بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26689
متن پرسش
سلام: شبهه ای مطرح میشه که چهل سال از رای به جمهوری اسلامی در آن رفراندوم معروف می گذرد و در عین حال نسل جدید و جوان جمعیت غالب کشورند که چه بسا نظر متفاوتی نسبت به نسل قبل درباره نظام داشته باشند و اینکه شاید نسل قبلی تصمیمی بگیرد و نسل کنونی آن را مطلوب نداند و آن را قبول نکند.پ س باید یک رفراندوم مجدد پس از چهار دهه برگزار شود تا نظر مردم ویژه اکثریت جوان معلوم شود و اگر واقعا نظام به انقلابی بودن مردم اعتقاد دارد این کار را انجام دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفراندوم در ازاء ساقط کردن نظام و جایگزینی نظامی دیگر پیش آمد و لذا اگر عده‌ای آن‌قدر توانا و گسترده شدند که این نظام را ساقط کنند، می‌توانند جهت تحقق نظام دیگری آن نظام را به رفراندوم بگذارند؛ بالاخره تقابل جدی در میان باید بیاید تا رفراندوم معنا پیدا کند. به نظر شما چهارنفر خارج نشین عرضه‌ی ساقط کردن این نظام را دارند؟ در حالی که بنا به نظر خواهی دانشگاه مریلند ۹۲ درصد همین مردم همین نظام را می‌خواهند ولی در عین تغییرات اساسی و بنده نیز یکی از همین افراد هستم که سخت معتقدم باید تغییرات اساسی پیش بیاید. موفق باشید

26509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: ۱. اگر همه عالم مظاهر انوار الهی است اما هنر آن است که از حجاب ها بگذریم یعنی باید به چه برسیم؟ خدا رو چه جوری ببینیم؟ دل در یاد یار و دست در کار یعنی چه؟ ۲. در نماز آیا باید به وجه الله یعنی امام زمان (عج) توجه کنیم؟ ۳. این که خدا را با اسماء حسنی بخوانیم و اهل بیت اسماء حسنی او هستند یعنی موقع خواندن خدا به وجود نوری اهل بیت توجه کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی تلاش انسان در رعایت تقوا جهت نظر به حضرت حق است در مظاهر او. در این رابطه خوب است به کتاب «اسماء حسنی» که بر روی سایت هست سری بزنید. موفق باشید

26496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت شما استاد ارجمند و با آرزوی سلامتی برای شما: الحمدلله رب العالمین در حال حاضر ایران اسلامی ما در علوم و فناوریهای پیشرفته ای مانند نانو، بیو، هوافضا، سلولهای بنیادی و غیره جایگاه ارزنده و والایی کسب کرده است و بنده هم با عنایت خدا در یکی از همین علوم تحصیل کردم. اما همانطور که جنابعالی فرمودید تکنولوژی غرب روح و فرهنگ خاص خود را به همراه دارد و اگر فرد یا جامعه شیعه ما با آرمانهای خود به این موضوع توجه نداشته باشد ممکن است در فرهنگ غرب حل بشود. چند سوال دارم. ۱. به عنوان یک شخص که در این حوزه کار می کنم چه راهکار عملی پیشنهاد می کنید؟ ۲. حالا که به لطف خدا و زحمت استاد فرهیخته ای چون شما از این موضوع آگاه شدم آیا تکلیفی برای بنده در قبال جامعه علمی و فناورانه ای که با آنها از نزدیک کار می کنم وجود دارد (با توجه به اینکه مسئولین ما با دیدن حرکت غرب به سمت مسائل اخلاقی فناوری در حال ورود به این بخش هستند و زمینه برای بنده هم فراهم است)؟ ۳. بنده فکر می کنم باید افق دیدم رو زمان ظهور امام زمان در نظر بگیرم و بر این اساس برنامه ها و طرحها رو تنظیم کنیم. یعنی با ظهور و تجلی منبع علم و فناوری هستی چه مسیری برای پیمودن و رسیدن به ۲۵ حرف باقیمانده از علم در اختیار بشر قرار می گیرد و ما از الان سعی کنیم در اون مسیر حرکت کنیم. آیا درست است؟ راه سختی است إن شاالله با مدد خدا و نگاه اهل بیت و دعای استاد بزرگ و چراغ نورافشانی چون شما برای فرزند کوچکتان بتوانم گامی هرچند کوچک در این راه بردارم. التماس دعا. با سپاس و احترام فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. روحیه‌ی انقلابی و رعایت تقوی اثر خود را در خنثی‌کردنِ حجاب‌های آن فرهنگ به میان می‌آورد. ۲. باید متوجه شد عقل تکنیکی، رویکردِ اصلی‌اش کشف استعدادهای طبیعت است از آن حیث که منجر به درک حقیقت می‌شود که بحث آن در موضوع «تذکر به عقل تکنیکی» شد. آدرس صوت آن  http://lobolmizan.ir/sound/1225  می‌باشد. ۳. در این مسیر خداوند الهاماتی به انسان می‌کند. موفق باشید

