بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29476

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بیش از ده ساله شاید تقریبا هر شب دارم از یه گناه کبیره توبه می‌کنم ولی موفق نشدم ترکش کنم. مشکل کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم توبه و باز هم توبه، تا إن‌شاءالله نورِ عبور از آن معصیت به سراغ‌تان آید. موفق باشید

28983

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من در خواب بعضا رفتارهای نامناسبی دارم. مثلا دست در لباس های خودم می‌کنم. از اینکه آیا دیگران این حرکت مرا دیده اند یا خیر خجالت می‌کشم. آیا من باید عذاب وجدان داشته باشم و اینکه چه راهکاری دارم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. نباید در این موارد چندان حساس بود. موفق باشید

27203
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: نحوه وجود کثرات در تعین ثانی به چه صورتی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کمالات در تعیّن ثانی به صورت جامع می‌باشد. مثل هفت نور در نور بیرنگ، که اگر شرایط هر نوری فراهم شود مطابق آن شرایط، آن نور خاص ظهور می‌کند. حضرت اللّه که ربّ العالمین است در ظرفیت گوسفندیِ گوسفند، به جلوه‌ی ربّ گوسفندی ظهور می‌کند و در ظرفیتِ انسانیِ انسان، به صورت ربّ انسانی متجلی می‌گردد. موفق باشید

26850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام! خدا قوت! استاد جان! تعریف شما از «علم دینی» چیست!؟ نسبت فلسفه، علم دینی و علوم تجربی چگونه است!؟ بی زحمت در حوزه ی علم دینی و تولید آن کتاب یا مطلبی سراغ دارید، معرفی نمائید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه توحیدی به امور و حاصلِ تجربه در کارهایی که با نگاه توحیدی جلو رفته است، منجر به علم دینی می‌شود حال چه آن علم، فلسفه باشد و چه جامعه‌شناسی و چه علوم تجربی. کتابی که مستقیماً در این رابطه بحث کرده باشد را نمی‌شناسم. هرچند معتقدم بالاخره برای تحقق تمدن اسلامی باید نسبت به علم دینی فکر کرد. موفق باشید

26682
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: مثالی در کتاب ده نکته از معرفت نفس را به شکل زیر نوشتم آیا درست نوشتم؟ با تشکر فراوان. مثال: از دور سگی را دیدم و از ترس قلبم لرزید و می خواستم پا به فرار بگذارم اما انگار چیزی به من الهام شد که نترس و فرار نکن، خودم را کنترل کردم و بر وسوسه غلبه کردم با دقت دیدم و مطمئن شدم آن سگ نیست بلکه سنگ بزرگی است شبیه به سگ و خیال می کردم آن سگ هست و بدین ترتیب قلبم آرام شد. در تمام این حالات که دیدم، ترسیدم، خیال کردم و نیز به من الهام و وسوسه می شد خودم بودم یعنی یک نفس که همه اش یک جا بود. یعنی عقل و خیال و قلب یکجا بود. یعنی نفس عزم می کرد به عقل یا قلب یا خیال میدان می داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

26058
متن پرسش
استاد مهربان سلام: با توجه به اینکه این جسم آلی همان نفس است در این موطن، چرا وقتی با چشم یا بینایی به دست و پا و بدن که همان جسم آلی یا نفس در این موطن هستند نگاه می کنیم فرقی بین ادراک جسم آلی که خودمان باشیم و اشیا خارجی در کیفیت ادراک نیست؟ در صورتی که ما می گوییم حواس دریچه ادراک خارج است، اما ما با حواس جسم آلی که همان نفس در این موطن است را درک می کنیم، این یعنی جسم آلی خارجیت دارد؟ در صورتی که جسم آلی خودمان هستیم و خودمان که از خودمان خارجیت نداریم که با بینایی که دریچه خارج است می توانیم خود را ببینیم، آیا اینگونه است که در جسم آلی در این موطن حواس ما از همدیگر خارجیت دارند چون با این خارجیت است که ما می توانیم حواس را از هم تفکیک کنیم مثلا چون بینایی در جسم آلی در این موطن از لامسه خارجیت دارد می توان همچون ادراک اشیا اطراف دست و پا و بدن را دید و ادراک کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس، جسمِ آلی است به این معنا می‌باشد که تا در این دنیا و با ابزارهای این دنیایی به‌سر می‌برد، برای تحقق آن‌چه در موطن نفس‌بودنش اراده می‌کند از دست و پا و چشم استفاده می‌نماید و خودش آن را احساس می‌کند که چنین است. موفق باشید

25117
متن پرسش
سلام: آیا مغز ما حاصل ماست یا ما حاصل مغزمان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان در دوره‌ی جنینی، اعضای مناسب خود از جمله مغز را ایجاد می‌کند و پس از آن در دنیا آن بدن را که از جمله مغز باشد، تدبیر می‌نماید. موفق باشید

25013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله... سلام بزرگوار: مخاطب شماره ی ۲۴۶۷۴ هستم. یه سوال دیگه ام فرستادم براتون و منتظر پاسختون هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یا سؤال در معرض دیدتان در قسمت سؤال و جواب‌های سایت قرار گرفته است و یا اگر شخصی بوده است به ایمیل‌تان ارسال شده است. موفق باشید

33743
متن پرسش

بعد از ظهر ۲۹ شهریور سال ۱۴۰۱ دختری ایستاده بر روی سطل زباله، روسری خود را به آتش کشید. شب هنگام راه خانه‌اش را کج کرد و سر از ساختمان نیمه‌کاره ای درآورد. در بلند ترین نقطه‌ی ساختمان، سیگارش را آتش زد و پرید. می‌دانید وصیت‌نامه‌ی یک جمله‌ایش چه بود؟ «تقصیر هیچ کس نبود.» شما برایِ من، استاد طاهرزاده‌ی جلسات و نویسنده‌ی کتاب‌ها نیستید. شما معلمِ بزرگترهایم در آن روستایِ دورافتاده‌ای هستید که افتخارشان شاگردی شماست. راستش من هم معلمم. در کنار من هم معلمانی از آشنایان و دوستانِ شما هستند که به نوجوانانی معرفت النفس درس می‌دهند. شاگردانم به مباحث گوش می‌دهند یا حتی اغلب جان‌شان گوش دادن نمی‌کشد. بعد از کلاس و در خلوت برایم از راه‌هایی که برایِ خودکشی به نظرشان می‌رسد می‌گویند. بپرم؟ برم زیر ماشین؟ قرص بخورم؟ و شاید هیچ کدام به ذهنشان هم نرسد که سوالِ زندگیِ نداشته‌اشان را سرِ معلم و مؤلف مباحث معرفت و النفس فریاد بزنند. شاید به ذهنشان هم نرسد که یقه‌ی کسی را بگیرند و بپرسند و بخواهند. لابد جز یقه‌ی خدا دستشان به جایی نمی‌رسد. استاد طاهرزاده راستش این نسلِ مظلوم، اصلا حواسشان نیست که مهرِ پوچی خورده‌اند و معلمی از یک نسل قبل برایشان خط و مرز کشیده و شاید اگر یک نفر سوالی پرسیده، حساب کار را به خودش حواله دادند تا برود و خودش را جراحی کند (ریز ریز کند) تا بلکه بداند کجا را اشتباه انتخاب کرده که زندگی ندارد! این نسل آنقدر مظلوم هست که اگر فقط یک جمله بخواهد بگوید، بارِ روی دوش عالم را بر سرِ خودش آوار می‌کند. «تقصیر هیچ کس نبود.» واقعا تقصیر ما نبود؟ واقعا به جز دفن کردن احوالاتِ‌شان زیر لفظ پوچی و نیست‌انگاری و ... نمی‌توانستیم دستی برایِ آشنایی به سمتِ‌شان دراز کنیم؟ شنوایِ‌شان شویم؟ مگر آن‌ها فرزندان و جگرگوشه‌های این انقلاب نیستند؟!! (نبودند؟!!)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر از یک طرف «تقصیر هیچ‌کس نبود»، از طرف دیگر تقصیر بسیاری بود که این نسل را که نسل آخرالزمانی است، درک نکردند. و اگر جهان غرب با این انسان‌ها چنین کرد که بگویند «تقصیر هیچ‌کس نبود»؛ زیرا نمی‌دانند «چه‌کسی می‌توانند باشند» که حالا آن کسی که باید باشند، نشدند! ما نیز با این انسان‌ها طوری سخن نگفتیم که در آزادی و انتخاب‌شان، خود را بیابند. و این نکته مهمی است. شاید نکاتی در جلسات «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» و مطالبی مطرح شده باشد که حکایت بی‌تقصیریِ این نسل به حساب آید. موفق باشید    

32896

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. فرمودید اگر پس انداز برای رفع مشکلی نباشد پولمان صرف نیازمندان بشود، اصلا در زندگی برای حوادث و مواردی که ممکنه پیش بیاد پس اندازی نداشته باشیم یا در حد منطقی طوری نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره تا آن‌جا که می‌شود نباید با نظر به احتمالاتی که چندان هم قابل توجه نیست، خود را از توفیقات امروزین محروم کرد و گرفتار نوعی ثروت‌اندوزی شد، مگر پس‌اندازی معقول که بالاخره در هر زندگی معنا داشته باشد. موفق باشید

32018
متن پرسش

سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز و گرانقدر: استاد قبلا سوالی در مورد سایه نداشتن ائمه و رسول اکرم مطرح شد پاسخ دادین که «شاید غلبه‌ی روح مبارک رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بر عالم جسم چنین اقتضایی را در پی داشته باشد که جسم آن حضرت سایه ندارد، با این همه معنای درست این خبر را نمی‌دانم.» استاد، چرا سایه نداشتن نمی تواند مقوله ای از جنس همین مفاهیم که می فرمایید باشد (همه مطالب نقل از سخنان حضرتعالی می باشد) «ما عموماً، با سایه های ذهنمان زندگی می کنیم و به حقیقی ترین بُعد زندگی که همان ابدیت است رجوع نداریم هنگامی که حضرت طوری سخن می گویند که ما مجبور می شویم این سایه ها را کنار بگذاریم، از خود می پرسیم پس چه کار بکنیم چون کار دیگری نداریم» . «کسی که دنیا را جدّی گرفت با سایه های ذهن اش زندگی می کند، چه از آن سایه ها بترسد و از آن ها فرار کند و چه با آن سایه ها رفیق شود و با آن ها دل خوش کند، در هر دو صورت از واقعیت بیگانه است، چون سایه های ذهنی واقعیت ندارند. راه نجات از این که انسان بازیچه ی سایه های ذهنی نشود، یک راه بیشتر نیست و آن جدّی گرفتن حیات ابدی است.». «آن هایی که از مسیر رسیدن به خدا منحرف شدند برایشان عذاب دردناکی است، به جهت آن که یَوْمُ الحساب را فراموش کردند. اگر قیامت و حیات ابدی برای افراد جدی شود سایه های ذهنی قدرت و توانایی شان را از دست می دهند.» «ما باید سایه ها را از روی ذهن و قلبمان برداریم تا بتوانیم کاملاً آزاد نفس بکشیم، اگر شما از کسی که علناً کار حرامی را انجام می دهد و در تاریکی زندگی می کند، نپرسید که این چه وضعی است؟ او از شما می پرسد که چرا اینقدر خودت را به احکام دین مقیّد کرده ای.» «اگر انسان آسمانی شود و پناه روح و جان خود را خدا بداند از این نوع فشارهای روحی راحت می گردد. دیگر سایه ها در ذهن او حکومت نمی کنند که با درهم پیچیده شدن سایه ها او هم درهم پیچیده شود، بلکه خدا بر او حکومت می کند.» «اهداف وَهمی غیر واقعی است و نباید به فکر برآوردن اهدافی این چنینی برآمد و فکر کنیم چون این شخص رئیس است پس مهم است و یا چون این سنگ گرانقیمت است پس مهم است، اینها نسبت و اعتباریاتی است که اذهان بشری ساخته اند و ریشه در سایه ذهن انسان ها دارد. و از این جهت نباید وقت خود را صرف اهداف وَهمی نمود.» «علم باید طوری باشد که بتواند ما را به خودمان بشناساند نه اینکه یک «منِ» بدلی به ما بدهد که سایه ی ذهن ما شود. بعضی علم ها یک «منِ» بدلی به انسان می دهد.» «بدبخت آن کسی است که چیزی جز اجسام و ظواهر را نمی شناسد، زیرا مرگ، همه چیز او را نابود می کند ولی اگر ماوراء زندگی دنیایی، به مالک مرگ نظر داشت هیچ وقت با نابودی مطلوباتش روبه رو نمی شد. اگر انسان توجه داشت که کل حیات، در زندگی دنیایی اش خلاصه نمی شود و اگر خود را وسیع تر از تنفس بدنی اش، در دست خالقی حکیم احساس کرد، هرگز سایه ی تنگ و تاریک دنیاگرایی بر او فشار نمی آورد تا گمان کند همه چیز تنها در دنیا یافت می شود، آیا در زندگی با انسان هایی روبه رو نشده اید که نگران لباس های مستعمل با آرنج های سوراخ و کفش های مندرس خود نیستند ولی نگرانند که مبادا ستارگان بر جانشان ندرخشند؟ این ها ماوراء مرگ و زندگی، با خدا زندگی می کنند. با خدایی که در همه چیز و از همه چیز می توان سراغ او را گرفت.» «باید خود را از سایه های آن ذهنی که همواره ما را به خود مشغول می کند و از نظر به خداوند باز می دارد آزاد کرد.» «همین که همه همت انسان این باشد که منِ مستقل از حق، یعنی مَن وَهمی را حفظ کند، از مسیر درست دور می افتد و به مقصدی که باید برسد، نمی رسد و عملاً با سایه زندگی خود زندگی می کند در حالی که سایه زندگی، اصل زندگی نیست، انسان را به اهداف دروغین عادت می دهد و اندیشه اش را در مسیر همان اهداف دروغین به کار می برد.» «تو ابدیت داری ولی دنیا ابدیت ندارد، پس تو برای دنیا خلق نشده ای، خود را مواظب باش که به دنیای ناپایدار گره نزنی. خیلی عجیب است که آدم خود را در سایه های زندگی مصرف کند. سایه ها می میرند و او می ماند، ولی بدون هیچ محتوایی. کسی که وقتش را صرف سایه کرد، سایه چون حقیقت ندارد، می رود، اما او نمی رود.» «سایه های ذهنی ما که ما را از حیات ابدی غافل کرده بود، همه و همه کنار می روند و در آن حالت شما زنده می شوید و زندگی حقیقی شروع می گردد.» محو او گشتند آخر بر دوام / سایه در خورشید گم شد والسّلام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را مطرح فرموده‌اید مبنی بر این‌که سایه‌های ذهنی چه اندازه حجاب حقیقت می‌شوند و مسلماً رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از چنین سایه‌های ذهنی مبرّا بوده‌اند. به قول شاعر بزرگوار آقای رافعی:  اگر همسایه ها بی سایه بودند / حصار خانه ها سنگی نبودند. که منظور ایشان نیز همین سایه‌های ذهنی است. ولی اگر واقعاً رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» هنگامی که در بین مردم بودند، جسم‌شان سایه نداشته است، قضیه غلبه روح بر جسم به میان می‌آید. ولی احتمالاً شاید بتوان گفت همان هنگامی که بین مردم بودند، مردم آن‌چنان از حضور آن حضرت بهره‌مند می‌شدند و احساس آرامش می‌کردند که اصطلاحاً این حالت نداشتن سایه قلمداد می‌شد. و به همین جهت در مورد ائمه «علیهم‌السلام» نیز در بعضی روایت‌ها داریم که آن‌ها نیز سایه نداشتند، گویا به معنای روان بودن حضور آن‌ها برای روح‌های مخاطبین‌شان بوده است. موفق باشید

