باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است. پیشنهاد بنده دنبالکردن عرایضی است که در رابطه با سورهی آلعمران از ابتدا تا انتهای آن سوره شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کارهای زیادی مانده است؛ فکر نمیکنم بتوانیم به این مهم بپردازیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بسیاری از موارد مذکور، بنده با جنابعالی مشترک هستم. ولی پیشنهاد بنده آن است که در موضوع نحوهی تحقق یک تمدن در تاریخ و فرایند به ظهورآمدنِ آن، با شاخصههای خاصی که به میان میآورد، فکر کنید. زیرا وقتی تمدنی بخواهد به جای تمدن دیگری بیاید به راحتی از آلودگیهای تمدنِ قبلی پاک نمیشود و لذا فرایندی نیاز است تا چنین جابجایی صورت گیرد. انقلاب اسلامی چیزی در خود دارد که میتواند به آن هویتِ تمدنی بدهد و در این هویت تمدنی است که از آن نقصها مبری میشود و از نحوه بودنی که هنوز در بستر فرهنگ مدرن قرار دارد، جدا میشود. ولی کشور کوبا با همهی ارزشی که برای بزرگانِ آن کشور و مردمِ سختکوش آن قائل میباشم؛ یک جزیرهای است در همین جهانِ مدرن و با اصالتدادن به همان ارزشها. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «یقین» در آن روایت در نسبت سیر به سوی حضرت حق مطرح شده است ولی منظورِ «یقین» در آیهی ۱۴ سورهی نمل یعنی اینکه فرعون اطمینان داشت حضرت موسی «علیهالسلام» پیامبرند و نه ساحر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر از مجردبودنِ نفس غافلید؟! مگر نفس مثل موجودات مادی است که یا سنگ باشد یا آب؟! در حالیکه موجود مجرد، وَجهِ جامعیت دارد. تا حدّی میتوان گفت مثل نور بیرنگ است که جامع هفت نور میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار عبادات، آن چیزی که عبادات را به محتوی میرساند؛ معارف اصیل است. پیشنهاد ما سیر مطالعاتی بر روی سایت است. موفق باشید
بنده به عنوان یک انقلابی چنین میبینم. با سلام و عرض تبریک به زائران حرم جمهوری اسلامی که با حضور در نبرد جنگ نرم افزاری یعنی همین راه پیمایی سلحشورانه جهانی بس گشوده خدا قسمتتان کرد! با دستور رهبر جمهوری اسلامی و با خواندن کلمه توهین به مقدسات و برخورد قاطع با مسببین اتفاق حرم شاهچراغ یعنی انتقام، پس انشاء الله انتقام خواهد گرفته شد. اما در مواجهه با مردم معترض و مختشش، هنوز باید صبوری کرد زیرا همچنان هم حق و باطل هایی هست که در هم آمیخته هرچند بسیاری تمیز داده شد! ما به عنوان یک فرد انقلابی موظف به آنیم که دروغ های دشمن را با عقلانیت و مدارک و استدلال مخصوصاً در فضای مجازی روشن سازی بکنیم و از طرفی به حمدالله نیروهای امنیتی به وظیفه خود که یعنی شناسایی و دستگیری مزدورانِ دشمن اصلی ما یعنی آمریکا و اسرائیل و دیگر مستکبرین دنیااست در عملند. چه خوب است که توجه داشته باشیم بعضی از نوجوان ها و جوان ها گرفتار جهان استکبار شدند و امور را آنگونه که جهان استکبار میخواهد میبینند و در واقع نسبت به حق هنوز قانع نشدند! شما بگویید این نوجوان ها و جوان ها که اهل همین کشورند و در یک مدرسه با ما درس خواندن و در یک محل با ما کار می کردند حال چگونه برخوردی با آنها مناسب است؟ آیا باید کمک کرد تا با چشم جمهوری اسلامی حوادث را ببینند یا باید آنها را تمسخر و طرد و به فحاشی و دعوایی که بستر روح مدرنیته و برنامه استکبار است دامن زد؟ آنچه خشم و غضب داریم را خرج آمریکا می کنیم و با قرار گرفتن در جمهوری اسلامی و تبیین و محبتی حاج قاسم وار با جوانان آنها را به نگاه حقی که در جهان امروز حس کردیم دعوت کنیم. البته این بسیار گسترده است ولی این نکات بسیار حائز اهمیت بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهادتان بسیار عالی است. آری! همانطور که فرمودید باید صبر کرد و کمکشان نمود تا با چشم جمهوری اسلامی حوادث را بنگرند و غضب خود را خرج آمریکا نمود. موفق باشید
سلام: وقت بخیر. بنده با استدلال به این مطلب که علامت ظاهری احترام به مقام عالی و سلام گفتن و ابراز فرمانبرداری در زمان ما بالا بردن دست کنار سر است، هنگام عرض سلام خدمت صاحب الامر، به این نحو عمل میکنم ، آیا یه نظر حضرتعالی این گونه ای از توجیه شخصی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم هرگاه که نام حضرت مهدی «عجل اللهتعالیفرجهالشریف» در مقابل حضرت رضا «علیهالسلام» میآمد، حضرت به پا میخواستند و از سر احترام دست را بر سر میگذاشتند و البته این غیر از آن است که وقتی میخواهیم سلام به حضرت بدهیم، دست برسینه میگذاریم. موفق باشید
باعرض سلام خدمت استاد عزیزتر از جانم: آیا منظور حضرت آقا از این صحبت تهاجم نظامی، یا جهاد اولیه هم هست؟ حضرت آقا؛ جبهه ی دشمن امروز دست زده به یک تهاجم ترکیبی، ما هم در مقابل بایستی حرکتمون، حرکت ترکیبی باشد، البته دفاع باید بکنیم، اما همیشه در موضع دفاعی نمیتوان بود، دشمن تهاجم میکند، ما هم باید تهاجم داشته باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که از کلام رهبر معظم انقلاب بر میآید باید راههای متوقفکردنِ تهاجم دشمن را جهت آنکه ابتکار عمل از او گرفته شود، به میان آید و این همان مقابله با تهاجم ترکیبیِ دشمن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تعبیر خواب نمیدانم. ۲. در این مورد خاص هم چیزی به نظرم نمیآید که بتوانم خدمتتان عرض کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این حالت، نسبت به آن بیماری طبیعی است و تجربه بنده نیز همین را نشان میدهد. با این که بنده هیچ درمان شیمیایی و سنتی جهت رفع آن بیماری که به صورت خفیف برایم پیش آمد؛ انجام ندادم و بیشتر در فضای ماه رجب و روزه داری آن بیماری پیش آمد، با اینهمه حالاتی که می فرمایید کم و زیاد تا مدتی در صحنه بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در غرب، فیلسوفانی چون کانت و هایدگر و در شرق، فیلسوفانی مثل جناب ابن سینا و جناب صدرالمتألّهین قابل توجه هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی است که انسان را آرامآرام جلو و جلوتر میبرد. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: سوال شده بود:
"""سلام علیکم وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. نظرتون راجع به این متن چیست؟ به نظرم خیلی زیبا بود. خاطره ای از دکتر زرین کوب:
روز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویرم را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند، برای همین نمی خواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نتیجه می رسیدم، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته ی افکار را پاره کرد:
ببخشید شما استاد زرین کوب هستید؟
گفتم: استاد که چه عرض کنم ولی زرین کوب هستم.
خیلی خوشحال شد مثل کسی که به آرزوی خود رسیده باشد و شروع کرد به شرح اینکه چقدر دوست داشته بنده را از نزدیک ببیند.
همین طور که صحبت می کرد، دقیق نگاهش می کردم، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد؟ پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته، متین و سنگین و باوقار.
می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده، و در اوقات بیکاری یا قرآن می خواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه، و چه زیبا غزل حافظ را می خواند.
پرسیدم: حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید؟
گفت: سؤالی داشتم
گفتم: بفرما
پرسید: شما به فال حافظ اعتقاد دارید؟
گفتم: خب بله، صددرصد
گفت: ولی من اعتقاد ندارم
پرسیدم: من چه کاری میتونم انجام بدم؟ از من چه خدمتی بر میاد؟ (عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم)
گفت: خیلی دوست دارم معتقد شوم، یک زحمتی برای من می کشید؟
گفتم: اگر از دستم بر بیاد، حتما، چرا که نه؟
گفت: یک فال برام بگیرید
گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم ندارم. بلافاصله دیوانی جیبی از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت: بفرما
مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم، نیت کنید
فاتحه ای زیر لب خواند و گفت: برای خودم نمی خوام، می خوام ببینم حافظ در مورد امروز (روز عاشورا) چی می گه؟
برای لحظه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال.
حافظ، عاشورا، اگه جواب نداد چی؟ عشق و علاقه ی این مرد به حافظ چی میشه؟
با وجود اینکه بارها و بارها غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها اندیشیده بودم، غزلی به ذهنم نرسید که به طور ویژه به این موضوع پرداخته باشد.
متوجه تردیدم شد، گفت: چی شد استاد؟
گفتم: هیچی، الان، در خدمتتان هستم.
چشمانم را بستم و فاتحه ای قرائت کردم و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را باز کردم:
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
خدای من این غزل اگر موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نباشد، پس چه می تواند باشد، سالها خود را حافظ پژوه می دانستم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل، از این زاویه نگاه نکرده بودم، این غزل، ویژه برای همین مناسبت سروده شده. بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به زمزمه کردن با من کرد و از حفظ با من همخوانی می کرد و گریه می کرد طوری که چهار ستون بدنش می لرزید، انگار داشتم روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود. متوجه شدم عده ای دارند ما را تماشا می کنند که مجری برنامه به عنوان سخنران من را فراخواند و عذرخواهی که متوجه حضورم نشده، حالا دیگه می دونستم سخنرانی خود را چگونه شروع کنم.
بلند شدم، دستم را گرفت می خواست ببوسد که مانع شدم، خم شدم، دستش را به نشانه ی ادب بوسیدم. گفت معتقد شدم استاد، معتقد بووودم استاد، ایمان پیدا کردم استاد، گریه امانش نمی داد آن روز من روضه خوان امام شهید شدم و کسانی پای روضه ی من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند.
پیشنهاد می کنم هر وقت حال خوشی داشتید، وقایع روز عاشورا و شب یازدهم را در ذهن خود مرور کنید و بعد، این غزل را بخوانید."""
و بنده در جواب سوال عرض کردم:
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم هیچ راهی جز آنچه آن پیرمرد از آن دریافت کرد، نیافتم که همان اشک ریختن است با دیدن این غزل و با توصیفی که در آن شرایط پیش آمدهاست. راستی را آیا جز این است که جناب حافظ لسان الغیب است و غیب، چیزی است که هر جا ظهور کند همهی آنچه باید به ظهور آید به میان میآورد و چه چیزی زیبا تر از قصهی حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» وقتی که لسان الغیب از ابعاد غیبیِ آن سخن بگوید؟ موفق باشید
----------------------------------------
حال عرض بنده آن است که این موارد، سند معتبر نمی خواهد بهانه ای است تا با حضور جناب حافظ به کربلا نظر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه بود که: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه حق بُوَد نه کرده خویش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در راههایی است که حضرت ربّ العالمین در هدایت خود، آن راهها را در هر تاریخی مقابل قوم و ملتها گذارده است تا نسبت خود را با پروردگارشان شکل دهد. در اینجا است که بعضی اگر کوتاهی کردهاند، کوتاهیهای خود را ملاحظه میکنند و از طرف خودشان در واقع مورد ملامت قرار میگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام فرشتگان اقتضاء میکند که در مقابل آدم به اعتبار خلیفة الله بودنش در زمین، چنین سخن و عکسالعملی را داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به نور الهی انوار حضرت ربّ العالمین که در هر مظهری در صحنه است، برای انسان ظاهر میگردد همانطور که میگوییم خرمشهر را خدا آزاد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «ابرار»، ذیل مقربون در صدد پاکنگهداشتن خود هستند و این امر مسلّم با عبور از امیال نفس امّاره از یک طرف، و محبت به مقربون از طرف دیگر ممکن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوشخُلقی، خوشبینی، تواضع، صداقت، صلهی رحم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوف مورد نظر، نوعی هوشیاری است تا انسان متوجه شود باید زندگی را سرسری نگیرد و نسبت به راهی که در پیش دارد، تجدید نظر کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً به ایمیلتان اینطور جواب داده شد. اگر در این امتحانی که پیش آمده، گذشت نکنند سایهی سیاهِ عدمِ گذشت، برای ایشان مشکل ایجاد میکند بهخصوص که بندهی خدایی را عملاً از یک کار محروم کردهاند و فکر نمیکنم وظیفهی شما آن باشد که در این مورد آن فرد را از کار محروم کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ رُمی همان فرهنگ غربیِ امروز است که ما نیز گرفتار آن هستیم. و برای عبور از این فرهنگ بحمدللّه خداوند در این تاریخ راهی که انقلاب اسلامی گوشزد میکند را در مقابل ما قرار داده. ولی فکر میکنم جایگاه متفکران غربی را که در خودآگاهیِ خود متوجهی نقیصههای فرهنگی خود هستند، باید از فرهنگ غربی جدا کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث آقای دکتر محمدرضا بهشتی و آقای دکتر محمود خاتمی در این رابطه مفید است. به آپلیکیشن «سُها» رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلها که هنوز تایپ کامپیوتری نبود، آن جزوه تهیه شد. فکر نمیکنم خودم هم بتوانم آن را پیدا کنم. موفق باشید
