بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27583
متن پرسش
سلام علیکم: آیا ما همواره حتی در قیامت و برزخ هم با همین بدن دنیوی هستیم یا در قیامت و برزخ بدن مخصوص داریم کما اینکه امام ذیل شرح اسفار می‌نویسند بدن قیامتی در جسمیت خالص و کامل هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه در هر موطنی، ما بدن داریم ولی بدنِ مناسبِ آن نشئه. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

27467
متن پرسش
سلام و عرض ادب: حضرتعالی در یکی از کتب تان فرمودید که «ظهور محدود است و حضور واسع» منظورتون از اینجا صرفا درباره نفس و من انسان هست یا منظورتون اینه شخصیت انسان اگر در پرتو اسلام ظهور کنه و دین را در حد دانایی و دانسته ها و وجه نظر ظاهرشده خودش بیاره، محدود شده ولی اگر به افق بیکران حقیقت بنگره و نفس خودش رو در عالم غیب حاضر کنه، وسعت پیدا کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در آن حالت هم حضور نفس به جهت تجردش، حضوری است در همه‌ی عوالم؛ ولی ظهورش، محدود به عالمی است که در آن ظاهر می‌شود. بعد از مباحث «معرفت نفس» خوب است در مباحث «فعلیت‌یافتن باورهای دینی» این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید

27401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این که شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن می‌فرماید: اسلام برای قالب زندگی دستوری ندارد مثلا این که با قاشق غذا بخوریم یا با دست و یا این که با ماشین برویم یا با اسب. آیا این حرف با سبک زندگی اسلامی که ادعا داریم اسلام برای همه امور زندگی برنامه دارد منافاتی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام می‌تواند همه‌ی امور را برای خود تسخیر کند و با خودآگاهیِ لازم، در امور تصرف نماید وگرنه هر ابزاری فرهنگ خود را به همراه می‌آورد و فضای اسلامیِ ما را به حاشیه می‌برد. موفق باشید

27359
متن پرسش
سلام استاد: چرا در مناجات شعبانیه از خدا می‌خواهیم شنوای دعایمان باشه در حالی که میدونیم داره میشنوه؟ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَاسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آن دعای جلیل‌القدر عرض شد واژه‌ی «استماع» به معنای توجه است و نه گوش‌دادن، لذا در قرآن داریم: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (اعراف/۲۰۴) یعنی وقتی قرآن خوانده می‌شود به آن توجه کنید. و در همین رابطه در دعای مذکور از خدا می‌خواهیم با عنایت خود به شما توجه کند و نظر مبارکش را به شما مبذول دارد. موفق باشید  

27335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا هنگام دعا کردن دستها را به طرف آسمان بلند می کنیم مگر خداوند فقط در آسمان است؟ و چرا بعد از آن دستها را به صورت می کشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظر به علوّ حضرت محبوب داریم. ۲. دستِ دعاکننده، از رحمت الهی بهره‌مند می‌شود و لذا به صورت نمادین، دست‌های بهره‌مندشده از رحمت الهی را به صورت می‌کشیم. موفق باشید

26841

شخصیبازدید:

متن پرسش
باسلام سوال شماره ۲۶۸۰۲ سوال بنده بود اما پاسخش داده نشده بود لطفادر قسمت پرسش و پاسخ برایم جوابش را ارسال کنید خیلی به راهنمایی استاد محتاجم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لطفاً دوباره سؤال خود را ارسال فرمایید. موفق باشید

26169
متن پرسش
سلام علیکم: یک مطلبی برام پیش اومده درباره تحقیق و تفکر برای اعتقاد به اصول دین مبین و به یقین رسیدن. اخیرا دیدم آیت الله العظمی جوادی آملی، در تفسیر تسنیم نوشته اند که اگر انسانی پایه تفکرش، بجای شک و تردید، تقوا باشد، می تواند شک خود را هم مدیریت کند و با تحقیق به یقین برسد و البته اگر بجای تقوا، پایه فکرش شک بود خود را در بی ماوایی و سرگردانی نگه می دارد و حتی دوزخ را برای خود بر می گزیند. سوالم اینجاست انسانی که می خواهد با تحقیق به یقین برسد و حق و باطل رو تفکیک کنه و البته هنوز شناخت دقیقی از این دو مولفه و اصول دین ندارد، چگونه پایه فکرش میتونه بر اساس تقوا باشه و با تقوا فکر و تحقیق کنه؟ آیا منظور ایشان همان داشتن ظرفیت حق پذیری و ذوق سلیم برای کسب معرفت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان تلاش کند برای رعایت حقوق انسان‌های دیگر و خود را به گناهان آلوده ننماید، عملاً توانسته است بر اساس تقوا عمل کند و این امر او را به فطرتش که نور توحید دارد، نزدیک می‌کند. موفق باشید

25120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر در قرأن‌ منظور از« ارض» کل آسمان و کهکشانها و کرات و خود این زمین هست و منظور از «سماوات» عالم غیب و مجردات هست چرا در المیزان ذیل ایه ۴ سوره جاثیه آمده است «و خلقت انسان علاوه بر اینکه موجودی است زمینی و مرتبط با ماده، نوع دیگری است از خلقت که با خلقت آسمانها و زمین اختلاف دارد برای اینکه آسمانها و زمین تنها موجودی مادی هستند....» در همین قسمت آخر گفته شده آسمانها و زمین، منظور ماده یعنی سماوات که در آیه ۳ آمده یعنی آسمانهای مادی و مگر آسمان ماده تعداد دارد؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در معنایِ آسمان و یا سماوات، باید با توجه به جمله‌ای که مطرح می‌شود فهمید آیا منظور همین آسمانِ بالای سر ما است و یا آسمانِ غیب و معنا است؟ موفق باشید

24883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: گاهی یا شاید اکثرا موقع کار و درس و نماز و مطالعه و موسیقی و ورزش و... حالاتی در بنده پیش میاد که نمیدونم حضور قلبه یا نه. حضور قلب چیه و چطور ایجاد میشه و چطور و از چه راهایی تقویت میشه؟ و چه کنیم همیشه در حضور قلب باقی بمانیم و خسته از این نوع حضور نشویم؟ و چطور تشخیص بدهیم که کی در حضور قلبیم؟ در ضمن به سوال ۲۷۸۰۸ ام که خیلی وقته خدمتتون فرستادم پاسخی داده نشده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نقداً پیشنهاد مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن دارم. ۲. سؤال مذکور به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نمی‌زنید؟! کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

24640
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوال ۲۴۶۳۳ فرمودید که: خطای حس را نیز انسان با فهمی که متوجه‌ی واقعیت خارج از ذهن است می‌فهمد و به همین جهت می‌تواند بین سفسطه و واقعیت تفکیک کند. لطفاً بفرمایید منظورتان از این فهم چیست و چگونه است؟ مثلا در این مثال که ما باران را به جای قطره قطره به صورت خطی می بینیم بر فرض خطای دید در نظر بگیریم، آن فهم که فرمودید و توجیه خطای حس در این مثال را برای بنده از نظر خودتان مشخص کنید. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه با نظر به محسوسات، متوجه‌ی قواعد عالم می‌شود و نسبتی بین آن‌چه حسّ کرده و قواعد برقرار می‌کند و در نهایت، نسبت به محسوساتِ خود حکم می‌نماید که کدام عینِ واقعیت است و کدام قابل تحلیل. موفق باشید

33103
متن پرسش

سلام به استاد: با تبریک به مناسبت روز عرفه که به ما خبر داده‌اند اهل ایمان در این روز در اُنس با خداوند به کمالات خاصی نایل می‌شوند و شنیده‌ایم در این روز غوغایی در جان اهل ایمان به پا می‌گردد و همان‌طور که گفته‌اند روز عرفه برای خود، عیدی است که خداوند عیدی هرکسی را با نور لقاء خود می‌دهد. بفرمایید ما چه کنیم که از این غافله عقب نمانیم و یا لااقل بی‌بهره نگردیم؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. روز، روزِ تجربه توحیدی است تا انسان اصیل‌ترین معنای خود را که همان عین ربط به حضرت معبود است؛ تجربه کند و در بیکرانگی حضور خود در عین «فقیر إلی الله» در آغوش غنیّ مطلق، احساس حضور کند. تنها کافی است به تکرار سوره توحید یعنی «قل هو الله احد» توجه کنید که ۳۰۱ مرتبه در مجموع آن را تکرار می‌کنید و علاوه بر آن ۱۰۰ مرتبه آیت الکرسی که نور توحید است به تمام معنا، تکرار می‌کنید که در آن آیه مبارک، نظر به ولایت حضرت محبوب بر اهل ایمان دارید. آن ‌چنان انسان احساس می کند این روز بزرگ و پر ظرفیت است که انسان از عظمت رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در حیرت است که چگونه متوجه ظرفیت چنین روزهایی می‌باشند و ما را متذکر آن می‌کنند. بنده در رابطه با روز عرفه برای رفقا چنین نوشتم:

 «عرفه؛ به میان‌آمدنِ فضا و افقی است برای تجربه هرچه بیشترِ «توحید»، تا حضور حضرت حق را در همه ابعاد عالَم وجود به بهترین شکل تجربه نماییم. شیطان را که حجاب حضورِ ما در محضر خداوند است، بسته‌اند تا آن حضور را با عمیق‌ترین صورت تجربه کنیم.»

جناب استاد علی پیرعلی نیز اخیرا در این رابطه سروده‌ای داشتند که می‌توان همراه با سروده ایشان بهتر در عرفه حاضر شد. موفق باشید

بسم ‌الله الرّحمن الرّحیم

عرفه معنی عرفان به میان آمده است

سرالاسرار حق از دل به زبان آمده است

عرفه وقت مناجات خداوند دل است

وقت دل کندن از مزرعه آب وگل است

عرفه نورالهی است که شیدا گردی

درمناجات خدا غرق تمنا گردی

مشعر ورمی وطواف هروله و سعی و صفا

قلم عاجز شود از وصف دل آرای منا

شو مهیا که کنی نفس بهیمی قربان

پر زنی بر قلل حکمت و عشق و عرفان

در و گوهر ز لب حضرت عشق جاری شد

اشک و خونابه دل بر رخ گل ساری شد

بشکست قید و به یکباره ز احرام برون

یکسره تاخته تا وادی اسرار جنون

کربلا بهر حسین گشت چو وادی منا

نسک بعد حسین کالبدی بی معنا

او که قربانی اصلاح شریعت گشته

روی نی قاری قرآن سر بی تن گشته

اسم اعظم به حروفش شده غرقابه خون

اکبر وقاسم وعباس زهیر مسلم، جون

زینب آن قافله سالار وپیام آور عشق

خطبه حیدری اش کوفه بلرزاند ودمشق

بعد عاشورا همه روز و زمین کرببلا

امتحان من وتو است گردش افلاک وسما

سیر تاریخ کنون سر زده تا عصر ولا

انقلابی شد وگشت بیمه ز خون شهدا

کل یوم هو فی شان و تمنای حضور

بر زبان از دل خلق جلوه حق کرد ظهور

فکه بستان وشلمچه همه جا کرببلااست

رو نما هر طرفی غزه وشام وجه الله
است

پیچ تاریخی ما روسیه چین ونزوئلا

همه جارا بگرفت پرتو توحید و ولا

پای فرهنگ توهم همه در گل مانده

فاش گوید همه عالم که سلام فرمانده

لشکر وهم گر از یاس سرود وظلمات

عقل گوید همه نور است به مهدی صلوات

حاج قاسم حججی با شهدا می آیند

ره قدس را ز ره کرببلا پیمایند

قلب ها پر شود از جلوه زیبای ظهور

پرده افتد ز رخ آیت قرآنی نور

32972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله. سلام علیکم: رابطه تقوی و تهذیب و اسلام فردی با اسلام سیاسی و کارهای اجتماعی و تمدنی چیست؟ جزو مفروضات ماست که تمدن نوین با نرم افزار و سخت افزارش و تمام وصفیاتی که حضرت آقا فرموده اند باید ایجاد شود. یکی از وظایف یک حوزوی در این داستان گسترش فقه های نظام می‌باشد. یعنی طرف، دروس مقدمات و... را سفت بخواند و اجتهاد خود را بجای فقه رایج چندصدساله در فقه نظام بکار ببندد. بیانات حضرت آقا در منشور روحانیت بسیار بسیار روی مساله خودسازی و معنویت و تقوا تاکید دارند. (ایشان در دیدار با قشر روحانیون است که دیده ام مطالب عرفانی نیز مطرح کرده اند. نظیر عرفان نظری/عملی؛ مذاق عرفانی؛ نفس گرم؛ و...) حضرت آقا در پیامهای تسلیت برای برخی از بزرگان روحانی، بحثهای اخلاقی و معنوی را شاخصه آنها می‌دانند. (حال یا بهمراه فعالیتهای سیاسی اجتماعی یا بدون آن) سوال: مسئله معنوی بودن و متقی و مقرب بودن یک فرد حوزوی به خداوند، در این کارهای فیزیکی و علمی و خروجی ای که در آینده خواهد دا شت واقعا چه تاثیری دارد؟ کار علمی و سیاسی و اجتماعی کسی که دارای اینهاست با آنکه دارای اینها نیست چه فرقی دارد؟ (بحثم سر اثرات مستقیم نیست. مثلا کسی که تقوی را در خود نهادینه نکرده باشد ممکن است در کارهای فرهنگی و... کارهای خلاف اسلام رسوخ بکند یا کارش سست مبنا باشد یا... بحثم سر اینست که فقط اثر فرد مجری چقدر است؟ کسیکه متقی است در گوشه ای دارد فلان کار را برای نظام می‌کند و کسیکه اتقی است نیز در گوشه ای دیگر دقیقا همان را و کار هر دو بدون عیب است. لکن می‌خواهم بدانم خود اختلاف نورانیت این دو نفر، در نتیجه و اثر کار چگونه دخیل است؟) می‌خواهم به این برسم که کارهای عبادی و امثالهم که پیش میاید را باید به چه کمیت و کیفیتی انجام داد و بالاخره در کاری که ما می‌خواهیم بکنیم (نظام و تمدن سازی) چقدر دخیل است؟ با تشکر فراوان و عرض معذرت بابت طولانی شدن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال یک طلبه در کنار دروس رسمی حوزه، لازم است که در قرآن از طریق تفسیر «المیزان» و در روایات تدبّر کند و پس از آن راهی که در مقابلش گشوده می‌شود همان راهی است که او را به نتیجه لازم می‌رساند. موفق باشید

32179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام سوالی از جناب استاد طاهرزاده: زمانیکه خداوند خودش بود و خودش و خلقت انسان صورت نگرفته بود چه دلیلی باعث خلقت فرشتگان و انسان شد؟ خداوندی که از هر نیازی به دور است چرا فرشتگانی آفرید که مدام در حال سجده و رکوع و عبادتند؟ چرا اصلا انسانی آفریده شد تا نیاز به رسیدن به کمال داشته باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست به قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد؟» رجوع فرمایید. موفق باشید

32043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: قبلا فرموده بودید تفسیر المیزان را دنبال کنم اگر ممکن هست اساتید و برنامه هایی که تفسیر المیزان را تدریس می‌کنند معرفی فرمایید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً اساتید بزرگواری هر کدام به شکلی به این امر اختصاص دارند. پیشنهاد اولیه بنده آن است که سری به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» به آدرس زیر بزنید.

https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=

در ضمن، استاد عابدینی و استاد یزدان‌پناه از جمله اساتیدی هستند که در این رابطه تلاش‌های خوبی داشته‌اند. موفق باشید

31645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظر شما درباره عمل لقاح مصنوعی (IVF) چیست؟ با توجه به اینکه شرایط خاصی بر عمل حکمفرماست به این صورت که آقا باید در همان بیمارستان منی خود را خارج کند (استمناء همراه با زوجه) و سپس این اسپرم به داخل رحم خانم تزریق می شود و همه اینها در ملأ صورت می‌گیرد. درحالیکه درباره آداب جماع همه آن آداب به سمت مخفی کردن و در خفا انجام دادن آن هستند. البته شاید از زوایای دیگر هم اشکالاتی وارد باشد. لطفا ما را روشن بفرمایید. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به عنوان وظیفه فقهی باید مرجع تقلید افراد نظر بدهند. موفق باشید

31626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خواستم در مورد عبارت قرآنی «lفزادهم ایمانا» در قرآن بدانم. در صوت انقلاب اسلامی و وظیفه ای که داریم سخنانتان را گوش دادم. استاد عزیز در شروع مقاطع خاص مثل شروع انذار و بشارت انبیا و سختی های همراهش و صدر اسلام و در معاصر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، اگر اینها را نقطه های عطف تاریخ بدانیم که نیاز به درک و فهم حضور تاریخیِ جدیدی دارد، استاد عزیز آن کسانی که در این مقاطع، مصداق «فزادهم ایمانا» می شوند یا برای آنکه بشویم، استاد این افراد در دوره قبل ظهور انبیا و تاریخ جدید، چه مدل افرادی بودند؟ آیا اینها اجمالی را دریافته بودند؟ آیا این سعه صدر و بصیرت در عین ثابته آنها بوده؟ فکر که می کنم،حضرت علی (ع) که در مورد رویت خدا از ایشان سوال کردند و فرمود خدایی که نبینم نمی پرستم، جدای از ایشان و عظمت شان، افراد ذیل ایشان را چگونه دریابیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در جستجوی نکته مهمی هستید که برای ورود به آن نیاز است مقدماتی را طی کنید. در بحث سوره «فتح» به لطف الهی آن مقدمات و ظرائف مطرح شده است. خوب است در این مورد به کتاب «سوره فتح و آینده روشن مجاهدان سالک» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

31470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی، سلام علیکم: استاد در ص ۸۹ و ۹۰ کتاب «راز شادی امام حسین در قتلگاه» داستانی ذکر شده که در کتاب «گزیده دانشنامه امام حسین» در مورد اون داستان اینطوری گفته شده: درباره اين داستان مفصّل كه نگارنده الدمعة الساكبة، آن را در بيش از دو صفحه بيان كرده، بايد گفت كه هيچ اثرى از آن در منابع معتبر، ديده نمى شود و احتمالاً، وى نخستين كسى است كه اين ماجرا را گزارش كرده است. البتّه وى اين گزارش را به شيخ مفيد، نسبت داده ؛ [۱] ولى اين مطلب، در هيچ يك از كتب موجود شيخ مفيد و بلكه در هيچ كتاب معتبر ديگرى نيز يافت نشد. ضمنا بايد توجّه داشت كه هلال بن نافع كه اين گزارش به او نسبت داده شده، از ياران امام عليه السلام نيست؛ بلكه از سپاه دشمن است و نام صحابى امام، «نافع بن هلال» بوده است! ---------- [۱]: . الدمعة الساكبة: ج ۴ ص ۲۷۲. غرض اینکه ممکن است داستان غلط باشد و اگر امکان دارد از کتاب حذف شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بر عکس نافع بن هلال که از اصحاب حضرت است و در شب عاشورا آن گفتگوها را با حضرت دارد، هلال بن نافع در جبهه دشمن است و از همان جبهه، ناظر آن صحنه بوده و همه شواهد هم حکایت از صدق گزارش او دارد بخصوص با نظر به روایت حضرت سجاد «علیه‌السلام» که می‌فرمایند: «لَمَّا اشْتَدَّ الْأَمْرُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب«علیه‌السلام» نَظَرَ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فَإِذَا هُوَ بِخِلَافِهِمْ لِأَنَّهُمْ كُلَّمَا اشْتَدَّ الْأَمْرُ تَغَيَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ وَ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُمْ وَ وَجَبَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَانَ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِهِ تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ انْظُرُوا لَا يُبَالِي بِالْمَوْتِ فَقَالَ‏لَهُمُ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ».

  آن وقت كه كار بر امام حسين «علیه‌السلام» سخت شد، اصحاب نظر به جانب آن جناب نمودند و حالِ آن امامِ همام را به خلاف احوال خود مشاهده كردند، زيرا كه چون امر بر آن‌ها سخت مي‌شد، رنگ‌هاشان متغيّر مي‌گرديد و بر پشت‌هاشان لرزه مي‌افتاد و دل‌هاشان هراسان مي‌گرديد ولي آن امام «علیه‌السلام» و بعضى از خواص كه در خدمت حضرت بودند، رنگ چهره‌شان برافروخته‌تر و اندام‌شان آرام‌تر و جان‌هایشان آسوده‌تر می‌گشت؛ پس اصحاب به يكديگر مي‌گفتند حضرت را ببينيد كه از مرگ باك ندارد، آن‌جناب به آن‌ها مي‌فرمود: صبر پيشه کنيد اى بزرگ‌زادگان كه مرگ جز پلى كه شما را از پريشانى و بدحالى به بهشت وسيع و عيش جاويد مي‌رساند، چيز ديگري نيست، پس كدام‌يك نگرانيد از اين‌که از زندان به قصر رويد؟

آن اصحابی که همانند امام‌شان چهره‌های‌شان درخشان و قلب‌های‌شان آرام بود، همان‌هایی بودند که در شب عاشورا به حضرت عرض کردند اگر صدها مرتبه بمیریم و زنده شویم، دست از  تو بر نمی‌داریم. زیرا متوجه بودند در چه شرایط تاریخی قرار دارند و چگونه می‌توانند در تاریخی حاضر شوند که حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» حاضر شدند که همان حق ‌الیقینی تاریخی است.

موفق باشید

31461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چند ساله پدرم رو از دست دادم. زمانی‌که در قید حیات بود تا زمانی که از دنیا رفت من کنار ایشون زندگی نکردم یعنی اصلا کاری بمن نداشت. زندگی خودش رو می‌کرد. نه خرجی من رو متقبل می‌شد نه چیزی، جر اواخر که دو سه بار پول یارانمه ام رو بهم داد و من واقعا در مضیقه زندگی می‌کردیم. من و مادرم اون شهر دیگه بود و ما شهر دیگه، منزل جد مادریم تا بزرگ شدم و ایشون از دنیا رفت. من دائما گله می‌کردم حتی بعد از فوتش و گاهی هم از شدت ناراحتی نفرین می‌کردم حالا حس می‌کنم ایشون از من ناراضیه و شاید عاقم کرده. حالا چکار کنم؟ لطفا جواب در کانال گذاشته شود ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما برای ایشان صدقه بدهید بلکه به او کمک شود. فکر نمی‌کنم عدم رضایت ایشان با توصیفی که می‌فرمایید جهت سلوک و سیر شما اختلالی ایجاد کند. موفق باشید

31411
متن پرسش
سلام استاد: چرا ایران به مقابله با طالبان در افغانستان نمیره؟ مگه با داعش در سوریه فرق میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار جریان متفاوت است. پیشنهاد می‌شود مصاحبه آقای علی علیزاده با آقای محمد حسین جعفریان در کانال تلگرامی ایشان را دنبال بفرمایید. https://t.me/jedaalبه نظر می آید خوب است رفقایی که جریان افغانستان را دنبال می کنند نظرات آقای جعفریان را  بدانند . به خصوص که تنها ما را در جریان طالبان می گذارد بدون ردّ یا قبول. موفق باشید  

31082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. استاد بنده که یکی از شاگردان استاد جوادی آملی حفظه ا...هستند، فرمودند که بحث مفصل عقلی و روایات متعدد داریم که از اول تا آخر معراج پیامبر (ص) جسمانی بوده، استاد این با معاد جسمانی چه طور جور درمیاد؟ مباحث حرکت جوهری گوش داده شده، ۲. اینکه جسم پیامبر (ص) سایه نداشته یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جزوه «نحوه حیات بدن اُخروی» عرض شده، لازمه جسمانی‌بودنِ معاد و معراج، جنسانی بودنِ آن به معنای مادی‌بودنش نیست. موفق باشید

31051

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا اسامی نامزدهای مورد نظر استاد را منتشر کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عذر خواهی می‌شود که در فرصت مناسب نتوانستم جواب سوال جناب‌عالی را بدهم و اکنون نیز فرصت آن گذشته است.

30411
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوالی فرمودید که اطلاعات مربوط به نفس می‌شود در حالی که بر اساس علم جدید بعضی اطلاعات مثل جدول ضرب یا اسامی پایتخت کشورها در قسمتی از مغز کد گذاری شده و نفس با مرتبط شدن به همان قسمت پاسخ این سوالات را میابد و به نظر شما اگر از روح میتی که تازه فوت کرده از اینگونه امور پرسیده شود می‌تواند پاسخگو باشد با توجه به اینکه یک ضربه به سر انسان گاهی همه این اطلاعات را از بین می‌برد و با توجه به اینکه شخص میت اسم امام و پیامبر خود را به یاد نمیاورد هر چند در اینجا حفظ بوده لذا فکر نمی‌کند علوم طبیعی مستقیما با مغز مرتبط بوده و با مرک از بین می‌رود ولی علوم ماورا طبیعی آن هم به شرط اینکه از طریق تهذیب و با علم حضوری باشند باقی می‌مانند؟ سوال من هم این بود که با فرض تایید مطالب ذکر شده اگر مغز دو انسان عوض شود چه خواهد شد؟ آیا من همان من است با اطلاعات جدید؟ خصوصا اینکه به گفته حکما بدن مادی بدن اصلی انسان نبوده و با بدن اصلی که همان جسم برزخی است اتحاد انضمامی دارد و این مطلب را پیچیده تر می‌کتد! اگر تفکیک علم را به دو دسته طبیعی و ماورا ضبیعی بپذیریم که یکی با مغز مادی مرتبط است و یکی مستقیما با نفس مرتبط است در صورت عوض شدن مغز می‌شود گفت هر یک از این دو نفر خودشان را همان شخص قبلی ادراک می‌کنند ولی درحوزه خصوصیات اخلاقی و اعتقادی ثبیت شده و ملکه شده در نفس تغیییری ایجاد نمی‌شود ولی در حوزه اطلاعات مادی شخص خودش را با اطلات جدیدی روبرو می‌بیند نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. زیرا آنچه هویت علمی داشته باشد، حتی علومی مثل ریاضیات، مربوط به نفس ناطقه می‌باشد. می‌ماند که اگر انسان ابزار ارائه‌ی آن را به هر دلیلی از دست بدهد، نفس نمی‌تواند آن را در عالَم بیرون ظاهر کند و یا ارائه دهد. مثل قوه‌ی بینایی که مربوط به نفس ناطقه است. ولی اگر چشم از بین برود، نفس نمی‌تواند از آن قوه در دیدن پدیده‌های خارج از ذهن خود استفاده کند. پیشنهاد می‌شود در این رابطه بحث «ده نکته در معرفت نفس» دنبال شود. موفق باشید

30067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد در این مورد که فرمودید پیامبران آمدند که ما خدا را بیابیم و نه اینکه صرفا خدای ذهنی را داشته باشیم را نسبت به این جمله که مثلا من در برابر مشکلات صبر می‌کنم و در برابر شهوات عفت پیشه ی کنم و... را می‌توانید روشن تر بیان کنید. خلاصه تر اینکه زمانی که من صبر می‌کنم اخلاق نیکو داشته باشم و عفت پیشه کنم و... آیا من خدا را یافته ام؟ آیا می‌توانیم در اینجا بگوییم که در این حالات است که ما وسیله ظهور خدا می‌شویم و او را حضوراً یافته ایم؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. زیرا انسان در ذات خود، خدا را دارد و عواملی موجب این غفلت می‌شود که به آن حجاب‌های حضور خدا می‌گویند مثل مواردی که جنابعالی برشمردید. موفق باشید

30034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد درسته که نباید این سوال را بپرسم، ولی استاد شما چیزی بگویید تا که میل خدا چه باشد! پانزده ساله نفس تنگی دارم و گاهی تا قبض روح پیش میرم، استاد خسته شدم. همه فوق تخصص های قلب و ریه و... رو هم رفته ام میگن قلب و ریه و... سالم است و دلیلی برای نفس تنگی نیست. استاد باید چه کرد در این مواقع؟! نه تنها صبر می کنم بلکه فدای یک لحظه خشنودی رب العالمین اگر اینچنین می پسندد. ولی استاد گاهی اوقات سختم می شود و خسته می شوم. شما چیزی بگویید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید اگر خدا نمی‌خواست زندگی کنید، نَفَسی که فرو می‌رفت، بالا نمی‌آمد. پس می‌خواهد زنده باشید. پس نفس بکشید. موفق باشید

30017

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، ان شا الله در پناه حضرت حق سلامت باشید. استاد انقدر هیجان زده ام که نمیدونم باید چیکار کنم؟ پدر من همیشه مخالف رهبری بودن، بعد از ۴۰ سال تارک الصلاه شده بودن، اما حالا چیز تازه ای دارم می‌بینم، کلا موضعشون به رهبر تغییر کرده و چقدر براشون احترام قائلن، از حرفاشون حمایت میکنن میگن چقدر ایشون دلسوز مردمن، حرف از اقتصاد بر مبنای توانایی داخلی میزنن، میخوان نمازشون رو دوباره بخونن، برادرم هم همینطور، کسایی رو می‌شناسم که اصلا اهل نماز نیستن ولی دیوونه میشن اگه کسی حرفی علیه رهبری بزنه،.. استاد اینا میتونه روزنه ی امیدی باشه از اینکه انقلاب اسلامی داره ثمره ی مقاومتش رو می‌بینه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. با افول آمریکا، جهان دیگری که انقلاب اسلامی متذکر آن است به میان می‌آید. موفق باشید

نمایش چاپی