32016

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام وعرض ادب: استاد بزرگوار برای حل شدن گره های کور زندگی چه توصیه ای می‌فرمایید؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان رجوع به دستورات اخلاقی مثل کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه». موفق باشید

31900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در رابطه با سؤال 31871 شما اختیار دارید. اگر آن مطالب می‌تواند برای کاربران عزیز مفید باشد، بسیار خوشحال می‌شوم که در اختیار آنان قرار گیرد. فقط دعا کنید آنچه نوشته ام در قلبم حیات پیدا کند و اگر در این حد نشود دست‌کم سقوط نکنم، که من از عاقبتم می‌ترسم و در اینباره شدیدا و عمیقا به دعا محتاجم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که عرض شد صفای خاصی در تک‌تکِ آن نوشته هست که توصیه می‌کنم کاربران عزیز هر نکته‌ای را به صورت عکس‌نوشته در آورند و در اختیار رفقا در فضای مجازی قرار دهند.

فرشتگان همه دست به دست هم داده‌اند که شما و امثال شما را بپرورانند. گوش سپردن به ندایِ بی‌صدایِ فرشتگان از طریق انقلاب اسلامی و صحنه‌های بس عظیم آن در جلوه رهبر معظم انقلاب، راهِ گشوده‌ای است که به گفته جناب حافظ:  

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق                     هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی           

            دست از مس وجود چو مردان ره بشوی                        تا کیمیای عشق بیابیّ و زر شوی           

            گر نور عشق حق بدل و جانت اوفتد                  بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی          

            از پای تا سرت همه نور خدا شود                      در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی  

            وجه خدا اگر شودت منظر نظر              زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی       

            بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود                        در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی     

            گر در سرت هوای وصالست حافظا             باید که خاک درگه اهل هنر شوی

موفق باشید

31815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بنده بعضی جاهای شرح شما بر کتاب از برهان تا عرفان رو متوجه نمیشم. به همین علت مجبورم به صورت سوال اونها رو مطرح کنم. ممنون بابت توجهتون. در جلسه اول بیان می‌کنید که نورانیت اگر قابل اشاره کردن باشه که دیگه توحید نیست. چرا؟ اینجا منظورتون از توحید چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید همان حضور نور یگانه عالم است. ما به اشیاء می‌توانیم اشاره کنیم ولی به یگانگی عالم که نمی‌توان اشاره کرد. موفق باشید

31662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: انا اول النادمین. هر دم از این باغ بری می‌رسد. ظاهرا کیهان هم کم کم دارد انتقادها را شروع می‌کند. واقعا انتخاب استاندار از تیم روحانی که نمی دانم شایعه است یا واقعیت نجومی بگیر است چه معنایی دارد یا نقل است تیم بودجه نویس از همان تیپ سرهنگ روحانی انتخاب شدند یا اینجور واردات واکسن که معلوم نیست عوارضش چیست و بدتر اجباری کردن آن همه و همه مرا به تردید انداخته است. بنظرم شما هم با احتیاط از جناب رئیسی حمایت کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که عقل و انصاف به ما می‌گوید باید به جناب آقای رئیسی اعتماد کرد؛ و لذا نباید ضعف‌هایی که به طور طبیعی پیش می‌آید را بزرگ کنیم و این در همه موارد در نسبت با مؤمنین صدق می‌کند. موفق باشید

31562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت بخیر. استاد بنده همیشه ناراحت و بسیار عصبی هستم. نماز می خونم و قرآن می خونم ولی فایده ای نداره به نظرتون چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد پیشنهاد می‌شود کتاب حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در شرح حدیث «جنود عقل و جهل» را با حوصله و استمرار دنبال فرمایید. موفق باشید

31528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه فرمودید نور امام حسین (ع) را باید در خود کشف کرد و مبحث نور امام، آیا این نور همان نور خاص هست که در آیه ۳۵ سوره نور توضیح می دهید؟ در این آیه فرمودید که «الله نور السموات و الارض» نور همگانی است که در همه موجودات است و آخر آیه که به این شکل بود که «یهد الله لنوره من یشا» فرمودید که لنوره، نور خاص حق است. آیا نور امام هم همین نور خاص حق می شود؟ ۲. آیا جایگاه این نور خاص فقط قلوب مومنین است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! نور خدا در مظهریت والایی مثل حضرت امام حسین «علیه‌السلام» به ظهور می‌اید. ۲. قلوب مؤمنین ظرفیت قبول آن نور را بیشتر از بقیه انسان‌ها دارا می‌باشند. موفق باشید

30633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. کتاب تحریر ایقاظ النائمین آیت الله جوادی آملی رو دارم میخونم. در بیان ملاصدرا و تقریر آقای جوادی توحید خاصی، وحدت در عین کثرته یا به بیانی دیگه، وحدت وجود و کثرت شهود. به این معنا که عارف خدا رو در مظاهرش ببینه خب من یک سوال برام ایجاد شد. آیا نمیشه هم وحدت وجود باشه و هم وحدت شهود؟ این مرتبه آیا بالاتر نیست؟ چون‌که خود حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم هم که استغفار هفتاد باره داشتن به این جهت بود که کثرت رویت حق تعالی، در مظاهر داشتن دیگه. (بنابر تفسیر حضرت امام خمینی رحمت الله علیه از استغفار معصومین)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کثرت شهود، منافی وحدت شهود نیست. کثرت شهود یعنی او را در مظاهر متکثر می‌یابیم. آری! او جلّ جلاله است که با نور اسماء در مظاهر مختلف به ظهور آمده. موفق باشید

30099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا متکفل بحث هست ها و نیست ها در جهان بینی ها فلسفه هست؟ اگر هست فرق فلسفه با جهان بینی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌جایی که متکفّلِ هست‌ها و نیست‌ها، حسّ انسان است برای محسوسات. برای معقولات، عقل است که با استدلال‌های خود می‌تواند متوجه‌ی معقولات شود و جهان‌بینی، جمعِ بین محسوس و معقول می‌تواند باشد. موفق باشید

29935

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ارجمند: بنده خیلی سعی کردم که ارتباط قلبی با این مباحث بودن در تاریخ جدید خود و پیچ تاریخی خود برقرار کنم متاسفانه نشده و یا شاید از بنیان بودن در تاریخ خود را درست متوجه نشده ام. لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث اخیر در مورد حاج قاسم، مطلب را تا حدّی روشن  می کند. موفق باشید

29581
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: کسی که در حوزه ی دفاع مقدس فعالیت می‌کنه چطور می‌تونه مکتب امام شهدا رو به مردم بشناسونه؟ حیطه ی فعالیت های ما فعلا مجازی هست. آیا برای این کار شهید خاصی رو می‌شناسید که به طور ویژه روی زندگی ایشون کار کرد؟ ترجیحا کسی باشه که متحول شده باشه تا مردم مخصوصا نسل جوان احساس نزدیکی بیشتری با ایشون بکنن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی شهدا فوق‌العاده‌اند. بستگی به رویکرد شما دارد. لذا شهیدی را انتخاب کنید و کار را شروع بفرمایید تا بگویداز این انقلاب اسلامی چه فهمیده است که تمام جان خود را فدای آن کرده است؟ هر کدام از آن‌ها با ما سخنی دارند و از عالَمی که در مقابل‌شان از طریق انقلاب اسلامی گشوده شد، شرح‌هایی خواهند داد. موفق باشید

28105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: راه تقویت صبر متحمل در مقابله با مسائل چیست؟ خیلی تلاش می‌کنم و همچنین مطالب ارزشمند استاد را مطالعه می‌کنم اما باز هم حرفها، صحبت ها، کنایه ها و تهمت ها آزارم می دهند، اخیرا اتفاقاتی برای من پیش آمد که روند زندگی مرا به طور کلی تغییر داده و خیلی از مسائلی که برای من و اطرافیانم حل شده بود به دلیل انتخاب های اشتباه اطرافیانم و جهل خودم آن مسایل دوباره مطرح شده و انگشت اتهام به سمت من است استاد فرمودند مدارا کنید و من هم به این طریق طی مسیر می‌کنم، تنها با سخنان استاد چه گفتار و چه کتابهایشان آرامش می‌گیرم و از این طریق روزم را شب می‌کنم، گاهی غرق در معنویت می شوم و مشکلات را فراموش می‌کنم و گاهی مشکلات مانند کوهی بر سرم آوار می شود، خواهشم از شما اینست که مرا راهنمایی کنید چطور وقتی تمام آوار دنیا را باید به تنهایی بر دوش بکشم بتوانم صبور و امیدوارو پایدار باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند است که همه‌ی عالم را در اختیار دارد و اوست که همیشه حیّ و حاضر است. در این مورد پیشنهاد می‌شود شرح «مقالات» آیت اللّه شجاعی «رحمت‌اللّه‌علیه» را دنبال بفرمایید. صوت مباحث در اختیار حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 هست. موفق باشید

27605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: خداوند برای انسان بهترین مصالح را مقدر می کنند؟ اگر جوابتان منفی است باید پرسید برای خداوند قبیح است که بهترین مصالح را برای بندگانش مقدر نکند و اگر جواب مثبت است پس دعا که تغییر مقدرات است معنایی ندارد، چون بهترین مقدرات از بندگان سلب می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا در نظام الهی، ظرفیت‌های انسان را جهت فیضی بالاتر از فیض قبلی به‌وجود می‌آورد. موفق باشید

27347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: بهشت و جهنم کجاست؟! یک بزرگی فرمودن که در همین دنیاست اگر در همین دنیاست. پس معراج پیامبرصلی الله علیه وآله چی میشه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا برای یافتنِ آن عوالم به دنبال مکان هستیم؟! عوالمِ معنا که در مکان نیستند. در این رابطه خوب است به بحث «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، سری بزنید. موفق باشید

25465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در تفسیر سوره حمد از حضرت امام داریم که می فرمایند، صراط مستقیم یک سرش در طبیعت و سر دیگرش در عالم لاهوت و الوهیت است؛ از علق تا افلاک و عالم قدس مسیر و سیر والا هست. در عین حال در مباحث شما در کتاب «عالم انسان دینی» مطالعه کردم که انسان موحد، عالَم دار است و نظر به مبادی وحدت دارد لذا واقعی ترین عالم است. چگونه میشه در عالم دینی انسان موحد وارد شد و به تعبیری عالَم دار شد و به تعبیر امام از علق تا افلاک و عالم قدس جلو رفت؟ آیا این مورد در راستای دو آیه شریفه «و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم الی سبلنا» و «اهدنا الصراط المستقیم» هم هست که اشاره به عالم انسان موحد دارد که در همین راستا سبل را می پیماید تا در عالم بزرگ و همان صراط مستقیم وارد شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان خود را به وسعتی که حضرت امام مطرح می‌کنند، احساس کند؛ عملاً انسانی عالَم‌دار می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی