باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس از جهت درک بدن خود علمش حضوری است ولی از آن جهت که به دست خود نگاه میکند و به دست خود علم دارد علمش حصولی است.
سلام علیکم: وقتتون بخیر. آیه «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» کهف (۲۸)
نظر به این دارد که پیامبر متمایل به کسانی شده بودند که پولدار بودند و گفته بودند اگر از فقرا دوری کنی ما به شما متمایل میشویم؟ چنین چیزی با عصمت حضرت تنافی ندارد؟ روایتی که میفرماید حضرت زهرا گردنبند داشتند و حضرت رسول با ایشان صحبت نکردند و رفتند تا آن را انفاق کردند، این روایت با عصمت حضرت زهرا منافات ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه می فرماید: اي پيامبر! آنچه بر تو واجب است، به سربردن با فقرايي است که همواره پروردگار خود را ميخوانند و در طلب وجه او هستند يعني با خواندن اسماي حسناي او به درگاه او تقرب ميجويند چون او را از طريق اسماءاش ميتوان خواند. به عبارت ديگر اينها ميخواهند خود را در جايي قرار دهند که صفات الهي اقتضاي آن را دارند. مثلاً آن قدر خود را ذليل جلوه دهند که عزت و عظمت و کبريايي او اقتضاي آن را دارد و آنچنان خود را در موقف جاهل و عاجز و ضعيف قرار دهند که علم و قدرت و قوت خدا آن را اقتضاء ميکند و اين است معني «يُريدُونَ وَجْهَهُ». و ديدگانت را از اين مؤمنين برندار و به خاطر زينت دنيا اينان را رها مکن و هيچ توجهي به توانگران کافرکيش نداشته باش و دنبال کساني که عنادشان با خدا موجب تسلطِ غفلت از حق بر قلبشان شده، مباش! که خدا چنان کيفرشان داده که ياد خدا را از دلشان ببرد و نتيجهي اين غفلتِ قلب پيروي هوي و زياده روي است و تو اي پيامبر از چنين کسي که دنبال هواي خود است و کارش تجاوز از حق است، پيروي مکن.
اي پيامبر! اساس کار را بر اين بگذار که کار را با نيروهاي مخلص جلو ببري آنهايي که جهت روح خود را به کلي به سوي حق قرار دادهاند. آنچه اي پيغمبر بر تو واجب است به سربردن با آنهايي است که به دنبال زينت زندگي دنيا نيستند که منظور ادامهي کار با آدمهاي ساده و بي پيرايهاي است که انگيزهي خودنمايي و دنياداري ندارند. رمز بقای دين در اين نکته است و هرگز آدم هايي که خود را با امکانات دنيايي قدرتمند جلوه ميدهند نميتوانند عامل پيشرفت دين باشند، هرگز دين با اين نوع آدمها حفظ نشده و نميشود.
دين الهي آمده است تا ما بتوانيم روح مان را با خدا مرتبط کنيم و در تقرب به خدا موفق شويم و بقيهي امور همه فرعِ اين هدف است، حال اگر اين موضوع فراموش شود بقيهي امور چه فايدهاي دارد؟ بدين لحاظ به رسولش دستور ميدهد با افرادي باش که «يُريدُونَ وَجْهَهُ» وجه الهي را اراده کردهاند و تلاش دارند در اين عالم - ماوراء ظاهر زندگي دنيايي- به حق نظر کنند. اينها کساني هستند که متوجه مقصد و مقصود دين هستند، بقيه اگر وارد دين شوند سعي ميکنند جهت دينداري را به سوي اهداف ديگري سوق دهند.
اين که به ما فرمودهاند: بعد از معرفت به خداوند، هيچ عملي در اين دنيا بهتر از نماز نيست، به جهت آن است که در نماز، انسان در مسيري قرار ميگيرد که آن مسير، هدف دينداري است. نماز جاده ارتباط روح به مقام اسمای الهي است و اين همه مقصد و مقصود انسان است. خداوند ميگويد اي پيامبر با کساني به سر ببر و کارها را جلو ببر که در طلب وجه الهي هستند و جهت روح خود را در راستاي ارتباط با حق شکل دادهاند و نه در جهت ارتباط با دنيا. به همين جهت تأکيد ميکند چشم از اين افراد برندار به سوي کساني که زندگي دنيايي را مدّ نظر دارند و در آخر با تأکيد فراوان ميفرمايد: «وَ لاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا» به هيچ وجه از کساني که قلبشان از ما غافل است چيزي و پيشنهادي نپذير. کساني که عنادشان با خدا موجب تسلط غفلت از ياد خدا بر قلبشان شده هيچ پيشنهاد درستي- حتي با ظاهر دلسوزانه- ندارند، بايد بفهمند ما هيچ توصيهاي از اين افراد را نميپذيريم. چون اين افراد فقط دنيا را ميبينند و نظر به عالم غيب و معنويت ندارند تا ما را در راستاي آن اهدافِ بلند کمک برسانند. مضافاً اينکه روشن ميکند پيروي از هوس و افراط در آن از آثار غفلت قلب است به همين جهت در آخر آيه فرمود: «وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» يعني شاخصهي اهل دنيا آن است که از هوس خود پيروي ميکنند و به طور کلي انسانهاي افراط کاري هستند، به خصوص در موضوع هوسراني.
ملاحظه فرموديد در مطالب قبل دو نکته مدّ نظر بود يکي اينکه در آيهي ۶ به پيغمبر «صلوات الله علیه و آله» ميفرمايد: ناراحت مباش که بعضيها يا اکثراً دين نميآورند، اين قاعده دنياست. ديگر اينکه فرمود: دين را عرضه کن و نگران مباش، وظيفه تو آن است که با مسلمانان متدين و ساده زيست امور را جلو ببري و آنها را رها نکن و از صاحبان قدرت و ثروت که دل در گرو دنيا دارند پيروي مکن. آيا راز بقاء جامعه ديني همين دو نکته نيست؟
در مورد گردنبند حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» اینطور در روایات داریم که «روزي پيامبر (ص) در مسجد نشسته بودند. عرب باديه نشيني وارد شد و گفت: «اي رسول خدا (ص)! من گرسنه ام، لباس مناسبي ندارم، پولي هم ندارم و مقروض نيز هستم، کمکم کنيد.» پيامبر (ص) فرموند:«اکنون چيزي ندارم.» سپس به بلال فرمودند: «اين مرد را به خانه دخترم، فاطمه (س) ببر و به دخترم بگو که پدرت او را فرستاده است.»
بلال آمد و داستان را خدمت حضرت زهرا (س) عرضه داشت. حضرت نيز در خانه چيزي نداشتند ولي، گردنبند خود را که هدية دختر حمزة بن عبدالمطّلب بود باز کردند و به بلال دادند و فرمودند: «اين گردنبند را به پدرم بده تا مشکل را حل کنند.» بلال بازگشت و امانتي را تحويل پيامبر (ص) داد.
رسول خدا (ص) فرمودند: «هر کس اين گردنبند را بخرد، بهشت را براي او تضمين مي کنم.» عمار ياسر آن را خريد و سائل را به خانه خود برد. به او لباس و غذا داد و دو برابر ميزان قرض به او پول داد. سپس عمار غلام خود را صدا زد و گفت: «اين گردنبند را به خانه رسول خدا (ص) مي بري و مي گويي که هديه است. تو را نيز به آن حضرت بخشيدم.»
غلام نزد پيامبر (ص) رفت. گردنبند را به ايشان داد و جريان را برايشان شرح داد. پيامبر (ص) نيز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه (س) بخشيدند.
غلام نزد حضرت زهرا (س) رفت. گردنبند را به حضرت داد و جريان را براي ايشان بيان فرمود. حضرت فرموند: «من نيز تو را در راه رضاي خدا آزاد کردم.» غلام خنديد.
حضرت راز خنده غلام را سوال کردند. و غلام پاسخ داد: «اي دختر پيامبر (ص) برکت اين گردن بند مرا به شادي آورد، چون گرسنهاي را سير کرد، برهنهاي را پوشاند، فقيري را غني نمود، پيادهاي را سوار نمود، بندهاي را آزاد کرد و عاقبت هم به سوي صاحب خود بازگشت.» موفق باشید
سلام استاد بزگوار: استاد سوالی که بنده دارم این است که شما در جلسه چهارم کتاب آشتی با خدا فرمودید که رابطه تن انسان با من او مانند رابطه نور خورشید با خورشید می باشد، در حالی که نور خورشید نشات گرفته از خورشید می باشد و از خورشید ایجاد شده، آیا تن ما ایجاد شده از روح ما است؟ استاد اگر می باشد پس چه طور در آیات قرآن کریم آیاتی هست که مراحل خلقت انسان را بیان میکند اول مرحله جسمانی و بعد مرحله روحانی پدید آمده است؟ آیا اصل روح است یا جسم یا این دو از هم جدا می باشند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دنیا مراحل مختلف خلقت یکی بعد از دیگری پیش میآید ولی در قیامت، صورتهای قیامتی تماماً جلوه معانی و روح میباشد. إنشاءالله با مطالعه مباحث مطرح در کتاب «ده نکته» و شرح صوتی آن و دنبالکردن مباحث در کتاب «خویشتن پنهان» و إنشاءالله ادامه آن مباحث در کتاب «معاد؛ جدّیترین زندگی» و شرح صوتی آن، این معارف به خوبی برایتان روشن و ملکه میشود. موفق باشید
بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و درود (تمنا و استدعا و خواهش دارم این سوال بنده را با دقتی مضاعف و سعه صدری عظیم مطالعه فرمایید) در موضوع قیامت یک سوال بنیادی مطرح میشود و آن اینکه طبق نظر پیامبر اسلام که میفرماید ( الان قیامتی حاضر) و نظری که صدرالمتالهین میفرماید که (دائماً عالم ماده با تبدیل قوهها به فعل، قیامت میشود و باز سلسله عالم وجود تا عالم ماده بسط مییابد و باز حرکت جوهری و باز فعلیتِ قوههای عالم ماده) اما سوال اساسی اینجاست که (یوم تبدل الارض) که قرآن در جاهای مختلف خصوصا سوره شمس اشاره میکند در چه شرایط و حکمت ربوبی اتفاق می افتد؟ بالاخره روزی طبق نظر دین اسلام ( و نه فیزیک دان های کوانتوم) خورشید خاموش و زمین شکل دیگری میابد. سوال اینجاست آن روز آیا ۱. بشریت به حدی از کمال میرسد که زندگی در عالم ماده برایش معنا ندارد و باید بشر آخر الزمانی بدون حضور در عالم ماده در عالم مجرد به زندگی ادامه دهد ؟ یا ۲. روحی که در تاریخ سیر میکند (سلام بر هگل) به حدی از سیر میرسد که ادامه آن سیر در عالم ماده امکان پذیر نیست و باید ادامه سیر در عالم مجرد اتفاق بیفتد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بر مبنای حکمت صدرایی اینطور است که بشر در آخرالزمان یا در وجوه انسانی خود و یا در وجوه حیوانی خود کامل میشود. ۲. گویا آن روح تاریخی تا ظهور کاملی که برایش پیش میآید، جلو میرود و ادامه این امر در دنیای دیگر معنا ندارد زیرا «سوار چونکه به منزل رسد پیاده شود». موفق باشید
عرض سلام و ادب: بنده طلبه هستم چندین سال است سیر مطالعاتی و مباحث شما را دنبال می کنم الحمدالله بسیار مفید و عالی است احساس می کنم باید کتب دیگر از نویسندگان دیگر را هم ان شاءالله مطالعه کنم اول اینکه شما سیر مطالعاتی موضوعی را پیشنهاد می دهید یا اینکه در هر سیر کتب یک نویسنده مطالعه شود دوم اینکه کتب کدام علما را پیشنهاد می کنید؟ خداوند عمر با برکت به شما عنایت کند
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از تفسیر قیّم المیزان غافل نباشید. خودْ راه بگویدت که چون باید کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. شاید مباحثی که در رابطه با «زن» شده است و جزوات آن روی سایت هست، بتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این مباحث، بیشتر در محافل فکریِ غربی مطرح است که پشتوانههای معرفتی کاملی برای فهم جایگاه شرور ندارند. کافی است شما سری به کتاب گرانقدر «عدل الهی» استاد مطهری بزنید و یا با «برهان صدیقین» جناب صدرالمتألّهین آشنا شوید تا ملاحظه کنید چه اندازه زیبا میتوان جایگاه شرور را در حکمت الهی مشخص نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از یک طرف باید در فضای خوف و رجا خود را قرار دهد و در چنین فضایی با خدا مأنوس باشد تا نه از رحمت خدا مأیوس گردد و نه نسبت به اعمال خود مغرور شود. با اینهمه به حکم «سبقت رحمتی غضبی» که حضرت حق فرمودند رحمت من بر غضبم سبقت دارد؛ امید به رحمت پروردگار باید بیشتر باشد. به نظر بنده روش مرحوم دولابی روش خوبی است. سه جلد کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی نیز در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده توجه به مسائلی است که ما در این تاریخ داریم و امکان عبور از آن مسائل را میشناسیم که از نظر بنده درک حضور تاریخی انقلاب اسلامی و عبور ما از تنگناهای تاریخی گذشته، مهمترین مسئله امروز ما میباشد. کتاب «انقلاب اسلامی و طلوع جهان بین دو جهان» سعی دارد در این رابطه مطالبی را طرح کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر معرفت نفس، مسیر خوب و با برکتی است. إنشاءالله نتایج خوبی به همراه خواهد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ، تاریخ دیگری است. در حال حاضر صوت این مباحث به لطف الهی نقش خود را ایفا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! متأسفانه صوت آن مباحث معلوم نیست چه شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این رابطه در جریان نیستم. این موارد مربوط به گروه فرهنگی المیزان میباشد. فکر میکنم اگر با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید بتوانند در این موارد تخفیف بدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود به سراغ کتاب «با دعا در آغوش خدا» بروید. کتاب فعلاً روی بنر سایت هست. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هیچ غایتی نمیشود که مفقود باشد و از طرفی هیچ حرکتی بدون غایت نیست. پس در هر حرکتی، غایت آن حرکت، موجود است و اولیای الهی آن غایت را فرا رویِ خود مییابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در روایات بیشتر موضوع پرهیز را داریم. آیا تأمّل فرمودهاید از چه چیزهایی باید پرهیز کنید تا مشکل کم شود؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیام آیات مذکور آن است که وقایع را اتفاقی ندانیم، بلکه هر مصیبتی در بستر و قاعده و سنتی واقع میشود و درنتیجه ما در مقابل آن مسائل موظفیم صبر پیشه کنیم و به عنوان یک تقدیر الهی امتحان بدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند همهی ما را در ایجاد شرایطی که زمینهی تحقق تمامیت انسان است، موفق گرداند که این با نظر به نور حضرت بقیة اللّه «عجلاللّهتعالیفرجه» ممکن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بارگذاری فایلهای صوتی بمرور در حال انجام است ولی با توجه به حجم بالای فایل های صوتی اینکار زمان بر میباشد. موفق باشید. مدیریت سایت
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ذات عدالت را باید در ایمان به حقایق جستجو کرد تا حقایق معنوی مدّ نظر قرار گیرند در این حالت است که راهکارهای اقتصادیِ اسلام کاملاً جواب میدهد و سعی بنده آن است که در این رابطه تلاش شود. ۲. فکر میکنم رویهمرفته کتاب «اقتصادنا» از شهید صدر جوابگوی مطلبی که دنبال میکنید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو شرح خوب است. شرح آقای کریم زمانی راحتتر مطلب را جمعبندی میکند ولی شرح مرحوم علامه جعفری در وسعتی بیشتر و حضوری جهانی، موضوع را با ما در میان میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنگاه که ما همهی کثرتها را در هویت وحدانی بنگریم، دیگر برای کثرتها استقلالی جدای آن هویت وحدانی نمیبینیم. مثل آن است که موج را در نسبت با دریا ببینیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه به قرآن به عنوان کلام الهی رجوع میکنید و در حدّ توان از آن بهره میگیرید، حتی در حدّ خواندن قرآن با آهنگ ترتیل، در فضای نورانی کلام الهی قرار میگیرید و شخصیت شما به آموزههای دینی نزدیک میشود و لذا ناخودآگاه رذائلی مثل تکبّر و فریبدادن از شما میریزد. آری! آن کسی که با خواندن قرآن مورد لعن قرار میگیرد به جهت آن است که میخواهد بساط فریب مردم و عُجب خود را رشد دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، احساس عبودیت در مقابل بینهایت خوبیها است و موجب وسعت روح انسان میشود و انسان خود را در عالمی بس گستردهتر از عالم مادی احساس میکند. در این رابطه خوب است به قسمت «با دعا در آغوش خدا» مربوط به جلسهی دوم شرح «مناجات التّائبین» سری بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز مسلّم وضع دنیای غرب چنین است ولی هایدگر معتقد است در دل تکنیک، انکشاف مستتر است و روح بشر در دل انکشاف، نظر به حقیقت دارد و با رشد منجی این امکان هست که تکنولوژی از سیطرهی گِشتل، آرامآرام خود را آزاد کند. موفق باشید
