باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرماید نور حضرت «الله» در عالم، حکایت از آن دارد که تنها اوست که اوست در یگانگی و معبودیت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خاصی در نظر بنده نیست ولی آثاری که به شخصیت آن دو بزرگوار پرداختهاند مطالب مفیدی در اختیار انسان میگذارد به جهت عظمت شخصیت آن دو بزرگوار. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفراندوم در ازاء ساقط کردن نظام و جایگزینی نظامی دیگر پیش آمد و لذا اگر عدهای آنقدر توانا و گسترده شدند که این نظام را ساقط کنند، میتوانند جهت تحقق نظام دیگری آن نظام را به رفراندوم بگذارند؛ بالاخره تقابل جدی در میان باید بیاید تا رفراندوم معنا پیدا کند. به نظر شما چهارنفر خارج نشین عرضهی ساقط کردن این نظام را دارند؟ در حالی که بنا به نظر خواهی دانشگاه مریلند ۹۲ درصد همین مردم همین نظام را میخواهند ولی در عین تغییرات اساسی و بنده نیز یکی از همین افراد هستم که سخت معتقدم باید تغییرات اساسی پیش بیاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار عالی فرمودهاند، فدای چنین اندیشمندانی. زمانشناسی یعنی همین. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بحثهای «گوشسپردن به ندایِ بیصدای انقلاب اسلامی» باید رجوع شود. در ضمن سری هم به سؤال و جواب ۲۵۷۳۲ بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حزنِ دوری از محبوب، صفای روحانی را به همراه دارد زیرا تلاش هرچه بیشتر است برای نفی خود. ولی حزنی که نوعی به اعتراض تقدیر الهی باشد، روح را خراب میکند. موفق باشید
سلام بر شما: از استاد گرامی تقاضا دارم که متن زیر را گفتمانی انتقادی جهت اصلاح امور اجتماعی ببینند لطفا کامل بخوانید تا درد سینه سوز من برایتان آشکار شود. _ای کاش... «ای کاش طرح عفاف و حجاب دیروز شروع شده بود تا یک پنجمِ همین جمعیت میلیونی، متخلف به حساب می آمدند!» «ای کاش طرح عفاف و حجاب هنگام رفراندوم ۱۳۵۷ اجرا میشد تا خیل کثیری از رأی دهندگان فاقد قدرت قانونی برای رأی دهی می بودند» «ای کاش طرح عفاف و حجاب زودتر آغاز شده بود تا هر ۴ سال شاهد حضور این افراد برای رأی دهی نبودیم» «ای کاش طرح عفاف و حجاب بهمنِ امسال اجرا میشد تا ۲۲ بهمنِ مان برای اولین سال بعد از ۴۴ سال با معنویت هزارچندان برگزار میشد!!!» «ای کاش سردار سلیمانی در حیات مادی خودشان بودند تا می دیدند که دختر کم حجاب دختر ایشان نیست. اصلا این افراد تعلقی به انقلاب ندارند» و ای کاشِ آخر... «ای کاش شب قدر هنگامه آغاز این طرح بود تا متخلفین کثیری را در گلستان شهدا مشاهده می کردیم! کسانی که شهدا اشتباه کرده اند آنها را به حریم شان راه داده اند» «ای کاش... »... گویا کف گیر گفتمان انقلابی به ته دیگ خورده است. کجایند طاهرزاده ها و رائفی پورها و پناهیان ها؟ فقط وقتی تبیین می کنند که اوضاع به نفع انقلاب نباشد و الا هر زمان قدرت به گفتارشان بازگشت، آنها نیز ترجیح دادند سکوت کنند. شما مسئولید! اهل تفکر مسئول اند! انقلابی ها وظیفه دارند که سکوت نکنند! نه اینکه یک روز بگویند این دختر کم حجاب دختر من است و روز دیگر ایشان را به رسم انسان بودن هم نشناسند. در شبکه یک سیما سخن از حق الیقین جوانان امروزی می زنید؛ ای کاش درباره این طرح ها - که براستی یقین را از انسان می ستاند چه برسد به حق الیقین! - نیز صحبت بکنید. هربار که سؤالی داشتم، شما فرمودید: «بالاخره جوانان ما باید به این امر نظر کنند که حضوری در پیش است بس گرانقدر که انسان در ذیل حضرت روح الله (رحمة الله علیه) جهانِ خود را بسی گشوده سازد» اگر معتقد هستید این نوع از مطالب و این نوع از بیان برای بشر جدید است و آنها را به فطرت شان دعوت میکند، بسم الله! شب جمعه بعدی به چهارباغ بیایید و با جوانان چنین گفت و گویی کنید و واکنش ایشان را از نزدیک ببینید. متاسفانه گاهی اوقات انقلاب به سمتی می رود که قابل دفاع نیست. با چه رویی به سر کار بروم وقتی در خیابان هزاران سؤال کننده- به حق- هستند که توانایی جوابگویی به آنها را ندارم؟! (بله میتوانم جواب سرسری بدهم و با الفاظی مانند «خون شهدا» و... وجدان شان را فشرده سازم تا از ادامه بحث صرف نظر کنند ولی وجدانم اجازه نمیدهد که وقتی هیچ در بساط ندارم، سؤال های به حق مردم را عقیم کنم). دل در گرو انقلاب دارند ولی متخلف اند. دختر انقلاب اند ولی قانون ستیز اند. بسیار عالی...! گویا صدا و سیما حد بی حجابی را تعیین کرده است. بر این اساس افراد، صرف نظر از هر نوع پوششی اگر در راهپیمایی شرکت کنند بی حجاب نیستند ولی اگر همین فرد یکساعت بعد در خیابان مشاهده شود مجرم است. آری... این است رفتار دوگانه ای که لاشه کرم خورده صدا و سیما را برای مردم هویدا می کند. استفاده ابزاری از دختران کم حجاب برای تبلیغ انقلاب! احسنتم. وقتی رهبری به اهل تریبون دستور تبیین دادند و این جماعت برای سخن رهبری پشیزی ارزش نگذاشتند باید به فکر امروز می بودیم. هیچ زمانی گفتمان انقلابی را اینگونه در حضیض نیافتم! لطفا کامل بخوانید و بعد به همه این مطلب ورای کلیشه های قبلی پاسخ بدهید. وقت آن نرسیده است که آوینی بیاید و ما را با صوت رحمانی و قلم نورانی اش متحد نماید؟ با انسانیت ما نه تعصبات مان! آری انتظار بکش...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقت آن رسیده تا آوینیها بیایند و ما را متذکر آن نوع تنگناهای تاریخی که جنابعالی از آن سخن گفتید؛ بکنند. تنگناهایی که حکایت از آن داردکه نه انقلاب اسلامی و تاریخ خود را شناختهایم و نه این نسل را! تصور بنده آن است که گِلههای شما، گِلههای امثال بنده نیز هست و راه عبور از این مشکل که مشکلی است در بین خودمان و نه در بین آن خانمهای به اصطلاح بیحجاب؛ به این راحتیها نمیباشد و خونِ دلی که به نظر میآید رهبر معظم انقلاب میخورند، از همین ماها میباشد. نمیدانم برایتان ممکن هست در دلِ صحبتهایی که اخیراً تحت عنوان: «باز آوینی و وسعت روزه داری پس از فتنه این روزها» https://eitaa.com/matalebevijeh/13440 با جمع دوستان شد، نکتهای از جنس این نوع تنگناها بیابید؟ با اینهمه جای هیچ ناامیدی نیست، به همین دلیل که رهبر معظم انقلاب آرامآرام ما را در دل نگاه دینی، آری! در دل نگاه دینی، با امری روبهرو کردند که هرگز ۲۰ یا ۳۰ سال پیش امکان گفتن آن نبود. و تنها دینداری را در آن حدّ میدانستیم که طرف، حجابش کامل باشد، حال ایشان بدون آنکه نفی ضرورت حجاب کنند، بعضی از بیحجابها را اهل دین و اهل تضرع میدانند و متذکر میشوند: « کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است. خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند میکنند چه کسانی هستند، قطعاً نمیکنند؛ من میدانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند، اهل تضرّعند، اهل ماه رمضانند، اهل گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزهی با حجاب است». ملاحظه کنید این یک امر سیاسی نیست، بلکه یک حقیقت دینی است که از زبان یک فقیه مقیّد به امور شرعی جاری میشود. آیا ما در فهمِ دین و در ابعاد متفاوت آن نسبت به سالهای گذشته جلوتر آمدهایم و نسبت به دینداریِ دینداران و فهم دین گشوده و گستردهتر شدهایم؟ و یا گرفتار نوعی إباحهگری گشتهایم؟ موفق باشید
