بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. استاد بنده که یکی از شاگردان استاد جوادی آملی حفظه ا...هستند، فرمودند که بحث مفصل عقلی و روایات متعدد داریم که از اول تا آخر معراج پیامبر (ص) جسمانی بوده، استاد این با معاد جسمانی چه طور جور درمیاد؟ مباحث حرکت جوهری گوش داده شده، ۲. اینکه جسم پیامبر (ص) سایه نداشته یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جزوه «نحوه حیات بدن اُخروی» عرض شده، لازمه جسمانی‌بودنِ معاد و معراج، جنسانی بودنِ آن به معنای مادی‌بودنش نیست. موفق باشید

30609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در ادامه سوال 30604 یعنی اگر کسی دین رو هم قبول ندارد ولی ذاتا انسان مسئولیت پذیر و وظیفه شناسی هست چنین کسی کار برایش جهاد در راه خداست؟! و اگر حین انجام وظیفه از دنیا رفت شهید از دنیا می‌رود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره چنانچه انسان موحد نباشد مسیر خود را در همین دنیا به سوی خدای رحمان نگشوده است تا زیر سایه‌ی رحمت الهی باشد. آری! ممکن است در عذاب کم‌تری قرار داشته باشد. موفق باشید

30577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: چه راهکاری برای بوجود آمدن شجاعت و نترسیدن دارید؟ مثلا کسی بهم تشر میزنه چیکار کنم نترسم؟ از این حالت خودم بدم میاد. البته منظورم این نیست که برم یقه طرف رو بگیرم و باهاش دعوا کنم. من میگم حداقلش اینه که چیکار کنم نترسم؟ برا یه مرد خیلی زشته که از کسی یا چیزی بترسه. کسی رو ببینم که از خودم ورزیده تر و از نظر جسمی قوی تره اگه بهم تشر بزنه جلوش کم میارم. چه کنم که نترسم؟ خواهش می‌کنم راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با استحکام حضور در محضر خداوند می‌توان در ابتدا آرامش ظاهری خود را حفظ کرد تا آرام‌ارام، قلب نیز در این آرامش به صورت درونی همراهی کند. در این موارد رعایت تقوا به انسان استحکام می‌بخشد. موفق باشید

30544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به تجربه بارها ثابت شده است که بیشتر دانستن موجب کمتر عمل کردن می‌شود به نظر می آید که این یک قائده باشد. همانطوری که در جزوه ی شرح دستورالعمل آیه الله بهجت هم آورده اید که علم برای عمل بهتر است و به تنهایی استقلال ندارد. معمولا ما دچار این توهم و میل سرکش هستیم که هر چه بیشتر مطالعه کنیم بهتر است ولی در حقیقت چنین نیست و این قائده فقط محدود در حوزه ی معارف دینی نیست مثلا شخصی تا عمل جمع و تفریق را بخوبی تمرین نکرده باشد عمل ضرب را درک نخواهد کرد. می‌خواستم بدانم که سر و رمز و راز این قائده در چیست؟ چرا مسیر دانایی و دانستن اینگونه است؟ چرائی این قائده نه درستی آن مورد سوال است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن علمی، علم است که نافع باشد و ما را از عمل باز ندارد. ولی حرصِ به داناشدن، خودش در جای خود حجاب است. انسان خودش باید متوجه‌ی این امر باشد. موفق باشید

30395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طبق شنیدهام از فضل و کرامت علامه می‌خوام درخواست کنم ایشون یک پند با نصیحت برام به عنوان زکات علمشون اینجا بگن، من یک آدم معمولی و گناه کارم و پندشون در حد فقهی با صالحین نباشه. شاید گره ای از گره های زندگیم باز کنه در پناه حق باشن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری عزیز! از او که نصیحت می‌خواهی، آیت الحق جناب آیت الله حسن‌زاده آملی هستند که در کتاب «الهی نامه»شان از خدا می‌خواهند که «حَسن‌شان کرده است، اَحسن‌شان کند». در حالی‌که بنده طاهرزاده اصفهانی هستم که دربه ‌در به دنبال طهارتم، چه رسد به «حَسن‌بودن»!! به هر حال به ما گفته‌اند: «تا عقل و فضل بینی، بی‌معرفت نشینی/ یک نکته‌ات بگویم، خود را مبین که رستی». موفق باشید

