بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25816
متن پرسش
سلام علیکم: استاد طاهرزاده، مدتی است این مطلب ذهنم رو مشغول کرده و پس از مطالعه ای که روی کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» داشتم دغدغه ام روی این مبحث بیشتر شد. ابتدا پس از اینکه غرب و استراتژی غرب را شناختیم که مقدم بر مسائل و مباحث دیگر است، باید معلوم کنیم ما در تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با غرب هستیم یا در پیکار و مقابله با تمدن غرب. به نظرم ما نه در تعامل با غرب و نه در ستیزه با غرب هستیم بلکه برتر و والاتر از غربیم و تا حد ضرورت سعی داریم آن دسته قوت های تمدنی غرب را در نظام اسلامی پیاده کنیم به نحوی که همسو با اهداف و ارزشهای خودمان شود مثل برخورد فارابی با فلسفه ارسطویی که عناصری از منظومه فکری ارسطو را چنان در اندیشه دین بنیان خود استحاله کرد که توانست از آنها در راستای همان تبیین معارف دینی و عقاید آنتولوژیک اسلامی بهره برد. وقتی می گوییم ما رقیب تمدنی غرب هستیم سطح خودمان را تنزل می دهیم و گویی وانمود می کنیم که حکایت ما و غرب مثل دو دونده است که مدام در صدد اند لحظه ای از دیگری پیشی بگیرند و جدال تن به تن و در سطح هم دارند. مدام در صدا و سیما می بینم که نشان داده می شود آمار تولید ناخالص آمریکا پایین آمده یا در مصرف فلان جنس و کالا آمار مسرفانه ای دارند و یا حالا ما هم یکسری صنایع نوین در حد استاندارهای بین المللی ساختیم و انحصار غرب را شکستیم یا فلان درصد از غربی ها جلو تریم خب پس ما داریم می رویم بسمت قله های تمدنی و توانسته ایم رقیب تمدنی شان و در رقابت جلو بزنیم و غربی ها عقب ماندند. این نوع تفاسیر و تبیین ها به عقیده ام سطح تمدن اسلامی با این قوت منابع و مباحث و عقاید را زیر سوال می برد که انگار ما هیچ قدرتی از جهت مسائل کلان و طرح ریزی های راهبردی نداریم به مجرد اینکه غربی ها در حوزه ای آمارشان پایین آمد و کمتر از ما شد، آن را دال بر فروپاشی غرب و لیبرالیسم و قوت خود می دانند و رسماً سطح و شان ما را تنزل می دهند. ما باید فرای این جزئی نگری های عجیب و نامتعارف بنگریم که تمدن زایی ما به افق متعالی انسان دارد و جوهرش به‌مراتب والاتر از غرب است و می تواند زیر نظام های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و ... بچیند حتی با استفاده از نقاط مثبت غرب به نحوی که آن زیر نظام ها نظر به انسان متعالی دارد و در صدد رشد و تعالی اوست و بنا دارد که ولایت الله را تحقق بخشد. به امید تحقق تمدن نوین اسلامی و تشکیل دولت حقه آل محمد (ص) التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده درست بر روی نقطه‌ی اصلی دست گذاشته‌اید. اخیراً نیز بنده با مجموعه‌های تربیتی، صحبتی در مورد «فلسفه‌ی غرب در دو مرحله» داشته‌ام که فکر می‌کنم کمک کند. در هر حال باید ما بین جهان مدرن و نظام سلطه تفکیک کنیم و با رویکردی درست در جهان مدرن حاضر شویم. موفق باشید

25546
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: خدا قوت! با توجه به اینکه طرح مطالعاتی کتاب های جنابعالی در شهر های مختلف در حال برگزاریست و پرسش و پاسخ هایی مطرح هست. با توجه به برکت شنیدن مطالب از کلام و سخن شما، آیا بهتر است در این طرح ها کتاب مطالعه شود یا سیر صوت باشد؟ بعضی از دوستان کتاب را که می خوانند ارتباط نمی گیرند و گله از سختی آن دارند. اما صوت را که می شنوند خیلی از مطالب را حضوری حس می کنند. شما کدام روش را پیشنهاد می کنید برای طرح عمومی افراد مختلف از هر قشری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم ابتدا برای این‌که در فضای مطالب قرار گیرند، گوش دادن به صوت آن موضوع، شروع خوبی است. ولی در هر حال مطالب نوشته شده با عمقِ بیشتر و استنادات مشخصی نوشته شده و روحیه‌ی علمی افراد را بالا می‌برد. از این جهت خوب است که پس از مدتی رفقا بر روی متون نوشتاری نیز تأمل بفرمایند. موفق باشید

24662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چگونه حضرت حق با احدیت برای سالک تجلی می کند در حالی که در قیامت هنگام تجلی احدیت هیچ چیز باقی نمی ماند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تجلی نور احدی تمام عالم در خود فانی و به حق باقی می‌شوند و پس از آن است که اسماء الهیه‌ی دیگری ظهور می‌کند و هرکس به خود می‌آید. موفق باشید

24347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب. استاد عزیز در رابطه با فرمایش شما مبنی بر اینکه در راه کسب معرفت خیلی سوال نکنیم یه تشبیهی به ذهنم رسید لطفا ملاحظه بفرمایید: استاد عزیز مکرر می فرمایند سوال نکنید. سوال حجاب است و «اسرار طریقت نشود حل به سوال».. به ذهنم رسید انسانی که می خواهد شنا را بیاموزد وقتی در آب پرتاب می شود اگر دست و پا بزند فرو می رود و راه به جایی نمی برد. قدم اول در آموختن شنا و حرکت در آب آرام بودن و دراز کشیدن و حتی نفس نکشیدن است تا با حبس نفس و سکون اعضا خود را روی سطح آب نگهدارد و سپس به آرامی با حرکات مناسب به راه بیفتد انسان هم باید در وادی معرفت در مقابل نور معارف بی حرکت و آرام بنشیند و دست و پای الکی نزند تا به فضل الهی او را در مسیر مناسب خودش و به طریق مناسب خودش به راه بیاندازند و در دریای مواج معارف موفق به شنا شود و الا به محض افتادن در آب غرق می شود. التماس دعا
متن پاسخ

24347- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همین‌طور است. البته در صورتی که انسان در مسیر شریعت قرار داشته باشد و معارف اولیه‌ را کسب کرده باشد. آری! در آن صورت «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

35454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت به خیر: بنده در حال حاضر ۲ فرزند دارم، بچه دومم ۱ سال و نیمشه‌. یکسالی هست که دچار کمبود خواب شدید شدم واحساس خستگی دائمی دارم و از طرفی در طول روز اصلا خوابن نمیبره، ریزش موی شدید و سفیدی مو هم دارم و دچار حالات افسردگی و اضطراب شدم. به هر نحوی این مسئله رو درمان کردم اما فایده نداشته. یکساله دارو می‌خورم و راه های مختلف رو امتحان کردم. قبلا هم مثلا در ایام امتحانات و یا تحصیل بی خوابی پیش اومده بود اما در این یکسال به طرز عجیبی ادامه دار شده و خوب هم نمیشه. بسیار دعا کردم و چله گرفتم و... با توجه به اینکه سحرهای عجیبی و قوی در منزل مادرم پیدا شد و مادر و خواهرم از دنیا رفتن و یک برادر و خواهر دیگرم هم سابقه افسردگی و رفتارهای عجیب دلشتن، آیا ممکنه اثر سحر و موجودات ماورایی باشه؟ چون این کسالت بدنی، بی‌خوابی و عدم درمانش برای خودم عجیب شده، به نظرتون به صلاحه در دوره ی چشم زخم دکتر دباغ شرکت کنم؟ خیلیا که دچار چشم زخم و سحر و.... شدن با شرکت در این دوره، اعلام رضایت کردن. خیلی خیلی مستاصل شدم، بگید چه کنم تا نجات پیدا کنم؟ همین الان که پیام میدم از شدت بی‌خوابی و بدخوابی سر درد دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سحری در میان باشد، تنها همان عرایضی که در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست و راهکارهای مطرح شده، کافی است نباید خود را در اختیار این نوع میدان‌ها قرار داد. موفق باشید

32993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظرتون رو درباره این مطلب می خواستم. سيلى زدن موسى به ملك الموت شيخين در صحيحشان با اسناد خود به ابو هريره روايت نموده‌اند كه گفت: ملك الموت براى قبض جان موسى عليه السلام بيامد و به وى گفت: أجِبْ رَبَّكَ! «دعوت پروردگارت را اجابت كن!» ابو هريره گفت: موسى يك سيلى به چهرۀ ملك الموت چنان بنواخت تا چشمش از كاسه بيرون پريد. ملك الموت به سوى خداوند تعالى بازگشت و گفت: تو مرا فرستادى به سوى بنده‌ات كه ميل به مردن ندارد و چشم مرا از حدقه بيرون كرده است! ابو هريره گفت: خداوند چشم ملك الموت را برگردانيد و به او گفت: برگرد به نزد بندۀ من و به او بگو: زندگى را مى‌خواهى؟! اگر زندگى را مى‌خواهى دستت را بر پشت گاو نر بگذار، آن مقدار از موهاى بدن او كه در زير دستت پنهان شده است به تعداد هر موئى يك سال عمر خواهى نمود - تا آخر حديث و احمد حنبل اين حديث را در «مسندش» از ابو هريره تخريج نموده است. و در آن اين طور وارد است كه: عادت و دأب ملك الموت اين گونه بود كه براى قبض روح مردم به طور آشكارا مى‌آمد. پس نزد موسى آمد و وى به او سيلى زد و چشمش بيرون آمد. تا آخر حديث

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان تعجب می‌کند که کسی با معارف عالیه قرآن آشنا باشد و این تخیّلات را به مردم تحویل دهد و بیچاره مردمی که با این حرف‌ها بخواهند دین اسلام را چنین بپندارند و بپذیرند!!! اساساً مگر ملک‌الموت جز همان اسمِ قابض حضرت ربّ العالمین است؟ که به تعبیر قرآن در توصیف جایگاه ملک‌الموت خداوند به رسولش می‌فرماید: «قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ» (سجده/۱۱) بگو: «فرشته مرگى كه بر شما گمارده شده، جانتان را مى‌ستاند، آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانيده مى‌شويد. موفق باشید

32407

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکمک جهت تقویت اراده و عزم قوی و ثبات در ایمان مداومت بر کدام سور و آیات و اذکاری پیشنهاد می‌کنید؟ بنده بسیار بی اراده و سست ایمان شدم. با یک فوت عمارت ایمانم سقوط می‌کند. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چاره کار تقویت معارف توحیدیِ حضوری است. پیشنهاد می‌شود مباحث «معرفت نفس» مثل کتاب «آشتی با خدا» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» دنبال شود. هر دو کتاب در قسمت نوشتارهای سایت موجود است. موفق باشید

32153
متن پرسش

سلام استاد عزیز و گرانقدر: در مورد متن زیر اگر پاسخی که بعضی جوانان را قانع کند بیان بفرمایید سپاسگزار خواهم بود، شرمنده هر جا کم می آورم مزاحم وقت شما می شوم ان شالله حلال بفرمائید: حادثه هواپیمای اوکراین، واقعا بدترین اتفاق ممکن در بدترین زمان ممکن، برای بدترین پرواز ممکن بود که به بدترین نحو ممکن به اطلاع مردم رسید. یعنی اگر مسافرین هواپیما بسیجیا یا طلبه‌ها بودن که میرفتن کربلا یا نجف، شاید واکنشهای داخلی و خارجی به این اتفاق جور دیگری بود. کما اینکه در اتفاق تشییع چند روز قبل در کرمان که بالای ۷۰ نفر زیر دست و پا له شدن و جونشون رو از دست دادن، هیشکی انگار دلش نسوخت، رسانه‌ها چیزی درباره‌ش نگفتن، خبرگزاری های خارجی درحد یک خبر معمولی مطرحش کردن تمام. درحالیکه کوتاهی مسئولین کرمان تو این موضوع اگر بیشتر از کوتاهی اتفاق هواپیما نباشه، کمتر نبوده. چون وضعیت، وضعیت جنگی نبود. می‌شد تدبیر کرد، تا ازدحام بودجود نیاد. جالبه هیچ‌کدام از مسؤلین خاطی در کرمان نه توضیحی دادن نه بازخواست شدن و نه استعغا دادن. بعدشم ماجرا کلا به‌دست فراموشی سپرده شد. کلا مسئولین ما با استعفا میونه خوبی ندارن. در حادثه هواپیمایی حداقل یه نفر استعفا می‌داد، تا حداقل یکم داغ این حادثه کم بشه، حتی بصورت صوری. البته این‌که اومدن جلوی دوربین و معذرت خواهی کردن در نوع خودش تو کشور ما کم‌نظیر بود. من که تا حالا ندیدم یه مسئول بیاد معذرت‌خواهی کنه. واقعیت این هست که مسائل و اتفاقاتی که در کشور رخ میده، مبهم باقی میمونه و متأسفانه مسئولین ذیربط، به اندازه کافی درباره سؤالات و شبهاتی که وجود داره صحبت نمیکنن. که در بیشتر اوقات به ضرر خود حاکمیت تموم میشه. مثلا درباره اتفاق آبان ماه توضیحی داده نشد و سوالات و شبهات مردم رو دیگران جواب دادن، با آمارهای مختلف. چون خود مسئولین نیومدن درست توضیح بدن و توجیه کنن مردم را ولی چرا چنین نمی کنند خدا می داند و چرا رهبر انقلاب از آنها توضیح نمی خواهند و پی گیری نمی شود. الله اعلم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با روبروشدن با اتفاقاتی که پیش می‌آید باید به انگیزه‌ها نظر کنیم به همان معنایی که مولای ما علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ» فعل و آنچه از برادرت صادر می‌شود را حمل بر صحت بنما، مگر آن‌که خلافش ثابت شود. در مورد جریان هواپیما همچنان‌که تحقیقات آن مشخص شد و سازمان هواپیمایی جهانی نیز تصدیق کردند مربوط به خطای انسانی بود و قصدی به عنوان تروریسم که بعضی از محافل آمریکایی می‌گویند، در کار نبود و در راستای خطای انسانی، ده نفر خطاکار شناخته شده‌اند که در مسیر دستورات قضایی قرار دارند. در مورد شهدای کرمان که ظاهراً کمتر از ۷۰ نفر بوده‌اند؛ این بود که پیش‌بینی نشده بود که چنین جمعیتی در صحنه حاضر شوند. در حالی‌که کوچه‌ها و محل تشییع تا گلزار شهدا چنین ظرفیتی را برای این‌همه جمعیت نداشت. حتی رفقایی که در تهران در نماز میت آن شهید حاضر شدند می‌فرمودند اگر تجربه سال‌های گذشته برای برنامه‌ریزان نماز میت در تهران نبود، آن‌جا هم نزدیک بود چنین مشکلاتی پیش می‌آمد. موفق باشید

32055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: به نظر شما آیا برای هر انسانی منحصرا هدفی وجود دارد یا بهتر یگویم مسیری برای رشد وجود دارد؟ یعنی مثلا خداوند از قبل تقدیر کرده است که مسیر رشد من از تحصیل در فلان رشته مهندسی می‌گذرد؟ چگونه بین چندین راهی که مسیر آینده زندگی را مشخص می‌کند و همه آن ها شرعی هستند می‌توانم بهترین را انتخاب کنم؟ اصولا آیا به عنوان مسلمان وظیفه دارم دنبال مسیری که خداوند برای رشد من قرار داده بگردم یا با توجه به عقل معاش و محاسبات مادی دنبال آینده خود باشم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که رعایت تقوا بشود و عقل و شرع مدّ نظر باشد، خود به خود آنچه تقدیر انسان است و موجب کمال او می‌شود، به قلب او القاء می‌گردد، به حکم آن‌که حضرت حق فرمودند: «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا» هر آنچه شما در درون خود طلب می‌کنید، ریشه در اراده و خواست حضرت حق دارد. خداوندی که می‌داند که چگونه عمل کند و کجا نقش‌آفرینی نماید. موفق باشید

31573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطف می‌فرمایید نظرتون را درباره تفسیر و عقاید سید مرتضی جزایری بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که بتوانم نظر بدهم با آثار ایشان آشنا نیستم. موفق باشید

31239

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بنده این ایمیل که گفته بود نام کاربری ایتا رو بفرستم، بنده متاسفانه دیر دیدم، الان فرستادم ✅
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظور جنابعالی کدام سؤال است. شماره آن را بفرمایید. موفق باشید

30818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سوال ۳۰۸۱۲ یک نوع تناقض است که یکجا حدیث می‌گوید با انفاق کردن چیزی کم نمی‌شود، نترسید و بدهید. «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ» حتی وقتی تنگدست شدید با انفاق کردن روزی را به خود جذب کنید. ولی قرآن می‌گوید آنقدر نده که دستت خالی شود؟ با عرض پوزش از اینکه وقت شما را می‌گیرم. بنده سوالات بسیار دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال قرآن در دل بستر سیره‌ی نبی الله «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به معنای «اطیعواالرّسول» آیات خود را معنا و متذکر می‌شود و سیره‌ی پیامبر است که جانب هر آیه‌ای را در کنار آیه‌ای دیگر معنا می‌کند. با توجه به این امر است که می‌توان از افراط و تفریط نسبت به تذکرات قرآنی مصون ماند. موفق باشید

