گيريم خداوند با علم به شايستگي‌هاي پيامبر (ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.

ب- مددهاي بعد از نبوت: مددهاي بعد از نبوت عبارت است از كمك‌هاي خاصي که به پيامبر مي‌شود جهت حفظ او و موفقيت او تا مردم از پيامبري پيامبر محروم نشوند. اگر این مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع مي‌گشت و در همين راستا خداوند جان پيامبر (ص) را از خطرات حفظ مي‌كند و يا توطئه‌ها را خنثي و يا شايعات را به آن حضرت خبر مي‌دهد ولي در همه‌ي اين احوالات وظيفه‌اي را که به عهده‌ي مسلمانان و يا شخص پيامبر است به خود آن‌ها واگذار مي‌کند.

بر اساس همان مبنايي که خداوند براي انسان‌ها پيامبر مي‌فرستد، جهت تبيين و ادامه‌ي دين، امامان را مأمور مي‌کند، در اين حالت هم فقط کسي را که به مقام قرب الهي رسيده است براي امامت تجهيز مي‌نمايد. با توجه به نکاتي که عرض شد لازم است به موارد ذيل عنايت فرماييد:

۱. در ابتدا هر «نبيّ»، «وَليّ» مي‌باشد که با استعدادهاي ذاتي خود، همه‌ي جنبه‌هاي بشري را كه مانـع دريافت اصل روحاني خود و مانع قربِ به حق مي‌شود زدوده است.

۲. سرمايه‌ي ولايت جهت قرب الهي «فطرت» است و انسان‌ها وقتي با فطرت خود هماهنگ شوند به مقام قرب الهي دست مي‌يابند و اين سرمايه در اختيار همه هست و شريعت الهي متذکر فطرت انسان‌ها است تا با آن هماهنگ شوند، پس راه ولايت و قرب الهي براي همه باز است.

۳. زماني كه مصلحت خدا اقتضاء كرد تا پيامبري براي بشريت فرستاده شود کسی را كه به مرتبه‌ي قـرب كامل رسـيده است جـهت ابـلاغ شـريعت به نبوت مبعوث مي‌کند و برمي‌انگيزاند.

۴. پس نبوت يك مأموريت الهي است و همچنان که عرض شد مبعوث نمـودن آن «وَلـيّ» به نبوت همراه است با تحولي عظيم كه در روح او رخ مي‌دهد، تا براي انجام مأموريت خود توانايي و آمادگي كامل و نهايي را دارا باشد.

۵. كمك‌هايي كه به پيامبر مي‌شود تا در مأموريتش موفق شود کمک‌هاي خاصي است که از طرف خداوند به پيامبر داده مي‌شود و به همين جهت گفته مي‌شود آن کمک‌ها «موهبتي» است و نه «اكتسابي». ولي اين كمك‌های موهبتی، رحمتي است به مردم از طريق نبي تا مردم به شريعت الهي آگاه شوند و مردم از طريق همين كمك‌هاي موهبتي است كه متوجه صدق نبوت نبي مي‌شوند و از او هدايت مي‌گيرند.

۶. مددهاي موهبتي به نبيّ دو قسم است. قسم اول مددهايي است که قبل از بعثت به نبيّ مي‌شود تا كارنامه‌ي نبيّ جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و آن مددها موجب مي‌شود تا پيامبر خدا اولاً: در خاطر مردم و بر اساس عرف زمانه از هرگونه ضعفي مصون باشد و همان ضعف‌هايي كه براي بقيه‌ي كودكان و جوانان طبيعي است، مثل نيمه عريان بودن کودکان و يا با پاي برهنه در كوچه‌ها دويدن، در او ديده نشود. ثانياً: از طريق آن مددها نفس پيامبر ظرفيت پذيرش حقايق عظيمِ موجود در وَحي را پيدا كند و وحي را كامل بگيرد. قسم دوم، مددهايي است که بعد از نبوت به پيامبر مي‌شود که اگر اين مددها نبود به مقام قرب و ولايت پيامبر ضربه‌اي نمي‌زد ولي نبوت او را كه وسيله‌ي هدايت بشر بود مختل يا منقطع مي‌نمود، به طوري که اگر خداوند جان پيامبر را از خطرات حفظ نمي‌کرد و يا توطئه‌ها را خنثي نمي‌نمود و يا شايعات و نقشه‌هاي دشمن را به او خبر نمي‌داد، زمينه‌ي ابلاغ وَحي الهي به طور کامل فراهم نمي‌شد و اين ضرري بود که به بشريت مي‌رسيد.

