بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که حضرتعالی تاکید می فرمایید تقوا همه هستی ما می باشد. راه های کسب تقوا را در کدام مباحث می‌توانیم پیگیری کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ماه رمضان؛ دریچه‌ی رؤیت» بحث تقوا و ورع به میان آمده است. عمده رویکرد ما به دستورات شریعت الهی است برای گشوده شدن راه‌های قدسی در مقابل‌مان. موفق باشید

28604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: فرمودید که آیا آقای احمدی نژاد در نامه قاتل و مقتول را مساوی ندانسته اند؟! و اینکه فرمودید نقش عنصر مقاومت نادیده گرفته شده. استاد مگر در طرح صلح به دنبال مقصر می گردند؟! آیا بهتر نیست تو این جریان نگاه پدیدار شناسانه داشته باشیم؟! اعتقاد به ظلم عربستان یک مسأله و طرح صلح را جریانی دیگر؟! هر چند که معتقدم احمدی نژاد نگاهش به عنصر مقاومت و جایگاه تاریخی گروه مقاومت بسیار ضعیف است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر نظرتان باشد حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در رابطه با پیشنهادهای صلح بین ما و صدام که سازمان ملل مطرح می‌کرد فرمودند اولین قدم آن است که متجاوز مشخص شود. و بر این نظر خود تأکید کردند در آن حدّ که دبیر کل وقتِ سازمان ملل تسلیم نظر حضرت روح اللّه که روحِ این تاریخ است، شد. موفق باشید

28304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد طاهرزاده جایی فرمودید که آقای خامنه ای نایب حقه امام زمان عذرمی‌خواهم این تند روی است ایشان خود چنین ادعایی ندارند و ایشان هم ممکن الخطا هستند این حرفها جلوی نقد ایشان را می‌گیرد. فرمودید آقای منتظری درک درستی از منافقان نداشت اما استاد ایشان جگرگوشه خود را در راه انقلاب داده اند آن‌هم توسط همین‌ها چرا باید از اینها الکی دفاع کنند؟ از فوت ایشان ۱۰سال می‌گذرد هنوز دفترشان پلمپ است چرا؟ در قضیه مجاهدین فرزند ایشان احمد منتظری نامه ای به صدا و سیما نوشت و آنها را به مناظره فراخواند اگر نظام محق بود درخواست را می پذیرفت؟ مدت ۲۰ سال علیه ایشان حرفها و اتهام ها زده شد اما به ایشان اجازه دفاع داده نشد؟ تشکر می کنم امیدوارم لفظ تندروی حمل بر بی ادبی نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حتماً مستحضر هستید که ورود به این نوع مسائل نیاز به عرض عریض دارد که در محدوده ی سوال و جواب نمی‌گنجد. ۲. نایب الامام به این معنا نیست که او عین امام معصوم؛ معصوم باشد ولی شواهدی که در گفتار و رفتار او به چشم می‌خورد حکایت از آن دارد که مورد تأیید امام زمان باشد. موفق باشید

27386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز در این یک ماه اخیر چند اتفاق برای بنده افتاد که باعث شد از چند زاویه و حیثیت درک کنم که وجودی که برای خودم فرض می کردم موهوم بوده و وجود خاصی ندارم و فقر وجودی ای را که در فلسفه خوانده بودم درک کردم و این بعد از این بود که در تحیر بسیار شدیدی از خود بودم و با سوالات عجیب و بسیاری درباره ی خود درگیر بودم با این که در پیام مجال توضیح زیاد نیست ولی عقیده دارم حالا که نیستم، برای بودن باید به چیزی وصل شوم تا حالا که نیستم کس دیگری شوم و برای عمل در عالم هستی مطابق با خواست کسی که هست پیش بروم ولی راه را نمی دانم. پیش از این از دعای کمیل بسیار استفاده نموده ام ولی در تمامی لحظات نمی توان به وسیله این دعا هستی شویم چه می شود کرد تا لحظه ای غافل نبود؟ * این احساس عدمیت مواقعی حضوری و مواقعی به صورت استدلال کردن از دریافت های شخصی بود * چون تمام هدف هایی که داشته ام برای خود موهومم بوده و الان دیگر آن خود را قبول ندارم تمام اهداف و آینده بینی هایم هم از بین رفته. متشکر و ملتمس دعا هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به بحث «با دعا در آغوش خدا» جلسه‌ی ۶ و ۷ بر روی بنرِ سایت هست بزنید. موفق باشید