26356
متن پرسش
سلام: مدت کوتاهی است کتاب شما بزرگوار را در باب «معاد» و «جایگاه رزق در هستی» دارم مطالعه می کنم. جانم دارد قوت می گیرد. تاثیرش از سخنرانی صوتی بیشتر است چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد هر وقت اراده‌ی انسان بیشتر در راستای تصمیم برای زندگی باشد تا گرفتن آگاهی و اطلاعات، تأثیر صوت و تحت تأثیرقرارگرفتن از احساسات گوینده بیشتر است. هر چند عمق نوشتار بیشتر است. موفق باشید

25742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد در مقاله (انقلاب اسلامی، عبور از تمایز سوژه و ابژه) در باب قرائت ایدئولوژیک از دین نوشتید و آن را محدود کردن دین در مفهوم امری غیر تاریخی دانستید و تا حدودی جامعه مذهبی ما را هم بهش گرفتار دونستید. میشه لطفاً توضیح بیشتری در باب قرائت ایدئولوژیک از دین و مصادیقش خصوصا در ایران ارائه فرمایید و اینکه چه نگاهی به دیانت و انقلاب میتونه ما رو از این دیدگاه ایدئولوژیک برهاند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به بحث‌های «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» باید رجوع شود. در ضمن سری هم به سؤال و جواب ۲۵۷۳۲ بزنید. موفق باشید

25597
متن پرسش
سلام استاد جان: در حدیث عقل و جهل تفاوت برگشت تکوینی و تشریعی چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل، تکویناً و بر اساس ساختارِ وجودی‌اش به حضرت حق برگشت دارد، بر عکسِ جهل. موفق باشید

