سلام استاد عزیز از اینکه تا گرفتار میشیم میایم سراغ شما و وقتتون را میگیریم متاسفم. ولی حقیقتا راه دیکه ای به ذهنم نمیرسه. استاد از حرام خسته شدم. حرمت و حیا م در مقابل فعل حرام حسابی کم شده و و دیگه مثل دوراننوجوانی و اوایل جوانی تنفرم از گناه کم شده. الانم دقیقا نمیدونم سوالمچیه ولی کاش جایگاه حرام، گناه، نامحرم و ...اونقدری برام روشن میشد که حیا میکردم. استاد خسته شدم. سال هاست تلاش میکنم و هر بار شرایط داره بدتر میشه. هر بار کارهای عجیب تری میکنم. منم یه جوونم و قلبم توانایی ندارد. هر چه جایگاه گناه هم روشن میشه باز انگار نمیتونم انجام ندم .دارم عمرمو از دست میدم. آروم آروم دارم یه آدم جهنمی میشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیه « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا...» فکر کنید که ایمانِ دیروزین برای حضور در امروزِ این تاریخ کافی نیست. همانطور که اگر مار نتواند پوست بیندازد میمیرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. اگر خود را در آینده تاریخ خود حاضر نکنیم و همچنان در گذشته متوقف باشیم، عملاً گور خود و نظام را پیشاپیش کندهایم، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شدهایم. انسانهایی میخواهیم که معنای سعه توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، اقیانوس شده است و دوره دریاچه بودنش بهسر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحلهای از تاریخ پیدا میکنیم باید سعی کنیم «گاه به گاه خود را گم کنیم» تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمیباشد. موفق باشید
سلام وقت بخیر: ببخشید یک سوال که اگر لطف کنید پاسخ را با بله یا خیر برای بنده بفرستید از شما ممنون میشم، سوال: با توجه به آیه «قل هو الله احد» و با توجه به اینکه در سایت های مختلف از عرفا نقل شده است که هو در این آیه هویت غیبیه می باشد و با توجه به اینکه در همان سایت ها در مورد هویت غیبیه گفته شده است که هویت غیبیه هیچ تجلی و ظهوری ندارد. سوال اصلی بنده از شما این است که آیا هویت غیبیه به مرتبه احدیت ذاتی که بالاترین مرتبه از مراتب وجودی می باشد نیز تجلی و ظهوری ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به اعتبار هویت غیبیه، نه. موفق باشید
یا محبوب: شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما/ ای طبیب جمله علت های ما . ای دوای نخوت و ناموس ما/ ای تو افلاطون و جالینوس ما.
عرض درود و رضوان حضرت معشوق و یوم اللّه ۲۲ بهمن بر شما مبارک باد. استاد، بنده صحبت های شما رو در شب اول ماه رجب بار ها مرور میکنم زندگی باید آن باشد که چمران گفت: خدا بود و دیگر هیچ نبود و ظهور خدای زمان باید سرچشمه ی توحید را به جان تشنه ی انسان برساند لیک چرا توان دیدن آن ظهور را ندارم؟ و اینکه شما فرمودید ما نباید عبادت کنیم تا دینمان از دستمان نرود ولی متاسفانه با وضعی که در اطرافیان و وظایف خودم شاهدم دگر آن شور روز های ابتدایی عاشقی دارد از من دور می شود و تقلایم برای گرفتن آن گیجم کرده از سمتی فرمودید در هر زمینه ای آنقدر که لازم است و در نزد خود میدانیم باید پیشرفت کنیم میدانم توحید داروی تمام درد هاست اصلا وقتی پای سوال به وسط می آید اشک ناخواسته جاری شده زیرا: ای طبیب حمله علت های ما... لیک ظهور خدای زمانم را چگونه بچشم یعنی در اصل این هم سوال نیست چون فرمودید مثلا حضرت امیر مومنان علی (ع) شیی هزار رکعت را از برای همین ظهور حضرت محبوب در زمان انجام می دادند و اصلا راه و چاه و مقصد مشخص است لیک نمی دانم این بی سوالی است یا سائل سوال مند