27264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوي سلامتي براي استاد عزيز: در جلسه ۲۳ كتاب حقيقت نوري اهل البيت (ع) مطلبي تحت عنوان انجام عبادات از منظر ائمه‌ي معصومين (ع) يا از منظر وجود مقدس حضرت صاحب الامر (عج) مطرح نموده ايد. من متوجه منظور شما از كلمه منظر نشده ام ممنون ميشم در صورت امكان بيشتر توضيح بفرماييد. (اميدوارم سوالم قضيه اون بنده خدا نباشد كه آخر قصه گفت ليلي مرد بود يا زن)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بدانیم روح‌ها به نحوی می‌توانند با همدیگر متحد شوند، اگر متوجه بودیم بعضی روح‌ها مثل روح اولیای الهی به افقی بس متعالی در عالم نظر دارند؛ سعی می‌کنیم با نوعی اتحاد با روح آن‌ها عالم را بنگریم که راه‌کارِ عملی آن، نظر به سیره و روایات آن‌ها است، ولی با آن چنان رویکردی که عرض شد. موفق باشید

27023
متن پرسش
سلام: ببخشید استاد این سخن امام صادق (ص) خطاب به عنوان بصری یعنی چی؟ ای اباعبد اللَّه! معرفت خدا و نور یقین با رفت و آمد و این در و آن در زدن و آمد و شد نزد این فرد و آن فرد تحصیل نمی‏ شود. دیگری نمی‏ تواند این نور را به تو بدهد. این علم، درسی نیست، نوری است که هرگاه خدا بخواهد بنده ‏ای را هدایت کند در دل آن بنده وارد می‏ کند. اگر چنین معرفت و نوری را خواهانی، حقیقت عبودیت و بندگی را از باطن روح خودت جستجو کن و در خودت پیدا کن، علم را از راه عمل بخواه، از خداوند بخواه، او خودش به دل تو القا می‏ کند ...» جایگاه درس خوندن کجاست با توجه به این مطلب؟ منظور از عمل چیست؟ اگر ممکنه یه توضیح عمیق بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث آن مفصل است. به نظرم بد نیست به شرحی که این حقیر از حدیث «عنوان بصری» داشته‌ام سری بزنید. آری! باید انسان به بصیرتی برسد که در آن بصیرت نور توحید و رجوع به خدا را در خود احساس کند و در دل آن بصیرت، به عملی که مطابق شریعت است دست بزند تا آن نور بالفعل گردد. ۲. اگر درس‌خواندن به دنبال بالفعل‌شدنِ استعدادها باشد، خوب است. موفق باشید

26301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: نظر دین در مورد اعتقاد به قانون جذب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث در دستگاه دیگری است و ما را به جای دیگری می‌برد که با روح ایرانی- شیعی ما هماهنگی ندارد. موفق باشید.

26154
متن پرسش
با سلام استاد گرامی: وقت بخیر. پس از شهادت سپهبد سلیمانی من فهمیدم که خیلی عمرم به هدر رفته و واقعا در مسیر بندگی کاری نکرده ام، از کجا شروع کنم؟ چه کنم که در خسران دنیایی و آخرتی قرار نگیرم، من متاهل ام و دو بچه کوچک دارم، تربیت اونها هم اولویت من هست اما من تا خودم رو تربیت نکنم، چطور باید اونها رو تربیت کنم؟ بسیار سر در گم هستم، کمک کنید. با سپاس فراوان از اینکه وقت می گذارید برای ما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن‌چه آن سردارِ عزیزِ سفرکرده گفت، فکر کنید. راه روشن است.

آن شهید بزرگوار می‌گوید:

«رزمنده‌ها! یادگاران جنگ! یکی از شئون عاقبت به‌خیری، نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است. والله والله والله از مهم‌ترین شئون عاقبت به‌خیری این است. والله والله والله از مهم‌ترین شئون عاقبت به‌خیری رابطه‌ی قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سُکّان انقلاب را به‌دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهم‌ترین محور محاسبه، این است.»

موفق باشید   

25987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بهره بردن از تکنولوژی و علم تمدن غرب، در کشور ما یک مساله تمدنی بوده و هست و الگوهای متفاوتی هم داده شده و خود شما هم چندین کتاب در این زمینه نوشته اید. اما استاد، یک مسئله دردآور و شاید مضحک این باشه که خیلی ها در زمینه و راهبردهای غربی حرکت می کنند و جهت می گیرند و خب برای اینکه مثلا بگند اسلامی هم شده میان چندین آیه و حدیث کنارش میذارن که دون شان دیانت مبینه. یعنی مثلا می خواهند روان شناسی اسلامی اجرا کنند چند واحد علم النفس هم میان میذارند که واقعاً در ذهن مخاطب هم چنین تداعی میکنه ما خودمون هویت و روحیه مستقل هم نداریم و اصل علم و تمدن در وادی غرب هست حالا ما هم می خواهیم در اون جهت باشیم و در عین حال روحیه اسلامی رو هم در اختیار داشته باشیم که رسماً یک افت برای تمدن اسلامی است. ویژه اینکه ما الگویی مانند فارابی، ابن سینا و ملاصدرا داریم که در برخورد با فلسفه غرب، چنان رویکردی دنبال می کنند که آن مباحث فلسفی در دایره معارف اسلامی وارو شود و حتی راهی برای تبیین و تحکیم عقاید دینی و توحیدی محسوب گردد. و یا الگویی در عصر حاضر مثل شهید شهریاری و احمدی روشن داریم که در برخورد با تنکولوژی مدرن ویژه در انرژی هسته ای، روح تمدنی و قلب سلیم خود را از دست نمی دهند و در عین حال از آن ابزار جهت اعتلای جامعه اسلامی بهره می بردند. واقعاً و حقیقتاً با توجه به اینکه شهید آوینی و حضرتعالی و سایر متفکران انقلابی، اشاره دارید که باید به روح علم و تکنولوژی غرب که در راستای همان روح و وادی غربی است توجه داشت و آن روح علم و تکنولوژی را از آن خود کنیم و به تعبیری به ماده بیگانه، صورت خودمان را بدهیم تا در وادی و زمین ما تعریف شود اما از طرفی در شرایط امروز که عصر پیشرفت تکنولوژی ها و علوم است و از طرفی ما هم با حضور تاریخی انقلاب اسلامی و اشارات امام و آقا، بدنبال تمدن نوین اسلامی هستیم، و اینکه به قول خودتان اگر ابزاری از تمدن غرب گرفتیم باید توجه کرد آن ابزار در راستای همان تمدن و روح غربی تعریف شده، در تمدن نوین اسلامی و جبهه انقلاب امروز در برخورد با این تکنولوژی ها و علوم به نحوی که در دایره اسلامی قراد و تعریف گردد، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین نگاه که می‌فرمایید؛ عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی میان دو جهان» شده است که می‌توانید به آدرس زیر به آن رجوع فرمایید. موفق باشید http://lobolmizan.ir/post/1651

25594
متن پرسش
سلام استاد: اینکه فرزند نوری هست که به زندگی وارد میشه، یعنی ما باید خودمون رو پاک کنیم تا نور وارد زندگیمون بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که می خواهید به عنوان یک مسلمان، زندگی کنید، پاک و پاکیزه‌اید. وسواس چرا؟! موفق باشید

25005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نظر حضرتعالی در مورد انجیل برنابا چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً مسئله همین طور بوده است که در ابتدای آن انجیل مطرح شده است و باید قابل اعتماد به حساب آید. موفق باشید

33178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شماک بنده معلم بودم و تازه بازنشسته شده ام. من از اول مشتاق مسایل فلسفی و عرفانی بودم. حدود ۷ سال قبل با آثار علامه حسن‌زاده آملی و استاد صمدی آملی آشنا شدم. من عرفان را دوست داشتم. من گفتم بهتر است به جای عرفان های دیگر به عرفان شیعی رجوع کنم. من تمام گفته های استاد حسن زاده و استاد صمدی را سمعا وطاعتا از روی حسن نیت کار کردم و اصلا فکر نمی کردم که مخالفینی داشته باشد. تا اینکه حدود ۲ سال پیش با تفکرات آقای میلانی آشنا شدم و نتیجه آن شد که آنچه از استادان حسن زاده و صمدی یاد گرفته بود دچار شک شدم. من از نظر روانی به هم ریختم. من آرزو داشتم هرچه زودتر بازنشسته شوم تا اساسی روی عرفان و فلسفه کار کنم، اما آرزویم بر باد رفت. الان نه می توانم دست از تفکرات عرفانی و فلسفی ملاصدرا دست بردارم و نه دفع شبهات حسن میلانی را بکنم، سر دو راهی هستم. لازم به ذکر است من بسیاری از کتابها و صوت های شما را استفاده کرده‌ام. بارها برهان صدیقین و ده نکته معرفت نفس را کار کرد ده ام. الان اصلا کلا از حسن میلانی عرفان و فلسفه صدرا بدم می آید. از دین دارم بیزار می‌شوم. با این دو راهی چکنم. افکار میلانی از یک طرف و افکار عرفانی از سوی دیگر همانند دو آهنربای پر قدرت من را به سوی خود می کشند. استاد عزیز باید چکار کنم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در سخنان آقای میلانی، منطقی که شخصیت ما را در سعه وجودی‌اش جلو ببرد، ندیدم. آنچه ایشان تأکید می‌کنند برداشت‌های سطحی خودشان است از دین اسلام و بیشتر برای متوقف‌کردن انسان در ظواهر دین، خوب است. بشر جدید طالب وسعتی است که راه هایی چون عرفان و حکمت می‌تواند به او کمک کند. نباید به او پیشنهاد کنیم «چراغ خرد خاموش کن و کورکورانه تقلید نما». موفق باشید

33026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: برای رسیدن به مقام تجلی اسم الله، بهشت لقا، باید پا در سیر و سلوک و عرفان نظری و عملی گذاشت که سالها طول می‌کشد یا می‌شود با همین زندگی و ندانستن معرفت النفس و وحدت وجود و کار کردن برروی تک تک اسما و... فقط با عمل به شریعت به آن مقام رسید؟ در آستانه ی ۴۰ سالگی با این مباحث شیرین آشنا شدم اما به نظر راه بسیار مشکلیست و برای من که خانه و خانواده دارم سخت است عرفان نظری و عملی کار کردن... و سوال بزرگی که آیا کسی که ظرفیت فهم این مباحث را ندارد نرسیدن به مرتبه ی لاهوتی و ماندن در بهشت نعیم محرومیت نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب حافظ: «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». پیشنهاد می‌شود با سیر مطالعاتی که سایت مطرح می‌کند إن‌شاءاللّه به نتایج دلخواه برسید. موفق باشید

32699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد اصغر طاهرزاده عزیز: لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید. بنده بعد از اتفاقی که چندین سال پیش برایم افتاد و منجر به فوت پدرم شد کلا نگرشم نسبت به خود و دنیا سرد شد و بیشتر به دنبال این بودم که اصلا هدف از خلقت انسان چه بوده و بسیاری از چرا های دیگر. ولی با راهنمایی یک دوست که عرض کردم دوست دارم خودم را بشناسم سی دی (شرح ده نکته از معرفت نفس) و مبحث معاد و کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» همراه با سی‌دی و سپس آشنایی یا سایت لب المیزان و دانلود و مطالعه کتب شما طبق سیر مطالعاتی پیشنهادی شما حال بسیار خوبی پیدا کردم. ولی چندین سال است که دیگر آن ذوق و شوق قبلی را ندارم و به این نتیجه رسیدم که به لطف خدا اگر بتوانم بجای مطالعه، به آنچه آموختم عمل کنم بهتر است و میدان عمل هم آنقدر گسترده است که دیگر وقتی برای مطالعه باقی نمی ماند و از طرف دیگر هم که شاید اشتباه باشد تصورم بر این است که اگر عمل خالصانه شد علم حضوری خودش بدون مطالعه از درون می جوشد. لطفا راهنمایی بفرمایید تکلیفم چیست؟ چه کنم که بهترین استفاده مفید را از عمر و زمان محدود ببرم که فردای قیامت پشیمان نباشم که ای کاش... آیا دوباره سیر مطالعاتی شما را از سر بگیرم یا سیر مطالعاتی دیگر یا کلا دستورالعملی عملی به پیشنهاد شما؟ ممنون از اینکه وقت می‌گذارید و راهنمایی می فرمایید. خداوند خیر دنیا و آخرت را نصیبتان فرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که پس از آگاهی نسبت به حقایق، آنچه آن حقایق را در شخصیت ما شکلِ وجودی می‌دهد، حضور تاریخی مطابق آن معارف است و بدین لحاظ خوب است که در مسیر مطالعه مباحث مربوط به «انقلاب اسلامی» خود را وارد نمایید اعم از «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» و «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» تا «انقلاب اسلامی، طلوع جهان بین دو جهان». و همه این موارد باید در کنار اُنس با قرآن محقق شود مثل مباحثی که در شرح سوره مبارکه آل عمران و یا سوره احزاب انجام گرفت. موفق باشید

32271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: بنده پدرم چند وقت قبل از دنیا رفتند. بنده ولی حال خوبی ندارم و به این فکر می کنم که آایا می‌توانستم که کاری کنم که این اتفاق نیفته؟ آیا بنده گناهکارم؟ اگر گناه کردم چطور باید جبران کنم؟ و همچنین اینکه مدتی هست درگیر مشکلات و بلاهای فراوان هستم. برای نجات چه باید کرد؟ استاد بسیار التماس دعا دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرگ و زندگی در دست خداوند است. خداوند می‌فرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ» (60/ واقعه) ما هستیم که بین شما زندگی‌ها را اندازه می‌زنیم و کسی نمی‌تواند از ما سبقت بگیرد. او زندگی دیگری را شروع کرده، برایشان صدقه بدهید و نماز بخوانید تا شما به ایشان کمک کرده باشید و ایشان نیز برای شما دعا کنند. موفق باشید

32209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد جان: خدا قوت! استاد جان، می خوایم یه مسابقه ی کتابخوانی برای کتاب جوان و انتخاب بزرگ برای دانش آموزان دبیرستانی بذاریم و جایزه بدیم. حالا سوال اینجاست که استاد جان به نظر شما گذاشتن مسابقه برای این کتاب و چنین کتاب های دلی و روحی که حفظی نیستند، روح کتاب رو نمی کشه و سلب انتقال معنا نمی کنه!؟ چون هدف این مسابقه، فراخوانی است برای خواندن این کتاب غنی و تاثیر گذار!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید برای جوانان که خودشان سراسر احساس‌اند؛ مواردی که در کتاب مطرح است إن‌شاءالله می‌تواند بنیانی برای تفکرشان باشد. موفق باشید

31680

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: با توجه به این روایت و روایاتی از این قبیل چگونه می‌توان این علم را یادگرفت و اصلا چنین کاری در این زمان ضروری هست یا خیر؟ «قال امیر المؤمنین (ع): سأل رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: ما تفسیر ابجد؟ فقال: تعلموا تفسیر أبجد فإن فیه الاعاجیب کلها، ویل لعالم جهل تفسیره»؛ (امام علی علیه السلام می فرمایند: از رسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد، آن حضرت فرمودند: تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه آن شگفتی است، وای بر عالمی که از تفسیر آن جاهل باشد.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم ابجدی که در روایات هست هیچ ربطی به حروف ابجدی که بین آقایان مطرح است، ندارد و هرچه هست آن علم در نزد خود ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشد. موفق باشید

30828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتاب برهان صدیقین رو تا قبل از هویت تعلقی خواندم به همراه شرح شما. ولی یه سوالاتی برام پیش اومده: اصلا معانی ذات، صفت و فرقشان و همچنین وجود، موجود و فرقشان با هم چیست؟ مرادتان رو به صورت دقیق از این مفاهیم برام روشن نیست و یه جاهایی دارم خلط می‌کنم. مثلا در مورد ذات و صفت اینجوریه که یک موجود صفتی دارد که آن صفت یا عارضی است یا ذاتی. حال سوالی که دارم اینه که خود این صفت هم به عنوان یک موجود چی میشه؟ یعنی یک صفت ممکنه یک صفتی داشته باشه؟ به عنوان مثال نمک به عنوان یک موجود صفت شوری دارد. حال خود این شوری هم بالاخره موجودی است. این شوری چی میشه؟ میتونه صفتی داشته باشه؟ تفاوت این دو وجود (وجود نمک و وجود شوری) در چیست؟ شما وقتی از وجود صحبت می‌کنید از کدام معنی وجود صحبت می‌کنید؟ موجودات که می‌گویید منظودتان کدام دسته هستند؟ موجودات ذهنی، موجودات خیالی یا موجودات عقلی هم شامل می‌شود یا فقط موجودات خارجی را منظور قرار می‌دید؟ اصلا وجود که می‌گویید ماهیات رو منظور می‌کنید یا نظر به اصالت اون دارید؟ مثلا وقتی در مورد میز صحبت می‌کنید منظورتون چوب است که به این فرم درآمده یا نه! همین شکل و شمایل چوب رو هم در نظر می‌گیرید؟ ای کاش این مفاهیم رو در ابتدا جا می‌نداختید بعد سراغ برهان می‌رفتیم. چون موقع خوندن کتاب و شرح شما ذهنم جوانب دیگه رو درنظر میگیره و هزارتا سوال برام بوجود میاد که اذیت میشم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمک به عنوان یکی از مراتب عالم ماده، یکی از مراتب وجود است که وجود در این مرتبه، صفتِ شوری را از خود ظاهر می‌کند بنابراین آنچه اصل است وجود است که در مراتب مختلف، ظهورات مختلف دارد و آن ظهورات را صفت می‌نامند و این‌طور نیست که صفات به خودی خود وجود داشته باشند بلکه ظهوری از وجود در مرتبه‌های خاص هستند. ۲. عجله نکنید تا آخر، بحث را دنبال بفرمایید إن‌شاءالله جواب این نوع سؤالات را خواهید یافت. ۳. وجود، تعریف‌بردار نیست. هرکس نزد خود آن را می‌فهمد، دیگر معنا نمی‌دهد وجود میز یا وجود خارجی و یا وجود ذهنی. بحث در مورد وجود است در مراتب مختلف. موفق باشید

30456
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: سوالی ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن اینکه منظور از «موتوا قبل ان تموتوا» چیست؟چطور می شود که انسان بمیرد قبل از آنکه بمیرد، اصلا ممکن هست که انسان بتواند بر کلیه میل های خود غلبه کامل پیدا کند؟ یعنی بتواند هیچ هوسی نداشته باشد؟ آیا نیازهای اولیه جزو شهوات محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نسبت‌ها است. اگر بتوانیم نسبت‌های خود را با عالَم و آدم با حضور ابدی خود شکل دهیم و نه با نسبت‌های زودگذر دنیایی، عملاً خود را در قیامت می‌یابیم. موفق باشید

30367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. پیشنهاد شما برای بررسی مبانی تفکر غرب در مواجهه با اسلام برای بررسی در گعده دانشجویی که دانشجویان مهندسی هستیم برگزار کنیم چه کتابی است؟ پیشنهاد اولیه کتاب مبانی توسعه تمدن غرب شهید آوینی بود، حال خواستم نظر شما را نیز بدانم. با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و کتاب خوبی را هم انتخاب کرده‌اید. مرحوم شهید آوینی بحمدالله مطالعات بسیار خوبی در رابطه با فلسفه‌ی غرب دارد و اشاراتی که می‌کند همه مبتنی بر تحقیقات خوب علمی است. موفق باشید

30213
متن پرسش
سلام علیکم: آیا توقف در مواقف برزخ یا قیامت دست خود انسان نیست یعنی شخص نمی‌تواند برای رهایی از یک سری فشارها که لازمه هر موقفی است به همان موقف قبلی راضی شود و قید کمال بالاتر را بزند برای رهایی از فشار و عذاب؟ یا اینکه این یک قانون تکوینی است و خواست خود انسان ملاک نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برزخ، شرایطی است که انسان با شخصیت اجمالی خود نسبت به آنچه برای خود شکل داده، روبه‌رو می‌شود و مسیر تفصیل آن شخصیت به مرور شروع می‌شود تا بالاخره زمین آماده‌ی قیامت شود و برزخیان که نسبتی هم با زمین دارند، به کلّی خود را در قیامت بیابند. موفق باشید

28950
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر شما. همان گونه که می‌دانیم ابتدای انقلاب و با شروع جنگ، جوانان مومن و انقلابی، برای حفظ اسلام، تکلیف خود را این دانستند که در جبهه های جنگ حضور پیدا کنند و از اسلام و انقلاب دفاع کنند و امثال شهید حسن باقری که اصلا به نظامی گری علاقه ای نداشتند و تخصصی هم در آن نداشتند، اما به خاطر ضرورت آن روزها تبدیل به یک عنصر برجسته در جنگ می‌شوند، و آنهایی که در زمانه ی خود درست و به موقع عمل کردند و در تاریخ ماندگار شدند و به وظیفه شان درست عمل کردند و دچار روزمرگی ها نشدند، حال ما در کجای تاریخ ایستاده ایم؟ امروز جبهه و خط مقدم نبرد واقعا کجاست؟ ما با باید مجهز به سلاح هایی باشیم؟ علاقه ها و استعداد را کنار می گذاریم، ندای این روزها و فردای انقلاب و اسلام چیست! که بعضی از ما جوان ها آن را نمی‌شنویم، و فکر می‌کنیم باید مانند شهدا و هشت سال دفاع مقدس وارد عرصه نظامی شویم در حالی که امروز خط مقدم شاید جای دیگری است و ما غافلیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی بسیار مهمی است که جایگاه و رسالت ما در کنار شهدا کجاست. در کتاب «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» عرایضی شده است بخصوص جناب شهید آوینی مدّ نظر آورده شده که چگونه در کنار شهدا با تبیین تاریخی که شهدا شکل داده‌اند می‌توان مسئولیت خود را به انجام رساند. موفق باشید

28865

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون به خیر. چند وقتی هست بسیار شکاک شدم، هر جا میرم و یه چیز می‌فهمم سریع شک میفته به قلبم، مثلا میرم روضه، هر چی میگن میگم نکنه دروغه حتی به جایی پیش رفتم که بعضا میاد به ذهنم نکنه همه چی که تا حالا از دین و ... فهمیدم اشتباهه و دروغه باید چکار کنم؟ خیلی اذیت میشم میرم هیئت تا میاد اشک بر مصیبت بریزم این شک ها میریزه سرم. لطفا کمک کنید تا خلاص بشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید باید کار را با مبانی شروع بفرمایید. سیر مطالعاتی سایت چنین راهی را پیشنهاد می‌کند. موفق باشید

28611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوارم: عید قربان بر شما مبارک. استاد جان داشتم دوباره پیام حضرت آقا رو برای حج امسال مرور می‌کردم رسیدم به این پاراگراف: «امروز مانند همیشه و بیش از همیشه، مصلحتِ الزامی امّت اسلامی، در وحدت است؛ وحدتی که ید واحده در برابر تهدیدها و دشمنی‌ها پدید ‌آوَرَد و بر سر شیطان مجسّم، آمریکای متجاوز و غدّار و سگ زنجیری‌اش رژیم صهیونیستی، رعدآسا فریاد کشد و در برابر زورگویی‌ها، شجاعانه سینه سپر کند. این معنی فرمان الهی است که فرمود: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا.(۱) قرآن حکیم، امّت اسلامی را در چهارچوب «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»(۲) معرّفی می‌کند، و از او وظیفه‌ی «وَلا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا»،(۳) «وَلَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلًا»،(۴) «فَقاتِلوا اَئِمَّةَ الکُفر»(۵) و «لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیاء»(۶) را می‌طلبد، و برای اینکه دشمن را مشخّص کند، حکمِ «لا یَنهٰکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَلَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم» (۷) صادر می‌فرماید. این فرمانهای مهم و سرنوشت‌ساز، هرگز نباید از منظومه‌ی فکری و ارزشی ما مسلمانان جدامانده و به‌دست فراموشی سپرده شود.» بعد یادم افتاد به حرفهای شما در جلسه تفسیر سوره ممتحنه مورخ ۴/۵/۹۹ استاد جان سوالم من اینه که شما حرفهاتون رو با آقا هماهنگ می‌کنید یا ایشون با شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قصّه، قصّه‌ی روزگارِ ما است. مسلّم حقیقتِ تاریخِ ما به قلب ایشان می‌رسد و در سایه‌ی ارادت به نایب‌الإمام، خداوند به سایرین مدد می‌رساند. به امید کسب شایستگی در نسبت به ارادت به نایب الإمامِ دوران‌مان. موفق باشید

28233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: پیرامون سوال ۲۸۲۱۷ که در مورد ترتیب سیر مطالعاتی پرسیدم ۲ ترتیب برای سیر نوشته اول یا دومی بهتره و آیا منطور از سیر مطالعاتی اولیه همان مقدمات اولیه که شامل کتاب جوان و چه نیاز به نبی و ده نکته هست؟ روزی چند ساعت خوبه کتاب هاتون رو بخونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی همان سیری است که از کتاب «جوان ...» شروع می‌شود. قسمت الف، مربوط به مباحثی است که لازم است دوستان دنبال بفرمایند. موفق باشید

نمایش چاپی