30780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت میشه بی زحمت چند تا منبع واسه موضوع مقالم بهم معرفی کنید. موضوع مقاله: راهکارهای رشد فضایل اخلاقی از منظر سوره حجرات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد، ورودی نداشته‌ام. موفق باشید

30684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در بحث تمدن سازی و مبادی تفکر و مشکلات امروز ما؛ می خواستم نظر شما را درباره این نظر بدانم که ریشه همه مشکلات اجتماعی و.. و گناهها، پر رنگ شدن من و کم رنگ شدن ما است. در زندگی روزمره که انواع اقسام گناه ها و بی قانونی ها رو می بینم مثل بدحجابی و کم فروشی و احتکار و اختلاس و بی دینی و... همیشه فکر می‌کنم کلید رفع این مشکلات فکر کردن به تاثیر این اعمال بر دیگری است، اصلا گویی دین احترام و تسلیم است. حال به نظر شما تغییر مبادی فکری مان از من به ما چگونه حاصل می شود؟ تغییری جدای از قانونمندی به سبک غربی که مثل حیوان انسان را شرطی بار می آورند. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید آرام‌آرام متوجه شویم اولاً: دین فردی در این تاریخ کافی نیست. ثانیاً: رسالتی داریم برای حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده. متأسفانه کمتر این موارد با مردم در میان گذارده شده تا متوجه‌ی حضور تاریخی خود باشند. عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی؛ طلوع در جهانی بین دو جهان» شده است که می‌توانید در سایت در قسمت صوت، آن مطالب را دنبال بفرمایید. موفق باشید

30254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: عیدتون مبارک. در پناه خدا باشید. استاد عزیز ربط بین آیه شریفه ۶۲ سوره بقره و آیه ای که می‌فرماید: «دین نزد خدا فقط دین اسلام است» چیست؟ در آیه ۶۲ سوره بقره منظور این است که از هر قوم و دینی که هستید همین که به خدا و معاد ایمان داشته باشید و کار صالح انجام بدین کفایت میکنه و پذیرفته است؟ یا نکته دیگری دارد؟ تفسیر البرهان را دیدم و به نکته خوبی پی بردم ولی مزاحم شدم نظر شما را هم جویا شدم. ان شاءالله نکات دیگری هم برایم گشوده شود. متشکرم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! می‌فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» ملاک، ایمان به خدا و قیامت و اعمال صالحی است که در هر دینی متدینینِ به آن دین بدان مقیّد باشند زیرا همه‌ی ادیان از توحید خدا و رعایت حقوق انسان‌ها سخن می‌گوید و به همین جهت فرمود: «لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه‏». موفق باشید  

30126
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: با توجه به اینکه در حال حاضر شهر اصفهان در وضعیت زرد قرار گرفته برنامه حضرتعالی در رابطه با جلسات تفسیر قرآن روز های شنبه در چه شرایطی هست؟ از طرفی جلسات روز دوشنبه رو به دلیل مشغله های کاری برامون مقدور نیست که حضورتون شرفیاب بشیم. از طرفی هم دلمون برای تفسیر قرآن تنگ شده و هم برای خود شما. به امید دیدار مجدد. التماس دعا. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله ازهمین شنبه جلسات شروع می‌شود. موفق باشید

29927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در تفسیر المیزان آمده که (فرض تحابط یعنی حبط طرفینی در اعمال و این که یک عمل عمل دیگر را حبط کند و دومی هم اولی را حبط کند فرضیه ای است باطل) این جمله یعنی چه؟ مگر ما نداریم که مثلا منت اجر صدقه را نابود می‌کند پس چرا علامه می‌فرماید تحابط فرضیه ای باطل است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نکرده‌ام. شاید منظور این باشد که نمی‌توان گفت چون طرف دزدی کرده است، نمارهایی که خوانده باطل می‌باشد. موفق باشید

29602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: استاد اینکه یک فرد روحیه انقلابی رو بدست بیاره یه بحثه و اینکه این روحیه رو نگه داره و خسته نشه بنظرم مهمتره. بنظرتون چگونه میشه این روحیه مثل افرادی مثل حاج قاسم چندین سال نگه داشت و نه تنها خسته نشد بلکه روز به روز باطراوت تر بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» بر همین اساس تدوین و در حدود ۶۰ جلسه شرح داده شد. تصور بنده آن است که راهی است برای تفکر. موفق باشید

29596

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال 29583 خدمتتان عرض می‌شود که رهبری در جلسه هیئت دولت امسال علم طبیعی به آن معنا که غربی ها هنرشان را درآن نشان دادند که تسخیر و تسلط بر طبیعتست را ممدوح اسلام دانستند فرمودید بشرطی که با روحیه تجاوز به طبیعت استعدادهای آن را سرکوب نکنیم. اتفاقا هنر غربی ها و پیشرفت علومشان بر سرکوب طبیعت است پاسخ حضرتعالی با توجه به دیدگاه هایدگر و مرحوم فردیدست که در جای خود محترم و بنظر حقیر هم قول صائب همین دیدگاه است. ولی مشکلی دیرینه ای که با شما داشتم اینست که شما این نظر را به امام و رهبری نیز گویا تعمیم می‌دهید درحالی‌که این دو بزرگوار به احتمال بسیار بالا با انظار هایدگر بیگانه هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل حرف در روحیه‌ای است که در غرب با سیطره‌ی گشتل، ماهیت تکنولوژی به انحراف کشیده شد. حال با هر ادبیاتی گفته شود ارزش آن را دارد که روی آن تفکر شود. موفق باشید

29473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: درحال مطالعه کتاب عالم انسان دینی هستیم و بیش از ۵ سال است که با مباحث حضرتعالی مانوس هستیم و در اوج گرفتگی و قبض، مباحث شما برایمان آبی روی آتش است و اینکه احساس خاصی به استاد عزیزمان داریم. استاد عاجزانه تقاضا دارم، اگر ممکن است بدون تواضع به صورت خصوصی پاسخ این پرسش را ارسال بفرمایید. جنابعالی در کتاب عالم انسان دینی، در مثال علمای عالم‌دار نام هایی را ذکر می‌نمایید. مثل حصرت امام (ره) یا در کتاب ادب خیال از علامه (ره) نام می‌برید. حال سوال این است که آیا امکان تنفس در عالم شما برای ما وجود دارد؟ و این احساسی که در قلبمان هست نسبت به جنابعالی آیا علامت ورود یا حداقل از دور تماشای زیبایی عالم‌تان هست؟ و اینکه امکان دارد ما چند سوایی در عالم شما زیست کنیم و بعد به عالم حضرت امام (ره) منتقل شویم؟ ببخشید استاد، می‌دانیم که این سوالات خوب نیست اما ناچار به پرسیدن برای آرام گرفتن دلمان بودیم. خدا بهترین خیر دنیا و آخرت رو نصیبتان بفرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده و امثال بنده باید راه بگشاییم به سوی حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که در این تاریخ، روح عالم است در آن حدّ که شهدای عزیز و حتی رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» به روحِ روح الله زنده و پا برجا هستند. موفق باشید

28859

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: آنچنان که مستحضرید جناب آقای فتاح سخنانی را گفتند از آقای حداد عادل و همچنین آقای احمدی نژاد و بقیه افراد حقیقی و حقوقی در جمهوری اسلامی ایران و سپس از آن سخن خود عذر خواستند و جناب حداد عادل پس از آن نامه ای به سوی آقای فتاح نوشتند و در آن خود را ذیل حمایت های رهبری از کارشان تبرئه کردند! استاد می دانم در این تاریخی که از سویی برخی که در این میان کم هم نیستند صداسیما را یک سیستم فاسد می بینند و دروغ گو می نامند و کلیت نظام را مورد سوال قرار داده اند و از وضع موجود شکایت دارند و بیت رهبری برایشان محل تامل و عدم شفافیت است و نگاه به ماورای حادثه های پس فردایی ندارند و برایشان عملکرد نظام و سیستم مورد سوال است و مسئولین را اشرافی و اهل خارج می پندارند و عملا نظام را از اصول خود جدا می بینند و هر چه تلاش برای نشان دادن افق و حضور خود می کنیم این وجوه عارضی که بر صورت گذرای انقلاب نشسته را متوجه نمی شوند و عملا متهم به تعصب و نوجیه می شویم، باید چگونه این قشر را که امروز طبف زیادی از مردم را هم تشکیل می دهد حتی از میان دانشجویان و.... مورد خطاب قرار داد و سخن گفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث حضور تاریخیِ جبهه‌ی توحید در مقابل جبهه‌ی استکبار باید مدّ نظر باشد و پیروزی فرایندی آن. در این مورد خوب است که به جزوه‌ی «نقش فرایندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» رجوع فرمایید. لینک جزوه خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید http://lobolmizan.ir/post/1654

28208
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد منظور از مواجه با تمدن غرب بدون اصالت دادن به اومانیسم و سکولاریته چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غرب به عنوان یک عقل تاریخی که انسان‌ها بنا دارند با آن عقل، خود را در جهانی وسیع‌تر از جهان قرون وسطی دنبال کنند، یک بحث است؛ و این‌که انسان به جای اصالت‌دادن به حضور خداوند و کبریایی او، خود را محور قرار دهد، بحث دیگری است. مشکل غرب و فرهنگ غربی در قسمت دوم می‌باشد. موفق باشید

27284

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در قسمت یادداشت ویژه در سایت در قسمت بصیرت و انتظار فرج، جایی فرموده بودید که از بیست و هفت حرفی که در زمان ظهور به صحنه می آید، منظور از این بیست و هفت حرف چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. إن‌شاءاللّه حضرت تشریف می‌آورند و علوم مربوطه که تا قبل از آن «حرفی» از آن علوم در صحنه بود، ظهور می‌کند. موفق باشید

24678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: جلسات جهان گمشده در عالم خیال رو گوش دادم تا جلسه ۴. در جایی جناب آیت الله علامه حسن زاده آملی حفظه الله می فرمودند روزی در صحرا کنار درختی بودم و یک حیوانی هم آنجا بود، نگاه کردم دیدم درخت ریشه و محل تغذیه اش در دل زمین است، آن حیوان هم سرش بین زمین و آسمان بود و راه کسب روزی اش در روی زمین، و به خودم نگاه کردم و دیدم من انسانم و سرم رو به آسمان، و از این واقعه منتقل شدم به این حقیقت که غذای جان انسان در ملکوت است (قریب به مضمون). بنده هم در ایامی مراقبت دارم و سعی می کنم طهارت داشته باشم، و در تفکر به سر می‌بریم، از این انتقالات پیش می‌آید برایم، مثلا در ماشین حمل و نقل عمومی نشسته بودم مدتی پیش، در همین حالات بودم که کودکی شروع به گریه کرد، و طلب آب از پدر و مادرش می کرد، دل پدر و مادر خون شد و به هر زحمتی بود آب تهیه کردند برای فرزندشان، خیلی مستأصل هم شده بودند، چون آنجا آب نبود و هیچ یک از مسافران هم آب نداشتند، از این واقعه منتقل شدم به این حقیقت که ما هم واقعا نوزاد هستیم و تشنه آب حیات و علم، و باید با گریه و اصرار در گریه، از خدایی که از مادر بی‌نهایت به ما مهربانتر است و قدرت و علمش هم بی‌نهایت است طلب کنیم، و آنجا در آن جمعیت جلوی بغض خودم رو گرفته بودم ولی اشکم ناخودآگاه سرازیر شد و دلم خون. از این اتفاقات گاهی می‌افته، البته شرطش رو فهمیدم که مراقبت و طهارت و تفکر و سکوت و خلوت و انس با ملکوت است. استاد آیا این ها گوشه ای از همان چیزی است که شما در این جلسات سعی دارید به ما متذکر شوید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طورها است. «عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد/ از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد.  از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور/ تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد». موفق باشید

33517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: شما یک جا الله را مظهر می دانید در حالیکه در جای دیگر می فرمایید: الله به اضافه صفت خاص می‌شود اسم. این تناقض نیست که یکجا الله مظهر و جای دیگر ذات است!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه حرف آن است که ذات، به صفت خاص می‌شود اسم. از جمله اسم «الله» که ذات است با جامعیتِ صفات. به همین جهت عرض می‌شود نمی‌توان این نوع معارف را به صِرف سؤال و جواب آموخت. پیشنهاد بنده آن است که اگر استعداد ادامه معارف حِکمی و عرفانی را در خود می‌یابید، مباحث مربوط به «اسفار» جناب صدرا و فصوص «ابن عربی» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی