بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31176

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد نظر شما در مورد فرضیه جهان موازی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهان های موازی همه یک جهان هستند مگر جهان هایی که مافوق این جهان باشد که هویت مادی این جهان را ندارد. موفق باشید

29979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که در علوم جدید بیان شده است که اجسام متصل نیستند و اکثر فضای آنها خالیست و در این فضای خالی الکترونها و ... شناورند در حالیکه ما اجسام را متصل می یابیم. سوال اینست که آیا این مثال ثابت نمی کند که بین ذهن و عین تطابق صد درصدی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. ما در حدّ توان خود متوجه‌ی واقعیات امور می‌شویم. مگر آن‌که با چشم خداوند عالَم را بنگریم که این در شأن انسان کامل است. به همین جهت به ما فرموده‌اند با نگاه اولیای الهی عالم را بنگریم. موفق باشید

28853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: درخواب دیدم درحالی‌که یاوری امام زمانم را می‌کنم چهره ایشان را نورانی نمی‌بینم. ایشان علت را بمن اینگونه بیان کردند که معرفت نداری. عرضم این بود که معرفت را چگونه و در چه باید بیابم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت رب و معرفت نفس! موفق باشید

28515

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد معظم. در مورد این بیت از حضرت حافظ: جان علوى هوس چاه زنخدان تو داشت دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد آیا می توان چنین برداشتی داشت: نفس ناطقه، از حیث حقیقت خود، متوجه عوالم علوی است و تمنای رسیدن به آن مقام را دارد اما چون کمالات او بالقوه است ناچار باید سختی ورود به عالم کثرت و طبیعت را به جان بخرد و جهت استکمال خود با دشواری های آن روبرو شود تا کمالات خود را بالفعل سازد و امکان ارتقا به آن مقام را پیدا نماید. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برداشت خوبی داشته‌اید. موفق باشید

28150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: دعاگوی شما هستیم: استاد عزیز مختصری در مورد حضانت در قانون حمایت خانواده توضیح می‌دهید یا آدرس صوت شما بزرگوار بهرهمند بشویم ممنون از زحمات شما که با حوصله برای پاسخ گویی وقت میزارین ما را حلال بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاع چندانی ندارم. اگر در رابطه با مواردی که مربوط به معارف اسلامی هست، سؤالی باشد بتوانم در خدمت خواهم بود. موفق باشید

28053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت: ببخشید بخشی از آیه ۱۸۹ بقره آیا ارتباطی با نحوهء رفتن به خواستگاری داره؟ میشه چنین چیزی استباط کرد؟ « ۗ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ ۗ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان این‌طور نتیجه گرفت که در هرکاری باید از مسیری که بهترین و طبیعی‌ترین مسیر است، وارد شد و این نوعی تقوا به‌حساب می‌آید. موفق باشید

26690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: مباحث معرفت نفس و الحشر فایل صوتی ندارد و چون اینجانب برخی از مفاهیم آن کتاب را نمی فهمم و آیا برای فهم بهتر آن کتابی یا منبع دیگری را باید بررسی نمایم قبل از این کتاب مهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کیفیت فایل‌های صوتی آن چندان خوب نیست ولی نزد حاج‌آقا نظری هست. شرح صوتی کتاب معاد تا حدی مطلب را جبران می‌کند. موفق باشید

34542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیز: وقتی نگاهی به اطرافیان می اندازم می‌بینم همه از من (به واسطه دارایی ها و کمک خانواده) جلو زده اند چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی، ولی من در خرج خودم هم مانده ام احساس خوبی ندارم. ۱) آخر به چه امیدی من باید با این سطح توقع بالا که همه از تو خانه و پس انداز می‌خواهند ازدواج کنم؟ دائم هم فشار می آوردند که چرا کاری نمی‌کنی؟ شرایط من با بقیه یکسان نیست ولی از تو می‌خواهند که مثل آنان باشی!! ۲) این بی انصافی است که در بهشت درجه کسی که اوضاع مالی خوبی ندارد با آنکه همه چیز برایش فراهم شده یکسان باشد حتی اگه مومن باشد حتما خیر و صلاح بنده در این حالتی که قرار دارد هست ولی خوب آخه انسان نباید توقع یه زندگی راحت را داشته باشه ۳) حتما می‌گوید رشد تو در این نداری هست باشه ولی این نداری من باعث تاخیر در ازدواج و کشیدن به گناه و افسردگی شده است ۴) گاهی اوقات نا امید می‌شوم ولی باز با خود می‌گویم در طریقت هر چه پیش آید خیر سالک هست ولی باز بقیه رو می‌بینم که با اینکه سن‌شان از من کمتر است از من جلو زده اند حس خوبی پیدا نمی‌کنم. قصد قیاس ندارم ولی خوب واقعا از لحاظ سنی عقب افتاده ام. نمی‌دانم چه احساسی هست ولی واقعا شرایط سختی هست. در خانه هر کس می‌روی باید برگردی. لطفا کمی بنده را آرام کنید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که عده‌ای در به‌وجودآمدن شرایطِ پیش‌آمده که موجب سختی زندگی و سختی ازدواج جوانان شده، گنه‌کاراند حرفی نیست و مسلّماً اینان از زندگی خود بهره‌ای نمی‌برند. ولی از طرف دیگر شما نیز مطمئن باشید اگر در مسیر رعایت دستورات الهی قرار بگیرید، گشایش لازم فراهم خواهد شد. قرآن به ما مسلمانان دستور داده است «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ ۚ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و البته باید مردان بی‌زن و زنان بی‌شوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان فقیرند خدا به لطف و فضل خود آنان را بی‌نیاز و مستغنی خواهد فرمود و خدا رحمتش وسیع و نامتناهی و (به احوال بندگان) آگاه است. موفق باشید

32886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ببخشید خواستم بپرسم اساسی ترین و مهم ترین کتاب که از آثار شماست کدام است؟ اگر ممکن علتشم بفرمایید التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بستگی به ذوق و حالات رفقا دارد. زیرا از نظر بنده هر آنچه را عرض می‌کنم و عرض کرده‌ام اساسی بوده است وگرنه نمی‌گفتم. مباحث «معرفت نفس» مقدمات خوبی را پیش می‌آورد. موفق باشید

31674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. با اهدا سلام و تهیت محض استاد گرانقدر: سوالی پرسیده بودم ولی متاسفانه پاسخ آن را نه در ایمیل و نه در بین سوالات سایت نیافتم، بابت تکرار حقیر را ببخشید: در دوراهی بین مستحبات و عجب مانده ام. تا چه حد باید مستحبات را انجام داد؟ مدتی است از ترس عجب بسیاری از موانست حود با ادعیه و سایر مستحبات را از دست داده ام. البته از آن طرف هم می‌فهمیدم که این موانست عجب دارد. امّا از این طرف هم می‌ترسم، این ترس از عجب در حقیقت بهانه باشد برای تنبلی. استاد بزرگوار مرحمت فرمایید علاوه بر پاسخ سوال، بنده حقیر را در راه سلوک، دعا کنید. یا حق
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره 31393 جواب داده شد. موفق باشید

31576

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید در خصوص سوال ۳۱۵۶۸ جسارتا گویا التفات کامل به کلیپ نداشته اید. سوال بنده در این مورد نبود. در کلیپ می‌گوید که آن زمان که در کُما بودم حیوانات، روح مرا می‌دیدند مجری هم در تایید صحبت این شخص، شاهد مثال دیگری آوردند و گفتند یک شخص دیگری هم بودند که وقتی تجربه‌ی نزدیک به مرگ خود را تعریف می‌کرد گفته بود که حیوانات روح مرا می‌دیدند. سوال من در مورد صحت این مسئله است. استاد من ده نکته و برهان صدیقین رو خوندم ولی این قضیه رو نمیتونم توجیه کنم. آخه تجرد نفس حیوان انقدر نیست که بتواند ماورای ماده رو ببینه! بعد تازه یه سوال دیگه پیش میاد: اگه حیوان روح اون شخص رو دیده، اون روح چجوری بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این‌که می‌فرمایید از آن جهت است که بالاخره روح حیوانات هم در تکوین خود نسبت به «روح» و روحیه انسان‌ها حساس هستند در آن حدّ که امروزه فیزیک کوانتوم متذکر این امر است که اتم‌ها نیز نسبت به روح و روحیه انسان‌ها عکس‌العمل‌های متفاوتی دارند. موفق باشید

31363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: چند سوال داشتم: ۱. انسان در مسیر خودشناسی و فکر (توجه) در خویشتن خویش چون قوایی دارد که سرکشی بر ضد فرامین الهی می‌کنند از کجا معلوم با آن قوا مرتبط نشود؟ و حتما با فطرت ارتباط نگیرد؟ که امیرالمومنین فرمودند با این مضمون که خوشا به حال کسی که نفس سرکش خویش را پیوسته مورد ملامت قرار دهد و نفس سرکش خویش را مغلوب سازد؟ ۲. بنده به نتیجه ای رسیده ام و آن اینکه (محبت به خلق خداوند از مهمترین توفیقاتی است که برای کسی می‌شود حاصل گردد آیا این درست است؟ و چگونه باید به این محبت به مخلوقات خداوند برسیم، زیرا بسیار کار سختی است و بسیار خود را نیازمند این محبت به خلق می‌بینم (و این که نسبت به مخلوقات کدورتی نداشته باشم و با همه با نظر محبت بنگرم). ۳. شیاطین و افراد شیطان هم از ظهورات خداوند هستند؟ و یعنی خداوند نمودی از حضورش، ظهور شیطان و قوای شیطانی است؟ ( و در پایان برایمان دعا کنید که به ذات حق تقرب جسته و جز حق را نخواهیم و معرفت حقیقی حق را چه نظرا و چه عملا به دست آوریم) ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! شریعت الهی و سیره انبیاء متذکر حقیقت جان انسان می‌شوند تا انسان‌ها بتوانند در مسیر خودشناسی از فرامین الهی که فطرت‌شان متذکر آن است، پیروی کنند. ۲. غم انسان‌ها را چه از نظر نیازهای مادی و نیازهای روحانی و معنوی، خوردن، همان راهی است که انبیای الهی در مقابل ما گذارده‌اند. ۳. به یک معنا شیطان و شیاطین حجاب‌های رجوع به حضرت حق هستند و به معنایی دیگر مظهر اسم جلال حق‌اند تا ناآزمودگان را راهی به آن درگاه نباشد. موفق باشید

31194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: جناب استاد نظر به آیه شریف «ان‌ اولیا الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» چرا بعضی بزرگان ما دارای خوف بودند. مثلا «انا نخاف یوم عبوسا» یا «و مالی لا ابکی» و من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوف از ترک وظیفه و خوف غفلت مردم از نقشه‌های شیطانی مستکبران، غیر از خوفی است که اولیای الهی از آن عبور کرده بودند. موفق باشید

31166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: یکی از جزوات شما درباره حضور در (بود) تاریخی خود را مطالعه کردم. آیا درست فهمیدم که ما امروزه اول باید با صدق و راستی با خدا به قول گفتنی طنابمون رو راست بندازیم و با تقوی و ایمان در وسعت بود خدا قرار گیریم، حال در این حالت با مرور آنچه دوست داریم و تغییر درونیاتمان نسبت به قبل آنچه خداوند دوست دارد را ما هم دوست خواهیم داشت و هم آنچه او اراده کرده را احساس می کنیم که ما هم می خواهیم، شاید در این حالت اعتقاد به انقلاب اسلامی، خالص ترین و بنیادی ترین روش اثبات را خواهد داشت. حال در این حالت می توانیم بگوییم که هر آن کس که خدا را دوست ندارد، انقلاب اسلامی را هم دوست نخواهد داشت، اما در حالتی دیگر کسی که خدا را دوست دارد ولی انقلاب را دوست ندارد، شاید حق الناسی باشد به گردن کسانی که در معرفی انقلاب کوتاهی کردن یا کسانی که سعی در تحریف آن دارند و شاید هم گناهی بر گردن شخص که چطور این واضح را ندیده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همه این حرفها درست است. هم انقلاب، صورت رحمت الهی به خلق است و غفلت از این مسئله غفلت بزرگی است، و هم آنهایی که چهره انقلاب را بد معرفی کردند؛ بسیار مقصرند. موفق باشید

30554

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب ادب خیال مطالبی در رابطه با ماندن در گذشته یا فکر به آینده آمده بود که مذمت شده بود نظر به اینکه در بورس شما مدام به آینده نظر دارید برای سود یا زیان و در حقیقت به اعتباریات. به نظر شما آیا می توان در بورس به عنوان شغل فعالیت داشت ولی باز هم قلب ما حضور در حال داشته باشد و با حقایق مرتبط باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن‌جا بحث از نظر وجودی مطرح است که روح انسان در هستی خود، ماورای آینده و گذشته است. آن بحث باید در ساحت خود مدّ نظر قرار گیرد، حال در عالَم کثرات، ما نظر به آینده و زمان داریم که این مربوط به امور دنیایی است و البته در این موارد هم باید زندگی چندان گرفتار این آینده‌های وَهمی نباشد. موفق باشید

30412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه‌الله: آیا استثناء تیراندازی از حرمت شرطبندی، می‌تواند مبنی بر تشویق مسلمانان بر انجام این امر باشد؟ در زمان حال می‌توانیم برای جذب جوانان و... در مساجد مسابقات شرطبندی تیراندازی راه بیاندازیم؟ نظر حضرت آیت الله حائری شیرازی را در این مورد تایید می‌نمایید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید از این طریق بنا بوده روحیه‌ی سلحشوری و جنگ‌آوری را در جوانان تقویت کنند. موفق باشید

29984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به نکته سوم کتاب ده نکته اینگونه برداشت می‌شود که هر چه روح را تقویت کنیم و مجردتر شود بیماری کمتر بر بدن غلبه پیدا می‌کند. ولی از نظر پزشکی هر چه جسم را تقویت کنیم به این معنی که جسم را از نظر موادی همچون ویتامین، پروتتین، کلسیم و... تغذیه کنیم بیماری کمتر بر بدن غلبه پیدا می‌کند. که این قضیه به تجربه ثابت شده است. لطفا راهنمایی بفرمایید. سوال دوم اینکه آیا این نکته ای که شما فرمودید فقط مربوط به بیماریهای میکروبی است؟بیماری های قلبی و عروقی که در اثر خوردن نمک زیاد یا چربی زیاد بر بدن عارض می‌شود چطور؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً از نظر پزشکی هم ،نقش روح جهت پذیرش و یا عدم پذیرش بیماری بسیار مورد بحث قرار گرفته. ۲. در هر حال روح است که بر بدن حکومت می‌کند و آن را تدبیر می‌نماید. موفق باشید.

28953

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: انسان یک «من» دارد که گاهی به علل مختلف سوی خوبیها و گاهی بسوی بدی ها گرایش پیدا می‌کند و این «من» یک سری قوا نیز دارد. حال سوال من اینست که این «قلب» که در شرح جنود عقل و جهل امام فرمودند مانند بچه باهاش اذکار الهی رو کار کنیم دقیقا اشاره به چه وجهی از انسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان درجه‌ی قلبی انسان. زیرا نفس ناطقه‌ی انسان دارای مراتب و مراحل است. مرتبه‌ی اول را «نفس» گویند و بالاتر از آن «قلب» است و بالاتر از قلب، «روح» است و نفس ناطقه‌ی انسان در همه‌ی این ابعاد حاضر است. موفق باشید

28877

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در مورد کیفیت ارتباط و تاثیرگزاری غذا بر روح انسان لطف کنید توضیح دهید، غذایی که تغذیه جسم است چطور بر روح اثر می‌گذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات، مواردی نیست که بنده بتوانم نظر بدهم. موفق باشید

28274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعضی دوستانم می‌گویند تو شخص غیر واقع بینی هستی و سعی داری با چشم بستن بر روی واقعیات سخن بگویی و توجیه گری های غیر متقن داری و این مطلب را به کرات از آنها شنیده ام. وقتی به آینده انقلاب امیدوارم و می‌گویم اینچنین نشده که از ریشه های انقلاب انحراف تمام و کلان پیدا کنیم و مستحل شویم بلکه معضلات ناشی از کنار نزدن غبارها و حجابها برای شنیدن صدای انقلاب اسلامی و روحیه غیر تمدنی و غیر انقلابی و التقاط ها و درک های سطحی و غیر دقیق برای نیل به تمدن نوین اسلامی و عبور از مدرنیسم هست و اتفاقا انقلاب اسلامی ظرفیت حل این معضلات و عبور از آنها را دارد و نظریات و طرحهایش در حال شکل گیری است، و بحمدالله علیرغم برخی ظواهر، ظرفیتی مثل مردمی نجیب و انقلابی و دلبسته به مکتب امام داریم و اعتقاد ندارم مردم بین شان این هویت دینی و انقلابی رخت بربسته، می‌گویند تو غیر واقع بین و توجیه گر و چشم بسته بر اوضاعی و کوتاه هم نمیایی. آیا اینگونه سخنان و بینش من نشانه بودن در یک فضای چشم بسته و غیر واقع بینی است و این بینش من به انقلاب و سیری که دارد طی می‌کند و نقطه امروزی که در آن هست، یک امر پافشاری بر غیر واقع هاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً رفقا باید از ظاهربینی فاصله بگیرند و متوجه باشند هر وقت حرکت توحیدی در تاریخی شروع شود، برای عبور از تنگناهای تاریخ گذشته، زمان نیاز داریم. آیا واقع‌بینی حکایت از آن نمی‌کند که هرجا فرهنگ غربی به میان آمد، بنیاد آن جامعه را به ویرانی و آشفتگی و سرگردانی می‌کشاند؟ و آیا راهی جز مقاومت برای تحقق نظام توحیدیِ اسلامی در پیش داریم؟ موفق باشید

25835
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، بسیاری از افراد و حتی دوستان، اعتقاد دارند که نظام تا عمق در فساد فرو رفته و لابی های قدرت در حال احاطه مجلس و دولت و قوه قضاییه اند و نظام از مسیر عدالت و قسط خارج شده و رسماً حتی دارد به آرمانهای خود هم پشت می کند و یک حالت یاسی هم پیدا کرده اند که گویی امید به پیشرفت و پویایی نیست و یا بسیار کمرنگ شده و حتی معتقدند دامنه فساد الان بمراتب گسترده تر از زمان پهلوی است. آیا حقیقتاً چنین فسادی انقلاب و نظام را به باتلاق کشانده و باندهای قدرت مسلط اند و نظام در حال میان تهی شدن و به زانو در آمدن و از دست دادن مقبولیت و مشروعیت است و جوانان نمی توانند آنچنان امیدوار هم باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیری که حرکت توحیدی انقلاب گام گذاشته است، معلوم است که شیاطینِ درونی روح انسان و شیاطین بیرونی مانع این راه هستند. ولی آن‌چه معجزه می‌کند صبر و پایداری است معلوم است دشمن همین را می‌خواهد که با انواع مشکلات، مردم را از برکات اصلی انقلاب اسلامی که در پیش است محروم کند. موفق باشید

24891
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد محترم: در کتاب «چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی» فرموده بودید، در حال بودن یعنی اینکه عملا اراده ای را قرار ندهید و اراده ها را به خداوند واگذار کنید. بنده در موقعیت ها متوجه نمی شوم کدام اتفاق اراده و خواست الهی است. آیا ممکن است اراده خداوند مثلا در کاری بوده و من آن کار را رد کرده باشم، چه کار کنم که مطمئن باشم طبق خواست و اراده الهی حرکت می کنم؟ البته در مسیر دینی کاملا متوجه هدایت های حساب شده خداوند می شوم ولی در زندگی دنیایی ام نمی دانم چه کار می کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید متذکر حضور حضرت حق بود مثل ماهی که در دریا است و آبِ سرچشمه آن را احاطه کرده است و در عین حال به سوی سرچشمه در حرکت است. موفق باشید

24205
متن پرسش
سم الله الرحمن الرحیم استاد گرامی با سلام: درراستای سوال 23999 و اینکه فهمیدم با تقوا ، خداوند هر علمی را به بنده تعلیم میدهد. حالا سوالم این است فرضا در رابطه با حل مشکل ریاضی عقل از نور قلب نیرو میگیرد و مسله را حل میکند و یا اینکه نه خود قلب مستقیم به حل ریاضی میرسد . باتشکر از حوصله وصبرتان که وقت شریفتان را در اختیار ما میگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آن علمی که مورد نظر دین است علم کشف حقایق است در حالی که ریاضیات, نظر به کمیت های عالم ماده دارد هرچند می توان با تفکر ریاضی متوجه نظم ریاضی گونه عالم شد. موفق باشید

34402
متن پرسش

باسمه تعالی. سلام علیکم استاد عزیز. مدتی است بحثی ذهنم را درگیر کرده در مورد کنش گری نیروهای انقلاب به ویژه جریان پایداری و جریان دکتر قالیباف. در مورد هر دو مطالعاتی داشته ام و با وجود اختلاف نظرهایی که دارند هر دو را ذیل جریان انقلاب اسلامی می دانم و از ظرفیت های هر دو و سایر طیف های منتسب به انقلابی و اصولگرایی باخبرم اما بحثی که مرا کمی سردرگم کرده این است که حضرت آقا دام ظله فرمودند که علامه مصباح (ره) معلم تفکر هستند و تمجیدات فوق العاده ای نسبت به ایشان ارایه کردند از آن طرف نسبت به مکتب شهید سلیمانی اشاره زیادی دارند. اما از آن طرف جبهه پایداری که خود را منتسب به علامه مصباح می داند در عمل گاهی می بینیم نوعی رفتارها و اظهاراتی که دارند با آن نگاه فراجناحی حاج قاسم، ظاهرا تعارضاتی دارد از آن طرف دکتر قالیباف هم که رفیق شفیق حاج قاسم بود ظاهرا نگاه فراجناحی حاج قاسم را ادامه می دهد از طرف پایداری ها به شدت مورد انتقاد است و او و جریانش را متهم به اصول گرای ناب نبودن می کنند، حتی برخی از آن ها در مورد اصلح بودن آقای رییسی هم شک داشتند البته من خودم دکتر جلیلی را بسیار متواضع و ولایت مدار می دانم و ایشان به نفع آقای رییسی کنار رفت، از آن طرف وقتی به سخنان رهبر انقلاب نگاه می کنیم ظاهرا با حرف های پایداری ها خیلی نزدیکی ندارد و بسیار نگاه حکیمانه و فراجناحی دارند، در مورد دکتر قالیباف هم نظر شخص بنده این است که شخصیت ایشان به مرور پخته تر شد و شخصیت متعادل تر و البته از جریانات غیر انقلابی بیش تر فاصله گرفت و خالص تر شد اما به نظر جبهه پایداری دکتر قالیباف را همان شخصیت سابق می داند. مثلا در انتخابات مجلس من دیدم آقای یامین پور که گرچه اختلاف نظر هایی با دکتر قالیباف داشت اما از او حمایت کرد جبهه پایداری او را از لیست کنار گذاشت. من البته نمی توانم جبهه پایداری را متهم به افراطی گری کنم ولی حس می کنم از آن نگاه حکیمانه ای که رهبر انقلاب دارند کمی فاصله دارند و باید پخته تر شوند. سوال بنده این است که آیا جبهه پایداری از فرمایشات حضرت آقا و علامه مصباح و حاج قاسم فاصله گرفته است؟ گر چه چهره های موجه و دغدغه مند هم در این جریان است آیا شما تفکر جبهه پایداری را مناسب آینده انقلاب می دانید؟ آیا جبهه پایداری تلقی درستی از نظریه انتخاب اصلح و اصول گرای ناب بودن علامه مصباح دارد؟ نظرتان در مورد جریان دکتر قالیباف چیست؟ آیا نگاه وحدت مدار تشکیکی و جامع طیف های انقلابی، معارض با اصولگرای ناب بودن است؟ آیا برداشت غلط از نظریه اصول گرای ناب بودن، منجر به نوعی تحجر گرایی نمی شود؟ با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید به لطف الهی ما در بستر انقلاب اسلامی در حال حضور در سعه‌ای از انسانیت هستیم که هر آن‌کس را در بستر انقلاب اسلامی و ذیل ولایت یافتیم، به حکم: «المؤمن مرآت المؤمن» خود را در او بسط می‌دهیم و در این فضا افرادی که قبیله ای و حزبی فکر می‌کنند، بخواهند یا نخواهند خود به خود از انقلاب حذف می‌شوند. زیرا فرزندان انقلاب به وسعت انسانیت انسان‌ها همدیگر را درک می‌کنند، در تولدی که حاج قاسم و حاج قاسم‌ها در آن قرار گرفته‌اند. آری رفیق! بنده هم جسته و گریخته و کم و زیاد چنین گِله‌هایی دارم، ولی با تأکید بر حضور تاریخی انقلاب اسلامی که آغازی است برای بشر جدیدی که به دنبال حقیقت است یعنی بشرِ آخرالزمان، می‌توانیم از این ضعف‌ها عبور کنیم. هر جریان که در متن انقلاب تنها بر نظر خود تأکید کند از وسعت فرزندان انقلاب خارج می‌شود. خوب است در این مورد به حکم مقام معظم رهبری به جناب آقای صالحی بعد از رحلت آقای دعائی توجه شود تا بنگریم انقلاب چه وسعت فوق‌العاده‌ای در خود دارد[1]. موفق باشید  

[1] - بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای سید عباس صالحی دامت توفیقانه روزنامه‌ی کهنسال اطلاعات در دوران نظام جمهوری اسلامی همواره نماینده و نمایشگر یکی از اضلاع نظام و انقلاب و سخنگوی قشرهائی از مردم عزیز بوده که غالباً سخن آنان بیش از هر جای دیگر در این روزنامه انعکاس می‌یافته است. چند وجهی بودن نگاهها و سلایق سیاسی در میان نخبگانی که در اعتقاد راسخ به انقلاب و نظام اسلامی مشترکند، وجود روزنامه‌ئی با این خصوصیت را مفید و شاید الزامی می‌کرده، و اکنون نیز آن‌چنان است. برادر انقلابی و پسندیده خصال مرحوم حجت‌الاسلام دعائی، که علاوه بر افتخار نمایندگی از سوی امام عظیم‌الشأن در آن روزنامه، از سوی اینجانب نیز سالها این مأموریت را بر عهده داشتند، به گونه‌ئی شایسته توانسته بودند جهت‌گیری مزبور را رعایت کنند. اکنون پس از درگذشت تأسف‌بار ایشان جنابعالی با سوابق درخشان علمی و مبارزاتی و انقلابی و تصدی مسئولیتهای خطیر در نظام جمهوری اسلامی، در صدر فهرست افراد مناسب برای اجرای این مأموریت می‌باشید. لذا اینجانب شما را به نمایندگی خود در موسسه و روزنامه‌ی اطلاعات و مدیر مسئول آن روزنامه منصوب می‌کنم و توفیقات شما را از خداوند متعال مسألت می‌نمایم. سیدعلی خامنه‌ای ۱۸ خرداد ۱۴۰۱

34192
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: در مورد بحث امروز یعنی یک شنبه در جلسه «در راستای بنيان‌های حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بين دو جهان» اینکه فرمودید ما در کنار کانت و هگل و هایدگر به میراث فلسفی خودمان توجه کنیم. من به این فکر می کردم که چگونه می توانیم جهان و تمدن را بدون فیزیک بسازیم، زیرا جهان امروز پیش از آنکه فلسفه کانت در موردش سخن گفته باشد فیزیک نیوتن قبل از آن شکل گرفته که کانت وجود را فیزیک دیده و متوجه وجهی جدید از وجود شده است. اگر تقدیر تاریخی ظهور وجود به صورت تکنیک است منهای بلایی که با گشتل سر جهان آمد خبر از آن می دهد برای تمدن نیازمند فیزیک هستیم و قبل از اینکه فیلسوفان راه ساختن تمدن را بدهند فیزیک باید باشد، و به نظرم کانت علت موفقیتش در ساختن تمدن جهانی این بود که پیش از خودش نیوتن فیزیکی پایه گذاری کرد که جهان را به لرزه انداخت، هرچند که معتقدم فیزیک کوانتوم ثابت کرد نگاه فیزیکی نیوتن تنها نگاه فیزیکی به عالم نیست و فیزیک فراتر از چیزی است که نیوتن دیده بود و یک بُعد فیزیک، نیوتنی است، پس خدا مقدمات ظهور تمدنی جهانی را به تعبیری که از هایدگر می فهمم اینگونه رقم زده که به صورت تکنیک متجلی گردد و تکنیک یعنی پشتوانه داشتن فیزیکی محکم. بنده همیشه فکر می کنم شیخ بهایی عزیز که اینقدر روابط مادی و فیزیکی زیبایی می دانسته و نمونه اش به قول شما این اصفهان زیباست چرا مثل نیوتن فیزیک ننوشت و اگر نوشته بود شاید ما امروز تکنیک دیگری به ظهور آورده بودیم، و شاگردش ملاصدرای عزیز که همه ما در فهم هستی مدیون ایشان هستیم می توانست مانند کانت تمدنی بر مبنای فیزیک و نحوه ساختن آن به ما بگوید. اشکال بنده این هست ملاصدرا برای ساختن تمدن جهانی بدون فیزیک متناسب با فلسفه خودش آنچنان که کانت داشت فقط تمدنی که بیان می کند در حد نظری باقی می ماند و نمی تواند بروز و ظهور پیدا کند. ما امروز با ملاصدرا از حیث نظری و تفکر در درک هستی از مادی و مجرد و برزخ و قیامت بسیار جلو هستیم و غرب در فلسفه ذره ای درک در این مسائل ندارد، اما در ساختن تمدن، بسیار عقبیم و دلیلش این هست که فیزیکی که امثال شیخ بهایی باید بیان می کردند ارائه نشد و جهان که دیر یا زود تکنیکال می شد با فیزیک نیوتن امروز به این وضع افتاد. ما برای ارائه تمدنی که صدرا قرار است به ما ارائه کند اول از همه نیازمند فیزیک هستیم اما نه فیزیک نیوتنی که باز در عالم فلسفه کانت باقی می مانیم. مشکل دوم ما چشم سوبژکتیویته ماست که جهان را همواره سوبژه می بینیم و وجود را چیزی جز سوبژه درک نمی کنیم. سوبژه آیا راه رسیدن به الثیاست یعنی بدون سوبژه امکان درک وجود تکنیکی که قرارست ظهور کند فراهم می گردد یا نه؟ اگر قرار نیست درک شود چگونه تمدن بدون سوبژه ساخته می شود؟ کانت به ما یاد داد که ابژه و ماهیت بیرونی قابل شناخت نیست مگر اینکه در ذهن من به سوبژه تبدیل گردد و بعد به ابژه بیرونی درآید و این ابژه دوم قابل شناخت است پس طبیعی است بشر چیزی از عالم هستی جز مهندسی شناختی ندارد، چون ابژه قابل شناختش همان سوبژه ای است که ذهنش ساخته و ابژه اولیه صرفاً ماده ای بود که حقیقتی نداشت جز مصالح سوبژه ذهنی من تا به صورت ابژه ثانویه درآید. جهان ما پر از سوبژه است و چشم من چیزی جز سوبژه شناسایی نمی کند، آیا لازمه الثیا و آشکار شدگی وجود سوبژه است چون تکنیک راهی جز این ندارد، اینکه نقص فکر کانت بی اهمیتی به ماهیت ابژه اولیه است باید هرطور شده برطرف گردد ولی ظاهراً اینکه جهان و تمدن که لازمه آن تکنیک است بدون کانت ساخته نمی شود، مشکل من با ملاصدرا این است چگونه می خواهد تمدنی جهانی بسازد بدون اینکه اولا فیزیک نداشته باشد و ثانیا سوبژکتیو مثل کانت نگاه نکند؟ مگر بگوییم تمدن آینده چیزی است فرای چیزی که ما از تمدن جهانی می‌فهمیم که فعلاً چون مصداقی از آن سراغ نداریم مجبوریم در مورد آن سکوت کنیم و نمی توانیم واقعاً بگوییم جهان و تمدن آینده آن دقیقا چیست و چگونه ساخته می شود. بنده فکر می کنم خداوند آخرین ظهور خود را در آخرالزمان به صورت تکنیک رقم زد هرچند چون به دست بشری افتاد که اهمیت تکنیک را فهمیدند ولی منکر وجود مطلق بودند، لذا گرفتار گشتل شدند و هرچند به تعبیر هایدگر این گشتل نیز تقدیر تاریخی بود و گریزی از آن نبوده ولی گشتل یعنی می توانست این ظهور وجود جور دیگری هم باشد و الزامی نیست که تا ابد تکنیک اینگونه واقع گردد، لذا آخرین ظهور وجود تبدیل به تمدن جهانی گردید تمدنی که قرار است حجت آخر خدا جهانی رقم زند و ظاهراً این قیام امام زمان بدون ظهور وجود به صورت تکنیک قابل رقم خوردن نبوده چون همه بشر باید در وسعت زمین همدیگر را می یافتند و این جز به تمدن جهانی امکان نداشته و این تمدن هم در جهانی شدن بدون تکنیک ممکن نبوده، و تکنیک هم بدون فیزیک ممکن نبوده، پس فیزیک نقش اساسی در جهانی شدن تمدن دارد. ما بدون فیزیک چگونه با صدرای عزیزتر از جان روحی فداه می توانیم تمدن بسازیم؟ سعی امروز بنده در بیان این مطلب بود کمکم کنید لطفاً، چون مدتهاست هرچه سعی می کنم تمدن صدرایی را در بیان صدراییان پیدا کنم، ناامیدتر از قبل می شوم، گویی شما در این جلسه و جلسه قبلی که بحث سوبژه را مطرح کردید راهی می خواستید بگویید، ولی من می خواهم ببینم شما قبول دارید که جهان تمدنش بدون فیزیک ساخته نخواهد شد؟ پس قبول کنیم از دل این صدرا آن تمدن که از روی کاغذ بیرون بیاید به راحتی نه به صورت کلی، بیرون نمی آید ولی طبیعتا ما همچنان در گشتلی که کانت و هگل و نیوتن برای ما ساختند باید به سختی ادامه دهیم تا دست تقدیر منجی ای برای ما ارسال کند و ما را از زندان گشتل رها کند. در مورد موضوعی که فرمودید که جریان قلدری اجازه نداد صدرا نمایش پیدا کند و یا سرخپوستان آمریکا را قلع و قمع کرد درسته ولی با زور نمی توان جلوی تفکر را گرفت و ملاصدرا هرچند دویست سال بایکوت بود ولی بالاخره آقا محمد بیدآبادی و ملاعلی نوری از این بایکوت خارجش کردند، تفکر و نور را نمی توان برای همیشه مخفی کرد بالاخره طلوع می کند، مشکل اینجاست که ظاهراً ملاصدرای ما مانند کانت فیزیک ندارد که تمدن خود را بتواند بسازد، و تمدن ملاصدرای ما بیشتر ملکوتی است هرچند اصرار بر عمران دنیا دارد ولی به ما مثل کانت نمی گوید چگونه این جهان را بسازیم، حالا یا مسئله برایش حل بوده یا واقعاً خودش هم نمی دانسته و کلی می دانسته بدون عمران دنیا آخرتی هم نیست. جهان صدرا در عین زیبایی و دوست داشتنی بودن دور است و در دسترس نیست کجاست این جهان که مرا از جهانی که کانت بر آن غلبه کرده نجات دهد؟ من این صحبتها را با شما در میان گذاشتم چون می دانم می فهمید من چه می خواهم بگویم و من هیچ علاقه شخصی حتی به اندازه یک دانه جو در قلبم به کانت ندارم ولی تمام قلبم پر از ملاصدراست چنان که دوست دارم در او ذوب گردم ولی این سوال مدتهاست من را مشغول کرده و در بحث امروز و هفته گذشته شما برایمان تشدید شد و چون بیانش در جمع سخت و باعث سوء تفاهم هست نمی خواستم بیان کنم و وقت جلسه را بگیرم ولی شما بگویید اگر فیزیک نه پس چگونه تمدن را بسازیم در عین اینکه تماما به فیزیک نیوتن انتقاد شدید دارم و معتقدم کوانتوم راهی باز کرد که به ما فهماند جهان نیوتنی نیست. عذرخواهم از اطاله کلام، حلال بفرمایید...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این گفتگو را نه‌تنها به فال نیک می‌گیرم، حتی معتقدم توجه به امری است که آینده را برای ما معنا می‌کند. از این جهت اجازه بدهید بحث در حدّ یک گفتگو بدون آن که گمان شود حرف، تمام شد؛ بماند. زیرا در این صورت نه جنابعالی دغدغه آن را دارید که همه سخن خود را نفرموده‌اید و نه بنده نگران آن هستم که حقّ مطلب را نسبت به نکاتی که شما فرموده‌اید، ادا کرده باشم.

در مورد این‌که علم فیزیک مبنای تمدن جدید است، هیچ بحثی نیست ولی حتماً در جریان سخنان هایدگر در مقاله «پرسش از تکنولوژی» هستید که چه اندازه نسبت به علم فیزیک به عنوان یکی از علوم دقیقه، گله‌مند است مبنی بر آن‌که نگاه فیزیکی به عالَم، جهان را جهان ریاضی می‌داند و بنا دارد آنچه را که می‌خواهد از جهان بیرون بکشد. که بنده مثال چاه عمیق را در مقایسه با قنات زدم. زیرا ما در قنات، نسبت‌مان را با طبیعت حفظ می‌کنیم و در ساختن جهانی که امکان زندگی در آن هست، تلاش می‌کنیم و عملاً در این‌جا با روحیه بشر جدید، تمدن دیگری به ظهور خواهد آمد. تمدنی که شیخ‌بهائی‌ها بنای ساختن آن را داشتند. مشکل، همان‌طور که عرض شد تهاجمی بود که از طریق‌های مختلف به ما شد و انقلاب اسلامی با به‌خودآمدنی که بیرون از جهان بشر جدید نیست، بنا دارد تمدنی را مدّ نظر آورد که از ظرائف روحی بشر جدید و عالم وجود در آن غفلت نشود. با توجه به بشری که در تمامیت ابعاد خود حتی سیر «من الحق فی الحق الی الخلق» را با اُنس با طبیعت به عنوان آینه خدا در خود تجربه می‌کند. این‌جا است که تصور بنده آن می‌باشد که جناب صدرا در همان فضای تاریخی که جناب شیخ بهائی بنا دارد جهان خود را بسازد، حاضر می‌شود و به صنعت و هنر نظر می‌کند تا جهانی بسازد که در عین آن‌که یک تمدن به حساب می‌آید، اولاً: از هستی انسان در نسبت با هستی مطلق غفلت نشود، که همه مشکل جهان مدرن است و پدیدآمدن نیهیلیسم. و ثانیاً: انسان را در حضور در جهان، گرفتار توهّمات رومانتیک نکند. و گمان بنده آن است که هایدگر بزرگ، به عنوان اندیشمند منتظر و آماده‌گر، به دنبال چنین جهانی و چنین انسانی و چنین حضوری بود.

البته نکته بسیار خوب شما در رابطه با ابژه‌کردن آنچه در عین حال سوبژه است، جای گفتگو دارد. گویا بتوانیم در عین ابژه‌کردن جهان در راستای سوبژه خودمان، نسبتی با هستی برقرار کنیم که در آن صورت سوبژه ما صورتی از حقیقت باشد در افقی که هستی گشوده نسبت به هستی انسان به ظهور می‌آورد. البته بحث، همچنان ادامه دارد و باید امیدوارِ حضورِ والاتری در نسبت با چنین گفتگوهایی باشیم. موفق باشید       

نمایش چاپی