بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتاب برهان صدیقین رو تا قبل از هویت تعلقی خواندم به همراه شرح شما. ولی یه سوالاتی برام پیش اومده: اصلا معانی ذات، صفت و فرقشان و همچنین وجود، موجود و فرقشان با هم چیست؟ مرادتان رو به صورت دقیق از این مفاهیم برام روشن نیست و یه جاهایی دارم خلط می‌کنم. مثلا در مورد ذات و صفت اینجوریه که یک موجود صفتی دارد که آن صفت یا عارضی است یا ذاتی. حال سوالی که دارم اینه که خود این صفت هم به عنوان یک موجود چی میشه؟ یعنی یک صفت ممکنه یک صفتی داشته باشه؟ به عنوان مثال نمک به عنوان یک موجود صفت شوری دارد. حال خود این شوری هم بالاخره موجودی است. این شوری چی میشه؟ میتونه صفتی داشته باشه؟ تفاوت این دو وجود (وجود نمک و وجود شوری) در چیست؟ شما وقتی از وجود صحبت می‌کنید از کدام معنی وجود صحبت می‌کنید؟ موجودات که می‌گویید منظودتان کدام دسته هستند؟ موجودات ذهنی، موجودات خیالی یا موجودات عقلی هم شامل می‌شود یا فقط موجودات خارجی را منظور قرار می‌دید؟ اصلا وجود که می‌گویید ماهیات رو منظور می‌کنید یا نظر به اصالت اون دارید؟ مثلا وقتی در مورد میز صحبت می‌کنید منظورتون چوب است که به این فرم درآمده یا نه! همین شکل و شمایل چوب رو هم در نظر می‌گیرید؟ ای کاش این مفاهیم رو در ابتدا جا می‌نداختید بعد سراغ برهان می‌رفتیم. چون موقع خوندن کتاب و شرح شما ذهنم جوانب دیگه رو درنظر میگیره و هزارتا سوال برام بوجود میاد که اذیت میشم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمک به عنوان یکی از مراتب عالم ماده، یکی از مراتب وجود است که وجود در این مرتبه، صفتِ شوری را از خود ظاهر می‌کند بنابراین آنچه اصل است وجود است که در مراتب مختلف، ظهورات مختلف دارد و آن ظهورات را صفت می‌نامند و این‌طور نیست که صفات به خودی خود وجود داشته باشند بلکه ظهوری از وجود در مرتبه‌های خاص هستند. ۲. عجله نکنید تا آخر، بحث را دنبال بفرمایید إن‌شاءالله جواب این نوع سؤالات را خواهید یافت. ۳. وجود، تعریف‌بردار نیست. هرکس نزد خود آن را می‌فهمد، دیگر معنا نمی‌دهد وجود میز یا وجود خارجی و یا وجود ذهنی. بحث در مورد وجود است در مراتب مختلف. موفق باشید

30766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: تا حدی کتبتان را مطالعه کردم آیا امکان دارد دستورالعملی را برای اینکه دل را در حضور حق ببریم ارائه فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود به سراغ کتاب «با دعا در آغوش خدا» بروید. کتاب فعلاً روی بنر سایت هست. موفق باشید.

30623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: حافظ می فرماید: نگار می فروشم عشوه ای داد که ایمن گشتم از مکر زمانه. جناب استاد خیلی غمگینم. فریب دنیا را خوردم. میل به خودکشی دارم ولی می دانم مشکلی را حل نمی کند. عذاب وجدان اشتباهات گذشته، نگران آینده فرزندانم، دنبال آن عشوه ام. با آرزوی سلامتی برای جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست برای درک بودنی ماورای این بودن‌ها، به غزل شماره‌ی 96 که اخیراً شرحی بر آن نوشته شد؛ رجوع شود. ذیلاً آن غزل خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید

غزل شماره‌ی 96

بودنی ماورای غم‌ها و شادی‌ها

باسمه تعالی

دی پیر میّ فروش که ذکرش به خیر باد        

   گفتا شراب نوش و غمِ دل ببر ز یاد

پیر میّ فروش که جایگاه و توانِ به حضورآوردنِ انسان را در هستی خود دارد، هستی و حضوری که انسان مستِ حضور «وجود» شود؛ او یعنی پیر میّ فروش گفت: با نوشیدن شرابِ حضور در محضر لایزال و بیکرانه‌ی حضرت محبوب، می‌توانی غم دل را از یاد ببری و ببینی که چگونه غم، جای و جایگاهی در زندگی ندارد، این وقتی است که شراب «وجود» و حضور به جان انسان نوشانده شود و انسان خود را در عالَم بقاء احساس کند.

