بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27655
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد نسبت به نزدیکان چه تلقی باید داشته باشیم که از دست دادن انها اذیت کننده نباشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها زندگی دیگری را شروع کرده‌اند و ما باید با رفتن آن‌ها، زندگی دیگری را شروع کنیم که مثل آن نوع زندگی در وقتی که آن‌ها بودند، نیست. موفق باشید

27467
متن پرسش
سلام و عرض ادب: حضرتعالی در یکی از کتب تان فرمودید که «ظهور محدود است و حضور واسع» منظورتون از اینجا صرفا درباره نفس و من انسان هست یا منظورتون اینه شخصیت انسان اگر در پرتو اسلام ظهور کنه و دین را در حد دانایی و دانسته ها و وجه نظر ظاهرشده خودش بیاره، محدود شده ولی اگر به افق بیکران حقیقت بنگره و نفس خودش رو در عالم غیب حاضر کنه، وسعت پیدا کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در آن حالت هم حضور نفس به جهت تجردش، حضوری است در همه‌ی عوالم؛ ولی ظهورش، محدود به عالمی است که در آن ظاهر می‌شود. بعد از مباحث «معرفت نفس» خوب است در مباحث «فعلیت‌یافتن باورهای دینی» این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید

27375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: اینکه در پاسخ به سوال حقیر در مورد وسواس فرمودید، خود آن فرد باید به این مطلب برسد که یک فرد متدین را ملاک اعمال خود قرار دهد و در اموراتش مانند او عمل کند و نه طبق توهماتش؛ واقعا چطور می شود که فرد به این دست یابد، که یک فرد متدین را ملاک اعمال خود قرار دهد؟ چطور او را باید به این باور رسانید؟ وظیفه خانواده اش در این رابطه چیست؟ آیا صلاح است آن شخص چون به علت بروز نوعی اختلالات رفتاری یا بهتر بگویم بروز و ظهور نوعی رفتارهای غیر طبیعی، برای مدتی خانه نشین شود؟ اگر بله به چه نحو که آسیب هم نبیند و گستاخی هم نکند؟ اگر نه، پس چه باید کرد؟ با توجه به اینکه با رفتن به بیرون از منزل، نوعی تصویر بد از وی در ذهن دیگران نقش می بندد، به دلیل کارهای غلط و غیر معمول. ممنون می شوم جزئی تر پاسخ دهید، با تشکر فراوان. ارادتمند
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امور هم روان‌پزشکی و هم عزیزانی که در روش‌های سنتی کار کرده‌اند، ورود کرده‌اند. یا باید به روان‌پزشک رجوع کنند و یا با مؤسسه‌ی «إنشاء» تماس بگیرند. شماره‌ی تماس 09135553661 می‌باشد. موفق باشید

27329
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: ان شاءلله به آنچه مقدر شده، به بهترین حالت ممکن دست یابید و مقدرات الهی برای شما به اعلی ترین درجات تغییر یابد. خیلی کوتاه سوال عرض می کنم خدمتتان آیا شکل سلوک (منظور کیفیت و کمیت) در زمان حال و آینده در مقایسه با زمان های قبل برتر و بهتر انجام می شود؟ که اگر ان شاءلله در زمان نزدیک ظهور کامل و پس از آن باشیم، جهان برترین عارفان را به خود می بیند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز همین‌طور معتقد هستم و شواهد هم حکایت از آن دارد که مردم از علمای دین انتظار سخنانِ بالاتر از گذشته دارند. در كتاب شريفِ كافى از مرحوم كلينى وارد است كه: «سُئِلَ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ (ع) عَنِ التَّوْحِيدِ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَي «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» وَ الْآياتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ «إِلَي قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ فَقَدْ هَلَك» از امام سجاد«علیه‌السلام» از توحيد پرسش شد؛ فرمودند: خداى عزّوجلّ مى‏دانست كه در آخرالزمان مردمانى مى‏آيند بسيار عميق، لذا «قل هو اللّه احد» و آياتى از سوره حديد را تا «و هو عليم بذات الصدور» فرو فرستاده و هركه ماوراء آن‏ها را خواهد هلاك گردد. (الكافى، ج ۱، ص ۹۱). موفق باشید

26789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض ادب و احترام: در یکی از سوالات کاربران از شرح زیارت عاشورا پرسیده شده بود و شما فرمودید که... جسارتا شرح زیارت عاشورای استاد مرتضی زاهدی که در برخی اساتید مدیریت حوزه علمیه قم گفته شده بود «در تاریخ شرح زیارت عاشورا این شرح بی نظیر است» را دیده اید؟ این شرح با نام اسرار عاشقان به چاپ رسیده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب استاد عزیز جناب آقای زاهدی را دیده بودم. خوب شد که یادآوری فرمودید. موفق باشید

26620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: انسان در مسیر رسیدن به حقیقت اندیشه می کند چگونه می توان با حفظ اندیشه های قبلی اندیشه نو دیگری را تجربه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گذشته نشان می‌دهد انسان‌ها چه ظرفیتی دارند برای ساختن آینده. موفق باشید

26255
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان همچنان گفت بر روح تکنیک و تکنولوژی و تصمیم سازی های مدرن و لیبرال_دموکراسی، آن نوع دیدگاه انسان ابزار ساز بیکن حاکم است و همچنان بشر مدرن می کوشد تا برای ارضای خواسته هایش جهان را تغییر داده و معرفت توهمی را بر سنن عالم و طبیعت غالب کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز مسلّم وضع دنیای غرب چنین است ولی هایدگر معتقد است در دل تکنیک، انکشاف مستتر است و روح بشر در دل انکشاف، نظر به حقیقت دارد و با رشد منجی این امکان هست که تکنولوژی از سیطره‌ی گِشتل، آرام‌آرام خود را آزاد کند. موفق باشید 

26138
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: شهادت سردار سلیمانی عزیز رو خدمتتون تسلیت عرض می کنم، استاد بنده سردار رو فقط در صفحه نمایش دیدم نه از نزدیک، اما حال خیلی عجیبی دارم که یادم نمیاد تا حالا در سوگ عزیزی از نزدیکان این حس رو داشته باشم، انگار دلم از اعماق سوخته و هیچ تسلایی پیدا نمیکنه ،خیلی خیلی احساس دلتنگی می کنم و در طول روز و شب چندین بار گریه و زاری دارم و اصلا آروم نمیشم مثل آدمای ماتم زده هستم، میدونم ایشون به سعادت بزرگی رسیدن اما تکلیف ما با این دلتنگیها چیه؟ چه جور توی دنیایی نفس بکشیم که سردار نیست، حس غریبیه، انگار نگام به مرگ و آخرت بیشتر جلب شده و دیگه از مرگ نمی ترسم و شاید برام لذت بخش هم باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این اشک‌ها، قصّه‌ی گشوده‌شدن درهای آسمان است. بد نیست به صوت «سیّد شهداء مقاومت و یوم‌الفصل انقلاب اسلامی» و مقاله‌ی «سیّد شهداء مقاومت و افقی که در پیش است، رجوع فرمایید. موفق باشید

26056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. پس اینکه فرمودید در خواب ملکات می ماند واقعا باعث امیدواری من شد. پس اگر دایما در خواب خود را در حال پرواز و ذکر اسماء الاهی ببینیم و یا در حال برطرف کردن مشکلات اعتقادی دیگران و یا کمک به دیگران می توانیم امیدوار باشیم که این صفات را کسب کرده ایم شیطان بسیار از راه خود کم بینی و نا امیدی از خود به من نزدیک می شود، آیا اینگونه خواب ها می تواند نشانه ای باشد از خدای رحمان برای رشد ما، البته رشدی که هنوز جا برای ادامه دادن دارد؟ ۲. و اینکه اگر انسان در خواب با اختیار حرکت کند و امور آزار دهنده را به امور دلچسب تغییر دهد با توجه به اینکه می داند که در خواب است، آیا می تواند نشانگر تقویت اراده انسان در طول زندگی باشد، چون از شما پرسیدم و فرمودید، اراده انسان که مد نظر امام در کتاب معاد بوده اراده ای در جهت خدایی نمودن افعال است؟ ۳. در حالی که در چندین جا از شما شنیده ام انسان در خواب و برزخ اختیار ندارد، ولی برای خودم بارها پیش آمده که اشکالی می خواهند در خواب مرا آزار دهند که در خواب می فهمم از خیال خودم هست ولی من یا اراده خود آنها را به نیکوترین چهره ها تبدیل کردم، چهره های که در کنارم دعا بخوانند و کمک من کنند برای پرواز در آسمان ها و ذکرهایی که تمام جانم را پر از لذت و شعف می کند؟ حضور خود را در این خواب ها به خوبی حس می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه، همچنان‌که مکرر خدمت کاربران عرض شده است، بنده تعبیر خواب نمی‌دانم و قسمت دوم و سوم سؤال جنابعالی نیاز به تعبیر دارد. موفق باشید

25839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شاخص اصلی بصیرت چیست و آیا تنها مخصوص زمانه فتنه است؟ و اساساً آفاتی بصیرت نافذ را تهدید می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان‌شناسی، شرط بصیرت است. موفق باشید

25523
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: من نوجوانی ۱۷ ساله هستم که در مسجد منطقه مون الحمدلله توفیق یافتم برای مباحث معرفت دینی حول کتاب داستان راستان، برای نوجوانان دیگر صحبت کنم و تا حد توان به شبهاتشون پاسخ بدم. خدا رو شکر موفقیت هایی هم حاصل شده و بسیاری مباحث حل شده است و دوستان انس خوبی با داستانهای جذاب کتاب پیدا کردند. بسیار از کتب و جزوات و یادداشت های شما بهره برده ام و همواره دوستان را به مطالعه آثارتان توصیه کردم و توفیق داشتم از محضرتون فیض ببرم. استاد، علیرغم این مطالعات گاهی نسبت به حقیقت هدایتگری انبیاء و انقلاب اسلامی و ولایت فقیه شک می کنم و با برخی شبهات و مباحث خودم دلم میلرزه. متاسفانه بسیاری حضرات، با عینک لیبرال_دمکراسی انقلاب را می نگرند و حتی تفاوتی بین افق تمدنی انقلاب نیستند و گاهی با کمال تعجب میگند کره شمالی و کوبا برای ‌آمریکا مهم تر از ایران هست و عادت کردند اتهام تحجر به مدافعان افق تمدن انقلاب بزنند. استاد، بسیار سعی کردم با مطالعه کتاب و افزایش معرفت و آزاداندیشی و پرسش از متخصصین، واقع بینانه و نه کورکورانه خدای ناکرده با انقلاب و اسلام ناب محمدی و ولایت فقیه و امام و حضرت آقا برخورد کنم اما گاهی اوقات عجیب دلم سست می شود و می گویم نکند من اشتباه می روم و واقعاً دین از سیاست جداست و یا انقلاب اسلامی هم انقلابی است مثل خیلی انقلابهای دیگر که دورانی دارد و گذار می کند. این رو تو خیلی دوستان هم دیدم که علیرغم مطالعه اصولی مبانی اسلام و انقلاب و این مکتب و پذیرش مبانی، اما دلشون بسیار میلرزه و انگار از درون هم درگیرن. وقتی هم که بسیاری نا بهنجاری های جامعه رو می بینن بسیار دلسرد میشند. استاد شما به عنوان شخصیت مجاهد در جبهه فرهنگی و ایمانی که صاحب تجربه هم هستید، به من چه توصیه ای برای تقویت اعتقاد قلبی دارید و اینکه با چه دیدی نسبت به انقلاب و افق تمدن نوین اسلامی برخورد کنم و آیا اساسا این جدال های دورنی امثال من در این سن و سال درباره مسائل اساسی زندگیمون ویژه در باب اوضاع اجتماعی طبیعی هست یا نه؟ با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم همین شبهات موجب می‌شود تا جایگاه انقلاب اسلامی را سیاسی و سطحی در نظر نگیریم. بالاخره باید این نکته روشن شود که «آینده‌ی ما چه آینده‌ای است؟» بد نیست در این مورد به متن مذکور همراه با صوت آن سری بزنید. موفق باشید

25120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر در قرأن‌ منظور از« ارض» کل آسمان و کهکشانها و کرات و خود این زمین هست و منظور از «سماوات» عالم غیب و مجردات هست چرا در المیزان ذیل ایه ۴ سوره جاثیه آمده است «و خلقت انسان علاوه بر اینکه موجودی است زمینی و مرتبط با ماده، نوع دیگری است از خلقت که با خلقت آسمانها و زمین اختلاف دارد برای اینکه آسمانها و زمین تنها موجودی مادی هستند....» در همین قسمت آخر گفته شده آسمانها و زمین، منظور ماده یعنی سماوات که در آیه ۳ آمده یعنی آسمانهای مادی و مگر آسمان ماده تعداد دارد؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در معنایِ آسمان و یا سماوات، باید با توجه به جمله‌ای که مطرح می‌شود فهمید آیا منظور همین آسمانِ بالای سر ما است و یا آسمانِ غیب و معنا است؟ موفق باشید

24640
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوال ۲۴۶۳۳ فرمودید که: خطای حس را نیز انسان با فهمی که متوجه‌ی واقعیت خارج از ذهن است می‌فهمد و به همین جهت می‌تواند بین سفسطه و واقعیت تفکیک کند. لطفاً بفرمایید منظورتان از این فهم چیست و چگونه است؟ مثلا در این مثال که ما باران را به جای قطره قطره به صورت خطی می بینیم بر فرض خطای دید در نظر بگیریم، آن فهم که فرمودید و توجیه خطای حس در این مثال را برای بنده از نظر خودتان مشخص کنید. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه با نظر به محسوسات، متوجه‌ی قواعد عالم می‌شود و نسبتی بین آن‌چه حسّ کرده و قواعد برقرار می‌کند و در نهایت، نسبت به محسوساتِ خود حکم می‌نماید که کدام عینِ واقعیت است و کدام قابل تحلیل. موفق باشید

32606
متن پرسش

سلام استاد طاهرزاده: من دانشجوی شما بودم. یک سوال دارم نظر شما درباره مهاجرت افغانها به ایران چیست که مشکلات زیادی برای کشوری ایجاد میکنن و سوال دوم آیا درسته به کشورهای همسایه کمک مالی کنن در حالیکه هر روز مردم ایران شاهد گرانی وسختی بیشتری هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نقشه بسیار پیچیده دشمن است که با خارج‌شدن از افغانستان جنگِ ایرانی افغانستانی راه بیندازد و با آگاهی به این مسئله وظیفه ما است که با سعه صدر لازم با برادران افغانستانی خود برخورد کنیم و هر اندازه خیر ما به عنوان تمدن ایرانی، خسروانی و شیعی به همسایگان‌مان برسد، بزرگ و بزرگ‌تر می‌شویم و شامل رحمت الهی قرار گرفته مسائل‌مان نیز حل خواهد شد. پیشنهاد می‌شود به مصاحبه آقای علیزاده با آقای علیرضا کمیلی در کانال «جدال» در تلگرام رجوع فرمایید. https://t.me/jedaal/1261 موفق باشید

 

32457
متن پرسش

سلام استاد بزگوار: استاد سوالی که بنده دارم این است که شما در جلسه چهارم کتاب آشتی با خدا فرمودید که رابطه تن انسان با من او مانند رابطه نور خورشید با خورشید می باشد، در حالی که نور خورشید نشات گرفته از خورشید می باشد و از خورشید ایجاد شده، آیا تن ما ایجاد شده از روح ما است؟ استاد اگر می باشد پس چه طور در آیات قرآن کریم آیاتی هست که مراحل خلقت انسان را بیان می‌کند اول مرحله جسمانی و بعد مرحله روحانی پدید آمده است؟ آیا اصل روح است یا جسم یا این دو از هم جدا می باشند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دنیا مراحل مختلف خلقت یکی بعد از دیگری پیش می‌آید ولی در قیامت، صورت‌های قیامتی تماماً جلوه معانی و روح می‌باشد. إن‌شاءالله با مطالعه مباحث مطرح در کتاب «ده نکته» و شرح صوتی آن و دنبال‌کردن مباحث در کتاب «خویشتن پنهان» و إن‌شاءالله ادامه آن مباحث در کتاب «معاد؛ جدّی‌ترین زندگی» و شرح صوتی آن، این معارف به خوبی برایتان روشن و ملکه می‌شود. موفق باشید

31874
متن پرسش

با سلام: آیا می‌توانیم کتاب برگزیده ترجمه تفسیر المیزان را مطالعه کنیم اگر بله ترجمه چه کسی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «خلاصه تفاسیر» که جناب آقای عباس پورسیف زحمت آن را کشیدند، کتاب ارزشمندی است و حقیقتاً ایشان در نسبت با المیزان دقت‌های خوبی داشته‌اند. موفق باشید

31641
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال قبل چرا می فرمایید همه موجودات آگاهی از خالق خود دارند و نمی فرمایید آگاهی از خود دارند درحالیکه نمی‌شود از خالق آگاه بود و از خود نبود (مگر در مراتب بالای فنا که آنهم لابد تجرد بالایی می‌خواهد) به هر حال اگر از خالق هم فقط آگاه باشند این آگاهی نشان از تجرد دارد در آن سوال حقیر کار به آیات تسبیح نداشتم (که همان تسبیح هم نشان از تجرد است گر چه حقیر همه ی این امور که بوی تجرد می‌دهند را مادی می‌دانم) روی سخنم بر دو دسته آیات بود یکی آیاتی که زمین و آسمان سخن می‌گویند یا آیه امانت یا سوره اذا زلزلت، دسته دیگر صحبت حیوانات که فوق تجرد مثالیست که صدرا مطرح می‌کند به داستان هدهد نگاه کنید هدهد واقعا از تجرد مثالی فراتر است و به وضوع تجرد عقلی آن‌هم در چه رتبه بالایی مشخص است «وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ» مطلب بعد نفوس فلکی که سابق مطرح می‌شد و در عرفان نیز پذیرفته شده است را چه می‌کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه داشتن روح و تجرد آن، بودن نفس یا روحی است که بدنی را تدبیر کند. در این مورد خوب است به آیه‌ای که می‌فرماید: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» (ص/۷۲) نظر بفرمایید. موفق باشید

31640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: حدود ۲۰ روزیست که از بازار دور بودم امروز که رفتم احساس کردم قیمت ها نجومی بالا رفته واقعا تعجب کردم ظرف ۲۰ روز اینقدر بالا رفته پس جناب رییسی چه می‌کنند؟ همان موقع انتخابات در سوالی گفتم برنامه ندارند همچنین می‌دانید که ایشان تجاربشان در قضا بود و تجربه اجرایی نداشتند به هر حال با خوف و رجا رای دادم به ایشان و عمده رای سلبی بود چون می‌ترسیدم جناب همتی کار را به مرحله دوم بکشانند بعد از آن هم که رصد می‌کردم بعض موارد مرا در درستی رایم به تردید می انداخت از تاخیر در معرفی کابینه، اینکه هنوز بعض معاونین و... را معرفی نکردند و هنوز همان تیم روحانی در گوشه و کنار بعضا کار می‌کنند، جناب اسلامی را رییس سازمان اتمی کردند! نمی‌دانم ایشان کارامدند اگر آری مثلا در حوزه مسکن چه کردند؟ بعد تیم اقتصادی کنار هم قرار دادن مخبر و رضایی اینها که دو تیپ متفاوت فکری در اقتصادند جایی خواندم که جناب رییسی برنامه نداشتند و الا این دو را کنار هم قرار نمی‌دادند. الان هم کابینه ای انتخاب کردند و منتظرند ببینند آنها چه خواهند کرد و خود دچار روزمرگی شدند. جناب استاد اگر در آن گفتگوی تلویزیونیشان با مردم هم توجه کنید بسیار کلی گویی کردند. همانطور که در انتخابات کلی گویی می کردند. مثلا باید یک میلیون مسکن ساخته شود خوب چه جوری با کدام سرمایه؟ یا احساس شد بسیاری از مسئولیت ها بخصوص در مورد اقتصاد را به دوش جناب مخبر انداختند. خوب جناب رییسی ما به شما رای دادیم نه مخبر و اگر قرار بود بارها به دوش مخبر بیفتد خوب قبل از اینکه انتخاب شوید کابینه و لااقل جناب مخبر را معرفی می‌کردید تا با دید بازتری به شما رای می‌دادیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود این موارد را در چنین فضایی از سؤال و جواب مطرح کرد، با هزاران وجوهی که دارد؟!!! تنها نظر بنده امیدی است که با حضور جناب آقای رئیسی به آینده انقلاب باید داشت. موفق باشید

31584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدمت استاد بزرگوار: ببخشید استاد در بخشی از کتاب زن می‌فرمایید؛ « بشر همواره سه نوع «بودن» داشته كه عبارت است از «معنايِ بودن»، «حقيقتِ بودن» و «شكل و سرايِ بودن»، كه اگر اين سه بودن برايش درست حاصل شود، ديگر خود را بي خانمان و بي وطن احساس نمي كند.» خواستم بپرسم مراد از هرکدام از این سه نوع بودن دقیقا چی هست؟! مرزشون رو دقیق نمیتونم تفکیک کنم. متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان مقدمه فهم این مطالب، خوب است که مباحث معرفت نفس و «برهان صدیقین» را دنبال فرمایید. موفق باشید

31470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی، سلام علیکم: استاد در ص ۸۹ و ۹۰ کتاب «راز شادی امام حسین در قتلگاه» داستانی ذکر شده که در کتاب «گزیده دانشنامه امام حسین» در مورد اون داستان اینطوری گفته شده: درباره اين داستان مفصّل كه نگارنده الدمعة الساكبة، آن را در بيش از دو صفحه بيان كرده، بايد گفت كه هيچ اثرى از آن در منابع معتبر، ديده نمى شود و احتمالاً، وى نخستين كسى است كه اين ماجرا را گزارش كرده است. البتّه وى اين گزارش را به شيخ مفيد، نسبت داده ؛ [۱] ولى اين مطلب، در هيچ يك از كتب موجود شيخ مفيد و بلكه در هيچ كتاب معتبر ديگرى نيز يافت نشد. ضمنا بايد توجّه داشت كه هلال بن نافع كه اين گزارش به او نسبت داده شده، از ياران امام عليه السلام نيست؛ بلكه از سپاه دشمن است و نام صحابى امام، «نافع بن هلال» بوده است! ---------- [۱]: . الدمعة الساكبة: ج ۴ ص ۲۷۲. غرض اینکه ممکن است داستان غلط باشد و اگر امکان دارد از کتاب حذف شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بر عکس نافع بن هلال که از اصحاب حضرت است و در شب عاشورا آن گفتگوها را با حضرت دارد، هلال بن نافع در جبهه دشمن است و از همان جبهه، ناظر آن صحنه بوده و همه شواهد هم حکایت از صدق گزارش او دارد بخصوص با نظر به روایت حضرت سجاد «علیه‌السلام» که می‌فرمایند: «لَمَّا اشْتَدَّ الْأَمْرُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب«علیه‌السلام» نَظَرَ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فَإِذَا هُوَ بِخِلَافِهِمْ لِأَنَّهُمْ كُلَّمَا اشْتَدَّ الْأَمْرُ تَغَيَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ وَ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُمْ وَ وَجَبَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَانَ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِهِ تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ انْظُرُوا لَا يُبَالِي بِالْمَوْتِ فَقَالَ‏لَهُمُ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ».

  آن وقت كه كار بر امام حسين «علیه‌السلام» سخت شد، اصحاب نظر به جانب آن جناب نمودند و حالِ آن امامِ همام را به خلاف احوال خود مشاهده كردند، زيرا كه چون امر بر آن‌ها سخت مي‌شد، رنگ‌هاشان متغيّر مي‌گرديد و بر پشت‌هاشان لرزه مي‌افتاد و دل‌هاشان هراسان مي‌گرديد ولي آن امام «علیه‌السلام» و بعضى از خواص كه در خدمت حضرت بودند، رنگ چهره‌شان برافروخته‌تر و اندام‌شان آرام‌تر و جان‌هایشان آسوده‌تر می‌گشت؛ پس اصحاب به يكديگر مي‌گفتند حضرت را ببينيد كه از مرگ باك ندارد، آن‌جناب به آن‌ها مي‌فرمود: صبر پيشه کنيد اى بزرگ‌زادگان كه مرگ جز پلى كه شما را از پريشانى و بدحالى به بهشت وسيع و عيش جاويد مي‌رساند، چيز ديگري نيست، پس كدام‌يك نگرانيد از اين‌که از زندان به قصر رويد؟

آن اصحابی که همانند امام‌شان چهره‌های‌شان درخشان و قلب‌های‌شان آرام بود، همان‌هایی بودند که در شب عاشورا به حضرت عرض کردند اگر صدها مرتبه بمیریم و زنده شویم، دست از  تو بر نمی‌داریم. زیرا متوجه بودند در چه شرایط تاریخی قرار دارند و چگونه می‌توانند در تاریخی حاضر شوند که حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» حاضر شدند که همان حق ‌الیقینی تاریخی است.

موفق باشید

31461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چند ساله پدرم رو از دست دادم. زمانی‌که در قید حیات بود تا زمانی که از دنیا رفت من کنار ایشون زندگی نکردم یعنی اصلا کاری بمن نداشت. زندگی خودش رو می‌کرد. نه خرجی من رو متقبل می‌شد نه چیزی، جر اواخر که دو سه بار پول یارانمه ام رو بهم داد و من واقعا در مضیقه زندگی می‌کردیم. من و مادرم اون شهر دیگه بود و ما شهر دیگه، منزل جد مادریم تا بزرگ شدم و ایشون از دنیا رفت. من دائما گله می‌کردم حتی بعد از فوتش و گاهی هم از شدت ناراحتی نفرین می‌کردم حالا حس می‌کنم ایشون از من ناراضیه و شاید عاقم کرده. حالا چکار کنم؟ لطفا جواب در کانال گذاشته شود ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما برای ایشان صدقه بدهید بلکه به او کمک شود. فکر نمی‌کنم عدم رضایت ایشان با توصیفی که می‌فرمایید جهت سلوک و سیر شما اختلالی ایجاد کند. موفق باشید

31411
متن پرسش
سلام استاد: چرا ایران به مقابله با طالبان در افغانستان نمیره؟ مگه با داعش در سوریه فرق میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار جریان متفاوت است. پیشنهاد می‌شود مصاحبه آقای علی علیزاده با آقای محمد حسین جعفریان در کانال تلگرامی ایشان را دنبال بفرمایید. https://t.me/jedaalبه نظر می آید خوب است رفقایی که جریان افغانستان را دنبال می کنند نظرات آقای جعفریان را  بدانند . به خصوص که تنها ما را در جریان طالبان می گذارد بدون ردّ یا قبول. موفق باشید  

31134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: من حدود 10 ماه است که دیگر حالات معنوی و روحی قبلی را ندارم. تمایلم به مطالعه و علم کاهش یافته تا حدی که احساس می‌کنم که از همه چیز اشباع شده ام. دیگر حس و حالی برای امور معنوی و عبادی ندارم تا حدی که حتی در حرم معصومین نیز هیچ حسی ندارم و هرچه تلاش می‌کنم توجه خودم را معطوف به حضرت کنم موفق نمی شوم. دیگر آن شوری که حدود یک سال قبل نسبت به انقلاب اسلامی و شهدا داشتم وجود ندارد و خیلی کمتر شده. و در روح خودم نوعی گرفتگی شدید حس می‌کنم. انگار انگیزه ای برای هیچ کاری ندارم و آنچه که قبلا در من انگیزه ایجاد می کرد گویا دیگر مؤثر نیست. استاد واقعا از این وضعیت خسته شده ام. خیلی نگران هستم. نمی‌دانم با این وضع چه کنم. مدتی قبل که از شما پرسیدم فرمودید این حالت قبض است و برطرف می شود. اما نمی‌دانم چرا هنوز این حالت ادامه دارد. نمی‌دانم چه کنم. حتی معارف دینی هم گویا دیگر در وجودم اثری ندارد. می ترسم که این حالت دست مایه ای برای شیطان باشد و نتوانم در برابر تمایل به گناه ایستادگی کنم. می ترسم که نکند این قساوت قلب باشد. می ترسم که دیگر آن شور انقلابی بر نگردد و از این فضا دور شوم. اگر امکان دارد راهی به من نشان دهید که بتوانم از این حالت روحی نجات پیدا کنم. محتاج دعای خیر شما هستم. ممنون از توجه شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره قلب‌ها را اقبالی هست و ادباری. تدبّر در قرآن به کمک تفسیر شریف المیزان إن‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید

30855
متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرتعالی: ما معتقدیم که خداوند حکیم است و کار بیهوده انجام نمی دهد و هيچ چيز او عبث و بیهوده نیست. از روایت قدسی تلویحاً یا صراحتاً می توان یافت که علاقه شدیدی خداوند متعال به انسان دارد. پس حتماً انسان چیزی در انسان هست به نظر حضرتعالی حکمت این عشق به انسان دارای فقر ذاتی از سوی ذات لایتناهی حق چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ «آدمی» روشن می‌کنند که حضرت حق انسان را نمایش اسمای حسنای خود نمود تا خود را تفصیلاً به نمایش بنشیند. به گفته جناب حافظ: «نظری کرد که بیند به جهان صورت خویش / خیمه در مزرعه آب و گِل آدم زد». موفق باشید

30623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: حافظ می فرماید: نگار می فروشم عشوه ای داد که ایمن گشتم از مکر زمانه. جناب استاد خیلی غمگینم. فریب دنیا را خوردم. میل به خودکشی دارم ولی می دانم مشکلی را حل نمی کند. عذاب وجدان اشتباهات گذشته، نگران آینده فرزندانم، دنبال آن عشوه ام. با آرزوی سلامتی برای جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست برای درک بودنی ماورای این بودن‌ها، به غزل شماره‌ی 96 که اخیراً شرحی بر آن نوشته شد؛ رجوع شود. ذیلاً آن غزل خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید

غزل شماره‌ی 96

بودنی ماورای غم‌ها و شادی‌ها

باسمه تعالی

دی پیر میّ فروش که ذکرش به خیر باد        

   گفتا شراب نوش و غمِ دل ببر ز یاد

پیر میّ فروش که جایگاه و توانِ به حضورآوردنِ انسان را در هستی خود دارد، هستی و حضوری که انسان مستِ حضور «وجود» شود؛ او یعنی پیر میّ فروش گفت: با نوشیدن شرابِ حضور در محضر لایزال و بیکرانه‌ی حضرت محبوب، می‌توانی غم دل را از یاد ببری و ببینی که چگونه غم، جای و جایگاهی در زندگی ندارد، این وقتی است که شراب «وجود» و حضور به جان انسان نوشانده شود و انسان خود را در عالَم بقاء احساس کند.

گفتم به باد می‌دهدم باده، نام و ننگ      

     گفتا قبول کن سخن و هرچه باد، باد

در جواب به توصیه‌ی میّ فروش که مرا توصیه کرد تا خود را از نسبت‌های ساختگی آزاد کنم و معلّق در دریای «وجود» باشم، گفتم: در آن صورت هیچ عنوانی و هویت مشخصی که بتوانم خود را با آن معنا کنم، نمی‌ماند. زیرا در چنین حضوری همه‌چیز، حتی تشخص انسان در فنا و بی‌نامی قرار می‌گیرد و گویا معلّق در فضایی خواهم شد که هیچ تکیه‌گاهی برایم نمی‌ماند، مگر احساس وجود خود در بی‌تشخصیِ محض، و او گفت همین را قبول کن، هرچه می‌خواهد بشود. زیرا این نوع از «بودن» بهترین تجربه‌ برای زیستن است در هر دو عالم.

سود و زیان و مایه، چو خواهد شدن ز دست

         از بهر این معامله، غمگین مباش و شاد

آری! در این نحوه بودن، هم سود و هم زیان و هم اصل سرمایه، که نسبت‌های ما با این عالم است، همه از دست می‌روند. ولی برای به‌دست‌آوردن آن نوع بودنِ معلّقِ در وجود، نه باید غمگین بود و نه شادمان، زیرا بودنی است فراسوی نیک و بد، وقتی اصیل‌ترین نسبت که نسبت وجودیِ ما با حضرت محبوب است، باقی است و عینُ‌الرّبط‌بودن خود را نسبت به او احساس کنیم که چگونه «فقیر إلی الله» هستیم و به چنین سرمایه‌ای می‌بالیم.

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ    

        در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

اگر دل به هیچ، که همین دنیا و نسبت‌های آن است، بدهی و خود را در عنوان‌های دنیا و آرزوهایی که از آن ساخته‌ای، جستجو نکنی؛ در جای و جایگاهی خود را قرار می‌دهی که تخت سلیمان هم به بادی برود و هیچ شود و تو می‌مانی و تنهایی‌هایت، زیرا خود را در شرابی که فوق غم‌ها و شادی‌ها است و عین بودن تو می‌باشد، نسپردی. پس خود را معطّل دل‌سپردن به هیچ مکن و گر نه از بودنی آن‌چنانی محروم می‌شوی.

حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است      

     کوته کنیم قصّه که عمرت دراز باد

اگر در شرایطی هستی که دلبستگی‌هایت مانع پذیرش چنین پندِ حکیمانه‌ای می‌شود، قصّه را کوتاه می‌کنیم، در عین آن‌که آرزومندیم عمرت دراز باشد تا در ادامه‌ی عمر، چنین فضایی را تجربه کنی و خود را به «هست» و «نیست» امور دنیایی و آرزوهایی که برای خود ساخته‌ای، گره نزنی.

والسلام

نمایش چاپی