بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: الان حدود دو ماه و نیم هستش که انواع بلاهای وحشتناک بر من و خانوادم وارد اومده. چکار کنم از این بلاها نجات پیدا کنیم. لطفا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله با صله رحم و صدقه و ۲۱ مرتبه آیت‌الکرسی در هر روز رفع بلا خواهد شد. موفق باشید

30479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: یک بار استادی به بنده گفتند که اسما الحسنی الهی بالقوه در قلب هر انسانی هست که باید بالفعل شود، چون در بین مطالب اعیان هم خواندم که عین ثابته هر انسانی جنبه بالقوه اوست، آیا می توان گفت هر دو موضوع یکی است؟ و آیا بالفعل شدن اسما در انسان به نورحقیقت محمدی (ص) و نقش ولایت محمدی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید حرف خوبی باشد. آری! ذیل شریعت الهی جنبه‌های بالقوه‌ی ما بالفعل می‌شود. موفق باشید

29989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یعنی میشه تا زنده ایم ببینیم آمریکا هم شوروی دوم میشه سرانجامش؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله . مگر نشده؟! موفق باشید

28808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرق بین حق بودن با خوب بودن چیست؟ این که شما در بیانات خود خیلی تاکید دارید که ما باید کارمان بر اساس حق باشد نه صرفا خوب به چه معناست؟ مگر هر حقی خوب نیست؟ آیا مگر می‌شود کار بدی هم حق باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حق و خوب از هم جدا نیستند، ولی در بعضی موارد اموری را خوب می‌دانیم که معلوم نیست حق باشد. مثل عواطف افراطی که انسان نسبت به فرزند خود دارد و قرآن می فرماید: «أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ ۚ» الا ای اهل ایمان، زنان و فرزندان شما هم برخی (که شما را از طاعت و جهاد و هجرت در دین باز دارند) دشمن شما هستند، از آنان حذر کنید. موفق باشید

28003

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از پاسخ حکیمانه ۲۷۹۹۳ بسیار مسرور شدم و واقعا سخنی را گفتید که سالهاست حرف گمشده و فروخورده انقلاب و نیروهای مومن و انقلابی است. متاسفانه علیرغم اینکه انقلاب اسلامی، هدفگذاری کلانش تمدن نوین اسلامی و ایجاد زیرنظام های متناسب با هویت اسلامی_ایرانی و در تراز تمدنی بود، اما شاهدیم الگوی توسعه غربی و ارزیابی ها توسعه گرایانه رسما بر کشور و بر عرصه های مختلف سایه انداخته و دارد مبنای کار می‌شود و آن هشدار تاریخی شهید آوینی (ره) دارد محقق می‌شود که گفت باید از افتادن در دام توسعه گرایی و تکنوکراسی بشدت حذر کرد و مراقب و بصیر بود. ریل کار هم از دوره مرحوم هاشمی و گفتمان سازندگی، بصورت ویژه ای جلو رفت و متاسفانه امروز شاهدیم در عرصه های مختلف کشور، الگوهای توسعه و شاخص های توسعه مطرح است و رسما در مدیریت شهری، الگو و اسناد بالادستی بر اساس مدل توسعه گرایی و نظریات برخاسته از دل توسعه مدرن تدوین شده و جلو می‌رود. توقع جز این نیست وقتی توسعه گرایی که اساسا با روح انقلاب تعارض دارد و انسان سازی و تعالی خانواده برایش مهم نیست و به روابط انسانی در تراز آنچه شریعت هدفگذاری می‌کند، بی تفاوت است و در مسیر مغایر آن گام بر می‌دارد، ریل جهت دهنده شهرداری ها باشد و نه مدیریت شهری مطابق با الگوی تمدن نوین اسلامی که غایتش نظم اربعینی و الگوی این حماسه بزرگ است و محور و هسته مرکزی اش بر پایه تعالی خانواده و روابط انسانی شکل نگیرد و الحق که زیبا فرمودید شهرداری که می‌خواهد شهر زیبا و محلی برای اشراف و ظواهر پر زرق و ورق و برای بشر رها از تفکر قدسی بسازد و روحیه ژنرالی حاکم است که شهری برای زندگی اهل ایمان مد نظرش نیست و دارد صدای آنها را هم می بندد و شهری است که با فطرت بشر امروز صحبت نمی‌کند و شان متعالی او را در نظر ندارد. اساسا حال در گام دوم انقلاب هستیم و دیگر جای میدان دادن به تفکراتی مثل تفکرات کرباسچی ها نیست و دیگر نباید شاخص های امام و حضرت آقا روی زمین بماند و اجازه بدهیم همین توسعه گرایی و شهرسازی مبتنی بر روح غیر قدسی که تعبیر شهرهای غیر قابل زندگی را حضرتعالی در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم نام بردید، تداوم یابد و الگوی پیشرفت اسلامی و شهرسازی و مدیریت شهری با الگوی شریعت که الحمدلله امروز ظرفیت وجود و رشد آن وجود دارد و می‌تواند خلا و ضربات موجود که امثال خانم پناهی ها را می‌سازد، پر کند. الگویی که محرومیت زایی و حاشیه شهر نشینی نمی‌سازد و مقابل رشد شهرهای زیبا و بدون روح قدسی می ایستد و اتفاقا دغدغه اش زندگی انسانی و روابط انسانی و شهرهایی است که روح عبودیت و ولایت الهی در آن به چشم می‌خورد. ان شاء الله حساسیت رهبرمان نسبت به تقویت مبانی و اجرای الگوی پیشرفت اسلامی را جدی بگیریم و به شهرهای زندگی برای اهل ایمان برسیم و قویا معتقدم اگر حساسیت های مکرر و شاخص دهی حضرت آقا نبود، امروز اساسا مقابل برخورد با خانم پناهی ها حساسیتی نبود و حتی در راستای توسعه شهرها شمرده می‌شد کما اینکه می‌گفتند اقتصاد هم خب مانند جنگ بالاخره شهید می‌دهد؛ و می‌توان گفت اتفاقی نبود که مطابق مبانی انقلاب حرفی برایش داشته باشیم و بیاییم ورودی به این گونه مسائل نیروهای انقلاب کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۸۰۰۱ عرض شد اگر متوجه‌ی فرآیندی‌نظرکردن به تحقق نگاه توحیدی انقلاب اسلامی باشیم، می‌توانیم همین امروز خود را در آینده‌ای احساس کنیم که هنوز به ظهور نیامده است. راستی چه کسی باور می‌کرد امروز رئیس دو قوه رقیب دولتی باشند که بنا داشت روح انقلاب را از حرارت و حیات بیندازد. ولی برعکس شد. موفق باشید

27798

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دو جلسه سخنرانی روش های افزایش دین باوری در دانش آموزان مربوط به کدام جزوه می باشد؟ در بحث غرب شناسی بنده سه جلد کتاب را کار کردم حالا می خواستم ورود کنم به سوره هایی که راجع به غرب شناسی بحث کردید از کدام سوره شروع کنم و به کدام خاتمه بدهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن سخنرانی بحثی بود در بین دبیران محترم معارف اسلامی ۲. بنده سوره‌ای که صرفاً در رابطه با غرب بحث شده باشد، در بین مباحث خود نداشته‌ام. خوب است که با سوره‌ی زمر که نور توحید دارد شروع کنید و از سوره‌ی ال‌عمران و نساء نیز غافل نباشید. موفق باشید

27542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در رابطه با حضور همه جانبه حق در هستی و با توجه به بحث حضور و ظهور و اینکه موجودات حقیقی در وجودشان شدت و ضعف دارند مثل علم (که کسی عالم تر است) و اینکه مادیات شدت و ضعفی در وجودشان نیست؛ اگر کسی در زندگی دنیایی به دنبال تهیه وسایلی برای زندگی باشد در زیر سایه بندگی خدا و برای بندگی خدا در بحث کیفیت آن وسیله (که مثلا عمر بیشتری دارد و یا بهتر است) وظیفۀ بندۀ خدا چیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به دنبال بهتر بود مگر آن‌که موجب تقویت کالای خارجی و تضعیف کارخانه‌های ایرانی بشود. موفق باشید

27498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ابوتراب: سلام علیکم استاد طاهر زاده: می خواستم سوره نجم آیه ۵۸ رو ختم بگیریم برای رویای صادقانه ممنون میشم راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

27303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: من با نفسم خیلی درگیرم، و خیلی وقتها متاسفانه موفق نمیشم. میشه بگین چجوری پا روی نفسم بزارم؟ خدا خیرتون بده. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید و بر روی راه‌کارهای آن کمی فکر بفرمایید، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

26381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. حضور حضرت حق به نور اسماء در همه چیز یعنی چه؟ آیا یعنی به مثلا گل نگاه می کنیم یاد خدا بیفتیم دوباره به بچه نگاه می کنیم به یاد خدا بیفتیم؟ ۲. وقتی کلمه الله را تکرار می کنیم چه صورت ذهنی در ذهن ما باید باشد مگر می شود بدون صورت ذهنی و تصور؟ ۳. ذکر صلوات برای در صحنه نگه داشتن قلب بهتر است یا «لا اله الا الله»؟ آقای دولابی می فرمودن این ذکر را همین جوری نگید خطرناکه اگه واله کننده ها رو ازت گرفتن ممکن ظرفیت نداشته باشی .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت إن‌شاءاللّه افقی در مقابل شما نسبت به این اموری که دنبال می‌فرمایید، می‌گشاید. در ضمن به کتاب «صلوات بر پیامبر«ص»، عامل قدسی‌شدن روح» که بر روی سایت هست؛ خوب است رجوع شود. موفق باشید

26305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یکی از دوستان به مصاحبه ای از فالاچی نویسنده معروف فرانسوی با امام راحل اشاره می کرد و می گفت وقتی از امام سوال شد، علی الظاهر بسیاری از اقدامات اصلاحگرانه شما شبیه سیاستهای شاه است پس شما چرا بدنبال تغییر حکومت هستید، گویی امام فرموده اند که هر اقدامی حتی مثبت در بستر حکومت طاغوت که سیاست گذاری اش مبتنی بر قوانین الهی و دستورات اولیاء او نباشد، باطل و خارج از بستر شرع است. آیا این مطلب مطابق اصول اعتقادی ما صحیح است یا بحث دیگری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا باید جهت‌گیری‌ها الهی باشد تا برکات معنوی شامل جامعه گردد وگرنه موجب نفس امّاره می‌شود. موفق باشید

25949

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: در درجه اول باید بگویم مدتی هست که خدمتتان نرسیده ام و بسیار دلتنگ شما هستم. استاد بنده می خواهم به شرح مولوی، چه مثنوی و چه غزلیات بپردازم. خواستم از محضرتان سوال کنم که به چه شرحی رجوع کنم؟ ضمنا استاد بنده مدتهاییست که احوال روحی خوبی ندارم و از این موضوع بیم دارم. خواهش می کنم شاگرد حقیرتان را مورد دعای خیر خود قرار دهید که عاقبتم بخیر باشد و از دست شیطان آزاد شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح جناب آقای کریم زمانی رویهمرفته خوب است. بنده نیز دعاگوی شما هستم. موفق باشید

 

 

25787

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: پیامبر اکرم (ص) هفت سال دوم زندگی را دوره ی عبد بودن فرزند یا تادیب نامیدند. از منظر تربیت اسلامی «ادب» چیست!؟ چگونه می شود فرزند را مودب کرد!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متذکر کارهای خوب شدن و عادت‌دادنِ نوجوان به فرائض دینی. موفق باشید

24569

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. بنده سوال ۴۵۵۷ را که درباره آشنایی با مدل توسعه غربی بود از شما پرسیدم و شما در جواب فرمودید: «کافی است به اندیشه‌های فیلسوفان غربی از دکارت و کانت و هگل رجوع فرمایید به‌خصوص به بیکن، که محور اندیشه‌ی آن‌ها بهره‌برداریِ هرچه بیشتر از دنیاست. و اینان جایگاه قدسی برای دنیا قائل نیستند تا نسبتی خاص با آن برقرار کند بلکه بهره‌برداری از آن را به هر شکلی برای خود مجاز می‌دانند و این عین توسعه‌ای است که غرب دنبال می‌کند.» حالا لطف کنید و نام چند کتاب موثق از خود این متفکران یا کتابهای معتبری که دربارشون نوشتن برام معرفی کنید. البته اگه کتاب هایی باشه که جملات این اشخاص رو مستقیما نوشته باشه خیلی بهتره تا اینکه نویسنده برام عقایدشون رو شرح بده. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار مفصل و طولانی است. پیشنهاد می‌کنم از «تاریخ فلسفه» کاپلستون شروع کنید. موفق باشید

35661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نوحه خوانی و سینه زنی برای حسین.  در آیه ۱۲سوره ممتحنه می‌خوانیم ک پیامبر، شرط قبول بیعت با خود را، پیروی از عرف اسلامی قرار می‌دهد (لا یعصینک فی معروف) ثقة الاسلام کلینی در کتاب کافی ج ۵ ص ۵۲۷ از دو طریق از امام صادق نقل می‌کند که: «لا یعصینک فی معروف، یعنی اینکه برای عزاداری نوحه خوانی و شعرخوانی نکنید، کنار قبور زیاد نمانید، سیاه نپوشید و خودتان را نزنید.» و از امام باقر نقل می‌کند که «پیامبر همین توصیه ها را به دخترش فاطمه کرد و فرمود اینها همان معروفی است که الله بآن دستور داده.» علامه مجلسی در مرآة العقول ج ۲۰ ص ۳۵۸ می‌نویسد این حدیث موثق یا صحیح است. همچنین کلینی در کافی ج ۳ ص ۲۲۲ و مجلسی در بحارالانوار ج ۷۹ ص ۸۹ و از امام باقر نقل می‌کند که فرمود: «نوحه خوانی و سینه زنی و واویلا برای مردگان مذموم است.» شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه ج ۴ ص ۳۷۶ و ص ۵ و شیخ حر عاملی در وسائل الشیعة ج ۳ ص ۲۷۲ همین روایت را نقل می‌کند. و همچنین از پیامبر اسلام نقل می‌کند که «نوحه خوانی از رسوم جاهلیت است.» و «پیامبر از نوحه خوانی و مصیبت سرایی و آه و ناله نهی کرده» همچنین شیخ قمی در تفسیر قمی ج ۱ ص ۲۹۱ و شیخ مفید در الاختصاص ص ۳۴۳ و سید بروجردی در جامع احادیث شیعه ج ۳ ص ۴۸۸ و البته در خیلی از منابع اهل سنت هم نقل شده که پیامبر اسلام فرموده که نوحه خوانی از رسوم جاهلیت است. شیخ ناصر مکارم شیرازی در کتاب دروس فی الحیاة ج ۱ ص ۴۴ همین روایت امام باقر را نقل می‌کند که پیامبر فرموده نوحه خوانی از رسوم جاهلیت است. و ذیل این روایت اینطور توضیح می‌دهد که «نوحه خوانی از کارهای اشتباهی بوده که در زمان جاهلیت عرب رواج داشته. نوحه خوانی و ماتم سرایی برای حوادث و شدائد فردی و اجتماعی، کاری عبث و بی فایده است که فقط باعث به هدر رفتن امکانات می‌شود.» رج مجلسی در بحارالانوار ج ۵۵ ص ۲۲۶ از پیامبر نقل می‌کند که «چهار رسم از رسوم جاهلی در امت من باقی خواهد ماند؛ افتخار کردن به اصل و نسب، تحقیر دیگران بخاطر خانواده و قومشان، فالگیری و نوحه خوانی. و نوحه خوان اگر توبه نکند در قیامت بیدار می‌شود درحالیکه لباسی سنگین از ماده مذابی که سرد نمی‌شود بر تن دارد که بر تنش می‌چسبد.» این روایت هم در منابع مهم اهل سنت آمده. شهید ثانی در مسكن الفؤاد ص ۹۹ و نوری طبرسی در مستدرک ج ۲ ص ۴۵۲ نقل می‌کنند که پیامبر لعنت کرده کسی را که برای عزاداری نوحه و واویلا کند. با وجود این‌همه روایت و حدیث، شیعیان با اینکه نوحه خوانی و سینه زنی را جایز نمی‌دانند ولی برای حسین استثناء قائلند: شیخ حر عاملی در کتاب الفصول المهمة ج ۳ ص ۴۱۳ می‌نویسد (ادعا می‌کند): «احادیث زیادی هست از امام معصوم که می‌فرماید نوحه و زاری مکروه است مگر برای حسین.» سوالاتی ک مطرح می‌شود اینست که: ۱. چرا پیامبر این استثناء را خودش نگفته؟ مگر کسی می‌تواند بعد از آیه ی قرآن و حکم صریح پیامبر، حکم جدیدی صادر کند؟ تعریف بدعت در اسلام چیست؟ ۲. اگر فقط حسین استثناست، چرا شیعیان برای فاطمه و رقیه و ابولفضل و دیگران نیز نوحه و عزا می‌کنند؟ ۳. خود حسین هم این دستور پیامبر را تایید کرده: شیخ مفید در کتاب الارشاد ج ۲ ص۹۴ و سیدبن طاووس در کتاب الملهوف ج ۱ ص ۱۴۱ و شیخ بحرانی در العوالم ص ۲۴۶ و نوری طبرسی در مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۴۵۲ نقل می‌کند که حسین، خواهرش و خانواده اش را قسم داده ک بعد از مرگ من نوحه و ماتم و خودزنی نکنید. حتی امام صادق هم که بعد از امام حسین آمده، همین‌را تایید کرده؛ بعنوان مثال، محدث نوری در کتاب المستدرک ج ۲ ص ۴۵۶ نقل می‌کند که امام صادق نیز اهل خود را از عزاداری و نوحه و ماتم برای مرگش نهی شدید کرده. همچنین روایات زیادی از خود حسین و امامان بعد از او در نهی از نوحه و خودزنی نقل شده. ۴. شاید کسی از مرگ عزیزش بی اختیار نوحه کند و این قابل درک باشد ولی اینکه یک رسم جاهلی تبدیل به رسم و آئین اسلامی شیعی بشود و بعنوان شعائر و مراسم عبادی قرار گیرد و ثواب زیادی هم داشته باشد، قابل درک نیست. پس سوالی ک تکرار می‌شود اینست که بدعت در اسلام چیست و چه تعریفی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن نوحه و حنین و واویلایی که در روایات نفی شده برای مرگ عزیزان، غیر از این نوع عزاداری است که برای حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» به عنوان شهید انجام می‌شود که نوعی احساس حضور در تاریخی است که امام و شهدا آغازگرِ آن تاریخ هستند در مقابل ظلم ظالمان. موفق باشید

33627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد با توجه به مباحثی که فرمودید از زمان دکارت و ملاصدرا روحی به بشر روی آورد که آنها متوجه آن شدند،۱. سوال اول اینکه آیا این صحیح است که در زمان مثلا حضرت موسی (ع) فرمان هایی از جانب خداوند آمد تا قوم ایشان در آن زمان آنها را انجام دهد اما در زمان پیامبر اسلام (ص) خداوند به پیامبر می فرمایند که تو فقط مذکر دین و مطالب ارائه شده هستی پس در اینجا یک حالت انتخاب شخص پر رنگ تر محفوظ می ماند. آیا در زمان حضرت موسی (ع) هم این نحوه مذکّر بودن ایشان اولویت دارد؟ ۲. اگر ما پر رنگ تر شدن اختیار در انتخاب دین را در زمان پیامبر اسلام ص درست بدانیم، آیا می توانیم بگوییم که با این حالت اختیار، شخص باید خود در درون خود به عمق بالاتر از دین دست پیدا کند و به یقین بالاتری برسد آیا می توانیم بگوییم که آن روحی که عمق بالاتری از یقین را طلب می کند در درون انسانها از صدر اسلام شروع شده نه صرفا از زمان قرن ده میلادی. ممنون از راهنمایی تان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حتماً همه پیامبران متذکر امور فطری هستند. آری! بشر آخرالزمانی ظرفیت بیشتری جهت انتخاب دارد. ۲. حتماً همین‌طور است ولی هرچه‌قدر جلو آمدیم، آزادیِ انتخاب بیشتر از گذشته در بشر جدید خود را نشان داد. در این مورد عرایضی در جلسه ششم «دولت، مردم، آزادی» شد خوب است که سری به آن بزنید. موفق باشید  https://eitaa.com/soha_sima/1656

33569
متن پرسش

با سلام و ادب: استاد عزیز با توجه به دستاوردهای جبهه باطل در طول تاریخ و عدم دستیابی اسلام بعنوان بهترین روش زندگی به اهداف والای انسانی جهان شمول این فرضیه را چطور می توان تبیین کرد که: اسلام بعنوان تئوری غیرقابل اجرا و یا در بهترین حالت با راندمان بسیار پایین می باشد که نتوانسته با گذشت زمان مشابه نسبت به جبهه باطل بستری مناسب برای زندگی مطلوب با تعریف خود را به نفرات بیشتری ارائه دهد و در نهایت با آینده ای در انتظار به سر برد تا شاید با گذشت تاریخی دیگر و ایجاد همین نسبت از انسانهای ارزشی و انسانهای بی ارزش موعودی بیاید و در تاریخی دیگر و شاید بسیار بسیار دور و شرایط بسیار دشوار آن مطلوب خود را در این دنیا به ظهور برساند. نکاتی که حقیر لازم به ذکر می‌دانم: ۱. چه بسیار آیه و حدیث و روایت که در شرایط مختلف معنی متفاوت و حتی متضادی به خود گرفته (جواب متفاوت پیامبر به سوال مشابه ابوذر و سلمان و یا داستان مولوی از فیل در تاریکی...) و تفاسیر متعدد از قرآن ۲. آیه های متعدد قرآن مبنی بر "اکثرهم لا یومنون، لا یعلمون و... قلیل من... و بشر الصابرین (تا کی و برای چه صبر) ۳. طبع قطور (خلق الانسان قطورا) و عجول و (...فی کبد) و لذات آنی گناهان بعنوان پاداش زودهنگام و هزار اما و اگر پاداش کار خیر و تقوا و نیت خالص و.... .۳. سخنان امام خمینی در صحیفه و سخنان رهبری که بسیار می‌توان عدم تحقق، عدم تطابق، عدم تعمق آن را دید و خود را جدای از یگانگی با آنها یافت. ۴. سخنان جنابتان در آخرین جلسه تفسیر که شبکه های بیگانه از جمعی از ملاها که موافق جریانهای اخیر بودند یاد کرده و شما گفتید حتی یک نفر را نمی تواند نام ببرد، از خاتمی ها و خامنه ای ها و خمینی ها و صانعی ها گرفته تا مقلدین آقای شیرازی در همین اصفهان. اینها ملا نیستند که شما با این لحن مطلب را متذکر می‌شوید که صادقانه انسان به آن همه کتاب منتشر شده از شما خود را پای منبرتان متوهم می‌پندارد. الحاصل استاد، گویا باید طور دیگری بود. اما چطور؟ با سپاس فراوان از خدای متعال بابت وجودتان. والسلام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید عرایضی که در شرح جزوه «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن» شد متذکر این امر باشد که حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» خیلی زود متوجه انسان جدید و تاریخ مدرن شدند و در این رابطه از یک طرف کتاب‌های عرفانی را نوشتند و از طرف دیگر نظام سیاسی مبتنی بر انقلاب اسلامی را شکل دادند. شرح صوتی جزوه مذکور در این مورد کمک خواهد کرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/10677

آری! حقیقت همواره با آرامش پیش می‌رود تا پیوندی دوباره بین انسان و خدا در تاریخی که انوار الهی از جامعه بشری رَخت بر بسته است، برقرار شود و باز اعتصام بحبل الله در معنای «جمیعا» بودنِ آن شکل بگیرد و عصر بیگانگی و پوچی، به عصر همگرایی تبدیل شود. این وظیفه خاص شیعه به عنوان مابعد‌الطبیعی‌ترین ملت است، تا تاریخ اسلام را از نو در قلمرو اراده معطوف به حق به ظهور آورد، آن هم از طریق نیروهای معنوی تازه‌ای که به نحو تاریخی از ایران سر برمی‌آورند، ولی در هیئتی مدرن. موفق باشید

33117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا مطالعه کتب عرفان نظری برای طلاب مبتدی را مجاز می‌دانید؟ پیش نیاز عرفان نظری چه علومی است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. به هر صورت از این نکته غافل نباشید که فرموده‌اند: «الا یا ایها الطلاب ناشی! علیکم بالمتون لا بالحواشی» ۲. پیش‌نیازِ عرفان نظری برای طلاب، پس از دروس رسمی حوزه و گذراندن رسائل و مکاسب و حضور در درس خارج، «حکمت صدرایی» است تا با عمقی لازم به این نوع مباحث بپردازند. موفق باشید

32309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام وعرض ادب و احترام: جناب استاد بنده واقعا دغدغه ظهور را دارم و به طور جدی تصمیم گرفته ام خود را برای ظهور آماده کنم. شاید اشتیاق بنده را به پای جوانی و... بگذارید اما بنده بارها روی این موضوع دقیق شده ام و فکر کرده ام و متوجه شده ام که نمی‌توان بیشتر از این بدون حضور شخص امام (عج) به زندگی ادامه داد. و وقتی دنیا از اساس مشکل دارد و انحراف دارد، و سبک‌زندگی و تفکرمان از پایه ایراد دارد، نمی‌توان بی تفاوت به زندگی ادامه داد و مشغول اهداف شخصی شد. جناب استاد بنده به لطف خدا رتبه سه رقمی در کنکور کسب کردم و اکنون در رشته و دانشگاهی درس می‌خوانم که آرزوی خیلی‌هاست. و اطمینان دارم اگر توفیق باشد و بر روی درس رشته خود متمرکز شوم، تا آخرین درجات می‌توانم پیش بروم. اما این اهداف و دغدغه‌ها در برابر دغدغه ظهور بسیار کوچک و ناچیزند... خلاصه بگویم، از آرزوهای شخصی خود گذشته ام اما نمی‌دانم چطور باید برای ظهور آماده شوم و مهمتر از آن، چطور در امر ظهور موثر باشم؟ البته بنده کسی نیستم و از حد معمول هم توانم کمتر نباشد، بیشتر نیست. اما می‌دانم اگر انسان خودسازی صحیحی داشته باشد، می‌تواند تا حد فوق‌العاده‌ای در اطراف و اطرافیان اثر بگذارد؛ مانند شهید بهشتی می‌تواند «یک ملت» باشد و مانند شهید سلیمانی «یک مکتب» . بیشتر از عمر و توان و استعدادم هم چیزی ندارم که در این راه بگذارم. اما همین‌ها را نمی‌دانم چطور به کار بگیرم که به درد ظهور آقا بخورد. بارها سیر مطالعاتی یا مراقبه جدی را شروع کرده ام اما از ترس اینکه مبادا راه را اشتباه بروم، متوقف شده ام. آن طور هم که شواهد نزدیک‌بودن ظهور را نشان می‌دهند، زمانی برای آزمون و خطا ندارم. متاسفانه در رشته سخت و پرکاری هم درس می‌خوانم و با اینکه نسبت به دروس دانشگاه بی‌اعتنا شده ام و به «پاس کردن» قناعت می‌کنم (تا بتوانم زمانم را صرف مطالعه و ... کنم) اما باز هم نمی‌توانم تمام وقتم را خالی کنم. به همین دلیل می‌ترسم کند پیش بروم و دیر شود... از خودخوری و سرگردانی خسته شده ام و آمدم از شما راهنمایی بگیرم. لطفا لطفتان را از بنده دریغ نفرمایید و بفرمایید که اکنون دقیقا باید چه کنم؟ مطالعه کنم یا ابتدا به مراقبه و خودسازی اخلاقی بپردازم؟ اگر بناست مطالعه کنم تا چه حد جلو بروم و اگر بنا به مراقبه است با چه روشی؟ و در مورد مطالعه، استاد بنده متوجه شده ام که استعداد کلامی و فلسفی دارم. به همین خاطر گفتم شاید بهتر باشد قبل از یک سیر مطالعه اسلامی، یک سیر مطالعه برای فلسفه اسلامی داشته باشم و با صوت تدریس اساتید پیش بروم. آیا شما این رویه را تایید می‌کنید؟ و از آنجایی که فلسفه خواندن به هر حال زمان می‌برد، به نظرتان برای ظهور «دیر نمی‌شود؟!» با سپاس فراوان از اینکه راهمان را روشن می‌کنید. اجرتان با خدا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده در دنبال‌کردن دقیق قرآن است با کمک‌گرفتن از تفسیر المیزان تا بستر حضور انسانی که تمام وجودش ظهور قرآن است، فراهم شود و او «فهم» گردد و تنها نماند. سیر مطالعاتی سایت می‌تواند مقدمه ورود به فهم تفسیر المیزان باشد. دنبال‌کردن کامل رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به عنوان نایب امام بسیار کارساز است. موفق باشید

32249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: گرایشهای عقل گرا کی در امامیه ظاهر شد و آیا اصیل بود؟ می‌دانم در زیدیه ازتباط با معتزله زیاد بوده اما چرا امامیه با ظاهریه و حدیث گرایان خیلی مرتبط بودند؟ آیا جریان اصحاب امام صادق حدیث گرا بودند؟ کتاب منبعی هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد از عناوین تحقیقیِ بنده نبوده. موفق باشید

31851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا می‌توان گفت اعیان ثابته در مقام علم خداوند همان اسما الهی هستند که هنوز ظهور نکرده اند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعیان ثابته مربوط به امکان ذاتی موجودات است یعنی همان امکان تحقق آن‌ها در علم خدا. مگر نخوانده‌اید «سیه رویی ز ممکن در دو عالم / جدا هرگز نشد والله اعلم»؟ بنابراین ممکن‌الوجود در ذات خود هیچ است هیچ، هرچه هست ظهور انوار الهی است که در وجه امکانیِ موجودات به ظهور می‌آید. در این مورد خوب است که به جزوه «مبانی نظری عرفان در اسلام و مباحث «اعیان ثابته» و «وجه خاص» به آدرس   https://lobolmizan.ir/leaflet/217 رجوع فرمایید. موفق باشید

31743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام و تحیات تمنا دارم بر این شاه جمله جناب هگل تقریضی بنویسید: «روح در تاریخ سیر می‌کند و در این سیر به آگاهی و آزادی خویش نائل می‌گردد.» منظور از این روح چه روحی است؟ آیا همان یگانه روح جمعی بشر در عالم تکوین است؟ همان یگانه روح تکوینی است که وجود انسان در برزخ نزولی است و به شجره نزدیک کرد و محکوم شد به دنیای مادی پا نهد؟ همان روح یگانه ای که روح آبا و اجداد ماست و روح ما نیز هست و روح فرزندان آینده ما نیز هست؟ حقیقتا این جمله جناب هگل ما را مست و واله کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب هگل در موضوع روح نکات دقیقی دارد که اقلاً باید با استادی که او را فهم کرده است، مدتی بحث «روح» را دنبال کرد. پیشنهاد اولیه بنده مطالعه هگل است در جزوه «تاریخ فلسفه غرب» و پس از آن کتاب آقای بی‌زِر در رابطه با هگل نکته‌هایی را روشن می‌کند. موفق باشید

31615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: روز شما بخیر. ان شاء الله در کمال صحت و عافیت باشید و ما را از دعای خیر فراموش نفرمایید. ببخشید قبلا هم مصدع شده بودم در مورد موضوع پایان نامه ام که امکان تمدن سازی شیعه در زمانه فعلی بود از شما راهنمایی خواسته بودم. چون در این پایان نامه بررسی تمدن غرب هم بسیار مهم هست، امکان داره شما کتابهایی که به نظرتون خیلی ساده و روان باشه و من را به هدفم نزدیک کنه به من معرفی کنید؟ کتابهایی می خوام در مورد سیر تحولاتی که منجر به تمدن غرب شد، قطعا مردم چنین طلبهایی داشتند که به سمت آنها حرکت کردند من دوست دارم این طلب های اولیه را بشناسم که مردم غرب دنبال چه جهان و انسانی بودند که تمدن غرب جواب طلب آنها بود. موضع دیگه اینکه هویت انسان غربی چیست؟ خیلی برام مهم هست که هویت انسان غربی را بشناسم تا بتونم با هویت ایرانی قرن دهم هجری و آغاز حکومت صفویه مقایسه کنم. لطفا در مورد فراگیری تمدن غرب و اینکه این تمدن چطور اشکالاتش را داره برطرف می کنه چطور به سوالات و نیازها داره پاسخ می دهد هم اگر کتابی مد نظرتان هست بفرمایید. خیلی ممنون از راهنمایی های شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مجموعه آشنایی با فلسفه غرب» از دکتر مجتبوی و «تاریخ فلسفه غرب» از کاپلستون إن‌شاءالله می‌تواند مفید باشند. موفق باشید

31430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استادنا: در جایی فرموده بودید من از خدا می‌خواهم مردم را از تفسیر آقای صادقی نجات دهد؛ زیرا دل را قرآنی نمی‌کند. استاد منظورتان از این کلام چیست؟ چرا تفسیر آقای صادقی برای مردم ضرر دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه فرمایید آقای صادقی تهرانی اصل را در نگاه‌های تجربی و علوم تجربی جهت تفسیر آیات قدسی الهی گرفته بودند و معلوم است که در واقع حقیقت ذیل نگاه علوم تجربی قرار می‌گیرد. در حالی‌که آن علوم در نسبت با حقیقت، بسیار نگاه محدودی دارد. موفق باشید

31011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خوب هستید استاد خدا قوت. متاسفانه روزمون اوضاع خوبی نداره حاصلی نداره، با درگیر شدن تو قضیه روزمرگی، نه نگفتن به کار های بیهوده، دچار عادت ها و رفتار های شدم (از گفتن آنها شرمسارم) که روحم رو در کل وضعیت ذهنی و انگیزه ایم رو کسل کرده، پژمرده کرده می‌دونم سر منشا مشکلات از کجاس برای مثال عادت یا اعتیاد به موبایل، که باعث پرخوری فکری و عادت و شرطی شدن به مطالب سطحی آدم رو از عمق، تفکر، خلوت فاصله داده و دائم باعث ولگردی در این فضا و هدر رفتن ساعت ها وقتم شده، یا اعتیاد خوردن، خوابیدن و غیره که پدیده های دنیا مدرنه. آکاه هستم نسبت به یک سری مشکلاتم، مشکلی اصلی این جاست که توان بلد شدن رو از دست دادم، می‌دونم این کار اشتباه است یا برعکس دانسته های درستی هم دارم اما انگار اختیاری ندارم، زور بلند شدن ندارم و مونس شدم با کار چرت و پرت. کم کم حس می‌کنم داره این روحیمون سازگار میشه و خوشمون میاد از این فضا!! و حتی زمانی که می‌خوام شروع کنم به کار خوب آنقدر برام سخت جلوه می‌کنه و پیچیده که پشیمون میشم و بیخیال! و ترسم از اینه که اولا فاصله بگیریم از تفکرات خوب و درستی که هست (روحیه انقلابی، رسیدن به مرتبه والا در اسلام و...) و دست مون بهش نرسه و واقعا مایه تاسفه برای منی که علاقه دارم کار فرهنگی و تربیتی کنم، قدم در وادی معلمی و طلبگی بزارم آنقدر راکد و خشکسالی شده که از خودسازی خود هم عاجز شدم. دوم این عمر و جوونی به جای کار عمیق، تلاش و عزم برای کارهای بزرگ میشه انجام داد به کار حداقلی و غریزی و محدود این دنیا حرومش کنیم، إن شاالله فرصت کنید راهنمایی کنید بنده رو. در نظر داشته باشید حقیر واقعا ضعیف شدم سعی کنید بی‌زحمت مستقیم و عینی بفرمایید چه کار کنم بلند شویم، روحیه مون درست بشه بلکه جهش هم پیدا کنیم و برسه اون روزی که از جوونی و عمرمون حسابی کار بکشیم و پر ثمر باشیم مثل امام (ره). خدا پشت و پناهتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قرآن و روایات ائمه معصومین «علیهم‌السلام» فکر کنید که بسیار راه‌گشاست بخصوص با نظر به شخصیت رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله». در این حالت، افق‌هایی برای رفتن و رفتن گشوده می‌شود. بتوانید مدتی با کتاب «سوره جاثیه و راز زمین‌گیری امّت‌ها» به‌سر ببرید خوب است. موفق باشید

نمایش چاپی