گفتم به باد می‌دهدم باده، نام و ننگ      

     گفتا قبول کن سخن و هرچه باد، باد

در جواب به توصیه‌ی میّ فروش که مرا توصیه کرد تا خود را از نسبت‌های ساختگی آزاد کنم و معلّق در دریای «وجود» باشم، گفتم: در آن صورت هیچ عنوانی و هویت مشخصی که بتوانم خود را با آن معنا کنم، نمی‌ماند. زیرا در چنین حضوری همه‌چیز، حتی تشخص انسان در فنا و بی‌نامی قرار می‌گیرد و گویا معلّق در فضایی خواهم شد که هیچ تکیه‌گاهی برایم نمی‌ماند، مگر احساس وجود خود در بی‌تشخصیِ محض، و او گفت همین را قبول کن، هرچه می‌خواهد بشود. زیرا این نوع از «بودن» بهترین تجربه‌ برای زیستن است در هر دو عالم.

سود و زیان و مایه، چو خواهد شدن ز دست

         از بهر این معامله، غمگین مباش و شاد

آری! در این نحوه بودن، هم سود و هم زیان و هم اصل سرمایه، که نسبت‌های ما با این عالم است، همه از دست می‌روند. ولی برای به‌دست‌آوردن آن نوع بودنِ معلّقِ در وجود، نه باید غمگین بود و نه شادمان، زیرا بودنی است فراسوی نیک و بد، وقتی اصیل‌ترین نسبت که نسبت وجودیِ ما با حضرت محبوب است، باقی است و عینُ‌الرّبط‌بودن خود را نسبت به او احساس کنیم که چگونه «فقیر إلی الله» هستیم و به چنین سرمایه‌ای می‌بالیم.

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ    

        در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

اگر دل به هیچ، که همین دنیا و نسبت‌های آن است، بدهی و خود را در عنوان‌های دنیا و آرزوهایی که از آن ساخته‌ای، جستجو نکنی؛ در جای و جایگاهی خود را قرار می‌دهی که تخت سلیمان هم به بادی برود و هیچ شود و تو می‌مانی و تنهایی‌هایت، زیرا خود را در شرابی که فوق غم‌ها و شادی‌ها است و عین بودن تو می‌باشد، نسپردی. پس خود را معطّل دل‌سپردن به هیچ مکن و گر نه از بودنی آن‌چنانی محروم می‌شوی.

حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است      

     کوته کنیم قصّه که عمرت دراز باد

اگر در شرایطی هستی که دلبستگی‌هایت مانع پذیرش چنین پندِ حکیمانه‌ای می‌شود، قصّه را کوتاه می‌کنیم، در عین آن‌که آرزومندیم عمرت دراز باشد تا در ادامه‌ی عمر، چنین فضایی را تجربه کنی و خود را به «هست» و «نیست» امور دنیایی و آرزوهایی که برای خود ساخته‌ای، گره نزنی.

والسلام

30438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من خانمی ۲۸ ساله هستم و یک فرزند سه ساله دارم و باردارم هستم. من جدیدا خیلی زود عصبانی می‌شوم مخصوصا با فرزندم پرخاشگری می‌کنم و بعد عذاب وجدان می‌گیرم. خیلی ناراحت هستم و مخصوصا برای تربیت فرزندانم نگران هستم چون تمام وقت من به بچه داری میگذره و دست تنها هستم. چکار کنم صعه صدر پیدا کنم و این اخلاقم از بین برود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید خداوند است که روح‌ها را هدایت می‌کند. لذا نباید چندان نگران بود. وظیفه‌ی ما تذکر دلسوزانه به فرزندان‌مان است، بقیه‌اش را خداوند حلّ می‌کند. موفق باشید

30335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا مقام ملائکه عالین از مقام محمد و آل محمد (ص) بالاتر بوده که خطاب سجده برای آنان نبوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. زیرا ما در جایگاه مقایسه‌ی آن انوار مقدس نیستیم، هرچه هست آن فرشتگان تماماً محو جمال حق می‌باشند. موفق باشید

30156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوال 30136 بالاخره پای اسم الله در میان است، پس چگونه عطای ذاتی ماورای اسماء شکل می‌گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقامِ ذات، به اعتبار وجوددادن به مخلوق، برای مخلوق در میان است. نه مقامِ ذات برای خود ذات. مواردی بود که در شرح «فصّ شیثی» چندین بار بدان تأکید شد. موفق باشید

30085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از یکی از دروس جنابعالی برداشت کردم که خاصیت موجودات مجرد این است که تجلی و ظهور دارند لذا از هو بعنوان مقام غیب الغیوب. الله با جامعیت اسمایی ظهور یا تجلی می‌کند و از الله حقیقت انسان کامل یا نور محمدی و صادر اول متجلی می‌شود و از طرفی قاعده ای داریم که از واحد جز واحد صادر نمی‌شود لذا بنا بر همین قاعده از صادر اول هم بایستی واحد دیگری با شدیت کمتر صادر شود اما در اینجا بحث اصناف فرشتگان و ملائک و مراتب عالم هستی با کثراتی که دارند مطرح می‌شود که این با آن قاعده سازگار نیست در این رابطه چگونه باید اندیشید؟ جزاک الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی 30028  رجوع فرمایید. موفق باشید

29821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: ببخشید استاد اینکه میگن یه جا بایستید و مطالب رو از یه استاد بگیرید درسته؟ استاد بنده اولا نه اینکه نخوام یه جا باشم شرایط یه جا موندن برام ایجاد نمیشه اول. دوم اینکه اکثر مثلا مباحث هم سوی هم رو دنبال می‌کنم ولی از افراد مختلف، استاد این اشکال داره چون بنده شرایط پیش نمیاد. مثلا به حوزه برم و مثلا ریشه ای به قول بعضی که نظرشون اینه مباحث رو جلو ببرم و از طرفی چون یه خانم هستم از یه طرف اگر بخوام در خانواده هم باشم و خدا بخواهد تشکیل خانواده دهم خانواده را هم مدیریت کنم با توجه به اینکه الان فضای حوزه های علمیه نزدیک مکان زندگی افراد نیست و اینها زمان میبره مجبورم اینطور ادامه بدم به امید اینکه اگر صحیح است زمانی برسد بانو امین هایی در هر محله حوزه علمیه بزنن و آن هم دیگر دچار تحریفات و آسیبها نشود تا زنان ضمن علم معرفت به امر خانواده و مسایل بانوان هم رسیدگی کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه باید به این جمله‌ی آیت الله بهجت فکر کنید که فرمودند: «علم تو، استاد توست». إن‌شاءالله ذیل ولایت الهی در این تاریخ می‌توانید از معارف مکتب حضرت امام «رضوان‌الله تعالی‌علیه» بهره‌مند شوید. موفق باشید

29815
متن پرسش
با عرض سلام: قسمتی از جوان و انتخاب بزرگ: «وقتی انتخاب بزرگ انسان قيامتي باشد آن انتخاب برای انسان یک نوع شادی و شعف درونی به همراه می آورد، زیرا هدفی را دنبال می کند که همواره قابل دسترسي است و حادثه هاي دنيايي نمي توانند آن را از او بگيرند تا ناراحت شود و به همین جهت تأکید می کنیم با انتخابِ زندگیِ ابدي، به عنوان اساسی ترین هدف، ديگر فرورفتگی و خردشدن در خود - که برای اهل دنیا هست- براي انسان پيش نمي آيد و گرفتار يأس و افسردگی نمی گردد. در شرايطي كه انتخاب اصلي انسان حيات ابدي اوست، يأس معنی ندارد. يأس با کفرِ به خدا و رحمت الهی پیش می آید و مربوط به كافران است. قرآن كريم می فرمايد: «اِنَّهُ لا يَيْأسُ مِنْ رَّوْحِ اللّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرونَ» يعنی مأيوس و سرخورده از رحمت خدا نيستند، مگر كافران. چون آن ها جهت زندگي و هدف خود را غلط انتخاب كرده اند، دنيايي را مقصد گرفته اند كه همواره در حال گذران و ناپايداري است. دين اسلام به لطف خدا دين بسيار خوبی است زیرا انتخابی را در مقابل انسان قرار می دهد كه آن انتخاب مانع می شود تا ما در غم های امور دنيا بپوسیم و فرسوده شویم. از خود بپرسید آيا می توان غير از اسلام را دوست داشت؟!» این گزاره که انتخاب هدف قیامتی باعث میشه که برای انسان احساس یاس آشقتگی و حتی احساس پوچی پیش نیاید برای من اثبات نشده. مگر نه این است که خود فهم اینکه دنیا پوچ و گذرا و آخرت ماندگار هست احساس درد و پریشانی نمی آورد؟ اصلا نشانه خبر داشتن از پوچی دنیا را درد میدونند. مگر امام علی که هدفشان اخروی بود طبق نهج البلاغه نداریم که می‌گفتند:«یتململ کتململ سلیم یقول اه من قلة الزاد، و طول الطريق، و بعد السفر، و عظيم المورد.» و دوم اینکه اگر هدف اخروی باشه چه الزامی وجود دارد که به این هدف می‌رسیم؟ همین خودش باعث پریشانی می‌شود و احساس پوچی هم می آورد چرا که اگر نرسیم مانند اهداف دنیوی نیست که گذرا باشند بلکه یک عدم موفقیت هست که به حقیقت انسان مربوط هست. موفق نشدن حقیقی است. لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه احساس شعف درونی ناشی از انتخاب هدف قیامتی را درک کنیم با این تفاسیر. صمیمانه متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اصل قضیه که فکر کنیم می‌یابیم که در هر حال، دنیاگرایی با بحران همراه است و آخرت‌گرایی با آرامش. و این‌که انسان در آخرت‌گرایی با خودش درگیر می‌شود تا خود را شایسته‌ی حضور در آن عالم بکند، نوعی تلاش مفید و نتیجه‌بخش است، برعکسِ تلاش دنیاگرایی که همواره با احساس نگرانی همراه است. موفق باشید

29475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: درک ابدیت برایم سخت است و بعضی از اوقات این سوال برایم پیش می آید که ابدیت یک رنج طولانی برای انسان است که نعوذبالله از سر اشتباه خداوند متعال برای انسان به وجود آمده است و تمام مسائلی که درباره خلد جنت گفته می‌شود به نوعی مرهمی است بر این زخم البته ظاهرا این درد بعد از دوران مدرن آمده است زیرا اینگونه مسائلی در زمان پیامبر اکرم و حضرات معصومین مطرح نبوده است که ایشان به آن جوابی بدهند. شیطان هم که هیزم کشی می‌کند برای این رنج.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» چنانچه وارد شوید می‌یابید بودنِ انسان به خودی خود همانی است که ما می‌خواهیم و ابدیت یعنی همان بودن. به ما خبر داده‌اند برای آن‌که آن «بودن» را به‌خوبی احساس کنیم باید موانع آن را که همان معصیت خدا باشد؛ انجام ندهیم. موفق باشید

28730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی طول عمر زیاد برای شما: اینکه ما در عقائد توحیدی خود معتقدیم که دنیا در قبضه ی خداست و همه کاره عالم فقط و فقط اوست و هیچ چیزی از دست خدا در نرفته است و عدم او یعنی عدم کل هستی و اراده ی ما نیز در طول اراده ی حضرت رب کریم است و جز خیر از ایشان صادر نمی شود و بطور کلی هیچ ما سوی الله اثر استقلالی ندارد پس: معنای این دعای ما که به خداوند عرضه می‌داریم خدایا ما را به خود وامگذار در چیست؟ مگر چنین چیزی اصلا ممکن است؟ (بنده بارها دوستان و نزدیکانی را دیده ام که به هیچ وجه اعقتادات توحیدی قوی ندارند ولی خداوند بسیار با آنها مهربان است و از آنها دستگیری کرده و خودشان اصلا از این موضوع اطلاعی ندارند یا به حساب خوش شانسی می‌گذارند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند کسی یا جامعه‌ای را به خود واگذارد، آن را از رحمت حضرت حق محروم می‌شوند و نتیجه‌ای که باید در راستای خلقت خود بگیرند، نخواهند گرفت. موفق باشید

28429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید: نسبت به نظر رهبری نسبت به صدای زنان که فرمودند اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده‌‏اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.» چگونه می‌توان آن قصد و ریزه را درون خود تشخیص داد یعنی چه مبنایی بر آن است مثلاً اگر به قصد آرامش گرفتن که خب صدای زن لطیف‌تر است باشد مانند موسیقی درمانی که الان هست چگونه برداشت می‌شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این به خود انسان مربوط است که چه نسبتی با آن موسیقی برقرار کند. موفق باشید

28233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: پیرامون سوال ۲۸۲۱۷ که در مورد ترتیب سیر مطالعاتی پرسیدم ۲ ترتیب برای سیر نوشته اول یا دومی بهتره و آیا منطور از سیر مطالعاتی اولیه همان مقدمات اولیه که شامل کتاب جوان و چه نیاز به نبی و ده نکته هست؟ روزی چند ساعت خوبه کتاب هاتون رو بخونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی همان سیری است که از کتاب «جوان ...» شروع می‌شود. قسمت الف، مربوط به مباحثی است که لازم است دوستان دنبال بفرمایند. موفق باشید

27858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز اینکه گفته می‌شود غیبت غیر مسلمان جایز است و حرام نیست می‌توان گفت که حرام فقهی نیست ولی آثار ظلمت و کدورت در دل ایجاد می‌کند و نفس را در سیر الی الله دچار مشکل می‌کند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع در فاسق‌بودن طرف است. مثل افراد فاسقی مانند ترامپ و پومپئو، که حضرت آقا در صحبت‌شان با دانشجویان به عالی‌ترین شکل آن‌ها را تخطئه کردند. موفق باشید

27583
متن پرسش
سلام علیکم: آیا ما همواره حتی در قیامت و برزخ هم با همین بدن دنیوی هستیم یا در قیامت و برزخ بدن مخصوص داریم کما اینکه امام ذیل شرح اسفار می‌نویسند بدن قیامتی در جسمیت خالص و کامل هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه در هر موطنی، ما بدن داریم ولی بدنِ مناسبِ آن نشئه. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

27467
متن پرسش
سلام و عرض ادب: حضرتعالی در یکی از کتب تان فرمودید که «ظهور محدود است و حضور واسع» منظورتون از اینجا صرفا درباره نفس و من انسان هست یا منظورتون اینه شخصیت انسان اگر در پرتو اسلام ظهور کنه و دین را در حد دانایی و دانسته ها و وجه نظر ظاهرشده خودش بیاره، محدود شده ولی اگر به افق بیکران حقیقت بنگره و نفس خودش رو در عالم غیب حاضر کنه، وسعت پیدا کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در آن حالت هم حضور نفس به جهت تجردش، حضوری است در همه‌ی عوالم؛ ولی ظهورش، محدود به عالمی است که در آن ظاهر می‌شود. بعد از مباحث «معرفت نفس» خوب است در مباحث «فعلیت‌یافتن باورهای دینی» این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید

26841

شخصیبازدید:

متن پرسش
باسلام سوال شماره ۲۶۸۰۲ سوال بنده بود اما پاسخش داده نشده بود لطفادر قسمت پرسش و پاسخ برایم جوابش را ارسال کنید خیلی به راهنمایی استاد محتاجم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لطفاً دوباره سؤال خود را ارسال فرمایید. موفق باشید

26789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض ادب و احترام: در یکی از سوالات کاربران از شرح زیارت عاشورا پرسیده شده بود و شما فرمودید که... جسارتا شرح زیارت عاشورای استاد مرتضی زاهدی که در برخی اساتید مدیریت حوزه علمیه قم گفته شده بود «در تاریخ شرح زیارت عاشورا این شرح بی نظیر است» را دیده اید؟ این شرح با نام اسرار عاشقان به چاپ رسیده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب استاد عزیز جناب آقای زاهدی را دیده بودم. خوب شد که یادآوری فرمودید. موفق باشید

26620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: انسان در مسیر رسیدن به حقیقت اندیشه می کند چگونه می توان با حفظ اندیشه های قبلی اندیشه نو دیگری را تجربه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گذشته نشان می‌دهد انسان‌ها چه ظرفیتی دارند برای ساختن آینده. موفق باشید

26348
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: علائم وجود حب دنیا چیست و از کجا بدانیم که در وجود ما حب دنیا هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آرزوهای خود را در برآوردنِ هرچه بیشتر دنیا دنبال کنید و دنیا را آرزوی خود بدانیم، این حبّ دنیاست. موفق باشید

25951
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اینکه فرمودید قبل از آسمانی شدن باید زمینی شدن را تجربه کرد و مثلا حضرت آقا حتی این زمینی شدن را با مطالعه رمان های غربی درک می کنند، در تربیت فرزند ماها چطور زمینه آسمانی شدن فرزندمان را فراهم کنیم؟ چطور او را از زمینی بودن به آسمانی شدن گذر دهیم؟ اصلا چطور شرایط زمینی شدن را برایش فراهم کنیم ممنون میشم پاسخ دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اول باید آن‌ها را با نور آسمانی‌شان یعنی مقام «احسن التقویم» از طریق تذکر به سیره‌ی ائمه «علیهم‌السلام» آشنا کرد. مرحله‌ی بعد خود به خود پیش می‌آید. موفق باشید

25229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و نور: برای سیر مطالعاتی معرفت نفس کتاب ده نکته معرفت نفس و خویشتن پنهان رو مطالعه کردم، کتاب معرفت نفس و حشر رو شروع کنم یا مطالبش برای سومین کتاب سنگینه؟ شما چه کتابی رو معرفی می کنید؟ (بنده و چند نفر از دوستان سیر مطالعاتی رو شروع کردیم و الان نمیدونیم چه کتابی رو بخونیم لطفا سوالم رو جواب بدید، خیلی ممنون)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «معاد» با شرح آن خوب باشد. موفق باشید

25120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر در قرأن‌ منظور از« ارض» کل آسمان و کهکشانها و کرات و خود این زمین هست و منظور از «سماوات» عالم غیب و مجردات هست چرا در المیزان ذیل ایه ۴ سوره جاثیه آمده است «و خلقت انسان علاوه بر اینکه موجودی است زمینی و مرتبط با ماده، نوع دیگری است از خلقت که با خلقت آسمانها و زمین اختلاف دارد برای اینکه آسمانها و زمین تنها موجودی مادی هستند....» در همین قسمت آخر گفته شده آسمانها و زمین، منظور ماده یعنی سماوات که در آیه ۳ آمده یعنی آسمانهای مادی و مگر آسمان ماده تعداد دارد؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در معنایِ آسمان و یا سماوات، باید با توجه به جمله‌ای که مطرح می‌شود فهمید آیا منظور همین آسمانِ بالای سر ما است و یا آسمانِ غیب و معنا است؟ موفق باشید

24883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: گاهی یا شاید اکثرا موقع کار و درس و نماز و مطالعه و موسیقی و ورزش و... حالاتی در بنده پیش میاد که نمیدونم حضور قلبه یا نه. حضور قلب چیه و چطور ایجاد میشه و چطور و از چه راهایی تقویت میشه؟ و چه کنیم همیشه در حضور قلب باقی بمانیم و خسته از این نوع حضور نشویم؟ و چطور تشخیص بدهیم که کی در حضور قلبیم؟ در ضمن به سوال ۲۷۸۰۸ ام که خیلی وقته خدمتتون فرستادم پاسخی داده نشده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نقداً پیشنهاد مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن دارم. ۲. سؤال مذکور به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نمی‌زنید؟! کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

24640
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوال ۲۴۶۳۳ فرمودید که: خطای حس را نیز انسان با فهمی که متوجه‌ی واقعیت خارج از ذهن است می‌فهمد و به همین جهت می‌تواند بین سفسطه و واقعیت تفکیک کند. لطفاً بفرمایید منظورتان از این فهم چیست و چگونه است؟ مثلا در این مثال که ما باران را به جای قطره قطره به صورت خطی می بینیم بر فرض خطای دید در نظر بگیریم، آن فهم که فرمودید و توجیه خطای حس در این مثال را برای بنده از نظر خودتان مشخص کنید. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه با نظر به محسوسات، متوجه‌ی قواعد عالم می‌شود و نسبتی بین آن‌چه حسّ کرده و قواعد برقرار می‌کند و در نهایت، نسبت به محسوساتِ خود حکم می‌نماید که کدام عینِ واقعیت است و کدام قابل تحلیل. موفق باشید

نمایش چاپی