باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث جناب صدرا بیشتر در رابطه با الهیات میباشد. تازه در آن نگاه، بحث طبیعیات هم در جای خود صحیح است و جواب میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که با نسل سوم، افقهایی برای حضور تاریخی انقلاب اسلامی گشوده شده است و آرزوهایی در آنها به میان آمده است که برای تحقق آنها باید نحوهی دیگری عمل نمود و آن نسل دغدغهی عمل به نحوهی دیگر را دارند که آن، با گشودگیِ انقلاب در این تاریخ همراه است بدین معنا که باید بسیاری از افراد را که رویهمرفته انقلاب اسلامی را در مقابل استکبار پذیرفتهاند، از آنِ خود بدانیم و این معنایی است که بنده با مصاد فشدنِ کسانیکه جهت عرض تسلیت خدمتشان در جلسات ترحیم متوجه شدم و امیدوار به آیندهای گشتم که بزرگتر از گذشتهی ما است. موفق باشید
سلام استاد: ببخشید بنده چند ماهی هست از تهران به مشهد رفته و در مشهد طلبه شده ام، بعلت کوتاهی مسیر تا حرم، هر شب به زیارت میروم. اما بعضی شب ها حس ی کار تکراری رو دارم، بنظرتون چکار کنم که همیشه زیارت برام لذت بخش باشه، چه آدابی رو رعایت کنم که حتی اگه هر روز و شب به زیارت میروم، حس لذت و دلچسبی داشته باشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به معارفی که موجب درک حقّانیت امام شود، برکت زیارت را افزون میکند. پیشنهاد میشود هر شب در حرم زیر سایه حضرت، یک قسمت از کتاب «حقیقت نوری اهلالبیت علیهمالسلام» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید
با عرض سلام و آرزوی علو درجات حضرتعالی: بر اساس قرآن هر خیری از آن حضرت حق است و هر شری که به ما می رسد از خود ما. حال ابهام اینجاست که بر اساس برهان صدیقین هر وجودی عین ربط و تعلق است به عین وجود. حال آیا وجود شر نیز عین ربط به عین وجود است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: «شرّ» امر عدمی است، هرجا نور حق نباشد، شرّ هست. موفق باشید
با سلام خدمت استاد: با توجه به اتفاقات اخیر و فوت مرحومه امینی و با توجه به ایجاد فضای احساسی در مردم، آیا سکوت مسئولین و چهره های علمی از جمله مراجع و عالمان دینی از جمله آقای پناهیان و عالی و چهره های سیاسی مثل آقای ازغدی و رائفی پور و خود شما باعث نشده که این فضای ایجاد شده دست عوامل ضد انقلاب بیافتد و آنها روی این موج ایجاد شده سوار بشوند؟ مردم عادی از جمله خود من چون درک درست و کاملی از حوادث نداریم، چشم به دهن اشخاصی چون مراجع و چهره های انقلابی و تاثیرگذار داریم. درست است که باید تا نتایج تحقیق و تفحص صبر کرد اما در این بازه زمانی، سکوت این چهره ها بخصوص مراجع تقلید جایز است؟ به نظر شما این سکوت باعث نشده جو ایجاد شده دست رسانه های غربی و سلبریتی ها بیافتد و از احساسات مردم سواستفاده کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همانطور که در جواب سؤالهای قبل عرض شد اتفاقی بود که پیش آمد و دشمنان ما همواره خطاهایی را که عملاً در هر حرکتی ممکن است پیش آید بیش از حدّ برجسته میکنند. آری! باید تذکرات لازم به مسئولان محترم گشت ارشاد داده شود مبنی بر آنکه برخوردها، عاطفی باشد نه نظامی تا منجر به اضطرابِ افراد نگردد، ولی در عین حال اینطور هم نباشد که هرکس بتواند هرطور خواست جامعه را تحت تأثیر امیال خود قرار دهد. موفق باشید
سلام: ارزش پول در كشور ما هر روز تنزل مي كند. اين مشكل براي همه مردم زيان آور است. موجب ناراحتي - اختلاف - پريشاني - ....... مي شود. البته عده قليلي هم از اين آشفته بازار سوءاستفاده كرده مال مردم و بيت المال را تصاحب مي كنند. در حاليكه در شرع مقدس طلا و نقره ملاك ارزش پول است. عقل و عرف هم حكم مي كند كه در مبادلات مالي و پولي بين مردم و همچنين بانك ها و دولت اين امر مهم رعايت شود. سپرده مردم نزد بانك ها بايد با ارزش سكه طلاي رسمي به ايشان باز گردانده شود. ابر بدهكاران بانكي بايد مطابق ارزش سكه طلاي رسمي اموال به تاراج برده را به بيت المال و خزانه كشور برگردانند. در قراردادهاي خصوصي و دولتي مبلغ با ارزش سكه طلا باشد كه طرفين قرارداد متضرر نشوند. چنانچه مهريه زن ها عموما با سكه طلا شده است. اين روش حق و حقوق ايشان را حفظ مي كند. قرض الحسنه با اين شرط رونق مي يابد كه طرفين با ارزش سكه طلاي رسمي متعهد شوند. چرا امر بديهي اين چنيني از نظرها دور مانده و علما و مراجع به صراحت نظر نمي دهند. اميد است پول اسلامي احيا شده = ريشه ربا خواري و حرام خواري خشكانده شود. ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: تلاش خوبی است که رفقا در این مورد به خرج میدهند، هرچند موانع زیادی در پیش است. ولی بالاخره امید هست که در بستر نظام انقلاب اسلامی باب این موضوع گشوده شود و ارزش پول، همان طلا و نقره باشد. موفق باشید
با سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار: طاعات و عبادات مقبول در گاه احدیت. استاد در زمانه ای قرار داریم که روح پرسشگری در افراد خیلی زیاد شده و با هر کسی در هر سن سالی که صحبت می کنیم انگار روحشان مملو از پرسشهایی است که در طول سالیان به آنها فکر می کرده اند و الان به یکباره جوشش گرفته و دنبال پاسخ هستند، یکی از این پرسشها که مطرح شد را خدمتتان عرض می کنم شاید در نگاه اول موردی پیش پا افتاده باشه ولی به دنبالش سوالات دیگری را در ذهن می آورد که گاهی جنبه مبنایی پیدا می کند، چرا در دوران عادت ماهانه که یک تغییر فیزیولوژی در بدن و لازمه حیات بشر و نشانه سلامت ساختار فیزیکی اندام زنانه و تولید مثل است دختران وزنان از بعضی عبادات به خصوص نماز، (عبادتی که در هیچ حالی جز این حالت از انسان ساقط نمی شود) محروم هستند؟ چرا در مکانهای مقدس مثل مساجد و حرمها نمی توانند رفت و آمد کنند؟ چرا این گونه با این مسئله طبیعی برخورد شده؟ به طوری که به خصوص دختران نوجوان و جوان در این ایام احساس تحقیر می کنند، احساس می کنند در موردتغییر جسمی که دخالتی هم در آن ندارند مورد اهانت و محرومیت قرار گرفته اند و می پرسند چرا این تغییر و حالت ناپاکی به حساب می آید؟ من نتوانستم پاسخی قانع کننده بدهم. استاد این گونه سوالات را چه طور باید پاسخ داد؟ چون اگر پاسخ اقنایی داده نشود کم کم با توجه به شبهاتی که امروزه فراوان القا می شود به اصل دین اسلام بعضا شک می کنند. لطفا راهنمایی فرمائید و پاسخ اقنایی به این سوال بدهید، سلامتی توفیق روز افزون استاد عزیز را از درگاه حضرت حق آرزو مندم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بحث در تفاوت روحیههای خانمها در آن موقعیت است و رخصتی که خداوند در إزای چنین تغییراتی در آن مدت برای آنها مطرح میکند از آن جهت که روح انسانها در موقعیتهای مختلف، احوالات مختلفی را در خود دارند؛ خداوند خواسته است تا خانمها در آن شرایط به خود سختگیری نکنند نه آنکه تحقیری در میان باشد و از این جهت پاسداشتن و احترامگذاشتن به دستورات شرع مقدس در آن موقعیت، برکات و ثواب خاص خود را دارد. در این مورد اساتیدی مثل حاجیه خانم لطفی مطالب و نکاتی را مطرح فرمودهاند که خوب است از طریق شاگردان ایشان آن مطالب را به دست آورید.[1] موفق باشید
[1] - https://www.hamgaman-institute.ir/teacher
با عرض سلام خدمت شما استاد عزیز و گرانقدر: ان شاءلله همیشه در پرتوی لطف روز افزون حضرت حق باشید. در راستای جایگاه خلاقیت و طریقت آن، راهنمایی بفرمایید لطفاً. خیلی ممنون. «فتبارک الله احسن خالقین». خلاقیت از حقیقت است و حقیقت خود خلّاق است. خلاقیت از روحی است که در خاک دمیده می شود و در راستای انسانیّت معنی می دهد. و انسانیّت از «فاذا سوّیته نفخت فیه من روحی» است و روح هم مقامی است نزد حقیقت. از آنجایی که تسویه کردن یعنی متعادل کردن، پس ابتدا باید تعادلی برقرار شود تا روحی از نور حقیقت به اثر تعلق گیرد. اما اختلاق نسبتی با حقیقت ندارد. خلقی که با امیال نفسانی صورت می گیرد و نه انسانیت. از طرفی روح بخشی بنیان هنر است و مصنوعی بودن صفتی است که هنرمند از آن دوری می کند، و چنین اثری اگر آراسته هم بشود، تکلّف است و زمینه ی روح بخشی نمی شود. آیه 86 سوره ی صاد می فرماید: «بگو: من از متکلفین نیستم که خود را به چیزی آراسته سازم که در من نیست. و از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم.» و تکلّف یعنی آراسته شدن اثر به چیزی که حقیقتاً در اثر نیست. و اینکه چگونه سینما و انیمیشن می تواند از تکلّف به دور باشد و فقط تکلیفش را انجام دهد اهمیت دارد. وقتی رجوع حقیقی در مسیر فرایند وجود داشته باشد، خود حقیقت در صحنه است و خلاقیت تجلی اوست و در هر تجلی، غیر از خود او در صحنه نیست و هنرمند فقط تکلیفش را انجام می دهد. از طرفی تصاویر ضبط شده توسط دوربین واقعی نحوه ایی از حضور روح در جهان تکوین و تشریع را به نمایش می گذارد و دوربین «هست» را تصویر برداری می کند. اما دوربین در فضایِ نرم افزاریِ انیمیشن از «نیست» تصویر برداری می کند. دوربین با فضای کمیت گرا و اطلاعات محور نرم افزار درگیر است. و از جهان سراسر کمیّت و کد نویسیِ نرم افزار الهام می گیرد. هر چند می تواند از شبیه سازی تصویر برداری کند، اما با شبیه سازی کمّی نیز به دنبال روح بخشی و جان بخشی کیفی است و شبیه سازی میتواند، چشم اندازی بر ساحت تدبیر روح باشد. اما بر مبنای «لیس کمثله شیء» اثر هنری حقیقی فراتر از شبیه سازی است و تجلی و خلاقیت در جلوه ای نو، ظهور می کند. از طرفی یک اثر انیمیشن که بر مبنای کمیّت استوار است برای اینکه به بیان کیفیّت نزدیک شود، می تواند با صفت مبالغه ظاهر شود و در صفتِ بسیار و بی نهایت روح را تجسم بخشد، تا نور حقیقت در او تجلی کند. و همین صفت بی نهایت است که اغراق آمیز جلوه می کند. اغراق نه به معنای افراط و تفریط در ظاهر و باطن که نشان از عدم تعادل دارد، بلکه به معنای غرق کردن در وحدت و تعادلی بی نظیر، که ساحت مخاطب را از کثرت عبور می دهد و به وحدت می رساند. هر چند انیمیشن تلاش می کند از ضرب آهنگ شعر هم استفاده کند تا بر شدت وحدت بیافزاید، اما تعادل صفتی است که در انسانیت و جامعیت تجلی می کند. اغراق در تعادل، به معنی شدت بخشیدن به کمالات انسانی و غرق شدن در حضرت حق که غرق شدنِ حقیقی است. در حرکت شوقیِ عبودیت و حرکت حبّی حضرت حق، عبد فانی می شود و نور «یا خلّاق» تجلی می کند. نگاهی مستغرق در طلبِ تجلیات، افقی را برای خلاقیت حقیقی می گشاید. خلاقیتی از جنس محبّت. و انعکاس چنین محبتی، روح هنرمند را در بیان به جوشش در می آورد و جلوه ایی از حقیقت رخ می نمایاند. و جنس محبت یعنی آیات سوره ی انسان «سه روز روزه داری اهل بیت و اطعام یتیم، مسکین و اسیر با افطار در هر سه روز، فقط به خاطر محبّتِ حقیقت» و چنین محبتی خیال انگیز است و مصرعِ «خیالش لطف های بیکران کرد» از حافظ، نشانی از خلاقیت چنین خیالی است. از طرفی شدت و ضعف از خصوصیاتِ حرکت حبّی است. مانند تجلی حقیقت برای حضرت یعقوب در استشمام بویِ پیراهن از دور و ندیدن چاه کنهان. به هر صورت هنرمند از روحی که در خود میشناسد خلق میکند و وقتی با نور جامعیت در روح خود آشنا باشد خلاقیت حقیقی رخ میدهد. و غرق شدن ضرب آهنگ حقیقی به خود می گیرد. و مخاطب در مواجهه با اثر از خودِ جزئی و یا ناخودش عبور می کند و در جامعیتِ حقیقیِ اثر غرق می شود و خود حقیقی اش را به جامعیت می یابد. و خلاقیت روح بخش و نور بخش انقلاب اسلامی می تواند این چنین باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفته جناب مولوی: «غرق حق خواهد که باشد غرقتر». و در این رابطه میتوان گفت در بستر انقلاب اسلامی شهدا مظاهر فرارفتنِ هرچه بیشتر به سوی حقیقت بودهاند هرچند که متهم به اغراق شوند. آری! اینجا اغراق به معنای غرقشدن غیر از اغراق به معنای افراط است و در خلق اثر هنری وقتی که هنرمند اثری را در وجه نهایی آن خلق میکند میخواهد بنیانهای آنچه ما در پیش رو داریم را به ظهور آورد، هرچند که مانند شهدا متهم به اغراق شود. نه! این اغراق نیست، این همان بیشتر حضوریافتن است و همانطور که متوجهاید شعر و یا انیمیشن و یا داستان، بنای توجه به آن حضورِ بیشتر را دارا هستند و اگر شاعر فرمود: «در شعر مپیچ و در فنِ او/ چون اکذب اوست احسن او». همین مطلب را که به یک معنا نفی شعر است با سرودن شعر به ما میرسانند و البته شاعر وقتی در حضوری برتر سخن خود را به میان میآورد سخن کذبی نگفته است، بلکه وجه متعالی و باطنی موضوع را با ما در میان گذاشته است تا خیال ما را بپروراند همان خیالاتی که «عکس مهرویان بستان خدا است». موفق باشید
سلام استاد عزیز و گرانقدر: در مورد متن زیر اگر پاسخی که بعضی جوانان را قانع کند بیان بفرمایید سپاسگزار خواهم بود، شرمنده هر جا کم می آورم مزاحم وقت شما می شوم ان شالله حلال بفرمائید: حادثه هواپیمای اوکراین، واقعا بدترین اتفاق ممکن در بدترین زمان ممکن، برای بدترین پرواز ممکن بود که به بدترین نحو ممکن به اطلاع مردم رسید. یعنی اگر مسافرین هواپیما بسیجیا یا طلبهها بودن که میرفتن کربلا یا نجف، شاید واکنشهای داخلی و خارجی به این اتفاق جور دیگری بود. کما اینکه در اتفاق تشییع چند روز قبل در کرمان که بالای ۷۰ نفر زیر دست و پا له شدن و جونشون رو از دست دادن، هیشکی انگار دلش نسوخت، رسانهها چیزی دربارهش نگفتن، خبرگزاری های خارجی درحد یک خبر معمولی مطرحش کردن تمام. درحالیکه کوتاهی مسئولین کرمان تو این موضوع اگر بیشتر از کوتاهی اتفاق هواپیما نباشه، کمتر نبوده. چون وضعیت، وضعیت جنگی نبود. میشد تدبیر کرد، تا ازدحام بودجود نیاد. جالبه هیچکدام از مسؤلین خاطی در کرمان نه توضیحی دادن نه بازخواست شدن و نه استعغا دادن. بعدشم ماجرا کلا بهدست فراموشی سپرده شد. کلا مسئولین ما با استعفا میونه خوبی ندارن. در حادثه هواپیمایی حداقل یه نفر استعفا میداد، تا حداقل یکم داغ این حادثه کم بشه، حتی بصورت صوری. البته اینکه اومدن جلوی دوربین و معذرت خواهی کردن در نوع خودش تو کشور ما کمنظیر بود. من که تا حالا ندیدم یه مسئول بیاد معذرتخواهی کنه. واقعیت این هست که مسائل و اتفاقاتی که در کشور رخ میده، مبهم باقی میمونه و متأسفانه مسئولین ذیربط، به اندازه کافی درباره سؤالات و شبهاتی که وجود داره صحبت نمیکنن. که در بیشتر اوقات به ضرر خود حاکمیت تموم میشه. مثلا درباره اتفاق آبان ماه توضیحی داده نشد و سوالات و شبهات مردم رو دیگران جواب دادن، با آمارهای مختلف. چون خود مسئولین نیومدن درست توضیح بدن و توجیه کنن مردم را ولی چرا چنین نمی کنند خدا می داند و چرا رهبر انقلاب از آنها توضیح نمی خواهند و پی گیری نمی شود. الله اعلم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با روبروشدن با اتفاقاتی که پیش میآید باید به انگیزهها نظر کنیم به همان معنایی که مولای ما علی «علیهالسلام» میفرمایند: «ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ» فعل و آنچه از برادرت صادر میشود را حمل بر صحت بنما، مگر آنکه خلافش ثابت شود. در مورد جریان هواپیما همچنانکه تحقیقات آن مشخص شد و سازمان هواپیمایی جهانی نیز تصدیق کردند مربوط به خطای انسانی بود و قصدی به عنوان تروریسم که بعضی از محافل آمریکایی میگویند، در کار نبود و در راستای خطای انسانی، ده نفر خطاکار شناخته شدهاند که در مسیر دستورات قضایی قرار دارند. در مورد شهدای کرمان که ظاهراً کمتر از ۷۰ نفر بودهاند؛ این بود که پیشبینی نشده بود که چنین جمعیتی در صحنه حاضر شوند. در حالیکه کوچهها و محل تشییع تا گلزار شهدا چنین ظرفیتی را برای اینهمه جمعیت نداشت. حتی رفقایی که در تهران در نماز میت آن شهید حاضر شدند میفرمودند اگر تجربه سالهای گذشته برای برنامهریزان نماز میت در تهران نبود، آنجا هم نزدیک بود چنین مشکلاتی پیش میآمد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام متن؟!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صورت مشخص کار نکردهام. میتوانید از کانال امثال آقای دکتر یامین پور دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصه شهدای عزیز ما اینچنین است با مأموریتهایی متفاوت و رجعتی که هرکدام به صورتی در پیش دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را مطرح فرمودهاید. آری! برای درک سنتهای جاری در عالم و در هر زمان، حکمت نیاز است تا در بستر حکمت، متوجه سنتها باشیم. عرایضی در رابطه با نکاتی که در ابتدای سخن خود فرمودهاید تحت عنوان «معنای حضور در جهان بین دو جهان و انسان آخرالزمانی» در کانال «مطالب ویژه» شده است. خوب است نظری به آن مطلب داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه توفیق نشده. ولی متن نوشتهشدهی «هشدار که ماه شعبان آمد!» میتواند إنشاءالله متذکر عزم خوبی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جز طلب عنایت حضرت حق سالک، طلب دیگری ندارد و حدّ و حدود آن را شرع منوّر -که فدایش شوم – تعیین میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در این مسیر، این موانع هست. به گفتهی پیر هرات، صد منزل باید طی شود تا از این مراحل بگذریم. آیت الله بهجت میفرمودند آمدن این افکار در اختیار ما نیست، ولی دنبالکردنِ آن در اختیار ما است که باید آنها را دنبال نکنیم تا خود به خود، قدرتشان ضعیف شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نکردهام. شاید منظور این باشد که نمیتوان گفت چون طرف دزدی کرده است، نمارهایی که خوانده باطل میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل حرف در روحیهای است که در غرب با سیطرهی گشتل، ماهیت تکنولوژی به انحراف کشیده شد. حال با هر ادبیاتی گفته شود ارزش آن را دارد که روی آن تفکر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با این علوم رسمی و این عباداتِ عادتی، راهی گشوده نمیشود. باید از گلستان رُخ او بهرهای بیابیم و این در صورتی است که چشماندازِ حضور خود در عالَم را حقیقتی بدانیم که از آن دور دورها به ما چشمک میزند در عین حال که: «در راه عشق، مرحلهی قرب و بُعد نیست». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوهی «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم» که در سایت هست، به آدرس زیر مراجعه فرمایید. موفق باشید
http://lobolmizan.ir/leaflet/1720/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B9%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D9%85
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است ولی نه از آن جهت که اگر کوتاهی کنیم معصیت کرده باشیم، بلکه از آن جهت که کوتاهیِ ما منجر میشود تا به نتیجهی کامل نرسیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال ظهور حضرت در بستر آخرین دین که کاملترین دین است محقق میشود. ۲. همانطور که در جواب سؤال شمارهی ۲۷۷۵۳ عرض شد مسلّم آیندهی ما، آیندهی بسیار امیدوارکنندهای است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است نظری به کتاب «آشتی با خدا» بکنید و آن را تا آخر ادامه دهید، امید است که افقی در راستای حضور در فراخنای جهانی بس گشودهتر از جهان کمّیتها، در مقابلتان طلوع کند، إنشاءاللّه. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «آنقدر ای دل که توانی بکوش»، آرامآرام کار حلّ میشود. موفق باشید
