سلام خدمت استاد عزیز وقت بخیر: عذر خواهم ببخشید میشه گفت که برای کار بر روی موضوع امام شناسی (مهدویت) پیش زمینه و شرط لازم قبل از ورود به این موضوع ابتدا خودشناسی (معرفت النفس) هست؟ و در این رابطه دشمن شناسی هم ملازم امام شناسی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! معرفت نفس بسیار در امر امامشناسی مهم است. آیت الله حسینی تهرانی در مورد امامشناسی ۱۷ جلد کتاب دارند که در کتابخانه «جامعة المهدی» که یکشنبهها تشریف میآورید هست و میتوانید امانت بگیرید. در مورد شعر بابا طاهر میفرماید:
مو از قالوا بلی تشویش دیرم
گنه از برگ و باران بیش دیرم
اگر لاتقنطوا دستم نگیرد
مو از یاویلنا اندیش دیرم
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بعضی از رفقا آنطور که شایسته است به جوابها دقت نمیکنند. بحث در وجود اسلام است که تا قیام قیامت، مأوای انسانهایی است که بنا دارند زیر سایه خدا زندگی کنند و در این تاریخ، ذیل اسلام مأوای ما انقلاب اسلامی میتواند باشد وگرنه گرفتار انواع پوچیها و افسردگیها خواهیم شد. عرایضی در کتاب «کتاب آینده دینداری ما چگونه محقق می شود؟» شده است و إنشاءالله کتاب، این روزها از زیر چاپ در میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صورت مشخص کار نکردهام. میتوانید از کانال امثال آقای دکتر یامین پور دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست برای ابتدای کار سری به بحث «دریچههای اعجاز قرآن» که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» آمده است، بزنید. کتاب روی سایت هست. البته و صد البته اگر کسی مدتی در آیات قرآن و سورههای آن تدبّر کند، خود به خود جانش تصدیق میکند که تنها خالق او میتواند اینچنین با او سخن بگوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فکر نمی کنم که این نوع پیش بینی ها در رابطه با حضور در حقایق عالم باشد. اگر درست هم پیش بینی بشود، بر اساس قواعد اقتصادی مطرح در اعتباریات انسانها انجام می شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بشر امروز چنین ظرفیتهایی دارد و باید از طریق تعمق در قرآن و روایات و کتابهای عرفانی مثل کتب حضرت امام به عبادات خود عمق دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست هیچ توجیه مثبتی در این پیشنهاد نمیتوان یافت. و بحمدالله نقدهایی دقیق و علمی به این سخن شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جز طلب عنایت حضرت حق سالک، طلب دیگری ندارد و حدّ و حدود آن را شرع منوّر -که فدایش شوم – تعیین میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با مردم بودن، غیر از آن است که انسان، تنهایی نداشته باشد. ۲. آن قضیه که امام آن افراد را راه ندادند، به جهت ادعایی بود که میکردند و پس از آنکه از آن ادعا دست برداشتند، امام اجازهی ملاقات دادند. که بحث آن را میتوانید در سلسله مجلدات «امام شناسی» آیت الله حسینی تهرانی دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و سپس با مطالعهی کتاب «خویشتن پنهان» که هر دو روی سایت هست، شروع کنید إنشاءالله بعداً با کتاب «عیون نفس» از آیت الله حسنزاده ادامه دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی شهدا فوقالعادهاند. بستگی به رویکرد شما دارد. لذا شهیدی را انتخاب کنید و کار را شروع بفرمایید تا بگویداز این انقلاب اسلامی چه فهمیده است که تمام جان خود را فدای آن کرده است؟ هر کدام از آنها با ما سخنی دارند و از عالَمی که در مقابلشان از طریق انقلاب اسلامی گشوده شد، شرحهایی خواهند داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای مخاطبان که سؤالها را میخوانند صلاح نیست تصور کنند با این نوع واژهها باید با بنده صحبت شود. زیرا ممکن است ما را متهم به مریدپروری بکنند. شما کار خودتان را بکنید و بگذارید ما هم کار خودمان را بکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه جناب آقای جعفریان در موارد متعددی بیانصافیهایی دارند حتی در مورد آقای دکتر داوری و فردید به کلّی از مسیر انصاف خارج شدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است نظری به کتاب «آشتی با خدا» بکنید و آن را تا آخر ادامه دهید، امید است که افقی در راستای حضور در فراخنای جهانی بس گشودهتر از جهان کمّیتها، در مقابلتان طلوع کند، إنشاءاللّه. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث مربوط به آن سوره عرایضی شد و بحث آن زیاد است. میتوان گفت هرکس بر مبنای معنایی که از خود کرده است، عمل میکند. جناب آقای دکتر نصراللّه حکمت در این رابطه نیز کتابی را تألیف کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل مدرن وقتی وارد تاریخ ما شد که ما تقریباً از آن نوع زندگیِ اصیلِ خردِ ایرانی و شیعی خود در زمان قاجار غفلت کرده بودیم و لذا به جای برگشت به زندگی اصیل خود، زندگی غربی را که هیچ هماهنگی با روح ایرانی – اسلامیِ ما نداشت پذیرفتیم. راهکار شناخت روحی است که از دست رفته است. در این مورد عرایضی در کتاب «انقلاب اسلامی و جهانِ گمشده» که آرامآرام بنا است به زیورِ چاپ آراسته شود، شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی انسان بتواند خود را و کمال خود را در عبودیت حضرت ربّ العالمین تعریف کند و متوجه شود آنچه او را به هدف اصیلش میرساند، در بستر زندگی توحیدی است و نه در گردونهی توهّمات زندگی غربی. موفق باشید
سلام: ارزش پول در كشور ما هر روز تنزل مي كند. اين مشكل براي همه مردم زيان آور است. موجب ناراحتي - اختلاف - پريشاني - ....... مي شود. البته عده قليلي هم از اين آشفته بازار سوءاستفاده كرده مال مردم و بيت المال را تصاحب مي كنند. در حاليكه در شرع مقدس طلا و نقره ملاك ارزش پول است. عقل و عرف هم حكم مي كند كه در مبادلات مالي و پولي بين مردم و همچنين بانك ها و دولت اين امر مهم رعايت شود. سپرده مردم نزد بانك ها بايد با ارزش سكه طلاي رسمي به ايشان باز گردانده شود. ابر بدهكاران بانكي بايد مطابق ارزش سكه طلاي رسمي اموال به تاراج برده را به بيت المال و خزانه كشور برگردانند. در قراردادهاي خصوصي و دولتي مبلغ با ارزش سكه طلا باشد كه طرفين قرارداد متضرر نشوند. چنانچه مهريه زن ها عموما با سكه طلا شده است. اين روش حق و حقوق ايشان را حفظ مي كند. قرض الحسنه با اين شرط رونق مي يابد كه طرفين با ارزش سكه طلاي رسمي متعهد شوند. چرا امر بديهي اين چنيني از نظرها دور مانده و علما و مراجع به صراحت نظر نمي دهند. اميد است پول اسلامي احيا شده = ريشه ربا خواري و حرام خواري خشكانده شود. ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: تلاش خوبی است که رفقا در این مورد به خرج میدهند، هرچند موانع زیادی در پیش است. ولی بالاخره امید هست که در بستر نظام انقلاب اسلامی باب این موضوع گشوده شود و ارزش پول، همان طلا و نقره باشد. موفق باشید
سلام و خدا قوت: با توجه به اصالت وجود و تشکیک همانطور که آیت الله جوادی در رحیق مختوم چهار امر را در تشکیک معتبر میدانند: ۱. وحدت حقیقی معنای مشکک ۲. کثرت حقیقی چیزی که به تشکیک متصف میشود ۳. وحدت حقیقی محیط به کثرت و ساری در آن باشد واحاطه و سریان در آن مجازی نباشد بلکه حقیقی باشد ۴. کثرت حقیقی به نحو حقیقت منطوی در تحت آن واحد حقیقی باشد. سوال این است که ملاصدرا در اصالت وجود وبه تبع تشکیک دقیقا چه میگوید و بدنبال اثبات چیست؟ یک وجود اصیل سریانی یعنی یک حقیقت و وجود اصیل مطلق مرسل که هاضم همه کثرات است و تمام کثرات درون آن ظهور میکند حال یا به نحو تشان که بشود کثرت طولی یا به نحو مثلا حیثیت تقییدیه نفادیه که بشود کثرت عرضی این معنای تشکیک برمبنای اصالت وجوداست که مساوق تشکیک در ظهورات و نفس رحمانی عرفان است که ملاصدرا در اصل وجود مطرح کردند؟ - یا اینکه منظور از اصالت وجود و تشکیک وجود ملاصدرا، وجودات اصیل ممتاز (نه یک وجود سریانی اصیل) در کنار هم یا به نحو طولی و یا عرضی باشند که حالا یک وحدت سنخی خارجی هم برایش فرض کنیم. اگر منظور دومی است آیا با تصویر اینچنینی ما قائل به تباین وجودات نشدیم؟ چون هر وجود را اصیل و ممتاز دانستیم. و آیا تصویر اول اشکالی دارد و مردود است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تشکیک وجود در عین ذاتیبودن آن تشکیک به همان معنای «دانٍ فِی عُلُوِّهِ، عالٍ فِی دُنُوِّهِ» که در هر موطنی وجود است که در هویت آن موطن به ظهور میآید؛ به این نکته هم فکر کنید که تشکیک در ظهور است یعنی این وجود مطلق است که در صحنهای حاضر است در عین ظهوری خاص نسبت به کسی که در آن موطن با «وجود» مواجه میشود. موفق باشید
با سلام حالتون خوبه حاج آقا؟ سوالم اینه که کدام وجه اسلام ایمان انسان را بیشتر تقویت میکند؟ مثلا اگر به وجه تاریخی اسلام که در کتب شیعه و سنی آمده اولا نمیتوان به طور کامل به صحت آن اعتماد کرد، ثانیا اینکه ما از نظر حضوری خودمان را نسبت به آن تواریخ غایب میدانیم فقط در حد اطلاعات اسلامی متوقف میشویم. وقتی من مباحث معرفت النفسی و بقیه مباحث فلسفی تان رومطالعه میکنم تلاش شما اشاره به یک علم حضوری در آن حس میشود ولی باز حقیقت اسلام در آن پیدا نیست!! آن روایتی که در زمان انتخابات آقای احمدی نژاد در مورد پیامبراسلام کلنگی را بر سنگی زدند و فرمودند رم فتح شد را که شما گفتید و مباحثی از این قبیل، بالاخره ما تکلیفمون در این عالم چیه؟ شما میگید بندگی، خب شریعت راه بندگی هستش و شیطان دشمن این شریعت و راه هستش، درسته؟ شما از باب علمی و معرفتی به عالم بزرگ دین نظر میکنید ولی در عمل انسان را به اعتقاد نمیرسونید البته به نظر من حقیر! از باب اینکه گفته میشه دوست تو کسی هست که از تو انتقاد میکنه انتقاد میکنم. حاج آقا دین سیاسی خوبه یا سیاست دینی؟ خدا رحمت کند شهید سلیمانی که با شهادتش قلوب انسانهایی که تشنه حقیقت بودند رو سیراب کرد ولی ما آیت الله جوادی هم داریم، چرا مردمی که درشهادت سردار دلها گریستند پای منبر آیت الله جوادی نمیشینند؟ حلقه مفقوده ی این ماجرا چیست؟ آیا فلسفه نمیتواند در کوچه و بازار بیاید؟ آیا میشود مثل اوایل انقلاب و جنگ که نقل مجلس زن ومرد دعا بود وقرآن و گریه، زمانی بیاد که پیر و جوان، زن و مرد همه دنبال این باشند که بگویند ملاصدرا چنین گفت و ابن سینا چنان؟! وآنقدر زمینه مستعد باشد که هم قلوب مردم وهم عقل هایشان در جستجوی حقیقت باشند تا اینکه آب کم جو تشنگی آور به دست / تا که جوشد آبت از بالا و پست. آری جوینده یابنه است. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت دین که انس با خداوند است از طریق سخن خداوند که همان قرآن میباشد و سیره رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» که نمونه عینی انسان کامل است، شکل میگیرد. آری! مباحث فلسفی پشتوانه عقلیِ آموزههای دینی میتوانند باشند ولی همانطور که عرض شد حقیقتِ دین در جای دیگر است و فطرت ما نیز با حقیقتِ دین آرام میشود. امثال حاج قاسم سلیمانی، نمادی از همان دینی است که سیاستش هم دینی است. عمده آن است که متوجه خطاب شهید حاج قاسم شویم، خطاب به آنانی که میرفتند تا در نیمروز انقلاب اسلامی به خواب روند، گفت: هان ای روانهای آزاده! آزادگی را! گویا زمانی است به تماشای ترفندهای جادوگران مشغول شدهاید و نمیتوانید چیزی باشید بیش از آنکه هستید. گویا جادوگران امید را، این واقعیترین روح در بستر تاریخ توحیدیِ انقلاب اسلامی را، از شما ربودهاند. ولی چشمهای شما گواهی میدهد هنوز به دنبال چیزی هستید بیش از آنکه هستید و اگر هوسی هست برای بدترین و خطرناکترین نوع زندگی، که عبور از انقلاب اسلامی است، هرچند در سجدهگاه باشید، شهادت من گواهی داد که شما، جادوگران را که تلاش دارند امید را از شما بربایند، دشمن میدارید و شما نه آن چیزی هستید که در ورطه حیلههای جادوگران گرفتارید، ورطهای که میخواهد شما را به بیراههها بکشاند و این در مورد شما ناشدنی است، زیرا از ترس، عبور کردهاید و درون ترس است که فضیلتها فرو میریزد و دلیری را از ما میستاند و شما با حضور در انقلاب اسلامی خطر کردید و دلیری را که اصل تمامیِ تاریخ انسان است، تجربه نمودید. دلیریِ لطیفی که شجاعت را با دلسوزی همراه میکند و انسان میتواند در آن نوع دلیری، دشمنانش را نیز دوست بدارد. آیا ما به آیندهای که شرایط ظهور آخرین انسان است، فکر کردهایم که شیطان ما نیز به دست ما مسلمان شود؟ به همان معنایی که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: شیطان من به دست من مسلمان شد. این چه آیندهای است و این چه امیدی است؟ آیا حاج قاسم نمادی از این آخرین انسان نبود؟
موفق باشید
سلام علیکم: وقت بخیر. در کلیپی از علامه حسن زاده (ره) نقل شد ایشان شهدا را بالاتر از اولیاالله میدانستند، میفرمایید این به چه معناست، و دقیقا منظور از اولیا در این بیان چیست؟ و اینکه این چگونه رخ داد؟ به لحاظ تاریخی برای ما هم امکان عشق بازی با حضرت حق تا آنجایی که دیگر بالاتر نیست وجود دارد؟ چون جایی علی الظاهر فرمودید اون امکان برای ما کمرنگ شده و میتوانیم با راستی و دوستی نهایتا انسان های خوبی باشیم. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل بر آن است که حضرت استاد، شهدا را اولیای الهی میدانند یعنی کسانی که ذیل ولایت الهی به میان آمدهاند و عمل میکنند و اگر گفته شده باشد هم که آنها بالاتر از اولیای الهی هستند؛ شاید منظورشان عرفای معمول باشد که خود آنها نیز خود را فقیر إلی الله میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه عرایضی تحت عنوان «کربلا؛ بازجستِ سعه صدر گمشده» شده که خوب است فایلهای صوتی آن را دنبال فرمایید. زیرا در آن صحنه به جای نظر به حقیقت، نظر به ظاهر دین شد. آدرس فایلها http://lobolmizan.ir/sound/1316 . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز باید منتظر ماند. إنشاءالله به توافق برسند. ولی اگر نه، فکر میکنم کار خوبی باشد. مگر آن که رهبر انقلاب طوری نظر بدهند که معنای آن عدم شرکت باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، به خود افراد مربوط است. نهایتش اگر زمینه داشته باشند میتوان به آنها تذکر داد. ولی خداوند به پیامبر خود نیز میفرماید: «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (قصص/56) هرکه را که دوست داشته باشی هدایت شود نمیتوانی هدایت کنی، ولکن هرکس را خداوند بخواهد هدایت میشود و خداوند است که مییابد چه کسی شایسته هدایت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم منظور جنابعالی کدام سؤال است. شماره آن را بفرمایید. موفق باشید
