بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27752
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما استاد گرانقدر: الحمدالله توفیق داشتیم که چند سالی مباحث شما را دنبال کنیم و به یک نگاه متفاوتی از جهان بینی دینی رسیده ایم. حالا با توجه به فضای التقاطی که در جامعه هست در بسیاری از امور امر بر ما مشتبه می شود از جمله اینکه ما با یک گروه جوانان ولایی تصمیم گرفتم در منطقه خودمان فرهنگ مواسات را به حول و قوه الهی ایجاد کنیم و در این خصوص جریان سازی کنیم ان شاءالله. یکی از دوستان مجموعه از فارغ التحصیلان رشته توسعه دانشگاه است و در ابتدای بحث و برنامه ریزی برای تبیین نقشه راه ایشان مساله سیستم و تعیین شاخص و نرخ و ...این مفاهیم رو مطرح کردن و قائل هستند که اگر در این چارچوب برنامه ریزی نشود کار عمل گرایانه است و بی نتیجه. بنده برایم این گره ایجاد شده که چقدر در این مقوله می شود نگاه سیستمی و سنجش محور داشت و آیا با این نگاه از آن نگاه قدسی که به صرف تکلیف نظر دارد و نه سنجش نتیجه دور نمی شویم و اگر شما نگاه سیستمی را تایید نمی کنید چه مدل و الگویی را پیشنهاد می نمایید ؟مثلا ایشان می‌گوید باید شاخص های مواسات رو مشخص کنیم بعد برنامه بریزیم و هی آزمون و خطا کنیم و ببینیم که بعد از یکسال چقدر نرخ مواسات افزایش داشته. بعد بنده یکی از سوالاتم این است که شاخص اخلاص که به شدت در ایجاد و تقویت این جریان موثر است چگونه قابل سنجش است و سوالاتی از این قبیل. اگر در این خصوص کتبی معرفی بفرمائید بسیار شاکر و ممنونیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید خود را مشغول این نوع مباحث کرد. البته متفکرانی مثل گادامر در کتاب «حقیقت و روش» روشن می‌کنند برای رجوع به حقیقت، لزوماً نیاز به روش خاصی نیست تا بخواهیم در یک نظام‌مندیِ سیستماتیک خود را محصور کنیم. به نظر می‌آید راهی که مقام معظم رهبری به تأسّی از روش انبیاء در مقابل ملت گذارده‌اند و مردم نیز با صداقت کامل در همین راه در حالِ نقش‌آفرینی هستند، راهی است که ما باید در آن قدم بگذاریم. این همان حرکت جهادی است که در عین داشتن تعریفی مشخص، چندان هم خود را اسیر تعریف‌های انتزاعی نمی‌کند. موفق باشید

27713
متن پرسش
استاد گرامی سلام: آیا اینکه خدا فرموده «فاقروا ما تیسر من القرآن» همان روخوانی قرآن است؟ با این حال گفته شده بسا قاریان قرآن که قرآن آنها را لعنت می‌کند و اینکه عمل به قرآن مهم است نه خواندن آن و اینکه گفته شده نگاه به مصحف باعث اذیت شیطان می شود، چگونه می توان این موارد را با هم جمع نمود؟ من خود را آدم خوبی نمی دانم و روسیاهم. می ترسم همان موقع که قرآن می خوانم مورد لعن قرآن باشم این فکرها باعث شده نتوانم قرآن بخوانم. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که به قرآن به عنوان کلام الهی رجوع می‌کنید و در حدّ توان از آن بهره می‌گیرید، حتی در حدّ خواندن قرآن با آهنگ ترتیل، در فضای نورانی کلام الهی قرار می‌گیرید و شخصیت شما به آموزه‌های دینی نزدیک می‌شود و لذا ناخودآگاه رذائلی مثل تکبّر و فریب‌دادن از شما می‌ریزد. آری! آن کسی که با خواندن قرآن مورد لعن قرار می‌گیرد به جهت آن است که می‌خواهد بساط فریب مردم و عُجب خود را رشد دهد. موفق باشید

27521
متن پرسش
سلام علیکم: هگل به ذات انسان و روح کلی بشر بدبین است و خوشبینی و دیدگاه مثبت ندارد؟ در بحث فلسفه تاریخش هم بنام گایست مطرح می کند علیرغم اینکه می فمهد حوادث تاریخ یک جایگاه و سیر و روح خاصی دارند و یک سری سنن و اصول در تاریخ و حوادث هست، ولی این نگاه بدبینانه به ذات بشر و انسان غلبه دارد که خب او مسیر تاریخ سازی در سه محور انتقال گرایی، جبر گرایی و بودن و قرار گرفتن در بستر زمان و تاریخ خاص خود خلاصه می کند در صورتی‌که مثلا در نگاه توحیدی اسلام ما بشر را خلیفه الله دانسته و دارای ظرفیت روحی مجرد و وحدانی می‌دانیم که با اختیار می‌تواند آن‌را به شادابی و تعالی برساند پس تاریخ سازی، بسته به جبرگرایی نیست بلکه بر اساس اختیار بشریت است که اگر در هر عصری متوجه عهد بشود و عهد الهی را در آن تاریخ پیاده کند، به روح متعالی تاریخی می‌رسد که تاریخ ساز می‌شود و به استعلا می‌رسد و خب با این نگاه شخصی مثل هگل مغایر است به نظرم و با نظر او به ذات بشر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم هگل را با اسلام مقایسه کنیم، می‌توان آن‌طور که فرمودید اندیشه را ادامه داد ولی اگر معتقد باشیم تفکر، تاریخی است و باید ظهور وجود را در اعصار مختلف دنبال نمود، هگل متذکر امری از نحوه‌ی نگاه تاریخی به عالم می‌شود که پس از آن، هایدگر و گادامر در پرتو نگاه تاریخی هگل توانستند تا این‌جاها پیش بیایند که «فاهمه به نحو ریشه‌ای تاریخی است» و یک قدم از آن‌که انسان ابژه باشد، جلوتر آمدند که البته این نوع بحث‌ ها باید در حقیقت و روش گادامر دنبال شود که چگونه از یک طرف از هگل استفاده کرده‌است و از یک طرف نظر را بیشتر به «وجود» انداخته‌است. موفق باشید

26778

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: میان عدالت و قسط تفاوتی هست و درجات متفاوت نسبت به یکدیگر دارند یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بسیاری موارد، این دو واژه به جای هم به‌کار می‌روند. بعضاً «عدل» به معنای رعایت حقوق افراد است نسبت به یکدیگر و «قسط» در نسبت رعایت حقوق در نظام اجتماعی. موفق باشید

26497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرق جن و فرشته و انسان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بزنید إن‌شاءاللّه جواب سؤال خود را می‌یابید. کتاب‌ها بر روی سایت هست. موفق باشید

26348
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: علائم وجود حب دنیا چیست و از کجا بدانیم که در وجود ما حب دنیا هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آرزوهای خود را در برآوردنِ هرچه بیشتر دنیا دنبال کنید و دنیا را آرزوی خود بدانیم، این حبّ دنیاست. موفق باشید

25602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد از اینکه وقت تون رو می گیرم استاد برای جشن عروسی و شروع زندگی تاریخی که میخوایم بگیریم تو تقویم نگاه کردیم شروع زندگی تو اون روز رو ناپسند فرمودن الان شرایط طوری هست که امکان تغییر تاریخ وجود نداره استاد اگه تغییر ندیم تو زندگی به مشکل میخوریم؟ یا راهی هست مثل صدقه دادن که بشه انجام داد تا اثرات بد اون رو دفع کنیم و به مشکل نخورم؟ ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً خیلی نمی‌توانیم به چنین مواردی اعتماد کنیم. آری! با نیّت خیر، عمل خیری که به عهده داریم انجام می‌دهیم و امیدوار به لطف حضرت حق هستیم. موفق باشید

24834
متن پرسش
استاد سلام علیکم: ۱. تقسیم مراتب نفس به نفس اماره و لوامه و مطمئنه به چه معناست؟ ۲. آیا در زمانی که نفس اماره فعال است نفس لوامه هم فعال است؟ چون بعضی مواقع انسان در جنگ با فکر و خواهش نفسانیست. ۳. همه می دانیم خطورات نفسانی یا هدایت به نیکی و مبارزه با پوچیست از جانب ملائکه و یا وسوسه و ترغیب به بدی و پذیرش افکار پوچ است از جانب شیطان،آیا شیطان وقتی وسوسه می‌کند با نفس اماره مرتبط می شود و نفس اماره در اصل نقش سرباز و نوکر او را بازی می کند و وقتی ملائکه الهام می کنند با نفس لوامه مرتبط می شوند و نفس لوامه سرباز و فرمانبردار آنهاست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» متوجه می‌شوید که نفس امّاره و لوامّه و ... همه، مراتب مختلف نفس ناطقه هستند. آری! زمینه‌ی وسوسه‌ی شیطان و یا الهامِ ملک در خود انسان هست و به وسیله‌ی همان نفس‌هایی که برشمردید، آن‌ها کار خود را انجام می‌دهند. موفق باشید

24270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد با آرزوی قبولی طاعات و تبریک عید سعید فطر: استاد بنده از طلاب اصفهان هستم و آثار شما رو دنبال می کنم می خواستم در زمینه اسماء و صفات الهی بیشتر انس بگیرم و در واقع بیشتر با این ارکان هستی انس داشته باشم، از اساتید و بزرگان راهنمایی می خواهیم همه می فرمایند این راه استاد می خواهد و هیچ وقت هم این استادها را پیدا نکرده ایم و اگر پیدا کنیم کجا به ما اسماء بگویند خواهشا حقیر رو راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «اسماء الحسنی» که بر روی سایت هست إن‌شاءاللّه راه‌گشا است. موفق باشید

32057
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم ورحمة الله: ضمن عرض سلام و ادب و تسلیت ایام سوگواری سیدة النساء العالمين حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهر زاده طبق فرمایش متین جنابعالی در پاسخ به سوال شماره 32045، حضرت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف و ارواحنا له الفدا ، مظهر نور کامل خداوند تبارک و تعالی هستند و علاقه به آن حضرت، عین علاقه به حضرت معبود است و متعاقبا رهبر معظم انقلاب آیت الله العظمی امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی ، مظهر نور آن حضرت (امام زمان ) می‌باشند. این حقیقت بر ما دوستداران و به قول مرحوم شهید سلیمانی عزیز «سربازان ایشان» پوشیده نیست و بعضا نه از طریق براهین فقهی در باب ولایت فقیه و امثالهم، بلکه قلبا و با تمام وجود و با چشم یقین آن را دیده و عمیقا احساس می‌کنیم. اما سوال اینجاست که این مطلب بسیار مهم (که رهبر معظم انقلاب مظهر نور امام زمان عج الله تعالى فرجه الشريف هستند) را چطور بر قشر مذهبی که با امامین انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی زاویه دار هستند و خود را مذهبی و اهل بیتی هم می‌دانند اثبات کنیم؟ ۱. طبیعتا جمع کثیری از دلسوزان و مومنین انقلابی و همچنین طیف مخالف از مردمان عادی هستند، لذا ممکن است اثبات علمی دقیق و عمیق میسر نباشد. اگر نخواهیم از باب فقهی وارد بحث شویم، تکلیف چیست؟ چگونه این مظهریت و نیابت را اثبات کنیم؟ ۲. از منظر دقیق علمی و در مباحثات بین بزرگان و اساتید چطور؟ قبلا از عنایت جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم علیرضا حلبیان

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فقه، صورت متعیَّنِ انوار نامتعیّن انوار الهی است تا انسان از طریق احکام فقهی به باطن انوار الهی منتقل شود و به همین جهت کسی دینداری را در محدوده صِرف فقهی متوقف کرد، خود را از حضور در عالم بالاتر محروم می‌کند. عرایضی در کتاب «در راستای بنیان حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بین دو جهان» که در دست چاپ است، شده است. شماره 86  آن حکمت‌ها ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود. به امید آن‌که در راستای چنین گفتارهایی بتوان نسل آماده خود را متوجه موضوع مورد بحث بکنیم. موفق باشید

ايمان به ايمان و عبور از نقاب‌های ايمانی

بشرِ امروز نقاب‌هایی که بعضی از انسان‌ها به عنوان «ایمان» بر چهره‌ می‌زنند را می‌شناسد و چون نمی‌تواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ قبول کفر نسبت به آن ایمان و یا قبول ایمانِ حقیقی قرار می‌گیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آن‌که با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر همان انسان کاملی است که هرکس می‌تواند آن باشد، ولی سوپرمن نباشد. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان می‌تواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره می‌زند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت       حافظ این خرقه‌ پشمینه بینداز و برو

حضور در جهانِ انسانی و انسانیت، نقطه‌ شروع ایمانی است که فریب‌کارانه و متحجّرانه نیست. در این نقطه است که انسان می‌فهمد چه هست و چه می‌تواند باشد و چگونه می‌تواند قدم در قلمروی از ایمان بگذارد که هرچه بیشتر خودش باشد، در عین پاس‌داشتِ وجودی از خود، در بستر عبودیت و نزدیکی به انسان کاملی که در پیش است، در عین بودن در تاریخی که در آن قرار دارد و لذا بیش از آن‌که بخواهد خود را بفهمد، خود را حسّ می‌کند ولی احساسی که از معرفت جدا نیست، معرفتی که رو به سوی حقیقت دارد و انسان را از فروافتادن در ایمانی که نقاب او شود محفوظ می‌دارد؛ در ایمانی مستقر است که تنها بودن خود را دنبال می‌کند، بدون متوقف‌شدن در ماهیتی خاص، زیرا در حقیقت، ماهیتِ آن ایمان همان بودنِ آن است، یعنی «ماهیّتُةُ اِنّیّتُهُ» ماهیت آن ایمان همان بودنِ آن است و سر و کار انسان با وجودِ آن ایمان است و امکانات تمام‌ناشدنی که در پیش دارد برای ایمانی بیشتر به ایمانی که یافته و در این رابطه به آینده بیکران خود نظر دارد و درک وجودی خویش در عالم و تعلق عمیق‌تری که با حضرت معبود در عهد ازلی یعنی در وجود خود با او دارد که در نسبت عبودیت انسان و معبودبودن خدا محقق می‌شود، امری که در ارتباطی متقابل اتفاق می‌افتد و انسان خود را در چنین جایگاهی که قابل توصیف نیست، احساس می‌کند و تنها می‌تواند با زبان جناب لسان الغیب بگوید:

دلم رميده شد و غافلم من درويش                    که آن شکاري سرگشته را چه آمد پيش

چو بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم       که دل به دست کمان ابرويي‌ست کافرکيش

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ     خزانه‌اي به کف آور ز گنج قارون بيش

این به جهت آن است که در ایمان حقیقی، «وجود» با تجلیّات خود به سراغ انسان می‌آید و آماده قبول جان ما است، تا خود را در مقابل آن تجلیات گشوده نگه دارد و خود را در تقدیری که باید در آن مستقر شود حفظ کند، جایگاهی که جایگاه حضور در محضر حضرت حق است، در عین حاضربودن نزد خود. خطر آن‌جا است که انسان از وجودِ خود در این رویداد بیگانه باشد؛ در آن صورت چگونه آن رابطه متقابل رخ دهد تا انسان خود را در آغوش خدا احساس کند و چشم‌اندازی توحیدی وقوع یابد و زهد ریایی و نقاب ایمانی که همان خرقه پشمینه است، فرو افتد؟

اگر تاریخ جدید، نرم، نرم پا پیش می‌نهد و ابتدا روح‌ها را متوجه خود و آینده‌ای که در پیش دارند می‌کند، چرا به سخن آنانی که متوجه طلوع تمدنیِ غیر از تمدن غربی شده‌اند، گوش فرا ندهیم؟ چرا به آن‌هایی که خبر از بازگشت خدا به زندگی را داده‌اند توجه ننماییم؟ اگر حقیقتِ دین باز درخشش آغاز کرده تا معنای آداب دینی با روحی تازه به میان آید، نباید گفت این عبادات نیز پوسته‌های دین است، نه! حقیقت از طریق همین آداب و اخلاق است که به ظهور می‌آید، تا امری نامتعیَّن به امری متعیّن تبدیل شود و به جای آن‌که گمان کنیم «تئولوژی» پایان یافته است متوجه باشیم با انقلاب اسلامی و با برافروختن مشعل شهادت، تئولوژی و آداب دینی جای خود را پیدا می‌کند و آینه‌هایی می‌شوند برای ظهور امور قدسی. راستی را! مگر همین تئولوژی‌ها و ایدئولوژی‌های حاکی از امور قدسی نیستند که به انسان‌های مؤمن به حقیقت جهت می‌دهند تا دین خدا تمام ابعاد وجودی انسان را فرا گیرد؟

آیا با مدرنیته، تئولوژی پایان یافت و اگر مدرنیته در این تاریخ جای‌گیر شده، چاره کار تسلیم‌شدن در مقابل مدرنیته نیست. چاره کار عبور از تاریخ غیاب خداوند است و رجوع به حقیقت، به نور اسمای الهی و ذیل حضور خداوند با رعایت احکام و آداب شرع، حضور خداوند را در زندگی و در مناسبات انسانی نهادینه کنیم تا انسان در حضور بیکرانه اکنون جاودانه خود که گوهر فراموش شده او است، باز گردد. آیا رسالت انقلاب اسلامی در این تاریخ چنین نیست که انقطاع زمین از آسمان را جبران کند؟       

31875
متن پرسش

بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و درود (تمنا و استدعا و خواهش دارم این سوال بنده را با دقتی مضاعف و سعه صدری عظیم مطالعه فرمایید) در موضوع قیامت یک سوال بنیادی مطرح می‌شود و آن اینکه طبق نظر پیامبر اسلام که می‌فرماید ( الان قیامتی حاضر) و نظری که صدرالمتالهین می‌فرماید که (دائماً عالم ماده با تبدیل قوه‌ها به فعل، قیامت می‌شود و باز سلسله عالم وجود تا عالم ماده بسط می‌یابد و باز حرکت جوهری و باز فعلیتِ قوه‌های عالم ماده) اما سوال اساسی اینجاست که (یوم تبدل الارض) که قرآن در جاهای مختلف خصوصا سوره شمس اشاره می‌کند در چه شرایط و حکمت ربوبی اتفاق می افتد؟ بالاخره روزی طبق نظر دین اسلام ( و نه فیزیک دان های کوانتوم) خورشید خاموش و زمین شکل دیگری میابد. سوال اینجاست آن روز آیا ۱. بشریت به حدی از کمال می‌رسد که زندگی در عالم ماده برایش معنا ندارد و باید بشر آخر الزمانی بدون حضور در عالم ماده در عالم مجرد به زندگی ادامه دهد ؟ یا ۲. روحی که در تاریخ سیر می‌کند (سلام بر هگل) به حدی از سیر می‌رسد که ادامه آن سیر در عالم ماده امکان پذیر نیست و باید ادامه سیر در عالم مجرد اتفاق بیفتد؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بر مبنای حکمت صدرایی این‌طور است که بشر در آخرالزمان یا در وجوه انسانی خود و یا در وجوه حیوانی خود کامل می‌شود. ۲. گویا آن روح تاریخی تا ظهور کاملی که برایش پیش می‌آید، جلو می‌رود و ادامه این امر در دنیای دیگر معنا ندارد زیرا «سوار چون‌که به منزل رسد پیاده شود». موفق باشید

31645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظر شما درباره عمل لقاح مصنوعی (IVF) چیست؟ با توجه به اینکه شرایط خاصی بر عمل حکمفرماست به این صورت که آقا باید در همان بیمارستان منی خود را خارج کند (استمناء همراه با زوجه) و سپس این اسپرم به داخل رحم خانم تزریق می شود و همه اینها در ملأ صورت می‌گیرد. درحالیکه درباره آداب جماع همه آن آداب به سمت مخفی کردن و در خفا انجام دادن آن هستند. البته شاید از زوایای دیگر هم اشکالاتی وارد باشد. لطفا ما را روشن بفرمایید. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به عنوان وظیفه فقهی باید مرجع تقلید افراد نظر بدهند. موفق باشید

31565

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: چند تا سوال داشتم که خواهش می‌کنم پاسخ دهید: ۱. صفت خوف خوب است یا رجا چون همش سخنران ها دم از خوف می‌زنند و می‌گویند عاشق شدن به خدا از طریق خوف هم میشه آیا این درست است اصلا به نظر شما صفات خدا سمت خوف است یا رجا اصلا چگونه صفات خدا را بشناسیم مثلاً بفهمیم خدای خیلی مهربانی داریم که در این صورت نماز خواندن خیلی راحت میشه لطفاً یک کتاب راجع به اینکه خدا شناسی و محبت به خدا معرفی کنید من خیلی دنبال شناخت صفات خدا هستم ولی نمیدونم چجوری؟ ۲. به نظر شما اگر همش دنبال محبت و رجاء باشیم مثل بعضی از علما مثل حاج اسماعیل دولابی خوب است؟ ممنون ببخشید سوال طولانی بود
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از یک طرف باید در فضای خوف و رجا خود را قرار دهد و در چنین فضایی با خدا مأنوس باشد تا نه از رحمت خدا مأیوس گردد و نه نسبت به اعمال خود مغرور شود. با این‌همه به حکم «سبقت رحمتی غضبی» که حضرت حق فرمودند رحمت من بر غضبم سبقت دارد؛ امید به رحمت پروردگار باید بیشتر باشد. به نظر بنده روش مرحوم دولابی روش خوبی است. سه جلد کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی نیز در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید

31311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام به استاد عزیز: ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست / هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام حافظ با این شعر به چه ابعادی از نفس، چه حضوری و چه افقی اشاره می‌کند؟ آیا به بقاء نفس و حضوری با توجه به وجود؟ و یا غیر از آن. بیشتر بیت دوم رو شرح بدید خیلی ممنون میشم. با تشکر از استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت با حقیقت و حضرت محبوب همواره اوست که به ظهور می‌آید و تجلی می‌کند و لذا «هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام». ما همواره در معرض تجلیات انوار او هستیم. مهم آن است که از این موقعیت غفلت نکنیم. موفق باشید

31250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده هروقت تصمیم می‌گیرم که بیام به سیر مطالعاتی سایت رو بپردازم، حتی یه برنامه هم می‌ریزم ولی عملی نمیشه. البته الان قراره هر هفته مباحث معاد رو با دوستم پیش ببرم، و هم چنین چند هفته ای هست که دارم با یه حاج آقایی معرفت نفس کار می‌کنم، همین کافیه؟ اگه قرار باشه یه سلسله مباحث رو هر روز پیش ببرم کدوم رو پیشنهاد می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر معرفت نفس، مسیر خوب و با برکتی است. إن‌شاءالله نتایج خوبی به همراه خواهد داشت. موفق باشید

30924

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت آقای طاهر زاده: ما در حال حاضر در حال راه اندازی کتابخانه مسجدی در منطقه ده هستیم و از لحاظ بودجه مالی مسجد دچار ضعف و ناتوانی هستیم و از برخی کتاب های شما مانند بصیرت حضرت زهرا و عالم انسان دینی و .... بهره بردیم. در مسجد ما طلبه هایی حضور دارند که مشتاق هستند کتاب های شما را مطالعه کنند و ما از خریداری آنها ناتوانیم خواهشمندیم که ما را در تهیه کتاب های خودتان به صورت رایگان یاری کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این رابطه در جریان نیستم. این موارد مربوط به گروه فرهنگی المیزان می‌باشد. فکر می‌کنم اگر با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید بتوانند در این موارد تخفیف بدهند. موفق باشید

30837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: میگم من‌ در حین خوندن کتاب برهان صدیقین اینجور برام تصور شد که عالم ماده همون خداست منتها به مرتبه نازله. یعنی مجموع پدیده های مادی به صورت مجموع می‌شود صورت نازله یک حقیقت که خداست. نه اینکه تک تک پدیده های مادی هر کدام خداست بلکه همه با هم!!! یکی دو روز با این حالت سپری کردم و نماز خوندم. ولی شما در ادامه بحث گفتید که اینجوری نیست و بحث رو توضیح دادید‌. سوالم اینه آیا در این یکی دو روز که من با همچین اعتقادی زندگی کردم کافر بودم و نجس؟ سوالی که دارم می‌پرسم از یه جهت خودم خندم میگیره و از یه جهت میگم نکنه واقعا شرعا کافر بودم و نجس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌طور نیست. در همان دو روز هم به دنبال خدا بودید و خودِ حضرت ربّ راه را نشان دادند زیرا با نیّت صادق به دنبال حضرت رب‌ّ‌العالمین به هر در و دیواری زدید تا بالاخره متوجه شدید: «وَ ربّی اَحسَنُ ربّی». موفق باشید

30411
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوالی فرمودید که اطلاعات مربوط به نفس می‌شود در حالی که بر اساس علم جدید بعضی اطلاعات مثل جدول ضرب یا اسامی پایتخت کشورها در قسمتی از مغز کد گذاری شده و نفس با مرتبط شدن به همان قسمت پاسخ این سوالات را میابد و به نظر شما اگر از روح میتی که تازه فوت کرده از اینگونه امور پرسیده شود می‌تواند پاسخگو باشد با توجه به اینکه یک ضربه به سر انسان گاهی همه این اطلاعات را از بین می‌برد و با توجه به اینکه شخص میت اسم امام و پیامبر خود را به یاد نمیاورد هر چند در اینجا حفظ بوده لذا فکر نمی‌کند علوم طبیعی مستقیما با مغز مرتبط بوده و با مرک از بین می‌رود ولی علوم ماورا طبیعی آن هم به شرط اینکه از طریق تهذیب و با علم حضوری باشند باقی می‌مانند؟ سوال من هم این بود که با فرض تایید مطالب ذکر شده اگر مغز دو انسان عوض شود چه خواهد شد؟ آیا من همان من است با اطلاعات جدید؟ خصوصا اینکه به گفته حکما بدن مادی بدن اصلی انسان نبوده و با بدن اصلی که همان جسم برزخی است اتحاد انضمامی دارد و این مطلب را پیچیده تر می‌کتد! اگر تفکیک علم را به دو دسته طبیعی و ماورا ضبیعی بپذیریم که یکی با مغز مادی مرتبط است و یکی مستقیما با نفس مرتبط است در صورت عوض شدن مغز می‌شود گفت هر یک از این دو نفر خودشان را همان شخص قبلی ادراک می‌کنند ولی درحوزه خصوصیات اخلاقی و اعتقادی ثبیت شده و ملکه شده در نفس تغیییری ایجاد نمی‌شود ولی در حوزه اطلاعات مادی شخص خودش را با اطلات جدیدی روبرو می‌بیند نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. زیرا آنچه هویت علمی داشته باشد، حتی علومی مثل ریاضیات، مربوط به نفس ناطقه می‌باشد. می‌ماند که اگر انسان ابزار ارائه‌ی آن را به هر دلیلی از دست بدهد، نفس نمی‌تواند آن را در عالَم بیرون ظاهر کند و یا ارائه دهد. مثل قوه‌ی بینایی که مربوط به نفس ناطقه است. ولی اگر چشم از بین برود، نفس نمی‌تواند از آن قوه در دیدن پدیده‌های خارج از ذهن خود استفاده کند. پیشنهاد می‌شود در این رابطه بحث «ده نکته در معرفت نفس» دنبال شود. موفق باشید

30085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از یکی از دروس جنابعالی برداشت کردم که خاصیت موجودات مجرد این است که تجلی و ظهور دارند لذا از هو بعنوان مقام غیب الغیوب. الله با جامعیت اسمایی ظهور یا تجلی می‌کند و از الله حقیقت انسان کامل یا نور محمدی و صادر اول متجلی می‌شود و از طرفی قاعده ای داریم که از واحد جز واحد صادر نمی‌شود لذا بنا بر همین قاعده از صادر اول هم بایستی واحد دیگری با شدیت کمتر صادر شود اما در اینجا بحث اصناف فرشتگان و ملائک و مراتب عالم هستی با کثراتی که دارند مطرح می‌شود که این با آن قاعده سازگار نیست در این رابطه چگونه باید اندیشید؟ جزاک الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی 30028  رجوع فرمایید. موفق باشید

29815
متن پرسش
با عرض سلام: قسمتی از جوان و انتخاب بزرگ: «وقتی انتخاب بزرگ انسان قيامتي باشد آن انتخاب برای انسان یک نوع شادی و شعف درونی به همراه می آورد، زیرا هدفی را دنبال می کند که همواره قابل دسترسي است و حادثه هاي دنيايي نمي توانند آن را از او بگيرند تا ناراحت شود و به همین جهت تأکید می کنیم با انتخابِ زندگیِ ابدي، به عنوان اساسی ترین هدف، ديگر فرورفتگی و خردشدن در خود - که برای اهل دنیا هست- براي انسان پيش نمي آيد و گرفتار يأس و افسردگی نمی گردد. در شرايطي كه انتخاب اصلي انسان حيات ابدي اوست، يأس معنی ندارد. يأس با کفرِ به خدا و رحمت الهی پیش می آید و مربوط به كافران است. قرآن كريم می فرمايد: «اِنَّهُ لا يَيْأسُ مِنْ رَّوْحِ اللّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرونَ» يعنی مأيوس و سرخورده از رحمت خدا نيستند، مگر كافران. چون آن ها جهت زندگي و هدف خود را غلط انتخاب كرده اند، دنيايي را مقصد گرفته اند كه همواره در حال گذران و ناپايداري است. دين اسلام به لطف خدا دين بسيار خوبی است زیرا انتخابی را در مقابل انسان قرار می دهد كه آن انتخاب مانع می شود تا ما در غم های امور دنيا بپوسیم و فرسوده شویم. از خود بپرسید آيا می توان غير از اسلام را دوست داشت؟!» این گزاره که انتخاب هدف قیامتی باعث میشه که برای انسان احساس یاس آشقتگی و حتی احساس پوچی پیش نیاید برای من اثبات نشده. مگر نه این است که خود فهم اینکه دنیا پوچ و گذرا و آخرت ماندگار هست احساس درد و پریشانی نمی آورد؟ اصلا نشانه خبر داشتن از پوچی دنیا را درد میدونند. مگر امام علی که هدفشان اخروی بود طبق نهج البلاغه نداریم که می‌گفتند:«یتململ کتململ سلیم یقول اه من قلة الزاد، و طول الطريق، و بعد السفر، و عظيم المورد.» و دوم اینکه اگر هدف اخروی باشه چه الزامی وجود دارد که به این هدف می‌رسیم؟ همین خودش باعث پریشانی می‌شود و احساس پوچی هم می آورد چرا که اگر نرسیم مانند اهداف دنیوی نیست که گذرا باشند بلکه یک عدم موفقیت هست که به حقیقت انسان مربوط هست. موفق نشدن حقیقی است. لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه احساس شعف درونی ناشی از انتخاب هدف قیامتی را درک کنیم با این تفاسیر. صمیمانه متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اصل قضیه که فکر کنیم می‌یابیم که در هر حال، دنیاگرایی با بحران همراه است و آخرت‌گرایی با آرامش. و این‌که انسان در آخرت‌گرایی با خودش درگیر می‌شود تا خود را شایسته‌ی حضور در آن عالم بکند، نوعی تلاش مفید و نتیجه‌بخش است، برعکسِ تلاش دنیاگرایی که همواره با احساس نگرانی همراه است. موفق باشید

29450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اخیرا خبر از ساخت موفق واکسن کرونا توسط شرکت آمریکایی داده شده است. سوالات سایت در مورد کرونا را جستجو کردم بعضا سخن از الهام به پزشکان ایرانی در راستای انقلاب بود یا سخن از زمین گیری علوم جدید که این‌هم ظاهرا ناشی از عدم آشنایی با مکانیسم ساخت واکسن است که چون با جان میلیاردها نفر ارتباط دارد نمی‌توان بدون طی پروسه طولانی آزمایش آن را روانه بازار کرد زمانی می‌توان دم از ناکارامدی زد که اثبات کنید با این علوم هیچ گاه نمی‌توان به واکسن رسید که خود بهتر می‌دانید دلیلی برین ادعا ندارید بلکه با ساخت واکسن توسط آمریکا کارامدی علوم جدیده ثابت شد و انقلاب نه تنها کاری نکرد دعا و توسل هم گرهی نگشود. بفرض ایران هم موفق به ساخت واکسن می‌شد جز این بود که با علوم جدیده موفق به این کار می‌شد بنظرم شما بهتر است قدری از نگاه ایدئولوژیک خارج شوید و مسائل را صرفا از دریچه تنگ انقلاب نبینید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی خوب است جنابعالی عجله نکنید. بحث ما در رابطه با هویت جهان مدرن است. آیا واقعاً برای عبور از بحران کرونا، یک واکسن جواب می‌دهد؟ و یا این، آدرسِ غلط‌دادن است به پدیده‌ای که جهان مدرن را فرا گرفته؟ و این چیزی نیست که بنده و امثال بنده مطرح کرده باشیم. این نگاهی است هستی‌شناسانه و پدیدارشناسانه به هویت جهان مدرن. بر فرض که از این بحران نیز درآمدیم، به گفته‌ی هگل با جهانی که سراسر گرفتار تضادهاست، چه باید کرد؟ موفق باشید

29296

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید ۱. منظور از وحدت واجب الوجود چیست که امام داستان تشرف ملاصدرا را به قم و برخورد او با مردی که او را لعن می‌کرد بیان کردند تفاوت وحدت وجود با وحدت واجب الوجود چیست؟ ۲. اکثر عرفای بزرگ را که می‌بینیم در مرحله ای از زندگی یکی از فرزندان خود را از دست داده اند مثل امام، آقای قاضی، بابا طاهر، آیت الله انصاری و... آیا این مرحله خاصی از سلوک است که بلای آن بدین صورت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وحدت وجود، نظر به آن نگاه دارد که جز خدا را در صحنه نمی‌یابد و همه‌ی عالم، مظاهرِ وجود اوست. ۲. معلوم نیست. موفق باشید

28525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: از باب مقدمه باید عرض کنم من از طریق همسرم با شما و جلساتتان آشنا و علاقمند شدم. در حال حاضر من و همسرم صاحب یک فرزند هستیم که یک سال و نیم سن دارد. استاد! من در حال حاضر خانه دار هستم و تمام روزهای هفته در کنار فرزندم با او بازی کرده و از او جدا نمی‌شوم و وجود خودم را از او محروم نمی‌کنم. ولی بنا به نیاز روحی که دارم، احساس می‌کنم نیاز دارم یک یا دو روز در هفته بمدت یک تا دو ساعت در روز، به فعالیت مورد علاقه خودم مشغول شوم که آن هم عبارت است از فعالیت در مجموعه جامعه زینب سلام الله علیها که در ارتباط با نوجوان فعالیت می‌کنم. و در این یکی دو ساعت جدایی از فرزندم، او را منزل مادرم میزارم و ایشون باهاش بازی می کنند و... ولی همسرم بطور جدی با این کار مخالف هستند و اعتقاد دارند نباید از او جدا بشوم مبادا او خلاء وجود بنده را بعنوان یک مادر، احساس کند و در تربیت و روحیه اش اثر سوء بگذارد. عاجزانه خواهش می‌کنم یا من را قانع کنید که حرکتم اشتباه است و یا از همسرم که بشدت حرف شما برای ایشان حجت است، پیام بنده را برسانید که ما زن ها هم بخدا از کار منزل و بچه داری دوست داریم هرزگاهی فاصله بگیریم و به فعالیت مورد علاقه مان بپردازیم گرچه اولویت را همسر و فرزند می‌دانم. سپاسگزارم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بهتر است که کودک با بقیه‌ی روح‌هایی که دلسوز او هستند، آشنا شود. موفق باشید

28316
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم و رحمه الله. حضرت عباسی اش را بگویم، این را از عمق جانم می گویم. حالا البت شاید یکمی بالاتر، هر وقت دلم می گیرد یا یاس به قلبم نزدیک می شود، و البته پروردگار عالم مرا شامل لطف خود قرار می دهد و نظر مرا معطوف به حضرت عالی می فرماید، سری به بخش سوالات سایت شما می زنم و البته مطمئنم که یک بنده خدای دیگری هم پیدا می شود که همین دغدغه مرا داشته باشد و البته در اکثر موارد او را می یابم و پاسخ شما را می خوانم و یَک آرامشی (به لطف حضرت الله) در قلبم می آید که حال خودم و قلبم را به جایش می آورد. خدا خیرتان دهد. ان‌شاءلله ما را از دعای خیر خود محروم نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند همه‌ی ما را در ایجاد شرایطی که زمینه‌ی تحقق تمامیت انسان است، موفق گرداند که این با نظر به نور حضرت بقیة اللّه «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ممکن می‌شود. موفق باشید

27805
متن پرسش
سلام علیکم: منظور از صفت «سابق» برای حضرت حق چیست و اینکه خداوند متعال پیش گیرنده است و از اسماء مذکور در روایات و ادعیه ماست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم «سابق» حضرت ربّ یعنی سبقت‌گیرنده در همه‌ی امور، به همان معنایی که او در عین اول‌بودن، آخر است. موفق باشید

نمایش چاپی