سلام استاد: در فصل اسماعیلی در مورد رب میخواستم پس از کسب اجازه بپرسم ۱. در ذکر رکوع و سجود منظور کدام رب است؟ منظور حضرت الله است یا رب خصوصی ما؟ ما باید به کدام رب رجوع کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت معبود به نور ربوبیت خود در رکوع، ما را دعوت میفرمایند تا در امورات خود جایگاه خدا را نیز بنگریم. و در سجود، به نور ربوبیت خود ما را متذکر میشوند که اساساً چیزی از خود نبینیم و به همین جهت رکوع، مقدمه سجود است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: ضمن تبریک به مناسبت بعثت پیامبر خدا «صلوات الله علیه و آله». استاد حقیقتش از یک طرف متوجه عظمت پدیده بعثت حضرت رسول «صلواتاللهعلیهوآله» هستم و از طرف دیگر نمیدانم چه نسبتی باید با این پدیده پیدا کنم تا بین خودم و دیگران گفتگویی صورت بگیرد که حاصل آن گفتگو، نزدیکی هرچه بیشتر به شریعت الهی باشد و آن را برای خود یک طراحی بزرگ الهی احساس کنم؟ این روزها احساس میکنم باید موضوع رسالت را با بازخوانیِ جدیدی مدّ نظر قرار دهم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: «جانا سخن از زبان ما میگویی». به نظر بنده شرایط، شرایطی است که اتفاقاً باید مطابق همین شرایط، باز به رسالت نبیّ نظر کرد و همانطور که میفرمایید با نگاهی «پدیدارشناسانه» پدیده را ارزیابی کرد. رهبر معظم انقلاب در روز مبعث در همین رابطه نکات ارزشمندی را نسبت به توحید و تزکیه و تعلیم کتاب و تعلیم استقامت و قسط و عدالت و شدیّت و سختبودن و غیر قابل نفوذبودن در مقابل دشمنان، به میان آوردند که جای تفکر دارد. و بنده نیز اخیراً مطابق همین نگاه و همین دغدغه عرایضی تحت عنوان «ما و نیاز امروزینِ ما به پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در ۱۴ شماره تنظیم شد و محور سخنان روز شنبه ۲۹ بهمن قرار گرفت که ذیلاً متن آن سخنان همراه با فایل صوتی تقدیم میشود. موفق باشید .
بسم الله الرّحمن الرّحیم
السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السِّرَاجُ الْمُنِیرُ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السَّفِیرُ بَیْنَ اللهِ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ، یا رسول الله
2- آیا در این روزها و با نظر به رسالت نبی اکرم «صلوات الله علیه وآله» به آن نوع حضور که سبک زندگی ما را متوجه جهانی کند که محور آن نه غرب باشد و نه زندگی غربی و نه انسان غربی باشد و به انسانیت انسان ها و به عدالتی که با آن حضور پیش می آید فکر کرده ایم؟ در حالی که در آن کتاب که بر رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نازل شده، نوعی ورود در راهی است که هنوز برای بشر این دوران طی نشده و طوری باید در آن ورود کرد که حضور خداوند را در آن مسیر احساس کنیم.
3- با توجه به این امر، یعنی با توجه به حضور خداوند در زندگی، آیا انقلاب اسلامی ادامه نبوت رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» و بعثت آن حضرت نیست؟
4- پیامبران همواره متذکر خطر بی دینی در انسان ها بوده و هستند، خطری که انسان را همیشه نه تنها با خود بیگانه می کند حتی با خود درگیر مینماید و آن درگیری در ابدیت به صورت جهنم، انسان را از درون و از بیرون در بر می گیرد.
5- کسی معنای شریعت الهی را درست می یابد و به آن دستورات مقید می شود که خطر بی دینی را درست احساس کند، در آن صورت تلاش می کند در تمام ابعادِ انسانی، چه در ابعاد فردی و چه در ابعاد اجتماعی، انسان متدینی باشد. امری که حقیقتاً در این زمانه، آخرین پیامبر«صلوات الله علیه و آله» از طریق قرآن به خوبی با ما در میان می گذارد.
6- «نبوت» و «نبی» در کنار آموزشهای دینی، نیایش با خدا را به معنای اصیل آن به انسانها متذکر میشود تا انسانها خود را در جهانی بسیار گستردهتر و لطیفتر و آرامشبخش، احساس کنند. آیا جهان انسان هایی که اهل نیایش اند را میتوان با جهان تاریک آنهایی که راه نیایش با خدا را از طریق فرهنگ نبوتِ پیامبران نمی شناسند، مقایسه کرد؟ آیا در همین رابطه متوجه ضرورت ارسال پیامبران برای بشریت از طریق حضرت رب العالمین و ضرورت وجود پیوندی که با نیایش، میتوانیم با پروردگار عالم برقرار کنیم، نمی شویم ؟
7- اگر دیانتی که «عقل» پشتیبان آن باشد و «قلب» آن را احساس کند، نیاز اصلی بشر نبود ، پدیده پوچی در جهان مدرن چرا به سراغ بشری آمد که خود را در نهایت رفاه احساس میکرد و امروزه احساس پوچی به عنوان اصلیترین مشکل زمانه، هرکس را به نوعی به خود مشغول کرده و برای نادیده گرفتن آن و یا عبور از آن، به هر کاری و تلاشی دست میزند. یکی با انواع سرگرمی ها - در عین آن که می داند کارش بیفایده است ولی کار دیگری را نمی شناسد- و دیگری با اتصال به عرفان های کاذب، تا در فرار از پوچی، خود را فریب دهد، زیرا متوجه نبوت به عنوان عطای رب العالمین که رب انسانها نیز هست، نیستند و اینجاست که جایگاه و حساسیت و ضرورت نبوت، بیش از پیش در جوانِ این زمانه خود را نشان می دهد و ما در این زمانه بیش از پیش باید جایگاه «نبوت» را برای این نسل به عنوان «جهاد تبیین» هرچه بیشتر روشن کنیم.
8- آیا جز این است که هر روز بیش از پیش انسان ها متوجه رازهایی در نزد خود می شوند که تنها و تنها از طریق آموزههای انبیا میتوان با آن رازها در وجود خود کنار آمد و از این همه ابعاد پنهانی که در درون انسان ها هست حیرت کرد و تنها با تبعیت از شریعت الهی میتوان در کنار آن رازها و همراه آنها زندگی کرد؟
9- از رازهایی که بین انسان و خدا هست بگیرید، تا رازهایی که بین زن و مرد و یا بین انسان و جهان در صحنه است، تنها می توان از طریق آموزه ها و راهکار انبیا در کنار آن رازها زندگی کرد، بدون آنکه متوجه حقیقت آنها بود. اگر گفتهاند زندگی سراسر راز است و تنها خالق جهان و خالق انسان از آن آگاه است، در نسبت بین دستورات شریعت الهی و نتایجی که بیش می آید بیشتر روشن میشود که مثلاً چگونه میتوان بین صداقت و جهانی که مقابل انسان قرار می گیرد رابطه برقرار کرد؟ زیرا رازی در میان است که ما تنها با رعایت دستورات شریعت الهی در کنار آن رازها قرار میگیریم، وگرنه اصلِ آن رازها بسی مهمتر از ظاهر این دستورات است که ما را دعوت به انجام آن کردهاند.
10- آیا به این نکته فکر کرده ایم که در این زمانه تنها زندگی دینی می تواند ما را در همه ابعاد وجودیمان، به خود آورد و از خیانتی که می توانیم به خود و زندگی خود روا داریم نجات یابیم؟ آن نوع زندگی دینی کدام زندگی است که نه کَرَخیِ دینداران عادی را داشته باشد و نه پوچی زندگی بیدینان را؟ این یعنی با آغازی دیگر به سوی دینداری آمدن، یعنی «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْل» (نساء/136)
11- آیا به ایمانی که حضرت محمد «صلوات الله علیه و آله» از طریق قرآن و با سیره خود برای ما آورده رسیدهایم؟ یا «هنوز نه!» ولی بنای همدلی با پیامبر خدا «صلوات الله علیه و آله» داریم؟ بخش هایی از وجود ما برای ما چه نوع برخوردی را با دین خدا به ما پیشنهاد میکند تا در عین دینداری، بخش اعظم وجودمان را تاریکی فرا نگیرد؟ آیا بخش اعظم وجود ما «بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا» و «بَشِّرِ الصَّابِرين» و «بَشِّرِ الْمُؤْمِنين» را که حکایت پایداری در دینداری است، با همه مشکلی که به ظاهر در مسیر دینداری پیش میآید را شنیده است؟
12- اگر اختیار آدمی به معنای آن است که انسانها، مجبور در سیطره هوسها نمیباشند، پس اختیار آدمی تنها در پیوند با خداوند از طریق شریعت الهی به ظهور میآید و انسانها حقیقتاً در این رابطه اختیار خود را احساس میکنند و اینجا است که اشاره آیه «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيّ» معنا مییابد. به این صورت که آنچه پیامبران آوردهاند در نسبت با انتخابِ خود انسانها معنا دارد تا بتوانند مسیر رشد و کمال را در مقابل مسیر گمراهی و بیثمری زندگی، خودشان انتخاب کنند تا شخصیت انتخابگریِ آنها به «فعلیت» برسد و در سیطره هوسهایشان نباشند.
13- وقتی متوجه باشیم گشودن قید و بند از پای نفس، برترین فرزانگی است و این کار بهترین و بیشترین بهره را برای انسان دارد؛ میفهمیم چگونه خداوند جایگاه رسول خود را اینچنین معرفی میکند: که او «يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (اعراف/157) انسان ها را از زنجیرهایی که بر پای خود بستهاند آزاد میکند، پس آنهایی که به او ایمان آورند و او را بزرگ دارند و یاری نمایند و از نوری که بر او نازل شده تبعیت کنند؛ آنانی میباشند که حقیقتاً شخصیت خود را رشد دادهاند.
14- تنها با درک حقیقت نبوت است، آنهم نبوتِ آخرین پیامبر که میتوان در مقابل ظلمات آخرالزمان مقاومت کرد. و این بود راز حضور مردم در 22 بهمنماه امسال، که به تعبیر رهبر معظم انقلاب «شنبهای بود تاریخی» و حماسهای بود که مردم با آمدن خود در صحنه حقایق زیادی را بیان کردند، زیرا همین که فهمیدند آمریکا نمیخواسته در این صحنه حاضر بشوند، به میدان آمدند. آیا این نوع حضور، همان حضوری نیست که پیامبر خدا مقابل انسانها گشودند تا نسبت به زمانه خود آگاه باشند و با سیره و آموزههای پیامبران، ماورای تبلیغات دشمنانِ انسانیت، خود را معنا کنند؟
و این است معنای اینکه امروز بیش از گذشته نیاز به وجود پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
https://eitaa.com/matalebevijeh/13005
سلام علیکم استاد عزیز: متاسفانه برخی مردم، طرفداران نظام را، احمق فرض میکنند و اصلا نمیتوانند درک کنند که چرا ما با وجود این همه فساد و دزدی و مشکلات، از نظام حمایت میکنیم یا اینکه فکر میکنند امثال ما از جایی تامین میشویم که از نظام حمایت میکنیم. سوال بنده این است که چطور اعتراض کنیم و مقابله خود با فساد درون کشور را نشان دهیم که ناامیدی در دل مردم ایجاد نشود؟ به نظر بنده هیئت دولت آنگونه که باید، نشان نمیدهند که بخواهند با فساد مقابله کنند و مدام از دشمنی با آمریکا و... میگویند (البته شکی در دشمنی آمریکا با ملت ما نیست) و این حرف ها برای برخی مردم خسته کننده شده است و به گونه ای تصور میکنند که انگار این حرفها برای گول زدن است. توقع بنده این است که سران کشور نسبت به مفسدین داخلی به شدت بیشتری برخورد کنند. (مثلاً آقای رحیم پور ازغدی پیشنهاد دادند که در نماز جمعه مفسدین اقتصادی را مجازات کنند) حال چگونه میتوان نشان داد که بسیجیان در خط مقدم مبارزه با فساد درون کشور حاضرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نشان میدهد که مردم انتظار و عزم بیشتری برای حل مشکلات دارند. ولی همچنانکه در جواب سؤال شماره 34287 عرض شد باید برای آنها روشن کرد راه حلّ مشکلات اتفاقاً تقویت نظام و تقویت دولتی است که با تمام تلاش درصدد رفع مشکلات است. در همین رابطه در جواب سؤال مذکور عرض شد.
