بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: درخواب دیدم درحالی‌که یاوری امام زمانم را می‌کنم چهره ایشان را نورانی نمی‌بینم. ایشان علت را بمن اینگونه بیان کردند که معرفت نداری. عرضم این بود که معرفت را چگونه و در چه باید بیابم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت رب و معرفت نفس! موفق باشید

26890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: کسی که مبتدی است و با اصول عقاید اصلا آشنا نیست می تواند بدون جلسات حضوری مطالب معرفت النفس و توحید شما را کار کند و بفهمد و گمراه نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه امکان استفاده هست با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع کنند. موفق باشید

26251
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی در مباحث غرب شناسی تان به ویژه در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم، به کرات روی این نکته تاکید دارید که در بستر مدرنیته، با آرزوهای دروغین می خواهند بدست شما نظام خلقت را تغییر دهند و هویت انسان، از انسان حکیم به انسان ابزارساز که قصد ارضای امیال و آرزوهای خویش را دارد تغییر می یابد. این ابزارسازی و تغییر نظام خلقت مبتنی بر همان بحث توهم و معرفت وهمی، چقدر در عقل تکنیکی غرب ظهور و بروز پیدا کرده و آیا ماهیت تکنیک مدرن هم چنین امری را شامل می شود یا فارغ از مباحث اومانیستی و سوبژکتیویته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است که چگونه عقل تکنیکی که عطایِ الهی بود جهت کشف حقیقت در رویارویی با طبیعت، ولی به جهت سیطره‌ی گِشتل، به تکنولوژی موجود تبدیل شد که توهّماتِ بشر را جواب می‌دهد. طیّ ۹ جلسه بر روی مقاله‌ی «پرسش از تکنولوژی» آقای هایدگر در جمع رفقا گفتگویی انجام شد که بر روی سایت هست و بحمداللّه در حال تدوین آن مباحث جهت کتاب در دست تهیه است. موفق باشید

24205
متن پرسش
سم الله الرحمن الرحیم استاد گرامی با سلام: درراستای سوال 23999 و اینکه فهمیدم با تقوا ، خداوند هر علمی را به بنده تعلیم میدهد. حالا سوالم این است فرضا در رابطه با حل مشکل ریاضی عقل از نور قلب نیرو میگیرد و مسله را حل میکند و یا اینکه نه خود قلب مستقیم به حل ریاضی میرسد . باتشکر از حوصله وصبرتان که وقت شریفتان را در اختیار ما میگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آن علمی که مورد نظر دین است علم کشف حقایق است در حالی که ریاضیات, نظر به کمیت های عالم ماده دارد هرچند می توان با تفکر ریاضی متوجه نظم ریاضی گونه عالم شد. موفق باشید

34829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: استاد من نمیتونم منازل رو به همراه فصوص با همدیگه کار کنم. هر کدام رو که می‌گیرم مغزم درگیرش میشه از اون یکی غافل میشم. از طرفی عطش خواندن فصوص دارم از طرف دیگه نمیتونم در هر منزلی از منازل حاضر بشم و برم بعدی. وقتی فصوص میخونم تشنه ی منازل میشم وقتی منازل میخونم تشنه ی فصوص میشم از طرفی مشغله های زندگی هم کم کردم ولی باز سخت شده برام. مثلا در باب تهذیب ما باید حداقل یک ماه بمونیم ولی من دوست دارم روزی دو تا منزل طی کنم تا به فصوص برسم. دوست دارم زود هر دوتاش تمام بشه تا برگردم از اول کار کنم نمیدونم چکار کنم استاد چکار کنم؟ خدا خیرتان بده

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر شما «فصوص» را ادامه دهید إن‌شاءالله آماده می‌شوید تا با روحیه بهتری مباحث «منازل‌السائرین» را دنبال کنید. موفق باشید

33722
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: مایل بودم بخشی از آنچه که درباره آزادی و زن در قرآن دیده‌ام با شما در میان بگذارم و از رهنمودهای شما بهره ببرم. هیچ موقعیت و محیط و شرایطی هیچ جبر تاریخی، آزادی را از انسان و از زن نمی‌گیرد، همسر لوط و همسر نوح، تحت ولایت و تربیت دو عبد صالح خدا و پیامبر الهی بودند اما مَثَل اهل کفر شدند. می‌شود رفتار انسانی ببینی، لقمه‌ی پاک بخوری، در هوای معنویت نبی خدا نفس بکشی و کافر باشی. می‌شود در کاخ فرعون با همه وسوسه‌ها و جاذبه های سلطنت باشی و آرزویت خانه‌ای در همسایگی خدا باشد. می‌شود در محیط کاملا مردانه معبد باشی؛ در معرض وسوسه‌ها و شیطنت‌های مردان باشی و حصار محکمی بر پرورشگاه انسان در وجودت بسازی، تا خانه‌ی امن روحِ الله شود. تا یکبار برای کل تاریخ بشریت، مادری باشی که «روحنا» را به سویت بفرستند تا حامل آیت الهی شوی. می‌شود آنقدر در مقام غیب باشی که هیچ نامی از تو در کتاب نباشد، اما کتاب، همه واگویه‌ای از اسرار تو باشد، می‌شود حجتِ حجج الهی شوی. اگر در مقامِ مََثل اهل ایمان و اهل کفر، مردانی پیش چشم می ةمدند و خدا بر آنها مثال می‌زد که بر خلاف رسم زمانه، طالب کلمه‌ی توحید شدند، باز در دلهایی این گمان باقی بود که اگر زن بودند نمی‌توانستند چنین «نه» بزرگی بگویند، اما هر چهار نفر و در هر دو جبهه را از زنان مثال زد، شاید از آنرو که به انسانیت و به ویژه زنان نشان دهد، هیچ چیز، در هیچ مسیری، آزادی تو را سلب نمی‌کند مگر اینکه تو خود، بر خود تار بتنی و در چاه نفسانیت خود سقوط کنی، ما در فضای کفر مدرن و توحید زمانه خود نفس می‌کشیم اما می‌توانیم در صحنه‌ها باشیم، جهاد علمی و مادری و حُسْنُ التَّبَعُل را به زیبایی کنار هم و تنیده در هم پیش ببریم و در حصار امن عفاف، مراقب مقام غیب بودن خود باشیم. استاد: سالهاست کلمه به کلمه سخن شما را و آنچه آبشخور معرفت مناسب زمانه دانسته اید از متعالیه و عرفان و ... در حد ظرفیت خود، نوشیده‌ام و می‌دانم تک تک ما (زن و مرد) در فضای انقلاب چه نفس‌های عمیقی کشیده ایم. در چند نکته دردهایی به جان دارم که برایتان بازگو می‌کنم شاید چون شما به عنوان یک زن در جامعه نزیسته‌اید بازگویی این تجربه‌ها برایتان منظری باز کند. ۱. دو گانه عقل و قلب (عقل و عشق) آنچنان افراطی مطرح می‌شود و پیشاپیش سهم زن تنها عاطفه می شود و سهم مرد عقلانیت که گویی جای نفس کشیدن در فضای حکمت و عقلانیت برای زنان بسته است. گویی زن سرمایه و مجال پرداختن به علوم عقلی ندارد و چنین پرداختنی خلاف روح زنانگی است. وقتی از پرداختن دختر امام به مسائل زنان با رویکرد حکمت متعالیه سخن گفتید یک نفس راحت کشیدم که حداقل بخاطر سالها پرداختن به حکمت متعالیه سرزنشم نخواهد کرد. فقط بدانید ما در غربت سختی به سر می‌بریم. ۲. نهادهای مذهبی و حتی انقلابی به وفور جایگاه زن را موجودی درجه ۲ و در پس مردها و در پَس‌تویِ خانه‌ها می‌دانند، اگر جایی مجالی به زنان می‌دهند از درد ناچاری و گاه برای رعایت مسائل شرعی است، مثل جنابعالی حقیقتا جایگاه جدی برای زن قایل نیستند، ما تفاوت تکریم و تظاهر به تکریم زن را در جان خود حس می‌کنیم. این رویکرد شایع در مورد زن، بستر تقابل زن با دین و نظام را فراهم کرده، من مثل برخی نمی‌خواهم همه بحران پیش آمده در مساله زن و حجاب را گردن دشمن بیندازم، ما چشیده ایم طعم تلخ تحقیر را در نهادها و نظامات دینی و ... انکار این ضعف در جبهه به ظاهر خودی، مواجهه ما با حقیقتِ آنچه در حال رخ دادن است به تعویق می اندازد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است همان طلوع صبحدمان، و از آن سخن می‌گویید که دیگر در تاریخی که انسان تنها می‌تواند در نزد خود و در آزادی‌اش به‌سر برد؛ فقط انسان داریم، چه زن و چه مرد. درمانده آن‌هایی که هنوز متوجه این امر نیستند تا همچون حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به طور عجیبی در وصیت‌نامه الهی سیاسی خود فرمودند: «ما مفتخريم‏ كه بانوان ما و زنان پير و جوان و خرد و كلان، در صحنه‏ هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند.»

آیا به اعجاب نمی‌آیید که چگونه حضرت روح الله فهمید تاریخی به ظهور آمده که زنان در پیش خود در امکانی که امکان هر انسانی می‌تواند باشد، آمادگی حضور دارند و این حضور، دیگر حضورِ انسان است و انسان در همه ابعادش آمادگی حضور در این تاریخ را دارد چه در بُعد عقلی و چه در بُعد عاطفی. موفق باشید    

33713
متن پرسش

سلام بر استاد عزیز طاهرزاده: ممنون و متشکرم که نسبت به زحمت های اینجانب نظر لطف دارید. از شما بسیار آموخته ام. استاد عزیز، آخرین راهنمایی شما در جهت توجه بیشتر به انقلاب اسلامی، برای اینجانب بسیار حیات بخش بود و سرعت زیادی حاصل شده است و به لطف خدا طرح هایی را در حال پیگیری هستم. استاد یکی از طرح ها، آماده کردن جزوه ایی تحت نام عصای موسی در جهاد تبیین است. که ان شاء الله به زودی آماده خواهد شد و قرار است از طریق پایگاه بسیج محله به ناحیه مقاومت شهر و در صورت صلاحدید آنها به ناحیه مقاومت بسیج اصفهان و تهران بفرستیم ان شاء الله. این جزوه هر وقت تکمیل شد ان شاء الله، قبل از پخش آن یک نسخه آن‌را به دست شما می‌رسانیم. و نظرات و اوامر شما را حتما لحاظ خواهیم کرد. چه در مباحث علمی و چه در اصل انجام این کار. استاد گرامی یکی از آن مطالب را که در کانال پیام رسان ایتا منتشر کرده ام را برای شما می‌فرستم. استدعا دارم متن را با کمی عنایت بیشتر بخوانید و ایراد های آن‌را هم مطرح فرمایید. متشکرم بنده ایی از بندگان شما سید محمد صادق موسوی. متن: عصای موسی در جهاد تبیین ۲ بسم الله الرحمن الرحیم یکی از بزرگترین شبهاتی که دامن گیر بسیاری از شیعیان نسل حاضر شده، این شبهه است که چرا رهبر معظم انقلاب و نظام اسلامی در مقابل انحرافها و فسادهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خصوصاً مفاسد اقتصادیِ هزاران میلیاردی کار بزرگی انجام نمی دهند؟ چرا برخوردهای محکمی با مفسدان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ورزشی و اقتصادی نمی‌شود؟ همچنین شبهه وجود دارد که چرا حدود الهی، بر شراب‌خوار و زناکار و سارق و ... به همان صورت که در احکام الهی وجود دارد، در نظام اسلامی اجرا نمی‌شود و چرا گردن مفسدین اقتصادی در ملا عام زده نمی‌شود و البته هزاران شبهه دیگر. باید در نظر داشت که جواب‌های بیشماری، به این شبهات داده می‌شود و نمونه های فراوانی از برخوردها و سیاست ها و تصمیم گیری ها و جدیت نظام گفته می‌شود، ولی در اغلب موارد، آن جوان و نوجوان از شک و شبهه خارج نمی‌شود و همچنان در شبهه باقی می‌ماند. به ذهن اینجانب رسیده است که بنده هم در کنار سایر مجاهدان جهاد تبیین، نکاتی را مطرح کنم تا شاید بتوانیم جوانان شیعه را از شک و شبهه بیرون آوریم. در نظر بنده، اگر رهبر انقلاب و نظام اسلامی در زمان های خاصی، برخورد شدیدی با فسادها نداشته باشند و ممانعت محکمی در انجام فساد هم نکنند، نه تنها ترک فعل ایشان، خلاف شرع و عقل نیست بلکه همین ترک فعل، ناشی از عمق فهم دینی و عمق نگاه توحیدی ایشان در تدبیر و اداره جامعه دینی است. هر چند که واقعیت امر این است که هم رهبر انقلاب و هم بسیاری از مسئولان کشور، به صورت جدی در حل مسائل و مشکلات کشور وارد می‌شوند و تلاش های فراوانی دارند و در بسیاری از موارد به نتیجه هم می‌رسند. برای اثبات این ادعا، مطلب زیر را با دقت بررسی فرمایید: قریب هزار سال پیش، حضرت بقیه الله الاعظم با جناب شیخ صدوق رحمه الله دستور نوشتن کتاب کمال الدین را می‌دهند. و نظر شریف و مبارک حضرت ایشان، این بوده است که در غیبت انبیاء، نکاتی از غیبت ایشان وجود دارد و باید در غیبت انبیاء تدبر و تفکر شود. از جمله این داستانها و غیبت‌های انبیاء از قومشان، داستان غیبت ۴۰ روزه حضرت موسی علیه السلام از قوم بنی اسرائیل است. داستانی که نکات فراوانی برای امروز ما دارد. توضیح آنکه وقتی مدت ده روزه به مدت وعده شده (سی روز) اضافه می‌شود، بنی اسرائیل دچار شک و شبهه می‌شوند و به جای آنکه به جانشین معرفی شده توسط موسی رجوع کنند، فریب سامری را خورده و گوساله او را به عنوان خدا می‌پرستند. در این زمان، جناب هارون تلاش های فراوانی برای اصلاح بنی اسرائیل انجام می دهد و خطاب به آنها می گوید : ای قوم من بدانید که شما در فتنه افتاده‌اید. بدانید که پروردگارتان خدای بخشنده است و نه گوساله سامری. ای بنی اسرائیل مرا تبعیت کنید و امر من را اطاعت کنید. ولی گوش بنی اسرائیل بدهکار کسی نیست و از گوساله پرستی دست نمی‌کشند. در این داستان، یکی از نکات قابل توجه این است که جناب هارون بعد از تلاش های فراوان در جلوگیری از پرستش گوساله، برخورد محکمی با قوم خود نمی کند و آسیبی به گوساله نمی‌رساند و اجازه می‌دهد که بنی اسرائیل همچنان در فتنه و انحراف باشند. جناب هارون بعد از برگشت موسی و برخورد سخت او با ایشان، پرده از علت کارشان بر می‌دارد و علتی را مطرح می‌کند که آن علت هم موسی را آرام و قانع می کند و هم کلید فهم بسیاری از تدبیر های پشت پرده رهبران دینی است و می‌تواند بسیاری از شبهات مربوط به جامعه دینی امروز را هم، حل کند. ایشان بعداً در جواب به موسی می‌فرماید که : من بعد از تلاش های فراوان، نتوانستم بنی اسرائیل را از فتنه در آورم. به همین دلیل گوساله را نابود نکردم و از پرستش آن ممانعت نکردم. چون ترسیدم در صورت مقاومت در برابر گمراهان، کار به جنگ و خونریزی برسد و تو بگویی میان بنی اسرائیل تفرقه افکندی و سخنم را در مورد اصلاح امور پاس نداشتی. با تامل در مدیریت هارون در زمان غیبت موسی، به اصول و نکات بسیار مهمی در اداره جامعه دینی می‌رسیم که دقت در آنها بسیار کارگشا است و کلید حل بسیاری از معما هاست. بسیاری از شبهه ها را برطرف می‌کند و بسیاری از فتنه ها را کور می‌کند. یکی از آن اصول این است که رهبر جامعه دینی در شرایطی مجاز است که با گوساله پرستی دیگران به جای خدا پرستی کوتاه بیاید، و ممانعت محکمی نداشته باشد، چه برسد به سایر فساد ها که در درجات بسیار پایین تر قرار دارند. اما اینکه دقیقا چه زمانی ممانعت محکمی با انحراف و فساد داشت و چه زمانی کوتاه آمد، حسب اصولی است که تشخیص مصداق آن به دست ولی و سرپرست جامعه است. و وظیفه امت و مردم در این جامعه اطاعت و تبعیت از آن ولی است. کما اینکه جناب هارون می‌فرماید از من اطاعت کنید و از من پیروی کنید. والسلام (همانا در داستانهای غیبت انبیاء، نکاتی از غیبت حضرت بقیه الله الاعظم وجود دارد) @barayemardanejang

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله بسیار خوب متوجه موقعیتی هستید که ایران و انقلاب اسلامی در این تاریخ در آن قرار دارد از آن جهت که «برای آبادکردنِ دهی، نباید شهری را خراب کرد». ما در کلیّت حضور تاریخی خود و در حضور جهانی‌مان بحمدلله در جایگاه مهمی قرار داریم آن هم با اینده‌ای که دشمنان ما به خوبی می‌دانند چه آینده مهمی است و اخیراً جناب آقای دکتر سعید جلیلی با نگاه خوب قرآنی خود و اشرافی که نسبت به مسائل جهانی دارند، به خوبی آن را تبیین کرده‌اند. در این‌جا است که متوجه می‌شویم حکمت واقعی که رهبر معظم انقلاب منوّر به آن هستند، یعنی چه. موفق باشید  

32886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ببخشید خواستم بپرسم اساسی ترین و مهم ترین کتاب که از آثار شماست کدام است؟ اگر ممکن علتشم بفرمایید التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بستگی به ذوق و حالات رفقا دارد. زیرا از نظر بنده هر آنچه را عرض می‌کنم و عرض کرده‌ام اساسی بوده است وگرنه نمی‌گفتم. مباحث «معرفت نفس» مقدمات خوبی را پیش می‌آورد. موفق باشید

32615
متن پرسش

خادمان قرارگاه خدمت رسانی مردمی شهید والامقام آقا مصطفی ردانی پور در نظردارند با توجه به اوضاع نامناسب اقتصادی موجود و عدم بضاعت عده ای از خانواده های عرصه جهاد فرهنگی و همچنین مدافعان حرم اتباع؛ با توجه به ایام ماه مبارک رمضان و در راستای اجرای فرامین مقام معظم رهبری مدظله العالی در زمینه مواسات مومنانه اقدام به جمع آوری کمک های مردمی و توزیع آن بصورت اطعام غذای گرم و بسته ارزاق جهت رفع گوشه ای از مشکلات این خانواده های آبرومند داشته باشند. لذا از جنابعالی تقاضامندیم درصورت صلاح دید توصیه های ارزشمند خود را جهت هر چه بهتر انجام دادن این امر مهم مرقوم فرمایید. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار تنها یک عمل خیر و ثواب نیست، نوعی حضور در تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده از جنس حرکت امام علی «علیه‌السلام» که همیانِ غذا را بر دوش می‌انداختند تا نشان دهند فرزندان اسلام چه اندازه نسبت به مشکلات مردم حساسند. در این مورد رفقایی که مایلند به عزیزان و خادمان قرارگاه خدمت‌رسانیِ مردمی شهید ردانی کمک نمایند، می‌توانند کمک‌های خود را به شماره کارت 6037997324144840 به نام آقای نجوکی واریز نمایند. موفق باشید.

32492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: زیارت عاشورا و زیارت امین الله به غیر از آثار مثبت که دارند آیا اثار منفی هم دارند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با این متون مقدس درست برخورد شود، فقط مثبت است. آری! گاهی بعضی از سالکان در سنّ خاصی که عموماً بعد از 60 سالگی است، مقیّداتی برای خود دارند که مثلاً 40 روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام انجام دهند. اشکال در آن است که جوانان ما که باید در مسیر معرفت‌زایی باشند تا عبادات‌شان عمق لازم را پیدا کند؛ بدون داشتن معارف کافی، مشغول این نوع اذکار می‌شوند و معلوم است که قوه واهمه آن‌ها بر تعادل عقلی‌شان غلبه می‌کند. موفق باشید

32290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی که پیش آمده در رابطه با شخصیت های امثال هایدگر و کربن و بنده در این مورد پاسخ درخوری نتوانستم بدهم که هایدگر در تاریخی که تاریخ اسلام است و دین آخرالزمانی مطرح است چرا در مذهب خود باقی مانده و جایگاه اخروی او چگونه است و شخصیتی مثل هایدگر با این همه عمق تفکر که توانسته است از متافیزیک عبور کند چرا نتوانسته است در افق اندیشه خود اهل بیت را پیدا کند؟ گویا پاسخ استاد مطهری در این رابطه در کتاب عدل الهی پاسخی از جنس کلام است، بنده احساس می‌کنم در نگاه عقل تاریخی باید به این پاسخ داده شود. اگر سخنرانی یا مطلبی در این رابطه دارید بفرمائید تا بنده از آن استفاده کنم یا پاسخ این سوال را با نگاه عقل تاریخی برای بنده پاسخ دهید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اسلام، هرگز مسیحیان و یهودیان را دعوت به اسلام نکرده است بلکه فرموده است بر همان توحید خود که از طریق پیامبران‌شان رسیده است؛ بمانند. قرآن به پیامبر خود می‌فرماید: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ» (آل‌عمران/64) و امثال آقای هایدگر و کربن در این جهت از اهل کلیسا بسیار جلوترند. موفق باشید

32265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا قوت! دخترم کلاس سوم ابتدایی است و تازه به سن تکلیف رسیده است. گفتم برای آداب و اعمال و اندیشه های دینی چطور مواجه بشه بهتره؟ مثلا نماز، حجاب و... آیا لازم که برای نوبت های نماز صداش بزنیم و پیگیر نماز خواندنش بشیم، آیا لازمه که خودمون برای نماز صبح بیدارش کنیم؟ چون می ترسم زده و خسته بشه! چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است او را متوجه شخصیت مهمی بکنید که خداوند با به تکلیف‌رسیدنش برایش پیش آورده و برای حفظ آن شخصیت که مورد نظر خاص خداوند و فرشتگان است باید آن شخصیت را با بندگی خداوند حفظ کند. آری! در این راستا خودش دوست دارد برای نماز صبح بیدار شود و شما کمکش خواهید کرد. موفق باشید

31895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بنام خدا سلام و خسته نباشید: با توجه به اینکه برزخ نزولی منزه از اصل ماده یعنی قوه و استعداد و تغیر و حرکت می‌باشد چگونه حضرت آدم علیهم اسلام از خاک برزخ نزولی آفریده شده اند؟ قوه و استعداد و حرکت با توجه به تعاریف که فقط در خاک عنصری و مادی محض است نه تجرد مثالی. تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خلقت آدم با «طین» از این جهت یعنی همین بدن شما که بستر جذب روح خواهد بود و پس از آن حضور برزخیِ او شروع می‌شود تا پس از تجربه آن برزخ، باز به خود آید و خود را در زمین احساس کند و سیر آسمانی‌اش که همان برزخ صعودی است را شروع نماید. عرایضی در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در این رابطه شده است. موفق باشید

31658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوال حقیر پاسخ داده نشد. سابق خوانده بودم صدرا معاد جسمانیش را منحصر در نفوس ناقصه می‌داند و معاد نفوس کامله و مقربین را روحانی می‌داند این صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن سؤال به شماره ۳۱۶۵۰ جواب داده شد. در این مورد خوب است به جلد ۷ و ۸ و ۹ اسفار رجوع فرمایید زیرا بحث آن مفصل‌تر از آن است که با یک کلمه و یک جمله روشن شود. موفق باشید

31176

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد نظر شما در مورد فرضیه جهان موازی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهان های موازی همه یک جهان هستند مگر جهان هایی که مافوق این جهان باشد که هویت مادی این جهان را ندارد. موفق باشید

30178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سوال قبل لینک جمعیت ادیان بر اساس کشورها را اشتباها فرستادم. معذلک همان هم سوال پیش می آورد که دلیل وجود این‌همه دین چیست و چگونه چند صد میلیون شیعه رستگار می شوند و خیل بیش از ۷ میلیاردی بشریت لااقل اگر هم جهنمی نشوند در بهشت از دسترسی به آن مدارج عالی باز می مانند و این خسرانی عظیم است اما آن لینک مدنظرم که فهرستی بس طویل از ادیانست https://en.m.wikipedia.org/wiki/List_of_religions_and_spiritual_traditions
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس به اندازه‌ای که دنبال حق باشد و بنا داشته باشد ابعاد معنوی خود را بی‌جواب نگذارد، به همان اندازه رستگار خواهد بود. قرآن می‌فرماید: «إنّ الدّین عندالله الاسلام» و اسلام یعنی تسلیم حق و خدایی که یکی از اسماء او «هادی» است، محال است راه هدایت را مقابل انسان‌ها بر اساس شرایط‌شان نگشوده باشد. موفق باشید

30131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: بنده مدتی است مباحث یکی از شاگردان علامه جوادی آملی را پیگیری می‌کنم. در یکی از جلسات ایشان فرمودند، در اواخر عمر حضرت امام خمینی که در بیمارستان بستری بوده اند، برای مدت یک شبانه روز دوربین های بیمارستان تصویری از امام نداشتند، و اینگونه مطرح شد که ایشان بصورت غیبی در مکان دیگر حاضر شده بوده اند. آیا این موضوع واقعیت داشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی چرا امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را در شخصیت علمی و نقش جهانیِ ایشان بیشتر دنبال نکنیم؟ موفق باشید

30076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرام: من فردی هستم که با اینکه بسیار جوان هستم اما به عنایت خدا و همت خودم زندگی نسبتا خوبی دارم، و الحمدلله مباحث شما هم چند سالی است دنبال می‌کنم و ایام با صفا می‌گذرد. اما استاد عزیز، من یک پرسش دارم که بیشتر اوقات فکرم را درگیر می‌کند و مرا سردرگم می‌کند. و آن پرسش این است که معنای زندگی اصلا چیست؟ نمی‌دانم باید چه آرزویی کنم که خوبترین باشد، چه هدفی داشته باشم که ارزشش را داشته باشد. هدف قرب الی الله هم خیلی کلیشه ایست. سعی می‌کنم خوب زندگی کنم که به قرب برسم. ولی اصلا زندگی به چه معناست! من باید دوان دوان به دنبال چه باشم؟ من از اینکه معنای زندگی را نمی‌دانم دائما اندوهگین هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب بسیار مهمی است که معنای ما در این تاریخ، چه معنایی است که بتوانیم بودن خود را در این عالَم و در ابدیت، بودنی مناسب جان و فطرت خود حس کنیم. عرایض نسبتاً مفصلی در کتاب «سوره‌ی جاثیه و راز زمین‌گیریِ ملت‌ها» شده است. به نظر می‌اید باید با حوصله‌ی زیاد برای جواب به این سؤال اساسی به مطالعه‌ی آن کتاب پرداخت. شاید مصاحبه‌ی بنده با آقای دخانچی که در آپارات هست، نیز راه‌گشا باشد. موفق باشید

29979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که در علوم جدید بیان شده است که اجسام متصل نیستند و اکثر فضای آنها خالیست و در این فضای خالی الکترونها و ... شناورند در حالیکه ما اجسام را متصل می یابیم. سوال اینست که آیا این مثال ثابت نمی کند که بین ذهن و عین تطابق صد درصدی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. ما در حدّ توان خود متوجه‌ی واقعیات امور می‌شویم. مگر آن‌که با چشم خداوند عالَم را بنگریم که این در شأن انسان کامل است. به همین جهت به ما فرموده‌اند با نگاه اولیای الهی عالم را بنگریم. موفق باشید

28274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعضی دوستانم می‌گویند تو شخص غیر واقع بینی هستی و سعی داری با چشم بستن بر روی واقعیات سخن بگویی و توجیه گری های غیر متقن داری و این مطلب را به کرات از آنها شنیده ام. وقتی به آینده انقلاب امیدوارم و می‌گویم اینچنین نشده که از ریشه های انقلاب انحراف تمام و کلان پیدا کنیم و مستحل شویم بلکه معضلات ناشی از کنار نزدن غبارها و حجابها برای شنیدن صدای انقلاب اسلامی و روحیه غیر تمدنی و غیر انقلابی و التقاط ها و درک های سطحی و غیر دقیق برای نیل به تمدن نوین اسلامی و عبور از مدرنیسم هست و اتفاقا انقلاب اسلامی ظرفیت حل این معضلات و عبور از آنها را دارد و نظریات و طرحهایش در حال شکل گیری است، و بحمدالله علیرغم برخی ظواهر، ظرفیتی مثل مردمی نجیب و انقلابی و دلبسته به مکتب امام داریم و اعتقاد ندارم مردم بین شان این هویت دینی و انقلابی رخت بربسته، می‌گویند تو غیر واقع بین و توجیه گر و چشم بسته بر اوضاعی و کوتاه هم نمیایی. آیا اینگونه سخنان و بینش من نشانه بودن در یک فضای چشم بسته و غیر واقع بینی است و این بینش من به انقلاب و سیری که دارد طی می‌کند و نقطه امروزی که در آن هست، یک امر پافشاری بر غیر واقع هاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً رفقا باید از ظاهربینی فاصله بگیرند و متوجه باشند هر وقت حرکت توحیدی در تاریخی شروع شود، برای عبور از تنگناهای تاریخ گذشته، زمان نیاز داریم. آیا واقع‌بینی حکایت از آن نمی‌کند که هرجا فرهنگ غربی به میان آمد، بنیاد آن جامعه را به ویرانی و آشفتگی و سرگردانی می‌کشاند؟ و آیا راهی جز مقاومت برای تحقق نظام توحیدیِ اسلامی در پیش داریم؟ موفق باشید

28113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: حاج آقا چند روز پیش سوالی با شماره ۲۸۰۵۸ خدمتتان ارسال شد. جسارتاً صلاح ندیدید جواب بفرمایید یا مشکلی در سیستم بوجود آمده است. باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

۲۸۰۵۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نباید به آن خودکشی فکر کرد. با همان ردّ مظالم و عباداتی که به نیّت ایشان خوانده می‌شود، به ایشان کمک کرد. موفق باشید

28053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت: ببخشید بخشی از آیه ۱۸۹ بقره آیا ارتباطی با نحوهء رفتن به خواستگاری داره؟ میشه چنین چیزی استباط کرد؟ « ۗ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ ۗ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان این‌طور نتیجه گرفت که در هرکاری باید از مسیری که بهترین و طبیعی‌ترین مسیر است، وارد شد و این نوعی تقوا به‌حساب می‌آید. موفق باشید

25615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد، قصد بر این دارم که درباره مواجهه تمدنی با غرب بر اساس قرآن کریم تحقیق انجام بدم و این مبحث رو با توجه به آیات کلام الله علی الخصوص در سوره مائده، تبیین کنم. چقدر این مبحث رو به‌عنوان شرایط جنگ تمدنی که ما در آن هستیم و سبک زندگی ایرانی_اسلامی مورد هجمه سنگین هست و توسعه و مدرن شدن بدون در نظر گرفتن اصول و مبانی فرهنگی برنامه مد نظر بسیاری مسئولین نظام بوده و حتی رنگ و بوی زندگی شخصی شان هم همینطورست و مروج ارزش های مدرنیسم شده اند، چقدر موثر می دانید و چه توصیه کاربردی در این زمینه دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بزرگی است و بسیار زمان‌بر می‌باشد. غرب باید درست شناخته شود و معیارهای مواجهه‌ی تمدن اسلام با تمدن غرب معلوم شود. به هر حال کار خوبی است ولی نباید سطحی انجام بگیرد. بحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» به نظرم افقی را در مقابل شما بگشاید. موفق باشید

24650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: شما در جواب سوال ۲۲۳۹۶ فرموده بودید: روح انسان به جهت ذاتِ مجردی که دارد، ماورای حواس پنج‌گانه با عالَم مرتبط است و به همین جهت حتی خطاهای حس را هم متوجه می‌شود. این مطلب که فرمودید به چه معناست؟ چگونه می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است سری به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بزنید که چگونه محسوساتِ خارجی مُعِدّ هستند جهت معرفت نفس به موجودات خارجی. موفق باشید

34192
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: در مورد بحث امروز یعنی یک شنبه در جلسه «در راستای بنيان‌های حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بين دو جهان» اینکه فرمودید ما در کنار کانت و هگل و هایدگر به میراث فلسفی خودمان توجه کنیم. من به این فکر می کردم که چگونه می توانیم جهان و تمدن را بدون فیزیک بسازیم، زیرا جهان امروز پیش از آنکه فلسفه کانت در موردش سخن گفته باشد فیزیک نیوتن قبل از آن شکل گرفته که کانت وجود را فیزیک دیده و متوجه وجهی جدید از وجود شده است. اگر تقدیر تاریخی ظهور وجود به صورت تکنیک است منهای بلایی که با گشتل سر جهان آمد خبر از آن می دهد برای تمدن نیازمند فیزیک هستیم و قبل از اینکه فیلسوفان راه ساختن تمدن را بدهند فیزیک باید باشد، و به نظرم کانت علت موفقیتش در ساختن تمدن جهانی این بود که پیش از خودش نیوتن فیزیکی پایه گذاری کرد که جهان را به لرزه انداخت، هرچند که معتقدم فیزیک کوانتوم ثابت کرد نگاه فیزیکی نیوتن تنها نگاه فیزیکی به عالم نیست و فیزیک فراتر از چیزی است که نیوتن دیده بود و یک بُعد فیزیک، نیوتنی است، پس خدا مقدمات ظهور تمدنی جهانی را به تعبیری که از هایدگر می فهمم اینگونه رقم زده که به صورت تکنیک متجلی گردد و تکنیک یعنی پشتوانه داشتن فیزیکی محکم. بنده همیشه فکر می کنم شیخ بهایی عزیز که اینقدر روابط مادی و فیزیکی زیبایی می دانسته و نمونه اش به قول شما این اصفهان زیباست چرا مثل نیوتن فیزیک ننوشت و اگر نوشته بود شاید ما امروز تکنیک دیگری به ظهور آورده بودیم، و شاگردش ملاصدرای عزیز که همه ما در فهم هستی مدیون ایشان هستیم می توانست مانند کانت تمدنی بر مبنای فیزیک و نحوه ساختن آن به ما بگوید. اشکال بنده این هست ملاصدرا برای ساختن تمدن جهانی بدون فیزیک متناسب با فلسفه خودش آنچنان که کانت داشت فقط تمدنی که بیان می کند در حد نظری باقی می ماند و نمی تواند بروز و ظهور پیدا کند. ما امروز با ملاصدرا از حیث نظری و تفکر در درک هستی از مادی و مجرد و برزخ و قیامت بسیار جلو هستیم و غرب در فلسفه ذره ای درک در این مسائل ندارد، اما در ساختن تمدن، بسیار عقبیم و دلیلش این هست که فیزیکی که امثال شیخ بهایی باید بیان می کردند ارائه نشد و جهان که دیر یا زود تکنیکال می شد با فیزیک نیوتن امروز به این وضع افتاد. ما برای ارائه تمدنی که صدرا قرار است به ما ارائه کند اول از همه نیازمند فیزیک هستیم اما نه فیزیک نیوتنی که باز در عالم فلسفه کانت باقی می مانیم. مشکل دوم ما چشم سوبژکتیویته ماست که جهان را همواره سوبژه می بینیم و وجود را چیزی جز سوبژه درک نمی کنیم. سوبژه آیا راه رسیدن به الثیاست یعنی بدون سوبژه امکان درک وجود تکنیکی که قرارست ظهور کند فراهم می گردد یا نه؟ اگر قرار نیست درک شود چگونه تمدن بدون سوبژه ساخته می شود؟ کانت به ما یاد داد که ابژه و ماهیت بیرونی قابل شناخت نیست مگر اینکه در ذهن من به سوبژه تبدیل گردد و بعد به ابژه بیرونی درآید و این ابژه دوم قابل شناخت است پس طبیعی است بشر چیزی از عالم هستی جز مهندسی شناختی ندارد، چون ابژه قابل شناختش همان سوبژه ای است که ذهنش ساخته و ابژه اولیه صرفاً ماده ای بود که حقیقتی نداشت جز مصالح سوبژه ذهنی من تا به صورت ابژه ثانویه درآید. جهان ما پر از سوبژه است و چشم من چیزی جز سوبژه شناسایی نمی کند، آیا لازمه الثیا و آشکار شدگی وجود سوبژه است چون تکنیک راهی جز این ندارد، اینکه نقص فکر کانت بی اهمیتی به ماهیت ابژه اولیه است باید هرطور شده برطرف گردد ولی ظاهراً اینکه جهان و تمدن که لازمه آن تکنیک است بدون کانت ساخته نمی شود، مشکل من با ملاصدرا این است چگونه می خواهد تمدنی جهانی بسازد بدون اینکه اولا فیزیک نداشته باشد و ثانیا سوبژکتیو مثل کانت نگاه نکند؟ مگر بگوییم تمدن آینده چیزی است فرای چیزی که ما از تمدن جهانی می‌فهمیم که فعلاً چون مصداقی از آن سراغ نداریم مجبوریم در مورد آن سکوت کنیم و نمی توانیم واقعاً بگوییم جهان و تمدن آینده آن دقیقا چیست و چگونه ساخته می شود. بنده فکر می کنم خداوند آخرین ظهور خود را در آخرالزمان به صورت تکنیک رقم زد هرچند چون به دست بشری افتاد که اهمیت تکنیک را فهمیدند ولی منکر وجود مطلق بودند، لذا گرفتار گشتل شدند و هرچند به تعبیر هایدگر این گشتل نیز تقدیر تاریخی بود و گریزی از آن نبوده ولی گشتل یعنی می توانست این ظهور وجود جور دیگری هم باشد و الزامی نیست که تا ابد تکنیک اینگونه واقع گردد، لذا آخرین ظهور وجود تبدیل به تمدن جهانی گردید تمدنی که قرار است حجت آخر خدا جهانی رقم زند و ظاهراً این قیام امام زمان بدون ظهور وجود به صورت تکنیک قابل رقم خوردن نبوده چون همه بشر باید در وسعت زمین همدیگر را می یافتند و این جز به تمدن جهانی امکان نداشته و این تمدن هم در جهانی شدن بدون تکنیک ممکن نبوده، و تکنیک هم بدون فیزیک ممکن نبوده، پس فیزیک نقش اساسی در جهانی شدن تمدن دارد. ما بدون فیزیک چگونه با صدرای عزیزتر از جان روحی فداه می توانیم تمدن بسازیم؟ سعی امروز بنده در بیان این مطلب بود کمکم کنید لطفاً، چون مدتهاست هرچه سعی می کنم تمدن صدرایی را در بیان صدراییان پیدا کنم، ناامیدتر از قبل می شوم، گویی شما در این جلسه و جلسه قبلی که بحث سوبژه را مطرح کردید راهی می خواستید بگویید، ولی من می خواهم ببینم شما قبول دارید که جهان تمدنش بدون فیزیک ساخته نخواهد شد؟ پس قبول کنیم از دل این صدرا آن تمدن که از روی کاغذ بیرون بیاید به راحتی نه به صورت کلی، بیرون نمی آید ولی طبیعتا ما همچنان در گشتلی که کانت و هگل و نیوتن برای ما ساختند باید به سختی ادامه دهیم تا دست تقدیر منجی ای برای ما ارسال کند و ما را از زندان گشتل رها کند. در مورد موضوعی که فرمودید که جریان قلدری اجازه نداد صدرا نمایش پیدا کند و یا سرخپوستان آمریکا را قلع و قمع کرد درسته ولی با زور نمی توان جلوی تفکر را گرفت و ملاصدرا هرچند دویست سال بایکوت بود ولی بالاخره آقا محمد بیدآبادی و ملاعلی نوری از این بایکوت خارجش کردند، تفکر و نور را نمی توان برای همیشه مخفی کرد بالاخره طلوع می کند، مشکل اینجاست که ظاهراً ملاصدرای ما مانند کانت فیزیک ندارد که تمدن خود را بتواند بسازد، و تمدن ملاصدرای ما بیشتر ملکوتی است هرچند اصرار بر عمران دنیا دارد ولی به ما مثل کانت نمی گوید چگونه این جهان را بسازیم، حالا یا مسئله برایش حل بوده یا واقعاً خودش هم نمی دانسته و کلی می دانسته بدون عمران دنیا آخرتی هم نیست. جهان صدرا در عین زیبایی و دوست داشتنی بودن دور است و در دسترس نیست کجاست این جهان که مرا از جهانی که کانت بر آن غلبه کرده نجات دهد؟ من این صحبتها را با شما در میان گذاشتم چون می دانم می فهمید من چه می خواهم بگویم و من هیچ علاقه شخصی حتی به اندازه یک دانه جو در قلبم به کانت ندارم ولی تمام قلبم پر از ملاصدراست چنان که دوست دارم در او ذوب گردم ولی این سوال مدتهاست من را مشغول کرده و در بحث امروز و هفته گذشته شما برایمان تشدید شد و چون بیانش در جمع سخت و باعث سوء تفاهم هست نمی خواستم بیان کنم و وقت جلسه را بگیرم ولی شما بگویید اگر فیزیک نه پس چگونه تمدن را بسازیم در عین اینکه تماما به فیزیک نیوتن انتقاد شدید دارم و معتقدم کوانتوم راهی باز کرد که به ما فهماند جهان نیوتنی نیست. عذرخواهم از اطاله کلام، حلال بفرمایید...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این گفتگو را نه‌تنها به فال نیک می‌گیرم، حتی معتقدم توجه به امری است که آینده را برای ما معنا می‌کند. از این جهت اجازه بدهید بحث در حدّ یک گفتگو بدون آن که گمان شود حرف، تمام شد؛ بماند. زیرا در این صورت نه جنابعالی دغدغه آن را دارید که همه سخن خود را نفرموده‌اید و نه بنده نگران آن هستم که حقّ مطلب را نسبت به نکاتی که شما فرموده‌اید، ادا کرده باشم.

در مورد این‌که علم فیزیک مبنای تمدن جدید است، هیچ بحثی نیست ولی حتماً در جریان سخنان هایدگر در مقاله «پرسش از تکنولوژی» هستید که چه اندازه نسبت به علم فیزیک به عنوان یکی از علوم دقیقه، گله‌مند است مبنی بر آن‌که نگاه فیزیکی به عالَم، جهان را جهان ریاضی می‌داند و بنا دارد آنچه را که می‌خواهد از جهان بیرون بکشد. که بنده مثال چاه عمیق را در مقایسه با قنات زدم. زیرا ما در قنات، نسبت‌مان را با طبیعت حفظ می‌کنیم و در ساختن جهانی که امکان زندگی در آن هست، تلاش می‌کنیم و عملاً در این‌جا با روحیه بشر جدید، تمدن دیگری به ظهور خواهد آمد. تمدنی که شیخ‌بهائی‌ها بنای ساختن آن را داشتند. مشکل، همان‌طور که عرض شد تهاجمی بود که از طریق‌های مختلف به ما شد و انقلاب اسلامی با به‌خودآمدنی که بیرون از جهان بشر جدید نیست، بنا دارد تمدنی را مدّ نظر آورد که از ظرائف روحی بشر جدید و عالم وجود در آن غفلت نشود. با توجه به بشری که در تمامیت ابعاد خود حتی سیر «من الحق فی الحق الی الخلق» را با اُنس با طبیعت به عنوان آینه خدا در خود تجربه می‌کند. این‌جا است که تصور بنده آن می‌باشد که جناب صدرا در همان فضای تاریخی که جناب شیخ بهائی بنا دارد جهان خود را بسازد، حاضر می‌شود و به صنعت و هنر نظر می‌کند تا جهانی بسازد که در عین آن‌که یک تمدن به حساب می‌آید، اولاً: از هستی انسان در نسبت با هستی مطلق غفلت نشود، که همه مشکل جهان مدرن است و پدیدآمدن نیهیلیسم. و ثانیاً: انسان را در حضور در جهان، گرفتار توهّمات رومانتیک نکند. و گمان بنده آن است که هایدگر بزرگ، به عنوان اندیشمند منتظر و آماده‌گر، به دنبال چنین جهانی و چنین انسانی و چنین حضوری بود.

البته نکته بسیار خوب شما در رابطه با ابژه‌کردن آنچه در عین حال سوبژه است، جای گفتگو دارد. گویا بتوانیم در عین ابژه‌کردن جهان در راستای سوبژه خودمان، نسبتی با هستی برقرار کنیم که در آن صورت سوبژه ما صورتی از حقیقت باشد در افقی که هستی گشوده نسبت به هستی انسان به ظهور می‌آورد. البته بحث، همچنان ادامه دارد و باید امیدوارِ حضورِ والاتری در نسبت با چنین گفتگوهایی باشیم. موفق باشید       

نمایش چاپی