30181
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: می‌خواستم بدونم نگاه من نسبت به دیگران چطور باید باشه؟ من در رابطه با دیگران سعی می‌کنم زاویه نگاهشون رو بفهمم و خیلی روی حرف و رفتار دیگران دقت می‌کنم تا پیدا کنم و بعد با این تصور که فهمیدمشون رفتارم رو باهاشون تنظیم می‌کنم. نمیدونم قضاوتی که کردم درسته یا اشتباه به هر حال از زاویه خودم به نتیجه‌ای رسیدم در واقع برداشتم از حرفاشون به تصور من از زاویه نگاهشون برمی‌گرده و نمیدونم این کارم درسته یا نه و اینکه آیا با توجه به آدم مقابل باید باهاش رفتار کنیم یا باید خودمون باشیم و به شخص مقابل کاری نداشته باشیم؟ من وقتی در مقابل دیگران قرار میگیرم خیلی توجهم میره سمت تفکراتشون و از خودم دور میشم و وقتی می‌بینم یکی موافق من نیست بیشتر روش تمرکز می‌کنم و از زاویه نگاهش به مسئله نگاه می‌کنم تا خطاشو پیدا کنم و همین طور از نگاه خودم توی شخص مقابل می‌گردم تا خطاشو پیدا کنم و بعد انگار اون منم و باید شروع کنم و هدایت بشم و راه خروج از اون بن بست رو پیدا کنم. دنبال یه اصل کلی در مورد رابطه با دیگران هستم ممنون میشم راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه از طریق تدبّر در معارف حقّه خود را گسترده کنیم، رابطه‌ی ما با بقیه، روان‌تر می‌شود و لذا یا آن‌ها را نزد خود می‌یابیم و یا آن‌ها را «دیگری» می‌یابیم که باید مورد احترام باشد، مگر معاندی که مقابل حق و حقیقت است. موفق باشید

29868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا مردگان در برزخ صعودی قرار دارند؟ اگر آری با توجه به صعوبت دسترسی به این عالم و غیب محالی بودن آن، در خواب که افراد با اموات مواجه می‌شوند در حقیقت با چه چیز روبرو می‌شوند؟ و آیا این صعوبت فقط برای ماست یا برای اموات هم ارتباط با احیا در خواب دشوار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموات در عالم برزخ در آن حدی که اذن دارند به سراغ زندگان می‌آیند و از احوالات خبر می‌دهند. موفق باشید

29844
متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد من از ابتدا که وارد مسیر شدم سوز و حرارت و عشق را حس می‌کردم ولی الان که چند سالی از شروع گذشته در بعضی موارد برای مدت طولانی هیچ حسی دیگر ندارم نه سوزی، نه عشقی، اصلا محبتی دیگر وجود ندارد. خیلی نگرانم که کلا من را رد کردند و از مسیر طرد شدم. استاد به نظر شما چرا دچار همچین رکودی شدم؟ چکار باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت:

ای برادر عقل یک دم با خود آر

دم به دم در تو خزان است و بهار

بالاخره این نوع قبض و بسط ها در مسیر رجوع به حضرت حق پیش می‌آید؛ عمده همان صبر قرآنی است یعنی پایداری در وظایف حتی در مواقعی که انسان در قبض قرار دارد. تا ان‌شاءالله آن صفای نهایی پیش آید. موفق باشید

28730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی طول عمر زیاد برای شما: اینکه ما در عقائد توحیدی خود معتقدیم که دنیا در قبضه ی خداست و همه کاره عالم فقط و فقط اوست و هیچ چیزی از دست خدا در نرفته است و عدم او یعنی عدم کل هستی و اراده ی ما نیز در طول اراده ی حضرت رب کریم است و جز خیر از ایشان صادر نمی شود و بطور کلی هیچ ما سوی الله اثر استقلالی ندارد پس: معنای این دعای ما که به خداوند عرضه می‌داریم خدایا ما را به خود وامگذار در چیست؟ مگر چنین چیزی اصلا ممکن است؟ (بنده بارها دوستان و نزدیکانی را دیده ام که به هیچ وجه اعقتادات توحیدی قوی ندارند ولی خداوند بسیار با آنها مهربان است و از آنها دستگیری کرده و خودشان اصلا از این موضوع اطلاعی ندارند یا به حساب خوش شانسی می‌گذارند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند کسی یا جامعه‌ای را به خود واگذارد، آن را از رحمت حضرت حق محروم می‌شوند و نتیجه‌ای که باید در راستای خلقت خود بگیرند، نخواهند گرفت. موفق باشید

28676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید در مورد تفاوت معیت قیومی و معیت تقومی (نسبت حضرت علی (ع) با پیامبر اکرم (ص) و سایر انبیا) کجا مطلبی فرموده اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دز این مورد یاد ندارم چیزی گفته باشم عمده معنایی است که از دل جملاتی که این واژه ها به کار برده میشوند به دست آید. موفق باشید

27768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود خداوند بر شما: می‌خواستم ببینم چگونه می‌توان به یگانگی و حکمت و نظم خداوند اصطلاحا یقین پیدا کرد؟ چرا که اثبات های معروف؛ مثلا اگر دو خداوند وجود داشت پس می بایست در جهان بی نظمی وجود می‌داشت ازآنجایی که همه چیز نظم دارد پس خداوند یگانه است، از نظر من دارای خللهایی هستند. مثلاً ممکن است دو خداوند یا بیش تر از دو تا خداوند وجود داشته باشد که قبل از کارهایی که می‌خواهند انجام دهند، مشورت می‌کنند و نتیجتا بی نظمی به وجود نمی آید. یا در بحث نظم بعضی سیارات ناهماهنگ و برعکس سیارات دیگر می‌چرخند و نمی‌توان نظم کاملی در آن ها دید (اصلا تعریف نظم چیست؟). حتی حکمت الهی هم خودش خلل دارد که بعضی اشیا هنوز دلیلی برای ضرورت وجودشان مثل آپاندیس یا علف هرز پیدا نشده. اگر جواب قانع کننده ای دارید لطفاً جواب دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده «برهان صدیقین» جناب ملاصدرا در این مورد بسیار توانا است. کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که هر دو بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

27603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: لطفا مبانی تربیتی انسان توسط حکومت اسلامی را بیان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با رجوع به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» جواب این سؤال و جواب سؤال بعدی خود را می‌یابید. موفق باشید

27369

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من چند شب پیش خواب دیدم که به کرونا مبتلا شده و مرده ام، با توجه به اینکه همیشه خواب های من به حقیقت می پیوسته است، آیا می توان گفت که این خواب هم حقیقت دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. چون از علم تعبیر خواب بهره‌ای ندارم. موفق باشید

26453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: من هر وقت نماز بدون حضور قلب می خوانم طوری می شود که دیگر ادامه زندگی برایم سخت می شود و نکند که جزو «ویل للمصلین» بشوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! این قبض و بسط است که همواره در مسیر دینداری با انسان روبه‌روست. گفت: «ای برادر عقلْ یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

26283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: با توجه به این که شما در کتاب ادب خیال عقل و قلب می فرمایید اگر کارها طوری شود که در عالم ما جای گیرد عین زندگی ما بشود جای تخصص علمی خودتان را در شخصیت تان پیدا کنید و اگر شخصصتان را در تخصصتان جستجو کنید در آخر می خواهید از آن فرار کنید. بنده اینچنین شده ام. رشته ام حقوق است و می خواهم از آن فرار کنم. چون احساس می کنم خواندن این مطالب چه بدرد من می خورد. چطوری عملا کارمان را در عالممان قرار بدهیم؟ شما می فرمایید می توانید ریاضی دان باشید و اهل مطالعه دینی اما من حس می کنم رشته تحصیلی ام جانم را سیراب نمی کند کار بی فایدهای می کنم برایم هم مقدور نیست ادامه تحصیل در رشته های دینی بدهم اما فقط به علوم دینی علاقه دارم به نظر شما حقوق را که در آن بی هدف و بی علاقه هستم ادامه بدهم و اگر بدهم چه جوری جانم را با آن سیراب کنم که مانع انس ام با عالم غیب نشود چه جوری عالم دار شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در این زمانه به وسعت شخصیت خود فکر کند، نه‌تنها با تمرکز کامل درس خود را به‌خوبی ادامه باید بدهید، باید چندین مطالب علمی و دینی را هم با تمرکز کامل دنبال کنید. موفق باشید .

25876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در فایل صوتی که ماه رمضان گوش کردم فرموده بودید، که خداوند با تجلیاتش انانیت های بیهوده را در انسان ها از بین می برد، آیا در عالم عبودیت و صراط مستقیم که امام خمینی می فرمایند به طریق رب هدایت می شوید نیز تجلیات خداوندی است، که انانیت ها را از بین می برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. آری! در ماه رمضان شرایط چنین تجلیاتی بیشتر فراهم است. موفق باشید

25594
متن پرسش
سلام استاد: اینکه فرزند نوری هست که به زندگی وارد میشه، یعنی ما باید خودمون رو پاک کنیم تا نور وارد زندگیمون بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که می خواهید به عنوان یک مسلمان، زندگی کنید، پاک و پاکیزه‌اید. وسواس چرا؟! موفق باشید

25005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نظر حضرتعالی در مورد انجیل برنابا چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً مسئله همین طور بوده است که در ابتدای آن انجیل مطرح شده است و باید قابل اعتماد به حساب آید. موفق باشید

24968

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده به خودم و توجهاتم و خیالاتم دقت کردم، دیدم خیالاتم تحت کنترل نیست و به قول معروف یه بلبشو و سرگردانی در خیالم هست که نگو، تو خیالم یه لحظه دارم با یکی دعوا می کنم و بحث می کنم، یه لحظه دارم به چیزی که اتفاق نیافتاده تخیل می کنم اونم بیشتر بدبینانه، القائات و وسوسه های شیطان هم که مثل مور و ملخ میاد تو خیالم، استاد جان خلاصه خیالم خیلی بی در و پیکره، چکار کنم خیالم تحت کنترلم باشه و القائات و وسوسه ها و تصویر سازی های شیطان بر خیال من تاثیر نگذارد و خیالم رو کنترل نکنه؟ استاد چه کنم بدجور درگیر خیالات پوچ و بیهوده ام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از چیزی گِله دارید که همه گرفتار آن هستیم. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راه‌کارهایی در میان آمده است بد نیست به آن رجوع کنید ولی کار آسانی نیست و انتظار نتیجه‌ی سریع نداشته باشید. موفق باشید

24844
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: ۱. نظر شما در خصوص کتاب شرح اسم چیست؟ ۲. استاد بزرگوار، یک سری از آداب و مراسمات مذهبی است که علی القول سالمندان و معمران در گذشته اینقدر در سطح وسیع و گسترده برگزار نمی شده ولی طی سالهای اخیر در سطح وسیعتر و همه گیرتر برگزار می شود، مثلا مراسم اعتکاف، یا زیارت اربعین، یا دعای عرفه، یا احیا لیالی قدر، یا لیله الرغائب و....حال سوال من اینه که رفته رفته ظرفیت تاریخی برای بروز و ظهور شایسته این آئین های دینی داره فراهم میشه، یا ما به نوعی داریم گرفتار نوع جدیدی از برات میشیم؟ و به جای صرف وقت و انرژی جامعه برای اموری مثل نماز و... بهای بیشتری داره به این آیین ها داده میشه. متشکرم از جنابعالی. ماجور باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب بسیار خوبی است. ۲. بیبشتر بنده فکر می‌کنم ظرفیت تاریخیِ این نسل در حدّی است که به دنبال بیشترین‌ها است حتی در معارف، و به کم قانع نمی‌شود. موفق باشید

24818
متن پرسش
استاد سلام: به نظر بنده تفکر و بررسی در مورد بدیهیات مثل عالم خارج و ادراک بدیهی عالم خارج، در همان حین تفکر مصداق خارج شدن از ساحت بدیهی و قرار داشتن در ساحت نظری در مورد آن موضوع است، و بدیهی مانند عالم خارج را فقط باید درک کرد و فکر نکرد، چون بدیهی واضح و روشن است، حال سوال این است در تفکر امثال هیوم چه اشکالی هست که نمی تواند از شک خود دست بردارد و عالم خارج را فقط درک کند. شاید همانطور که خود او هم گفته خوشبختانه عالم خارج خودش بگونه ای است که بدون دلیل و استدلال خود را به ما می نمایاند، حتی هیوم هم فهمیده که بدون تفکر عالم خارج بدیهی است، اما وقتی در مقام اثبات آن قرار می گیرد و در ساحت نظری قرار می گیرد دچار شک می شود، فقط چون نمی‌تواند آن را اثبات کند شک می کند، چون این کار از پایه اشتباه است و عالم خارج از مقوله ادراکات بدیهی و وجدانی است و فقط باید درک شود نه تفکر شود چون تفکر باعث خارج شدن از ادراک بدیهی وجدانی و ورود به ادراک نظریست و اینجاست که اگر شخص کمی روحیه بدبینی داشته باشد به شک دچار می شود و تنها راهش هم بدنبال دلیل نبودن و برگشت به ادراک وجدانی بدیهی است، و باید توجه کنیم که این عالم خارج به گونه ای می‌باشد که خود را به ما خارج می‌نمایاند و دست ما نیست و نباید فکر کنیم ماییم که عالم خارج را خارج اعتبار می دهیم، اگر اینگونه فکر کنیم مشکل شروع می شود، پس باید اینگونه درک کنیم و توجه کنیم که عالم خارج خود به گونه ای است که خارجیت خود را به ما می نماید و بهتر است بگویم تحمیل می‌کند و جبر است و چه جبر زیبایی، این درک وجدانی است چه بخواهیم چه نخواهیم، برای همین است شکاک حقیقی نداریم چون همه در مقام عمل به دلیل اینکه عالم خارج خود خارجیتش را بر ما تحمیل می‌کند و از اختیار ما خارج است، عملا در مقام عمل به وجدانی بدیهی بودن عالم خارج اعتراف می‌کنند و آنها فقط در مقام تفکر و نظر شکاکند، به همان دلیل که ذکر نمودم، حال اینکه خود را به خواب زده و یا کسی نبوده که از خواب بیدارش کند بماند، خلاصه اینکه با کمی توجه به این درک بدیهی می رسیم که عالم خارج خود بگونه ای است که خارجیت خود را به ما تحمیل می‌کند و ما وجدانن فقط مجبوریم درک کنیم و به اختیار ما نیست و درکی است وجدانی در مقام حضور. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات بسیار خوبی اشاره فرمودید. دقیقاً موضوع همین‌طور است که می‌فرمایید. مشکل دیوم هیوم آن است که از آن ساحتی که باید به خارج رجوع کند، غفلت کرد و تکیه بر حسّ خود نمود. آری! وقتی که انسان به یکی از ابعاد معرفت را از بقیه‌ی ابعادِ معرفت که خداوند در نفس ناطقه‌ی انسان قرار داده؛ تکیه کرد به همان مشکلی می‌افتد که امثال آقای هیوم گرفتار آن شده است. موفق باشید

33466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود: سؤالی درباره مدیریت اتفاقات جهان و اتوماتیسم اجرای سنن الهی به دست ولی معصوم (علیه السلام) دارم: گاهی اوقات شواهد و قرائنی بدست می آید که گویا جهان در حال مدیریت توسط فرقه های سری یهودی است؛ به عنوان مثال سازمان های متصل به ایلومیناتی و فراماسونری و گلوبالیسم و... و این صحبت به میان می آید که گروهی صاحب قدرت و پول و ثروت بسیار در سرتاسر جهان پراکنده شده اند و با استفاده از ظرفیتهای خود، در جای جایِ دنیا در حال فعالیت اند و از بالا بر انسانها نظارت می کنند و همه انسانها همانند بردگانی در خدمت پیشبرد اغراض این گروه ها هستند. همناطور که شنیده ایم و مدارکی هم هستند در ساخت فیلم های هالیوودی و کارتون ها و بازی های رایانه ای و محتواهای مستهجن و تبلیغات، نشانه هایی از سازمان ایلومیناتی به چشم مان می آید و انگار آنها این مسیر ها را ساخته اند که بشر به دنیا بیاید و تحت نظر و سلطه ی آنان رشد کند و به طور کاملا غیر مستقیم برای شان کار کند و آنها را هر روز به هدفشان نزدیک کند و سپس از دنیا برود و این چرخه برای نسلهای بعدی تکرار شود. این سازمان ها و انجمن ها یکسری آرمان دارند و ظاهرا به صورت همه جانبه دارند تلاش می‌کنند که به اهداف خودشان برسند. اما ما یک وجه دیگری از پیشبرد اتفاقات جهان را هم شنیده ایم: شنیده ایم که قطب عالم امکان حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند و در زمانه غیبت شان افراد زیادی در کنار ایشان هستند که به دستور امام در سرتاسر جهان اوامر ایشان‌را اجرا می کنند. منظور بنده همان ۴ نفر اوتاد و ۴۰ نفر ابدال و ۷۰ نفر نجبا و ۳۶۰ نفر رجال الغیب هستند. گویا از طرف اللهی نیز یک گروه و تشکیلات مخفی هستند که تحت امر امام زمان علیه السلام قرار گرفته اند و اوامر ولی خدا را در عالم اجرا می‌کنند(۱). ۱) بر فرضِ صحیح بودن همه عرایض بنده، واقعا چه اوضاعی بر عالم حاکم است و این جهان چگونه می گردد؟ آن تکه گمشده حل این معما چیست؟ «در آخر باید عرض کنم که در ظاهر امر، کمپانی های معروف و شرکت های سازنده موبایل و لوازم دیجیتالی و صاحبان شبکه های اجتماعی نیز به نحوی در تسلط سازمان های ایلومیناتی هستند و انگار سایه این سازمان بر زندگی ۹۸ درصد مردم جهان افتاده و آن ۲ درصد هم در جایی دور از چشم جهانیان مثلا در میان قبایل دور افتاده در جنگلها زندگی می‌کنند». ۲) این قضیه چگونه حل شدنی است ؟ ۳) آیا اصلا داشتن چنین دیدگاه هایی راجع به اتفاقاتی که در عالم می افتد درست است ؟ ۴) رابطه بین ایلومیناتی و انجمن های یهودی ذی نفوذ و اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟ ۵) آیا سایه غرب و مدرنیته ای که بر زندگی مردمان این روزگار افتاده است همان تأثیرات این انجمن هاست یا بین روح حاکم بر غرب و روح حاکم بر این انجمن ها تفاوت و اختلاف وجود دارد؟ خیلی ممنونم باتشکر 🌹 ۱- شیخ کفعمی (ره) در حاشیه کتاب المصباح در شرح بخشی از دعای «ام داوود» که در آن از «اوتاد» و «ابدال» سخن به میان آمده است، [۳] مطلبی نقل می‌کند که در زمینه پرسش مورد نظر ما بسیار راهگشاست. ایشان می‌گوید: شیخ گفته شده است زمین هرگز از [یک] قطب، چهار نفر از اوتاد، چهل نفر از ابدال، هفتاد نفر از نجبا و سیصد و شصت نفر از صالحان خالی نمی‌ماند. پس قطب همان مهدی است که درود خدا بر او باد. اوتاد هم کمتر از چهار نفر نخواهند بود؛ زیرا جهان مانند خیمه‌ای است و [امام] مهدی مانند عمود این خیمه و اوتاد طناب‌های آن هستند. البته گاهی اوتاد از چهار نفر هم بیشتر می‌شوند. ابدال بیش از چهل نفر، نجبا بیش از هفتاد نفر و صالحان بیش از سیصد و شصت نفرند. چنین به نظر می‌رسد که خضر و الیاس از اوتاد و پیوسته پیرامون قطب هستند. [۴] گفتنی است، محدث نوری [۵] و شیخ عباس قمی [۶] نیز در کتاب‌های خود این مطلب را از شیخ کفعمی نقل کرده‌اند. حضرت آیت‌الله ناصری نیز درباره گروه‌های مختلف یاران امام عصر (ع) می‌فرماید: همواره پنج گروه از اولیا در محضر آن ولی مطلق به سر می‌برند و در خدمت‌شان از جان و دل می‌کوشند. اینان اوتاد، نجبا، نقبا، رجال الغیب و صلحا هستند. [۷]

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظام عالم، نظام امتحان است و بشر در مواجهه با همین امور به بصیرت لازم و تعالی مورد نیاز می‌رسد. ۲. بالاخره در آخرالزمان تقابل جبهه حق و باطل بیشتر و بیشتر می‌شود تا انسانِ آخرالزمانی با ظرفیت کامل به ظهور آید. موفق باشید

33084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: در پاسخ سوال ۳۳۰۴۳ فرمودین به کتاب ادب خیال و شرح صوتی دعای مکارم رجوع شود چندین مورد افرادی مراجعه می کنن و مواردی رو مطرح می کنن که کاملا با مواردی که گفته میشه سحر است مطابقت داره در این موارد نمی تونیم با راهنمایی های شما به افراد کمک کنیم (این روند که اهمیت ندهید و در مسیر توحید حرکت کنید) افرادی هستن که در فضای مجازی و غیره راهکارهایی ارائه می دن اونها رو هم اطلاع خوبی از صحت و چند و چون کارشون نداریم فایل یکی از کتابها در این زمینه رو خدمتتون ارسال می کنم و نظرتون رو در این باره می خواستم بدونم **************** باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عرایض اینجانب مبتنی بر مبانی حِکمی می‌باشد و ابداً وارد این نوع دستورالعمل‌ها نمی‌شویم. شاید با نگاهی که به چنین موضوعاتی از طریق مباحث مطرح‌شده می‌شود، خودِ افراد بتوانند عزمی جهت عبور از آن نوع مشکلات در خود بیابند. موفق باشید و در جایی دیگر فرمودین: روح ما توحیدی و عمل ما با تقوا همراه باشد، شیاطین را بهتر از خود دور می‌کنیم و به همین جهت باید با عزم توحیدی زندگی را ادامه داد و در مقابل چنین صحنه‌هایی ایستادگی کرد. **************** استاد گرامی مشکل این است که ما در بعضی گروه ها فعالیت می کنیم و گه گاه افرادی مراجعه می کنن که گرفتار چنین معضلاتی هستند (بعضی وقت ها فکر می کنند سحر شده اند بعضی وقت ها علائم ...) برای نمونه یک مورد دیدم شخصی درگیر چنین مشکلی بود و به یکی از این به اصطلاح اساتید علوم غریبه بقول خودشون استاد واقعی مراجعه کرد و اون شخص در یک جلسه مشکلشون رو حل کرد مشکلی که باعث اختلاف چندین ساله با شوهرش و سرانجام طلاق شوهرش و ده بیست سال زندگی به این منوال و خواب ها و افکار و ... غل و زنجیری که بر روح شخص بسته میشه و مانع هم زندگی صحیح دنیوی می شه و هم مانع تعالی روحی می شه. اینجا سوال پیش میاد آیا راهی که شما پیش روی این افراد می گذارید برای همه و عموم مناسبه؟ هر شخصی با هر سطح ایمانی که میاد بگیم برو توحیدت رو درست کن؟ در درستی حرف که شکی نیست اما برای همه؟ از بحث سیره ائمه خارج نشوم آیا هیچ فردی با چنین مشکلاتی (دچار سحر شده دچار وسواس گناه شده - دچار گناهی شده ...) به ائمه مراجعه نکردن؟ پاسخ اهل بیت علیهم السلام به این افراد چه بوده؟ آیا برای موارد مختلف دعایی ذکری راهکاری نفرمودن؟...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره همان‌طور که ملاحظه می‌کنید موضوعِ کاربردی‌کردن آن نظرات برای رفع مشکلات افرادی که می‌فرمایید؛ در جای خود باید مورد توجه باشد که البته در حوزه کار و فکر بنده و امثال بنده نیست. می‌ماند که در این مورد هم باید فکر کرد که آیا خود شیاطین این نوع فشارها را بر افراد ایجاد نمی‌کنند تا افراد را به سوی ساحران و رمّالان سوق دهند؟ و عملاً مسیر آنان را از توسل به خداوند و پیامبران منحرف نمایند؟ موفق باشید

33008

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت شما بخیر باشه. سوالم در باره احادیث دشمن اهل بیت و طیب مولد بود افرادی در این فضاهای مجازی شروع می کنن به توهین به برای مثال خلیفه اول - دوم - سوم - عایشه که اینها قطعا دشمن اهل بیت هستند - اینها زنازاده هستند ما فرزندانمان را با دوست داشتن على ابن ابى طالب امتحان مى کردیم، و چون مى دیدیم یکى از آنها على ابن ابى طالب (رضی الله عنه) را دوست ندارد، مى فهمیدیم از ما نیست و از راه حلال به دنیا نیامده است هرچه صحبت می کنی - سخن رهبری برای عدم توهین رو براشون میاری قبول نمی کنن لَا یَقْتُلُ النَّبِیِّینَ وَ لَا أَوْلَادَهُمْ إِلَّا أَوْلَادُ الزِّنَا ــــ به قتل نمی رساند انبیاء و فرزندان انبیاء را مگر اولاد زنا.» (بحارالأنوار، ج27 ،ص240) برای مثال می گیم خب در باره قابیل که هابیل را به قتل رساند چه می گویید - در باره دشمنان ائمه علیه اسلام که گاها خود فرزند امام بودند چه می گین؟ استاد لطفا تبیین دقیق این قضیه رو بفرمایید. قبلا مطالبی در باره عدم طیب مولد دشمنان اهل بیت بیان کرده بودین ولی اون فقط درباره امثال یزید و ابن زیاد و... بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً آن قسمت از دعا مربوط به کسانی است که با روبروشدن با حضرت علی «علیه‌السلام» و اهل البیت «علیهم‌السلام» و نظر به سجایای آن‌ها باز به آن‌ها دشمنی بورزند حتی آن‌هایی که تحت تأثیر دشمنان گرفتار دروغ‌ها و فریب‌های دشمنان باشند از جمله کسانی که در فضای حاکمیت بنی‌امیه و بنی‌عباس دشمنی ورزیدند، از این قاعده مستثنی هستند مثل جعفر عموی حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» و یا آن زیدی که برادر حضرت رضا «علیه‌السلام» می‌باشد. موفق باشید

32400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار سلام علیکم و رحمة الله. همان طور که مستحضر هستید، افرادی چه به ظاهر متدین و حتی روحانی (بیشتر در فرقه ضاله شیرازی ها) و چه افرادی غیر مذهبی (روشنفکرنماها) بویژه امروزه، بر تبل سکولاریسم و جدایی دین از سیاست (بخصوص نسبت به مسئله ولایت فقیه) مغرضانه یا جاهلانه می کوبند و این تفکر باطل و غیراسلامی را به شدت تبلیغ می‌کنند. ما اما حسب الامر رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای مدظله العالی موظفیم در راستای جهاد تبیین، با این خط فکری و انحرافی مبارزه کنیم. لهذا از حضرتعالی درخواست می شود در این مهم ما را یاری بفرمایید. استدلالات قرآنی و احادیث اهل بیت علیهم السلام که مؤید اسلام سیاسی و مسئله ولایت فقیه است قطعا مفید و کاربردی خواهد بود. بنده مطالب و استدلال هایی در مقالات و کتب مختلف خواندم اما منبعی (کتاب یا مقاله) که در این زمینه جامع و کامل کار کرده باشد (و تمام یا اکثر آیات و روایات اسلام سیاسی را شامل باشد) نیافتم. لطفا در این زمینه ما سربازان جهاد تبیین و دلسوزان اسلام و انقلاب را یاری بفرمایید. قبلا از عنایات حضرتعالی متشکریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در کتاب «ولایت فقیه» خود دلایل خوبی در این رابطه مطرح نموده‌اند. در جواب سؤال شماره 32396 بحثی تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» عرض شد که خوب است به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی