بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد گرامی سلام: اکنون که در شرایط آخرالزمانی هستیم و بشر چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی در معرض انواع آسیب هاست و خداوند در سوره واقعه فرموده که عده اندکی از آخرالزمان رستگار می شوند و در جای دیگر می فرماید جهنم بسیار پر می شود و باز هم می طلبد و احادیث بسیاری هم در خصوص شرایط بد آخرالزمان وجود دارد و ظهر الفساد فی البر و بحر، آیا در این شرایط فرزند آوری ظلم به فرزند نیست؟ چرا مسئولین اینقدر روی این موضوع تاکید دارند در حالی که اکثر مردم در شرایط سخت اقتصادی هستند و دولت حتی قادر به تامین آب با کیفیت برای این جمعیت نیست و از نظر فرهنگی هم حاضر نیست سرمایه گذاری کند و کم کم تحصیل رایگان حذف می شود به طوری که هرکس پول دارد می تواند تحصیل کند و قسمت پرورشی هم عملا از آموزش و پرورش حذف شد و حتی ساعت ورزش بچه ها فدای درس های دیگر شده. اینکه روی یک مسئله تاکید شود و شعار داده شود ولی در عمل شرایط طور دیگری باشد نوعی ریاکاری و مسخره کردن مردم است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال 32960 شد که ممکن است در این رابطه مفید باشد. در ضمن فراموش نکنید که هر طفلی که به دنیا می‌آید رزق خود را بلکه کمی بیشتر از آن با خود می‌آورد. به همین جهت ما نباید از این امر مهم که منجر به رونق زندگی و خانواده می‌شود، غفلت کنیم. موفق باشید

32209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد جان: خدا قوت! استاد جان، می خوایم یه مسابقه ی کتابخوانی برای کتاب جوان و انتخاب بزرگ برای دانش آموزان دبیرستانی بذاریم و جایزه بدیم. حالا سوال اینجاست که استاد جان به نظر شما گذاشتن مسابقه برای این کتاب و چنین کتاب های دلی و روحی که حفظی نیستند، روح کتاب رو نمی کشه و سلب انتقال معنا نمی کنه!؟ چون هدف این مسابقه، فراخوانی است برای خواندن این کتاب غنی و تاثیر گذار!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید برای جوانان که خودشان سراسر احساس‌اند؛ مواردی که در کتاب مطرح است إن‌شاءالله می‌تواند بنیانی برای تفکرشان باشد. موفق باشید

32057
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم ورحمة الله: ضمن عرض سلام و ادب و تسلیت ایام سوگواری سیدة النساء العالمين حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهر زاده طبق فرمایش متین جنابعالی در پاسخ به سوال شماره 32045، حضرت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف و ارواحنا له الفدا ، مظهر نور کامل خداوند تبارک و تعالی هستند و علاقه به آن حضرت، عین علاقه به حضرت معبود است و متعاقبا رهبر معظم انقلاب آیت الله العظمی امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی ، مظهر نور آن حضرت (امام زمان ) می‌باشند. این حقیقت بر ما دوستداران و به قول مرحوم شهید سلیمانی عزیز «سربازان ایشان» پوشیده نیست و بعضا نه از طریق براهین فقهی در باب ولایت فقیه و امثالهم، بلکه قلبا و با تمام وجود و با چشم یقین آن را دیده و عمیقا احساس می‌کنیم. اما سوال اینجاست که این مطلب بسیار مهم (که رهبر معظم انقلاب مظهر نور امام زمان عج الله تعالى فرجه الشريف هستند) را چطور بر قشر مذهبی که با امامین انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی زاویه دار هستند و خود را مذهبی و اهل بیتی هم می‌دانند اثبات کنیم؟ ۱. طبیعتا جمع کثیری از دلسوزان و مومنین انقلابی و همچنین طیف مخالف از مردمان عادی هستند، لذا ممکن است اثبات علمی دقیق و عمیق میسر نباشد. اگر نخواهیم از باب فقهی وارد بحث شویم، تکلیف چیست؟ چگونه این مظهریت و نیابت را اثبات کنیم؟ ۲. از منظر دقیق علمی و در مباحثات بین بزرگان و اساتید چطور؟ قبلا از عنایت جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم علیرضا حلبیان

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فقه، صورت متعیَّنِ انوار نامتعیّن انوار الهی است تا انسان از طریق احکام فقهی به باطن انوار الهی منتقل شود و به همین جهت کسی دینداری را در محدوده صِرف فقهی متوقف کرد، خود را از حضور در عالم بالاتر محروم می‌کند. عرایضی در کتاب «در راستای بنیان حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بین دو جهان» که در دست چاپ است، شده است. شماره 86  آن حکمت‌ها ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود. به امید آن‌که در راستای چنین گفتارهایی بتوان نسل آماده خود را متوجه موضوع مورد بحث بکنیم. موفق باشید

