سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: در مورد کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل البیت و حقیقت نوری اهل البیت سوالی داشتم خدمتتون، که برای رویت قلبی حقیقت نوری اهل بیت از طریق دیدن حرکات و سکنات آنها در شرایط مختلف رو خودتون خواندن سیره اهل البیت و عرفا رو پیشنهاد کرده بودین میخواستم چند مورد کتاب در مورد سیره اهل البیت که نتیجه ارتباط بهتر با آن حقیقت نوری میشوند رو معرفی کنید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بهترین راه، توجه به روایات آن عزیزان است و البته در کنار آن روایات، مطالعه سیره آن اولیای معصوم کارساز است. در قسمت جزوات سایت، نظر به جزوه «هویت گمشده شیعه در تاریخ اسلام» إنشاءالله مفید خواهد بود. https://lobolmizan.ir/leaflet/360?mark=%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87 موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: چرا انسان بی توکل میشود؟ چرا در دل مشکلات ناامیدی از بیرون آمدن از مشکلات در بعضی انسانها بیداد میکند؟ عیب کار کجاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از طریق ایمان و تقوا متوجه جهان گشوده و کیفی و معنوی که خداوند در مقابلش میگشاید، نباشد معلوم است که به خود واگذاشته میشود و محدود به تنگناهای امکانات خود میگردد. موفق باشید
استاد بزرگوارم و عزیز سلام: یک سوال مدتهاست ذهن من را درگیر کرده است. از منبعی معتبر شنیدم که اگر بعد از نیمه شب شرعی تا قبل از اذان صبح قرآن را باز کنیم، اولین آیه از صفحه ی سمت راست، حال و اوضاع آن روز ما را نشان می دهد. من بارها و بارها قرآن را باز کردم و شاید بیشتر مواقع آیه ی کفر و عذاب و جهنم آمد و این باعث شد ناامیدی و غم وجود مرا در بر بگیرد. من اشتباهات فراوانی داشته و دارم. ولی علی رغم جسم بسیار بیمار و توان کم و سختیهای زیاد در زندگی، تلاش زیادی برای ترک گناه و جلب رضایت پروردگار میکنم. ولی نمی دانم چرا هر بار قرآن با من از در کفر و عذاب سخن گفت. آیا این موضوع سندیت دارد؟ در کل برای من که افتان و خیزان و کند در این مسیر پیش می روم، از کجا بفهمم که در لحظه چه جایگاهی دارم؟ سوال دوم ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ابداً نباید این نوع نکات ذوقی را ملاک ارزیابیِ شخصیت خود قرار دهید. به اندازه احساس عبودیت، امیدوار باشید که خداوند راه به سوی خودش را برایتان گشوده است. ۲. إنشاءالله از برکات آن زیارت بهرهمند میشوید. امیدوار باشید إنشاءالله خداوند خودش راهِ نتیجهگرفتن را میگشاید. موفق باشید
به نام خدا با سلام خدمت استاد بزرگوار: یکی از دوستان از طرف شخصی دچارظلم زیادی قرارگرفته و با اینکه شخص مذهبی می باشد از لحاظ روحی به هم ریخته و دائما می گوید شما که می گویید خدا دانا و توانا وعادل است خدا که می داند و باید عدالت خود را حاکم کند و توانایی براین را هم دارد پس چرا این همسایه ظالم من سالم و صحیح می گردد و خدا با صفات فوق کاری نمی کند. خواهشمندم راهنمایی بفرمایید تا از عذاب روحی این دوست مذهبی نجات پیدا کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: «صد هزاران امتحانست ای پسر». آری! در این دنیا هرکس باید امتحان بدهد یکی با صبری که باید پیشه کند و دیگری با فرصتی که برای جبران ظلمهایی که کرده است؛ به او میدهند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: خاک پای کاربران این سایت توتیای چشم من حقیر. از محضر استاد بزرگوار اجازه میخواهم تذکری را به «برخی» از عزیزان تقدیم کنم: در گفتوگو ها کافی است متوجه نقص های خودمان باشیم و خود را حقیقت محض و مالک حقیقت نپنداریم. و نخواهیم نظر خود را بر دیگری تحمیل کنیم. بلکه فقط باید به دنبال گفت و گو و تبادلنظر باشیم و لاغیر. آن گاه منتظر باشیم تا به تعبیر افلاطون حقیقت از ساحت خودش نازل شود و طرفین گفت و گو را در بر بگیرد و در خودش غرق کند. از قول افلاطون نقل شده است: «بگذار اکنون بحث نکنیم که تو راست میگویی یا من، بلکه دست در دست حقیقتی نهیم که قرار است در پایان گفتگو خود را به ما نشان دهد». هر کدام از طرفینِ گفت و گو، ممکن است به اضلاعی از حقیقت دسترسی داشته باشند که با در کنار هم قرار گرفتن نظرات، افق جامعی ظهور می کند. پس باید با نهایت آرامش و گشودگی و ادب وارد میدان گفت و گوها شد. چون به قول اندیشمندان خبرهایی در عالم هست که جز از دریچه گفت و گو خود را آشکار نمی کنند. فضای تفکر، نیاز به آرامشی خاص دارد تا تفکر طلوع کند و همگان را دربربگیرد. ما در گفت و گوها نباید صرفاً به دنبال شکست طرف مقابل باشیم. بلکه باید منتظر ظهور چیزی باشیم که نیست و با گفت و گو و دیالوگ ظهور می کند. تفکر پرنده ای است که با کوچک ترین کدورت و تکان و بی حرمتی از جانبِ طرفینِ گفت و گو، از روی سر ما پرواز می کند و همه را در بی فکری خود تنها می گذارد و وقتی فضا را در نهایت آرامش و طلب و طمأنینه و ادب دید به سراغ ما می آید و روی سرمان می نشیند و ما را در «وقتی» خاص وارد می کند. عذرخواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه این تذکر مهم است و اگر اهمیت آن را افلاطون بزرگ در آن زمان تا این اندازه با اهمیت میداند؛ خدا میداند امروز ضرورت رعایت آن صدها برابر شده تا آنجایی که در این زمانه گویا حقیقت، تنها از طریق گفتگو رُخ مینمایاند. ای کاش ما به این مرحله از تاریخ برسیم که هر کدام با گفتگو با طرف مقابل افقی مقابل او بگشاییم تا از آن طریق، خودش با نظر به آن افق منتظر ظهور حقیقت باشد و در چنین فضایی ما قسمت و پرسش و پاسخ سایت را معنا کردهایم و این غیر از آن است که کاربران محترم گمان کنند آنچه گفتهایم آخرین حرف است. در حالیکه امیدواریم در دل فضای گفتگویی که پیش آمده؛ هرکس برای درک حقیقت بیندیشد. موفق باشید
با سلام: استاد بنده مدتی بین بچه های این گروه که در دفاع مقدس بودن بودم، استاد گمانم بهترین نوع مدیریت بر اینها همون معرفت نفس هست و گمانم دستاورد خیلی خوبی هم داره چون از عقبه فرهنگی پدرانشان هم میتونن استفاده کنن گاها دیدم افرادی اینها را مدیریت میکنن در حالی که اینها خودشون بالاترن و اون گروهها دارن آسیب میزنن و در مواردی باعث از بین رفتن اینها که یا ضعیفن و ناتوان وسایلی لطیف میشن و یا باعث سرخوردگی اینها میشن. استاد بنده صدایم به اون افراد که کار فرهنگی میکنن نمیرسه و از طرفی حرف من رو اصلا قبول ندارن برحسب وظیفه این را گفتم گرچه شاید خودتان متوجه باشید الحمدلله ولی شاید شما بتونید این مطلب را اگر صحیحه به گوش افراد برسانید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است تا با حوصله و بدون نفی دیگر جریانهای فرهنگیِ حاضر در انقلاب، به سبک خودتان یعنی معرفت نفس ادامه دهید به امید آنکه انسانِ این دوران متوجه «حضور اکنون بیکرانه جاودانه» خود بشود و خود را جهانی بیابد که باید نسبت به دیگر انسانها گشوده باشد. در مباحث جناب حاج آقا نجاتبخش تحت عنوان «غزه، آری! کربلا گشته» طی بیش از ۲۰ جلسه، نکات حکیمانه و عمیقی مطرح میشود. جلسه اول آن بحث https://eitaa.com/soha_sima/4056 . موفق باشید
سلام بر استاد ارجمند و گرامی: استاد نتیجه این انتخابات بنده را نیز مثل خیلی از افراد متعلق به جبهه انقلاب عمیقاً در فکر و بهت فرو برده و اینکه آیا جبهه انقلاب در مورد این سبک برگزاری انتخابات و این نوع مناظره ها نباید یک نوع بازنگری اساسی به عمل آورد. آیا کشوری که مدعی احیاگر تمدن نوین اسلامی ست نباید به جای کپی برداری این نوع انتخابات و مناظره ها از غرب به فکر ساز و کاری باشد که با روح اسلام همخوانی داشته باشد؟ آیا از جامعهای که هنوز به بلوغ معنوی و فکری خود نرسیده و در آن جامعه به اندازه کافی تبیین صورت نگرفته است میتوان انتظار داشت که اکثریت مردم آن با بصیرت تصمیم بگیرند؟ آیا برگزاری مناظره هایی به سبک رایج در آمریکا فقط به صرف بالابردن میزان مشارکت واقعا به نفع مردم و کشور تمام میشود؟ آیا نباید بپذیریم که در این نوع مناظره ها این ترامپ ها هستند که برنده میدانند و موفق به جلب اکثریت آراء مردم می شوند؟ آیا در مناظراتی به این سبک اینطور نیست که هر کاندیدایی بتواند بیشتر روی احساسات مردم تأثیر بگذارد و طرف مقابل را تخریب و تمسخر کند موفق به جلب آراء اکثریت مردم میشود و هر کاندیدایی که تقوای بیشتری داشته باشد و تواضع و فروتنی و خویشتن داری به خرج دهد در عمل بازنده میدان خواهد بود؟ آیا اصلاً این نوع مناظرات اسلامی ست؟ به یاد دارم که می گفتید مناظره به خودی خود بد نیست و در سیره اهل بیت هم مناظره به قصد آشکار شدن حقیقت به کار میرفته، ولی آیا این نوع مناظرات انتخاباتی در عمل به آشکار شدن حقیقت کمک میکند یا اینکه به قصد جلب رأی اکثریت مردم عوام و یا بالا بردن میزان مشارکت بوسیله دوقطبی سازیها؟ آیا نباید بپذیریم که متأسفانه تصمیمات اغلب مردم از روی احساسات است تا بصیرت و تفکر و در چنین انتخابات و مناظراتی هر کسی که بتواند ترامپ وار عمل کند و روی احساسات مردم و روی نارضایتی مردم سوار بشود موفق به جلب آراء اکثریت مردم میشود؟ آیا نباید بپذیریم در جامعهای که بسیاری از مردم بخاطر تشدید مشکلات معیشتی و فاصله طبقاتی در سالهای اخیر از وضع موجود ناراضی هستند و با صندوق رأی قهر کرده اند، تأیید صلاحیت کاندیدایی از طرف شورای نگهبان که به جای پرداختن به مسائل اصلی کشور و ارائه راه حل، فقط به منظور جلب آراء و عوام فریبی مسائل کاذبی چون حجاب و محدودیت های قومیتی را مطرح میکند به ضرر کشور و منافع ملی ما تمام میشود و دوباره به چهار یا هشت سال خون دل خوردن جبهه انقلاب و هدر رفتن نیروهای انقلابی برای مقابله با برجام ها و عوام فریبی های غربگرایان داخلی می انجامد؟ آیا واقعاً آنچه رخ داد برای شورای نگهبان قابل پیش بینی نبود؟ آیا تکرار این پدیده ها به ما که در جبهه انقلابیم هشدار نمیدهد که در خواب غفلتیم و باید چاره ای و ساز و کاری برای انتخابات بیاندیشیم که برازنده تمدن نوین اسلامی باشد؟ با تشکر از لطف جنابعالی
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید بحث در این مورد بسیار است و بخواهیم و یا نخواهیم جریان اصلاحات از طریق ضایعکردنِ رقیب خود حتی به قیمت سیاهنماییهایی که اصل نظام را هدف قرار میدهد؛ پیروزِ صحنه میگردند. دیروز با اتهام دیوارکشیدن در پیادهرو و امروز با اتهام چماقبه دستِ خشک مغز و طالبانی نشاندادنِ جبهه مقابل. که مسلّم شأن آیت الله رئیسی و آقای دکتر جلیلی چنین نیست که با آن نوع ادبیات، به مقابله برخیزند. و راهکار ما همان سلوک و سیرهای است که منجر شد آقای دکتر جلیلی حدود ۱۴ میلیون رأی بیاورند. باید در نشاندادنِ هرچه اخلاقیتربودن و هرچه دلسوزِ مردمبودن، مسیر انتخابات را متعالی کرد. موفق باشید
سلام: بنده مدتیه هر کاری میخوام کنم یه حسی از درون باعث میشه از خود راضی شم و کلی کیف میکنم کسی ازم تعریف کنه. بعد فکر میکنم حالا چقدر اخلاص وجود داره در این بنده. حتی این رو هم که می نویسم میگم چه آدمِ خوبی که از این حالت ناراحتم و مشخص میشه اخلاص درش هست. مشکلم رو هم با علما در میون بزارم که ذکری بگن. باز حسِ خوبی دارم که من لابد خیلی خوبم که میتونم بیام این مشکلم رو بگم. و اون عالم الان میگه ببین چه بنده ایه که ناراحته از این ناخالصی و نفاق. باعث شده حسِ پوچی بهم دست بده چون انرژیم رو برای کارای خوب ازم گرفته. مثلا میرم حرم امام رضا همش افکارم پریشانه. از چیزای دیگه لذت میبرم و حالِ مناجات ندارم. بزور نماز میخونم. لطفا راهِ رهایی از این بی اخلاصی رو بفرمائید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در معارف توحیدی تعمق بیابد، افق حضور او متعالی میگردد. در این رابطه هست که «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نقشآفرین خواهد بود. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام من هم کودک دوسه ساله ام، در غفلت و جهل من، پناه آورد به تبلت و موبایل. و من هم (واقعا از سر ناآگاهی، از محتوای کارتونها) کلی برنامه کودک و انیمیشن و.. دانلود کردم و در گوشی به دستش میدادم. و او که با ذوق و شوق نگاه میکرد، خیالم اینجوری راحت بود، که حداقل گوشی جای منو براش پر کرده!! و غرق در افسردگی و تلاطم روحی خودم و رنج های درونی ام، بی توجه به او، روزگار میگذراندم. که قطعا کارم فقط بودن با او بود، و اسمش رو نمیشد بذاری تربیت! این مادری نبود! این توهم مادری کردن بود. خلاصه بعد از گذشت تقریبا دو سال از سن او، متوجه رفتارهای عجیب غریب فرزندم شدم، اون خیلی کارتون باب اسفنجی میدید. باورتون نمیشه استاد، نمیدونم کارتون باب اسفنجی دیدیدن یا نه؟ (خخخ) البته الان میخندم. اینها همه درد است... وقتی موضوع خنده داری پیش میومد، پسرم، مثل شخصیت پاتریک در آن کارتون، خودش رو مینداخت رو زمین و قل میداد و میخندید! یا دقیقا مثل شخصیت بختاپوس شانه هاشو میداد جلو و راه میرفت! تمام مدتا!! کلا وجودش و کلامش، و دیدگاهش به دنیا، و حرکات و سکناتش شده بود مجموعه ای از شخصیتهای اون کارتونها که دیده بود. نه یک انسان معمولی! حتی زمانیکه رفت پیش دبستانی، زنگ میزدن میگفتن بیا ببرش خونه، این همه ی بچه ها رو مثل خودش باب اسفنجی کرده، و کلاس چون بچه های دیگه هم مثل اون میشن، از کنترل خارج میشه!! حالتی بیش فعال، با انجام حرکات و راه رفتن تند و حرف زدنهای خشن شخصیتهای خشن کارتونهای دیگر و... اصلا باید میدید چه شده بود، در کلام و گفتار نمیگنجد و از حوصله خارج است که بخام کلی توضیح بدم، کمی توضیح دادم که بگم و متوجه عمق فاجعه و تاثیر کارتون در روح و روان یک بچه بشین که واقعا تاثیرگذاره. تاثیری که به شخصه مشاهده کردم و بشدت پشیمون و ناراحت بودم که چرا اینجور چیزا رو اصلا دادم دستش دیده. که حالا بماند با چه رنج و زحمتی باز الگوی رفتاری جدید پیش روی او گذاشتیم و سالیان طول کشید که عادی و معمولی بشه. بازم خوب شد کرونا اومد، نخواست حضوری بره مدرسه که دیگه حتما کار ما صد چندان سخت میشد! الان الحمدالله همه چیز آرومه. و طوفانی که به پا خواسته بود نشست، ولی چون خودم این تجربه را از سر گذرانده ام، و نظر شماره ی 35014 را خواندم، خواستم منم در پی آن نظر مطلبی بیفزایم. قبلترها، مطلبی خواندم که این تعلیم و تعلم است که فرهنگ جامعه را رشد می دهد و انسانها را به سوی کمال رهنمون می سازد. این تعلیم و تعلم است که آدمیان را از اخلاق ناپسند دور می کند و به سوی اخلاق پسندیده فرا می خواند . این تعلیم و تعلم است که عمل مردم را پاک و خالص می گرداند و انسان از شرک و ریا دور می سازد. استاد، والا بخدا ما دستمان حرفمان به مسولان نمیرسد. همین شبکه ی شاد که درسی است. بهترین موقعیت است کارتونهای با محتوای خوب برای بچه ها تولید و پخش کنند. یا حداقل معرفی کنند. که البته گروه سنی هر کارتونی، مشخص شده باشد و با نظارت پدر و مادر دانلود شود. میگویند برای کارتون گروه سنی نمیشود مشخص کرد. مگر بدست آوردن خیلی از علوم چیزی جز نظریه و امتحان نیست؟ پس بنده هم نظرم رو طبق تجربه ای که در زندگیم داشتم که در بالا عرض شد، میگم. شاید مثمر ثمر واقع شود. بنظر بنده. میتوان کارتونها را اینطور طبقه بندی کرد. کارتون زیر هفت سال. کارتون مخصوص سن بالای هفت سال. کارتونهای زیر سن هفت سال اصلا و ابدا نباید حرف و دیالوگ و رفتار بدی داشته باشند. چون در سنین زیر هفت سال، کودک تمرکز و فهم به کل موضوع کارتون را ندارد. و فقط تقلید است. همان چند تا دیالوگ بد یا رفتار بد را که در لحظه مشاهده کرده است را حفظ، و درونی سازی، میکند و شخصیتش میشود، چون او تجزیه و تحلیل نمیکند و اساسا قدرتش و منطق آن را ندارد. عرض کردم که فقط تقلید محض است! پس باید مطلقا فقط بهترین و مثبت ترین دیالوگها در کارتون این سنین، بکار برده شود. تا کودک دیگه هر دیالوگی را گرفت و تکرار کرد مشکلی بوجود نیاید. مثل کارتون قصه های ریرا که صد قسمت، یا شب بخیر بچه ها از خاله رعنا که سیصد قسمت ساخته شده. که قدم مثبت و شروع خوبیست و تولیدات داخلی است. خیلی ها شنیدم میگن بچه هامون، کارتون هیجانی میخان، ولی باید گفت: عزیز دل این هیجان خواهی کاذب رو تو خودت داری در وجود کودکت نهادینه میکنی!! اون طفل معصوم، وقتی کلا ندیده همچین کارتونهای هیجانی اصلا هست، از کجا بدونه هست که اصلا بخاد؟! شمای مادر دانلود میکنی خب نکن. توجه داشته باشیم کودکی که مهارگسیخته پای گفتار تلویزیون وهر کارتونیست، آن گفتار، افکار او میشوند وآن افکار درونی شده و شخصیت و رفتار او میشوند. البته بهتره بگیم اختلال شخصیت او میشوند تا شخصیتش!!! پس آیا ارزشش را دارد که بی توجه و بی خیال بود؟ واقعا چرا نباید مهم باشد، که هر کارتونی لیبل سن داشته باشد؟ این درد است... و اما، کارتونهای مناسب سن هفت سال به بالا. در این سن به بعد، چون کم کم کودک خواه ناخواه، وارد گروه همسالان و مدرسه ی خود هم میشود، و با بچه های بد رفتار در مدرسه و محیط های اجتماعی هم مواجه میشود پس، نیاز به الگو های کلامی و رفتاری بیشتری دارد. و چه عالی که اکنون در کودک منطق و استدلال و الگوهای رفتاری بیشتری، را نهادینه کرد. پس از هفت سال به بعد، وقت دیدن کارتونهاییست که یک یا چند شخصیت منفی هم، دارد. تا کودک عکس العمل درست در مقابل آن شخصیتهای منفی را ببیند، بفهمد و الگو برداری کند. البته اینکار نیاز به همراهی و همکاری والدین دارد که سر بزنگاه به کودک تفهیم کنند که ببین قهرمان داستان با مواجهه با رفتار بد، چطور رفتار کرد. پس باید همپای کودک بزرگ شد... و خود نیز همواره مثل یک معلم کنار کودک باشیم.. . واینجاست که نقش مادری باید بسیار پر رنگ اجرا شود. و مادران متوجه نقش و اهمیت نقش خود در این صحنه ی گیتی باشند. که این است که مهمترین کار آنهاست. یعنی تعلیم و تربیت... که اگر حوصله ی این کار را ندارند، با عرض معذرت پس، لطفا لطفا از مادری استعفا بدهند!... اغلب کارتونهای تولید شده به تازگی، فرهنگ و اخلاق را وارونه نشان داده اند وروی مسائل جنسی فوکوس کرده اند و یا فضای کلی القا شده به کودک، از او، کودکی قانون گریز تربیت میکند. در اغلب دیالوگها به گوش میخورد ما قانون نمی خواهیم. یا ما قانون خودمونو داریم. ویا بسیار تخیلی ست که با پرورش وهم و خیال و افسانه، کودک را از واقعیات دنیا جدا میکند. البته انیمیشنهای خوبی هم به تازگی ساخته شده. که برای سن بالای ۷ سال. بسیار عالیست. بنظرم پینوکیو البته محصول ۲۰۲۲ آن است. این انیمیشن، حاوی پند اخلاقی مهمیست، شخصیت اصلی که پینوکیوست با رها کردن وجدانش و خانواده. و همراهی با روباه و گرگی مکار، و دوستان بدون خانواده ی دیگر، و رفتن به شهر لذت و شادی، آخر داستان تبدیل به حیوان و چون خر میشوند. این انیمیشن بسیار واقع بینانه و جذاب ساخته شده است. من که به شخصه اگر مدیر آموزش پرورشی چیزی میشدم، زیاده روی نیست اگر یکی دو زنگ در روز اختصاص میدادم به بچه های پیش دبستان و دبستان که در کلاس درسی فقط کارتون خوب، مناسب سن خود، ببینند.به جای اینهمه تنبیه و کتک و مواخذه! در مورد رفتار بدشان، اونم تو اون سن، که باز با تنبیه بد از بدتر میشه. یا بزرگتر که شدند، ساخت این همه ندامتگاه برای جوانان و برای پیری آنها ساخت آسایشگاه روانی!! (خواهشا سرچ کنید آسایشگاه روانی، و در چهره بیماران در عکسها، نگاه کنید، آیا چیزی جز شناخت و فکر و بینش آنهاست که آنها را به این حال و روز انداخته است؟). شناخت و بینشی که در کودکی آنها پی ریزی شده است؟ و چه روشی راحت تر از دیدن کارتون، برای گرفتن الگوی کلامی رفتاری درست، در کودکی برای آموزش میبود؟ پس اگر کسی بخواهد خدمتی به نسل آینده بکند باید در این زمینه هزینه کند که بنظرم مهمترین کار است. حتی اگر یک کودک کمی شناختش درست شکل بگیرد، ارزشمند است، چون تمام نسل بعد از او شناختشان صحیح پیش میرود و درست شکل میگیرد. چون بالاخره آن کودک، پدر یا مادر نسل بعد میشود و حامل این شناخت صحیح است دیگر! پس آتش به اختیار کار فرهنگی باشیم در این زمینه. ببخشید پرحرفی کردم. گفتم شاید در مباحث تربیت کودک جای بگیرد. و تجربه ام به درد مادری بخورد. و تشکر از صبوری و همراهی شما. که این فرصت رو در اختیار ما قرار دادین که نظری بدیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را متذکر شدهاید بخصوص آن نکتهای که در مورد تقلید صرفِ کودکان کمتر از ۷ سال را به میان آوردهاید. نکاتی که برای مادران و مسئولان تربیتی خوب است به آن توجه نمایند و به همین جهت بهترین جواب در رابطه با نکاتی که فرمودهاید را این میدانم که کاربران محترم دعوت شوند به مطالعه مطالبی که فرمودهاید. موفق باشید
درود استاد: خسته نباشید. استاد ببخشید ۳ سوال داشتم که این ۳ سوال میتونه انحراف که در مسیر که دارم به سمت سیر سلوک عرفانی پیش میرم کمکم میکنه. سوال اول من تقریبا اکثر کتاب های شما رو مطالعه کردم و بی نظیر هستش و من که میخوام مراتب سیر سلوک رو طی کنم چگونه استاد پیدا کنم؟ چون اکثر عرفا از جمله آیت الله آملی و قاضی و..... گفتن بدون معلم پای در این راه نگذارید ولی من دوست دارم مراتب سیر سلوک رو طی کنم ولی بابت همین ترس دارم چه کار کنم بدون استاد میتونم مسیر طی کنم؟ و سوال دوم این هستش که: بعد از مطالعه کتاب چه کتاب های شما چه کتاب های دیگری این مسیر به ما کمک میکنه مطالعه کنیم؟ (سیر سلوک عرفان) یعنی کتاب شما به عنوان نقشه راه اصلی باشه و بقیه کتاب ها به عنوان ابزار و مطالعه و... باشه و سوال آخر این هستش که من در این ماه مبارک رمضان به علت بیماری نمیتونم روزه بگیرم و خیلیی ناراحت هستم چه کار کنم؟ بنده یکی از راه هایی که بتونم گناهانم رو پاک کنم و به خداوند نزدیک بشم از طریق روزه هستش حالا که نمیتونم روزه بگیرم چه کار کنم؟ آیا راه دیگری وجود دارد در این ماه مبارک ثمره دریافت کنم؟ در واقع یکی از مهم ترین دستورات شرعی رو نمیتونم اجرا کنم😔
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به جمله مشهور آیت الله بهجت نظر کنید که میفرمایند: «علم تو، استاد توست» رجوع شود به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت«رحمه الله»» که روی سایت هست. https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark 2- کتاب «منازل السائرین» جناب خواجه عبدالله انصاری در این مورد راهنمای خوبی است. عرایضی در شرح آن شده است که میتوانید جهت استفاده از شرح صوتی آن با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید. ۳. همینکه نگران این امر میباشید إنشاالله ثواب و برکات آن نصیب شما میشود. از سحرخیزیهای ماه رمضان و حضور در جمع مؤمنین و غذای حداقلی غافل نباشید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: حلول ماه مبارک رجب المجرب را به شما تبریک عرض میکنم. ۱. در این ماه دعاها و نماز هایی وارد شده اگر مقداری از آنها را خوندیم و نتوانستم تمام ماه روزه بگیریم چون فرمودند وارد این دین اگر بشویم با رفق مدارا باید باشد. ۲. برای فهم بیشتر این دعاها باید چه کنیم؟ ۳. -سوال سیاسی داشتم در این اغتشاشات اخیر من بجز گریه و ناراحتی هیچ کاری نکردم. فقط دلم به حال آن روحانی بی گناه سوخت و نیروی امنیتی بی گناه کشته شدند به دست این یزیدیان وشمر خولی سنان زمانه بودند اینها حرام لقمه حرام زاده بودند. حالا در این شرایط فتنه وظیفه ما مردم عادی چیست؟ آیا باید ما هم برویم در صحنه دفاع کنیم؟ ولی ازاین فتنه گران خیلی می ترسیدم ولی در دلم آرزوی شهادت دارم و این روایت شامل حال این فتنه نبود چون من این جور فکر می کنم یکی عالم متهک و جاهل متنسک بود دو طایفه کمر پیامبر را شکسته اند یا اینکه عالمان بد عمل کردند یا اینکه امرا بد عمل کردند. الناس اعلی ملکهم چون زورشان به آنها نرسید تلافی را تو سر مردم و روحانی درآوردند و خواص بد حرف زدند ابوموسی اشعری زمانه، حسن کلید نباید حرف می زد، بد حرف زد و دیر و خاتمی همین طور چون هیچ کدام از مردم از دست روحانی راضی نیستند و به او چیز می گویند. تو قضیه بنزین و فتنه تو برجام لعنتی، تو بی سی لعنتی، تو قضیه واکسن در تاریخ ثبت شد، تو پیشانی ماند، در تاریخ ثبت شد این دولت ننگین سیاه که داشت. آقای سید حمید روحانی گفتند دولت حسن کلید دولت مثل خلفا عباسی وبنی امیه عمل کرد عوضی توسرش بزند برای بنزین اظهار بی اطلاعی کرد، مردم رو عصبانی کرد، یکی از کارهای که کرد مردم را از انقلاب و انقلاب را از مردم جدا کرد، ولی خلاصه به این ملت شهید داده ظلم کرد، دست با این اجنبی ها دست داد و به سردار سلیمانی توهین کرد، به رهبری توهین کرد، علیه لعنه نسبت ناروا به اهل بیت داد و بدعت گذاشت که خود مقام معظم رهبری به اعتراض برخاست مقایسه کرد مذاکره با آمریکا را و گفت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با عمر سعد علیه لعنت بند و بسط کرد و کنار آمد، با کدخدا بست و ده چاپید و دل رهبری را خون کرد و رهبری از اینها راضی نیستند. من نظرم این هست حضرت آیه الله امام خامنهای نسبت به مرحوم رفسنجانی و خاتمی و روحانی و موسوی نظر منفی دارند، رفسنجانی تهمت بزرگی به آقای کروبی زد و با کمال بی شرمی و بی حیایی نسبت بدی داده که زنی بچه بغل میرود این ور و آن وراز کروبی هست و آن را رها کرد رفته، اینها سید حمید روحانی گفته تهمت به رفیق ۷۰ ساله اش زد به خاطر اینکه انتقاد کرده از ایشان به هم زندانیش این جور زجرش داد، مثل یک دیکتاتور مثل صدام عمل می کرد و غرور او باعث شد به این وضع دچار شود و موسوی آقای کروبی را مسخره می کرد و موسوی اصلا اعتقاد به روحانیت نداشت، فراماسونی و التقاطی بود و این شهید دیالمه گفته من هم از وقتی از حجت الاسلام و المسلمین سید حمید روحانی زیارتی که تاریخ نهضت امام سلام علیها را نوشته شنیدم دیدم نسبت به اینها بد شده، قبلاً زیاد قبول نداشتند اینها را رفسنجانی مردود نظام بود به خاطر فرزندانش، به خاطر اینکه بی بی سی و جبهه ملی نهضت آزادی از او حمایت کردند، به خاطر اینکه برجام را تحمیل ملت کرد، فیضیه شعارهای خوبی دادند این گفته امام هست مذاکره حرام هست، ای آنکه مذاکره شعارت استخر فرح در انتظارش و غیره... حالا با این تصاویر چه سرنوشتی برای انقلاب و نظام می شود و وظیفه مادر مقابل اینها چیست؟ و این خواص نآگاه و بی بصیرت، دوست نادان و دشمن دانا و مردم بی آگاه باید چه کرد؟ هر اینتر اشغال گفت مردم خواص دیکته کردن و اغتشاشگران تبل رسوایی زدند «و مکرو و مکرالله و الله خیر ماکرین» دیری نپایید رسوا شدند، ننگ ابدی در دنیا و آخرت برای خودشان خریدند ولی تمام برای این بود دولتی سر کار آمد انقلابی و جهادی برای همین می خواستند این ام قرا را از ریشه بزنند ولی این دفعه نتوانستند رسوا شدند. عرض خود می برند و زحمت به ملت می دارند. ببخشید خیلی اطاله کلام کردم
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. و ۲. به هر حال «آنقدر ای دل که توانی بکوش» در مورد دعا نیز شرح ادعیه و تأمّل روی معانی آن در تعالی روح انسانی بسیار مؤثر است. میتوانید به «شرح دعای توقیع شریف در ماه رجب» در کانال مطالب ویژه رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/12757 3- به این فکر کنید که رهبر معظم انقلاب چگونه با درایت و صبر استراتژیکی خود بدون درگیری مستقیم با افکار انحرافی بعضیها که خود را به انقلاب تحمیل کرده بودند، انقلاب را از آنها عبور دادند و بحمدلله نظام جمهوری اسلامی هر روز بهتر از روز قبل در حال عبور از تنگناهایی است که موجب ایجاد مشکلات برای مردم شده است. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهر زاده: استاد خانم بنده خیلی از فضای مجازی استفاده می کنه. خودش می گوید در اکسپلورر اینستاگرام زیاد می چرخد. اکسپلورر واقعا چیز بیهوده ای هست. کلیپ ها های یک دقیقه ای و عکس به تعداد زیاد. یه جورایی آدم رو سرگرم می کنه ولی از طرفی باعث پوچ گرایی هم می شود. مثلا همسرم عبارت «هیچ، هیچِ بسیار» رو گذاشته بیوگرافی خودش در فضای مجازی فی الحال سوال اینه که چطور می تونم از شر این فضای مسموم نجاتش بدم؟ چه طور بهش القاء کنم از که باید از این پوچ گرایی بیرون بیاد؟ و یک مسئله دیگه هم اینه می ترسم زیاد امر به معروف کنم. چون نمی خوام باعث پنهان کاری همسرم بشه یا نمی خوام باعث بشه که دیگه پناهگاه امنی برای همسرم نباشم. لطفا توی این مسئله هم راهنمایی بفرمائید که حد امر به معروف چه قدر هست؟ آیا می تونم مثلا موبایلش رو ازش بگیرم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خوب است که با حالت رفاقتی متذکرشان کنید که بالاخره فضای مجازی ما را از واقعیاتِ اطرافمان غافل میکند. جناب آقای دکتر یامینپور در جمع دانشجویان نکاتی فرمودهاند که خوب است به آنها توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/12139 - ۲ راهکار، گرفتن موبایل از ایشان نیست، راهکار، رشدِ رسانهای است تا خود ایشان نیز عاملی شوند جهت فعالیت در مسیر انقلاب و مقابله با دشمنان انسانیت. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: راسیاتش من برای بحث مطالعاتم برنامه ای که ریختم به این صورت بود که قسمتی از مطالعه ام برای قرآن و المیزان، قسمتی برای بحث های شما و قسمتی برای بحث های شهید آوینی و دکتر داوری. الان هم دارم این سیر رو میرم جلو ولی یکسری از اطرافیانم میگن که اینطوری ذهنت ثبات پیدا نمیکنه و متحیر میشی و اینا. میگن بحث های آقای داوری و اینا تحیر میاره. ولی من با همین سیری که گفتم حال میکنم و با بقیه چیزایی که میگم یا متفکرای دیگه اصلا نمیتونم ارتباط برقرار کنم. اطرافیانم میگن بیا برو طرحولایت ولی دوست ندارم. حالا میخواستم ببینم نظر شما چیه؟ و درباره اون نکاتی هم که توی کتاب ادب خیال عقل و قبل گفتین درباره مطالعه یه سوالی داشتم که الان مثلا من با این سیر که گفتم شروع کنم و برم جلو و بعد برم سراغ مباحث امام خمینی (ره) و امام خامنه ای خوبه یا همین الان بجای این سیر اونارو کار کنم؟ بازم ببخشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ذوق شما فعلاً با ارتباط نسبت به اموری است که میفرمایید آن امور شما را فعلاً اقناع میکند؛ بهتر است همین حالات را با دنبالکردن همان مطالب حفظ کنید. إنشاءالله این مسیر کار را به سوی انس با مباحث حضرت امام و امام خامنهای به نحو عمیقتری میبرد. موفق باشید
سلام استاد جان: وقتتون بخیر. یکی از نزدیکان به تازگی عزیزی را از دست داده که میگوید جای مادر نداشته اش بوده و خیلی برایش طاقت فرساست. میگوید خانمه هنوز شصت سال نداشته بسیار دست و پا خیر بوده، برای آرامش او چه فرمایشی و توصیه ای دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی در این مورد برای گفتن ندارم. عمده آن است که متوجه باشیم بالاخره آنها با زندگی جدیدی روبهرو میشوند و زندگی خود را شروع کردهاند و ما نیز زندگی خود را در این دنیا با حضوری معنوی و قدسی ادامه دهیم. موفق باشید
با سلام: میخواستم بدونم که الان که من کتابهای شما را می خوانم این عمل من به خودی خود سبب میشود که از نظر وجودی شدید تر شوم، یا باید کار دیگری هم انجام دهم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» تأکید شده، اگر مطالعات ما، ما را نسبت به مفهوم موضوعات آگاه کند، آن نتایج اصیلی که باید بیابیم را نخواهیم یافت. ولی اگر مطالعات ما، راهی باشد در راستای اُنس با حقیقت، آری! آن گشودگی وجودی و شدّیّت در شخصیت را در ما شکل میدهد. در این رابطه خوب است به تذکرات کتاب مذکور توجه شود. موفق باشید
با سلام: جملات زیر بر مبنای برهان صدیقین است یا عرفان جناب ابن عربی «عالم فقط خداست وهیچ عالمی در عرض خدا (کنار خدا) نیست. قادر فقط خداست و هیچ قادری در عرض خدا نیست.» با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته را هم میتوان از «برهان صدیقین» و هم از طریق عرفان دریافت کرد به اعتبار آنکه همه عالم مظهر اسمای الهی هستند و اسمای الهی، همان ذاتاند به صفت خاص. و البته این غیر از آن است که گمان کنیم مثلاً زمین و یا آسمان که ماهیاتی بیش نیستند، ذات خداوندند. موفق باشید
سلام علیکم و رحمة الله خدمت استاد گرامیک بنده طلبه هستم و پایه ۲، بنده کاملا میدانم که الان باید درس بخوانم و خوب هم بخوانم ولی این علم تبدیل به عمل نمیشه، هر کاری که میکنم نمیتونم، میخوام با توسل به ائمه تکلیفم مشخص بشه که اگر به درد حوزه و طلبگی نمیخورم یک جوری به من بفهمونن که از حوزه و طلبگی بیا بیرون، خواستم از شما استاد گرامی بپرسم در این شرایط کار درست چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول اساتید قدیمی «اَلا یا ایّهاالطلاّب ناشی/ علیکم بالمتون و لا بالحواشی». وظیفه شما در این موقعیت با جدیّت تمام و پشتکار و با تکرار، دنبالکردنِ درسهایتان میباشد و بحث تبدیل علم به عمل، بحث دیگری است و در جایی دیگر. موفق باشید
عرض سلام و تشکر فراوان: استاد محترم برای مراقبه مخصوصا در مورد خطورات قلبی چه راهی توصیه می فرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در معارف توحیدی عمیقتر شویم، به همان اندازه خطورات، ضعیفتر میشوند. مباحث «معرفت نفس» جهت این امر میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم: ببخشید استاد وقت شریفتان را می گیرم. می خواستم درد دلی کنم، من از ملامت های دوست و دشمن که امروزه زیاد شده، احساس ناراحتی نمی کنم بلکه این روز ها حس و حال عجیبی دارم مثل ایام شهادت سردار بزرگ اسلام شهید سلیمانی عزیز، به عنوان نمونه وقتی سرود سلام فرمانده را می شنوم، حس می کنم زبان فطرت با ما سخن می گوید و گویی عالم غیب و عالم مثال به ما نزدیک تر شده است، این تحولات اخیر که به فرموده مقام معظم رهبری دام ظله ما در شرایطی مثل شرایط جنگ احزاب هستیم، جنگی که به ظاهر بالاترین فشار را بر مسلمانان و مومنان وارد کرد و همه دشمنان علیه آن ها متحد شدند، اما خداوند در نهایت شدت، فرجی حاصل کرد که «عند تناهی الشده تکون الفرجه و عند تضایق حلق البلا یکون الرخا» ، ما هم امروز زیر شدیدترین آماج حملات به ویژه جنگ روانی رسانه ای هستیم، اما من امید زیادی دارم و گویی می بینم که ما در آستانه یک پیروزی بزرگ و فتح قدس قرار داریم. می خواستم درخواست کنم نکته ای و نصیحتی بفرمایید که توشه این روزهای ما باشد. التماس دعا 🌸🌸🌸
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که میفرمایید. اگر راهِ درازی در پیش داریم، مطمئن باشید بزرگ ترین عطای الهی در همین مسیر با همه این سختی ها به سوی ما روان است و آن، یک کلمه بیشتر نیست و آن شکستِ دشمنان توحید و انسانیت است با همه تلاشهایی که انجام میدهند. و آنان به خوبی متوجه این شکست شده اند و لذا با امپراطوریِ رسانه ای خود تلاش می کنند به خود روحیه دهند. ولی مگر به جنگ ما آمده اند که گمان کنند با پیروزی بر ما، پیروزی خود را شکل میدهند؟ نه! در دلِ مقابله با نظام اسلامی، به جنگ خدا آمده اند. و یقیناً عطای بزرگ این تاریخ که شکست دشمنان توحید است در دلِ تاریخ انقلاب اسلامی به ظهور خواهد آمد. موفق باشید
سلام: در پیام رهبری به معلمان در سال ۹۹ یا ۹۸، عامل اصلی پرورش انسانها در قرآن را کتاب و حکمت دانسته اند، استادی در این موضوع به من میگفت که قسمت اول یعنی انس داشتن با قرآن، و سعی کن تفسیر قرآن هم علاوه بر تلاوت و ترجمه قرآن خواندن داشته باشی، برای شروع به نظر شما تفاسیر شهید مطهری خوانده بشه یا معارف قرآن آیت الله مصباح یا تفاسیر سوره ای که شما داشته اید؟ یا چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ذوق خودتان دارد که با کدام یک از افراد بیشتر میتوانید مأنوس شوید و تذکرات آنها نسبت به آیات، برایتان موثر می افتد. موفق باشید
سلام علیکم استاد: نظر جنابعالی درباره کتب دکتر علیرضا آزاد که پیرامون مبانی هرمنوتیک است، چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آشنایی به کتب استادی که میفرمایید، ندارم. موفق باشید
فردی به خورشید میگفت خدا، کسی گفت استاد این خورشیدست نه خدا، مهم است، حیاتی ست، نعمت است، ضروری ست، اما خدا نیست، پاسخ داد تو نمیفهمی اهمیت خورشید را، تو نمیفهمی جایگاهش را، چون در حجاب معاصرتی، آری حجاب معاصرت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به همین جهت یعنی به جهت حجاب معاصرت، فردا معلوم میشود خورشید، آری! خورشیدِ حضرت روح الله و حضرت امام خامنهای، مظهرِ انوار الهی خاصی بود و هست به همان معنایی که از قول پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «من رَآنی فقد رأی الحقّ»، با نظر به شخصیت آن حضرت، انسان منتقل به نور حضرت حق میشود. و این قاعده در مرتبه نازلتر برای اولیای الهی نیز صدق میکند. مگر نداریم پيامبر «صلي الله عليه و آله» به مُصعَب بن عُمَير كه پيش مى آمد و پوستين گوسفندى بر خود پيچيده بود، نگريست و فرمود: «اُنظُروا إلى هذَا الرَّجُلِ الَّذي قَد نَوَّرَ اللّه ُ قَلبَهُ» «به اين مرد بنگريد كه خداوند، قلبش را روشن ساخته است. هرچند نگاه متافیزیکی که متوقف است در مفاهیم، این نوع نگاه را بر نمیتابد. ولی خوشا به حال مردم لبنان که از دوردستها متوجه حقیقت حضرت آیت الحق آیت الله خامنهای شدهاند و او را مؤیّد به تأییدات الهی یافتند. خوشا به حال مادر عماد مغنیه، مادر سه شهیدی که فرمود: همه فرزندانم فدای سر آقای سیدعلی آقای خامنهای. خوشا به حال مجروحان پیجرها که دو چشم و یک دست را از دست دادند و آن را حکایت وفاداری به رهبر انقلاب اسلامی نقل کردند. ایناناند که گرفتار حجاب معاصرت نشدهانددر این رابطه خوب است به سخنان استاد زینب شریعتمدار رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/18084.موفق باشید
سلام: من متولد ۱۳۷۱/۰۳/۱۴ از شهر اصفهان. بنده از زمان فارغالتحصیلی رشته معماری در سال ۱۳۹۵ افرادی در فامیل پدر و مادر بشدت حسادت کردند و هم دچار چشم زخم شدم و هم برای بنده طلسم کار کردند و علائم را داشتم و مهر خداوند از دلم بیرون رفت و چندین بار به خودکشی فکر کردم و به انجام این عمل نزدیک شدم که هزاران شکر بحول و اراده الله از این شرایط خارج شدم و لطف خدا شامل حالم شد. اما از همان سال ۹۵ دست به هرکاری زدم نشد و مجبورم همچون نیازمندان دستم رو جلوی دیگران دراز کنم برای تامین مخارج خیلی کم مثل اینترنت و شارژ و .... خیلی هم دلم میخواهد روی خود کار کنم و بعد ازدواج کنم که بخاطر تنگ دستی امکانش نیست. از حضرت استاد عاجزانه تقاضا مندم که در حق این بنده حقیر لطف کنند و بنده را راهنمایی کنند که بحول و قوه الهی از این مشکلات خارج شوم و افکار شومی که شیطان هر روز در ذهنم به واسه بیکار و مجرد بودنم ایجاد میکند خلاص شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به حکم وظیفه دعاگو خواهم بود و إنشاءالله به لطف الهی مشکل حل میشود. خودتان هم جهت سلامتی بدنتان با ورزش و جهت سلامتیِ افکارتان با دنبالکردن معارف الهی همّت لازم را به کار ببندید. نکاتی در کانال https://eitaa.com/man_video هست که میتواند مقدمه خوبی باشد. موفق باشید
سلام علیکم و رضوانه: امیدوارم همهی ما در حضور سفرهی توحیدی ماه مبارک رمضان از بهترین بهرههای معنوی بهرهمند شویم و این حضور توحیدی را به صحنهی اجتماعی زندگی خود وارد کنیم. باز هم به خاطر اطالهی کلام و تصدیع وقت جناب حضرتتان و همچنین کاربران و عزیزانی که این وجیزهی ناچیز را مطالعه میکنند و وقت میگذارند؛ باشد که این نوشته باب فتحی باشد برای سخنانی در افق آیندهی تاریخی پیش رویی که بس شگفت و بس عظیم و بس متحیر العقول خواهد بود.
بسم الله الرّحمنّ الرحیم
ماه مبارک رمضان و مأوای انس انسانِ این تاریخ آمد.
آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید دست بدار از طعام مائده جان رسید
جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست قلب ضلالت شكست لشكر ایمان رسید
لشكر والعادیات دست به یغما نهاد ز آتش والموریات نفس به افغان رسید
البقره راست بود موسی عمران نمود مرده از او زنده شد چونك به قربان رسید
روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست تن همه قربان كنیم جان چو به مهمان رسید
صبر چو ابریی است خوش حكمت بارد از او زانك چنین ماه صبر بود كه قرآن رسید
نفس چو محتاج شد روح به معراج شد چون در زندان شكست جان بر جانان رسید
پرده ظلمت درید دل به فلك برپرید چون ز ملك بود دل باز بدیشان رسید
زود از این چاه تن دست بزن در رسن بر سر چاه آب گو یوسف كنعان رسید
عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول دست بشو كز فلك مائده و خوان رسید
دست و دهان را بشو نه بخور و نه بگو آن سخن و لقمه جو كان به خموشان رسید
و انسان در میان سرگشتگی و آوارگیِ عصر حیرت و بیعالمی، با ماهی روبهرو شده است که شبهایش هزاران هزار برابر شبهای دیگر است و روزهایش صد مقابل بیش، و اگر نمیبود این ماه مبارک تا انسان در آن حاضر شود، دنیا بستری برای عروج انسان به ساحت کمال نمی بود. ماه مبارک رمضان؛ بازگشت به مبدأ انسانی است که زندگی را از نقطهی آغازینش پی بگیرد. ماهی پر شکوه و رحمتی بیمنتهی برای یاری انسانی که سر در آخور خیالات و توهّمات برساختهی جهانی است که بریده از ساحت ملکوت قدس، انسان را میشناسد. انسانها برای عبور از عالم خیالِ هرزهی دنیا، راهی جز ماه مبارک رمضان ندارند. این ماه، راهِ تربیتِ خیال هرزهگردی است که تخیلات مدرنیته او را در ارادههای بیمعنا تحریک میکند و دائم در خیالات سردرگم و متحیّر است، گاهی با خیالی خوش است و گاهی از خیالی ناخوش. بعضاً آنچنان ضربات این خیالات سنیگین است که انسان تن به گرگی میدهد و انسانیت را قربانی توهّمات پوچی میکند که سرابی است تهی، و این انسان است که در تشنگیِ این سراب، داد سر میدهد که: منم که هیچم!!! امروز انسان در راهی قدم گذاشته که انتهای آن بنبست است، اما غبارِ وَهمآلود و خیالانگیزِ عیش و نوش آن، او را از دیدن انتهای مسیرِ پیش رویش محروم کرده است و اکثر نالههای بشر امروز نالهای است که از کاردِ به استخوان رسیدهی پوچیاش حکایت میکند. از نرسیدنهایی که رسیدنی نبود! و از خواستنیهایی که خواستنی نبود! و از لذّتهایی که لذیذ نبود! و از ارادههایی که جز خستگی چیزی نداشت!!
علامه حسن زاده آملی (رضواناللهعلیه) در «رساله انسان در عرف عرفان» سخنی را به میان آوردهاند که خوب است به میان آید. اساساً امروز بهترین فرصتی است که بهترین و نابترین معارف را میشود با انسانها در میان گذاشت و اگر این معارف به تاریخ ما حاضر نشوند قطعاً فردای سختی در برابر پوچی زندگی، بشری داریم که دستش از همه جا کوتاه است و راهی پیش روی آیندهی زندگی انسانیِ خود نمییابد، اینچنین انسانی را یأس زمانه و جورِ بیمعنایی از پا در میآورد و سرمای بیتاریخی از او سلبِ هویت میکند و از انسان بردهای میسازد تا در مناسبات عالم مدرن و توهّماتِ نظام استکبار تن به زندگی دهد تا بمیرد و کیفیت زندگیاش را قربانی کمیّتهای مناسبات اندیشهی خودبنیادِ لیبرالیسم کند؛ و اینجاست که ما باید بدانیم با انسانی روبرو هستیم که ظرفیت وسعت حضور در «فردایی برتر» را دارد که اگر آن «فردا» را پیش روی او حاضر نکنیم، چارهای جز حضور در دلِ بیمعنایی برای او نگذاشتیم (البته سخن در این مظلب فراوان است). اما آنچه علامه حسنزاده میفرمایند:
«این است که قوه خیال در انسان مبدأ و ابتدای تحریکات انسان است. و این قوه از آن جهت که به بدن نزدیکتر است و این قوه است که صورتگری میکند در انسان، یعنی صورتی به وِزان آنچه که اندیشیده و در این قوه نقش پذیرفته است، همین صورتهایی که برای خود بافته موجب انفعالات بدن و حرکات او میگردد. لذا قوهی خیال را مبدأ اول و قوهی عاقله را مبدأ ثانی حرکات بدن گویند. چنانکه در اطفال که هنوز به عقل نرسیدهاند به خوبی مشهود و معلوم است. مبدأ اول تحریک بدن آنها به قوهی خیال و خواستههای خیالیه است و همین قوه مبدأ تحریک بدن حیوانات نیز هست.»
«از خیالی صلحشان و وز خیالی جنگشان/ وز خیالی فخرشان و وز خیالی ننگشان». یعنی بسیاری از اموری که امروز بشر جدید گرفتار آن است برخاسته از خیال است، نه برخاسته از روح و عقل و معنا، و این چنین است که بنیاد غرب مدرن را بایست بر اساس خیال منتظم دانست نه روح و عقل و معنا، و انسان در آن عالم سر و کارش در انتخاب و ارادهی زندگی جز در صورتهای حسی و خیالی و محسوس نیست و دائم در جنگ است تا زندگیِ بهتری را تصویر کند و بسازد، اما غالباً ناکام میماند، نه غالباً، بلکه بگو همه.
خلق اطفالاند جز مست خدا ** نیست بالغ جز رهیده از هوا
جنگ خلقان همچو جنگ کودکان ** جمله بیمعنی و بیمغز و مهان
آری! ماه مبارک رمضان محل بازگشت انسان به بنیاد معنایی خویش است تا خود را از تحریک خیالهای سرابیِ دنیا برهاند و آزاد کند و بار عامی که از رحمت حق در این ماه جاری و ساری است خبر از پیوستگی «مُلک» و «ملکوت» میدهد. خبرِ معنایافتنِ انسان و بنیادبخشی به بشری که هویتاش در تحت توهّمات عالم مدرن مسلوبالحیثیت شده است و در یک جبر تاریخی ناچار از ارادههای مخالف با فطرت انسانی خویش گشته و از فعلیتهای کمالی بسیار محروم مانده است و در میانهی مکر و لیلِ زمانهی تاریخی به دنبال راه آزادی خود از این اسارت مدرن میگردد و کجا بهتر از مأمن فدسی «ماه مبارک رمضان» تا دوباره انسان را با خودش روبرو کند و از حجاب اومانیسم پرده بردارد و چهرهی دلربایِ یار دیرین را به او بنماید تا او خود را نشسته در مقابل حقیقت بیابد. «بنازم به بزم محبّت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند».
خلاصه آنکه «ماه مبارک رمضان» جبران گذشتهی انسانی است که از درد خویش به دنبال مرهم میگردد. دردِ لا علاجی که تنها چارهاش «انس انسان است با حقیقت» و با «اصلِ اصیلِ جاودانهاش» با آن بُعد ملکوتی و انسانیاش، با آن صورت خداییاش. این انس و خلوت در دل ظلمت زمانه را ماه مبارک رحمت و مغفرت رمضان است که پیش پای انسان نهاده است و ما باید راه متذکرشدن به این حقیقت را به انسان این تاریخ بیابیم و راه گفتگوی سخن از چنین حقیقتی را پیدا کنیم، و گرنه بشر امروز بیش از هر زمانهی دیگری طالب سخنان متعالی است، چرا که گوشش از سخنانِ کم عمق خسته شده است و دنبال سخنانِ نو میگردد. و «ماه مبارک رمضان» بزرگترین بستر برای سخنان نو و عمیق و معارفی بس سترگ برای راهیابی انسان به باطن حقیقتی است که سالهاست در طلب آن کو به کو عالم را سیاحت کرده است و مکاتب را زیر و رو.
بلی! باید راهِ سخن با وجه قدسی انسانها را یافت. باید با انسانِ امروز سخن گفت اما از ساحت دیگر. باید به گفتگو نشست، اما با فهم مناسباتی که او را در خیال درگیر کرده است. باید راه آزادی او را از چنگال خیالات رنگارنگ پیدا کرد و عقل قدسی را به صحنه آورد؛ و این خودْ باب گفتگوست که چگونه؟ راهش از جمله راههایی است که سهلِ ممتنع است، سهل است؛ چرا که با انسانی سخن خواهیم گفت که در ابعاد درونیاش با فطرتی توحیدی آشناست، و ممتنع است از آن جهت که با انسانی روبرو هستیم که عالم مدرن در تار و پود زندگیاش و در صحنههای اجتماعی و ساحت خیال او چمبره زده است و او را در وادی حیرتِ ارادههای نامعلوم تحریک میکند. بنابراین بایست تأمّل کرد و با این انسان در این تاریخ به گفتگو نشست تا آرامآرام «عقلی» را به صحنه آورد که زینتآرایِ مجلس خیالش شود.
آری! میتوان از این وجه به حضور در «ماه مبارک رمضان» متوجه شد و انسان را به دعوت در این ضیافت فرا خواند، آنهم چیزی فراتر از یک عبادت و تکلیف شرعیِ صِرف، بلکه راهی برای یافتن معنا و حضوری در ساحت انس با برترین صورت از انسان و تعیّنی فراتر از جنس تعیّن مادی، و همآغوشی در عالمی که انسانِ گشوده از زمانه و جنسیت و زمان در بودناش، آن بودنی که نمود و ظهور خداوند است در تاریخ، و انسان دیگر خود را در حصار دست و پاگیر مناسبات عالم محدود نمیبیند. فلذا در این صورت هرچه که باشد و هرکه باشد، در هر جای عالم خود را صورتی از لطف ظهور حق در این عالم مییابد و در انس و یگانکی با حق زندگی می کند.(البته قبول دارم که در سخن اجمالی است که نیازمند تفصیل در گفتگو است، اما بابی است در اشارت به آن تفصیل).
آدمی امروز بیش از هر روز دیگری در تاریخ، به این ماه مبارک نیاز دارد. به این افقِ گشودهی آسمان در این زمانِ رمضان محتاج است. به این فرصتِ بازگشت از نکبت زمانه به دامن لطف و رحمت خداوندی نیازمند است. آنچنانی که در دعای افتتاح حضرت مهدی(روحیفداه) میفرمایند:
اللّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَغَيْبَةَ وَ لِيِّنا ، وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَقِلَّةَ عَدَدِنا، وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بِنا، وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا، فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ، وَأَعِنَّا عَلىٰ ذٰلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ، وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ، وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ، وَرَحْمَةٍ مِنْكَ تُجَلِّلُناها، وَعافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»
خدایا، از نبود پیامبرمان که درودهای تو بر او و خاندانش، و از ناپیدایی مولایمان و بسیاری دشمنانمان و کمیِ نفراتمان و سختی فتنههائی که گریبانگیر ما شده و از جریان زمان بر زیانمان به درگاه تو شکایت میآوریم، بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در برابر همه این امور یاری فرما، به گشایشی از سوی خود که زود برسانی، و بدحالی که آن را برطرف کنی، و پیروزی با عزّت که آن را برایمان قرار دهی، و سلطنت حقی که آشکارش فرمایی، و به رحمتی که از سویت ما را فراگیرد، و به سلامتی کاملی که از سویت ما را بپوشاند، ای مهربانترین مهربانان.
میشود در جزءجزءِ عبارتهای این فراز، سخنها گفت و راه انسان را برای ورود به رحمتی که امروز به آن پشت کرده را، یافت. اما سخن در آن قسمتی است که میفرمایند: «و تظاهر الزمان علینا»، تظاهر زمانْ امروز، انسان را از وجه ملکوتی جانش غافل کرده است و انسان بیش از آنکه با دیگری دشمن باشد، دشمنِ خویش گشته و از خود فراری است در عین آنکه راهِ آرامشش یافتِ «خود» است. عجب از این زمانه! و عجب از این انسان! که «از آنی میگریزد که باید بدان رجوع کند». سکرات عالم مدرنیته را جز با تنبهات ماه مبارک رمضان نمیتوان برطرف کرد. وحشت قبری که عالمِ غرب بر سر انسانِ این تاریخ آورده است جز با انس «ماه مبارک رمضان» نمیتوان به سرور مبدل کرد. باید به راهی اندیشید که ورای مکر و لیل نهار انس جان انسان شود و بدون آنکه بخواهیم او را نصیحت کنیم فقط راه را پیش رویش حاضر کنیم، آنگاه انسان خود را در میان غربِ توهّمات و خیالات و شرقی که با انقلاب اسلامی به میان آمده است دست به انتخابی فوق زمانه خواهد زد و اینجاست که انتخاب معنا پیدا میکند که یا در زیر تظاهر زمانه و فشارهای هوسِ عالم خیالات و مکری که ناخواسته به تظاهر زمان گرفتار آن شده است، باز هم خود را در زیر تابوت حاج قاسم پیدا میکند؛ یا آنکه رسماً تظاهر زمان را میپذیرد و در کنار علی کریمیها و علینژادها قرار میگیرد!
بنابراین رسالت تاریخی امروز ما این است که شروق طلوع انقلاب اسلامی را به گوش بشر برسانیم تا انسان آزادانه دست به انتخابهای سخت و دشوار تاریخ بزند و جبههی تمدنی خود را بیابد و در آن حاضر شود، یا در وجهِ یمینی خویش با حاج قاسمها دم خور خواهد شد، و یا در وجهِ یساری خود در کنار بیبیسی به تحلیل میپردازد. «ماه مبارک رمضان» همان راه ورود به وجه یمینیِ بشر است تا در عین شدت فتنهها و تظاهر زمان و لرزههای هوی و هوس و جراحتهای خیالات تحریکآمیز باز هم به آیندهی عبور از این فتنهها و تظاهرات میاندیشد و صبر تاریخی را معنا میبخشد و استقامت را هویت بنیادی عبور از این پسلرزهها و لرزههای زلزله آخرالزمانی که به زندگی بشر افتاده، میبیند و «ماه مبارک رمضان» دقیقاً در باطن خویش، همین زندگی را به بشر هدیه میدهد، زندگیای ورای تظاهر زمانه و حضور در ساحتی برتر از مکر «لیل و نهار».
باسمه تعالی: سلام علیکم: «جانا سخن از زبان ما میگویی». چه اندازه با تمام وجود با سخنان جنابعالی همراه هستم. چه آنجایی که میفرمایید: «ماه مبارک رمضان، مأمنی قدسی است تا انسانها دوباره با «خود» روبرو شوند و در معنای «خود» تجدید نظر کنند» و چه آنجایی که میفرمایید: «انسانها باید در این زمانه با وجوه قدسی خود به گفتگو بنشینند تا از چنگال خیالات رنگارنگ این دوران رهایی یابند». حقیقتاً اگر ماه مبارک رمضان در زندگی ما نبود و ما در آن حاضر نمیشدیم، چه میشد؟!! تصور میشود ابداً نمیدانیم بر آنانی که از این ماه الهی بهرهمند نیستند، چه بر آنها میگذرد؟! آنجایی که میفرمایید: «آدمیان امروز بیش از هر روز دیگری در این تاریخ به ماه مبارک رمضان نیاز دارند»؛ همه حرفی است که بنده در شرح غزل شماره ۱۲۳ به همراه جناب حافظ با دوستان در میان گذاشتم.
آری! ماه مبارک رمضان، همان راه ورود به وجهِ یمینیِ انسان است تا قدمقدم خود را به سوی وجوهی از انسانیت جلو ببرد که گویا خود را پرتویی از حضور مولای حیّ و حاضرش در عالَم احساس کند و نهتنها معنی حضور آن حضرت را در عالم درک کند، بلکه حتی سایههای حضور آن حضرت را در انقلاب اسلامی و در ولیّ امرِ امروزین مسلمین احساس نماید. و این بزرگترین هدیهای است که در این ماه نصیب هرکس خواهد شد، إنشاءالله. موفق باشید
سلام و عرض ادب: سوال های سایت را راجع به استخاره خواندم ولی جوابی نگرفتم. نوشته بودید که به وسیله ی عالمان دینی، عقل و قرآن هدایت ما محقق میشود. اولین مسئله برای عالمان دینی اینکه اولا به کدام عالم میشود اعتماد کرد و مطمئن شد که اشتباه نمیرود فقط به رهبری میشود اعتماد کرد که ایشان هم در دسترس ما نیستند و چقدر علما بودند که با ملاک های دین سازگاری داشتند و یکدفعه سقوط کردند. دسترسی به علمای خوب هم واقعا سخت هست. الان من با اینهمه اطلاعات به کدام طرف بروم؟ چه کنم تا به سمت خدا بروم؟ هر کس یه چیز میگوید. سردرگمی دارم که نمیدانم چطور حل بشود. خدا به من عقل داده تا درست انتخاب کنم ولی عقل من هم که نمیتواند راهنمای خوبی باشد. عقل و ذهن من کاملا در گرو اطلاعات ورودی من است. خدا در سوره یوسف مگر نمیگوید شیطان از ذهنش برد که فلان مسئله را بگوید پس به ذهن و عقل هم که نمیشود اعتماد کرد. یک بار فکر میکنم اگر کار فرهنگی کنم خوب است یک بار اگر فرزندآوری، یک بار... عقلم نمیتواند پاسخگوی سوالاتم باشد. نمیتواند مسیرم را درست مشخص کند می ماند قران. قبلا قرآن میخواندم، هم تفسیر، هم حفظ. اما چیز زیادی دستگیرم نمیشد، تا اینکه اربعین امثال پیش آمد، همه مخالف رفتن من و پسرم کوچکم بودند عقل و مشورت و اینا هم تایید میکرد که نباید این سفر رو بروم ولی از خدا خواستم که من بگوید نطرش چیست و او از من چه میخواهد، استخاره کردم و صفحه ۳۱۳ قران آمد و من با هر سختی بود رفتم و خیلی هم خوب بود بعد از آن خیلی حال خوش معنوی داشتم و خیلی با قران انس گرفتم، قبل از هر کاری قران میخواندم و برداشت میکردم انتطار خدا در این کار از من چیست و اصلا هم برایم مهم نبود سود دنیایی دارد یا ندارد. فقط میخواستم کاری کنم که خدا دوست داشته باشد. با همبن کار به سمت جهاد تبین سوق داده شدم و بعد به سمت تشکیل یه گروه برای اینکه کاری برای انقلاب و ظهور کنیم. دوستانم رو جمع کردم. یک سری از این چیزها را تعریف کردم برایشان، آیه ها را یکی یکی میخواندم و ازشان خواستم بر اساس توانایی هایشان بیایند در گروه تا در جهت ظهور رشد پیدا کنیم و ان شاءلله یار آقا شویم ولی دوستم میگفت ادبیاتت اصلا شکل علما نیست و مثل رهبران فرقه های عرفانی منحرف است. میگفت نباید استخاره کنی و فقط در موقع ضروری، میگفت برداشت هایت میتواند تاثیر شیطان باشد و شاید به جای اینکه در مسیر هدایت الهی باشی در مسیر هدایت شیطانی. من هیچ وقت برای دنیا استخاره نکردم فقط میخواستم کاری را انجام دهم که خدا دوست دارد خودم را و همه چیزم را ( که خدا به من داده) میخواستم وقف خودش کنم. این حرف ها را که زده خیلی ترسیده ام از اینکه نکند به جای رفتن به سمت خدا به سمت شیطان رفته ام. نکند روی من تسلطی دارند؟ من استخاره میکردم دلم آرام میشد که خدا همین را از من میخواهد. اما الان باز پر از سردرگمی شده ام. خب اگر من میخواستم بر اساس مشورت و عقل و... برای اربعین تصمیم میگرفتم نباید میرفتم چون استخاره حجت نیست اما به خدا و قران اعتماد کردم و رفتم و نتیجه اش را هم دیده ام حالا اینکه بخواهم فکر کنم همین هم ممکن است تحث تاثیر شیطان بوده باشد خیلی مرا ترسانده. اینطور دیگر نمیشود به فکر کردن به ایه های قران و تصمیم برای خدا هم اعتماد کرد. ترسیده ام، سردرگمم که کدام راه خوب برای من مناسب است تا به خدا برسم و میخواهم به طنابی دست بیندازم که مطمئن شوم به خدا میرسد نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همین قرآن وقتی میفرماید: «افلا تعقلون» ما را دعوت به تعقل میکند و عقل، نوری است که اگر اشتباه هم بکنیم متذکر اشتباه هم میشود به همین جهت حضرت صادق «علیه السلام» روایت مشهور «جنود عقل و جهل» را به میان آوردند. از طرفی معلوم است که عدهای امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب و علامه طباطباییها با دقتهای قرآنی خود، معارف ارزشمندی را در اختیار ما گذاشتهاند. چه اندازه خوب است با مطالعه آثار چنین علمایی بیشتر و بیشتر به قرآن نزدیک شویم. موفق باشید