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر توحید آنچه در میان حاضر است، «انتظار» میباشد که افضل اعمال میباشد. در 22 بهمن امسال خواهید دید چه اندازه خداوند در صحنه خواهد بود و چگونه قلبهای آماده را به میدان میآورد. شور تاریخی، همین حضوری است که ما در خود در این صحنهها احساس میکنیم و عبادات ما، ما را به درک چنین شور ایمانی در دل تاریخ توحیدی میکشاند و ما آن را احساس میکنیم. موفق باشید
با سلام: شما می فرمایید که عارف باید کشف خودش را با کشف معصوم مقایسه کند. تا صحت آن را تشخیص دهد. سوال: ما احادیث زیادی داریم که اشاره به دو گانگی خالق و مخلوق دارد نتیجه میگیریم که کشف عرفا در این باره، خلاف کشف معصوم است. در اینباره چه توضیحی دارید؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با دقت روایات را دنبال کنیم میتوانیم متوجه این امر باشیم که در عین کثرت، وحدتی نهفته است حاکی از «وحدت وجود». در این مورد عرایضی در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» عرض شده است. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز: ببخشید بنده با مأنوس شدن با کلام شما و نگاه به مسائل و وقایع جامعه متوجه شده ام که امروز باید به دقت، کلام رهبری و آرمانهای انقلاب را مطالعه کنم و بشنوم و ببینم و سعی کنم تا در راستای آن تلاش کنم و در زمینه خودم بتوانم به طور کلی آن مقداری را که می توانم انجام بدهم و در این راستا سلوکی کنم و به غایت خویش برسم. در زمینه دانستن این موضوعات ابهامی ندارم ولی نمیدانم چرا از وقتی که تصمیم به این عمل گرفتم اینقدر اوضاعم عجیب شده است! وسوسه های بیرونی و نفسانی به شدت زیاد شده و دائما در هر حال مرا مورد هجوم قرار می دهند! شوق به عمل دارم؛ ولی به یک لحظه آن شوق می رود و لحظه ای دگر باز می گردد. با اینکه آگاهم به زیاد بودنِ کارهای نکرده در انقلاب - که ان شاء الله بتوانم در زمینه خودم آنها را جلو ببرم- ولی برنامه ام به درستی و آنگونه که باید پیش نمی رود متوجه هستم که باید تلاشم شبانهروزی باشد ولی یکروز سفت و سخت مشغولم و روز دیگر خسته و بیکار!!! البته که ناامید نشدم از رحمت خدا و ضعف را از سمت خودم میدانم. حال باید چه کنم که این حس وظیفه در قبال انقلاب همیشه شعلهور باشد؟ خوابم را ببرد؟ خستگی ام را بشوید؟ جانم را پرواز دهد؟ بنده در حال تحصیلم و هدفهایم را سعی کرده ام مطابق با آرمانهای انقلاب اسلامی در زمینه های علمی قرار بدهم. چه کنم که آن توفیق شگرف را بدست آورم؟ توفیق علم آموزی صحیح و - ان شاءالله در آینده - خدمت به جامعه توحیدی حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و من الله توفیق باتشکر 🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این یک قاعده است که شیطان در صراط مستقیم فعال است و همه تلاش او آن است که ما را از آن نحوه سلوک منصرف کند و ما نیز با صبر و پشتکار هر چه بیشتر باید از این وسوسه ها و گردنه ها عبور کنیم.
در راهی قدم گذاشتهاید که اگر از یک جهت موانعی در پیش دارید، از جهت دیگر صبرمان را به میان آوردهایم تا به مرحلهای که مرحله درخشش آرمانهای توحیدی است برسیم و با توجه به این امر جناب مولوی میفرماید:
هله نومید نباشی كه تو را یار براند گرت امروز براند نه كه فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر كن آن جا ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ره پنهان بنماید كه كس آن راه نداند
نه كه قصاب به خنجر چو سر میش ببرد نهلد كشته خود را كشد آن گاه كشاند
چو دم میش نماند ز دم خود كَنَدش پر تو ببینی دم یزدان به كجاهات رساند
به مثل گفتم این را و اگر نه كرم او نكشد هیچ كسی را و ز كشتن برهاند
همگی ملك سلیمان به یكی مور ببخشد بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش به كی ماند به كی ماند به كی ماند به كی ماند
هله خاموش كه بیگفت از این می همگان را بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
موفق باشید
سلام و عرض قبولی عزاداریهاتون استاد: استاد در تفسیر فتح خون فرمودید مذهبی ها خدای مفهومی و کهنه ای را میپرستند چه خدایی مدنظر شماست و چه خدایی را باید پرستید مگر غیر اینست که واجب الوجودی که خواب ندارد و همه جا هست، خدای ماست؟!؟! ممنون میشم تبیین بفرمایید. با تشکر از زحمات شما استاد جلیلالقدر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خدای واقعی خدایی است که جان انسان را نورانی میکند و انسان احساس حضور خداوند را در جان خود دارد و خود را در آغوش او احساس مینماید. عرایضی در این رابطه در شرح سوره «اخلاص» و نکاتی در کتاب «آشتی با خدا» شده است. موفق باشید
سلام: تقلید در اصول عقاید جایز نیست. در احکام برای غیر مجتهد و غیر اهل احتیاط واجب است: ۱. در حوزه اخلاق باید تقلید کنیم؟ - چون بالاخره واجبات و محرمات چون احتکار، غیبت ... هم این که بدانیم چه چیزهایی هستند از نظر تعداد هم از نظر موارد را ما خودمان نمی توانیم به دست بیاوریم - فرقی بین اعمال اخلاقی و اخلاق ندارد در تقلید؟ ۲. اگر باید تقلید کنیم شرایط ذکر شده در رساله از جمله زنده بودن را هم باید رعایت کنیم؟ ۳. معمولا وقتی کتاب های مختلف اخلاق یا کلام های افراد مختلف از علمای متعدد را می خوانیم یا می شنویم چون قدرت برداشت نداریم و اهل نظر نیستیم باز یک حالت تذبذب و سرگردانی و تشتت آراء و واسواسی گری در ما هست ***به نظر شما بهتر نیست برای امثال ما که یک نفر مثل بخش احکام، مرجع تقلید است حرف آخر را بزند؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: درک حُسن اعمالی مانند صدق و خدمت به خلق و رعایت حقوق افراد و قبح کذب و ظلم به افراد، اموری است عقلانی. آری! ممکن است انسان در مصداق، بعضاً نیاز به راهنما داشته باشد در آن صورت هم باز عقل خود را نباید تعطیل کرد. از طرفی فراموش نکنیم خداوند بنا دارد با نور ربوبیت و پرورشدهندگیاش در شریعتهای الهی، ما را در ابعاد مختلف از جمله در عقل رشد دهد. بنابراین نباید به راحتی عقل را در اموری مثل امور اخلاقی به حاشیه برد. موفق باشید
استاد عزیز و بزرگوار سلام: اگر گاهی بخواهیم خودمان را در لحظه محک بزنیم و میزان تقوای خود را بسنجیم تا کمی امید به قلبمان بیاید، باید به چه نشانه هایی توجه کنیم؟ کلا محک میزان تقوا در وجود یک نفر از دیدگاه خود شخص چیست؟ من معصوم نیستم. اما تلاش بسیار زیادی برای رسیدن به تقوای واقعی می کنم. ولی باز گناهان فراوانی دارم و گاهی ناامیدی وجودم را فرا می گیرد.😔
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک آنکه حضرت ربّ العالمین نظر به بنده خود دارد آن است که آن بنده نسبت به رعایت دستورات او حساس است و خود او اگر غفلتی برای بندهاش پیش آید میل به توبه را در او ایجاد مینماید. به این سخن جناب مولوی نیز نظر کنید که میفرماید:
آن یکی الله میگفتی شبی
تا که شیرین میشد از ذکرش لبی
گفت شیطان آخر ای بسیارگو
این همه الله را لبیک کو
مینیاید یک جواب از پیش تخت
چند الله میزنی با روی سخت
او شکستهدل شد و بنهاد سر
دید در خواب او خضر را در خضر
گفت هین از ذکر چون وا ماندهای
چون پشیمانی از آن کش خواندهای
گفت لبیکم نمیآید جواب
زان همیترسم که باشم رد باب
گفت آن الله تو لبیک ماست
و آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
حیلهها و چارهجوییهای تو
جذب ما بود و گشاد این پای تو
ترس و عشق تو کمند لطف ماست
زیر هر یا رب تو لبیک هاست
موفق باشید
سلام استاد: در سالهای پیش در صوتی از حضرتعالی شنیدم که فیزیک و شیمی مدرن هم شکاکیت زاست. امروز قدری فرمایش حضرتعالی را درک می کنم می شود قدری این صحبت را شرح دهید و از چرایی آن بگویید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آیان باربر در کتاب «علم و دین» میفرماید به هر حال انسان بر اساس تصور و طلبی که نزد خود پیش میآورد، به طبیعت رجوع میکند تا آنچه را میطلبد از آن بیابد و این غیر از نگاه پدیدارشناسانه است که سعی می کند اجازه دهد تا طبیعت یا هر پدیده دیگری خود را بنمایاند. در این مورد در بحث «۱۵ نکته در عقل تکنیکی» عرایضی شد. هایدگر در بحث «جایگاه علوم دقیقه در راستای ساختن تکنولوژی» در مقاله «پرسش از تکنولوژی» نکات خوبی را به میان میآورد. موفق باشید
عرض سلام و آرزوی سلامتی برای استاد عزیز و گرامی: بنده مشکلی یا میشه گفت رذیله ای دارم که خیلی داره اذیتم میکنه و اونم اینه که با اومدن مهمون به خونمون راضی نیستم و دوس دارم بیشتر واسه خودم خلوت داشته باشم و به برنامه های خودم برسم، مهمون اگر یه روز بمونه خوبه اما با مهمونهایی که میان ۲ هفته یا یک ماه خونمون میمونن بیشتر مشکل دارم، دو تا خانواده هستن که اومدنشون خونه ما اینجوریه و میان مدت زیادی میمونن و شاید اومدنشون هم همزمان باشه و توی این مدت زیاد ما ۲ تا خانواده مهمونمون باشن، حالا این موضوع روح و روان منو اذیت میکنه نمیخوام باعث بشه خللی در بندگیم ایجاد بشه بخاطره این عدم رضایت از اومدن مهمون، شما بفرمایید رفتار درست که مورد رضای خدا باشه چیه؟ ممنون از راهنمایی و وقتی که اختصاص میفرمایید. خداوند یار و نگهدار همیشگی شما استاد عزیز
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه آنکه باید به میهمان احترام گذاشت، اینطور نیست که زندگی خود را بهکلّی در اختیار به اصطلاح آن نوع میهمانها قرار دهیم. باید در عین احترام به آنها برایشان روشن شود که خودتان برای زندگی خود برنامه دارید و سعی کنید برنامههای خود را داشته باشید تا آنها متوجه باشند بالاخره میهمان یکی دو روز است. موفق باشید
سلام علیکم: در کتاب آشتی با خدا فرمودین که «کسی با دنیا آرام نمیشود و آرامش فقط با خدا فرا میرسد». مسیر بندگی هم که آرامشی ندارد و همه اش اضطراب است؟ مانند خوف از خدا، ترس از رانده شدن از سوی خدا، درگیری قبل از گناه، دلهره بعد از گناه و ... این نوع اضطراب که آرامش را به هم میزند چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر بندگی، مسیر اعتماد به راهی است که خالق ما و خالق عالَم در مقابل ما گذاردهاند و از این جهت انسان در زندگی خود وقتی رعایت دستورات الهی را بکند، سرگردان و مضطرب نیست و آن خوفی هم که در مسیر بندگی پیش میآید خوف از آن است که در بهرهمندیهای حضور در دیانت خود کوتاهی نکنیم و این غیر از اضطرابی است که اهل دنیا نسبت به دنیایی که هرچه میدوند به آن نمیرسند؛ برایشان پیش میآید. موفق باشید
سلام: با توجه به بحث حهانی میان دو جهان بصورت کوتاه علت پیروز شدن انقلاب اسلامی در مقایسه با دیگر انقلاب ها مثل الجزایر و کوبا و... چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی در بستر تاریخی ماورای تاریخ مدرن که نه بیرون از آن تاریخ است و نه عین آن تاریخ به ظهور آمده است تا توحید را در جهان جدید به ظهور آورد. در حالیکه انقلابهای مذکور در همان بستر غربیشدن تلاش میکردند. منتها بنا داشتند خود را از استعمار آزاد کنند. موفق باشید
سلام: چرا در «ایاک نعبد و ایاک نستعین» جمع میآورد که «منم» در کار نباشد و تکبر نیاورد ولی در جای دیگر میفرماید «رب زدنی علما» و آنجا «منم» وسط هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً اگر در آن نوع آیات دقت بفرمایید همیشه یک «قل» در ابتدای آنها هست به اعتبار اینکه رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در آنجا فقط محو امر خدا هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم. موفق باشید
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: كسانى معتقدند كه خداوند جهان را آفريده و قوانينى براى آن قرار داده است و براى تدبير آن، ديگر نيازى به خداوند نيست و او تأثيرى در گردش عالم ندارد. به قول يكى از غربى ها، عالم مانند ساعتى است كه وقتى آن را كوك مىكنند، عقربه هاى آن به صورت خودكار حركت مىكند. بر اساس اين پندار، خداوند تنها خالق عالم است؛ حال استدلال عقلی در خصوص تاثیر خداوند در حال حاضر چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینان متوجه رابطه وجودی بین خداوند و مخلوقات نیستند که رابطه خدا با مخلوقات مانند رابطه لامپِ روشن با نورِ آن است که اگر رابطه لامپ با نورش قطع شود، عملاً نوری نمیماند. خداوند همواره با جلوات خود عالَم را خلق میکند. در این مورد خوب است به «برهان صدیقین» رجوع شود. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86
سلام خدمت استاد عزیز: بنده یک انسان ۳۲ ساله به همراه خواهر ۴۰ ساله و برادر ۴۸ ساله ام تصمیم به اجرای تغییراتی در سبک زندگی خود گرفته ایم. در واقع خستگی از زندگی فعلی و روزمرگی و در کنار آن مطالعه کتاب رشد آقای علی صفایی حائری ما را بر آن داشت تا وضع خودمون رو تغییر بدیم. متاسفانه در اطراف ما استاد مناسبی برای جهت دهی و فرم دهی به شخصیت خود نداریم و از فقر این موضوع رنج میبریم. اما بیکار ننشستیم و به دنبال تدوین یک برنامه ی زندگی بودیم. خودمان چیزهای کمی بلد بودیم اما گفتیم ببینیم با همین چیزهایی که داریم چه میکنیم! برنامه ای روزانه به شکل زیر تدوین کردیم: هر روز شب نماز شب خوانده و سحر بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب بیدار بمانیم. تعقیبات و دعای بعد از نماز انجام شود. شکل نماز را با توجه به کتاب «چگونه یک نماز خوب بخوانیم» آقای پناهیان تغییر دادیم. سکوت در روز باید بیشتر رعایت شود. برنامه محاسبه نفس در آخر شب رعایت شود. ۳ روز روزه در ماه رعایت شود. در طول روز ذکر گفتن رعایت شود. کنترل خیالات و افکار بیهوده شروع شود. احکام خواب و ادعیه قبل از خواب رعایت شود. هر روز صدقه پرداخت میشود. هر گناهی که انجام میشود مثل دروغ و غیبت باید ترک شود و اگر انجام شد توبه بعد از آن فراموش نشود. نیت قبل از هر کاری برای خدا باشد. شکر خدا پس از هر کاری انجام شود. یک گروه در ایتا تشکیل دادیم و هر روز شرح امور فوق را برای هم مینویسیم. این امور با شدت و ضعف در حال پیگیری است و در کنار آن ۲ جلسه در طول هفته انجام میشود. یک جلسه شرح کتابهای استاد صفایی حائری (الان کتاب عوامل رشد، رکود و انحطاط) و یک جلسه هم شرح کتاب جنود عقل و جهل امام با توضیحات سخنرانی شما. اما احساس میکنیم پیوستگی در بین این امور ما کمرنگ است و یک گسستگی رو در ارتباط این امور بهم احساس میکنیم. یا گاهی احساس میشود اینها یک فرم است. یک مناسک است. نکند بما گفته اند فلان کار را بکن، ما اشتباهی گرفته ایم و داریم یکسری کارهای دیگر را تقویت میکنیم که منظور علما در آن نباشد. ضمن آنکه همواره میترسیم که نکند این اموریکه برای خودمان فرض کردیم بجای رشد سریع و جبران عقب ماندگی ها وقت و انرژی زیاد از ما بگیرد اما حرکت در مسیر واقعی نباشد. حالا استاد عزیز، خواهشمندم شما به برنامه ی ما نظری بیندازید و کمی و کاستی های آن را بفرمایید و آنچه لازم است به آن اضافه و آنچه لازم است از آن کم کنیم. در واقع ما یک برنامه قوی میخواهیم. و سوال بعد آنکه ما چطور باید نشانه های سلامت و دقیق بودن مسیر را مطمئن شویم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اصل این کار و اصل آن برنامه خوب است البته هرکس باید در امور مستحب، به توانایی و ذوق خود نظر کند و در این امور نباید طوری به خود سختگیری شود که انسان احساس خستگی نماید. ۲. از حضور بیشتر در معارف اسلامی بخصوص در تدبّر در قرآن از طریق تفسیر «المیزان» غفلت نشود. ۳. نسبت به حقیقت انقلاب و شخصیت اشراقی حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» باید سختْ حساس باشیم و در این رابطه کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی» پیشنهاد میشود. موفق باشید
سلام استاد گرامی یک متن از آیت الله علوی بروجردی فرستادم نظر حضرتعالی رو جویا شدم پاسخ نیومد؟ https://www.khabaronline.ir/news/1685885/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد و هم اکنون آن جواب همراه با متن سخنان آیت الله علوی روی سایت با همان شماره سؤال، هست. موفق باشید
33763- باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند که سخن عزیزان سخنان با ارزشی است، ولی عنایت داشته باشید این متن ابعاد مختلفی دارد که هر کدام قابل بحث است. اگر سؤال کلّی که نسبت به نکتهای از نکات متن دارید آن متن و آن نکته را بفرمایید، امید است بتوانم در خدمتتان باشم. موفق باشید
با عرض سلام و خدا قوت: پیدا کردن معلوم زنده ۱. بعد از بالغ شدنِ نطفه بسته شده، فطرت انسان اقتضای بر تعامل دارد، اصلا یدالله مع الجماعت است، انسان نمیتواند بدون تعامل اجتماعی رشد کند، اصلا معنایی ندارد. اولین ارتباط اجتماعی یک انسان با جنس مرد، پدر اوست و با جنس محبت و لطافت که تعبیر اعم آن زن است، مادرِ اوست. ۲. اینجاست که نقش پدر و مادر بیش از پیش رنگ میگیرد و شخصیت اجتماعی فرزند شکل میگیرد. ۳. فضای مدرسه و دانشگاه جدای از اینکه فضای آموزشی هستند، اولین و بزرگترین و مهمترین محل شکلی گیری انسانیتِ انسان و شخصیت و تفکرات اوست. ۴. در همین حال و هوای رشد نوجوان در دنیای امروزی که در هیچ عنوان قابل قیاس با انسان های دیرین ندارد و در جستجوی خود در بستری فراتر از آنچه که هستْ هست، فضای مجازی را می جوید و خود را در جای جای جهان حاضر می بیند. طبیعتاً تا حدودی می تواند خود را آرم کند. ۵. تولدِ بدون فرهنگ فرزند، تحصیلِ بدون فرهنگ انسان و در نهایت فعالیت در جامعه و بسترِ بدون فرهنگ یا به بیان بهتر کج فرهنگْ، که دشمن تمام توان ازلی و ابدی اش فرهنگ بوده، مطمئناً وی را با پوچی روبروی میکند. توضیح اضافه است اما خوب است برای تکمیل نوشته اشاره ای شود؛ مستحضرید که کشور های غرب زده به چه شکلی تشنه حقیقت از فضای مذهبی حوزه های علمیه هستند، البته دین را به عنوان یک مجموعه احکام مذهبی و به طور کلی دین را یک حضور مذهبی نمیبیند، البته منافاتی ندارد این عرض بنده با اینکه فعالیت های مذهبی نیز انجام بدهند، عرض بنده اینجاست که تشنه حقیقت اند و در رسیدن به مقصود حاضر به انجام احکام مذهبی نیز می شوند. ۶. در فضای انقلاب اسلامی بعد از اینهمه تاکید سرداران این انقلاب، هنوز فرهنگ از همیشه زخمی تر و خسته تر است. نوجوان ما، جوان ما، یا راحت تر بیان کنم خوده بنده پس از تلاش های فراوان در پی جستجوی خود پناه آوردم به دین که آنهم متاسفانه در جمهوری اسلامی جز حوزه های علمیه، آنهم به صورت ضعیف در مکانی دیگر قابل جستجو نیست یا به بیان بهتر نقطه شروع دیگری نیست. ۷. حالا من هستم و یک خدای ساختگیِ به ظاهر زیبا در حوزه علمیه!!! با تنها هدفی که شهید عزیز، بهشتیْ فرمودند: ما به دنیا آمده ایم برای تلاش پر نبرد و پر رنج در راه تکامل خویش و انسانیت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه به عنوان بستری است که پس از طی مقدمات مثل آموزش ادبیات عرب، میتواند زمینهای باشد برای انس با معارف عالیه قرآنی و روایی و انسانشناسی. پس از اینکه انسان تا حدّی در این موارد توانا شد خداوند میدان حضور ما را برای ارتباط بیشتر با انسانها در موقعیتهای مختلف فراهم میکند. هنر ما در اینجا خواهد بود که بتوانیم با درک انسانها و احترام به انتخابهای آنها، آنها را متوجه حقایق و معارف الهی بکنیم. موفق باشید
سلام استاد وقت شما بخیر: نظر شخصی حضرتعالی در باره ۱. حجاب اجباری و همچنین ۲. در باره نحوه صحیح برخورد با افراد بد حجاب و یا بی حجاب و همچنین ۳. درباره گشت ارشاد چیست (منظور افرادی نیستند که با تبرج سعی در انحراف جامعه دارند - صرفا فردی که بدون روسری اومده در جامعه) قبلا در این زمینه سوالی پرسیدم و به مقاله ای در همین سایت و همچنین به گفتگوی رادیو جدال ارجاع دادین اونها رو کامل گوش دادم مطالب قبلی شما رو هم تقریبا خوانده ام در اینجا صرفا نظر شخصی شما رو می خواستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به شرح جلسه اول مقاله «تقابل حجاب و آزادی! چرا؟» که شروع شده است با توجه به ابعاد گسترده موضوع، إنشاءالله نکاتی در این رابطه از جوانب مختلف روشن میگردد. موفق باشید
https://eitaa.com/matalebevijeh/11593
سلام استاد جانم: فقط میخواستم خدمتتون بگم خیلی دوستون دارم و دستتون را از راه دور میبوسم . از وقتی با شما آشنا شدم راهم را درست تر و روشنتر دیدم و خدا شما را سر راهم قرار داد. از خدای مهربانم سپاسگزارم التماس دعا استاد خوب و عزیزم شاگرد کوچکتان نسیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله ذیل ولایت الهی با ولیّ فقیه زمان خود مأنوس باشید. موفق باشید
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: سوال بنده این است که چگونه از تقدیراتی که خداوند برای ما در نظر گرفته راضی شویم؟ من آنقدر در مشکلی که از نظر جسمی برایم ایجاد شده فرورفته ام و از نظر ذهنی درگیر آن هستم که تمام فرصت های زندگی را دارم از دست می دهم و نمی دانم چگونه از آن عبور کنم با این مشکل موجود هیچ آینده ی خوبی برای خود تصور نمی کنم هر چند می دانم خدایی که درد را داده درمان را نیز می دهد و جای ناامیدی نیست ولی هنوز قلبم اطمینان کافی ندارد. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! راضیشدن به مقدّرات الهی در عین انجام آنچه نسبت به آن وظیفه داریم، به خودی خود راهگشا است و موجب میشود خداوند آیندهای که در آن صفا و آرامش هست را برای ما اراده نماید. موفق باشید
سلام استاد عزیز خدا قوت. استاد قلبم سنگینه. حال دلم یجوریه، دارم اذیت میشم یه مدته خدا بهم لطف کرده با سه تا بچه تو چند تا مجموعه دارم ایده میدم و اجرا میکنم. برخورد اطرافیان هم بهم بال و پر دادن. حالا توی خودم فکر کردم خیریه. گاهی شکر و گاهی استغفار میکنم. به خودم متذکر میشم ولی چیزی در درونم بیخودی باد کرده و نمیذاره راحت نفَس بندگی ام بالا بیاد. داره بهم فشار میاد حس میکنم اخلاص کارم داره کم میشه. دوست دارم ازم تعریف میکنن انگار نفسم نمیتونه از تصمیمات مدیرها بی خبر باشه. دلم میخواد همه جا خودم مدیر باشم و نظر دهنده. برای این کار تلاش میکنم تا جایی که به خواسته ام میرسم و بعدش... میخواستم از بعضی انصراف بدم و به جای مسئول اصلی مسئول فرع بشم و نخوام همه جا خودم نظر بدم اما گفتم شاید پاک کردن صورت مسئله باشه. امیدوارم خدا از طریق شما راه نجاتی بفرسته برام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: «ره رو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود». آری! هنر ما گشودگی نسبت به نظر و نظریات دیگران است و نه در خودماندن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در حال حاضر این کار ممکن است و نتیجه میدهد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: از مطالب زیبایی که بیان می فرمایید متشکرم. در راستای نگاه وجودی و تاریخی به معماری، متنی اولیه را آماده کرده ام. می خواستم خلاصه مطالب را اینجا ارسال کنم ولی به دلیل نیاز به راهنمایی شما در تکمیل و تصحیح مطالب، کلِ متن را در پیامرسان ارسال کردم. خیلی ممنون می شوم اگر راهنمایی بفرمایید. از وقت شما بی نهایت سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آن متن را دیدم. در رابطه با معماری اسلامی و ظرایفی را که باید مدّ نظر قرار داد تا انسان در آن فضا احساس کند معمار با طراحی خود، آسمان را به زمین آورده؛ نکات دقیقی را در آن نوشتار به میان آوردهاید. حقیقتاً همینطور است که ما از سُکنیگزیدن در زمین به جهت مهندسیهای بیروح محروم شدهایم. تا آنجایی که حتی جناب هایدگر متوجه این امر شده است و بحث «ساختن، سکنی گزیدن، اندیشیدن» را به میان آورده است که جناب آقای دکتر صافیان در 8 جلسه شرح خوبی را از آن نوشته به میان آوردهاند که خوب است به آن توجه شودhttps://t.me/MJSafian/530 . موفق باشید
سلام: سوال من با این کد پیگیری را فرمودید شماره و موضوع سوال چیه، شماره نداره و سایت این کد پیگیری رو فقط داد؛ سوال درباره درد بدن هنگام گوش دادن معارف بود. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در سؤال قبلی جنابعالی که شبیه سؤالی بود که جواب داده شد؛ عرض بنده آن بود که « باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به خود سختگیری کرد زیرا ممکن است این مباحث نیاز به مقدمه داشته باشد. پیشنهاد میشود با سیر مطالعاتی سایت شروع بفرمایید و کار را ادامه دهید. موفق باشید