ايمان به ايمان و عبور از نقاب‌های ايمانی

بشرِ امروز نقاب‌هایی که بعضی از انسان‌ها به عنوان «ایمان» بر چهره‌ می‌زنند را می‌شناسد و چون نمی‌تواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ قبول کفر نسبت به آن ایمان و یا قبول ایمانِ حقیقی قرار می‌گیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آن‌که با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر همان انسان کاملی است که هرکس می‌تواند آن باشد، ولی سوپرمن نباشد. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان می‌تواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره می‌زند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت       حافظ این خرقه‌ پشمینه بینداز و برو

حضور در جهانِ انسانی و انسانیت، نقطه‌ شروع ایمانی است که فریب‌کارانه و متحجّرانه نیست. در این نقطه است که انسان می‌فهمد چه هست و چه می‌تواند باشد و چگونه می‌تواند قدم در قلمروی از ایمان بگذارد که هرچه بیشتر خودش باشد، در عین پاس‌داشتِ وجودی از خود، در بستر عبودیت و نزدیکی به انسان کاملی که در پیش است، در عین بودن در تاریخی که در آن قرار دارد و لذا بیش از آن‌که بخواهد خود را بفهمد، خود را حسّ می‌کند ولی احساسی که از معرفت جدا نیست، معرفتی که رو به سوی حقیقت دارد و انسان را از فروافتادن در ایمانی که نقاب او شود محفوظ می‌دارد؛ در ایمانی مستقر است که تنها بودن خود را دنبال می‌کند، بدون متوقف‌شدن در ماهیتی خاص، زیرا در حقیقت، ماهیتِ آن ایمان همان بودنِ آن است، یعنی «ماهیّتُةُ اِنّیّتُهُ» ماهیت آن ایمان همان بودنِ آن است و سر و کار انسان با وجودِ آن ایمان است و امکانات تمام‌ناشدنی که در پیش دارد برای ایمانی بیشتر به ایمانی که یافته و در این رابطه به آینده بیکران خود نظر دارد و درک وجودی خویش در عالم و تعلق عمیق‌تری که با حضرت معبود در عهد ازلی یعنی در وجود خود با او دارد که در نسبت عبودیت انسان و معبودبودن خدا محقق می‌شود، امری که در ارتباطی متقابل اتفاق می‌افتد و انسان خود را در چنین جایگاهی که قابل توصیف نیست، احساس می‌کند و تنها می‌تواند با زبان جناب لسان الغیب بگوید:

دلم رميده شد و غافلم من درويش                    که آن شکاري سرگشته را چه آمد پيش

چو بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم       که دل به دست کمان ابرويي‌ست کافرکيش

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ     خزانه‌اي به کف آور ز گنج قارون بيش

این به جهت آن است که در ایمان حقیقی، «وجود» با تجلیّات خود به سراغ انسان می‌آید و آماده قبول جان ما است، تا خود را در مقابل آن تجلیات گشوده نگه دارد و خود را در تقدیری که باید در آن مستقر شود حفظ کند، جایگاهی که جایگاه حضور در محضر حضرت حق است، در عین حاضربودن نزد خود. خطر آن‌جا است که انسان از وجودِ خود در این رویداد بیگانه باشد؛ در آن صورت چگونه آن رابطه متقابل رخ دهد تا انسان خود را در آغوش خدا احساس کند و چشم‌اندازی توحیدی وقوع یابد و زهد ریایی و نقاب ایمانی که همان خرقه پشمینه است، فرو افتد؟

اگر تاریخ جدید، نرم، نرم پا پیش می‌نهد و ابتدا روح‌ها را متوجه خود و آینده‌ای که در پیش دارند می‌کند، چرا به سخن آنانی که متوجه طلوع تمدنیِ غیر از تمدن غربی شده‌اند، گوش فرا ندهیم؟ چرا به آن‌هایی که خبر از بازگشت خدا به زندگی را داده‌اند توجه ننماییم؟ اگر حقیقتِ دین باز درخشش آغاز کرده تا معنای آداب دینی با روحی تازه به میان آید، نباید گفت این عبادات نیز پوسته‌های دین است، نه! حقیقت از طریق همین آداب و اخلاق است که به ظهور می‌آید، تا امری نامتعیَّن به امری متعیّن تبدیل شود و به جای آن‌که گمان کنیم «تئولوژی» پایان یافته است متوجه باشیم با انقلاب اسلامی و با برافروختن مشعل شهادت، تئولوژی و آداب دینی جای خود را پیدا می‌کند و آینه‌هایی می‌شوند برای ظهور امور قدسی. راستی را! مگر همین تئولوژی‌ها و ایدئولوژی‌های حاکی از امور قدسی نیستند که به انسان‌های مؤمن به حقیقت جهت می‌دهند تا دین خدا تمام ابعاد وجودی انسان را فرا گیرد؟

آیا با مدرنیته، تئولوژی پایان یافت و اگر مدرنیته در این تاریخ جای‌گیر شده، چاره کار تسلیم‌شدن در مقابل مدرنیته نیست. چاره کار عبور از تاریخ غیاب خداوند است و رجوع به حقیقت، به نور اسمای الهی و ذیل حضور خداوند با رعایت احکام و آداب شرع، حضور خداوند را در زندگی و در مناسبات انسانی نهادینه کنیم تا انسان در حضور بیکرانه اکنون جاودانه خود که گوهر فراموش شده او است، باز گردد. آیا رسالت انقلاب اسلامی در این تاریخ چنین نیست که انقطاع زمین از آسمان را جبران کند؟       

31626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خواستم در مورد عبارت قرآنی «lفزادهم ایمانا» در قرآن بدانم. در صوت انقلاب اسلامی و وظیفه ای که داریم سخنانتان را گوش دادم. استاد عزیز در شروع مقاطع خاص مثل شروع انذار و بشارت انبیا و سختی های همراهش و صدر اسلام و در معاصر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، اگر اینها را نقطه های عطف تاریخ بدانیم که نیاز به درک و فهم حضور تاریخیِ جدیدی دارد، استاد عزیز آن کسانی که در این مقاطع، مصداق «فزادهم ایمانا» می شوند یا برای آنکه بشویم، استاد این افراد در دوره قبل ظهور انبیا و تاریخ جدید، چه مدل افرادی بودند؟ آیا اینها اجمالی را دریافته بودند؟ آیا این سعه صدر و بصیرت در عین ثابته آنها بوده؟ فکر که می کنم،حضرت علی (ع) که در مورد رویت خدا از ایشان سوال کردند و فرمود خدایی که نبینم نمی پرستم، جدای از ایشان و عظمت شان، افراد ذیل ایشان را چگونه دریابیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در جستجوی نکته مهمی هستید که برای ورود به آن نیاز است مقدماتی را طی کنید. در بحث سوره «فتح» به لطف الهی آن مقدمات و ظرائف مطرح شده است. خوب است در این مورد به کتاب «سوره فتح و آینده روشن مجاهدان سالک» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

31031

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی وقت بخیر: سوالی که برای من پیش آمده اینست که چرا حکومت جمهوری اسلامی و رهبری در موردی که تخصص ندارد و معیشت و زندگی مردم به آن وابسته است دخالت کند. چرا برای مثال در مورد دولت، وزارت خارجه که وجه بین المللی نظام است و وزارت اطلاعات رو رسما و قانونا به رهبری نمی دهند، و در بقیه موارد مردم را آزاد بگزارند خودشان برای انتخاب، نظارت بر مدیران جامعه تصمیم بگیرند. لابد می بینید که به چه کارهایی روی آورده اند و وضعیت به چه صورت در آمده است. برادر من، شما که در امور اقتصادی تخصص نداری مگر مجبور هستی بار گناه دیگران را به دوش بکشی!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه مدیریت کلان با نظر به قواعد و سنت‌های کلی که ناموس فرهنگی یک جامعه است اداره می‌شود و در امور جزئی معاونین و کارشناسان هستند که مطابق رینگی که مدیر کلی شکل می‌دهد عمل می‌کنند و ولایت فقیه آن نحوه نگاه کلی است که نظام اسلامی بناست بر اساس آن نگاه کلی حضور تاریخی خود را در امروز و آینده معنا کند و طبیعی است که در امور جزئی بقیه‌ی صاحبان مناصب کار خود را باید به نحو صحیح انجام دهند که متأسفانه در این موارد ما هنوز به آن‌چه که باید برسیم نرسیده‌ایم. موفق باشید

30855
متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرتعالی: ما معتقدیم که خداوند حکیم است و کار بیهوده انجام نمی دهد و هيچ چيز او عبث و بیهوده نیست. از روایت قدسی تلویحاً یا صراحتاً می توان یافت که علاقه شدیدی خداوند متعال به انسان دارد. پس حتماً انسان چیزی در انسان هست به نظر حضرتعالی حکمت این عشق به انسان دارای فقر ذاتی از سوی ذات لایتناهی حق چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ «آدمی» روشن می‌کنند که حضرت حق انسان را نمایش اسمای حسنای خود نمود تا خود را تفصیلاً به نمایش بنشیند. به گفته جناب حافظ: «نظری کرد که بیند به جهان صورت خویش / خیمه در مزرعه آب و گِل آدم زد». موفق باشید

30573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر به این صفحه ویکی پدیا که در انتها لینکش را آورده ام و در مورد فهرست کشورها در زمینه نرخ تورم است رجوع فرمایید می بینید که ایران درین لیست از آخر دوم است و فقط تورم ونزوئلا از ما بیشتر است که نمی‌دانم در آن کشور چقدر همسویی هایی که با ما داشتند موجب این فلاکت شد و آیا ما هم به سرنوشت آنها دچار می‌شویم؟ حتی زیمباوه هم که زمانی تورم وحشتناکی تجربه کردند اگر این فهرست منطبق بر واقع باشد معلوم می‌شود که بعد از برکناری فرد بی کفایتی چون موگابه توانستند خودشان را جمع و جور کنند. حقیر با مطالعه ای که در تورم در یک قرن اخیر در سایت ها داشتم در سالهای منتهی به انقلاب تورم افزایش می یابد و بعد از انقلاب ادامه می یابد و فرقی نمی‌کند چه دولتی از چه جناحی راس کار بوده کارنامه هیچ یک مطلوب نیست و ظاهرا ربطی به توسعه یافتگی یا عدم توسعه ندارد چون خیل عظیم کشورهای جهان سوم تورم را مهار کردند و نیز ربطی به غربزدگی یا تقابل با غرب ندارد چه این همه کشورها غربگرا هستند و مشکل تورم ندارند یا برخی کشورها چون کره شمالی یا کوبا با آمریکا و غرب مشکل یا تقابل دارند ولی این تورم های نجومی را در آنها شاهد نیستیم بخصوص کره که با آن فقر منابع بعید می‌دانم یک چاه نفت ما را هم داشته باشند مقابل استکبار ایستاد و تن به سازشی خفت بار چون برجام نداد و تورم ما را هم ندارد اما لینک تورم در کشورها https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم مواردی است که اقتصاددانان باید نظر دهند که ضعف‌ها از کجاها می‌باشد، چه اندازه از آن داخلی است و چه اندازه از آن مربوط به جنگ اقتصادی با غرب است. موفق باشید

30490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: می‌خواستم نظرتان را درباره فلسفه غرب و انتخاب آن به عنوان رشته دانشگاهی بدانم و نسبت این فلسفه با فلسفه اسلامی. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فیلسوفان غربی هم نسبت به بشر جدید دغدغه‌های خوبی داشته‌اند که به نظر می‌اید در کنار فلسفه‌ی اسلامی می‌توان نسبت به آن‌ها نیز فکر کرد و جایگاه آن‌ها را نادیده نگرفت. موفق باشید

30203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: متاسفانه جواب سوال 30191 برام ارسال تشده و توی جواب ها هم پاسخ این سوال نبود. ممنون میشم به بنده هم جواب بدید؟ شاید اینکه گفتم احتمال داره پای اجنه درمیون باشه فقط یه توهم هست. در هر صورت این حالت در من هست و نمیدونم چیه و راه درمانش کدومه؟ بنده واقعا نیاز به راهنماییتون دارم تا ان شالله به یاری خداوند بتونم خودم رو پیدا کنم و با محبت خدا و اهل بیت علیه السلام قدم بردارم. حتی اگر پاسخم رو به ایمیل ارسال نمی‌کنید تو لیست سوالات هم قرار بدید مطالعه اش می‌کنم. ممنون از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با حضور در جلسات مذهبی و با ورزش و تغذیه‌ی مناسب جهت تقویت بدن و ارتباط با رفقای خوب، خود را وسعت دهید. موفق باشید

30181
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: می‌خواستم بدونم نگاه من نسبت به دیگران چطور باید باشه؟ من در رابطه با دیگران سعی می‌کنم زاویه نگاهشون رو بفهمم و خیلی روی حرف و رفتار دیگران دقت می‌کنم تا پیدا کنم و بعد با این تصور که فهمیدمشون رفتارم رو باهاشون تنظیم می‌کنم. نمیدونم قضاوتی که کردم درسته یا اشتباه به هر حال از زاویه خودم به نتیجه‌ای رسیدم در واقع برداشتم از حرفاشون به تصور من از زاویه نگاهشون برمی‌گرده و نمیدونم این کارم درسته یا نه و اینکه آیا با توجه به آدم مقابل باید باهاش رفتار کنیم یا باید خودمون باشیم و به شخص مقابل کاری نداشته باشیم؟ من وقتی در مقابل دیگران قرار میگیرم خیلی توجهم میره سمت تفکراتشون و از خودم دور میشم و وقتی می‌بینم یکی موافق من نیست بیشتر روش تمرکز می‌کنم و از زاویه نگاهش به مسئله نگاه می‌کنم تا خطاشو پیدا کنم و همین طور از نگاه خودم توی شخص مقابل می‌گردم تا خطاشو پیدا کنم و بعد انگار اون منم و باید شروع کنم و هدایت بشم و راه خروج از اون بن بست رو پیدا کنم. دنبال یه اصل کلی در مورد رابطه با دیگران هستم ممنون میشم راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه از طریق تدبّر در معارف حقّه خود را گسترده کنیم، رابطه‌ی ما با بقیه، روان‌تر می‌شود و لذا یا آن‌ها را نزد خود می‌یابیم و یا آن‌ها را «دیگری» می‌یابیم که باید مورد احترام باشد، مگر معاندی که مقابل حق و حقیقت است. موفق باشید

29981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در روایت است اگر یک روز تا پایان دنیا باقی نمانده باشد، خدا آن‌روز را چنان طولانی خواهد کرد تا حضرت مهدی (عج) ظهور کند». استاد بنده احساس می کنم این روایت ترسیمی از تاریخ ماست. مدرنیته چنان دنیا را برای زندگی تنگ و سخت کرده که آمار خودکشی ها ما را به این نتیجه می رساند که آخر دنیا همین تاریخ است! همین الان که بنده برای شما می نویسم و فضای پوچ گرایی بشر را برای شما ترسیم می کنم آخر دنیاست! امروزِ من و دیروز من و فردای من اگر دل به فرهنگ مدرن داده باشم برایم پایان دنیاست و مرده ای هستم که جسمم را برای مردن های هر روز حمل می کنم. استاد احساس می کنم این روز آخر شروع شده و طلوع فجرش با انقلاب اسلامی رقم خورده و در بین الطلوعین آن به سر می بریم و عده ای گرچه با طلوع فجر بیدار شده اند و به آگاهی رسیدند اما با خواب خود در بین الطلوعین خود را از خود آگاهی محروم کردند و حاج قاسم ها و مصباح ها با جهاد سرخ (خون) و سیاه (قلم) خود مشغول ذکر معشوق و بنای طلوع دوم هستند. استاد چه کنیم که در این بین الطلوعین دچار کسالت و غفلت نشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به حضور تاریخی خود در دفاع از انقلاب اسلامی، ذیل اراده‌ی الهی. عرایضی تحت عنوان «حاج قاسم و ایرانیت قدسی» شده است که إن‌شاءالله در معرض نظر رفقا قرار خواهد گرفت. موفق باشید

29896

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سوالات دیدم چندین بار آوردید که امام فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد. اما ظاهرا امام چنین جمله ای نفرمودند هرچند مشابه آن را فرموده باشند ولی در نقل قول ها می‌بایست دقت شود و مطلبی که امام نفرمودند به ایشان نسبت ندهیم. اگر سندی برین سخن دارید بیان فرمایید والا با توجه به آدرسی که ارائه می‌شود دقیقا آنچه امام فرموده اند را بهمان صورت بیان فرمایید تا تحریفی رخ ندهد. http://www.imam-khomeini.ir/fa/c76_15106/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4_%D9%88_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE/%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C/%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%C2%AB%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AA%D8%A7_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%AA_%D8%B4%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8_%D9%86%D8%B1%D8%B3%D8%AF%C2%BB_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست ما به جهت موقعیتی که در آن سال‌ها با سخنان حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مأنوس بودیم، همان مطلب از آن سخنان استنباط می‌شد و بی‌حساب نیست که در گفتمان‌ها به همان مضمون ردّ و بدل می‌شود و تا به یاد دارم بیش از یک بار ایشان چنین مضامینی را مطرح کرده‌اند. موفق باشید

29844
متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد من از ابتدا که وارد مسیر شدم سوز و حرارت و عشق را حس می‌کردم ولی الان که چند سالی از شروع گذشته در بعضی موارد برای مدت طولانی هیچ حسی دیگر ندارم نه سوزی، نه عشقی، اصلا محبتی دیگر وجود ندارد. خیلی نگرانم که کلا من را رد کردند و از مسیر طرد شدم. استاد به نظر شما چرا دچار همچین رکودی شدم؟ چکار باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت:

ای برادر عقل یک دم با خود آر

دم به دم در تو خزان است و بهار

بالاخره این نوع قبض و بسط ها در مسیر رجوع به حضرت حق پیش می‌آید؛ عمده همان صبر قرآنی است یعنی پایداری در وظایف حتی در مواقعی که انسان در قبض قرار دارد. تا ان‌شاءالله آن صفای نهایی پیش آید. موفق باشید

29746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: سوال 29739 حقیر ناظر به سوال 18953 بود در آنجا معارف را از عمل تفکیک کردید در اینجا عین هم. اگر ممکن است جایگاه فرمایشتان در آن سوال و این سوال را تشریح فرمایید و اگر می‌پذیرید که برخی در معارف رشد خوبی داشتند اما در عمل مشکل داشتند کما اینکه شاهدیم بسیاری اینگونه اند به آن ۸ سوال حقیر که شهید فی سبیل الله شدند هم التفاتی بفرمایید باور کنید بسی فکر می‌کنیم تا سوالی مطرح کنیم که باب تفکر برای خود، دوستان و احیانا حضرتعالی فراهم شود، لکن برخی پاسخها آب سردیست بر تکاپوهایمان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دنیا معرفت، مبنای عمل صالح قرار می‌گیرد ولی در آن دنیا که قلبِ انسان در صحنه است معارف، خود به خود منجر به عمل می‌شود. پیشنهاد بنده آن است که رفقا با سیر مطالعاتی سایت جلو بروند در آن فضا اگر سؤالاتی پیش آمد، بنده در خدمت‌شان می‌توانم باشم. ممکن است حتی ذوق بعضی از عزیزان در اشاراتی که بنده مطرح می‌کنم، حاضر نباشد. لذا نباید خود را در این رابطه به زحمت بیندازند. موفق باشید

29679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق هستم و اگر خدا بخواهد تا آخر تابستان دفاع می‌کنم. با توجه به علاقه بنده به تحصیل در حوزه علوم اسلامی بویژه فقه، استعداد خوب بنده در فهم متون دینی و مجادلات و حفظ مطالب، تأکیدات رهبری بر ضرورت تحول در علوم انسانی، نیاز جامعه و حاکمیت به فقه مطابق با شرایط روز و ... بر آن شده ام که ان شاءالله به حوزه علمیه بروم. از طرفی قصد دارم که قبل رفتن به حوزه ازدواج کنم و از سوی دیگر از مشکلات معیشتی طلبگی و زندگی متأهلی می‌ترسم. با نگاهی به برنامه متداول حوزه و نیز برنامه مجتمع حوزوی مشکات، بین انتخاب این دو مردد شده ام. از طرفی برنامه متداول حوزه، از حیث درسی مقداری سبکتر بوده و البته طولانی تر است از سوی دیگر برنامه مشکات سنگینتر بوده ولی کوتاهتر است (دروس ۱۰ سال را در ۷ سال تمام می کنند). همچنین ظاهرا حوزه مشکات، از محل موقوفات خود، شهریه ای اضافه بر شهریه مراجع تقلید به طلاب خود می‌دهد. با این اوصاف، بطور کلی نظر شما در مورد رفتن به حوزه در این سن و با این شرایط چیست؟ و بنظر شما کدام یک از این دو برنامه ی متداول حوزه یا مشکات برای نیل به اهداف مدنظر بنده مناسبتر است؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر شرایط روحی‌تان مناسب است، رفتن به حوزه برکات خاص خود را دارد. افرادی که در این مورد صاحب‌نظرند، حوزه‌ی مشکات را ترجیح می‌دهند. با این‌همه بهتر است در این مورد با کسانی که روحیه‌ی شما را می‌شناسند و در امور حوزه نیز آگاهی‌های لازم را دارند، مشورت بفرمایید. موفق باشید

29470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ارادت خدمت استاد عزیز: ببخشید می خواستم نظرتون رو راجع به این متن که در خبرگزاری فارس در مورد صلح بین آذربایجان و ارمنستان هست بدونیم اینطوری که تو این تحلیل گفته شده اوضاع خیلی بر ضد منافع جمهوری اسلامی شده اگه این درست هست چرا در این منازعه کشور ما طرف آذربایجان رو می‌گرفت؟ http://www.farsnews.ir/news/13990823000074/تبعات-اقتصادی-قرارداد-آذربایجان-و-ارمنستان-برای-ایران-از-دست-رفتن التماس دعا داریم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این به عنوان یک تحلیل باید مد نظر قرار گیرد ولی فراموش نکنید  بسیار تلاش شده بود که ترکان آذربایجانی را در کنار ترکان ترکیه مقابل ما قرار دهند و قائله‌ی قره باغ را چون میخی بسازند در پهلوی ما. این لطف خدا بود که شرایط منطقه آمادگی آن را داشت که به جهت لوایح سازمان ملل، رهبر انقلاب آن موضع قاطع را بگیرند تا اولاً: طرح مقابله‌ی شیعیان آذربایجان با ما را خنثی نمایند ثانیاً: با تذکر به این امر که فرمودند ارامنه‌ی آن منطقه باید در امنیت باشند؛ نگرانیِ ارمنستان تا حدّی مرتفع شد و وظیفه‌ی شیعیان آذربایجان هم مشخص گردید که باید جایگاه ارامنه‌ی قره‌باغ را محترم بشمارند و در این بستر بود که آقای پوتین وارد شد و توانست إعمال نظر کند. و بسیار کار درستی بود که ایران در عین دادن طرح، مستقیماً وارد نشود. معجزه‌ی ولایت فقیه در این‌جاها معلوم می‌شود که این‌ها می‌خواستند با قائله‌ی قره‌باغ، یک منطقه‌ی ناامنِ درازمدت برای ما ایجاد کنند. در مورد مرز ها باید طبق لوایح سازمان ملل عمل شود. موفق باشید

29450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اخیرا خبر از ساخت موفق واکسن کرونا توسط شرکت آمریکایی داده شده است. سوالات سایت در مورد کرونا را جستجو کردم بعضا سخن از الهام به پزشکان ایرانی در راستای انقلاب بود یا سخن از زمین گیری علوم جدید که این‌هم ظاهرا ناشی از عدم آشنایی با مکانیسم ساخت واکسن است که چون با جان میلیاردها نفر ارتباط دارد نمی‌توان بدون طی پروسه طولانی آزمایش آن را روانه بازار کرد زمانی می‌توان دم از ناکارامدی زد که اثبات کنید با این علوم هیچ گاه نمی‌توان به واکسن رسید که خود بهتر می‌دانید دلیلی برین ادعا ندارید بلکه با ساخت واکسن توسط آمریکا کارامدی علوم جدیده ثابت شد و انقلاب نه تنها کاری نکرد دعا و توسل هم گرهی نگشود. بفرض ایران هم موفق به ساخت واکسن می‌شد جز این بود که با علوم جدیده موفق به این کار می‌شد بنظرم شما بهتر است قدری از نگاه ایدئولوژیک خارج شوید و مسائل را صرفا از دریچه تنگ انقلاب نبینید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی خوب است جنابعالی عجله نکنید. بحث ما در رابطه با هویت جهان مدرن است. آیا واقعاً برای عبور از بحران کرونا، یک واکسن جواب می‌دهد؟ و یا این، آدرسِ غلط‌دادن است به پدیده‌ای که جهان مدرن را فرا گرفته؟ و این چیزی نیست که بنده و امثال بنده مطرح کرده باشیم. این نگاهی است هستی‌شناسانه و پدیدارشناسانه به هویت جهان مدرن. بر فرض که از این بحران نیز درآمدیم، به گفته‌ی هگل با جهانی که سراسر گرفتار تضادهاست، چه باید کرد؟ موفق باشید

28205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر: در مورد عدالت اجتماعی و اقتصادی در اسلام و یا با دیدگاه مستقل چه منابعی را برای مطالعه معرفی می کنید. قویا به این موضوع علاقه دارم و می خواهم مطالعاتم در این زمینه را بیشتر کنم و افق دیدم بازتر بشه. یک گلایه هم از شما هست در این همه آثار شما چرا کمتر اثری از عدالت اقتصادی در اسلام می بینیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ذات عدالت را باید در ایمان به حقایق جستجو کرد تا حقایق معنوی مدّ نظر قرار گیرند در این حالت است که راه‌کارهای اقتصادیِ اسلام کاملاً جواب می‌دهد و سعی بنده آن است که در این رابطه تلاش شود. ۲. فکر می‌کنم رویهمرفته کتاب «اقتصادنا» از شهید صدر جوابگوی مطلبی که دنبال می‌کنید باشد. موفق باشید

28076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به این که همه عالم مظاهر اسماء الهی اند ترامپ و شمر مظهر کدام اسم الهی اند؟ یعنی در نگاه به اینها چگونه انوار الهی را ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این لعنتی‌ها مثل همه‌ی معاندان تاریخ، حجاب حضرت حق‌اند. موفق باشید 

27784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سبو دیدمت استاد محترم: در کتاب ادب خیال فرمودید که ریشه خیالات سوء اثر استقلالی برای دیگران در نظر گرفتن است و در مطالب مربوط به ماه رمضان روی بنر سایت فرموده بودید، توحید یعنی مشاهده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت. آیا اثر استقلالی برای انسان ها قائل نشدن و دچار بدبینی و سو ء ظن نشدن همان مشاهده وحدت در کثرت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن‌گاه که ما همه‌ی کثرت‌ها را در هویت وحدانی بنگریم، دیگر برای کثرت‌ها استقلالی جدای آن هویت وحدانی نمی‌بینیم. مثل آن است که موج را در نسبت با دریا ببینیم. موفق باشید

27752
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما استاد گرانقدر: الحمدالله توفیق داشتیم که چند سالی مباحث شما را دنبال کنیم و به یک نگاه متفاوتی از جهان بینی دینی رسیده ایم. حالا با توجه به فضای التقاطی که در جامعه هست در بسیاری از امور امر بر ما مشتبه می شود از جمله اینکه ما با یک گروه جوانان ولایی تصمیم گرفتم در منطقه خودمان فرهنگ مواسات را به حول و قوه الهی ایجاد کنیم و در این خصوص جریان سازی کنیم ان شاءالله. یکی از دوستان مجموعه از فارغ التحصیلان رشته توسعه دانشگاه است و در ابتدای بحث و برنامه ریزی برای تبیین نقشه راه ایشان مساله سیستم و تعیین شاخص و نرخ و ...این مفاهیم رو مطرح کردن و قائل هستند که اگر در این چارچوب برنامه ریزی نشود کار عمل گرایانه است و بی نتیجه. بنده برایم این گره ایجاد شده که چقدر در این مقوله می شود نگاه سیستمی و سنجش محور داشت و آیا با این نگاه از آن نگاه قدسی که به صرف تکلیف نظر دارد و نه سنجش نتیجه دور نمی شویم و اگر شما نگاه سیستمی را تایید نمی کنید چه مدل و الگویی را پیشنهاد می نمایید ؟مثلا ایشان می‌گوید باید شاخص های مواسات رو مشخص کنیم بعد برنامه بریزیم و هی آزمون و خطا کنیم و ببینیم که بعد از یکسال چقدر نرخ مواسات افزایش داشته. بعد بنده یکی از سوالاتم این است که شاخص اخلاص که به شدت در ایجاد و تقویت این جریان موثر است چگونه قابل سنجش است و سوالاتی از این قبیل. اگر در این خصوص کتبی معرفی بفرمائید بسیار شاکر و ممنونیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید خود را مشغول این نوع مباحث کرد. البته متفکرانی مثل گادامر در کتاب «حقیقت و روش» روشن می‌کنند برای رجوع به حقیقت، لزوماً نیاز به روش خاصی نیست تا بخواهیم در یک نظام‌مندیِ سیستماتیک خود را محصور کنیم. به نظر می‌آید راهی که مقام معظم رهبری به تأسّی از روش انبیاء در مقابل ملت گذارده‌اند و مردم نیز با صداقت کامل در همین راه در حالِ نقش‌آفرینی هستند، راهی است که ما باید در آن قدم بگذاریم. این همان حرکت جهادی است که در عین داشتن تعریفی مشخص، چندان هم خود را اسیر تعریف‌های انتزاعی نمی‌کند. موفق باشید

27655
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد نسبت به نزدیکان چه تلقی باید داشته باشیم که از دست دادن انها اذیت کننده نباشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها زندگی دیگری را شروع کرده‌اند و ما باید با رفتن آن‌ها، زندگی دیگری را شروع کنیم که مثل آن نوع زندگی در وقتی که آن‌ها بودند، نیست. موفق باشید

27516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: آیا آنچه که ذکر شده در برخی منابع به نام دعای افزایش محبت یا برخی آیات قرآن و یا ذکرهایی مثل یا ودود معتبر هستند؟ آیا در رفع کدورت و افزایش محبت بین طرفین کاربرد دارند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم؛ ولی آن‌چه وظیفه‌ی ماست دوست داشتن انسان‌هاست مگر آن‌هایی که دشمنان انسانیت باشند. موفق باشید

27246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طبق این نکته که زمین هیچگاه از خلیفه خدا خالی نیست می خواستم بدونم بعد از زمان حضرت عیسی علیه السلام تا زمانی که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله آمدن چندین سال فاصله زمانی بود، آیا در این بازه زمانی حجت خدا نبود و زمین از حجت خدا خالی بود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اوصیاء و نایبان هر پیامبری در تاریخ، حجج الهی در آن تاریخ محسوب می‌شوند. موفق باشید

27074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خواستم در موردی راهنمایی بفرمایید. اینکه در آیات قرآن کریم داریم که قبل از قیامت شهری نیست مگر اینکه هلاک یا عذاب شدید شوند و این در کتاب قوانین الهی است و اینکه داریم خداوند شهری را هلاک نکند مگر اینکه قبل آن با ارسال رسول با مردم اتمام حجت کند، در ذهنم اینگونه بود که رسول، حتما نبی است. حال با توجه به ظهور امام زمان (عج) و اتمام حجت در آینده تاریخ، خواستم لطف بفرمایید که در مورد آن قسمت اول و ارسال نبی رسول و اینکه امام زمان (عج)، امام هستند راهنمایی بفرمایید که آیا این رسول و امام فقط یک مصداق در کلمات متفاوت است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باطن نبوت و امامت، ولایت است و ولایت به معنای قرب بی‌واسطه با حضرت حق می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی