بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: می خواستم بدانم تا چه اندازه خودم را مشغول نوشته ها و قلم کنم؟ دوباره نوشته های دیگری دارم، نمی دانم ادامه شان دهم یا نه. نمی دانم اصلا بنویسم باز یا نه دیگر؟ ممنون میشوم راهنمایی ام بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مواجهه با تفکرِ متفکران و تأمّل در آن افکار و بررسی آن افکار نسبت به مسائل خود، چرا قلم به دست نگیریم و در حضور تاریخیِ خود سخن به میان نیاوریم؟! موفق باشید

33221

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: عزاداری هاتون قبول باشه ان شاءلله. دوستی از من اینگونه پرسید: خداوندی که نظام خلقت را با این عظمت و نظم آفریده که تلسکوپ جیمز وب توانسته تازه گوشه ای از این عظمت را به تصویر بکشد، چگونه ممکن هست هدف و منتهای خلقتش رساندن بنده اش به بهشت باشد، و آن بهشتی که بخورد و بگردد و بیاساید تا ابد، که چه شود؟ آیا این هدف هدفی پوچ و کوچک نیست؟ لطفا پاسخی منطقی برای ارائه به ایشان بفرمایید ممنون میشم، همواره دعاگو هستیم🌷

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث را می‌توانید در کتاب «آشتی با خدا» جلسه دوم کتاب تحت عنوان «خداوند چرا ما را خلق کرد؟» دنبال بفرمایید. باید تصورمان از بهشت، درست باشد مبنی بر این‌که بهشت، مقامِ تجلی اسمای الهی است و جایگاه اُنس با حقیقت‌الحقایق است تا در بهترین بودن در نزد خود در اُنس با آن حضرت باشیم. موفق باشید

33208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: چند سوال دارم: ۱. آیا در عالم قیامت کبری انسان بدن جسمانی دارد؟ چون در جایی شما فرمودید که موجودات عالم عقل و قیامت جسم ندارند. ۲. آیا این که گفته می شود موجودات عقلی بدن دارند، منظور جسمانی است یا ما بدن غیر جسمانی هم داریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوه «چگونگی حیات بدن اخروی» https://lobolmizan.ir/leaflet/171?mark=%D8%A8%D8%AF%D9%86%20%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%88%DB%8C  رجوع فرمایید. ۱.آری! عقل، به خودی خود جسم ندارد، ولی همین‌که در مظاهر به ظهور آید در مظاهر خود عملاً حالت جسمانی به خود می‌گیرد. ۲. در هر صورت حقایق عالم در مقام خود، حقیقت‌اند و در مظاهرشان خود را می‌نمایانند. موفق باشید

36900
متن پرسش

بسم رب المودة و الرحمة. سلام استاد عزیز: دیروز در جلسه بشنو از زن با عنوان راز جان‌های یگانه، صحبتی در مورد ولایت نداشتن مرد بر زن فرمودید، بنده همان موقع جستجو کردم و شوکه شدم. خب بعد از این سن و سالی که از ما گذشته، شوکه غریبی بود و تازه بعضی ابهامات برایم باز شد و هرچی فکر کردم فقط به این رسیدم که اسلام چه جایگاهی برای زن قائل است و واقعاً زن را در جایگاه نرم افزاری حیات جامعه بشری قرار داده است. آری اسلام زن (البته بهتر است بگویم هر انسانی که پای ودیعه وجود خویش ایستاده) را زندگی بخش خانواده و جامعه می‌بیند، نه یکی کنار دیگری. با این‌که سال‌هاست پای صحبت تان بودم اما انگار اتفاق دیگری افتاد، تازه متوجه شدم اگر حضرت زینب (سلام الله علیها) (به استناد کتاب شیر زن کربلا خانم بنت شاطی) در آن حرکت عظیم که با همراهی امام حسین (علیه السلام) شروع کرد و در کل لحظات آن حادثه عظیم، طول سفر، شب عاشورا و روزش و شام غریبان، اسارت، کوفه و شام و برگشت به مدینه و عجیب‌تر باز سفر، بدون همسرشان به شام و مصر با چه یافتی از حقیقت اسلام حرکت کرد! آری ایشان با حضور مقتدرانه و نرم خاص شان در همه این عرصه‌ها بدون اندکی تعلل و بدون درگیر شدن در حواشی غیر توحیدی با نوری که از امام خویش گرفتند، حرکت کردند، و چون مادرشان ایستادند و کربلا و آن خون‌های ریخته شده را با تمام وجود در عالم هستی سریان دادند. حال شاید بتوان گفت آتش به اختیار حرکت کردن یعنی چه! آتش به اختیار هم خرد و جان آماده ای می‌خواهد که به تاسی امام زمان خویش بایستد نه به تقلید صرف، گویا نوعی هم افقی و هم منظر شدن با امام را می‌خواهد. آری قلب و عقل حاضر در محضر حق می‌یابد آتش به اختیار یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها) پشت در و در مسجد و آن‌گاه که از دو نفر روی برگرداند و درخواست تشیع و تدفین شبانه و بدون حضور غیر را داشتند، آتش به اختیار یعنی حضرت زینب (سلام الله علیها) و همراهی امام حسین (علیه السلام) و شام و برگشت به شام، تاریخ سازی ابدی، آتش به اختیار یعنی حضرت معصومه (سلام الله علیها) و دعوت به حرکت آل الله برای زیارت امام رضا (علیه السلام) در طوس و قیامی بی عَلَم و کتل. آری آتش به اختیار یعنی مادران ما و حضور عجیب در راهپیمایی ها و در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و امروز در خدمت به انقلاب اسلامی و حضور در انتخابات. آری اسلام زن را متفکری آزاد اندیش و صاحب خرد و تصمیم می‌بیند البته او را مقتدری نرم و لطیف می‌پسندند که از ودیعه الهی در جان خویش کوهی مقاوم و سرسبز بسازد که جان‌ها در آن راهی سوی قله بیابند. چقدر معناها تغییر کرد! الان می‌شود فکر کرد چرا خانه‌های ما و کارهای فرهنگی مان بدون یافت حقیقت جامع لنگ می‌زند!؟ البته مهم است فهم حقیقی این موضوع، این موضوع سخن از وجود است نه تنش‌های مرسوم جنسیتی و بکش بکش در خانواده و جامعه و تازه جایگاه امام زمان و ولایت و ولایت فقیه که خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرمایند «جَعَلَ اللَّهُ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ اَلْفُرْقَةِ» پیدا می‌شود. چقدر حرف دارم. استاد در مسیر زندگی به اسم ولایت‌پذیری از آقایون خیلی جاها زمین گیر شدم و همیشه برایم سؤال بود، چرا!؟ و اخیراً فکر می‌کردم تضاد در ولایتهاست که کار را دچار معضل می‌کند و باید افرادی را به ولایت انتخاب کنم که ذیل ولی زمانم باشند و کاملاً هم منش، وای استاد چه وهمی به خواستگار آخری ام دادم😭😢، خدا به دادش و به دادم برسد. حتی در مجموعه‌ای که فعالیت فرهنگی داشتم به اسم ولایت‌پذیری که چه سختی‌های عبثی کشیدم و چه به سر بچه‌ها آمد. الآن حس پرنده‌ای را دارد که پر پرواز یافته ولی چه دام‌ها که بوده و هست. به نظرم تا خود ما انسان‌ها به معنای حقیقی و یقینی این معنا را درک نکنیم، بسیار زمین گیریم. حالا تازه اول راه است، تذکر مدام و تفکر و اندیشه می‌خواهد تا از دام مشهورات جامعه و عادات خودمان آزاد شویم. اول به نظرم، خود خانم‌ها باید بتوانند این موضوع را به معنای واقعی درک و باور کنند، چالشی که بر سر عنوان کردن خیلی قلیل ترش مورد سرزنش بعضی دوستان فعال قرار گرفتم و تازه یکم برام پیدا شد که چقدر یافت درست در زبان موثر است و مهم. ببخشید شاید ابهام داشته باشد، چون خواستم طولانی نشود. یافتم درست است؟ ممنون می‌شوم نظرتان را بگویید. اما می‌شود بیشتر این موضوع را تبیین کنید؟ نیاز است روشن شود تا آنچه لازمه گام دوم انقلاب اسلامی است شکافته شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید بنده در آن جلسه سخنانی عرض نکردم که کلامی باشد برای دانایی رفقا، تنها سعی شد نسبت به آنچه هستیم، غافل نباشیم. به هستی خود نظر کنیم و میدانی که برای بودن در عین شدن مقابل‌مان گشوده شده است و چنین حضوری را احساس کنیم به عنوان جهانی گسترده و آرام و در عین حال، مصمم نسبت به آنچه تنها کوره راهی هست به سوی آنچه در هستی خود متوجه اجمال آن هستیم. به این شعر مولوی بسیار فکر کنید که می‌گوید:
چون گهر در بحر گوید بحر کو              وآن خیال چون صدف دیوار او
گفتن آن کو، حجابش می‌شود               ابرِ تابِ آفتابش می‌شود
بند چشم اوست هم چشم بدش            عین رفع سدّ او گشته سدش
بند گوش او شده هم هوش او              هوش با حق دار، ای مدهوش او
این یعنی همان آتش به اختیار در بیابانی که هر قدمی که بر آن گذاشته شود، قدمی است به سوی خود، هرچند آن قدم به ظاهر ناچیز باشد. مثل کارهای نرمِ مادر که با حضور در خود، جلو می‌رود و باز جلو می‌رود بدون آن‌که مانند آن گهر در درون آن صدف از دریا بپرسد، غافل از آن‌که در دریا حاضر است. موفق باشید  
 

36888

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: استاد راستش من کنکوریم و بخاطر اعمال البیض شب بیدار میموندم درس میخوندم و روز می‌خوابیدم و الانم عادت کردم. آیا ماه رجب و شعبان هم شب بیداری ثواب داره؟ یا فقط ماه رمضانه که برکت داره یا اینکه جدا از این سه ماه هم سیستم عادت کنه اشکالی داره؟ ممنون میشم توضیحی بدین بهم راجع به این ماه ها و اینکه راجع مهم بودن احترام والدین و ضرر کردن از اینکه حرفشون رو گوش ندیم یه پیشنهادی بهم بدین ممنونتون میشم. التماس دعا یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تا می‌شود از خواب شب، غفلت نگردد مگر زمانی از آن ۲. احسان به والدین یعنی نظر به مسیری که خداوند از آن مسیر وجود ما را به ما داده است. بنابراین آن‌ها یکی از راه‌های ارتباط ما با خداوند هستند و می‌توان در آینه وجود آن‌ها میدان انس با حضرت حق را تجربه کرد. موفق باشید

36178
متن پرسش

سلام استاد گرانقدرم: جهت ارائه مباحث معرفت نفس به زبان ساده برای کودکان و نوجوانان چه کتبی را معرفی می‌کنید که می‌دانید اثر خواهد داشت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بتواند کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را به نحوی شرح بدهد، خوب است. کانال‌های  @man_video  و @honarevojud  نکات خوبی را در رابطه با معرفت نفس برای جوانان تنظیم کرده‌اند. موفق باشید                 

35948
متن پرسش

با سلام: استاد محترم جنابعالی در اکثر مطالب تان روی حضور تاریخی و درک آن حضور تأکید فراوان دارید و حتی شرط عبور از نیست‌انگاری را درک حضور تاریخی می‌دانید. حال برای ما این سؤال هست که چگونه می‌توان تاریخ را آنطور که منظور نظر جنابعالی است، درک کنیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته بسیار مهمی است و حقیقتاً مسئله امروزِ ما می‌باشد بخصوص که در روایات ما نیز شرط بصیرت و عقلانیت را، زمان‌شناسی می‌دانند. عرایضی تحت عنوان «معنای حضور تاریخی و درک حضور خود در آن تاریخ» در 9 فراز تنظیم شده. امید است بتواند این مهم را مدّ نظر عزیزان بیاورد بخصوص که موضوع درک حضور تاریخی، موضوعی نیست که صرفاً با علم به تاریخ و اطلاعات زیادی که از زمانه خود به دست می‌آوریم، حاصل شود. بلکه نیاز به حساسیت و تأمّل خاصی دارد. موفق باشید

