بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا مردگان در برزخ صعودی قرار دارند؟ اگر آری با توجه به صعوبت دسترسی به این عالم و غیب محالی بودن آن، در خواب که افراد با اموات مواجه می‌شوند در حقیقت با چه چیز روبرو می‌شوند؟ و آیا این صعوبت فقط برای ماست یا برای اموات هم ارتباط با احیا در خواب دشوار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموات در عالم برزخ در آن حدی که اذن دارند به سراغ زندگان می‌آیند و از احوالات خبر می‌دهند. موفق باشید

28730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی طول عمر زیاد برای شما: اینکه ما در عقائد توحیدی خود معتقدیم که دنیا در قبضه ی خداست و همه کاره عالم فقط و فقط اوست و هیچ چیزی از دست خدا در نرفته است و عدم او یعنی عدم کل هستی و اراده ی ما نیز در طول اراده ی حضرت رب کریم است و جز خیر از ایشان صادر نمی شود و بطور کلی هیچ ما سوی الله اثر استقلالی ندارد پس: معنای این دعای ما که به خداوند عرضه می‌داریم خدایا ما را به خود وامگذار در چیست؟ مگر چنین چیزی اصلا ممکن است؟ (بنده بارها دوستان و نزدیکانی را دیده ام که به هیچ وجه اعقتادات توحیدی قوی ندارند ولی خداوند بسیار با آنها مهربان است و از آنها دستگیری کرده و خودشان اصلا از این موضوع اطلاعی ندارند یا به حساب خوش شانسی می‌گذارند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند کسی یا جامعه‌ای را به خود واگذارد، آن را از رحمت حضرت حق محروم می‌شوند و نتیجه‌ای که باید در راستای خلقت خود بگیرند، نخواهند گرفت. موفق باشید

28266
متن پرسش
سلام استاد: آیا پس قیامت کسی که جهنمی شده است می‌تواند پس از کشیدن عذاب و با توجه به شفاعت می‌تواند تغییر وضعیت بدهد و وارد بهشت شود؟ اساسا تغییر در عالم آخرت برای روح انسان وجود دارد؟ یعنی ارتقا پیدا کند و گناهانش بخشیده شود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت، انسان‌ها با ملکات و نیّت‌هایی که از قبل کرده‌اند، روبه‌رو می‌شوند. در آن‌جا تکامل به معنای اراده‌ای جدید معنا ندارد، تنها رفعِ حجاب در میان است از آن جهت که آن‌چه به دنبال آن بودند و موانع دنیایی مانع رسیدن به آن‌ها می‌شده، رفع گردد. موفق باشید

27183

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در کتاب نشانه های ظهور روایتی از امام رضا (ع) دیدم که بزنطی آن را نقل کرده است. قبل هذا الامر السفیانی و الیمانی و المروانی و شعیب بن صالح و کف یقول هذا و هذا ...در مقدمه قیام ۵ علامت دیده می شود: خروج سفیانی، قیام یمانی، خروج مروانی، شعیب بن صالح، بیرون آمدن دستی از آسمان بطوریکه افراد آن را به یکدیگر نشان بدهند. آیه مورد پنجم می تواند دست سردار شهید سلیمانی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تطبیق این امور مشکل است به‌خصوص که به گفته‌ی استاد مصطفی صادقی در کتاب مربوط به نشان‌های آخرالزمان، این امور نیاز به تأویل دارد. موفق باشید

25812
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، با مطالعه کتاب «جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم» یک روحیه و بینش عجیبی برای خودم ایجاد شده و حس کردم خود شما هم با نگارش این کتاب این احساس و بینش را دنبال می کنید و بدنبال گشایش مقابل مخاطبان هستید و امیدوارم توانسته باشم با آن افق متعالی انس بگیرم و این مباحث راهبر و متذکر من باشد. پس از مطالعه این کتاب، با دید جدیدتری ارتباط قوی بین مطالب تان و بیانیه گام دوم انقلاب دیدم و پس از دقت در تعابیر آن بیانیه، روحیه ام قوی تر شد. حس می کنم ما با وجود تمام مشکلات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ویژه در حوزه تولید و اشتغال و غربزدگی و بحران تمدنی که رو به روی ما ظاهر شده است، اما در دل همین سختی ها ما در نعمت هستیم و این نقمت ها برای ما بشارتی است که: «ان تصبروا و تتقوا لا یضرکم کیدهم شیئا». این را در کربلا هم می شود دید آنگاه که سیدالشهدا برای اصحابشان تببین می فرمایند که شما در دل همین غربت و سختی، در اوج نعمت خدایید و خداوند بر شما منت نهاده و عزت را نصیبتان کرده است. به همین صورت در خیلی از برهه های دیگر مثل جنگ احزاب هم دیدم آنجا که فرمود چشمها خیره شده بود و جانها به گلو رسیده بود اما رسول الله سخن از فتح بزرگ و گسترش قلمرو اسلام و پیروزی نهایی بر جبهه کفر و نفاق می زدند. حسی به من می گوید ما اکنون در این برهه از انقلاب با رهبری حضرت آقا، شرایطی مثل یک آتشفشان را داریم.ِ آتشفشانی که مواد مذاب و دودها و مواد پر سر و صدا را بیرون می ریزد و آنها سرد می شوند لیکن آتش فشان قطورتر و بلند تر می شود و به مراتب به رشد بهتری می رسد. این مشکلات و مسئولین عافیت طلب و آغشته به چرب و شیرین ریاست، هم به نظرم همانند همان مواد مذاب پر سر و صدا هستند که دوران گذار ما از آنها شروع شده و بحمدالله بحای اینان، رویش های صالح و مومن و جهادگری می رویند که رشد انقلاب را تسریع و بهبود می بخشند. آری! به‌مراتب رویش‌ها بیشتر از ریزش‌هاست و این اتفاقات در دوره اخیر مجلس و دولت و قضای اقتصادی و مسائلی نظیر برجام، اثبات کرد در بستر مشی انقلابی و رویش ها است که می توان جلو رفت. این آرامش و امیدواری رهبر انقلاب ابتدا برای من بشدت سوال برانگیز و تعجب آور بود که چرا رهبری با وجود این حجم از مشکلات چنین آرام و با طمانینه است و حتی می گفتم رهبری برای اینکه دل خوشی بین جریان انقلابی باشد، مجبورست امید دهد حتی امید واهی. اما اکنون می بینم مبنای امیدشان چقدر منطقی و دال بر ظهور عهدی نوین و عصری جدید و تاریخی فراتر از تنگناهای مدرنیته، غربگرایی، اسلام تحجر و اسلام سکولار است و ایشان گویی مطمئن اند با صبر تمدنی و اعتقاد به نصرت حضرت الله و کار جهادی_انقلابی، آینده از آن توحید است. به عقیده ام بیانیه گام دوم ایشان نوعی تحدیث نعمت در این شرایط سخت حرکت به سمت تمدن اسلامی است کما اینکه خداوند به رسولش فرمود: «و اما بنعمه ربک فحدث» و خوشحالیم که این چنین نعمتی را در اختیار داریم و ان شاء الله با بصیرت نافذ و عمار وار، آن را به انقلاب جهانی حجت بن الحسن (ارواحنا فداه) متصل کنیم. هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب / باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور // ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند / چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور. عذر می خواهم مطالبم طولانی شد و امیدوارم مطالبتون افق خوبی رو مقابل من باز کرده باشه. موفق باشید
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است. زیرا قرآن به ما می‌فرماید: «واللّه ولیّ المتقین» پس مگر می‌شود خداوند انسان‌های با تقوایی که در پشت این انقلاب ایستاده‌اند را، تنها بگذارد. انقلاب اسلامی سفره‌ی گسترده‌ای است به وسعت بهشت، تا هرکس خواست از نعمت‌های بهشتی بهره‌مند شود؛ بهره‌ی ابدی خود را از آن برگیرد و بیانیه‌ی گام دوم، تذکر به همین عطای چهل‌ساله‌ای است که سال‌های بسیار ارزشمندی در پیش روی ما گشوده است. عمده آن است که ما مأوای خود را در زیر سایه‌ی انقلاب اسلامی انتخاب کنیم. موفق باشید

25479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر علم داشته باشیم شخصی که می آید وسط نماز به ما سلام می کند برای این است که عکس العمل ما را ببیند و این کار تقریبا همیشگی باشد آیا جواب سلام واجب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً نه. ولی بهتر است از دفتر مرجع تقلیدتان بپرسید. موفق باشید

24968

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده به خودم و توجهاتم و خیالاتم دقت کردم، دیدم خیالاتم تحت کنترل نیست و به قول معروف یه بلبشو و سرگردانی در خیالم هست که نگو، تو خیالم یه لحظه دارم با یکی دعوا می کنم و بحث می کنم، یه لحظه دارم به چیزی که اتفاق نیافتاده تخیل می کنم اونم بیشتر بدبینانه، القائات و وسوسه های شیطان هم که مثل مور و ملخ میاد تو خیالم، استاد جان خلاصه خیالم خیلی بی در و پیکره، چکار کنم خیالم تحت کنترلم باشه و القائات و وسوسه ها و تصویر سازی های شیطان بر خیال من تاثیر نگذارد و خیالم رو کنترل نکنه؟ استاد چه کنم بدجور درگیر خیالات پوچ و بیهوده ام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از چیزی گِله دارید که همه گرفتار آن هستیم. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راه‌کارهایی در میان آمده است بد نیست به آن رجوع کنید ولی کار آسانی نیست و انتظار نتیجه‌ی سریع نداشته باشید. موفق باشید

24844
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: ۱. نظر شما در خصوص کتاب شرح اسم چیست؟ ۲. استاد بزرگوار، یک سری از آداب و مراسمات مذهبی است که علی القول سالمندان و معمران در گذشته اینقدر در سطح وسیع و گسترده برگزار نمی شده ولی طی سالهای اخیر در سطح وسیعتر و همه گیرتر برگزار می شود، مثلا مراسم اعتکاف، یا زیارت اربعین، یا دعای عرفه، یا احیا لیالی قدر، یا لیله الرغائب و....حال سوال من اینه که رفته رفته ظرفیت تاریخی برای بروز و ظهور شایسته این آئین های دینی داره فراهم میشه، یا ما به نوعی داریم گرفتار نوع جدیدی از برات میشیم؟ و به جای صرف وقت و انرژی جامعه برای اموری مثل نماز و... بهای بیشتری داره به این آیین ها داده میشه. متشکرم از جنابعالی. ماجور باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب بسیار خوبی است. ۲. بیبشتر بنده فکر می‌کنم ظرفیت تاریخیِ این نسل در حدّی است که به دنبال بیشترین‌ها است حتی در معارف، و به کم قانع نمی‌شود. موفق باشید

32400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار سلام علیکم و رحمة الله. همان طور که مستحضر هستید، افرادی چه به ظاهر متدین و حتی روحانی (بیشتر در فرقه ضاله شیرازی ها) و چه افرادی غیر مذهبی (روشنفکرنماها) بویژه امروزه، بر تبل سکولاریسم و جدایی دین از سیاست (بخصوص نسبت به مسئله ولایت فقیه) مغرضانه یا جاهلانه می کوبند و این تفکر باطل و غیراسلامی را به شدت تبلیغ می‌کنند. ما اما حسب الامر رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای مدظله العالی موظفیم در راستای جهاد تبیین، با این خط فکری و انحرافی مبارزه کنیم. لهذا از حضرتعالی درخواست می شود در این مهم ما را یاری بفرمایید. استدلالات قرآنی و احادیث اهل بیت علیهم السلام که مؤید اسلام سیاسی و مسئله ولایت فقیه است قطعا مفید و کاربردی خواهد بود. بنده مطالب و استدلال هایی در مقالات و کتب مختلف خواندم اما منبعی (کتاب یا مقاله) که در این زمینه جامع و کامل کار کرده باشد (و تمام یا اکثر آیات و روایات اسلام سیاسی را شامل باشد) نیافتم. لطفا در این زمینه ما سربازان جهاد تبیین و دلسوزان اسلام و انقلاب را یاری بفرمایید. قبلا از عنایات حضرتعالی متشکریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در کتاب «ولایت فقیه» خود دلایل خوبی در این رابطه مطرح نموده‌اند. در جواب سؤال شماره 32396 بحثی تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» عرض شد که خوب است به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید

32057
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم ورحمة الله: ضمن عرض سلام و ادب و تسلیت ایام سوگواری سیدة النساء العالمين حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهر زاده طبق فرمایش متین جنابعالی در پاسخ به سوال شماره 32045، حضرت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف و ارواحنا له الفدا ، مظهر نور کامل خداوند تبارک و تعالی هستند و علاقه به آن حضرت، عین علاقه به حضرت معبود است و متعاقبا رهبر معظم انقلاب آیت الله العظمی امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی ، مظهر نور آن حضرت (امام زمان ) می‌باشند. این حقیقت بر ما دوستداران و به قول مرحوم شهید سلیمانی عزیز «سربازان ایشان» پوشیده نیست و بعضا نه از طریق براهین فقهی در باب ولایت فقیه و امثالهم، بلکه قلبا و با تمام وجود و با چشم یقین آن را دیده و عمیقا احساس می‌کنیم. اما سوال اینجاست که این مطلب بسیار مهم (که رهبر معظم انقلاب مظهر نور امام زمان عج الله تعالى فرجه الشريف هستند) را چطور بر قشر مذهبی که با امامین انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی زاویه دار هستند و خود را مذهبی و اهل بیتی هم می‌دانند اثبات کنیم؟ ۱. طبیعتا جمع کثیری از دلسوزان و مومنین انقلابی و همچنین طیف مخالف از مردمان عادی هستند، لذا ممکن است اثبات علمی دقیق و عمیق میسر نباشد. اگر نخواهیم از باب فقهی وارد بحث شویم، تکلیف چیست؟ چگونه این مظهریت و نیابت را اثبات کنیم؟ ۲. از منظر دقیق علمی و در مباحثات بین بزرگان و اساتید چطور؟ قبلا از عنایت جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم علیرضا حلبیان

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فقه، صورت متعیَّنِ انوار نامتعیّن انوار الهی است تا انسان از طریق احکام فقهی به باطن انوار الهی منتقل شود و به همین جهت کسی دینداری را در محدوده صِرف فقهی متوقف کرد، خود را از حضور در عالم بالاتر محروم می‌کند. عرایضی در کتاب «در راستای بنیان حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بین دو جهان» که در دست چاپ است، شده است. شماره 86  آن حکمت‌ها ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود. به امید آن‌که در راستای چنین گفتارهایی بتوان نسل آماده خود را متوجه موضوع مورد بحث بکنیم. موفق باشید

ايمان به ايمان و عبور از نقاب‌های ايمانی

بشرِ امروز نقاب‌هایی که بعضی از انسان‌ها به عنوان «ایمان» بر چهره‌ می‌زنند را می‌شناسد و چون نمی‌تواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ قبول کفر نسبت به آن ایمان و یا قبول ایمانِ حقیقی قرار می‌گیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آن‌که با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر همان انسان کاملی است که هرکس می‌تواند آن باشد، ولی سوپرمن نباشد. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان می‌تواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره می‌زند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت       حافظ این خرقه‌ پشمینه بینداز و برو

حضور در جهانِ انسانی و انسانیت، نقطه‌ شروع ایمانی است که فریب‌کارانه و متحجّرانه نیست. در این نقطه است که انسان می‌فهمد چه هست و چه می‌تواند باشد و چگونه می‌تواند قدم در قلمروی از ایمان بگذارد که هرچه بیشتر خودش باشد، در عین پاس‌داشتِ وجودی از خود، در بستر عبودیت و نزدیکی به انسان کاملی که در پیش است، در عین بودن در تاریخی که در آن قرار دارد و لذا بیش از آن‌که بخواهد خود را بفهمد، خود را حسّ می‌کند ولی احساسی که از معرفت جدا نیست، معرفتی که رو به سوی حقیقت دارد و انسان را از فروافتادن در ایمانی که نقاب او شود محفوظ می‌دارد؛ در ایمانی مستقر است که تنها بودن خود را دنبال می‌کند، بدون متوقف‌شدن در ماهیتی خاص، زیرا در حقیقت، ماهیتِ آن ایمان همان بودنِ آن است، یعنی «ماهیّتُةُ اِنّیّتُهُ» ماهیت آن ایمان همان بودنِ آن است و سر و کار انسان با وجودِ آن ایمان است و امکانات تمام‌ناشدنی که در پیش دارد برای ایمانی بیشتر به ایمانی که یافته و در این رابطه به آینده بیکران خود نظر دارد و درک وجودی خویش در عالم و تعلق عمیق‌تری که با حضرت معبود در عهد ازلی یعنی در وجود خود با او دارد که در نسبت عبودیت انسان و معبودبودن خدا محقق می‌شود، امری که در ارتباطی متقابل اتفاق می‌افتد و انسان خود را در چنین جایگاهی که قابل توصیف نیست، احساس می‌کند و تنها می‌تواند با زبان جناب لسان الغیب بگوید:

دلم رميده شد و غافلم من درويش                    که آن شکاري سرگشته را چه آمد پيش

چو بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم       که دل به دست کمان ابرويي‌ست کافرکيش

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ     خزانه‌اي به کف آور ز گنج قارون بيش

این به جهت آن است که در ایمان حقیقی، «وجود» با تجلیّات خود به سراغ انسان می‌آید و آماده قبول جان ما است، تا خود را در مقابل آن تجلیات گشوده نگه دارد و خود را در تقدیری که باید در آن مستقر شود حفظ کند، جایگاهی که جایگاه حضور در محضر حضرت حق است، در عین حاضربودن نزد خود. خطر آن‌جا است که انسان از وجودِ خود در این رویداد بیگانه باشد؛ در آن صورت چگونه آن رابطه متقابل رخ دهد تا انسان خود را در آغوش خدا احساس کند و چشم‌اندازی توحیدی وقوع یابد و زهد ریایی و نقاب ایمانی که همان خرقه پشمینه است، فرو افتد؟

اگر تاریخ جدید، نرم، نرم پا پیش می‌نهد و ابتدا روح‌ها را متوجه خود و آینده‌ای که در پیش دارند می‌کند، چرا به سخن آنانی که متوجه طلوع تمدنیِ غیر از تمدن غربی شده‌اند، گوش فرا ندهیم؟ چرا به آن‌هایی که خبر از بازگشت خدا به زندگی را داده‌اند توجه ننماییم؟ اگر حقیقتِ دین باز درخشش آغاز کرده تا معنای آداب دینی با روحی تازه به میان آید، نباید گفت این عبادات نیز پوسته‌های دین است، نه! حقیقت از طریق همین آداب و اخلاق است که به ظهور می‌آید، تا امری نامتعیَّن به امری متعیّن تبدیل شود و به جای آن‌که گمان کنیم «تئولوژی» پایان یافته است متوجه باشیم با انقلاب اسلامی و با برافروختن مشعل شهادت، تئولوژی و آداب دینی جای خود را پیدا می‌کند و آینه‌هایی می‌شوند برای ظهور امور قدسی. راستی را! مگر همین تئولوژی‌ها و ایدئولوژی‌های حاکی از امور قدسی نیستند که به انسان‌های مؤمن به حقیقت جهت می‌دهند تا دین خدا تمام ابعاد وجودی انسان را فرا گیرد؟

آیا با مدرنیته، تئولوژی پایان یافت و اگر مدرنیته در این تاریخ جای‌گیر شده، چاره کار تسلیم‌شدن در مقابل مدرنیته نیست. چاره کار عبور از تاریخ غیاب خداوند است و رجوع به حقیقت، به نور اسمای الهی و ذیل حضور خداوند با رعایت احکام و آداب شرع، حضور خداوند را در زندگی و در مناسبات انسانی نهادینه کنیم تا انسان در حضور بیکرانه اکنون جاودانه خود که گوهر فراموش شده او است، باز گردد. آیا رسالت انقلاب اسلامی در این تاریخ چنین نیست که انقطاع زمین از آسمان را جبران کند؟       

31484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای شخصی که ۳۳ سال سن دارد و تا کنون با جلسات دینی و مساجد ارتباط خاصی نداشته و فقط در حد همان نماز و روزه بوده و تصمیم به خواندن قرآن و تفسیر گرفته کدام تفسیر را پیشنهاد می‌دهید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر نمونه تفسیر ساده‌ای است. ولی اگر بتوانید در ابتدای امر، صوت تفسیر سوره کهف که روی سایت هست را استماع فرمایید، مقدمه‌ای می‌شود برای اُنس بهتر با تفاسیر. آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1222 . موفق باشید

31311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام به استاد عزیز: ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست / هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام حافظ با این شعر به چه ابعادی از نفس، چه حضوری و چه افقی اشاره می‌کند؟ آیا به بقاء نفس و حضوری با توجه به وجود؟ و یا غیر از آن. بیشتر بیت دوم رو شرح بدید خیلی ممنون میشم. با تشکر از استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت با حقیقت و حضرت محبوب همواره اوست که به ظهور می‌آید و تجلی می‌کند و لذا «هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام». ما همواره در معرض تجلیات انوار او هستیم. مهم آن است که از این موقعیت غفلت نکنیم. موفق باشید

31254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز سوال اینکه با خواندن چند مقاله سوال برایم مبهم مانده که اگر ما تمدن غرب را تمدنی دارای اجل مسمی خاص بدانیم که به تدریج روبه نابودی است و اگر اجل مسمی را ثابت بدانیم، می‌خواستم بدانم که تاثیر انقلاب اسلامی ما بر عمر تمدن غرب چگونه است؟ دوم اینکه آیا ظهور امام زمان (عج) هم اجل مسمی ای دارد اگر آری نسبت اعمال ما شیعیان در نظام انقلاب اسلامی با زمان ظهور چگونه است؟ آیا اعمال ما صرفا برای نورانی شدن اعمال خود ما و هم ردیف شدن با یاران آن حضرت در زمان ظهور است و تاثیر آن در ظهور چگونه است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضور انقلاب اسلامی خود به خود نقش غیر قابل پذیرش تمدن غرب برای جهانیان را روشن و روشن‌تر کرده و می‌کند. ۲. ظهور حضرت و حاکمیت امام معصوم، بلوغ جهان بشری را به همراه دارد. أجل مسمای آن به تمام‌شدنِ تاریخ این جهان می‌انجامد. اعمال ما زمینه ظهور و حاکمیت حضرت را فراهم می‌کند و در همین راستا معلوم است که در سرنوشت امروز و فردای ما مؤثر است. موفق باشید

31134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: من حدود 10 ماه است که دیگر حالات معنوی و روحی قبلی را ندارم. تمایلم به مطالعه و علم کاهش یافته تا حدی که احساس می‌کنم که از همه چیز اشباع شده ام. دیگر حس و حالی برای امور معنوی و عبادی ندارم تا حدی که حتی در حرم معصومین نیز هیچ حسی ندارم و هرچه تلاش می‌کنم توجه خودم را معطوف به حضرت کنم موفق نمی شوم. دیگر آن شوری که حدود یک سال قبل نسبت به انقلاب اسلامی و شهدا داشتم وجود ندارد و خیلی کمتر شده. و در روح خودم نوعی گرفتگی شدید حس می‌کنم. انگار انگیزه ای برای هیچ کاری ندارم و آنچه که قبلا در من انگیزه ایجاد می کرد گویا دیگر مؤثر نیست. استاد واقعا از این وضعیت خسته شده ام. خیلی نگران هستم. نمی‌دانم با این وضع چه کنم. مدتی قبل که از شما پرسیدم فرمودید این حالت قبض است و برطرف می شود. اما نمی‌دانم چرا هنوز این حالت ادامه دارد. نمی‌دانم چه کنم. حتی معارف دینی هم گویا دیگر در وجودم اثری ندارد. می ترسم که این حالت دست مایه ای برای شیطان باشد و نتوانم در برابر تمایل به گناه ایستادگی کنم. می ترسم که نکند این قساوت قلب باشد. می ترسم که دیگر آن شور انقلابی بر نگردد و از این فضا دور شوم. اگر امکان دارد راهی به من نشان دهید که بتوانم از این حالت روحی نجات پیدا کنم. محتاج دعای خیر شما هستم. ممنون از توجه شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره قلب‌ها را اقبالی هست و ادباری. تدبّر در قرآن به کمک تفسیر شریف المیزان إن‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید

31109

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده چند سالی است کتاب های شما را مطالعه می کنم و به اندیشه هایتان علاقه مندم و پیرو شما طرفدار نظام و عاشق رهبرم. استاد بنده همسر یکی از استادید دانشگاه آزاد اسلامی هستم. نمی دانم شاید خبر وضعیت معیشتی اساتید دانشگاه آزاد را شنیده باشید. استاد جان از وقتی آقایان اصول گرا و انقلابی مدیریت این دانشگاه را به عهده گرفته اند وضع ناگواری برای ما ایجاد شده در حدی که به بسیاری از اساتید حقوق کارگری می دهند و با اعمال بخش نامه های ظالمانه حقوق ما را به شدت پایمال کرده اند. از ۸ ماه پیش اساتید به نوشتن نامه های فراوان به رهبر، رئیس مجلس و جمهور خواستار عزل این مدیران ظالم و رسیدگی به وضع حقوقیشان شده اند، اما استاد هیچ کس هیچ جوابی نمی دهد حتی رهبر هم که همه چشم امیدمان به ایشان است. هیچ کس به داد ما نمی رسد. استاد حتی اساتید در شهر های مختلف تجمعاتی هم داشتند اما هیچ کس به داد ما نمی رسد. حتی اظهار همدردی هم نمی کند. استاد این چه عدالتی است در نظامی که اسمش اسلامی است؟ استاد چرا رهبر جامعه اسلامی باید توجهی به حال ما نداشته باشد؟ چرا آقای ولایتی که از نزدیکان رهبر هست و دانشگاه آزاد را به نابودی کشانده با او برخوردی نمی شود؟ استاد ما با این که از وضع موجود خیلی ناراضی هستیم به خاطر رهبر رای دادیم، اما استاد این همه ظلم را که در جامعه می‌بینم دیگر روی این را ندارم به پیروی شما از نظام دفاع کنیم. استاد ما را توجیه کنید فساد و بی عدالتی جامعه را گرفته چه کسی به داد دردمندان می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بحث در کلّیت نظام است که مدّ نظر ما می‌باشد و باید به آینده آن امیدوار بود. نه این‌که این نوع نقیصه‌ها را ما منکر باشیم و البته حتماً می دانید که رهبر معظم انقلاب در امور جزئی نظام ورود نمی‌کنند بلکه سعی می‌فرمایند با اصلاح ساختاری نهادها، مسائل رفع شود. موفق باشید

31076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنظر شما میشه با نیت اینکه از وهم نسبتا آزاد بشیم درس مدرسه و دانشگاه را بخوانیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازه‌ای که ذهن را مشغول امور واقعی بنماییم، از توهّمات آزاد می‌شویم. در مورد دروس دانشگاهی آن دروسی که نظر به واقعیات دارند در این مورد می‌توانند کمک کنند. موفق باشید

31061

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینکه در لیست شواری شهر ما کسانی رو قرار بدیم که اولا چندان متعهد و انقلالی نیستن ولی رای زیادی دارن و البته بعضی از انقلابی ها روی اینا نفوذ دارن (یعنی اگه بعد از انتخاب شدن کاری از اینا بخوان انجام میدن). با توجه به مقبولیت کم در کاندیدای انقلابی آیا اگه اینا رو در لیست خودمون قرار بدیم تضادی با انقلابی بودن ما داره؟ البته به عنوان یک لیست انقلابی اعلامشون می‌کنیم مثلا از ۵ نفر ۳ تا متعهد می‌زاریم و ۲ تا از این کاندیدایی که متعهد نیستن ولی روشون نفوذ داریم و رای آور هم هستن. خیلی از بچه ها به من ایراد میگیرن که ما باید ۵ تا متعهد بزاریم هر چند رای نیارن مهم نیست. ولی من میگم برای تاثیر گذاری روی جامعه با توجه به کم بودن رای انقلابی ها باید روی اونا هم سرمایه گزاری کرد و ازشون به نفع جبهه انقلاب بازی گرفت. به نظر شما این کار با انقلابی بودن تضاد داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عذر خواهی می‌شود که در فرصت مناسب نتوانستم جواب سوال جناب‌عالی را بدهم و اکنون نیز فرصت آن گذشته است. ولی بالاخره شخصیت خود انسان اگر منوّر به معارف اسلامی و تعهدات انقلابی باشد، بهتر می‌تواند تصمیم بگیرد. موفق باشید

30544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به تجربه بارها ثابت شده است که بیشتر دانستن موجب کمتر عمل کردن می‌شود به نظر می آید که این یک قائده باشد. همانطوری که در جزوه ی شرح دستورالعمل آیه الله بهجت هم آورده اید که علم برای عمل بهتر است و به تنهایی استقلال ندارد. معمولا ما دچار این توهم و میل سرکش هستیم که هر چه بیشتر مطالعه کنیم بهتر است ولی در حقیقت چنین نیست و این قائده فقط محدود در حوزه ی معارف دینی نیست مثلا شخصی تا عمل جمع و تفریق را بخوبی تمرین نکرده باشد عمل ضرب را درک نخواهد کرد. می‌خواستم بدانم که سر و رمز و راز این قائده در چیست؟ چرا مسیر دانایی و دانستن اینگونه است؟ چرائی این قائده نه درستی آن مورد سوال است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن علمی، علم است که نافع باشد و ما را از عمل باز ندارد. ولی حرصِ به داناشدن، خودش در جای خود حجاب است. انسان خودش باید متوجه‌ی این امر باشد. موفق باشید

30463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سوالات با توجه به فرمایشات آیت الله بهجت بر لزوم داشتن استاد تاکید ندارید ولی در مورد ذکر یونسیه تاکید دارید که زیر نظر استاد باشد. چند سوال از محضرتان دارم: ۱. این دو فرمایشتان چگونه قابل جمعند؟ ۲. وقتی خواندن ذکری نیازمند نظارت استاد است نمی‌توان گفت سایر عقبه های صعب العبور سلوک به طریق اولی مستلزم پیر ره رفته ای است؟ ۳. درین عصر درست است که رهنمودهای امام و رهبری نصب العین سالکان است اما مسائل شخصی فراوانی در سلوک پیش می آید که نیاز است با استاد در میان نهاده شود. هزار باده ناخورده در رگ تاکست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید بعضاً در این مسیر نیازهای شخصی و حالات خاصی برای افراد پیش می‌آید که باید با استادی در میان بگذارد و این غیر از آن است که خود را به کلی به استاد خاص بسپارد. زیرا هر اندازه در همان موارد هم عالمانه‌تر عمل کند، خود او بعد از مدتی می‌تواند آن حالات را تحلیل نماید. موفق باشید

30395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طبق شنیدهام از فضل و کرامت علامه می‌خوام درخواست کنم ایشون یک پند با نصیحت برام به عنوان زکات علمشون اینجا بگن، من یک آدم معمولی و گناه کارم و پندشون در حد فقهی با صالحین نباشه. شاید گره ای از گره های زندگیم باز کنه در پناه حق باشن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری عزیز! از او که نصیحت می‌خواهی، آیت الحق جناب آیت الله حسن‌زاده آملی هستند که در کتاب «الهی نامه»شان از خدا می‌خواهند که «حَسن‌شان کرده است، اَحسن‌شان کند». در حالی‌که بنده طاهرزاده اصفهانی هستم که دربه ‌در به دنبال طهارتم، چه رسد به «حَسن‌بودن»!! به هر حال به ما گفته‌اند: «تا عقل و فضل بینی، بی‌معرفت نشینی/ یک نکته‌ات بگویم، خود را مبین که رستی». موفق باشید

30203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: متاسفانه جواب سوال 30191 برام ارسال تشده و توی جواب ها هم پاسخ این سوال نبود. ممنون میشم به بنده هم جواب بدید؟ شاید اینکه گفتم احتمال داره پای اجنه درمیون باشه فقط یه توهم هست. در هر صورت این حالت در من هست و نمیدونم چیه و راه درمانش کدومه؟ بنده واقعا نیاز به راهنماییتون دارم تا ان شالله به یاری خداوند بتونم خودم رو پیدا کنم و با محبت خدا و اهل بیت علیه السلام قدم بردارم. حتی اگر پاسخم رو به ایمیل ارسال نمی‌کنید تو لیست سوالات هم قرار بدید مطالعه اش می‌کنم. ممنون از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با حضور در جلسات مذهبی و با ورزش و تغذیه‌ی مناسب جهت تقویت بدن و ارتباط با رفقای خوب، خود را وسعت دهید. موفق باشید

30181
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: می‌خواستم بدونم نگاه من نسبت به دیگران چطور باید باشه؟ من در رابطه با دیگران سعی می‌کنم زاویه نگاهشون رو بفهمم و خیلی روی حرف و رفتار دیگران دقت می‌کنم تا پیدا کنم و بعد با این تصور که فهمیدمشون رفتارم رو باهاشون تنظیم می‌کنم. نمیدونم قضاوتی که کردم درسته یا اشتباه به هر حال از زاویه خودم به نتیجه‌ای رسیدم در واقع برداشتم از حرفاشون به تصور من از زاویه نگاهشون برمی‌گرده و نمیدونم این کارم درسته یا نه و اینکه آیا با توجه به آدم مقابل باید باهاش رفتار کنیم یا باید خودمون باشیم و به شخص مقابل کاری نداشته باشیم؟ من وقتی در مقابل دیگران قرار میگیرم خیلی توجهم میره سمت تفکراتشون و از خودم دور میشم و وقتی می‌بینم یکی موافق من نیست بیشتر روش تمرکز می‌کنم و از زاویه نگاهش به مسئله نگاه می‌کنم تا خطاشو پیدا کنم و همین طور از نگاه خودم توی شخص مقابل می‌گردم تا خطاشو پیدا کنم و بعد انگار اون منم و باید شروع کنم و هدایت بشم و راه خروج از اون بن بست رو پیدا کنم. دنبال یه اصل کلی در مورد رابطه با دیگران هستم ممنون میشم راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه از طریق تدبّر در معارف حقّه خود را گسترده کنیم، رابطه‌ی ما با بقیه، روان‌تر می‌شود و لذا یا آن‌ها را نزد خود می‌یابیم و یا آن‌ها را «دیگری» می‌یابیم که باید مورد احترام باشد، مگر معاندی که مقابل حق و حقیقت است. موفق باشید

30063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر تمامی مقربان الهی از جمله شما بنده گاهی عواطفی به من دست می آید و یا افکاری به طوری که حس می‌کنم. حلال مذهب عشقم، حرام شرع اسلام. حالا نه به این منظور که بخواهم حرامی مرتکب شده باشم نه در مجاورت عشق الهی به عشقی دنیوی هم فکر می‌کنم و آیا لذت و توجه به برخی چیز های دنیا اشکال دارد و یا خیر و در مواجه با آن چه باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی جناب حافظ:

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

 همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

ذیل حضور اولیای الهی، انسان، همه‌ی عالَم را راه‌های به سوی حضرت محبوب می‌یابد. موفق باشید

29995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بسیاری از کتب اخلاقی همچون معراج السعاده مبتنی بر دستگاه اخلاقی ارسطویی است. گرچه احادیثی را از اهل بیت (ع) آورده باشند. بنده بدنبال کتاب اخلاقی ای هستم که علاوه بر ذکر احادیث اهل بیت (ع) دستگاه آن هم مبتنی بر دستگاه اخلاقی اهل بیت (ع) باشد لطفا معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام به آنچه جنابعالی دنبال می‌کنید، نزدیک می‌باشد. موفق باشید

29821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: ببخشید استاد اینکه میگن یه جا بایستید و مطالب رو از یه استاد بگیرید درسته؟ استاد بنده اولا نه اینکه نخوام یه جا باشم شرایط یه جا موندن برام ایجاد نمیشه اول. دوم اینکه اکثر مثلا مباحث هم سوی هم رو دنبال می‌کنم ولی از افراد مختلف، استاد این اشکال داره چون بنده شرایط پیش نمیاد. مثلا به حوزه برم و مثلا ریشه ای به قول بعضی که نظرشون اینه مباحث رو جلو ببرم و از طرفی چون یه خانم هستم از یه طرف اگر بخوام در خانواده هم باشم و خدا بخواهد تشکیل خانواده دهم خانواده را هم مدیریت کنم با توجه به اینکه الان فضای حوزه های علمیه نزدیک مکان زندگی افراد نیست و اینها زمان میبره مجبورم اینطور ادامه بدم به امید اینکه اگر صحیح است زمانی برسد بانو امین هایی در هر محله حوزه علمیه بزنن و آن هم دیگر دچار تحریفات و آسیبها نشود تا زنان ضمن علم معرفت به امر خانواده و مسایل بانوان هم رسیدگی کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه باید به این جمله‌ی آیت الله بهجت فکر کنید که فرمودند: «علم تو، استاد توست». إن‌شاءالله ذیل ولایت الهی در این تاریخ می‌توانید از معارف مکتب حضرت امام «رضوان‌الله تعالی‌علیه» بهره‌مند شوید. موفق باشید

نمایش چاپی