32917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: تمنا دارم پیام بنده را تا آخر با دقت بخوانید و جواب گویا، مستدل و کاملی دهید. در یکی از مساجد فعال و پویای جنوب تهران کار علمی و تربیتی می کنیم. بنا بر این در مورد کار تربیتی چند سوال داشتم. تربیت به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم صورت می پذیرد. بعضی از رفقای ما معتقد هستند که روش غیرمستقیم تاثیر بسیار بیشتر و ماندگاری طولانی تر هم دارد. روش غیرمستقیم از همان حدیث حدیث امام جعفر صادق (ع) استنباط می شود که می فرمایند: «كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم، لِيَرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَيرَ، فَإِنَّ ذلِكَ داعِيَةٌ» این رفقای ما علاوه بر اینکه معتقد هستند تربیت غیرمستقیم تاثیر بیشتری دارد می گویند در این زمان تربیت مستقیم یعنی سخنرانی و عقاید و احکام و اینها برای بسیاری از نوجوانان به علت اینکه جذابیتی ندارد و اصلا چنین مواردی برای آنها موضوعیتی ندارد نباید مطرح کرد چون توجهی نمیشه و بلکه ممکنه مسخره کنند و یا زده شوند. بلکه باید اینها اول به یک رشدی برسند و بعد موارد مذکور را به آنها ارائه کرد. خب خود ما و بسیاری از افراد دیگر به همین صورت که از بچگی عقاید و احکام و تجوید یاد گرفتیم رشد کردیم و تربیت شدیم خب حالا سوال اینجاست که آیا در کار تربیتی برای نوجوانان نباید مباحث اصول عقاید به زبان ساده و روان را بیان کرد؟ آیا نباید از احکام صحبتی کرد؟ آیا نباید برای بچه ها صحبت معرفتی کرد؟ اگر خیر چرا؟ و اگر بله خب کتب و این موارد و محتوای آن را که برای نوجوانان جذاب باشد معرفی بفرمائید. در ضمن آقای علی صفایی حائری (ره) در کتاب نامه های بلوغ صفحه ۱۴۹ می گوید: «کسی که نه معرفت دارد و نه محبت و ایمان، کسی که در مقام عمل و اطاعت نیست؛ بر فرض برایش از احکام بگویی، فرار می کند؛ و بر فرض بر او سخت گیری کنی و تحمیل نمایی نفرت می آورد و عصیان و سرکشی نشان می دهد.» این جمله درست است یا خیر؟ دلیل خود را ذکر کنید لطفاً. ممنونم از حوصله و دقت نظر حضرتعالی تحت الطاف و عنایات الهی باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که باید به غیر از زبان و با حرکات و سلوک خود با جوانان و نوجوانان روبه‌رو شد، ولی در دل همان نوع روبرویی با جوانان  وظیه داریم در نشست ها و جلساتی صمیمی، مباحث معرفتی و حتی قرائت قرآن را با آن‌ها در میان بگذاریم و همان‌طور که ملاحظه می‌کنید جناب مرحوم صفایی حائری در همان کتاب خوب «نامه‌های بلوغ» مباحث عقیدتی را با فرزندشان در میان گذاشتند. موفق باشید

32664

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام: استاد گرامی دلیل غیبت امام زمان علیه السلام چیست؟ اگر حفظ جان حضرت بوده که خداوند الان هم دارد قوانین غیرطبیعی و طول عمر بالا اعمال می‌کند، خب در آن زمان هم جان حضرت را با عوامل غیرطبیعی حفظ می‌کرد. عدم آمادگی مردم هم که همیشه تاریخ و در زمان سایر ائمه معصومین علیهم السلام بوده است. واقعا جریان غیبت حضرت امام زمان علیه السلام چیست؟ ممنون و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که در سایت هست مراجعه فرمایید. https://lobolmizan.ir/book/244?mark=%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA  موفق باشید

32244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا ابلیس هم مظهر تام اسمی از خدا است؟ اگر عرفا می‌گویند اری پس باید اکنون هم فرشته باشد ولی ظالم و جهنمی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! او وجهی از اسم جلال حق است به این معنا که اسم جلال، هرکس را که شایسته قرب نیست، پس می‌زند. ولی لازم نیست که ابلیس از آن جهت که «کان من الجنّ» است؛ فرشته باشد. موفق باشید

32122
متن پرسش

سلام: تطهیر اهل البیت از رجس شامل نجاست ظاهری هم می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! درست است که تطهیر در آیه مذکور، اطلاق دارد ولی به نظر بنده با طرح این نوع موضوعات، مقصد اصلی آیه را به حاشیه می‌بریم. زیرا بحث در اسوه و الگوبودنِ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» است برای بهترین زندگی. موفق باشید

32053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و تسلیت: صوتهای چگونگی به فعلیت رساندن باور دینی رو گوش می‌دادم. فرمودید حضرت موسی آن‌قدر به خدا اعتماد داشتن که وقتی به ایشان فرمودند عصایی که اژدها شده را بگیر و ایشان هم ترسیده بودن اما گرفتن و این نکته بسیار ظریفی است آیا بر همین منوال میشه بگیم حضرت موسی که درخواست کرد برادرش هارون او را همراهی کند و فکر می‌کرد او از پس این کار برمی‌اید انگار یه جورایی تدبیر کرد که بعد اتفاقا همون برادرش در قوم که ماند بدون موسی علیه السلام نتوانست از انحراف قوم به گوساله پرستی مانع شود یعنی شاید مثل اعتمادی که در موضوع اژدها و عصا فرمودید، کرد در موضوع درخواست همراه نکرد؟ سوال دومم هم این است که حضرت موسی قبل کوه طور، غیر از چند سالی که نزد حضرت شعیب بود بقیه عمرش را در خانه فرعون مشرک گذرانده چگونه چنین می‌شود که این عکس العمل را نسبت به عصا و اژدها از خود نشان می‌دهد این همه توکل چگونه در او شکل گرفته؟ ممنون از شما ان شاءلله مورد عنایت خاص حضرت ولیعصرعج باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نبوت حضرت موسی «علیه‌السلام» و روحانیت درونیِ آن حضرت فکر کنید که موجب می‌شد در هر حرکتی که آن پیامبر الهی انجام می‌دادند، همان چیزی که در نهایت مدّ نظرشان بود؛ واقع شود. و در مورد حضرت هارون «علیه‌السلام» متوجه تدبیر آن حضرت شدند و به همین جهت برای خود و ایشان دعا کردند. موفق باشید

31944

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: در رابطه با سوال 31931 این سوال دختر خانم ۱۶ ساله ایست که حافظ قران هستن و خیلی مذهبی واهل رعایت می باشند والان غیر از ایشان خیلی از افراد مذهبی این سوال رو دارند خصوصا دوستان طلبه که از این بابت رنج میبرند؛ لطفا دلیل این احساس تنهایی افراد مومن و خدایی و اینکه اقعا چکار کنند و چطور به این احساس جهت بدهند رو بیشتر و مفصل تر توضیح دهید. (اکثرا جز گریه و ناراحتی کاری نمی‌کنند) التماس دعا از شما استاد زحمت کش. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ راهی در این تاریخ برای عبور از احساس پوچی جز حضور در تاریخ انقلاب اسلامی به عنوان افق توحیدیِ آینده و نظر به شهدا از آن جهت که راهی هستند به سوی حضرت رب‌العالمین؛ در مقابل ما نیست. نباید خود را مشغول امور فردی کرد. موفق باشید

31570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی عرض سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: سوال بنده در مورد جریانی است که امروزه برخی از نیروهای انقلابی که عمدتا جوان هستند تحت عنوان مطالبه گری از مسئولین دنبال می‌کنند. آیا تمرکز بر نقاط ضعف دولت سیزدهم و بزرگ نمایی یا بولد کردن اشکالات سیستم چه دولت و چه نهادهای دیگر مثل مجلس و حتی بیت رهبری، بخشی از مطالبه گری است و می‌تواند نتیجه و اثر سازنده ایی برای فسادستیزی در بدنه دولت و یا برخی از انتصابهای دولت و نهادهای دیگر داشته باشد؟ بطور مثال مساله معاون اول رئیس جمهور و مسایل مربوط به فرزند ایشان یا قولهای عمل نشده ایی که دادند و یا چیزهایی شبیه به این و یا اینکه در مورد بیت رهبری و برخی خطاها و اشتباهاتی که مربوط به آن است تحت عنوان مطالبه گری آیا می‌توانیم در مجامع مختلف راجع به آن سخن بگوییم به این قصد که باید مردم آگاه باشند تا مطالبه کنند؟ و آیا به این شکل عدالتی که رهبری از آن سخن می‌گویند قابلیت اجرا شدن پیدا می کند؟ به نظر شما این شیوه صحیح است؟ لطفا نظر خود را در مورد این جریان فکری بفرمایید و بنده را راهنمایی کنید. از لطف شما سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبری که جای خود دارند. باید به افرادی مثل آقای رئیسی اعتماد کرد و با برجسته کردن ضعف‌ها، عملاً عزم و اراده‌ای که ایشان و دولت ایشان جهت عبور از تنگناهای موجود در پیش گرفته‌اند، نادیده گرفته می‌شود. موفق باشید

31321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چگونه می‌توان جلوی تسویف را گرفت؟ هرچه که سنم بالاتر می‌ره بیشتر داره این واژه برام معنا پیدا میکنه. اگه راهکار عملی می‌شناسید لطفاً به من بگید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به امر مهمی که در پیش داریم، یعنی اُنس با خدا، راهی برای فردافرداکردن نمی‌گذارد. در آخرین عرایضی در رابطه با سوره مطففین شد ملاحظه کردید که چگونه حضرت حق فرمود: «وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ» (مطففین/26) باید برای رسیدن به حقیقت، دوان دوان و نفس‌زنان جلو رفت و جلوتر رفت. موفق باشید http://lobolmizan.ir/sound/1325

31230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سوالی پرسیده ام در مورد جوانی که دو رفیق خود را به خاطر عدم تجاوز به یک زن و جلوگیری از کشته شدن اون زن به قتل رسانده است. جواب نیومده. در ایمیل هم نیست. لطفاً بررسی کنید. بسیار مهم و ضروری است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

31223- باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. امری نیست که به راحتی بتوان در آن نظر داد. موفق باشید

31182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت! در صوت انقلاب اسلامی، جهانی میان دو جهان گریزی به «فقه حکومتی» زدید برای عبور از غرب و... سوال بنده این است که در حال حاضر فقیهی می شناسید که با این دید یعنی تمدن سازی به سراغ علوم انسانی رفته باشه؟ آقای عبدالحسین خسروپناه بحث هایی در مورد نظام فقهی و... دارد، آیا ایشون در این راه قدم بر می دارند و میشه از ایشون به عنوان فقهی حکومتی نام برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله حرکت خوبی در بین روحانیون معتقد به انقلاب در راستای فقه حکومتی در جریان است که از جمله آنها استاد محترم جناب آقای دکتر خسرو پناه می باشند و یا فعالیتهایی که استاد علی دوستی و غیره در حال انجام آن هستند. موفق باشید

30795

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد عزیز: ۱. اینکه گفته می‌شود علم اصول از علوم اعتباری است یعنی چه؟ ۲. ما باید با علم اصول چه مواجهه ای داشته باشیم که درست باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است و بحث در مورد آن، در حدّ بنده نیست. به گفته آیت الله جوادی باید جمعی از اهل علم در کنار هم جمع شوند و به این نکته بپردازند که آیا می‌توان مبنای علوم اعتباری آن‌جایی که شرع مقدس آن را اعتبار کرده، مباحثِ قیاسی و منطقی را قرار داد؟ موفق باشید

30724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامي: در مورد صحت چشم زخم كه اينكه موجب مرگ انسانها مي‌شود حديثي است كه نصف مردم خوابيده در گورستانها بخاطر جشم زخم يا حديثي كه چشم قله كوه رو جابجا مي‌كند يا شتر را در ديگ، آيا واقعا خداوند چنين نيرويي در بشر قراداده است؟ مگر نه اينكه هيچ برگي بي اذن خدا بر زمين فرو نمي‌افتد؟ آيا بايد واقعا قبول كرد اعتقاد به تاثير گزاري انسانها بر يکديگر را؟ ممنون از پاسخ گويي شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نظام علت و معلول، خودِ حضرت حق متذکر چنین عواملی می‌شوند تا انسان‌ها در این نظام متوجه‌ی چنین عواملی باشند. در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» جایگاه چشم‌ زخم مشخص شده تا گمان نشود انسان‌ها در بست در اسارتِ چشم زخم افراد گرفتار می‌شوند. موفق باشید

28864
متن پرسش
سلام علیکم: اعظم الله اجورنا فی مصیبه الحسین علیه السلام استاد بزرگوار همانطور که مستحضرید و در آیه اول سوره ممتحنه به آن پرداختید آیات متعددی در قرآن در نهی محبت و موده و ولایت و بطانت اهل کتاب کفار و مشرکین هست و تنها چند آیه مثل آیه اول ممتحنه و ۲۲ مجادله تصریح به دشمنی آنها دارد. یعنی حتی اگر دشمن نباشند حداقل خیرخواه نیستند. دیشب شب تاسوعا ۱۴۴۲ در جمع عاشورائیان آیه ۵ سوره مائده که اجازه ازدواج با اهل کتاب را به مردان مسلمان داد به منزلهء ناسخ این‌همه آیه در نهی محبت غیر مومنان دانستید البته تصریح به نسخ نکردید ولی زمان اجرای آن آیات را گذشته و فقط در سالهای اول بعثت دانستید و فرمودید چون دیگر ایمان مسلمانان مستحکم شده بود خطری از جانب اهل کتاب آنها را تهدید نمی‌کرد. استاد بزرگوار از عملکرد مسلمانان از رحلت پیامبر تا عاشورا روشن شد که ایمان عمیق و مستحکمی نداشتند و آن‌همه آیات در نهی قرابت قلبی با غیر مومنان اعم از کافر مشرک و اهل کتاب خبر از اهمیت فاصله گرفتن در حیطه محبت با آنها می‌دهد قرآن می‌فرماید «و من یتولهم منکم فانه منهم» لطفا از موضوع به این مهمی به سادگی عبور نکنید درست است که عدالت و انصاف باید در حق آنها اجرا شود و احسان به آنها موجب جذب آنها به اسلام می شود ولی ضرورت مرز گذاری ولایی و حبی را نادیده نگیرید که راه نفوذ آنها به قلب مومنان غیرعمیق و عموم جامعه اسلامی را باز می‌کند. ارادتمند حضرتعالی هستم و در معرفت دینی خود به شدت به حضرتعالی مدیونم. وفقکم الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که بحمدللّه متوجه شده‌اید درگیرنشدن با اهل کتاب هرگز به معنای مودّت و دوستی با آن‌ها نیست، بلکه فرمود حتی به آن‌هایی که «ایّام اللّه» را نپذیرفته‌اند، گیر ندهید، ولی فرمود: «لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء». ولی نه آن‌که دوست نگرفته‌اید، دشمن شما به حساب آیند، دشمنی مربوط به شرکی است که رسماً نفیِ توحید می‌کنند و حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» در این رابطه می‌فرمایند: «وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا» که بین ما و مشرکین برای همیشه دشمنی و بغض هست. و البته این به معنای به قتل‌رساندن آن‌ها و کشتن آن‌ها نیست بلکه به معنای جداکردن مرز خود با آن‌ها می‌باشد به صورت کامل. موفق باشید

26884

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعضی در باب حکمت تولد و وجود افراد ناقص الخلقه و معلول از بدو تولد یا افرادی با اختلال های نظیر اوتیسم و شش انگشتی شدن، معتقدند که اگر دنیا را محل آزمایش و هم چنین معبری برای معاد بدانیم، پس وجود این افراد آزمایشی است برای خودشان و ما که برای خود افراد مبتلا و درگیر این مشکلات، آزمایش صبر است و برای ما آزمایش محبت و رحمت. آیا چنین دیدگاه در این باب مبنای صحیح و درستی دارد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف در جای خود درست است ولی نباید ما را از وظیفه‌ای که نسبت به جنین به عهده داریم، غافل کند و در دوره‌ی جنینی از مواظبت‌های لازم جنین غفلت نماییم. موفق باشید

26832
متن پرسش
سلام علیکم: در حال مطالعه کتاب جوان و انتخاب بزرگ حضرتعالی هستم که در یک بخشی برام مسئله پیش اومد. شما ذیل بحث مغایرت مُدرِک با مُدرَک می فرمایید مثلاً شما به دیوار علم دارید پس می یابید غیر از آن دیوار هستید و در باب بدن هم چنین است، شما به بدن علم دارید پس خودتان غیر از بدن تان هستید و حقیقتی متعالی بنام روح دارید. آیا نمیشه گفت خب پس ما به روح هم که علم داریم و می فهمیم روح و خود ثابت و حقیقی وجود دارد، پس خودمان غیر از روح مان هستیم و آن روح را هم درک می کنیم و نسبت به آن عالم هستیم. آیا این اشکال وارد هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به روح هم علم داریم ولی با خودِ روح، و به صورت علمِ حضوری. و در اینجاست که مغایرت مدرِک و مدرَک پیش نمی‌آید. موفق باشید

26524
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توانیم انقلاب اسلامی را بین الطلوعین تاریخ بدانیم و بیان کنیم وضعیت کنونی ما شبیه همان وضعیت بین الطلوعین و به اصطلاح لحظه گرگ و میش است که شاید هنوز تاریکی سیطره دارد و نور طلوع نکرده اما جلوه صبح و بارقه های آن به ظهور آمده و افق پیش رو بسمت روشنایی است؟ آیا با وجود همه کاستی ها و حتی رفتارهای ناقض شریعت فی المثل در پوشش ویژه جوانان و آمارهای بزهکاری های و مشکلات اجتماعی و مفاسد اقتصادی یا حتی برخی رویکرد های به ظاهر بدور از شرایع دینی، اما انقلاب ما بارقه ها و آیاتی از طلوع صبح دولت یار را به ما نمایان می کند و این را به ما مژده می دهد همانطور که زمان شروع و بعثت انقلاب، علیرغم جو غالب جهانی که گرایش به سمت انقلابهای اومانیستی و نظم نوین جهانی و انقلاب هایی با جاذبه جنسی کاذب بود انقلابی الهی طلوع کرد، آینده هم بر خلاف خیل پیش بینی ها، تداوم این نهضت و تشکیل امت واحده مهدوی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم این‌طور فکر می‌کنم و معتقدم با فروریختن ابهت استکبار و ارتجاع، جهتِ افراد جامعه به‌کلّی تغییر می‌کند. موفق باشید

26394
متن پرسش
استاد ارجمند سلام علیکم: در خصوص برجام، استدلال آن است که چاره ای نبود تا این تجربه می شد و مایه عبرت قرار می گرفت. همچنان که تاریخ ۲۰۰ ساله نشان داده، هرگز و هرگز و هرگز کمترین عبرتی از این دست مناسبات و قراردادها حتی در سطح خرد دیده نمی شود. وقتی متن ترکمنچای و گلستان را می خوانیم، می بینیم حتی طرف غربی در برجام لازم ندیده نوع کلاهبرداری را هم پیچیده تر کند، آنجا گفته دولت روسیه «تلاش خواهد کرد» یا «از ولایت عهدی عباس میرزا حمایت می کند» یعنی عبارتهایی فاقد ارزش حقوقی که مابازاء مشخصی ندارد، در برجام هم عینا با همین عبارات دل خوش کنک به ابتدایی ترین روشها سر ما را کلاه گذاشته. تاریخ ۲۰۰ ساله را هرچه می خوانیم می بینیم غربیها با طرف ایرانی (از چه واژه ای استفاده کنیم که از حدود نگذریم) با ویژگیهای مشترک غربزده‌ها مواجه است که ساده لوحانه، شیفته وار و دست پاچه از اینکه مقابل یک چشم آبی نشسته خود را گم کرده و... لذا طرف غربی هیچ بر خود لازم ندیده زحمت بدهد روشهایش را در فریب عوض کند. فرمول ثابت قراردادهای استعماری ثابت، شیفتگی این‌طرف ثابت. این طرف را که مطالعه می کنیم می بینیم غربیها حق دارند، چراکه استدلالهای ملکم‌ها و سپهسالارها درباره آفتاب تابان قرارداد رویتر عینا تکرار می شود فقط آنها کمی در بیان و مفهوم پردازی قوی تر بودند و روشنفکر و غربزده امروزی تقریرش ضعیف تر شده، اما آنقدر تکراری است این تاریخ ۲۰۰ ساله حیرت آور و تهوع آور است، وانگهی آشنایی با تاریخ ۲۰۰ ساله رابطه گرگ و میش نشان می دهد این میش به اندازه سر سوزنی از تجربه گذشته درس نگرفته، این درباره همه ماجرای غربزدگی به نحو شگفت انگیزی تکرار شده، در اولین تجربه عباس میرزا و همه اقرار کردند که جنگیدن به روش خودمان کارآمدتر از مدرن کردن ارتش بود، اما همه همان مسیر غربزدگی را طی کردند. وقتی در جزئیات و تاکتیک هم درسی گرفته نشده، چطور می توان امیدوار بود که در کلان و استراتژی باطل بودن مسیر غربزدگی و اتکا به غرب می خواهد درس شود؟ مقصود اینکه هیچ امیدی برای تجربه و عبرت نبود، و امروز می بینیم که همچنان نیست، وقتی بعد از چند سال زیستن تجربه برجام می بینیم که روزانه مردم در معیشت خود هم آن را لمس می کنند، همچنان در بر همان پاشنه می گردد و بدون هیچ خللی همچنان می شود درباره مذاکره و امتحان مجدد آمریکا سخن گفت، یکبار دیگر این عبرت نگرفتن واضح تر می شود. حتی بعد از ترور سردار و آن یوم الله حضور، باز هم استدلالهای ۲۰۰ ساله ضرورت منحل شدن در نظام جهانی به قوت خود تکرار می شود. شاهد اینکه این تکرار بی وجه و سنگ روی یخ نیست آن است که همچنان حضرت آقا باید درباره دلایل بی فایده بودن و خسارت بودن مذاکره توضیح دهند. حال سوال این است که آیا استدلال به تجربه و عبرت جامعه از برجام اگر از سر ناچاری نیست، چگونه قابل دفاع است؟ آیا ذیل انقلاب اسلامی وضع ما تغییری در این داستان دارد که بگوییم این تجربه چون ذیل انقلاب است میتواند به عکس گذشته تجربه و عبرت شود؟ آیا در این راستا مومنین برای اینکه این تجربه عبرت شود کاری باید می کردند و باید بکنند که این‌بار از این شکست درس گرفته شود؟ از اینکه سخن به درازا کشید معذرت می خواهم. التماس دعای واقعی دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آنچه ما در حال وقوع آن هستیم و عرایضی در همین رابطه در جواب سؤالات قبلی شده، جهشی است که در یک فرآیندِ تاریخی با انقلاب اسلامی در حالِ وقوع است و آن آزادشدن از مسیری است که به غرب ختم می‌شد. بحمداللّه طوری شده که آن‌هایی هم که امیدوار به غرب بودند متوجه‌ی ناکارآمدی و زمین‌گیری غرب شده‌اند. و این‌جا است که پشتکار ما را جهت هرچه بیشتر در این حضور تاریخی طلب می‌کند. زیرا همه‌چیز حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است تاریخی غیر از تاریخ مدرن به وقوع بپیوندد. موفق باشید

25687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، امروز در مواجهه با تمدن غرب چه علوم غربی چه تکنیک و تکنولوژی غربی، چه کنیم تا غربزده نشویم و در عین حال منفعل و دارای جمود در برخورد با جهان مدرن و پیشرفت های بشری نباشیم و اگر دیدیم غرب در بسترهایی از ما قوی ترست، آن بسترها را طبق اهداف خودمان پیدا کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی کتاب «مدرنیته و توهّم» برای شروعِ فکر در این موضوع خوب است. موفق باشید

25635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: ببخشید در کتاب انسان از تنگنای بدن، در قسمت چگونگی ادراک فرموده اید: مسلّم است كه نفس چيزهايي را ادراك مي كند كه بدن و قواي موجود در بدن از آن متأثّر مي شوند، ولی اگر دقّت شود حقيقتاً معني ادراك اين است كه نفس با نيروي خلّاقه ي خود، صورتي شبيه صورت موجود در خارج، در ذات خويش «خلق» مي كند كه اين صورتِ خلق شده توسط نفس، مناسب است با آن صورتي كه چشم از آن صورت، تصویر برداري كرده است. در واقع نفس آن صورتي را درك مي كند كه خلق كرده است. چرا بجای لفظ انشاء از لفظ خلق استفاده کرده اید؟ چون صورت را نفس درون خود انشاء می کند! مگر خلق مربوط به عالم ماده و تدریجی نیست؟! ببخشید، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. حتی جناب ملاصدرا واژه‌ی «ابداع» را به کار می‌برند زیرا خلق، به معنای «اَلَّفَ» یعنی جمع‌آوری است و در عالم معنا، جمع‌آوری معنا نمی‌دهد. موفق باشید

نمایش چاپی