معنای حضور تاریخی و درک حضور خود در آن تاریخ

باسمه تعالی

 در رابطه با درک حضور تاریخی ، خوب است به تلاش بی‌وقفه سعید بن عبدالله حنفی نظر کنید که چگونه از یک طرف با طی مسافتی به طول ۳۰۰ فرسنگ، نامه سران کوفه را به امام حسین «علیه‌السلام» رساند، و سپس با طی همان مسافت جواب نامه امام را به کوفیان برگرداند و سپس از کوفه با طی همان مسافت نامه مسلم بن عقیل را به امام رساند، و سپس در شب عاشورا خطبه‌ای خواند و در آن خطبه خطاب به امام حسین «علیه‌السلام» عرض کرد: «به ذات خداوند تو را ترک نمی‌کنیم» و پس از او زهیر بلند شد و آن خطبه مشهور را خواند. در روز عاشورا در مقابل امام در قبله امام آن چنان استوار ایستاد كه هر تيرى به سوى امام حسين «علیه‌السلام» مى‏ آمد سینه را سپر قرار مى‏ داد و نمى‏ گذاشت آسيبى به آن حضرت برسد، تا اين‌كه پيكرش پر از زخم شد، در اين هنگام به امام حسين «علیه‌السلام» رو كرد و عرضه داشت: «يا بن رسول اللَّه اَوَفَّيتُ؟:» اى پسر رسول خدا آيا به عهد خود وفا كردم؟» امام فرمودند: «نَعَمْ، أَنْتَ أَمامِي فِي الْجَنَّةِ، فأقرء رسول اللَّه عنّى السّلام، و اعلمه انّى في الاثر» آرى! تو جلوتر از من در بهشت هستى، سلام مرا به رسول خدا «صلى‌اللَّه‌عليه‌و‌آله‌وسلم» برسان، و به آن حضرت عرض كن كه من نيز به دنبال تو خواهم آمد. در همین رابطه به شیدایی جناب بُریر، آن پیرمردِ معلّم قرآن شهر کوفه نظر کنید که چگونه شب عاشورا شوخی سر می‌داد. عبدالرحمن به او گفت: دست از شوخی بردار، سوگند به خدا که این ساعت، موقع مزاح و باطل نیست. بُریر در پاسخ گفت: سوگند به خدا که تمام عشیره و قوم من می‌دانند که من اهل مزاح و سخنِ درهم و باطل نبوده ام، نه در سن جوانی و نه در سن کهولت، ولیکن قسم به خدا که الآن نسبت به آنچه ما به آن برخورد خواهیم کرد بسیار خوشحال و مسرورم.  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌


۱. با نظر به شخصیت سعید بن عبدالله و بُریر خُضیر هَمدانی و امثال آن‌ها می‌توان به معنی حضور در تاریخی که با امام حسین «علیه‌السلام» شروع شد فکر کرد، به معنای حضور در تاریخ توحیدی که انسان با درک آن حضور، نه شب می‌شناسد و نه روز، تمام جان و همّت خود را به میان می‌آورد تا خود را در آن آغازی حاضر کند که انسان را در وسعت آن تاریخ تا انتها وسعت و گسترده می‌کند.

۲. حال ما باید از خود بپرسیم چگونه باید مسیری را که با انقلاب اسلامی در پیش گرفته‌ایم ادامه دهیم؟ با توجه به آن‌که ما دارای سنت معنویِ چشمگیری هستیم که با حضورِ خود در آن سنت می‌توانیم متذکر هستی و بنیاد خود شویم.

۳. روشنفکران غرب‌زده ما به گذشته اصیل خود نظر ندارند، در حالی‌که شخصی مانند هایدگر که می‌خواهد در سنت تاریخی خود حاضر شود، یونان را به عنوان گذشته خود می‌بیند تا اکنونِ خود را دریابد و از این طریق چشم اندازی را مقابل ما می‌گشاید. حال باید از خود پرسید امکاناتی که ما در تاریخ خود داریم کدام‌اند؟ در حالی‌که با نظر به فلسفه اسلامی می‌توانیم به میراث مهمی نظر اندازیم و اگر صخره‌هایی در مقابل خود داریم که باید از آن‌ها عبور کنیم، از آن طرف سنت‌هایی داریم بسی گشوده و گسترده که راه را بسی هموار می‌کنند، به‌خصوص اگر به حکمت صدرایی متفکرانه نظر کنیم.

۴. اگر پاسخ‌های گذشته برای امروز کافی نیست، می‌توان برای امروز و فردای خود، بصیرت‌هایی را از حکمت صدرایی بیابیم. مسلماً تفکر در یک سنت شکل می‌گیرد و از این جهت به همان اندازه که از سنت‌های خود، به جهت نوعی غرب‌زدگی فاصله داشته باشیم، به همان اندازه در بحران تفکر گرفتار می‌شویم.

۵. حضور در یک تاریخ و گفت و گو با نظر به «وجود»، در بستر رخدادی ظهور می‌کند که آن رخداد نمادی از «وجود» باشد وگرنه به صرف اینکه انسان‌ها در یک زمان در کنار همدیگر باشند گفت و گو صورت نمی‌گیرد. در کنار هم بودن و گفت و گو داشتن مربوط به کسانی است که بحران را می‌بینند و متوجه شده‌اند آدمیتِ عالَم مدرن تغییر کرده، در حالی که متاسفانه بعضی‌ها با غفلت از این موضوع می‌خواهند همه چیز را به عالم خود و به گذشته برگردانند، چه سنت‌گراها باشند که از امکاناتی که بشر جدید و عالم جدید دارا است غفلت می‌کنند و چه افرادی که خود را تنها در جهان مدرن دنبال می‌کنند.
آری! اگر آینده به گذشته نظر دارد ولی در گذشته متوقف نیست و غرب اگرچه نظر به آینده داشت ولی آن روشناییِ بنیادینی که مربوط به هستی انسان بود را انکار کرد و لذا به تاریکی گرایید، روشنایی بنیادینی مانند آزادی و مذهب.

۶. اگر متفکران ما تحت تاثیر مسیر جناب فارابی در بستر عقلانیت دینی حاضرند که در جای خود امر میمونی است، باید مواظب باشیم عقلانیت فلسفی ما گرفتار نوعی متافیزیک که مانع تفکر است، نشود و از این جهت در مواجهه با دنیای مدرن، ادامه روش فارابی کافی نیست بلکه باید با جهان مدرن و با اکنونِ تاریخیِ آن مواجه شد وگرنه شکاف بین ما و جهان جدید همچنان باقی می‌ماند، شکاف دو دریایی که در این زمانه باید همدیگر را درک کنند.

۷. به گفته پروفسور هانری کربن شیعه چون باطنی‌تر بود، ایرانی‌ها آن را پذیرفتند زیرا خرد ایرانی در ذات خود نبوی است و لذا در مواجهه با اسلام در اصیل‌ترین نوع حضور، خود را یافت. آیا در این زمانه نیز جز این است که باید با نظر به اصالت‌های خود و از منظر سنت‌های تاریخی ِخود، به جهان جدید بنگریم؟ زیرا حیات انسانی، تاریخی است و باید همواره با تاریخ مرتبط بود. آیا از خود پرسیده‌ایم جهت ارتباط با ایده‌های بشر جدید، چگونه برای عزم ملی باید به سوی آن ایده‌ها روانه شد تا بتوانیم رابطه‌ای متفکرانه با تاریخ خود برقرار کنیم؟ و حضور تاریخی ما معنوی و قدسی و وجودی باشد.

۸. روشنفکران دینی نمی‌توانند از مقوله دین و معنویت دفاع کنند. زیرا درک معرفت دینی در حدّ مجموعه‌ای از گزاره‌ها، به معنای  مرگ حیات معنوی است. از آن جهت که دین، ابژه می‌شود و روشنفکران دینی درکی از خطر ابژه‌شدنِ دین ندارند و در غفلت از درک هستی و نسبتی که با هستی باید داشت، به‌سر می‌برند و متوجه نیستند معنا، قابل تقلیل به گزاره نیست بلکه درک وجودی انسان‌ از خود و یا به تعبیر هایدگر «دازاین» است که سطح معنا را تعیین می‌کند، به این معنا ما در کدام سطح از «وجود» هستیم؟ که با درک حضور خود در تاریخ، بتوانیم در مقابل نیهیلیسم و سوبژکتیویته جدید باشیم، نیهیلیسم و سوبژکتیویسمی که روشنفکران دینی در آن دست و پا می‌زنند و لذا نسبت به حضور تاریخی، به‌خصوص حضوری که با انقلاب اسلامی پیش آمده، در غفلت‌اند و از معنایی که جریان‌های حاضر در انقلاب اسلامی، همانند سعید بن عبدالله حنفی‌های این زمان در خود احساس می‌کنند، بی‌بهره‌اند.

۹. همچنان باید از خود پرسید چه تصویری باید از جهان کنونی و انسان کنونی داشت تا نه از سنت‌های دینیِ گذشته مانند کربلا، منقطع باشیم و نه نسبت به حضوری که در این تاریخ باید داشت غفلت کنیم؟ تا کربلا همچون کوزه‌ای نگردد که از زندگی خارج شده و به موزه‌ها سپرده شده. در حالی‌‌که کربلا، آرمان بزرگ امروزین ما می‌تواند باشد و البته انسانی که هیچ آرمان بزرگی ندارد به هر وضعی تن می‌دهد و این شروع نیست‌انگاری است که با حضور در تاریخ کربلا و در نسبتی که در امروز تاریخ‌مان یعنی در نسبت حضور در انقلاب اسلامی، می‌توانیم با امام حسین «علیه‌السلام» پیدا کنیم؛ امکان عبور از آن نیست‌انگاری فراهم است.  

35671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در ادامه سوال ۳۵۶۶۶ چگونه صدقه باعث کاهش فشار به قلب حضرت می‌شود؟ رابطه بین صدقه و کم شدن فشار چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صدقه‌دادن به عنوان عملی است که موجب ریزش الطاف الهی و رحمت واسعه حضرت پروردگار می‌شود. موفق باشید

34710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در فص یعقوبی محی الدین چنین فرموده اند که «اگر نسبت به آن قوانینی که مطمئن هستیم باعث تقربمان به حضرت حق می‌شود کوتاهی کنیم فاسق هستیم» حال می‌خواستم بیشتر توضیح بفرمائید. زیرا من در این خصوص تنبلی می‌کنم یا خودم را توجیه می‌کنم. استاد آیا این فسق با آن فسقی که عرق خورها و زناکاران انجام می‌دهند یکی است؟ لطفا کمی توضیح بفرمائید. ان شاءالله زیر سایه ی امام زمان (عج) باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! یکی نیست. عنایت داشته باشید معارفی که در مباحثی چون کتاب «فصوص‌الحکم» پیش می‌آید باید بر اساس مقدماتی خاص، تجزیه و تحلیل شود، به همین جهت تأکید می‌شود کسانی وارد مباحث مطرح در کتاب «فصوص‌الحکم» شوند که آن مقدمات را گذرانده باشند وگرنه همین‌طور که ملاحظه می کنید با سؤالاتی روبرو می‌شوند که آن‌ها را متوقف می‌کند. موفق باشید

34431

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد:تحلیل وضعیت موجود به نظر می آید که شما سالیانی است که از این نظام و انقلاب دفاع نموده اید انقلابی که قداستش بیشتر در کتابها و تصورات و تخیلات ماست اما خروجی و ره آورد آن چه بوده فقری بر طرف شده؟ سطح فرهنگی مردم ارتقا یافته؟ بی عدالتی از بین رفته؟ استقلالی حاصل شده با وجود وابستگی به چین و روس؟ کدام آزادی حاصل شده؟ آیا مسئولین از صدر تا ذیل پاسخ گو هستند؟ نظام ما با کدام موازین دینی منطبق است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی در این موارد شده است. بحث در تاریخی است که برای عبور از جهان سکولاریته و برگشتِ معنا به انسان باید معنای تاریخی انقلاب اسلامی را در نظر گرفت و به همین جهت تأکید می‌شود در مکتب حاج قاسم سلیمانی، ما معتقدیم امکان عبور از مشکلاتی که می‌فرمایید در دل همین انقلاب ممکن است و راه دیگری در این تاریخ در مقابل ما نیست. ملاحظه کردید که جریان مقابل انقلاب اسلامی برای ما رئیس جمهوری مثل خانم مریم رجوی انتخاب می‌کند. آیا راهی غیر از آن داریم که برای گرفتارنشدن به آن تاریخ در دل انقلاب اسلامی حاضر باشیم؟ موفق باشید

34317

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: حدیثی از امام کاظم علیه السلام هست که می‌فرمایند به اخلاص کامل نمی رسد کسی که با تعریف کردن مردم از اون خوشحال شود و با بدی گفتن در موردش ناراحت می‌شود. استاد من خیلی زود رنج هستم و کارهامم برای رضای خدا انجام میدم ولی مشمول حدیث بالا هم می‌شوم. اگر کسی باهام بحث کنه همینجور تا چند ساعت یا چند روز خود خوری می‌کنم و از این صفت رذیله کلافه هستم. اگه میشه راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال با حضور در معارف توحیدی و الهی و استمرار در عبادات به لطف الهی آن حالتی که حضرت می‌فرمایند به مرور پیش می‌آید عمده صبر و شکیبایی در مسیر دینداری است آن‌هم در همه ابعاد آن. مگر حاج قاسم سلیمانی از همان ابتدا، حاج قاسم سلیمانی شد آن‌طور که جناب آقای سعدا لله زارعی در روزنامه کیهان در مقاله خوب‌شان تحت عنوان «سلیمانی، انسان مسلمان در تراز جمهوری اسلامی» مطرح می‌کنند. موفق باشید

33684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد عزیز همانطور که درپاسخ سوالی فرمودید در بحث دانش بنیان منظور دانشمندانی مثل اگر اشتباه نکنم فرمودید شیخ بهایی مد نظر هستند، سوال اول اینکه در تحلیل شخصیت این بزرگان آیا مثلا ایشان در درجه اول متقی واهل عالم معنا بودند که به واسطه ی این سلوک، به خواست خدا، مثل باغبانی که می داند با ایجاد بستری، این عالم توانایی دادن آن میوه را دارد، استعداد درک توانایی و ظرفیت و تقدیر عالم برای حل فلان مشکل را داشته و به واسطه تقوی، علم ایجاد بستر برای ظهور آن توانایی عالم را داشتند؟ سوال دوم اینکه اگر ما امروز اشخاصی مثل ایشان در درجه اول متقی و مومن و با تاکید دارای سلوک ایمانی را لازم داریم که به خواست خدا قدرت حل مسائل کشور را با یافت تقدیر از عالم بالا و تعامل با طبیعت دارا باشد، چرا باز گویا داریم در فضای علمی که به نظر امتداد یا در زمین علم صرفا برای علم نه برای در خدمت مردم بودن و حل مشکل برای نیل به زندگی اسلامی است، ادامه می دهیم؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! داریم و بحمدلله بسیار هم داریم و این‌که حضرت آقا «حفظه‌الله‌تعالی» امیدوار به آینده‌اند، در همین راستا است. و در همین رابطه رئیس جمهور محترم در اصفهان که تشریف آوردند به «بهیار صنعت» که یکی از مراکز مهم تولید دانش‌بنیان است، سر زدند. موفق باشید

33639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: شاید برای سن بالاترهای این جوانان آخرالزمانی که وارد تاریخ توحیدی شده اند این سئوال مطرح شود که ما چند ده سال است داریم تلاش می‌کنیم مجاهده می‌کنیم چطور است که رهبری می‌فرمایند دهه هشتادیها به اوج ها می‌رسند و از طرفی هم می‌فرمایند امروز ایمان مردم بیشتر از اول انقلاب هم هست؟! و باز می‌شنویم که چه قله های معنوی را فتح می کنند؟! بگذارید اینطور بگویم انقلاب اسلامی آمد تا تاریخ جدیدی را شروع کند و محقق کند و این تاریخِ آغاز شده! به عنوان (فردا)! فردا نامیده می شود زیرا بزرگترها باید از قبل خودشان را به آن برسانند و جوانان پرورش یافته در روح مدرنیته هم باید خودشان را از آن روح پلید خارج کنند به همین سبب فردای همه است. دلیل آنکه جوانان زود تر وارد تاریخ توحیدی که انقلاب اسلامی آن را گشود می شوند و به همین ورود زود تر آن تاریخ آنها را بشدت و سرعت رشد می دهد این است که روح تاریک مدرنیته بسیار طاقت فرسا و تنگ است پس جوانان زود دنبال راه فرارند، اما سنین بالاترها هنوز در گذشته سیر می‌کنند و می‌گویند خوشا قدیم ها! آری از گذشته باید بیایید و با ولایت فقیه که تعین تاریخ توحیدیست این گشایش محقق می شود. استاد طاهرزاده بارها می‌گویند تو پای در راه نه و هیچ مپرس خود را بگویدت که چون باید بود! آره راه همان تاریخ توحیدیست و هرکه در آن قرار گیرد جایش و کارش و وظیفه اش را آن روح عظیم تاریخی که جای حضور حضرت الله است و ما را در خود پذیراست مشخص و معنا می کند پس خود می‌گویدت که چون باید بود... هرچه از رهبری می‌شنوید را سریع در روح گذشته و مدرن خود معنا نکنید و آن را بکشید به سمت خود! خیر دستی که آمده را بگیرید و بروید تا هرچه بیشتر وارد آینده خودتان شوید آنگاه می‌فهمید عجب چه حرف ها حکیمانه و زنده و غنی تر از آنچه می‌پنداشتم بود!. می‌گویید دوست داریم برای خدا برای امام زمان عج الله کاری بکنیم بسم الله بیا تا خود راه بگویدت که چون باید بود و از این امر مهم تر امروز در تمام خلقت وجود ندارد زیرا عین معنای شناخت خویش و شناخت خدا و ارتباط با مردم و طبیعت و عالم آدم است. هیچ کجا هیچ معنایی نمانده و تفاوتی هم ندارد چه آیین و تفکری داشته باشیم زیرا 'نیستند' و تنها معنای زندگی در تاریخ توحیدیست و انقلاب اسلامی پل وسیع عبور از همه جا به آن فرداست. زندگیست آقا زندگیست. بحمد الله همه چیز دارد در نسبت با تاریخ توحیدی برخورد می کند پس همه چیز نیست شده و بحمد الله زبان تاریخ توحیدی باز شده است و هر کس به هر اندازه در او قرار بگیرد زبان او به وسعت حقیقت می شود و بخدا مستانه است. یک نمونه مثال از شهدای همین اغتشاشات اخیر که همسرش از قول شهید می گفت: شهید به ما می‌گفت «بعدا میفهمید من که بودم»!.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بشر آخرالزمانی از یک طرف به آزادی با تمام معنای آزادی فکر می‌کند و از طرف دیگر به ظرفیت گسترده‌ای که دارد و طالب حضور در قلّه‌ها است؛ نظر می‌کند با امکاناتی که در انقلاب اسلامی پیش خواهد آمد. عرایضی در جلسه هفتم «دولت – مردم- آزادی» https://eitaa.com/soha_sima/1678  در این رابطه شده است. موفق باشید  

33482

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا یک مجتهد اگردرعمل اشتباه کند ازمقام فقاهتی میفتد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقه، یک علم است حال چه فقیه عامل به آن علم باشد و یا نباشد، بحث علمیِ فقه جداست. موفق باشید

33397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اگر درباره مسئله توحید، بر سر دوراهی قرار گرفتم که عقل چیزی می گوید و نقل (حدیث) چیز دیگری می‌گوید و با هم قابل جمع نیستند، من باید عقل را انتخاب کنم یا نقل را؟ ممنونم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما دین خدا را بر اساس عقل‌مان می‌فهمیم و رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» مقامشان مقامِ عقل است، مگر می‌شود در چنین دینی، امری مقابل عقل در میان باشد؟ موفق باشید

32816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: وقت بخیر. نحوه ارتباط روح انسان با بدن دنیایی چگونه است؟ ممنون میشم منابع احادیث و روایی رو هم بگید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای گرفتن جوابی مناسب نسبت به سؤالی که فرموده‌اید، خوب است که به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید

https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3&tab=sounds

https://lobolmizan.ir/book/71

32529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و تبریک سال نو. طاعاتتون قبول. خدا خیرتون بده. استاد گرامی بنده حدود چهل سال دارم، مجردم و با پدر و مادر عزیزم زندگی می‌کنم، گاهی تصمیماتی که می‌گیرم با نظر آنها موافق نیست، مثلا در مسائل عبادی مثل اینکه روزه بگیرم یا نه؟ بنده با توجه به شرایطم، کارهام و توانم برنامه ریزی می‌کنم و شرایط خانه و پدر و مادرم را هم معمولا مدنظر می‌گیرم و مثلا یک روزی را روزه می‌گیرم. سوالم این است که اگر پدر و مادرم بنا به نظر و تشخیص خودشون موافق روزه داری بنده نباشند و بهم بگن که روزه نگیرم یا حس کنم که اگر روزه نگیرم راضی تر هستند تکلیف بنده چیست؟ من به دنبال کسب رضایت الهی هستم واقعا نمیدونم در اینطور موارد وظیفه ام چیست؟ اشتیاق به روزه دارم و از طرفی مثل هر انسان دیگری استقلال در رای و اندیشه دارم و در اینطور موارد واقعا مستاصل میشم. لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که جنابعالی در این شرایط و در این سن و سال که هستید خودتان بهتر می‌توانید برنامه زندگی خود را شکل دهید. آری! باید سعی کرد آن‌ها را راضی نگه داشت، ولی نه به معنای این‌که زندگی خود را کلاً در اختیار آن‌ها قرار دهید. موفق باشید

34883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ارادت و ضمن قبولی طاعات: با توجه به احادیثی مثل «اول ما خلق الله روحی» آیا این روح همان حیقیقت نوری اهل بیت (ع) و پیامبر(ص) می باشد؟ و اینکه اگر این روح همان حقیقت ست چرا در شب قدر نازل می شود؟ منظور از نازل شدن چیست؟ مگر همیشه این حقیقت موجود نیست چرا باید بر قلب پیامبر نازل شود؟ مگر همیشه پیامبر (ص) در اتصال با حق (واسطه فیضی) نیست؟ و اینکه نسبت حقیقت نوری اهل بیت (ع) با این روح در آیات و روایات چیست؟ چرا در سوره قدر می فرماید ملائکه و روح (تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ) نازل می شود ولی در سوره نحل می فرماید ملائکه به وسیله روح (يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ...) نازل می شوند؟ تفاوت و جدایی این دو مسئله در چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در شب قدر، اولیای الهی با نزول ملائکه و روح در نزد خود و در باطن خود، بیشتر و بیشتر حاضر می‌شوند و این در واقع، نوعی نزول یا سیر به باطن به حساب می‌آید. ۲.  شب قدر دارای ظرفیت فوق‌العاده‌ای است که حتی روح هم نازل می‌شود، روحی که از سایر فرشتگان برتر است حتی به نعبیری فرموده‌اند: اعظم فرشتگان است. و لذا در آیه  (يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ) متذکر این امر است که در غیر از شب قدر، بعضاً به نورِ روح، سایر فرشتگان نازل می‌گردند. موفق باشید

34701
متن پرسش

یا محبوب! علی اکبر را نمی‌دانم چه نامم لیک همین که با نام مبارکش می نامیم او را سعادت کم نیست.  این عید بر شما مبارک باد. سپاس از پاسخ زیبایتان به سوال قبلی. اما حال سوالی دارم که نمی‌دانم چقدر در ورطه ی حقیقت در میتابد. دیشب در جریان صحبت با یکی از اساتید دریافتم در برهان گیر کرده ام و تا عرفان جاده ناپیدا زیاد است! وقتی عقبه ی این لشکر عشق را می نگرم فقط خودی می‌بینم که بی استدلال در مسلخ افتاد. لیک حال درگیر برهانم اما امروزم با سوالی عجیبن شده چه بی استدلال چه با استدلال و چه با عمق وجود چرا تا به حال به درد فراغ خود توجه نداشته ام؟ به قول خودتان شاید باید به موضوعات طور دیگری نگاه کرد اما امروزِ من دانسته ها را زمین گذاشته و فقط به یک موضوع می پردازد: چرا به فراغ پرداخته نمی‌شده؟ و آن هم این چنین؟ استاد بنده سعی در مطالعه و تفکر دارم اما به ناگاه کتاب‌ها همه یک کتاب و صفحات همه یک صفحه و خطوط همه یک خط و کلمات فقط یک کلمه می‌سازند: «او».  در این خصوص، این پرداختن باید منتهی به احساس کثرت زدگی شود که نهایتش همان حضور تاریخی است که فرمودید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! لنگان لنگان از راهِ باریک کتابی به راه باریک دیگری باید قدم گذاشت و همچنان در اطرافْ گشت و باز هم گشت. همچون موری که دانه بر دهان دارد تا به سوی لانه ببرد، ولی می‌یابیم که گاهی به این طرف و گاهی به آن طرف می‌رود، با این‌که معلوم است لانه خود را می‌شناسد و می‌داند باید به کجا برود؛ ولی گویا خداوند بنا را بر آن گذارده تا آن «مور» ‌تنها به خانه و لانه‌اش نظر نداشته باشد، بلکه با وسعتی بیشتر، زندگی را در اطراف خواسته‌های اولیه‌اش تجربه کند هرچند بعداً معلومش می‌شود:

آن‌که عمری در پیِ او می‌دویدم کو به کو/ ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو

همان است که گفتید آری! «صفحات همه یک صفحه و خطوط همه یک خط و کلمات فقط یک کلمه می‌سازند» تا هر چه بیشتر «او» معلوم کند که فقط اوست که اوست. «يَا مَنْ لا هُوَ إلا هُوَ.»[1] موفق باشید   

 

[1] - در كتاب‌ «توحيد» صدوق‌ از أميرالمؤمنين‌ عليه‌ السّلام‌ روايت‌ است‌ كه‌ فرمود: «رَأَيْتُ الْخِضْرَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي‌ الْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَيْلَةٍ ، فَقُلْتُ لَهُ: عَلِّمْنِي‌ شَيْئًا أُنْصَرُ بِهِ عَلَي‌ الاعْدَآءِ ! فَقَالَ: قُلْ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ! فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَي‌ رَسُولِ اللَهِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ فَقَالَ لِي‌: يَا عَلِيُّ ! عُلِّمْتَ الاِسْمَ الاعْظَمَ ! فَكَانَ عَلَي‌ لِسَانِي‌ يَوْمَ بَدْرٍ .وَ إنَّ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَرَ: قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ . فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ، اغْفِرْلِي‌ وَ انْصُرْنِي‌ عَلَي‌ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ !» «من‌ حضرت‌ خضر عليه‌ السّلام‌ را در خواب‌ ، يك‌ شب‌ مانده‌ به‌ غزوۀ بدر ديدم‌ ، و به‌ او گفتم‌: چيزي‌ به‌ من‌ تعليم‌ نما تا بدان‌ چيز بر دشمنان‌ ظفر يابم‌ ! خضر گفت‌: بگو: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (اي‌ هُويّت‌ مطلقۀ عامّه‌! اي‌ كسيكه‌ هويّتي‌ در عالمْ وجود ندارد بجز هويّت‌ او!) چون‌ شب‌ را به‌ صبح‌ آوردم‌ آن‌ رؤيا را بر رسول‌ خدا صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ حكايت‌ كردم‌. رسول‌ خدا به‌ من‌ گفت‌: اي‌ عليّ! اين‌ اسم‌ اعظم‌ حقّ است‌ كه‌ به‌ تو تعليم‌ شده‌ است‌! و آن‌ ذكر بر زبان‌ من‌ در روز معركۀ بدر جاري‌ بود.

34471
متن پرسش

سلام استاد عزیز: خدا قوت. استاد چیکار کنم من با هیچ کس صلاح نمیرم، با خانواده، با همکاران، با همسرم و.... هرکسی که با من در ارتباط هست باهاشون دعوا دارم، همیشه اعصابم خورده، خیلی دقیق و نکته سنج هستم و اگر یه ذره ببینم کسی داره بهم ظلم میکنه سریع واکنش نشون میدم و کارم رو با دعوا پیش می‌برم. بخاطر همین هم با کسی صلاح نمیرم. بخاطر همین همش دارم شغل عوض می‌کنم و تا الان نزدیک به ۳۰ شغل عوض کردم. کتاب معرفت نفس شما را هم خوندم ولی تاثیر نداشت. بعضی ها میگن با مزاجت رو معتدل کنی. لطفاً راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره به وجه انسانیِ انسان‌ها نظر کنید زیرا آن‌ها حتی آن موقعی که اشتباه می‌کنند، در وجه انسانی خود به دنبال حقیقت‌اند. یکی از نکاتی که در دستورات دینی بدان تأکید شده، «اغماض» است نسبت به اعمال انسان‌ها، به‌خصوص اغماض نسبت به اعمال مؤمنین، زیرا اراده اصلی انسان‌ها، اراده به سوی حق است و در همین فضا بحث «تغافل» یا نادیده‌گرفتن ضعف‌های افراد به میان می‌آید. از  حضرت علی (علیه السلام)  داریم که: «وَ إِنَّ الْعَاقِلَ نِصْفُهُ احْتِمَالٌ وَ نِصْفُهُ تَغَافُلٌ» به درستی که نیمی از رفتار عاقل تحمل و نیمی از رفتار او نادیده‌گرفتن است و یا می‌فرمایند: «أشرَفُ أخلاقِ الكريمِ تَغافُلُهُ عَمّا يَعلَمُ» برترین اخلاقِ انسان بزرگوار، نادیده‌گرفتن آن چیزی است که می‌داند. امری که در شهید حاج قاسم سلیمانی به وضوح ملاحظه می‌کردید و برای ادامه انقلاب اسلامی نیاز داریم این روحیه را در جامعه و در خود رشد دهیم به همان معنایی که اقیانوس، آب‌های گِل‌آلود را در بر می‌گیرد و آلودگی‌های آن را فرو می‌گذارد و آب را در آغوش می‌گیرد. موفق باشید

34444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: جوان ۳۰ ساله بیکاردارم و همسر بازنشسته با ناراحتی اعصاب وروان، بحت و دعوا می‌کنند، برای بیکاری پسرم چکار کنم؟ ۲. برای اینکه همسرم اعصاب ما رو خورد نکنه چکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این سایت شرایط جواب‌دادن به موارد شخصی افراد را ندارد بخصوص که جنابعالی حتی ایمیل خود را هم نداده‌اید تا به صورت شخصی جواب داده شود. با این‌همه بدانید در چنین موقعیت‌هایی بهترین راه آن است با تواضع و با قوت ایمان در این ماه رجب زمینه گشایش رحمت الهی را برای خود فراهم کنید. بالاخره آن جوان سی ساله باید بداند اگر تواضع به خرج دهد و سخت‌گیری در کار نکند، خداوند وسیله مشغول‌شدن به کار را برای او فراهم می کند. موفق باشید

33107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: استاد از دست من ناراحت هستید؟ من کم کاری می‌کنم ولی از من انتظار نداشته باشید، برای جواب گرفتن سراغ کس دیگه ایی برم😔، بهم نصیحت کنید، اون ضعفی که دارم و باید رفع کنم بهم بگید، به جان خودم اگر این دفعه بگید صاحب نظر نیستم....😩😭

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کاربران را نمی‌شناسم. از کاربران محترم انتظار هست که در حدّ آگاهی بنده و مباحثی که مربوط به کتاب‌ها می‌باشد، سؤال بفرمایند. موفق باشید

37124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: الان حدود ۱۷ سال هست که با شما آشنا شده ام و تمام مباحث را پیگیری می‌کنم ابتدای امر هر سوالی برایم پیش می آمد و می‌خواستم خدمت تان برسم بلافاصله در جلسه بعدی از زبان شما جوابش را می‌شنیدم به این نتیجه رسیدم که نباید سوال کنم الان می‌ترسم که این نتیجه‌گیری ام اشتباه باشد البته سوال. هم ندارم آیا خود اینکه سوال ندارم دلیل می‌شود که به عمق مطالب پی نبرده ام یا دغدغه و مسئله اصلی من دینداری نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی مهم، حضور در راهی است که انقلاب اسلامی مقابل ما قرار داده تا همچنان این حضور تاریخی ذیل اسلام و ولایت الهی شدت یابد، إن شاءالله. موفق باشید

34851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد عزیز من گاهی اوقات چنان بی قرار میشم که نفس تنگه می‌گیرم. بی قراری من بخاطر دنیا و آخرتم هست، می‌ترسم با کوله باری از گناه بمیرم. فکر به آینده ای که نیومده منو اذیت میکنه، بخاطر اینکه شغل سختی دارم و از لحاظ بدنی هم ضعیف هستم. شخصی فوق‌العاده زود رنج هستم، کلاً بخاطر این مسائل و موضوعات دیگر بی قرار میشم و دوست دارم یکی بهم آرامش بده. استاد تو رو خدا یه راه آرامش ابدی به من یاد بدید تا به قول معروف با هیچ بادی به لرزه نیفتم و لحظه لحظه زندگی باقیمانده مملو از آرامشی الهی باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که «کارسازِ ما به فکر کار ما است / فکر ما در کار ما آزارِ ما است». با امیدواری به رحمت الهی، کارها را جلو ببرید و در احترام به انسان‌ها کوتاهی ننمایید. موفق باشید

34415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وعرض ادب خدمت استاد مهربان وعزیز: استاد تو بحث صله رحم وقتی انجام میدیم. مثلا خانوادگی میریم سر می‌زنیم اونها هنوز مثل قدیم که خانوادگی با میهمان دور هم می‌نشینند و زنها و مردها جدا نیستند. ولی حرفهای ناجور و غیره نمی‌زنند و حجابشون رو هم رعایت می‌کنند. استاد اینجوری هستند برای ما زیان ندارد و جلوی پیشرفت ما رو نمیگیره؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد؟! در چنین جلساتی فرشتگان هم بر قلب حاضران در جلسه نور رحمت و محبت سرازیر می‌کنند. موفق باشید

نمایش چاپی