بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28209
متن پرسش
سلام و عرض ادب: مدیریت محترم سایت، ایمیلهای حضرت استاد برای بنده ارسال نمی‌شود! ایمیل بنده توسط دوستان متخصص شبکه چک شد و مشکلی نداشت، اگر مقدور است از جانب شما هم پیگیری شود. با تشکر از لطف و زحمات شما. ملتمس دعا هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عدم ارسال ایمیل های شخصی برای کاربران بدلیل اختلال در ارسال ایمیل شخصی توسط سایت بوده است و بهمین جهت در زمانهایی جواب های شخصی با ایمیل s.lobolmizan برای کاربران ارسال میگردد.اگرچه این مشکل چندین مرتبه اصلاح شده ولی ظاهرا ساختاری است  که انشاالله با راه اندازی سایت جدید مرتفع میگردد.با این حال در مواردی که کم هم نیست متاسفانه کاربرانی فاقد ایمیل بوده ویا ایمیلشان وافعی نبوده ویا خراب میباشد و واضح است برای این دسته از کاربران  جواب های شخصی قابل ارسال نمیباشد.مدیریت سایت

28113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: حاج آقا چند روز پیش سوالی با شماره ۲۸۰۵۸ خدمتتان ارسال شد. جسارتاً صلاح ندیدید جواب بفرمایید یا مشکلی در سیستم بوجود آمده است. باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

۲۸۰۵۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نباید به آن خودکشی فکر کرد. با همان ردّ مظالم و عباداتی که به نیّت ایشان خوانده می‌شود، به ایشان کمک کرد. موفق باشید

27795

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بخشید عرضی داشتم. استاد مدتی است مطالعاتی داشتم که به یک سری نکات ناب برخوردم و البته سوال بنده راجع به همین نکات است که بعضی جاها با یکدیگر جور نیستند. مدتی پیش به یکی از کلیدی ترین آیات در تفسیر علامه برخورد کردم که «الیه یصعد الکلم الطیب و والعمل الصالح یرفعه» مدتی با این آیه مضامینش درگیر بودم تا با مبحث حبط عمل و از اثر افتادن عمل برخوردم و بعد اخلاص رو مزمزه کردم و به این نکته رسیدم که چرا سطح ام از اینی که هستم بالاتر نمی‌رود. در ادامه اگر جایی را اشتباه فهمیدم لطفا تصحیح بفرمایید. اما سوال اینجاست که ما اعمالی انجام می‌دهیم که ظاهرا چیزی از ثواب آن باقی نمی‌ماند. اکثرا با غیبت و تهمت یا با ناشکری «اما شاکرا و اما کفورا» یا با کفرِ به ایمان و امثالهم از بین می‌رود. حال این اعمالی است که ما آن را خوب فرض کرده بودیم و شرط اخلاص را دخیل نکرده بودیم که اگر آن را نیز دخیل می‌کردیم ظاهرا چیزی ته دیگ نمی‌ماند که با گناه از بین برود و حبط شود. ۱. آیا چگونه می‌توان اعمال حبط شده را بکار انداخت و از آثار آن متنعم شد. چون به شخصه معتقدم اگر اعمالم همگی می‌ماند و پذیرفته می‌شد الان با ماه و پروین حداقل در آسمان دنیا پرواز می‌نمودم! اما اینطور نیست. ۲. سوال دوم کمی بنیادی تر هست. استاد فرق ثواب و اثر آن در روح را متوجه نشدم. ثواب و جزا چیست که به نهر ها و جویبارها توصیف شده که ظاهرا با اعمالم نمی‌توانم به آن برسم چون چیزی ندارم؟ و بزرگ شدن روح چیست که با اعمال صالح پرورش میابد. روح مهمتر است یا ثواب؟ آیا قوت روح و حالات و دگرگونی هایش می‌تواند معیار قرب و دوری باشد؟ سوالات بسیار است. اما بیشتر از این مزاحم نمی‌شوم. ممنونم. فقط راجع به اخلاص چه پیشنهادی می‌دهید استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال در هر عملی نیّت اولیه‌ی انسان برایش می‌ماند و این‌طور نیست که با اندک غفلت آن عمل حبط شود. ۲. در رابطه با بحث «روح»، خوب است کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با صوت آن که بر روی سایت هست، مطالعه بفرمایید. موفق باشید

27773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: اینجانب حدود ۲۰ سال پیش و در دوران تجرد خوابی دیدم که بسیار به آن می اندیشم و جهت تعبیر آن به چند فرد هم مراجعه نمودم اما پاسخ مناسبی دریافت نکردم. چنانچه جنابعالی در تعبیر این خواب بنده را راهنمایی فرمایید سپاسگزار خواهم بود. در آن خواب خودم را دیدم که رو به بالا خوابیده ام و به آسمان نگاه می کنم و در آسمان چند ستاره نورانی بزرگ بود و در فاصله کمی از آنها یک ستاره خیلی کم نور هم بود. در طی این سالها اتفاق فوق العاده ای برایم رخ نداده که به آن خواب تعبیرش نمایم. لازم به ذکر است که اینجانب هنوز صاحب فرزندی نشده ام. به نظر شما تعبیر این خوابم فرزند عالم است یا آینده درخشان خودم یا تعبیر دیگر؟! پیشاپیش از وقتی که به بنده اختصاص می دهید سپاسگزارم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم. اگر سؤالاتی در رابطه با مطالعه‌ی کتاب‌های معرفتی هست، و بتوانم جواب دهم، در خدمت هستم. موفق باشید

27291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز. با توجه به آیات قرآن کریم، که خداوند می فرمایند، قرآن در کتاب مکنون است،۱. منظور از کتاب چیست و مقام قرآن با توجه به مراتب عالم کجاست؟ ۲. در قسمت آیات بعد که می فرمایند: «لایمسه الا المطهرون»، در مورد مَسّ قرآن توسط مطهرون چه نوع ارتباطی وجودی است؟ چگونه باید مس رو بفهمیم که آن مقام معصومین رو بفهمیم؟ ۳-. فرق وحی با مَسّ قرآن چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مقام قرآن، مقام جامعیت اسماء الهی است که همان مقام انسان کامل است. ۲. چون حقیقت نوری است، نوعی اُنس در میان است و نه تعلیم. ۳. این دیگر، در حدّ فهم بنده نیست که نظر دهم. موفق باشید

27140
متن پرسش
سلام اعیاد شعبانیه و سال نو بر شما و همه خوانندگان این متن مبارک استاد ببخشید یک تفسیری در فضای مجازی دست به دست میشه که میگن در قرآن به کرونا اشاره شده با دوستان داریم صحبت میکنیم راجع به این تفسیر . البته اسمش رو تطبیق بذاریم بهتره تا تفسیر...چون نویسنده این متن که خودشو هم معرفی نکرده بیشتر برای رسیدن به مقاصد خودش داره قرآن رو با جملات خودش تطبیق میده نظر شما چیه؟ با تشکر فراوان این تفسیر رو عینا براتون میارم تا بتونید بهتر قضاوت کنید و ایرادات موجود چه در لفظ و معنا و چه در سیاق و شان نزول رو بفرمایید متن اینه:
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخوی،کدام متن؟!!! موفق باشید

26771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام مجدد استاد عزیز: اگر بعد از رجوع به قرآن و عقل، بخواهیم به احادیث رجوع داشته باشیم؛ کدام منبع معتبر را سفارش می فرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «اصول کافی» و «تحف‌العقول» و «بحارالانوار» در این مورد کارسازند. موفق باشید

26356
متن پرسش
سلام: مدت کوتاهی است کتاب شما بزرگوار را در باب «معاد» و «جایگاه رزق در هستی» دارم مطالعه می کنم. جانم دارد قوت می گیرد. تاثیرش از سخنرانی صوتی بیشتر است چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد هر وقت اراده‌ی انسان بیشتر در راستای تصمیم برای زندگی باشد تا گرفتن آگاهی و اطلاعات، تأثیر صوت و تحت تأثیرقرارگرفتن از احساسات گوینده بیشتر است. هر چند عمق نوشتار بیشتر است. موفق باشید

25615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد، قصد بر این دارم که درباره مواجهه تمدنی با غرب بر اساس قرآن کریم تحقیق انجام بدم و این مبحث رو با توجه به آیات کلام الله علی الخصوص در سوره مائده، تبیین کنم. چقدر این مبحث رو به‌عنوان شرایط جنگ تمدنی که ما در آن هستیم و سبک زندگی ایرانی_اسلامی مورد هجمه سنگین هست و توسعه و مدرن شدن بدون در نظر گرفتن اصول و مبانی فرهنگی برنامه مد نظر بسیاری مسئولین نظام بوده و حتی رنگ و بوی زندگی شخصی شان هم همینطورست و مروج ارزش های مدرنیسم شده اند، چقدر موثر می دانید و چه توصیه کاربردی در این زمینه دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بزرگی است و بسیار زمان‌بر می‌باشد. غرب باید درست شناخته شود و معیارهای مواجهه‌ی تمدن اسلام با تمدن غرب معلوم شود. به هر حال کار خوبی است ولی نباید سطحی انجام بگیرد. بحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» به نظرم افقی را در مقابل شما بگشاید. موفق باشید

25329
متن پرسش
با سلام: می خواستم ببینم که معجزات پیامبران همانند عصای حضرت موسی که مار شد، آیا این معجزه تمثل بود یا تصرف در قوه خیال مردم؟ دوم این که درباره حضرت مریم که آمده «فتمثل به بشرآ سویا» این تمثل چه فرقی با تصرف در قوه خیال حضرت مریم دارد؟ لطفا جواب تمام سوالات را کامل بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. معجزات به نور توحید، تصرف در عالم است ولی کار ساحران، تصرف در قوه‌ی واهمه‌ی انسان‌ها است. ۲. جناب جبرائیل از عالم بالا در عالم خیال به حضرت مریم «سلام‌اللّه‌علیها» نزول کردند و توانستند بر جسم آن حضرت تصرف کنند و این غیر از این است که خیال حضرت مریم «سلام‌اللّه‌علیها» آن صورت را ساخته باشد. موفق باشید

34351
متن پرسش

سلام استاد و پدر معنوی عزیزم: استاد چه خبر است در این عالم؟ چه سریست در این عالم که ما دهه هفتادی ها به بعد باید از حنجره حاج صادقی که همه شهدای دهه شصت راهی میدان عشق کرد (و خداوند با حکمتش حاج صادق تا به امروز نگه دارد) بشنویم که ندا دهد «حاج قاسم دلش اینجاست بیا تا برویم» ما که آرزوی دیدن همت و باکری و خرازی عمری به دل داریم، خداوند حاج قاسمی برایمان تا دهه ۹۰ نگه دارد و چکیده همه شهدا و عاشقان روح الله و مجاهدان راه حق، در شخصیت حاج قاسم این مرد بزرگ به ما بچشاند و قلب و دل و جانمان را یکجا تسخیر خودش کند و آنچنان از فراقش سینه ما تنگ شود که دعای هر روزمان باشد که خدایا بهشت و حور و جنتت برای دیگران همنشینی با حاج قاسم و این روح های پاک رو نصیب ما کن. خداوند چه نقش بزرگ و وسیعی در وجود من جوان دهه هفتادی در این زمانه حساس و در انتظار حکومت مهدوی قرار داده، که همه عالم قدیم و جدید رو یکجا در جانم احساس می‌کنم که رخوت و درجا زدن و سَیرنکردن و پا در گِل نفس ماندن و حرکت نکردن رو بزرگترین جفا در حق خودم می‌دانم و بقول عزیزی هر کدامتان یک حاج قاسم کوچک در محله و شهر خودتان باشید و عجیب احساس می‌کنم مخاطب این سخن ماها هستیم. استاد عزیزم مطلبی بفرمائید و ای دریای مواج و متلاطم وجودمان رو همچون اروند مقداری آرام اما از درون پرخروش نگاه دارید.. سالهاست پای ثابت دعاهایم هستید چرا که هرچه دارم از وجود پر برکتتان هست. التماس دعا. حامد بن علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خوبی متوجه شده‌اید نسیمی وزیدن گرفته و دل‌های مردمان را در همه تاریخ که تاریخِ انسان‌های قدسی است، حاضر نموده تا در امروز و در این تاریخ در آینه حاج قاسم، نه‌تنها خرازی‌ها و باکری‌ها و روح‌های پاک آن‌ها دیده شود، بلکه معنای نسبتی که مسلمانان صدر اسلام باید با مولای‌مان پیدا می‌کردند، فهمیده گردد. زیرا آن حضرت نیز قصه انسانی بود که با اسلام آغاز شده بود و این‌جا است که محال بود دلی، دل باشد و از تاریخ جاهلیت عبور کرده باشد، و محبت مولا را در خود احساس نکند. بی‌حساب نیست که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مورد حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إنَّ اللهَ أخَذَ مِیثاقَ المُؤْمِنینَ عَلی حُبِّک، وَ أخَذَ مِیثاقَ المُنافِقینَ عَلی بُغْضِک. وَ لَوْ ضَرَبْتَ خَیشُومَ المُؤْمِنِ ما أبْغَضَک، وَ لَوْ نَثَرْتَ الدَنانِیرَ عَلی المُنافِقِ ما أحَبَّک. یا عَلِی، لایحِبُّک إلّا مُؤْمنٌ، وَ لایبْغِضُک إلّا مُنافِقٌ». ای علی! خداوند به دوستی تو از مؤمنان پیمان گرفته و نیز بر دشمنی تو از منافقان پیمان گرفته و اگر تو (با شمشیرت) بر بینی مؤمنی ضربه وارد کنی تو را دشمن نخواهد داشت و دل آزرده نخواهد شد. و چنانچه دینارها را به پای منافق بریزی تو را دوست نخواهد داشت. ای علی! تو را دوست نمی دارد مگر مؤمن (به خدا و رسول) و با تو دشمنی نمی کند مگر دورو و منافق.

گویا با حاج قاسم همان تاریخ تکرار شد که چگونه بعضی به اصطلاح روشنفکران، او را نه‌تنها به چیزی نگرفتند حتی انکار می‌کنند و در سالگرد شهادت او کلامی در رسانه‌ها و روزنامه‌های‌شان بر زبان نیاوردند!! ولی برعکسِ آن‌ها در آن دوردست‌ها، آن‌هایی که به ظاهر با ما بیگانه بودند نشان دادند چگونه دل‌سپرده شخصیت او هستند. موفق باشید  

33595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد بنده به عنوان یه خانم چطور باید با بچه رفتار کنم؟ کدوم مرکز علمی این را به من یاد میده یا حتی برای خودمون اینکه می‌بینم در روانشناسی غربی به بحث اختیار خیلی اهمیت داده میشه از یه طرف امام می‌فرمایند مثلا برای نماز صبح بچه را بیدار نکنید بگذارید خودش بیدارشه، حاج آقا مصطفی خمینی میگن نه بیدارش باید کرد، حالا اینجا باید بحث اختیار را مطرح کرد یا نه؟ آیا در حوزه ها مونم برای خانم ها چنین مطالبی که به بحث تربیت هم مربوطه برای خانم ها گفته میشه؟ اصلا حوزه برای یک خانم که بحث تربیت فرزند به عهده اش هست چقدر ساختارداره؟ آیا این خلاء نیست که باعث شده از مباحث روانشناسی غربی استفاده بشه برای تربیت؟ ما به اصطلاح انقلابی ها هم که این مطالب را بلد نیستیم. دیگه خانم ها که اصلا نمیدونن از کجا باید یاد گرفت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع تربیت کودک توصیه می‌شود در ابتدای امر باید عادات خوب را برای آن‌ها به میان آورد و سعی کرد حتی با تشویق هم که شده است آن عادات خوب را داشته باشند تا در زمان جوانی و انتخاب آزاد، راحت بتوانند عادات خوب خود را با انتخاب خود ادامه دهند که بحث آن در موضوع تربیت کودک مفصل به میان آمده است و البته بنده در این مورد تخصصی ندارم. موفق باشید

33173

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خسته نباشید. حاج آقا خیلی وقته اعصابم خورده و دلیلش رو نمی‌دونم و هرچه هم باشد خب مال ظرفیت دنیاست و می‌دانم که چگونه باید از آن ها عبور کنم ولی انگار همه دنیا دست به دست هم داده اند که طاقتم کم شود و حوصله نداشته باشم و به دکتر اعصاب مراجعه کردم مدتیست ولی اصلا فایده ندارد و تازه دچار سرگیجه شده ام. نمی‌دانم جز صبر چکار کنم که متاسفانه همین نداشتن صبر هم امانم را بریده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» سال‌های پیش عرض شد. اگر جواب ظرفیت‌های معنوی خود را با معارفی اصیل ندهیم، به هر حال با چنین مسائلی روبرو خواهیم شد. خوب است در این مورد به بحث « گفتگو درباره مسئله مردمی سازی دولت در نسبت با آزادی» در https://eitaa.com/matalebevijeh/11111 رجوع فرمایید. از ورزش و مطالعه کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» غافل نشوید. موفق باشید

32490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: بنده خانمی هستم حدود ۴۲سال، ومجرد، خواستگار زیاد دارم ولی هر بار به هر دلیلی ازدواج اتفاق نیفتاده است. سؤال من این است که آیا من نباید به این نتیجه برسم که خدا برای من ازدواج مقدر نکرده، وبه دلیل درگیری ذهنی که برایم ایجاد می کند و مرا از پرداختن به مطالعه عمیق و تمرکز روی آن دور می کند، و خواه ناخواه روی حضور قلب در عبادت من هم تأثیر می گذارد (البته خیلی تلاش کردم که اینگونه نباشد ولی متاسفانه نتوانستم) بهتر نیست بعد از ۲۰ سال قید ازدواج را بزنم و به هیچ خواستگاری دیگر فکر نکنم. ممنون استاد، خیلی برایم دعا کنید، عمرم صرف این قضیه شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر چه بادا باد. می‌توان در حضوری گسترده و دریایی گشوده خود را حاضر کرد که آمدن و نیامدن خواستگاران چندان بزرگ نباشد که دریای آرام ما را طوفانی کند. می‌توان جهانی بود که این موج‌ها تنها موجی باشند که اگر آمدند، خوش آمدند و اگر نیامدند، به خدایشان می‌سپاریم. لذا شرط این حضور آن نیست که نفی خواستگاران بکنید، بلکه چندان جایگاه بزرگی برایشان قائل نباشید. موفق باشید

32325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: وقت بخیر. منظور از حدیث منتسب به نبی اکرم «أنا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ ولا فَخرَ» چیست؟ استاد اساسا چگونه با مقام اهل بیت می‌توان یگانه شد؟ چون پیش زمینه فهم ما اراده به قدرت هست و شاید روایات در باب شان اهل بیت را بد بفهمیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضرت رسول «صلوات‌الله‌علیه وآله» از آن جهت که برترین پرورده حضرت حق هستند و دانای به این امر می‌باشند، متذکر می‌شوند با این‌همه هیچ فخری نسبت به سایرین ندارند زیرا می‌دانند: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه حق بدان، نه کرده خویش» ۲. آری! چنین پیش‌زمینه‌هایی مانع می‌شود تا متوجه شویم در نسبت با ائمه، اراده‌های معطوف به حق در صحنه است. پیشنهاد می‌شود اولاً: بحثی که شب گذشته به طور مختصر در رابطه با مقام اهل بیت شد را استماع فرمایید  https://eitaa.com/matalebevijeh/9585 . ثانیاً: به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

32181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در پاسخ سوالی نظر علامه را در مورد اوپانیشادها آوردید که فرمودند: ما هم همین‌ها را می‌گوییم سوالی نیز حقیر پرسیده بودم در مورد قله های اسلام و شما سوره توحید و آیات اولیه سوره حدید را معرفی کردید حال اگر مطالبی که اسلام می‌گوید در ادیان دیگر چون متون هند باشد چگونه می‌توان قائل به برتری اسلام شد؟ سابق که متون هند را نگاه می‌کردم فکر کنم همین مطالب قرآن چون اول و آخر بودن حق در آن موجود بود. خلاصه اسلام کدام مطلب توحیدی دارد که در سایر ادیان نیست؟ (اگر دقیق مشخص کنید که این گزاره توحیدی که اسلام مطرح کرد در هیچ دینی نیست تا امکان بررسی دقیق باشد متشکرم)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در کلیات توحید است که در همه متون مقدس مطرح است به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» ولی از آن طرف می‌فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ» بدین معنا که قرآن مهیمن و برتر از آن‌ کتاب‌های توحیدی است. موفق باشید

32140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد من دیگه نمیخوام هیچ دعا یا تعقیباتی بخونم غیر از دعای ندبه، چون متوجه شدم که غیر از خدا و معصومین دیگرانی هستن که این دعا ها رو میشنون و قدرت فهم اونها رو دارن در مورد سوره ها ی قرآن هم همینطوره، اینطوری دیگه خالصانه نیست انگار برای بقیه حرف می‌زنی نه خدا، نیتم رو هم تغییر میدم اما فایده نداره، من دیگه از دعا کردن لذت نمی برم، این نحوه زندگی بی معناست. یعنی چه که همه بدونن تو مغزت چیه! اینطوری حق میدم که چرا افراد جامعه به این وضع افتادن چون نتیجه این وضع چیزی جز رسیدن به شرک نیست!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعای ندبه خیلی دعای خوبی است. ولی مگر می‌شود برای اُنس با حضرت محبوب از دعای کمیل و یا مناجات‌های «خمسه عشر» غافل شد و یا از دعای «صباح» که امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به آن نوع فوق‌العاده ثنای حق را می‌گویند! موفق باشید

32122
متن پرسش

سلام: تطهیر اهل البیت از رجس شامل نجاست ظاهری هم می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! درست است که تطهیر در آیه مذکور، اطلاق دارد ولی به نظر بنده با طرح این نوع موضوعات، مقصد اصلی آیه را به حاشیه می‌بریم. زیرا بحث در اسوه و الگوبودنِ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» است برای بهترین زندگی. موفق باشید

31976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: همسری دارم مومنه مقید به انجام واجبات. متاسفانه مدتی است خود را مشغول بازی در موبایل خود کرده است. هرآنچه صحبت کردم که به خودت و زندگی ات ظلم می‌کنی و این کار اثرات مخربی بر ذهن تان می‌گذارد گوش نمیدند و میگند مدیریت می‌کنم تا بزارم کنار، ولی متاسفانه بدتر شد. به نحوی که الان روزی 6 ساعت برای بازی وقت می‌گذارد و از من هم پنهان می‌کنند البته بازی به نحوی است که بعدا می‌شود فهمید که چند بازی و چه مدت بازی کرده اند الان دچار مشکل ذهنی نیز شده اند و در تخیلات خود نیز بازی می‌کنند. الان دیگه کار به دعواهای زیاد کشیده شده الان چند روزی است که گوشی را گرفته ام ولی همش دعوا داریم آیا من باید به هر نحوی ایشان را از این بازی نهی کنم یا تذکر کافی بوده و زیاد فکرم را درگیرش نکنم؟ لطفا راهنمایی ام کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید در این موارد در این زمانه چندان به ایشان سخت‌گیری کنید. بهترین راه، همراهی و مدارا با ایشان است تا خودشان به جهت همان تدیّن‌شان إن‌شاءالله متوجه افراط شان خواهند شد و به بهترین نحو از این ابزار استفاده خواهند کرد. موفق باشید

31820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمة الله استاد عزیز! با توجّه به نگاهی که شما به «هویّت قرآن کریم و روش حقیقیِ مواجهه‌ی انسان‌ها با آن» دارید (که طبیعتاً آن را نگاه اصیلی می‌دانید که «خودِ قرآن» از ما خواسته چنین دیدگاه و مواجهه‌ای با آن داشته باشیم)، آن چیست که قرآن به آن تحدّی کرده و گفته که «آهای انسان‌ها! به خاطر این چیزی که من بهش تحدّی کردم، بفهمید که کلمات من از جنس کلمات زمین نیست!»؟ آیا شما هم همین جنبه‌های متعارفِ مطرح در علم کلام (مثل اعجاز ادبی، علمی، پیش‌بینی‌های تاریخی و ...) را تکیه‌گاه تحدّی قرآن می‌دانید؟ ظاهراً اهالی علوم قرآن، تشخیص تحدّی‌های قرآن و نمونه‌های بشری را وابسته به نظر متخصص (مثل ادبا و اساتید بلاغت) می‌دانند و فهم آن را از دسترس عموم مؤمنین خارج می‌دانند! آیا شما جنبه‌ای از تحدّی را سراغ دارید که «منِ معمولی» هم بتوانم در مقیاس یک سوره (که خودِ قرآن گفته)، آسمانی بودنِ قرآن را مشاهده کنم؟!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، بسیار ساده‌تر از این حرف‌ها است. در یک کلمه، به افراد مدعی گفته می‌شود یک سوره مثل سوره‌های قرآن بیاورند. در آن صورت هر انسانی که دارای فطرت سالم باشد به خوبی متوجه می‌شود که تفاوت این حرف‌ها با یک سوره قرآن، زمین تا آسمان است حتی اگر کتابی مثل «هستی و زمان» هایدگر باشد و یا مثنوی مولوی، که البته آن بنده خدا خودش را شاگرد قرآن می‌داند. موفق باشید

 

31494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: منظور از معاد کلی و معاد جزیی چیست؟ چنانکه علامه طباطبایی می فرماید بعث بشر در قيامت بعث‏ كلى‏، و بعث نباتات جزئى است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. موفق باشید

30999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: بحث قدرت تصمیم گیری که در روانشناسی مطرح هست چقدر متناسب با مبانی دینی هست؟ آیا اون هم مثل آزادی و مبانی دیگر معنای دیگری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان موضوع را به روحیه ابتکار انسانی برگرداند و استعدادهای فراوانی که انسان به جهت ذات گسترده و گشوده‌اش دارد. موفق باشید

30724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامي: در مورد صحت چشم زخم كه اينكه موجب مرگ انسانها مي‌شود حديثي است كه نصف مردم خوابيده در گورستانها بخاطر جشم زخم يا حديثي كه چشم قله كوه رو جابجا مي‌كند يا شتر را در ديگ، آيا واقعا خداوند چنين نيرويي در بشر قراداده است؟ مگر نه اينكه هيچ برگي بي اذن خدا بر زمين فرو نمي‌افتد؟ آيا بايد واقعا قبول كرد اعتقاد به تاثير گزاري انسانها بر يکديگر را؟ ممنون از پاسخ گويي شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نظام علت و معلول، خودِ حضرت حق متذکر چنین عواملی می‌شوند تا انسان‌ها در این نظام متوجه‌ی چنین عواملی باشند. در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» جایگاه چشم‌ زخم مشخص شده تا گمان نشود انسان‌ها در بست در اسارتِ چشم زخم افراد گرفتار می‌شوند. موفق باشید

30557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حالتون خوبه؟ تولد امام حسین مبارک. چرا مسلمانان تا این اواخر به اثبات دین خود با بشارات کتب الهی پیشین و دلایل دیگر نپرداخته بیشتر به جهاد با شمشیر و یا عاطفه و رهایی از جزیه اتکا داشتند؟ من تا به حال شرح کاملی از بشارتهای تورات و انجیل و غیره به اسلام از زبان امامان اثنی عشری ندیده ام، و مثلا در زیدیه هم احمد بن الحسین بن هارون الهارونی هم در کتاب اثبات نبوه النبی دلایل کامل را ذکر نکرده، اصولا چگونه می شود خاندان پیامبر از اینها سخن کامل نگفته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اسلام، هرگز با شمشیر جلو نرفت. آن‌جایی که مردم آماده‌ی پذیرش اسلام بودند ولی حاکمان مانع می‌شدند، جهاد جهتِ رفع موانع بود و به همین جهت هم بعداً ملت‌ها بر دین اسلام باقی ماندند و به دین قبلی خود برنگشتند. نمونه‌اش ایران. ۲. ائمه «علیهم‌السلام» در مناظراتی که با علمای سایر ادیان پیش می‌آمده، متذکر این امور شده‌اند. نمونه‌اش مناظراتی است که در کتاب «عیون اخبار رضا» ملاحظه می‌فرمایید. موفق باشید

30292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ممنون از پاسختان در سوال 30254 من هم تقریبا همینطور فکر می‌کنم ولی این سوال برایم باقی مانده است که چرا خداوند صریحا می‌فرماید «دین نزد خدا فقط اسلام است»؟ ممنونم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام در این آیه به معنای تسلیم نسبت به دستورات خداوند است که در هر دینی برای خود مصداق خود را دارد. موفق باشید

نمایش چاپی