سلام علیکم وقتتون بخیر: چند سالیست مباحث شما را دنبال میکنم متاسفانه خیلی احساس پوچی میکنم. نه میتوانم از دنیا دل برگیرم نه از نظر اخروی به وظایفم عمل کرده ام، خیلی احساس بدی دارم، به نظرتون چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید این امر را طبیعی قلمداد کرد از آن جهت که به گفته جناب مولوی: «ای برادر عقل یک دم با خود آر / دَم به دَم در تو خزان است و بهار». امیدوار باشید که با حضور هرچه بیشتر در تاریخی که انقلاب اسلامی به نور توحید به ظهور آمده است، شعف و شوری سراغتان آید که آن را در شخصیت رهبر معظم انقلاب و امیدواری ایشان به مدد الهی مییابید. هنر ما در شکیبائی و صبری است که در متن دینداری باید پیشه کنیم، زیرا «پردههای دیده را داروی صبر / هم بسوزد هم نماید شرح صدر». موفق باشید
با سلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار: با توجه به گستردگی جامعه امروزی به خصوص در شهرهای بزرگ، تا حدی اعتماد کردن به یکدیگر سخت شده است، خصوصا در مساله ازدواج، برخی برای شناخت بیشتر توصیه به ارتباطات بیشتر به بهانه های مختلف می دهند، اما چطور میشود در این مدت احساسات بر فرد غالب نشود به ویژه برای شخصی که تا به حال ارتباطی از این جنس با غیر محارم نداشته است و از کجا معلوم شناختی که از این طریق به دست می آید درست باشد، و به نظر شما مراجعه به مشاور (روانشناس) بهتر نیست؟ چطورمتوجه فطرت زنده و صدق سخن افراد بشویم به خصوص اگر شانس های خوب کمی برای ازدواج موجود باشد. اگر شخصی نماز نخواند ولی گرایش به سمت دین و مذهب داشته باشد، میشود به آینده او امیدوار بود و با اعتماد با او ازدواج کرد؟ یا فقط باید حال کنونی او را در نظر گرفت؟ با تشکرفراوان، التماس دعا🌺
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشاوره در این موارد از جهاتی خوب است. به هر حال اگر شما خود را ذیل اسلام و انقلاب تعریف کردهاید، طرف مقابل نیز باید این نوع حضور را پذیرفته باشد و از آن بیگانه نباشد و از این جهت شاید نمازنخواندن او مشکل ایجاد کند مگر آنکه همه گرایش دینی شما را بپذیرد و گیر ندهد و منکر نماز هم نباشد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: سوالی که دارم این هست که بنده با توجه به علاقه و تصمیم به ورود به دروس دینی و اسلامی خواستم بدونم به نظر شما در چه رشته دانشگاهی بهتر میتونم این علوم رو کسب کنم؟ آیا فلسفه اسلامی به تنهایی کمکی میکنه؟ (و نیاز هست؟) و اگر رشته های دیگری برای کسب این علوم و معارف می دانید معرفی بفرمایید. لطفا به خودم واگذار نکنید و بگید خودتان باید ببینید در چه رشته ای بروید. ممنون عذر خواهم
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه اسلامی برای درک موقعیت خود و ارتباط عقلانی با دیگران کمک میکند. و از طرف دیگر رشتههایی همچون علوم قرآنی و حدیث، انسان را با منابع قدسی عالم وجود آشنا میکند. باید به ذوق خودتان رجوع کنید که در کدام موارد بیشتر احساس حضور میکنید. در حالیکه هر دو مورد، موارد ارزشمندی است. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد گرامی: این که منصور حلاج گفت: لیس فی جبتی الا الله، می خواست بگوید که خدا در جبه من حاضر است یا خدا ظاهر است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً متذکر وحدت وجود بوده، بدان معنا که مانعی در حضور خدا در عالم نیست که از طریق آن حضور خدا در آنجا حاضر نباشد. موفق باشید
سلام: شاید برای سن بالاترهای این جوانان آخرالزمانی که وارد تاریخ توحیدی شده اند این سئوال مطرح شود که ما چند ده سال است داریم تلاش میکنیم مجاهده میکنیم چطور است که رهبری میفرمایند دهه هشتادیها به اوج ها میرسند و از طرفی هم میفرمایند امروز ایمان مردم بیشتر از اول انقلاب هم هست؟! و باز میشنویم که چه قله های معنوی را فتح می کنند؟! بگذارید اینطور بگویم انقلاب اسلامی آمد تا تاریخ جدیدی را شروع کند و محقق کند و این تاریخِ آغاز شده! به عنوان (فردا)! فردا نامیده می شود زیرا بزرگترها باید از قبل خودشان را به آن برسانند و جوانان پرورش یافته در روح مدرنیته هم باید خودشان را از آن روح پلید خارج کنند به همین سبب فردای همه است. دلیل آنکه جوانان زود تر وارد تاریخ توحیدی که انقلاب اسلامی آن را گشود می شوند و به همین ورود زود تر آن تاریخ آنها را بشدت و سرعت رشد می دهد این است که روح تاریک مدرنیته بسیار طاقت فرسا و تنگ است پس جوانان زود دنبال راه فرارند، اما سنین بالاترها هنوز در گذشته سیر میکنند و میگویند خوشا قدیم ها! آری از گذشته باید بیایید و با ولایت فقیه که تعین تاریخ توحیدیست این گشایش محقق می شود. استاد طاهرزاده بارها میگویند تو پای در راه نه و هیچ مپرس خود را بگویدت که چون باید بود! آره راه همان تاریخ توحیدیست و هرکه در آن قرار گیرد جایش و کارش و وظیفه اش را آن روح عظیم تاریخی که جای حضور حضرت الله است و ما را در خود پذیراست مشخص و معنا می کند پس خود میگویدت که چون باید بود... هرچه از رهبری میشنوید را سریع در روح گذشته و مدرن خود معنا نکنید و آن را بکشید به سمت خود! خیر دستی که آمده را بگیرید و بروید تا هرچه بیشتر وارد آینده خودتان شوید آنگاه میفهمید عجب چه حرف ها حکیمانه و زنده و غنی تر از آنچه میپنداشتم بود!. میگویید دوست داریم برای خدا برای امام زمان عج الله کاری بکنیم بسم الله بیا تا خود راه بگویدت که چون باید بود و از این امر مهم تر امروز در تمام خلقت وجود ندارد زیرا عین معنای شناخت خویش و شناخت خدا و ارتباط با مردم و طبیعت و عالم آدم است. هیچ کجا هیچ معنایی نمانده و تفاوتی هم ندارد چه آیین و تفکری داشته باشیم زیرا 'نیستند' و تنها معنای زندگی در تاریخ توحیدیست و انقلاب اسلامی پل وسیع عبور از همه جا به آن فرداست. زندگیست آقا زندگیست. بحمد الله همه چیز دارد در نسبت با تاریخ توحیدی برخورد می کند پس همه چیز نیست شده و بحمد الله زبان تاریخ توحیدی باز شده است و هر کس به هر اندازه در او قرار بگیرد زبان او به وسعت حقیقت می شود و بخدا مستانه است. یک نمونه مثال از شهدای همین اغتشاشات اخیر که همسرش از قول شهید می گفت: شهید به ما میگفت «بعدا میفهمید من که بودم»!.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. بشر آخرالزمانی از یک طرف به آزادی با تمام معنای آزادی فکر میکند و از طرف دیگر به ظرفیت گستردهای که دارد و طالب حضور در قلّهها است؛ نظر میکند با امکاناتی که در انقلاب اسلامی پیش خواهد آمد. عرایضی در جلسه هفتم «دولت – مردم- آزادی» https://eitaa.com/soha_sima/1678 در این رابطه شده است. موفق باشید
با سلام: آیا چون خدا عین وجود است آیا می توان گفت که خدا عین رزاقیت است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در علم کلام، مبحث مفصلی در موضوع صفات فعل و صفات ذات هست و روشن میشود آنچه با ذات خدا یگانه است، صفات ذات میباشد. ولی صفاتی که در نسبت با مخلوق برای خدا مطرح است را صفات فعل گویند از جمله صفت رزّاقبودن. صفت فعل نسبت به مخلوق به ظهور میآید و معنا دارد و نداشتن آن، نقصی برای خدا ایجاد نمیکند مثل آنکه مرزوقی نباشد تا حضرت حق، رازقیّتش را ظاهر کند. موفق باشید
با سلام: آیا انسان با اختیاری که خدا به او داده است، آیا می تواند سرنوشتی را که در عین ثابت اوست را عوض کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار، به همین معنا است که خود انسان سرنوشت خود را شکل میدهد. عین ثابته، شروعی است از انتخاب ما، حال یا همواره در دل انتخاب اولیه، خود را ادامه میدهیم و یا انتخاب دیگری میکنیم. موفق باشید
سلام استاد: خیلی ممنون میشم پیرامون بازیگری و هنر سینما راهنمایی بفرمایید. بازیگری و حضور در نقشِ دیگری به غیر از خود، به توانایی انسان در چند رویی و ایجاد فاصله بین ظاهر و باطن یعنی شخصیت داستانی و شخصیت حقیقی بازیگر اشاره دارد. تا جایی که این قدرت استتار و توانایی ایجاد فاصله بین ظاهر و باطن، هنرمندی تلقی می شود. و البته دوربین در برجسته سازی ظاهر، به این توانایی، اعتبار می بخشد. دوربین نحوه ایی از حضور نزد دیگران را رقم میزند. دوربین امتداد وجودیِ امکان شخصیت است و بازیگر استعداد دوربین را به خوبی می شناسد. ببینیم دوربین برای شخصیت بازیگر چه معنایی دارد. وقتی خارج از صحنه ی بازی، بازیگری در حالی سریع از میان هوادارانش عبور میکند، که معطل آنها نشود و وقتی دوربین را می بیند دستش را به طرف دست هوادارش می آورد تا در نزدیک ترین حالت به دوربین تصویری از ارادت خودش به هواداری ها را ثبت کند و بعد دوباره سریع به راهش ادامه می دهد. و بیننده ی تصویر، دست گرمی را می بیند که با حالتی از گشودگی تحویل می گیرد. و بدین صورت دوربین، بازیگر را به چهره ایی محبوب تبدیل می کند. بازیگر دستش را به طرف دوربین نزدیک می آورد ولی در امتداد این لحظه، دست بازیگر است که از طریق تصویر به طرف بیننده ها می آید. دوربین به کوچکترین رفتارها عمومیت می بخشد. و محبوبیت بازیگر بیشتر می شود. فرش قرمز جشنواره ها، صورتی زیبا از این محبوبیت می سازد. و بازیگر فرصتی می یابد که بگوید این همه ظاهر که دیدید و به باطن ها اشاره دارد من نیستم، ظاهر و باطنِ من چیز دیگری است. و این صداقت، خاطر بازیگر را آرام و خوشحال می سازد. و در حقیقت جشنواره و یا روز جشن برای بازیگر، روز خروج از نقش ها و روز عید و بازگشت به خودش است. هر چند اثری که بازیگر از نقش بر لوح وجودش می پذیرد صفتی را در او تقویت می کند و ملکه می سازد. به هر صورت هوشِ چند رویی، که در تمدن مدرن راهی برای بهتر زندگی کردن شمرده می شود، ممکن است نفاق ایجاد کند و نفاق هم ایمان را فاسد می کند. وقتی می بینیم بازیگرانی که به جای افراد معنوی و مقدس ایفای نقش می کنند، در ادامه ی زندگی خود از نور آن نقش بی بهره می مانند و جهت گیری هایی غیر از نور حقیقتِ زمان در پیش می گیرند. و پاکی نقش ها را برای مخاطبان نیز بی اعتبار می کنند. وقتی می بینیم رهبر انقلاب به آقای جواد هاشمی که در فیلم های دفاع مقدس بازی کرده است و سپس در نقش یک تعزیه خوان رباخوار بازی میکند، میگویند: «شما دیگر این نقش ها را بازی نکنید.» از طرفی آیا حضور در نقش می تواند حضور در خودِ راستین باشد؟ و نقش ها ارزش حقیقی داشته باشند؟ در شرایطی خاص بازیگر متوجه می شود خودش نیست که بازی میکند، و «ما رمیت اذ رمیت» می شود. و اگر صحنه ایی تحققِ حالتِ آن زمان که بازی می کردی تو نبودی که بازی می کردی بشود، دوربین چگونه می تواند حتی کوچکترین و ظریفترین حالات و رفتار ها را از دست بدهد. دوربین در هماهنگی با ظرائف صحنه است که میخواهد اِمکانی را برای شخصیت فراهم کند. بنابراین حرکت دوربین، تلاش میکند در هماهنگی با حرکت بازیگر بماند و به مخاطب احساس وجودی آن را القا کند. و از طرفی هنرمند بازیگر که میخواهد آئینه ی حقیقت باشد، میداند حقیقت لطیف و نافذ است، حکم و دستوراتش بر اجزاء تکنیک کن فیکون است. اوست که رام میکند و در اختیار انسان قرار می دهد. شهدا هم که هنرمندانه و زیبایی شناسانه نقش آفرینی کردند غرق در کار با تکنیک نبودند، ولی فراست عالم با آنها بود زیرا غرق در حقیقتِ زمان بودند. تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش زیرا سینمای انقلاب اسلامی، انسانیتی از جنس سلام است که با رؤیت انسان آغاز میشود. در بخش هایی از زیارت امام زمان (عج) با عنوان زیارت آل یاسین میخوانیم «السلام علیک حین تقوم السلام علیک حین تقعد»، سلام برتو هنگامی که می نشینی سلام برتو هنگامی که برمیخیزی. سلام بر همه ی تو که همه ی توحید هستی. سلام بر نشستن و برخاستنِ امام، رؤیت توحید است و انسان را از کثرت عبور می دهد و به وحدت می برد. سلام بر توحید، سلام بر حقیقتِ انسانیت در زمان، سلام بر زیبایی معقول، سلام بر زیبایی مکارم اخلاق. و دوربین سلام می کند تا از پرتوی صفات توحیدی بهره مند شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که جنابعالی متوجه هستید این مسئله، مسئله سادهای نیست زیرا به گفته خودتان نه میتوان از بیاعتبارکردنِ پاکی نقشها به راحتی گذشت، و نه میتوان آن نقشها را در صحنه سینما نیاورد. آیا میتوان نقشهای منفی را به افراد بینام و نشان داد؟ زیرا از هنر سینما و فیلم که هنر خاصی قلمداد میشود و در این زمانه نوعی تفکرآفرینی را به عهده دارد، به بهانه دوگانگیِ بین شخصیت اصلی بازیگر و شخصیتی که در آن بازیگری میکند؛ نمیتوان به راحتی از هنر سینما عدول کرد. خودآگاهی نسبت به تواناییهای سینما از یک طرف، و ضعفهایی که در دل این صنعت نهفته است از طرف دیگر، موجب میشود که راه سومی را مدّ نظر قرار داد. شاید جمع بین بازیگری و گفتار، آنجایی که صلاح نیست شخصیتی در میان باشد تا حدّی راهگشا گردد. انسانها بعضاً در نقشهای اصیلی که انجام میدهند عملاً در خودِ راستین خود مستقر میشوند مثل جناب آقای آنتونی کوئین در نقش عمر مختار و حضرت حمزه. موفق باشید
سلام علیکم استاد: سؤالی داشتم درباره موضوعی که میان رفقای مذهبی اختلاف مبنایی پیش اومده و اظهاراتی هم از طرف یه عده شده آیا پخش سرود (سلام فرمانده) در بین الحرمین کج سلیقگی یا کار فرهنگی درستی بود؟ نظر شما چیه؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اشاراتی که در درون آن سرود وجود دارد مبنی بر نظر به آینده توحیدی جهان اسلام، نمیدانم چه اشکالی دارد که در هر جا که میشود این ندا را سر داد؟!! کوتاهی نکنیم چه در داخل خانه و فرزندانمان و چه در بزرگترین میادین جهان. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام ببخشید بنده یه مسئله ای دارم بنده وقتی توی خونه ام حالم خوبه و با خداوند به گونه و حد کنونی ام مانوسم وقتی میرم بیرون با اینکه گناهی ندارم و رفتارم عادیه تا حدودی برمیگردم به شدت سنگینی دل و احساس گناه رو در دل در عملم احساس میکنم و کل هیجان و انرژیم تخلیه میشه حتی اگه ۱ ساعت بیرون باشم یعنی به کُلی انگار از زنده به مرده تبدیل میشم در این حد خدمتتون عرض کنم. از نظر روحی مشکل بنده چیست؟ آیا مشکل است یا نه و اگر هست ریشه در چه دارد؟ راهکار ارائه بدید به فکر این افتادم از خانه بیرون نروم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به وسعت روحی خود فکر کنید، روحی که همواره به حکم وظیفه در صحنههای مختلف حاضر میشود و او را کاری از کاری باز نمیدارد. موفق باشید
سلام استاد گرامی: لطفاً با توجه به متن سخنرانی رهبر معظم انقلاب به سوالات پایانی پاسخ دهید و درمورد این سخنرانی هم اگر امکان دارد توضیحاتی بفرمایید. ممنون. رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم #امسال عزاداری شهادت حضرت امام صادق (صلوات الله علیه) نکات اسرار آمیز و غیر مرسومی را فرمودند که جا دارد اهل فن آن را رمز گشایی کنند... ۱. اشاره فرمودند وقتی امام حسن (علیه السلام) صلح کردند بعضی #اعتراض کردند و امام در پاسخ گفتند این موضوع آزمایشی برای شماست و موقت است تا زمانی که خداوند در سال ۷۰ هجری برای تحقق حاکمیت امامت مقرر کرده است (زمینه سازی فرج و تحقق امامت در بستر صلح امام حسن) ۲. اشاره فرمودند تحقق حاکمیت امامت در سال ۷۰ در تقدیر الهی بود نه در فضای حتمی الهی لذا به دلیل #بیتوجهی_عمومی به مبانی دینی که منجر به شهادت امام حسین علیهالسلام شد، تحقق حاکمیت امامت تا سال ۱۴۰ هجری تاخیر افتاد که مصادف با زمان امام صادق بود. ۳. در زمان امام صادق علیهالسلام، زمان تحقق حاکمیت امامت با #دهن_لقی برخی خواص شیعه و #افشای_راز که قاعدتاً موجب حواس جمعی دشمنان شد، به تاخیر افتاد ... ۴. اشاره فرمودند کوتاهی، کم صبری، اعتراض بیجا، افشای اسرار، کمک نکردن و تحلیل غلط موجب تاخیر در تحقق امر حاکمیت امامت می شود. چند سوال اینجا مطرح است: حوادث امروز ایران و جهان چه نسبتی با این سخنان بسیار عمیق دارد؟ وظیفه ما چیست؟ آیا با توجه به مذاکره با آمریکا و ایجاد ذهنیت صلح امام حسن (ع) با معاویه و به دنبال صلح امام، شهادت امام حسین (ع) که حکومت شیعیان را به عقب انداخت، مذاکره با آمریکا هم ظهور حضرت مهدی (عج) را به عقب میاندارد؟ دراین زمینه چه کنیم ظهور به عقب نیفتد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 39944 شد. به آن نکته از مقام معظم رهبری باید توجه کرد که فرمودند: «اینجور مسیر را عوض میکند؛ لذا خیلی باید مراقبت کرد.» تا ما بدانیم میتوانیم تاریخی را که جهان استکبار به گمان خود تنظیم کرده است و به گفتۀ فوکویاما آن را پایان تاریخ میداند، تغییر دهیم و باید با نظر به آینده و فرهنگ انتظار به تاریخ دیگری اندیشه کرد که جهان استکبار در آن جایی ندارد به همان معنای عصر جدیدی که شهید آوینی بزرگ متذکر آن شده. شهید آوینی که به خوبی زمانهای را که قلب خود را گم کرده بود، درک کرد و فهمید راه عبور از چنین زمانهای نظر به حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» است و اعلان نمود:
«گرفتار تاریکی بودیم که امام خمینی از قلب تاریخی که میرفت تا فراموش شود، چون محمد فریاد برآورد که «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» و ما که هنوز دست و پا میزدیم تا به خویشتن خویش بازگردیم، از این سخنْ تازه شدیم و دریافتیم که آنچه میجستیم، یافتهایم و به یقین رسیدیم و حتی من که همواره بویی از محمد در مشام داشتم در آغاز باور نمیکردم که در این ظلمتکده زمین بتوان نقبی به سوی نور زد و برق یقین بیهیچ واسطهای بر دلم نشست. همانگونه که بر کوه سینا. و ایمان آوردم.... و خدا را شکر که گوش ایمان من به آوای الله آشنا بود و نمیدانی که چه خوش بود. من هرگز نمیتوانم وسعت مکتبی و فرهنگیِ این انقلاب را در این نامه تصور کنم ... عشق خمینیِ بزرگ و عظمت فرهنگی آن چه میگوید، مرا آنچنان شیفته خود ساخته است که نمیتوانم جز به حکمتی که در حال تدوین آن هستم بیندیشم» (سيد مرتضی آوينی/ ۱۳۵۸).
و بدینگونه که شهید آوینی بیان کرد، انسان، آری! انسان در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی شکل گرفت، با معنای خود و آینده ای دیگر روبهرو خواهد شد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: الان حدود ۱۷ سال هست که با شما آشنا شده ام و تمام مباحث را پیگیری میکنم ابتدای امر هر سوالی برایم پیش می آمد و میخواستم خدمت تان برسم بلافاصله در جلسه بعدی از زبان شما جوابش را میشنیدم به این نتیجه رسیدم که نباید سوال کنم الان میترسم که این نتیجهگیری ام اشتباه باشد البته سوال. هم ندارم آیا خود اینکه سوال ندارم دلیل میشود که به عمق مطالب پی نبرده ام یا دغدغه و مسئله اصلی من دینداری نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی مهم، حضور در راهی است که انقلاب اسلامی مقابل ما قرار داده تا همچنان این حضور تاریخی ذیل اسلام و ولایت الهی شدت یابد، إن شاءالله. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز. من قبلا هم بهتون پیام دادم و قرار شد حضوری خدمت برسم که به خاطر اهمال کاری خودم حضوری خدمت نرسیدم به خاطر همین عذر میخواهم. الحمدلله نه جسمی نه مالی و...مشکلی ندارم اما از کودکی دچار وسواس فکری زیاد و کمی وسواس عملی بوده ام (وسواس عملی در احکام رو کنترل کردم). فکرم شدیدا درگیره و این افکار وسواسی زیاد فرصت زندگی را از من گرفته است. چند ماهی است از لحاظ معنوی هم سقوط کرده ام. این وسواس فکری و این سقوط معنوی باعث شده زندگی راکد و سختی را بگذرانم. با این که دانشجو ام، دغدغه شغل و درآمد هم ندارم اما بی اراده و انگیزه شده ام... .سرشار از استعدادم، دیگران را راهنمایی میکنم اما خودم بی انگیزه و بی اراده شده ام و ذهنم همیشه درگیر است. خستهِ خستهِ خسته ام. به ائمه اطهار(ع)، امامزادگان (ع) متوسل شدم اما دریغ از حل شدن این مشکل و هر سال بدتر میشود. دیگه راهی به ذهنم نمیرسد. قصد مراجعه به روانپزشک و روانشناس ندارم چون میدانم ثمره ای ندارم. تنها امیدم خدا و ائمه بود که جوابی نگرفتم (شاید به خاطر گناهانم است. نمیدانم) گفتم شما راهی پیشنهاد کنید، دعایی، ذکری، توسلی، دیدار با عالمی یا... قبلا پیشنهاد کردید که پیش روانپزشک بروم. لطف کنید راهی غیر از روانپزشک و روانشناس معرفی کنید. نیاز به شارژ معنوی هم دارم که روانپزشک و روانشناس از این مورد بی بهره اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید خودتان در خودتان با عزمی بزرگ حاضر شوید و البته عبادات معنوی و اولیای الهی کمک خواهند کرد. در راستای حضور در آنچه باید خود را در درون مدیریت کنید، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شروع خوبی است تا
ان شاالله متوجه شوید روح انسان نیاز به معارف عمیقی دارد تا آن معارف او را به سوی حقایق سیر دهد. موفق باشید
سلام استاد مهربون: استاد کسی از شاگردان تون برای نوجوان ها دوره ای ندارند که متناسب با تاریخ حاضر و اقتضای سن شون کمک شون کنه؟ .نوجوانهایی که علی الظاهر نه اهل کتاب هستن و نه اهل تفکر! خبرهای خیلی بدی از حال نوجوان ها میشنویم. متاسفانه گاهی مذهبی و غیر مذهبی هم نداره. چه کمکی آزمون بر میاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید بحثهایی مانند آنچه در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرحشده است را اگر با زبان خودشان با آنها در میان بگذاریم، کمکشان خواهیم کرد. در ضمن نکات خوبی در این مورد در کانال زیر میتوانید بیابید. https://eitaa.com/man_video . موفق باشید
یا محبوب! علی اکبر را نمیدانم چه نامم لیک همین که با نام مبارکش می نامیم او را سعادت کم نیست. این عید بر شما مبارک باد. سپاس از پاسخ زیبایتان به سوال قبلی. اما حال سوالی دارم که نمیدانم چقدر در ورطه ی حقیقت در میتابد. دیشب در جریان صحبت با یکی از اساتید دریافتم در برهان گیر کرده ام و تا عرفان جاده ناپیدا زیاد است! وقتی عقبه ی این لشکر عشق را می نگرم فقط خودی میبینم که بی استدلال در مسلخ افتاد. لیک حال درگیر برهانم اما امروزم با سوالی عجیبن شده چه بی استدلال چه با استدلال و چه با عمق وجود چرا تا به حال به درد فراغ خود توجه نداشته ام؟ به قول خودتان شاید باید به موضوعات طور دیگری نگاه کرد اما امروزِ من دانسته ها را زمین گذاشته و فقط به یک موضوع می پردازد: چرا به فراغ پرداخته نمیشده؟ و آن هم این چنین؟ استاد بنده سعی در مطالعه و تفکر دارم اما به ناگاه کتابها همه یک کتاب و صفحات همه یک صفحه و خطوط همه یک خط و کلمات فقط یک کلمه میسازند: «او». در این خصوص، این پرداختن باید منتهی به احساس کثرت زدگی شود که نهایتش همان حضور تاریخی است که فرمودید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! لنگان لنگان از راهِ باریک کتابی به راه باریک دیگری باید قدم گذاشت و همچنان در اطرافْ گشت و باز هم گشت. همچون موری که دانه بر دهان دارد تا به سوی لانه ببرد، ولی مییابیم که گاهی به این طرف و گاهی به آن طرف میرود، با اینکه معلوم است لانه خود را میشناسد و میداند باید به کجا برود؛ ولی گویا خداوند بنا را بر آن گذارده تا آن «مور» تنها به خانه و لانهاش نظر نداشته باشد، بلکه با وسعتی بیشتر، زندگی را در اطراف خواستههای اولیهاش تجربه کند هرچند بعداً معلومش میشود:
آنکه عمری در پیِ او میدویدم کو به کو/ ناگهانش یافتم با دل نشسته روبهرو
همان است که گفتید آری! «صفحات همه یک صفحه و خطوط همه یک خط و کلمات فقط یک کلمه میسازند» تا هر چه بیشتر «او» معلوم کند که فقط اوست که اوست. «يَا مَنْ لا هُوَ إلا هُوَ.»[1] موفق باشید
[1] - در كتاب «توحيد» صدوق از أميرالمؤمنين عليه السّلام روايت است كه فرمود: «رَأَيْتُ الْخِضْرَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَيْلَةٍ ، فَقُلْتُ لَهُ: عَلِّمْنِي شَيْئًا أُنْصَرُ بِهِ عَلَي الاعْدَآءِ ! فَقَالَ: قُلْ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ! فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَي رَسُولِ اللَهِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ فَقَالَ لِي: يَا عَلِيُّ ! عُلِّمْتَ الاِسْمَ الاعْظَمَ ! فَكَانَ عَلَي لِسَانِي يَوْمَ بَدْرٍ .وَ إنَّ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَرَ: قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ . فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ، اغْفِرْلِي وَ انْصُرْنِي عَلَي الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ !» «من حضرت خضر عليه السّلام را در خواب ، يك شب مانده به غزوۀ بدر ديدم ، و به او گفتم: چيزي به من تعليم نما تا بدان چيز بر دشمنان ظفر يابم ! خضر گفت: بگو: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (اي هُويّت مطلقۀ عامّه! اي كسيكه هويّتي در عالمْ وجود ندارد بجز هويّت او!) چون شب را به صبح آوردم آن رؤيا را بر رسول خدا صلّي الله عليه وآله حكايت كردم. رسول خدا به من گفت: اي عليّ! اين اسم اعظم حقّ است كه به تو تعليم شده است! و آن ذكر بر زبان من در روز معركۀ بدر جاري بود.
سلام وعرض ادب خدمت استاد مهربان وعزیز: استاد تو بحث صله رحم وقتی انجام میدیم. مثلا خانوادگی میریم سر میزنیم اونها هنوز مثل قدیم که خانوادگی با میهمان دور هم مینشینند و زنها و مردها جدا نیستند. ولی حرفهای ناجور و غیره نمیزنند و حجابشون رو هم رعایت میکنند. استاد اینجوری هستند برای ما زیان ندارد و جلوی پیشرفت ما رو نمیگیره؟ ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد؟! در چنین جلساتی فرشتگان هم بر قلب حاضران در جلسه نور رحمت و محبت سرازیر میکنند. موفق باشید
سلام و درود استاد طاهرزاده: مدتی است گرفتار بیماری شدم، بسیار بی حوصله و ناامیدم. هرچند خیلی شنیدم انسان بیمار خیلی مقرب هست و چه و چه. اما هر مشکلی در زندگی راه حل داشته غیر از بیماری های صعب. خانواده ام هم خیلی سرحال نیستند و اینجور بگم بسیار بسیار خودم رو در قعر دره ای میبینم که راه نجات نیست و همین موارد باعث دلسردی و حسادت و نفرت شده. صبرم تمام شده. بنظر شما چرا خدا شفا نمیده، مخصوصا این امراض را؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به این فکر باشیم که شاید مصلحت ما در این نوع بیماریها باشد. اینجا است که صبر بر بلا معنا میدهد و موجب گشایش معنوی میگردد. موفق باشید
سلام استاد: من یه خصلت خیلی بدی دارم اونم اینکه وقتی با افراد غیرمذهبی مواجه میشم نمیتونم از حق دفاع کنم. یه حالت ترسی در وجودم میاد و اضطراب میگیرم اگر بخوام حرف بزنم فکر میکنم منافق هستم که نمیتونم از دین دفاع کنم با اینکه خیلی هم اهل مطالعه هستم و جواب شبهات رو بلدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون هرگونه جدال و مشاجره و با رفاقت و دلسوزی، میتوانیم و میتوانید به آنها تذکر بدهید. موفق باشید
سلام: با دوستی مباحثه ای می کردم می گفت از منظر فلسفه اسلامی این بحث های پاردایم محوری که محافل آکادمیک دانشگاهی بحث می شود و مقاله و پایان نامه نوشته می شود اصلا معنا ندارد و درست نیست. به نظر حضرت عالی درست است؟ مثلا از منظر دانشگاهی دین شناسی را از رویکردها، پارادایم ها، روش شناسی های مختلف به آنها می پردازند آیا چنین کاری اشتباه است در فرایند معرفت؟ تحقیق دوست عزیز می گفت این کار به این جا می رساند ما را که درباره هر موضوع و مسئله ای می توان گفت با چه رویکرد و پارادایمی به بحث نگاه می کنی و یک حرف در هر رویکردی یک جور تفسیر می شود و این اصلا در فلسفه اسلامی معنا ندارد! ممنون راهنمایی بفرمایید، یا جایی که باعث خلط بحث شده است را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم با توجه به تجربیاتی که دارم فکر نمیکنم این نوع پایان نامه نویسی که فعلاً در مراکز علمی ما معمول است، راه به جایی ببرد. موفق باشید
سلام شیخ: عیدت مبارک. من متولد ۷۹ هستم و تازه دانشجو شدم درکنار بیکاریام و ولگردی هام کتابای شما رو میخونم اما چون سیر مطالعاتی کتابای شما رو ندارم پخش و پلا میخونم برا همینم از شما یه سیر مطالعاتی میخوام که درست و حسابی بخونم. دمت گرم شیخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی ما نیز این بوده است که با سیر مطالعاتی که درسایت هست، جواب امثال جنابعالی را بدهیم. إنشاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی بنده پیگیر مباحث حصرتعالی هستم اما به عنوان یک شاگرد ناچیز خواستم مطلبی را با شما در میان بگذارم. در همین جلسه روز سه شنبه ۱۴ دیماه که خاطرهای درباره آهوان نقل شد وقتی اخر خاطره از سردار نقل شد که من به دعای اینها هم محتاجم فرمودید این مهم نیست حتی شاید راوی خاطره خودش این را اضافه کرده. عرًم این است که چرا وقتی میخواهید تبیین وجودی داشته باشید یا جایگاه تاریخی را توصیف و تبیین کنید تا این حد از واژههای دینی و اخلاقی احتراز میکنید. شاگرد کوچکتان با اینکه کاملا در ضرورت فهم تاریخی با شما همدل است پیوندی جدانشدنی بین همه واژگان و دیدگاههای دینی با فهم تاریخی میبیند. ۱۳ و ۱۴ دیماه امسال کنار مزار حاج قاسم بودم. هم اینهمه توجه قلوب را ناشی از اخلاص سردار میدیدم چنان که حضرت آقا به آن تصریح داشتند، هم حاج قاسم عزیز را طلب تاریخی مردم میدیدم. شما استاد روشندل و بزرگوار ما هستید اما میشود به نگرانی بنده لحظه ای توجه کنید که مبادا تبیین های تاریخی و وجودشناختی، بوی سکولاریته بدهند. همچنان که در تاکید بر مقام خیال، مقام عقل و حتی عمل نادیده گرفته نشود. ملاصدرا پیامبر را در همه قوای عامله واهمه خیال و عقل در نهایت حد انسانیت میداند، تاکید بیش از حد بر یک جهت ما را از تعادل انسان کامل دور میکند. از صبوری حضرتعالی برای خواندن مشقهای شاگرد کوچکتان ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأکید بنده بر حضور بیشتری است که در بنیان تاریخیِ حاج قاسم میتوان مدّ نظر داشت و آنچه بر روح او میگذرد را که حضور خدا در این تاریخ است؛ اصل بگیریم و واژههای دینی که در ادبیات امثال حاج قاسمها مطرح میشود را سعی کنیم با نگاه هرمنوتیکی نظر کنیم تا معنای عمیقتری از اخلاص این افراد در کلماتشان دیده شود. عرض بنده آن بود که شهید حاج قاسم در این کلمات، به دنبال حضور گسترده خود میباشد و برای حفظ آن حتی توجه او به آهوهایی است که در کنار مقر قرارگاه قدس در حال چرا هستند و با ریزش برف از چریدن در آن بیابان محروم میشوند. این یعنی تقدم بودن بر اندیشیدن که بحث آن مفصل است. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد بزرگوار: میبخشید مدتیست، همسرم درگیر بیماری صعب العلاجی شدند و پزشکان هم امیدی ندارند. اضطراب بالایی دارم و واقعا کم آوردم، غم زیادی بر دل و قلبم وارد شده. شما چه توصیه ای دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این نوع سختیها در دل انجام وظایفی که داریم از امتحانبودن این نوع مسائل غفلت نکنیم. عرایضی اخیراً در رابطه با سوره تغابن تحت عنوان «بسط وجود انسان در سایۀ بلا و ابتلا»https://eitaa.com/matalebevijeh/18004 شده است خوب است به آن عرایض توجه شود. موفق باشید
با سلام: خطبه های دیروز نماز جمعه تهران را گوش دادم. جناب خاتمی به همه عوامل دست اندر کار انتخابات تبریک گفتند و تمجید کردند. مقام معظم رهبری که شایسته هم همین بود به مردم و همه کاندیدا ها و دست اندرکاران انتخابات و... اما یه کلمه به منتخب مردم تبریک نگفتند در صورتی که اگر آقای جلیلی عزیز رای آورده بود هزار تبریک و تهنیت نثار ایشون و به مردم بخاطر حسن انتخابشان می کردند. این برخوردها تفرقه انگیز و لجاجت آور است و از امام جمعه که یکی از شرایطش عدالت است این گونه برخورد بی عدالتی نیست؟ مگه سفارش رهبر معظم نیست که از حرفهای تفرقه آمیز خوداری کنید مگه اینا مطیع رهبر نیستند و مردم را به تقوا دعوت نمیکنند؟ چرا خودشان تقوا را رعایت نمی کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره نوع برخوردی که آقای پزشکیان در مناظره دوم از خود نشان دادند، در شأن رئیس جمهور یک کشور نبود و از این جهت خاطرههای اهل معرفت کمی نسبت به ایشان مکدر شد، هرچند به حکم قانون چون ایشان رأی بیشتر آوردهاند رئیس جمهور رسمیِ کشورند. ولی آیا قابل مقایسه با شهید رئیسی هستند؟ و آن افقهای بلندی که آن مرد برای ادامه انقلاب مقابل ما گشود که موجب میشد مشکلات و دغدغههایی که امثال آقای پزشکیان نیز نگران آن هستند، به صورت مبنایی مرتفع شود. که بحث در این مورد بسیار است. موفق باشید
🔻 اطلاعیه🔻🎤🎤🎤🎤🎤🔻 اطلاعیه🔻 نمونه ای از جنگ نیابتی دشمن درسطوح مختلف❓️که لازم است ۰۰ محافظین امنیت هوشیارترباشند.وهم مردم▪️ وعدم این ۲ باعث سردرگمی واختلال وضرر وزیان میشود ⛔️🚫🚫🚫🚫 با عرض سلام پیامک های دریافتی از اقوام و دوستان با عنوان بسته کمک معیشتی را به هیچ عنوان باز نکنید، این لینک جعلی و تقلبی است و موجب هک شدن گوشی و اطلاعات بانکی شما خواهد شد. اصولا سایتهای دولتی صرفا با پسوند .ir معتبر هستند و نه .com.⛅️⛅️⛅️ ⛅️🪴🪴🪴🕋https://eitaa.com/joinchat/953352387Cc754308909 🌍🇮🇷
🔻 اطلاعیه🔻🎤🎤🎤🎤🎤🔻 اطلاعیه🔻 نمونه ای از جنگ نیابتی دشمن درسطوح مختلف❓️که لازم است ۰۰ محافظین امنیت هوشیارترباشند.وهم مردم▪️ وعدم این ۲ باعث سردرگمی واختلال وضرر وزیان میشود ⛔️🚫🚫🚫🚫 با عرض سلام پیامک های دریافتی از اقوام و دوستان با عنوان بسته کمک معیشتی را به هیچ عنوان باز نکنید، این لینک جعلی و تقلبی است و موجب هک شدن گوشی و اطلاعات بانکی شما خواهد شد. اصولا سایتهای دولتی صرفا با پسوند .ir معتبر هستند و نه .com.⛅️⛅️⛅️ ⛅️🪴🪴🪴🕋https://eitaa.com/joinchat/953352387Cc754308909 🌍🇮🇷
سلام استاد عزیز: ببخشید مزاحم وقتتون میشم من مدت خیلی زیادی هست که از مطالعه به صورت برنامه ریزی و متداول جدا شدم با مباحث تون آشنایی کامل دارم، دوره های معرفت نفس و برهان و معاد و ... رو قبلا گذروندم ولی از وقتی بچه دار شدم چون پشت خمی هم بودن دیگه وقتم اجازه نداد و نتونستم سمت کتاب برم مدت زیادیه که احساس نیاز میکنم برای مطالعه، ولی هیچ جوره نتونستم دوباره شروع کنم، انگار روحم هم مثل قبل همراهی نمیکنه ازتون درخواست داشتم که اولا راهنمایی بفرمایید اگه بخوام دوباره شروع کنم به مطالعه ی مباحث معرفتی از چه کتابی شروع کنم؟ دوما چکار کنم که مثل قبل، عطش مطالعه و پیگیری مباحث درونم بوجود بیاد؟ البته به صورت مجازی تا حدودی در جریان مباحث تون بودم ولی حتی صوت ها رو هم که میخوام گوش بدم احساس میکنم نفسم همراهی نمیکنه و تشنه ی شنیدن نیستم. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نباید به خودتان سختگیری کنید زیرا در همین شرایطی که هستید به لطف الهی از تجلیات انوار الهی و حضور فرشتگان برخوردار میباشید. نهایتاً پیشنهاد میشود با توجه به سوابق مطالعاتی که دارید خوب است بحثهایی که در رابطه با قرآن در سورههای اخیر شده است را دنبال بفرمایید. مثل سوره «الضحی» و «اللیل». یا سوره «بلد». موفق باشید