از اين نکته غفلت نفرماييد که در هر صورت هركس به اندازه‌اي كه طالب حق است از نبوت بهره مي‌گيرد و خود پيامبر هم به عنوان يك انسانِ حق طلب از نبوت خود استفاده مي‌كند ولي چون او بهترين انسان است، بيشترين استفاده را از وَحي مي‌برد و خداوند در همين رابطه مي‌فرمايد: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما اُنْزِلَ اِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ و الْمُؤْمِنُونَ»[۳] رسول (ص) و مؤمنين هر کدام به آنچه بر پيامبر نازل شده ايمان آورده‌اند و از آن بهره مي‌گيرند.

با توجه به اين‌که معلوم شد هر انساني به جهت نفس ناطقه‌ي مجردي که دارد، استعداد حضور در عالم غيب در او هست و مي‌تواند به مقام ولايت و قرب برسد، پس نبوت براي انسان چيز غير ممکني نيست و خداوند به عنوان «ربِ» همه‌ي انسان‌ها حتماً راهي جهت تربيت و تعالي آن‌ها مي‌گشايد و ارسال رسولان در همين رابطه است که در مباحث آينده به اين امر مي‌پردازيم.

[۱] - سوره‌ي کهف، آيه‌ي ۱۱۰.

[۲]- نهج البلاغه، خطبه‌ي ۱۹۳.(خطبه قاصعه-۲۳۴).

[۳]- سوره‌ي بقره، آيه‌ي ۲۸۵.

32245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نظر شما بهشت رفتن شانسی است؟ یعنی هرکس در خانواده سنی متولد می‌شود وظیفه دارد مطالعه کند (من سنی نیستم بلکه تحقیق می‌کنم) و شیعه شود ولی شیعیان ۱۳۰۰ سال است یک درصدشان هم مطالعه علمی وروشمند در مذاهب نمی‌کنند ولی چون تصادفا به نظر شما مذهبشان حق است بهشتیند؟!! حدیث طینت هم که کاملا بوی جبر دارد و قبل از اثبات شیعه دوازده امامی نمی‌تواند مورد استناد قرار گیرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمی‌کند. هرکس به اندازه معرفتی که داشته باشد، عباداتش مورد قبول است. ۲. در حدیث «طینت» نظر به علم خداوند است و این‌که هرکس را خداوند از ابتدا می‌داند چه چیز را انتخاب می‌کند. موفق باشید

32170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا شرح معرفت نفس و حشر استاد وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت آن مباحث به صورت ضعیف ضبط شده است و در اختیار جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 هست. می‌توانید به ایشان رجوع فرمایید. موفق باشید

31768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استادم: استاد من یه حالتی در خود دارم که از آن می‌ترسم و نمی‌دانم خوب است یا بد. من گاهی آنچنان شاد و پرانرژی با انگیزه ام که در پوست نمی‌گنجم و گاهی بسیار افسرده و ساکت و غرق در افکارم و گاهی آرزوی مرگ می‌کنم. این دو احوال اینقدر متضاد هستند که من را می‌ترساند. لطفا راهنماییم کنید اگر کتابی باید بخوانم یا نماز خاصی یا ذکر دعایی لطفا بهم بگید چه کنم تا احوالاتم به ثبات خوب و الهی برسد. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت «ای برادر عقل یک دم با خود آر/ دم به دم در تو خزان است و بهار.»

آری! فطرت انسان‌ها خداگرایی لازم را همراه با معرفت فطری دارد ولی همواره با ادامه‌ی عبادات است که بعضا این فطرت ظهور می‌کند و آرام آرام به فعلیّت لازم می‌رسد؛ به همین جهت شریعت الهی با توجه به چنین احوالاتی که ما انسان‌ها داریم عبادات ما را می‌پذیرد در عین این‌که همه‌ی آن‌ها با حضور قلب همراه نیست زیرا در کلیت، آن عبادات جواب‌گویی به فطرت است و آن‌چه در نهایت پیش می‌آید برایند آن رجوعی است که در طول زندگی نسبت به حضرت پروردگار برای انسان پیش می‌آید و به همین جهت نباید آن عباداتی که به ظاهر با حضور قلب همراه نیست را بی بها دانست هر چند که باید تلاش کرد شرایط غفلت نسبت به حضور قلب را به حداقل رساند. موفق باشید

31301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام: راجع به پاسخ به سوال شماره ۳۱۲۶۹ : کلبه کرامت اندیشکده یقین به مدیریت آقای دکتر عباسی کرسی نظری علوم استراتژیک است که در سال ۱۳۸۴ طراحی و از ۵ بهمن ۱۳۸۵ آغاز گردیده و در حال تدریس کلیات طرح‌ریزی استراتژیک در افق ۱۴۱۴ و قدرریزی در افق ۱۴۴۴ هستند. اندیشکده یقین با ایجاد «کرسی نظریه‌پردازی دانش دکترینولوژی» با عنوان عمومی «کلبه کرامت» پشتوانه‌ی نظری اسلامی-ایرانی را برای تصمیم‌سازی بومی رقم زده و تولید می‌کند. این کرسی، پنج‌شنبه هر هفته با استادی آقای حسن عباسی در محل اندیشکده برگزار می‌شود. کلبه کرامت، که در بخش نظری، مختص بومی‌سازی دانش دکترینولوژی (دانش دکترینولوژی علم پایه در تمدن‌سازی است) مبتنی بر آموزه‌های ایرانی و اسلامی است، در واقع پاسخ به این نیاز و پرسش است که «بنیان‌های نظری علوم استراتژیک برای تمدن‌سازی چگونه بومی می‌گردد؟» و همچنین طرح‌ریزی استراتژیک بخش آینده‌شناسی انقلاب اسلامی در ایران و جهان نیز در کلبه کرامت در دو افق مشخص ۱۴۱۴ و ۱۴۴۴ انجام می شود. ایشان بسیاری از ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگی، هنری، علمی، معرفتی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی رؤیای ایرانی اسلامی را در ۱۲ سال اخیر در جلسات کرسی نظری کلبه کرامت تشریح کرده‌اند. ایشان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص که از نظر سطوح مراکز مطالعاتی تصمیم‌سازی بالاترین جایگاه را در سطح نهادهای دولتی اشغال کرده است را در برآوردن منویات رهبری ناتوان و عاجز می‌دانند که مقام معظم رهبری حفظه الله به ‌ناچار، طرح‌های استراتژیک تحول را رأساً از دستگاه‌های مجری درخواست نموده و مباحثی چون نقشهٔ جامع پیشرفت کشور را در محافل دانشگاهی، با دانشجویان دانشگاه‌هایی چون فردوسی مشهد، سمنان، شیراز، یا سنندج مطرح می‌کنند؟! و نیز مسئولین این مرکز را وابسته به احزاب لیبرال- البته با بودجهٔ دولتی بر می شمرد و مرکز بررسی دکترینال، به‌عنوان یک‌نهاد خصوصی، بررسی کارنامهٔ مراکز تحقیقات استراتژیک دولتی کشور، به ‌ویژه مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص، برای شفاف‌سازی و ارزیابی عملکرد، توانمندی و هم‌چنین ناکارآمدی چنین مراکزی را در دستور کار خود دارد.(در نهایت اینگونه مراکز جهت فلش ناکارآمدی را به سمت ولی جامعه، اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌برند پس مطالبه و نقد جدی در این حوزه را می‌طلبد) اندیشکده‌ی یقین تلاش می کند که برای رقابتی کردن تصمیم‌سازی در سطح استراتژیک و در دامنه‌های زمانی بلندمدت، تفکر استراتژیک را از محافل آکادمیک رسمی به میان توده‌ی مردم به ویژه جوانان کشانده و انحصار آموزشی آن را بزداید. کشاندن مباحث کلان تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری و قواعد حکومت‌داری و جامعه‌سازی به درون جامعه و لایه‌های مختلف اجتماع، به ویژه در میان جوانان، از اساسی‌ترین فعالیت‌های اندیشکده‌ی یقین بوده است. لازم به ذکر می باشد با یک تکه جدا شده از مباحث ایشان و یکطرفه نمی توان به قضاوت درستی رسید و سیر مطالعاتی مباحث ایشان در سایت کلبه کرامت موجود است. کلی گویی و جواب های فارغ از محتوی نقد و بررسی علمی مستدل و قضاوت یکطرفه و صرف برچسب زدن نیز خود خطایی بزرگ در محضر الهی محسوب می شود. و بالاخره فعالین جبهه انقلاب کی قرار است در کنار هم قرار گرفته با ولی جامعه حرکت کنند، بازوی رهبری مظلوم خود را در مواجهه با تمدن غیر الهی تقویت کنند. لطفا نقد علمی خود را در رابطه  طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش اندیشکده یقین بفرمایید که چه مقدار آن تصورات خود آقای دکتر عباسی می باشد. بهر حال قصد ایشان از طرح آن مباحث مقدماتی رسیدن به اینچنین راهکار هایی بوده. (این یک طرح استراتژیک است که به روش پویا و با چهارده رو‌یکرد در طرح‌ریزی، طراحی می‌شود. در دامنهٔ دکترینولوژی جمهوری اسلامی، این طرح در سه سیستم ارگانیکی، سایبرنتیکی و بیولوژیکی تبیین شده و در سیستم انسان‌مدار و در نهایت در سیستم فطری نیز اسکلت‌بندی می‌شود. در این طرح، اجوکیشن Education و فلسفه‌های موضوعی منتج به آن یا مبتنی بر آن نامطلوب ارزیابی شده و حکمت ادب جایگزین آن‌چه امروز تربیت نامیده می‌شود، معرفی گردیده است. در طرح جامع دکترینولوژی ادب، تاکنون ۶۴ فرانما یا نقشهٔ راه، با بیش از ۴۰۰ مساله تبیین شده است) تعدادی از این جلسات بعنوان نمونه: جامعه فطری و جمهوری تقوی ۱ تا ۶ http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/480 http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/481 http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/482 ....تا جلسه ۶ قواعد سیستم: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/99 سیستم فطری: جلسه ۳۰ کلبه کرامت http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/ 103 طرح ریزی استراتژیک توحیدی: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/ 93 معرفت توحیدی جامعه شناسی جنود عقل و جهل http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/4044 دکترین ادب: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/453 و http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/454 در آخر ان شاالله طرح این سوال برای روشن شدن راه و یافتن حقیقت نه دفاع از شخص خاصی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در جریان این مسائل هستم. عرض بنده آن است که تخصص جناب آقای دکتر عباسی دراین حرف‌ها نیست. وگرنه اگر به عنوان یکی از افسران جنگ نرم در جای خود باشند مفید خواهند بود. ملاحظه کردید که چگونه متوجه اندیشه‌های آقای دکتر داوری نشدند و چه انتقادهای غیر منطقی سر دادند. موفق باشید

31261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای مبحث مدینه الفاضله و رسیدن به جامعه آرمانی، انسان فاضله فقط باید علم النفس (قوه عقل عملی) مورد تحقیق قرار بگیره یا از دیدگاه قرآن دل (قلب) برای ایمان نیازه و واجبه؟ برای انسان فاضله دل پذیرا چه خصوصیاتی باید داشته باشه؟ اگه بحث طولانیه کتاب معرفی کنید لطفا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در توحیدی شدن هرچه بیشتر بشریت است تا انسان نسبت خود را با خدا و با خود و با خلق، الهی کند. در این رابطه هم عقل و هم قلب باید در صحنه باشد. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید، بد نیست. موفق باشید

نمایش چاپی