باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت:
ای برادر عقل یک دم با خود آر
دم به دم در تو خزان است و بهار
بالاخره این نوع قبض و بسط ها در مسیر رجوع به حضرت حق پیش میآید؛ عمده همان صبر قرآنی است یعنی پایداری در وظایف حتی در مواقعی که انسان در قبض قرار دارد. تا انشاءالله آن صفای نهایی پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به اصل قضیه که فکر کنیم مییابیم که در هر حال، دنیاگرایی با بحران همراه است و آخرتگرایی با آرامش. و اینکه انسان در آخرتگرایی با خودش درگیر میشود تا خود را شایستهی حضور در آن عالم بکند، نوعی تلاش مفید و نتیجهبخش است، برعکسِ تلاش دنیاگرایی که همواره با احساس نگرانی همراه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دز این مورد یاد ندارم چیزی گفته باشم عمده معنایی است که از دل جملاتی که این واژه ها به کار برده میشوند به دست آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط توجه به وجه توحیدی انقلاب اسلامی و اینکه توحید، یک حقیقتِ بیکرانه است که در عین لطیفبودن و به چشمنیامدن، عزیز است و هرگز مقهور هیچچیزی نمیشود و کلّیّت انقلاب اسلامی در مقابل استکبار، توحیدی میباشد و یقیناً جایگاهی محکم و زندگیساز دارد، چیزی که شهدا متوجهی آن شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم هگل را با اسلام مقایسه کنیم، میتوان آنطور که فرمودید اندیشه را ادامه داد ولی اگر معتقد باشیم تفکر، تاریخی است و باید ظهور وجود را در اعصار مختلف دنبال نمود، هگل متذکر امری از نحوهی نگاه تاریخی به عالم میشود که پس از آن، هایدگر و گادامر در پرتو نگاه تاریخی هگل توانستند تا اینجاها پیش بیایند که «فاهمه به نحو ریشهای تاریخی است» و یک قدم از آنکه انسان ابژه باشد، جلوتر آمدند که البته این نوع بحث ها باید در حقیقت و روش گادامر دنبال شود که چگونه از یک طرف از هگل استفاده کردهاست و از یک طرف نظر را بیشتر به «وجود» انداختهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! این قبض و بسط است که همواره در مسیر دینداری با انسان روبهروست. گفت: «ای برادر عقلْ یکدم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این اشکها، قصّهی گشودهشدن درهای آسمان است. بد نیست به صوت «سیّد شهداء مقاومت و یومالفصل انقلاب اسلامی» و مقالهی «سیّد شهداء مقاومت و افقی که در پیش است، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از آنجایی که در حدیث ثقلین «کتاب اللّه و عترت» را برای ما حجت قرار دادهاند، اگر مطلبی را قرآن متعرض نشده و امام معصوم متذکر شدهاند، برای ما حجت است. ۲. این حرف درستی است زیرا در این مورد ملاک قرآن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد سعی بفرمایید به خود تفاسیر رجوع کنید که میفرمایند شایعهپردازان، زیاد نیستند و آن تهمت را که به جناب عایشه زدند تا آبروی ایشان را ببرند؛ گمان نکنید برای شما شرّ است، بلکه خیر است چون اهلِ ضلالت شناخته میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سالک با تجلی نور احد یا واحد قهار حتی خودش را هم نمییابد، تماماً احساساش نظر به حضرت حق میشود. به تعبیر خواجه عبداللّه انصاری؛ «اخفاه عن انفسه» از خودش هم مخفی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تا آنجا که میتوان باید جبران کند. ۲. آنجا که نمیتواند برای آن فرد و یا آن افراد استغفار نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور حضرت آن باشد که چرا قرآن را فقط در مواقعی که گرفتار مشکلات و هجر هستیم میخوانیم و از اُنس دائمی با آن غفلت داریم. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: از پژوهشها و تاملهای حضرتعالی در باب آزادی و حجاب بسیار بهره بردیم شاید بخاطر تاثیر عمیق تفکر حضرتعالی یا بخاطر داشتن منابع مشترک فکری، قبل از اینکه یادداشت حضرتعالی درباره نسبت حجاب و آزادی منتشر شود، متنی نوشته بودم و در گروههایی مطالبی به اشتراک گذاشتم که با ۱۵ دقیقه پایانی جلسه چهارشنبه حضرتعالی اشتراک جدی داشت. عرض بنده این بود که در نسبت میان جمهوریت و اسلامیت، در بودنِ ایرانی، اسلامی و مدرن ما از آنجا که نظام ما در صدد اجرای اسلام است، هرجا که اسلام حدود اندیشه و عمل انسان را مشخص کرده، به آراء عمومی مراجعه نمیکند و قانون را بر اساس دین و البته با اجتهاد اهل فقاهت و قانون وضع میکنند و با همه پرسی قانون اساسی کلیت آن به رای عمومی گذاشته شد. اما موقع اجرای قانون یا ممانعت از نقض قانون، نیازی نیست، تک تک افراد به منشا قانون ملتزم باشند، یعنی اقتضای ساختار اجتماعی مدرن و جمهوریت این است که وقتی مسالهای به شکل قانون در آمد، چه از اقلیتی باشیم که رای مثبت به نوع حکومت یا قانون اساسی ندادهایم، چه با منشا قوانین یعنی اسلام موافق نباشیم، باید ملتزم به قوانین باشیم. در مرحله تعقیب قانونی یا تذکر قانونی به کسی که قانون را اجرا نمیکند نه تنها لازم نیست بلکه نباید، سراغ منشا قانون بروند، کف خیابان و در مواجهه با فردی که قانون گریزی داشته حرف از اسلام و انگیزه های دینی زدن، نه تنها سازنده نیست که مخرب و مسدودکننده یا دشوارکننده مسیر تبیین فکری -در نسبت با افراد غیرملتزم به قانون- برای اهالی اندیشه است. باورمندی و ایمان، قابل پیگرد قانونی نیست، سلوک فردی است و باید به افراد مجال تفکر و پذیرش داد. امیختگی برخوردهای قانونی با عناوین دینی، مجال این سلوک را از افراد میگیرد، احساس تحمیل میکنند و کار برای کسانی که میخواهند، با رفق و مدارا کم و کاستی های و البته زیبایی های درونی فرد را به او متذکر شوند به شدت دشوار میشود. تحلیلم را عرض کردم تا بنده را به اشکالاتم آگاه کنید. از اینکه فرصت میگذارید و پاسخگوی سوالات ریز و درشت هستید بی نهایت ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در امور اجتماع و تولد اجتماع در صد ساله اخیر، رعایت وظایف فردی کافی نیست. باید افراد متوجه وظایف اجتماعی خود باشند. وظایفی که موجب قوام اجتماع میشود که در این زمانه، قوام زندگی انسان جدید نیز به قوام اجتماع است و اینجا است که باید افراد از این دیدگاه و از این زاویه متوجه جایگاه قانون باشند به عنوان قوانین زندگی. که متأسفانه بسیاری از مردم ما متوجه این امر نیستند و میل به قانونگریزی در آنها هست. باشد که آرامآرام به چنین هوشیاری برسیم که قوام زندگی به قوام رعایت قوانین است و نه گریز از قوانین، هرچند که رعایت آن قوانین سخت باشد. موفق باشید
سلام علیکم: استاد گرامی، شخصی چه عرض کنم آتئیست خواسته که توحید برایش اثبات بشود حالا چه کتابی، چه شرحی که بیدار کننده فطرت او باشد سراغ دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث «معرفت نفس» در ابتدای امر و «برهان صدیقین» پس از آن؛ میتواند عقل بشرِ این تاریخ را متذکر امور قدسی بنماید. البته دو کتاب مذکور همراه با شرح صوتی آن بهتر کمک خواهد کرد. موفق باشید
استاد گرامی سلام: سه سوال را یکجا ارسال می کنم که زیاد وقت شما را نگیرم . ۱. در خصوص رویای صادقه که انسان حوادث آینده را می بیند سوالم را با یک مثال مطرح می کنم: وقتی انسان از مسیری عبور می کند اماکنی در مسیرش وجود دارد که با طی زمان به آن ها می رسد. آیا حوادث و رویدادها نیز مانند این مکان ها قبلا ایجاد و مستقر شده اند ؟ ۲. اگر پاسخ سوال یک مثبت است پس نقش اختیار انسان در ایجاد حوادث و رویدادها چیست؟ ۳. ذکر خیر المنزلین فقط برای این دنیا کاربرد دارد یا برای داشتن بهترین جایگاه در آخرت نیز مفید است؟ با تشکر التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! انسان در رؤیای صادقه با مبانی آن حوادث روبرو میشود که بحث آن در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح آن تا حدّی گذشت. ۲. همین انسان با همین اختیار با اموری که با نفس خود اختیار میکند قبل از وقوع آن حوادث در عالم ناسوت، روبرو میشود تا آن حدّ که بزرگان فرمودهاند ما همه آینده خود را در عین ثابته خود انتخاب کردهایم، هرچند که هر لحظه میتوانیم به جهت ذات انتخابگری خود، انتخاب دیگری بکنیم. ۳. همیشه قضیه همین طور است که او «خیرالمنزلین» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مخیلبودن شعر بحثی نیست، بحث در خیالی است که متعالی است یا خیالی که منجر به اشعاری میشود که قرآن در وصف شاعران آن اشعار میفرماید: «وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ» و شاعران را گمراهان پيروى مىكنند. و این غیر از آن است که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: إنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَةً ؛ برخى از شعرها حكمت است. آری! «آن خیالاتی که دام اولیاست / عکس مه رویان بستان خداست» .
با توجه به فرمایش رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» میتوان فهمید امکان آنکه شاعر در تأیید الهی شعر بسراید، هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام متن؟!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته نکات خوبی را مطرح میفرمایید. آری! در برزخ نزولی که روح، از مقام بالاتر وجود تکویناً به مرتبه نازلتر نزول میکند، نقصهایی محقق میشود که صورت این فرآیند، نزدیکی به شجره ممنوعه است که نماد عالَم کثرت میباشد عالمی که جامعیت ندارد و هرچیزی، چیزهای دیگر نیست. در حالیکه در مقام برتر یعنی در مقام جامعیت هر چیزی، چیزهای دیگری هم هست مثل نور سبز در نور بیرنگ. ولی در طیف نوری که از منشور عبور میکند نور سبز، شش نور دیگر نیست. در رابطه با حضور در عوالم مادون یعنی عالم اسفل السافلین و تجربه چنین حضوری خوب است به جواب سؤال شماره 30869 رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ «آدمی» روشن میکنند که حضرت حق انسان را نمایش اسمای حسنای خود نمود تا خود را تفصیلاً به نمایش بنشیند. به گفته جناب حافظ: «نظری کرد که بیند به جهان صورت خویش / خیمه در مزرعه آب و گِل آدم زد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً اینطور نیست. در همان دو روز هم به دنبال خدا بودید و خودِ حضرت ربّ راه را نشان دادند زیرا با نیّت صادق به دنبال حضرت ربّالعالمین به هر در و دیواری زدید تا بالاخره متوجه شدید: «وَ ربّی اَحسَنُ ربّی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره چنانچه انسان موحد نباشد مسیر خود را در همین دنیا به سوی خدای رحمان نگشوده است تا زیر سایهی رحمت الهی باشد. آری! ممکن است در عذاب کمتری قرار داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله همّت کنید در ورود به عرایضی که نسبت به شرح کتاب «جنود عقل و جهل» حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه»، تا به لطف الهی عرش، در فرشِ وجودمان نقشآفرینی کند.
به گفتهی جناب مولانا:
ما را سفری فتاد بیما
آن جا دل ما گشاد بیما
آن مه که ز ما نهان همیشد
رخ بر رخ ما نهاد بیما
چون در غم دوست جان بدادیم
ما را غم او بزاد بیما
ماییم همیشه مست بیمی
ماییم همیشه شاد بیما
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با استحکام حضور در محضر خداوند میتوان در ابتدا آرامش ظاهری خود را حفظ کرد تا آرامارام، قلب نیز در این آرامش به صورت درونی همراهی کند. در این موارد رعایت تقوا به انسان استحکام میبخشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. زیرا ما در جایگاه مقایسهی آن انوار مقدس نیستیم، هرچه هست آن فرشتگان تماماً محو جمال حق میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست ما به جهت موقعیتی که در آن سالها با سخنان حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» مأنوس بودیم، همان مطلب از آن سخنان استنباط میشد و بیحساب نیست که در گفتمانها به همان مضمون ردّ و بدل میشود و تا به یاد دارم بیش از یک بار ایشان چنین مضامینی را مطرح کردهاند. موفق باشید