ملاحظه میکنید که در شرایط تاریخی بسیار حساسی قرار داریم. پیشنهاد بنده آن است که از این زاویه هم میتوانید به حضور تاریخی و توحیدی انقلاب اسلامی نظر کنید که با میدانآمدنِ شهدای آنچنان بزرگ، حکایت از آیندهای دارد که بیرون از عقل استکباری است. در آن صورت به صحنهها به صورت دیگری مینگرید. اختیار با خود شما است. با توجه به این امر ما باید متوجه باشیم تنها بیش از دو تاریخ در مقابلمان نیست و با توجه به اینکه انسان موجودی است تاریخی و تفکر نیز امری تاریخی میباشد؛ خود را در کلیّت یکی از این دو تاریخ میتوانیم معنا کنیم و اینجا است که با حضور در تاریخی غیر از تاریخی که حاج قاسم به آن تعلّق دارد، بخواهیم یا نخواهیم باید مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور بپذیریم به عنوان حضور در تاریخی که مقابل جمهوری اسلامی است. از این جهت است که ابتدا و به صورت کلی باید در نزد خود مشخص کنیم به کدام تاریخ در این زمانه تعلّق داریم، وگرنه با اکنونزدگی و بیتاریخی، آنچنان دچار پوچی و سرخوردگی میشویم که نمیتوانیم «خود» را ادامه دهیم.
اشکالات بعدی در دل آن تاریخی که هستیم معنای خاص خود را به خود میگیرد که آیا در تاریخی که هستیم آن تاریخ ظرفیت عبور از آن مشکلات را دارا است و یا باید از آن تاریخ منصرف شد؟ اینجا است که «تفکر» معنا میدهد و به اصطلاح گادامر، تاریخْ ما را دعوت به تفکر میکند تا تفکر ما تاریخی باشد.
به هر صورت خطرِ بیتاریخی خطر کمی نیست بهخصوص اگر طرف به امید آنکه میتواند به گمان خودش با سرنگونی جمهوری اسلامی، تاریخی را برای خود شکل دهد و بعد با شکست خود احساس پوچی کند، دیگر به قول خودشان زندگی برایشان معنا نمیدهد و به جای آنکه خود را ملامت کنند که چرا کارشان به آنجا رسید، دست به خودکشی خواهند زد. موفق باشید
سلام: یکنفر، یک خانوم، به من گفتن که با جن و انجام طلسم در طول چهل روز بین دو نفر جدایی انداختن. دعوا راه انداختن که به جدایی کامل منجر شده و اینکارو با یک سری وسایل انجام دادن. ایشون فقط اسم یکی از اون دو نفر رو داشتن. نام مادر رو نداشتن و نام اون نفر دیگه رو هم کلا نداشتن. میخوام بدونم آیا واقعا همچنين چیزی ممکن هست با جن و بدون داشتن اسم کامل؟ چجوری دعوا راه میندازن؟ مگه جن با طرف هماهنگه که سر چی دعوا راه بندازه؟ خیلی برام مهمه. ممنون میشم راهنماییم کنین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد با نظر به آیه ۱۰۲ سوره بقره در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرایضی شده است. خوب است به آنجا رجوع شود. کتاب روی سایت هست. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/book/95
سلام و ادب: شهید مهدی باکری فرمانده جنگ بود، تعداد یاران کم بودند ولی ایشون به عنوان فرمانده بود ایستاد و در آخر شهید شدن. آیا عقلانی نبود ایشون زودتر برمیگشتن تا شهید نمیشدن؟ ملاک در این شرایط ها چیست؟ یا زمانی که حضرت امام زمان جنگ حکم صادر کردند آیا بهتر نبود اون افراد تحصیل کرده نمیرفتن تا بعدا از جنگ به جامعه خدمت کنند؟ ملاک چیست؟ و بر همین اساس محمد ابن حنفیه عقلانی فکر کرد گفت من علمم زیاده به مردم حدیث میگم دین رو تبلیغ میکنم و درخواست امام رو نپذیرفت و به خود امامم گفت نرو. آیا دو دوتا چهار تای محمد ابن حفیه درسته یا نه؟ اگه نه میشه گفت نصرت خدا و امام ممکنه عقلانی نباشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً به این فکر کنید که به تعبیر مقام معظم رهبری شهدا بعد از شهادتشان دستشان بازتر است و خداوند نیز در همین رابطه در نسبت با شهدا فرمود: «يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» شهدا به نعمت الهی که همان ولایت الهی باشد، بشارت دادند و خداوند اجر مؤمنین را که در این آیه منظور، شهدا میباشند ضایع نمیکند یعنی آنان با شهادت خود نتایجی که میخواستند و آن نفی حاکمیت ظلم بود را، مییابند. ثانیاً: « ملت عشق از همه دینها جداست ** عاشقان را ملت و مذهب خداست». مگر میتوان کار عشق را به دست عقل داد؟! موفق باشید
با سلام: در دعای «اللهم نور ظاهری بطاعتک و باطنی به محبتک و قلبی به معرفتک و روحی بمشاهدتک...» چرا از کلمه ی نور استفاده شده؟ مثلا از اجعلنی یا ادخلنی بکار نرفته چرا مقام و یا جایگاه محبت را باطن میداند اما معرفت را قلب و در آخر مقام برای اتصال با حضرتش را سر آنهم مستقل میداند؟ ممنون میشم اگر توضیح دهید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعای ارزشمند فوق متذکر آن است که باید از حضرت حق تقاضا کنیم در همه ابعاد مورد عنایت الطاف او باشیم، هم در ظاهر منوّر به نور اطاعت او بشویم مانند خانمی که رعایت عفاف را میکند و هم در محبت و معرفت که امری است درونی از او تقاضا میکنیم که باطن ما را منوّر به محبت و معرفت خودش بگرداند و از آن مهمتر مقام روح است که فوق مقام قلب میباشد و طلب رؤیت حضرت حق را از او داریم. موفق باشید
با سلام خدمت شما: ضمن بیان تشکر و سپاس میخواستم در مورد روند توضیحات و تفسیر شما در باب غزلیات حافظ بپرسم. با لحاظ این مطلب که تا کنون به توضیح و شرح و بیان ۱۱۳ غزل پرداختید و از اونجا که علاقه مندی بسیاری به اشعار حافظ دارم و با نظر به اینکه شرح و تفسیر شما رو در باب این غزلیات بسیار زیبا یافتم بسیار مشتاق و در انتظار شرح ادامه غزلیات حافظ هستم سپاسگزار میشم لطف کنید و بفرمایید معمولا در چه بازه زمانی به شرح غزل جدیدتر میپردازید البته کاملا متوجه مشغولیت و دیگر دغدغه های شما هستم. با تشکر مجدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: سالها پیش که بنده متوجه شدم متأسفانه در حق جناب حافظ چه جفاها که نمیشود؛ بنا آن شد که حدّاقل روشن شود آن مرد الهی چه اندازه بنا دارند انسان را در بستر شریعت الهی تا مراتب عالیه سیر دهند و از این جهت سعی میشود نمایی از هر غزلی در این نوع نوشتهها مطرح گردد. و شاید درسگفتاری باشد که اگر زمانی بنا شد روی آن غزلها بحث شود، آن درسگفتار کمک کند مثل کاری که در شرح غزل شماره ۱۱۲ شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/10316 موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد عزیز در بحث حرکت جوهری درباب شبهه بقاء موضوع فرمودید: که موضوع همان عین حرکت است که در بستر حرکت حرکت میکند سوالم اینجاست که آیا بستر حرکت از نوع حرکت در مقولات است یا نوع دیگری است یا اساسا سوال اشتباه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم حرکت نیز در ذات خود امری است وجودی، حال میتوان پذیرفت که ما با ذات حرکت روبهرو هستیم. بنابراین چیزی گم نمیشود تا گفته شود در حرکت از چیزی عبور میکنیم و به چیز دیگری میرسیم . زیرا آنچه که در صحنه است ذات حرکت یا حرکتی است که جوهری میباشد. از این جهت دیگر شبهه بقای موضوع معنا نمیدهد. موفق باشید
با سلام و احترام: پسرم ۲۰ ساله و دانشجو نماز نمی خونه و اصلا اهل دین و دیانت نیست و ائمه را قبول نداره ما به عنوان والدین این فرزند علاوه بر ناراحتی و نگرانی از لحا ظ دینی تکلیفمون را در برخورد با این پسرنمیدانیم. رشته تحصیلی ایشون معارف اسلامی بوده و از سال آخر دبیرستان سرخورده شد و الان سال سوم رشته فلسفه غرب دانشگاه اصفهان می باشد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد به دنبال قرائتی عمیقتر از دین هستند که جوابگوی بشر امروز باشد. و إنشاءالله مییابند و جلوتر از دینداریِ گذشته در صحنه میآیند و لذا نباید به آنها به عنوان افراد کافر و یا مرتد نگاه کرد. وظیفه شما مدارا با این افراد است. موفق باشید
با سلام وعرض احترام ووقت بخیر استاد: من چند سوال در مورد اهرام ثلاثه داشتم: ۱. آیا وجود اهرام ثلاثه اثر مثبت در دنیا دارد یا نه؟ ۲. آیا وجود اهرام ثلاثه جزء موانع ظهور امام زمان (عج) هست؟ ۳. وآیا شما کتابی سراغ دارید که اطلاعات ما را نسبت به این پدیده بیشتر کند البته اطلاعات درست نه دروغ؟ بعد استاد از شخص شما صوتی در مورد کل این پدیده در دسترس هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به طور تخصصی مطالعهای نداشتهام مگر مباحثی که در سوره قصص عرض شد. هرچه هست مسلّم اهرام ثلاثه از عجایب هفتگانه عالم است و علوم و بصیرتهای مهمی در آن بهکار رفته است که بعضاً در شرح سوره فوق عرض شد. هرچه هست نمیتوان وجود آنها را مانعی برای ظهور حضرت دانست. موفق باشید
سلام وعرص ادب: ببخشید من بین سوالم و پاسخ شما سنخیتی پیدا نکردم. امکانش هست توضیح بدهید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کردید آن جزوه متذکر حضور در تقدیری است که برای بعضی از خواهران متدیّن پیش میآید که اگر آن تقدیر را بشناسند، متوجه جهانی میشوند بس گشودهتر از آنچه خودشان به دنبال آن بودند. حدّاقل تذکرات آن جزوه آن نوع زندگی را مدّ نظر قرار میدهد تا گمان نکنند در شرایطی که هستند از الطاف الهی و آن نوع زندگی که خداوند برای انسانها اراده کرده است، بیرون افتادهاند. و پس از آن خوب است که به جزوه «هویت قدسی «زن» و حضور در جهان گستردهی امروز» که در لینک مرتبط با این پرسش میباشد مراجعه فرمایید. موفق باشید
با سلام و عرض احترام خدمت استاد گرانقدر: به تازگی با شخصی آشنا شده ام که در زمینه علم فیزیک و نجوم تبحر دارد و می تواند از روی تاریخ دقیق تولد و اسم فرد و مادر او راجع به مقدرات آن فرد، ویژگیهای شخصیتی و حتی میزان عمر تقریبی و اجل معلق و امثالهم را پیش بینی کند. البته ایشان راهکارهای قرآنی در راستای رفع نواقص شخص و فرمایشات بعضا عرفانی هم دارند. از آنجایی که بنده بسیار دیر اعتماد می کنم و نگران افتادن در دامهای گوناگون شیاطین در عصر حاضر هستم می خواستم نظر شما را راجب این موضوع و صحت و سقم آن جویا شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نباید ما در این وادیها وارد شویم. ما با واردشدن به معارف حقه الهیه، مسیر خود را بهتر میتوانیم پیدا کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبری که جای خود دارند. باید به افرادی مثل آقای رئیسی اعتماد کرد و با برجسته کردن ضعفها، عملاً عزم و ارادهای که ایشان و دولت ایشان جهت عبور از تنگناهای موجود در پیش گرفتهاند، نادیده گرفته میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به امر مهمی که در پیش داریم، یعنی اُنس با خدا، راهی برای فردافرداکردن نمیگذارد. در آخرین عرایضی در رابطه با سوره مطففین شد ملاحظه کردید که چگونه حضرت حق فرمود: «وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ» (مطففین/26) باید برای رسیدن به حقیقت، دوان دوان و نفسزنان جلو رفت و جلوتر رفت. موفق باشید http://lobolmizan.ir/sound/1325
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیلتان اینطور جواب داده شد:
31223- باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. امری نیست که به راحتی بتوان در آن نظر داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در عبودیت خود عمیقتر شویم، در هویت تعلّقی خود، خود را عمیقتر احساس میکنیم. عمده آن است که به خود و به عالَم نگاهی وجودی پیدا کنیم. عرایضی تحت عنوان «معنای حضور در جهان بین دو جهان و انسان آخرالزمانی» در کانال «مطالب ویژه» شده است. خوب است نظری به آن مطلب داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان گرفتار توهّمات خود است و تجرد او تجرد خیالی است و نه عقلی. و لذا سراسر در حجاب أنانیت خود میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شمارهی تماس ایشان 09136032342 میباشد. موفق باشید
