بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی که پیش آمده در رابطه با شخصیت های امثال هایدگر و کربن و بنده در این مورد پاسخ درخوری نتوانستم بدهم که هایدگر در تاریخی که تاریخ اسلام است و دین آخرالزمانی مطرح است چرا در مذهب خود باقی مانده و جایگاه اخروی او چگونه است و شخصیتی مثل هایدگر با این همه عمق تفکر که توانسته است از متافیزیک عبور کند چرا نتوانسته است در افق اندیشه خود اهل بیت را پیدا کند؟ گویا پاسخ استاد مطهری در این رابطه در کتاب عدل الهی پاسخی از جنس کلام است، بنده احساس می‌کنم در نگاه عقل تاریخی باید به این پاسخ داده شود. اگر سخنرانی یا مطلبی در این رابطه دارید بفرمائید تا بنده از آن استفاده کنم یا پاسخ این سوال را با نگاه عقل تاریخی برای بنده پاسخ دهید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اسلام، هرگز مسیحیان و یهودیان را دعوت به اسلام نکرده است بلکه فرموده است بر همان توحید خود که از طریق پیامبران‌شان رسیده است؛ بمانند. قرآن به پیامبر خود می‌فرماید: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ» (آل‌عمران/64) و امثال آقای هایدگر و کربن در این جهت از اهل کلیسا بسیار جلوترند. موفق باشید

32242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: رهبر فرشتگان در اسلام میکاییل است یا جبرییل؟ پس روح که شاید همان روح القدس باشد چه کاره است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جبرائیل مصداق «روح القدس» باشند و فرشتگان مقرب الهی، همه متغرق نور حضرت حق می‌باشند و لذا این‌که فرشته‌ای در آن مقام، رهبریت سایر فرشتگان را داشته باشد معنا ندارد. موفق باشید

32229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: استاد ما درزندگی شخصی خودمون از دوست و آشنا می‌شنیدیم که می‌گفتند هرکی مدرک علمی هم داشته باشه تا پارتی نداشته باشه استخدام نمیشه. من خودم شخصا این رو قبول داشتم ولی نه درحدی که بقیه می‌گفتند. می‌گفتم مگه امکان داره کسی تلاش بکنه وهدف ها ش بدون نتیجه بمونه!؟ تا اینکه برای خودم هم اتقاق افتاد. استاد عزیز پنج سال درس طلبگی خوندیم، ۵ سال تو مدارس دخترانه و حتی پسرانه رفتیم فعالیت کردیم هم کارهای فرهنگی هم عقیده ای. بدون هیچ چشم داشتی بلکه از روی وظیفه. فارغ التحصیل شدیم گفتن بیاید سطح سه شرکت کنید. من عقیدم این بود که نه سطح سه دیگه به دردم نمیخوره چون با دنیای نوجونها آشنا شدم گفتم باید الان آستین بالا بزنم و برم تو دل نوجونها واز معارف براشون بگم باید درسهایی دیگه خوند و به خودم وبقیه کمک کنم. که خدا رو شکر و در زمینه بحث معرفت النفس ، برهان صدیقین و نصیحتهای امام علی (علیه سلام) به امام حسن مجتبی (علیه سلام) نسبتا موفق شدم، از طریق بسیج وارد مدارس دخترانه شدم به عنوان مربی حلقه صالحین و دخترها رو کم کم جذب مسجد کردیم و خیلی کارهای دیگه.  خیلی سخت بود با مدیر مدرسه و بقیه کادرشون هماهنگ شدن اگر مدیر تفکر انقلابی داشت همراهی می‌کرد و اگر نه که راهمون نمی‌دادند. اونوقت استاد طرحی به نام امین از طرف ناحیه آموزش پرورش مطرح شد و ما طلبه ها رو جذب می‌کردن برای مدارس برای کار فرهنگی و تربیتی بچه ها به طور رسمی ولی استاد داریم می‌بینیم روحانیون و دست اندرکاران حوزه های علمیه هم دارن پارتی پازی میکنن و نیرو جذب میکنن. کسانی رو معرفی میکنن که روحیه جهادی ندارند و خیلی دراین زمینه پارتی بازی شد. تا ما فهمیدیم گفتن ثبت نام تمام شده برید سال بعد گوش به زنگ باشید. در صورتی که الان حتی بدون اینکه سال بعد بشه دارن جلو جلو هرکی میدونن رو بدون حقوق جذب میکنن تا به وقتش برسه. استاد درسته هدف ما چیزی دیگری است و رسالتمون چیز دیگر. ما برای حقوق و این حرفا کار نمی‌کنیم بلکه از جیب خودمون هم خرج می‌کنیم ولی الان نسبت به مسئولین مون که در راه دین قدم میزارن الان بدبین شدم. چطوری میتونم سینه سپر کنم برم تو دل بچه ها واز انقلاب و آرمانهاش بگم ؟ از عدالت خواهی بگم؟ آیا اینها فردا میتونن جوابگو من یا حتی دانش آموز تو مدرسه باشن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بالاخره این تنگناهای تاریخی هست. عمده آن است که ما حاج‌قاسم‌گونه در دل همین مشکلات راهی را که خدا مقابل ما می‌گشاید را دنبال کنیم و امیدوار باشیم هر اندازه با دقت و عمق لازم جلو برویم که منجر به رفع نیازهای حقیقی افراد شود، خداوند به همان اندازه راه‌های لازم را برایمان می‌گشاید. موفق باشید

32148
متن پرسش

با سلام و عرض ادب: جناب استاد هر چه جستجو کردم توی سایت نتونستم نظرتون رو در مورد مخاطب سلام نماز پیدا کنم. لطفا یا رجوع دهید به مطلب مشخصی یا نظرتان رو بفرمایید. تشکر می‌کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بحث مستقلی در این مورد نداشته‌ام مگر نکاتی که در شرح کتاب «آداب الصلواة» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» پیش آمده باشد. به سخن جناب ابن عربی در این مورد فکر کنید که می‌فرماید از آن‌جایی که «الصَّلاةُ قُربانُ كُلِّ تَقِيٍ‏» نماز محل و جایگاه قرب الهی برای هر اهل تقوایی است؛ و پس از ملاقات خدا، نمازگزار برمی‌گردد به سوی خلق، در اولین مرحله رجوع با رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌و آله» روبرو می‌شود و بر آن حضرت سلام می‌کند و سپس به جمع صالحین که خود او نیز به عنوان نمازگزار در زمره آنان است، سلام می‌کند و در آخر، همه بشریت را مدّ نظر قرار می‌دهد و بر آن‌ها سلام می‌کند به عنوان انسانی که با انس با خدا نسبتش با همه انسان‌ها نسبت سلامت و امنیت و رفاقت شده است. موفق باشید   

31951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: من دختری هستم ۳۱ ساله و مجرد و تجردم خیلی اذیت کننده است برام. دوست دارم ازدواج کنم برای این چله های گرفتم مثل نماز جعفر طیار ولی متاسفانه نتیجه نگرفتم و دارم اذیت می‌شوم و از طرفی دوست دارم ادمی خوبی باشم لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است سری به جزوه «زنِ دین‌دار در نسبتی جدید با عالَم و آدم»  که در سایت هست، رجوع فرمایید. امید است افقی مقابل شما بگشاید. موفق باشید

31708

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: بنده حس می‌کم در میان گناه و منیت گیر افتادم! به صورتی که هنگام فراهم شدن زمینه گناه یا باید به سمت اجتناب از گناه بروم که در این حال خواه ناخواه حس اینکه "خدا را شکر ما که آدم خوبی هستیم" سراغ انسان می آید و علاوه بر این چرا وقتی اراده بی نهایت حق همه جا را پر کرده است انسان خود را به وسظ بیاورد و زور بزند که گناه نکند!؟ یا باید به سمت گناه بروم که در این حالت بیشتر احساس هیچ بودن در مقابل حق تعالی می‌کنم و انگار از منیت خبری نیست! خلاصه راه گناه را انتخاب کردم! اما الان حس تیرگی زیادی دارم و دور بودن از مقام "علم ادم السماء کلها" مرا آزار می‌دهد. لطفا راهنمایی کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوعی تلبیسِ شیطانی است زیرا گناه‌نکردن با نوعی خشوع و تواضع همراه است و انسان را هرچه بیشتر در مقابل حضرت حق خاشع می‌کند. موفق باشید

31691

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز خدا قوت! سوالی که از محضر حضرتعالی دارم اینکه آیا ما چگونه می توانیم با مردم تحت تاثیر غرب صحبت کنیم؟ آیا به کمک صدرا راهی باز می شود؟ و یا اینکه به زبان هایدگر و گادامر باید جلو رویم؟ تشکر بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید هر سه نفر که می‌فرمایید نیاز می‌باشد. موفق باشید

31158

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. افلاک هم نفس ناطقه دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هیئت قدیم، افلاک را از نظر جنسیت از جنس نفس می دانستند ولی ظاهراً بنا به فرمایش شهید مطهری با نظر به هیئت جدید نمی‌توان آن مسائل را دنبال کرد. موفق باشید

30795

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد عزیز: ۱. اینکه گفته می‌شود علم اصول از علوم اعتباری است یعنی چه؟ ۲. ما باید با علم اصول چه مواجهه ای داشته باشیم که درست باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است و بحث در مورد آن، در حدّ بنده نیست. به گفته آیت الله جوادی باید جمعی از اهل علم در کنار هم جمع شوند و به این نکته بپردازند که آیا می‌توان مبنای علوم اعتباری آن‌جایی که شرع مقدس آن را اعتبار کرده، مباحثِ قیاسی و منطقی را قرار داد؟ موفق باشید

30754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با شرح مناجات التائبین که در سایت هست سوالی داشتم: خواستم بگم میشه در فراز اول بجای اینکه بگیم بنده سه مشکل را با خدا در میان میذاره در واقع یک مشکل را در میان میذاره؟ به این صورت که در واقع مشکل اصلی خطایا هست که این خطایا خود باعث تباعد از خدا (که نتیجه اش مسکنت و بیچارگی است) و جنایت بزرگ (که نتیجه اش موت قلب است) می‌شود. اگه اینجوری برداشت کنیم ارتباط جملات در فراز هم برقرار میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را متذکر می‌شوید. واقعاً همین‌طور است. موفق باشید

30556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حالتون خوبه؟ ببخشید به ذهنم رسیده که با توجه به خلاف عقل و منطق بودن تورات و اناجیل فعلی اصلا آن دینها ثابت نمی‌شوند تا نوبت به اسلام برسد!! کسی که اسلام برایش ثابت نشده به آن دینها چگونه می تواند اعتماد کند؟ تکلیفش چیست؟ نگویید چون جهنمی است کلا به حال او فرقی ندارد چون کفر و گمراهی مراتبی دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه‌ی طباطبایی در تحقیقات خود می‌فرمایند همین‌ تورات و انجیل که در دست یهود و نصاری هست و در صدر اسلام، همین‌ها بوده‌اند؛ مورد استناد قرآن است و یهود و نصاری را دعوت می‌کند که «تعالوا إلی کلمة سواء بیننا و بینکم» بیایید به سوی کلمه، یعنی توحیدی که بین ما و شما هست. و این نشان می‌دهد تحریفات آن دو کتاب، آن‌چنان نیست که اگر یهود و نصاری بدان عمل کنند، از نتایج هدایت الهی محروم شوند. موفق باشید

30186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرمودید: «آن یکی جودش گدا آرد پدید/ آن یکی بخشد گدایان را مزید» آیا این قاعده در مورد موجودات مجرد هم صادق است یا آنها مستقیما جلوات اسما الهی بوده و آنگونه نیست که مانند عالم ماده قابلیت لازم باشد تا قوای الهی در آن ظهور کند؟ ماده اولی که قابلیت صرف است برای پذیرش صور افاضه شده از عالم معنا آیا خود آن هم جلوه ای از اسما الهی است چگونه باید اندیشید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا وجوه امکانیِ موجود ممکن‌الوجود در میان نباشد، ظرفیت تجلیّات اسمای الهی فراهم نمی‌شود و از این جهت، ماده و مجرد فرقی ندارند. موفق باشید

29791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال 29788 بحث در بداهت اصل استحاله اجتماع نقیضین نیست بلکه در مصادیق آن و ساختار ذهنی بشر است و بحث هگل هم ارتباطی با سوال من ندارد. در ثانی اگر قاعده قاعده است معنا ندارد یکجا جاری باشد و جای دیگر جاری نباشد بار دیگر شما را دعوت به مداقه بیشتر در آن سوال می‌کنم و اگر آن ایرادات که ماخوذ از یکی از مباحث آیت الله حیدری بود وارد باشد باید پذیرفت دست ما از واقع کوتاه است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم تا حدّی متوجه‌ی موضوع شدم. اتفاقاً مشکل را در این می‌بینم که می‌فرمایید «اگر قاعده قاعده است، معنا ندارد یک‌جا جاری باشد و جایی دیگر جاری نباشد». در حالی که هر قاعده‌ای تنها در جای خود جاری است. مگر نخواندید: «

در تناقض هشت وحدت شرط دان

وحدت موضوع و محمول و مکان

وحدت شرط و اضافه ، جزء و کل

قوه و فعل است ، در آخر زمان

به همین جهت مثال هگل زده شد تا نمونه‌ای باشد جهت جایی که تناقض می‌تواند جاری باشد وگرنه باید بحث مفصلی را به میان آورد که جای آن این‌جا نیست و هنوز هم عرض بنده آن است که این سایت بیشتر در ازاء جواب سؤالاتی قرار دارد که رفقا در مطالعه‌ی کتب موجود روی سایت برایشان پیش آمده، وگرنه برای ورود به آن نوع سؤالات نیاز به یک تیم هست و یک مؤسسه. موفق باشید

29566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: نداشتن تمرکز و حواس پرتی زیاد رو چگونه میشه درمان کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید که روی سایت هست. موفق باشید

29122

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر: در زمینه نیم افزار حیات طیبه؛ آیا این نسخه دیگر هم دارد؟ اگر نرم افزار با همکاری موسسه نور قم که نرم افزار جامع التفاسیر را کار کرده، تولید شود و سیستم جستجوی آن ها را داشته باشد، ان شاءالله بسیار مفید تر خواهد بود. مثلا جستجویی که روی نرم افزار اسرا مربوط به آقای جوادی آملی است، نسبت به نور، بسیار ضعیف است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نرم‌افزاری را مرکز «تحقیقات کامپیوتری علوم انسانی» در قم زحمت کشیده‌اند و مباحث را در یک دی‌وی‌دی جهت جستجو آماده کرده‌اند. در این مورد می‌توانید با جناب حاج آقا نظری تماس بگیرید. موفق باشید

27585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ان شاء الله طاعات و عباداتتان در ایام ماه مبارک مقبول حضرت حق باشد. در کتاب چه نیازی به نبی فرمودید که: «عقل جزئی براي ساختن آجر و سیمان و خانه و مسائل جزئـی زنـدگی مفید است، به عبارت دیگر عقل جزئی مخصوص کارهاي جزئی زنـدگی است. عقلی که ابدیت را درست بفهمد عقل الهی اسـت کـه ظهـورش در شریعت الهی است.» می‌توان گفت اگر انسان شریعت الهی را برگزیند حتی همان عقل جزئی هم تحت تاثیر وجه حقانی و وحدانی واقع می‌شود کما اینکه در قرآن داریم به آفاق نظر کنید و منظور قواعد و نظم و حکمت حاکم بر همین عالم است و اگر انسان بخواهد به همین قواعد و روند عالم دیگر هم نظر کند، آن‌را در فضای عقل جزئی و کمی و غیر توحیدی و سکولار نمی بیند بلکه آن‌را هم ذیل تدبر در حکمت الهی و توفیق بیشتر در شریعت الهی می بیند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. یک موحد اگر در امور جزئی وارد شود، درک او جامع‌تر و همه‌جانبه‌تر است. ولی در هر حال آنچه انسان‌های غیر موحد به‌کار برده‌اند و مثلاً کامپیوتر را ساخته‌اند؛ در حیطه‌ی عقلی است که اصطلاحاً به آن عقل جزیی می‌گویند. موفق باشید

27297

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد در رابطه با بحث انسان شناسی فایل صوتی ده نکته از معرفت النفس را گوش کردم ولی برایم اقناع کننده نبود، لطف می فرمایید منابع دیگری هم معرفی فرمایید. و خواهشی که دارم اینست که یکی از شاگردانتان را معرفی فرمایید تا سوالی حین دنبال کردن آثارتان برایم پیش آمد ازشون بپرسم. سایتون مستدام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آشتی با خدا» و «خویشتن پنهان» را دنبال بفرمایید خوب است. در ضمن جناب حاج آقا اصفا در پیام‌رسان ایتا به آدرس زیر جواب سؤالات رفقا را می‌دهند. موفق باشید https://eitaa.com/joinchat/2058223627C6292143c14

27003
متن پرسش
با عرض سلام و تبریک سال جدید: اگر امکان دارد یک توضیح در باب فرا روایت و روایت بفرمایید و اینکه گفته می شود دوران فرا روایت تمام شده آیا دین اسلام و خود فرا روایت نیست؟ اگر بله پس اینگونه می توان گفت که در دوره ی کنونی روایت های مختلف از دین جایگاه دارد تا روایتهای غالب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید منظور لیوتار از آن جمله در رابطه با کلان‌روایت‌ها، مربوط به نظریه‌هایی است که افراد و متفکران داده‌اند، نه متون مقدسی که فراتاریخی می‌باشند و قصه‌ی سنن و نوامیس عالم را متذکر می‌شوند. موفق باشید

26580
متن پرسش
سلام براستاد گرامی همیشه فکر میکردم که خداوند متقین را در تصمیم گیری ها کمک میکند تا تصمیم حق را اتخاذ کنند به استناد یجعل لکم فرقانا یا یجعل لکم نورا و امور را را به متقین آسان میکند یعنی خودش باکمک عقل وقلبش به انتخاب صحیح میرسد یا از طریق اسباب الهی مثلا از طریق یه شخص الهی به تصمیم درست میرسد یعنی فرض کنید تا ساعت مقرر باید تصمیم بگیردهرچه زمان میگذردبه زمان مقرر نزدیک میشود وباید جواب بدهد واعلام تصمیم کند حالا سوالم این است که متقی حتما به جوابش میرسد همانطور که گفتم یا نه ممکن است به جمع بندی نرسد ودرزمان مقرر به حجت نرسیده باشد؟ اگربگویید به جواب حتما میرسد که طبق قاعده قرآنی منطقی است اگر بگویید ممکن است نرسد خوب طرف چه کار کند باید یه جوابی بدهدچکارکند آیا استخاره چاره راه حل است ؟ اگر استخاره باشد که باز عده ای جواب دو پهلو میدهند و میگویند اولا اول استشاره بعد استخاره و در ضمن دربعضی امور استخاره نکنید خوب باز فرض میکنیم همه متفق القول میشوند که آره استخاره راه چاره هست دوباره شبه وارد میکنند که استخاره کار همه کس نیست درجواب میگوئیم نرم افزار هست که براساس تفسیرهای و ترجمه های معتبر قرآن بارعایت آنچه درمفاتیح آمده خودت میتوانی استخاره کنی میگویند نه استخاره عنایتی است که به بعضی داده میشود.حالا واقعا چیکار باید کرد؟باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقوی امری است تشکیکی و هر کس به اندازه‌ای که منور به تقوا است به بصیرت نایل می‌شود. به همین جهت اولیاء‌الهی به این معنا که امروزه استخاره معمول است، استخاره نمی‌کردند بلکه به معنای طلب خیر استخاره برای آن‌ها معنا داشت. موفق باشید

26398
متن پرسش
سلام علیکم: اکنون پس از گذشت چهل و یک سال از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود این همه سختی و مشقت و حتی تبعیض هایی که دیده می شود و جان مردم را به لب رسانده، چه امیدی برای دفاع از انقلاب هست؟ اگر دستاوردهای اتقلاب اعم از موشکی و نانو و صنایع و علوم جغرافیایی و زیستی و هسته ای و کشاورزی و ... بخواهیم بدانیم که خب می شد اینها را حتی تحت لوای حکومت پهلوی هم ببینیم پس دقیقاً ما از چه دستاوردی دفاع می کنیم؟ از این صنایع یا انسان هایی که تحت لوای انقلاب تربیت شده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در محل هویزه در رابطه با بودن شد که شاید در این رابطه مفید باشد: «با حضور در این سرزمین که صحنه­ های ایثار و شهادت بوده و می­ دانیم بر این سرزمین چه­ ها گذشته، چه احساسی در شما پیش می­ آید. عده‌ای در دریای عشق، زندگی را شناختند و بدون گرفتارشدن در زندگی­ های عرفی، خواستند به زندگیِ خود معنای دیگری ببخشند و «طرح‌اندازانه» به میدان آمدند و عالم را از آنِ خود کردند. برعکسِ جبهه‌ی استکبار که در توهُّم خود، می‌خواهد عالم را از آن خود کند. شهدا با حضور در جبهه حقّ، عالم را از آن خود کرده‌اند و مستکبران ناراحتند چرا ایران در منطقه فعّال است. در حالی‌که حضور ما در منطقه در راستای به خودآوردن مردم منطقه است و نه آن‌که مثل شما دست به غارت‌ ثروت و فرهنگ ملت­ها بزنیم. این مردم منطقه­ اند که به خود آمده­ اند وگرنه ما کار خاصی نکرده­ ایم. این یک قاعده در این عالم است که وقتی هر ملتی با فرهنگ ایثار و شهادت به صحنه آمد، آن ملت صاحب سرنوشت خود می‌شود. مقام معظم رهبری «حفظه­ الله» فرمودند: شما فشار را از مردم بردارید ببینید چگونه همه به حاکمیت حق رجوع می‌کنند.

عرض شد شهداء در زندگی «طرح­ اندازانه» به میدان آمدند و عالم را از آنِ خود کرده‌اند. حال سؤال این است که شما با نظر به راهی که شهدا مقابل­تان قرار داده‌اند، آیا طرحی برای معنابخشیدن به زندگی­تان پیدا کرده­ اید؟ این سؤال بنده، ماورایِ آن است که شما نماز می‌خوانید و روزه می‌گیرید تا بهشت بروید ولی آیا فکر کرده‌اید تا در إزای طرحی که برای زندگی‌تان دارید این عبادات را انجام ‌دهید تا آنچه در دوردست شماست از آن شما شود و بتوانید صدای آن را بشنوید که به شما می‌گوید: «أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ»؟ (هود/۸۱) معنی­ اش این است که آیا می­ دانید آن گشودگیِ صبحگاهان که به دنبال آن هستید، دور نیست، به همان معنایی که قیامت نزدیک است. با توجه به این‌که در وصف قیامت دارید: «وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ» (انفطار/۱۹). قیامت آن‌جایی است که امر تنها از آنِ خدا است و شما هیچ اختیاری ندارید. پیامبر خدا (ص) می­ فرمایند: «الآن قیامتی قائم» یعنی آن قیامتی که به یک معنا در دور دست­ هاست، برای حضرت نزدیک شده است. این نشان می‌دهد، اگر انسان برای معنابخشی به زندگیِ خود طرح داشته باشد، اساساً همه‌ی آنچه در دور دست­ هاست، نزدیک می­ شوند. شهدا در هویتی که انسان زندگی­ اش را در دل این طرح­ اندازی معنا می­ کند، نشان دادند چقدر خوب می­ شود به آنچه به ظاهر دور است، نزدیک شد.

شهداء مانند رهبرشان یعنی حضرت روح اللّه «رضوان­ الله­ تعالی­ علیه» با هر آنچه که می‌خواست او را به انسانی ذلیل و منفعل تبدیل کند، سرِ ستیز داشت. شهداء خودشان برای خودشان مسئله بودند و دائماً با خود سخن‌ها داشتند که چگونه باید زندگی را طراحی کرد که زندگی معنا داشته باشد؟ و بالاخره با انتخابی همراه با شور و عشق و در نهایتِ صفا و سادگی، زندگی را معنا کردند تا توانستند باب شهادت را در مقابل خود بگشاید. تأکید بنده بر آن اصل است که بنا نداشتند تحقیر شوند زیرا کربلا را در مقابل خود می‌دیدند که راهی است به سوی رحمت الهی. ما نیز خودمان برای خودمان مسئله‌ایم که کجا باید باشیم و چگونه بودنی را باید بودن خودمان بدانیم؟ بنده به جهت شرایط سنّی و موقعیتی که داشتم با بعضی از شهداء مرتبط بودم، گاهی در خلوتی که با هم داشتیم و صحبت می‌کردند، چیزی را که از سخنان آن‌ها احساس می‌نمودم و مسئله‌شان شده بود، نحوه‌ی «بودن» بود، خودشان برای خودشان در نحوه‌ی بودن‌شان مسئله داشتند. مثل آن‌که هرکدام از ما برای خودمان باید مسئله باشیم که چه نوع بودنی را باید برای خودمان بودنِ حقیقی بدانیم و چه معنایی باید از خودمان داشته باشیم؟ در آن حالت یعنی وقتی به بودنِ خود نظر کردید آری! فقط به «بودنِ» خود نظر کردید. خدا می­ داند از بسیاری از دغدغه‌ها و احساس محرومیت‌ها آزاد می‌شوید و تعجب خواهید کرد چرا محرومیت‌های دنیایی را محرومیت می‌دانستید. در دنیایی که با حضور در آن نحوه‌ی «بودن»، با سعه­ ی رحمت الهی روبه‌رو می‌شوید. موفق باشید.

26251
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی در مباحث غرب شناسی تان به ویژه در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم، به کرات روی این نکته تاکید دارید که در بستر مدرنیته، با آرزوهای دروغین می خواهند بدست شما نظام خلقت را تغییر دهند و هویت انسان، از انسان حکیم به انسان ابزارساز که قصد ارضای امیال و آرزوهای خویش را دارد تغییر می یابد. این ابزارسازی و تغییر نظام خلقت مبتنی بر همان بحث توهم و معرفت وهمی، چقدر در عقل تکنیکی غرب ظهور و بروز پیدا کرده و آیا ماهیت تکنیک مدرن هم چنین امری را شامل می شود یا فارغ از مباحث اومانیستی و سوبژکتیویته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است که چگونه عقل تکنیکی که عطایِ الهی بود جهت کشف حقیقت در رویارویی با طبیعت، ولی به جهت سیطره‌ی گِشتل، به تکنولوژی موجود تبدیل شد که توهّماتِ بشر را جواب می‌دهد. طیّ ۹ جلسه بر روی مقاله‌ی «پرسش از تکنولوژی» آقای هایدگر در جمع رفقا گفتگویی انجام شد که بر روی سایت هست و بحمداللّه در حال تدوین آن مباحث جهت کتاب در دست تهیه است. موفق باشید

25434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در آیه ۹۷ سوره اسراء تفسیر این قسمت آیه که می فرماید: «وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِهِ» چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به قسمت ابتدای آیه، حضرت حق می‌فرمایند هرکس را که خدا هدایت کند حقیقتاً هدایت‌شده است و هرکس که از هدایت الهی به دلیل رویکردهایش، محروم شود، به غیر از خدا هیچ‌کس را یار و همراه برای نجاتش از گمراهی نمی‌یابد. موفق باشید

25425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام علیکم: آیا ممکن است خداوند به خاطر گناه کبیره شخصی هدایت تکوینی که عام است را از او بردارد و عقل او را زایل کند و او را دچار دیوانگی و جنون کند؟ یا نه هدایت تکوینی چون عام است اراده خداوند در برداشتن آن از شخص گناهکار قرار نمی گیرد و اگر کسی دیوانه می شود و دچار جنون می شود دلیل بر گناه کبیره نیست و گناه کبیره به هیچ وجه نمی تواند دلیل جنون و یا دیوانگی شود. ممنون از پاسخگویی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع هدایت تکوینی همان است که می‌فرمایید. ولی این‌که خداوند در اثر گناهِ انسانی او را از هدایتِ خود محروم می‌کند و او دیوانه‌وار دست به اعمالی می‌زند؛ جای خود دارد. موفق باشید

34829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: استاد من نمیتونم منازل رو به همراه فصوص با همدیگه کار کنم. هر کدام رو که می‌گیرم مغزم درگیرش میشه از اون یکی غافل میشم. از طرفی عطش خواندن فصوص دارم از طرف دیگه نمیتونم در هر منزلی از منازل حاضر بشم و برم بعدی. وقتی فصوص میخونم تشنه ی منازل میشم وقتی منازل میخونم تشنه ی فصوص میشم از طرفی مشغله های زندگی هم کم کردم ولی باز سخت شده برام. مثلا در باب تهذیب ما باید حداقل یک ماه بمونیم ولی من دوست دارم روزی دو تا منزل طی کنم تا به فصوص برسم. دوست دارم زود هر دوتاش تمام بشه تا برگردم از اول کار کنم نمیدونم چکار کنم استاد چکار کنم؟ خدا خیرتان بده

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر شما «فصوص» را ادامه دهید إن‌شاءالله آماده می‌شوید تا با روحیه بهتری مباحث «منازل‌السائرین» را دنبال کنید. موفق باشید

33094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در کتاب هدف از خلقت زمینی آدم. جلسه دهم شیطان. قسمت ذات شیطان و چگونگی عمل او. سوالات بی پاسخی وجود دارد که مولف بزرگوار در انتها بدون نتیجه گیری به عبارت قابل تامل است بسنده نموده و به نوعی نتیجه گیری را به خود خواننده واگذار نموده است با توجه به برگزاری جلسات در سال ۷۴ آیا منابع یا پاسخهای جدیدتری جهت مطالب و سوالات مطروحه در بحث فوق مد نظر جنابعالی می‌باشد. اجرتان با امام حسین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به سؤالی دارد که برای خواننده محترم پیش می‌آید. ولی در هر حال مبنای این مباحث، سیر مطالعاتی سایت می‌باشد بخصوص مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین». موفق باشید

نمایش چاپی