با سلام: من تفسیر سوره واقعه جوادی آملی را گوش دادم. در بحث حوری بهشتی اصلا اشاره ای به مطالب شما نبود. و ساده از کنار آن گذشتند. اصلا تفسیر ایشان با بیانات شما از زمین تا آسمان فرق داشت. چرا این طور باید باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایض بنده در رابطه با سوره واقعه همچنانکه عرض شده با نظر به تفسیر انفسی و تأویلاتِ جناب عبدالرزاق کاشانی است که حضرت امام نیز در تفسیر سوره حمد خود متذکر آن شدند. در حالیکه تفسیر جناب علامه و آیت الله جوادی، تفسیری است آفاقی از قرآن کریم. و خود جنابعالی و امثال شما باید خودتان بررسی کنید که کدام نگاه با ذوق شما همراه است. موفق باشید
با سلام استاد طاهرزاده: خواستم نظر حضرتعالی رو هم بدونم با تشکر. آیندۀ حکومت دینی در جدال پیشبینیها - در حاشیۀ پیشبینی آقای دکتر رنانی دربارۀ سقوط حکومت دینی در فاصله پنج تا ده سال آینده 1️⃣ پیشبینی دکتر رنانی دربارۀ حکومت دینی. آقای دکتر محسن رنانی هرازگاهی پیشبینیهایی را به عمل میآورد که قرین تحقق واقع شده است. پیشبینی اخیر ایشان این است که حکومت دینی بین پنج سال تا ده سال دیگر یا سقوط می کند یا سر عقل میآید. 🔻بیان ایشان از این قرار است: «فقط اندکی عقل سلیم لازم است که حضرات بفهمند نباید به جنگ ریاضیات بروند: ▫️نسل اولشان که اگر حالا بودند ۱۰۰ تا ۱۲۵ ساله بودند که همه رفتهاند؛ ▫️نسل دومشان که حالا ۷۵ تا ۱۰۰ سالهاند چقدر دیگر فرصت دارند؟ ۵ تا ده سال دیگر بیشترشان نیستند؛ نسل سومشان که ۵۰ تا ۷۵ سالهاند، اکثریتشان یا توّاباند یا اخراجی. تعداد کمیشان به زور رانت هنوز حامی ماندهاند. اینها هم دیگر از رده خارجند. نسل چهارم یعنی ۲۵تا ۵۰ سالهها «اکثریتشان» یکی از اینهاست: یا منتقد یا معترض یا مخالف یا معارض. نسل زیر ۲۵سال را هم که خدا برکتشان بدهد؛ تنها نامی که برازنده آنهاست «نسل عصیان» است. اما جذابیت مساله این جاست: ▫️نسلهای یک تا ۵۰ سال، سالی یک میلیون و صدهزار نفر به جمعیتشان افزوده میشود؛ و نسلهای ۵۰ تا ۱۰۰ سال، سالی ۶۰۰ هزار نفرشان کم میشود. به زودی ترازوی نسلها از ناترازی سرنگون میشود. ترازوی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و فناوری هم از سالها پیش دارد به نفع نسل نو کفّه عوض میکند. همه این تحولات در بدبینانهترین حالت در زیر ده سال رخ خواهد داد؛ اما شهود من میگوید برای پنج سال هم انرژی ندارند که با همین روش ادامه بدهند، یا سَرِعقل میآیند یا فرومیریزند». 2️⃣ مبنای پیشبینی آقای دکتر رنانی پیشبینی آقای دکتر رنانی مبنی بر این که حکومت دینی ظرف پنج تا ده سال دیگر سقوط می کند یا سر عقل میآید، مبتنی بر این استدلال است که حکومت دینی یک حکومتی ایدئولوژیک است؛ یعنی به جای تکیه بر آخرین دانش ها و تجربیات آکادمیک به میراث دینی کهنه و فرسودۀ قرون گذشته تکیه زده است و شناختها و ارزشهایش را به جای این که از دنیای مدرن بگیرد، از دنیای کهن گرفته است. بیان ایشان چنین است: «نمیدانم چرا متوجه نمیشوند! چهل سال است دارند دانشگاه ایدئولوژیک درست میکنند آخرش چه شد؟ آیا موفق شدند؟ فقط باختند. حالا میخواهند نسخۀ کاریکاتوری همان چهل سال پیش را تکرار کنند؛ اما با کدام دانش با کدام منابع با کدام مشروعیت با کدام فرصت؟ شک نیست که خطا میکنند، شک نیست که این جا هم میبازند. در سال ۱۳۹۴ در مناظرهای در شبکه چهار سیما، به فرد مقابلم که میگفت «تا حالا نتوانستهایم؛ چون الگو نداشتهایم»، گفتم که اگر در چهار دهه گذشته نتوانستهاید، دیگر نمیتوانید؛ چون دیگر منابع ندارید. حالا میگویم منابع هم که داشته باشند، دیگر نمیتوانند چون به قول انیشتین «همان اندیشهای که بحرانهای امروز را ایجاد کرده است، نمیتواند آنها را حل کند.» اینان به خاطر نداشتن اندیشهای منسجم و سازگار با دنیای نو، بیشتر پروژههای حیثیتیشان یکبهیک شکست خورده است؛ و حالا دوباره رفتهاند سرخط تا از نو شروع کنند؛ اما یادشان نیست که هم پیر شدهاند، هم نخبۀ اندیشمند ندارند که برایشان فکر کند، هم چاههای نفت خالی است، هم فساد تا سراپردهشان پیش رفته است، هم منابع آبی کشور نابود شده است، هم بحران پشت بحران در راه است، و هم نسل نو در پشت سر آنها نیست تا در این ناداری و نادانی حمایتشان کند». 3️⃣ نگاه حاکمیت نسبت به آیندۀ حکومت دینی حاکمیت بر این عقیدۀ جازم است که در زمانۀ حاضر وعدۀ آخرالزمانی ظهور امام زمان و حکومت جهانی او محقق خواهد شد؛ به این نشانه که کشور کمونیستی شوروی از هم پاشید و شماری ازحکومتهای عربی سرنگون شدند و آمریکا ازکشورهای افغانستان و عراق بیرون رفت. به نظر حاکمیت، این دگرگونیها همگی حاکی از شکست مکاتب بشری کمونیسم و لیبرالیسم و قدرت گرفتن اسلام است. پیش بینی حاکمیت این بوده است که اسرائیل و آمریکا به زودی شکست خواهند خورد و کشور ایران در قطب کشورهای جهان واقع خواهد شد. به همین رو، علیرغم این که کشور گرفتار مصیبتهای تورم بیسابقه و تحریم جهانی و فقر و بیکاری و کاهش نفت و آب کشور واقع است، حاکمیت از قریب الوقوع بودن پیروزی خبر میدهد. منتها مستند حاکمیت بیش از آن که بر دستاوردهای علمی استوار باشد، بر میراث دینی آخر الزمانی استوار است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که به خوبی نبض فکری جریانی را که امثال آقای رنانی نیز منسوب به آن هستند را تشخیص دادهاید؛ مییابیم اینان خود را در تاریخی احساس میکنند که ابداً تاریخی نیست که با انقلاب اسلامی شروع شده و با روح حماسی شهدای بزرگ ادامه یافته. تاریخ روشنفکری غربزده هر روز خود را با بحرانی روبهرو میبیند که حاصل دیروز و امروز و فردای افکار خودشان است و اتفاقاً آقای رنانی نمونه خوبی از جریان بیهویتیِ جبهه روشنفکری است. ملاحظه کنید بیتاریخی، انسان را تا کجا از متن واقعیت اصیل جدا میکند و دچار توهّمات مینماید. اینان مصداقِ همانهایی میباشند که حضرت امام فرمودند یک شبه کشور را تقدیم آمریکا میکردند و از عظمت انقلاب اسلامی همین بس که با سعه معنوی خود، امکان سخنانی اینچنین را به این افراد میدهد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: مدتی پیش از شما سوالی پرسیدم در این باب که بتوانم خودم را در حضور ائمه درک کنم و ارتباطم را با آنها تقویت کنم و به معرفت حضور ایشان برسم. جواب شما در زمان خاصی به دستم رسید که آن را لطف و هدیه ی امام رئوف دیدم. کتاب مبانی نظری نبوت و امامت و حقیقت نوری اهل البیت را که فرمودید مطالعه کردم و سعی در ترک گناهان و عمل به واجبات و رعایت اخلاق دارم. با مطالعه حقیقت نوری اهل البیت حقایق خوبی را به وسع خود فهمیدم و تشکر میکنم اما حس میکنم از دنیایی گفتید که من آن را ندیده ام و فهم و درک من از کتاب اندک بود. من بیچاره حتی یک لحظه در خواب نیز هیچ امام معصومی را ندیده ام که این مطالب را تطبیق و تمرین و دید خود را اصلاح کنم. نمیدانم باید کتاب دیگری مطالعه کنم یا اگر تمرین عملی خاصی دارید که به چشمم کمک کند ممنون میشوم مرا راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید به ابعاد انسانیِ اولیای الهی و پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نظر کرد آن هم به حکم آیه «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» کمال انسانی به درک الهامِ «فجور» و «تقوا» است و اینکه همواره این دو حالت به او الهام میشود تا از فجوری که او را از خودش و از خدا دور میکند، به سوی تقوایی سیر کند که او را به خود و خدا نزدیک مینماید و این با رعایت شریعت الهی ممکن است که انسانترین انسان یعنی پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» مأمور ابلاغ آن است. آیا ممکن است پیامبر خدا«صلواتاللهعلیهوآله» به انسان و کمال انسانی نظر نداشته باشند و خداوند اینچنین عمیق معنای انسان را با پیامبر خود و بدون مطالبه درونیِ رسولش با او در میان بگذارد؟ راستی را! رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نسبت به انسان چگونه میاندیشیدند و به دنبال چه بودند که خداوند در جواب این وسیعترین انسان، این آیات را به او وَحی میفرماید تا در این زمانه که انسان خودش مسئله خود شده است، بتواند از طریق وحی الهی اصیلترین جواب را دریافت کند؟ و این اصلیترین سخن بنده است در نسبتی که میتوان با اولیای الهی داشت یعنی نسبت بین انسانیتِ خودمان در نسبت عالیترین افقهای انسانی. امری که حتی امروز و فردا بیش از دیروزها بدان نیاز داریم و در جواب موضوعی که سؤالکننده شماره 34902 به میان آوردند، باز بر همین نکته تأکید شد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیک و ریحانه: پیشاپیش از زبان درازی و بیادبی خویش خدمت جناب استاد و عزیزانی که در این سایت شریف خدمتگذاراند عذرخواهم و طلب حلالیت دارم و از همهی عزیران زحمتکش آستان معارف اهل بیت صمیمانه تشکر میکنم. باز هم میبایست ببخشید از اینکه باعث اتلاف وقت عزیزان میشوم، یا خدای ناکرده خواندن این نوشتهی ناچیز حقیر فرصت مطالعههای ناب را از شما استاد عزیز و دیگر عزیزان سلب میکند. راهیان نور، بشارت افق توحیدی انقلاب اسلامی بود به آن معنا که:
در مسلخ عشق جز نکو را نکُشند/ روبه صفتانِ زشتخو را نکُشند
گر عاشق صادقی ز مردن مَهراس/ مردار بُود هر آنکه او را نکُشند
پدیدهی شهادت، حقیتی بود که با اسلام به صحنهی حضور بشر در تاریخ قدسیاش نمودار شد. انسانی که خواست در صحنهای بس متعالیتر از زندگی طبیعی و مادی فراتر از نگاه عرضی انسانها به یکدیگر در افقی گشودهتر در معنای زندگی انسانها حاضر شود، لذا خداوند برای چنین انسانی، شهادت را باب ورود به این صحنه قرار داد. شهادت، انتحار ماده است به معنای گشودن ساحت غیب در معنای زندگی انسان، به معنای بودنی فراتر از بودن زندگی حیوانی و گرایشات و تمایلات عالم دنیا. شهید، افق معنایی از زندگی را پیش روی تاریخ میبیند و برای گشودنِ نظرگاهی که عالم مدرن برای به غفلتبردن این ساحت، انسانها را با طعمهی وَهم و خیال در دامن نیهیلیسم میپروراند به صحنه میآید. شهدا از بدو تاریخ ظهور اسلام، رافعِ حجاب ظلم و کفر و استکبار بودند. شهدا، دست گشودهی باطنی عالمند که از آستین حق به صحنهی تاریخ ظهور میکند تا تاریخ را از لوث بیمعنایی و تنگنای ظلم و کفر و نجاست استکبار آزاد کند. شهید به فرمودهی امام (رضواناللهتعالیعلیه) قلب تاریخ است و قلب، علاوه بر آنکه محل اِشراق مناسبات توحیدی است، مظهر دگرگونی و تحولات نیز میباشد. شهید، علاوه بر آنکه در تجلی توحیدی زمانهی خود حاضر میشود و محل اشراق نور میگردد، صرفاً قابل و محل پذیرش اشراق حقیقت نیست، بلکه فاعلِ اشراق توحید تاریخی نیز میباشد. اساساً شهید، منزل سلوکِ توحیدی تاریخ است که در زمانهی ظلمت برای به ظهورآوردن نور قدسی الهی در برابر توهم عالم مدرن که معنای انسان را ربوده است، به میان میآید تا دست انسانها را بگیرد و از تاریخ پوچیهای بیمعنا و سرگردان و تحیّر در میان «مکر و لیلِ» زمانه نجات دهد.
آری! میتوان گفت شهید، تابش نور الهی است به جامعهای که میخواهد در نظام تمدنی خویش حاضر شود و نظامات اجتمای برساخته از اندیشهی توحیدی را در نظام برسازد. ما به شهدا در نگاه کلان تمدن توحیدی خویش هم «محتاجیم» و هم «مدیون»؛ نه میتوانیم او را نادیده بگیریم و نه میتوانیم به راحتی این اشراق را بفهمیم. و دقیقاً جنس حضور در «راهیان نور» از این قبیل است: (درک جایگاه شهادت در تاریخ توحیدی عالم). قرار است با حضور در آن دیار بر وجه الهی شهدا نظر کنیم و افقهای آیندهی قدسی خود را بیابیم، نه آنکه در دامن توهّمات و تخیلات موجود، سفری مذهبی را تجربه کنیم. باید بستر «راهیان نور» را در وجه اصیل شهادت و نظرگاه توحیدی شهید به تاریخ آِنده ی بشر دنبال کرد تا نتایج آن را در دل صنعت و اقتصاد و تجارت و سبک زندگی و....(نظامات اجتماعی) بیابیم.
«راهیان نور» مقدس است، چون محل شروق نور الهی است بر تاریخی که با انقلاب اسلامی در مقیاس تمدنی نوین به روی بشر گشوده شد تا معنایی جدید و انسانی جدید را به صحنهی امروزین عالم بیاورد، انسانی رهیده از شرق و غرب و بشری فوق تحیّر زمانهی بیمعنایی. انسانِ امروز معنای خود را گم کرده است و این در دل این سرزمینهای خاکی قابل یافتن است. نگفتم قابل فهم است. سخن از «یافت» و «جستن» و «پیدایی» گفتم تا بدانیم در دل این سرزمینهای مقدس باید سرا پا گوش شد تا ندای سخن حق در عالم را از آن مأمن بیابیم و گشودگی انسان را فرای ساحت مادی و زمینیاش درک کنیم. انسانی که امروز غرق در تمتع عیش و نوش زمینی شده است باید لذت انسی را بچشد که ضریب هوشیاریاش صدها برابر ساحت زمین است. بنابراین آن جا باید گوشها را تیز کرد و نگاهها را تیزتر، تا آنچه رخداد توحیدی است را در دل بیابانهای فکه و شلمچه و طلاییه بیابیم و در دل آن معنای جدیدی از انسان حاضر شویم.
آری! میدانم که سخن در اجمال و یا ابهام است اما چه میتوان بیش از این گفت وقتی سخن از اشراق و ابصار توحید و عالم قدس است؟؟؟!! ما در عالم مادی دنیا با هزاران حجاب میخواهیم سخن از ساحت معنا بزنیم!! خوب معلوم است که در حجابِ الفاظ نمیتوانیم خوب از آن عالم سخن بگوییم لذا در زبان، دچار لکنت هستیم آنهم لکنتِ تاریخی و این به خاطر دردی است که از عالم مدرن به جانمان افتاد، هم گوشها را دچار بدفهمی کرد و هم زبان ما را به لکنت انداخت، و گرنه بشر بیش از پیش آماده نیوشای سخن حق است و نمونههای این شنیدن و تصدیق را کم نداریم. نمونهی بارزش همین تشییع شهدا و همین انقلاب توحیدی اسلامی و همین حاج قاسمها و حججیها و آوینیها و خرازیها و چمرانها است .
بنابراین «راهیان نور» بستر قرارگرفتن در افق معنای انسان آخرالزمانی است که از پوچی و بیهودگی رنج میبرد. اما چه باید کرد؟؟؟ گفت: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس/ خودْ راه بگویدت که چون باید کرد»، تو فقط برو و هیچ مپرس، که شهدا خودشان آداب میزبانی میدانند. فقط میشود اینگونه اشاره کرد که بایست در این مکانهای مقدس با نظر به انسانی جدید و آیندهای قدسی و راههای عبور از بیمعنایی و اومانیسم و خودبنیادیِ بشر حاضر شد تا «حقیقت» به سخن آید.
یک وقت دوستی در شرهانی در آن محل نزول و اجلال ملائکه و در آن سرزمین که محل سجدهی ملائکه است پرسید: اینجا باید چه کنیم؟ یا به دنبال چه باشیم؟ دیگری به رندی پاسخ داد: آمدیم جستجو کنیم «خود» را با خدا روبهرو کنیم، به نظر می رسد «خود» را باید در ترجمان «خود» در «راهیان نور» در دل انقلاب اسلامی تجدید نظر کنیم و از وجهی دیگر که به حاشیه رفته است سخنها بگوییم تا انسانها را در این سرزمینهای مقدس با خودشان، با آن «بودن اصیل» که میتوانند با انقلاب اسلامی در صحنههای اجتماعی حاضر شوند حاضر کنیم و باید «راهیان نور» را اشارت و بشارت این حضور در آیندهی انقلاب اسلامی بدانیم و از این بستر مقدس، انسان را از رنج بیعالَمی دوران برهانیم، فقط میماند که زیرکی میخواهد و فراستی مؤمنانه که اشارت، نه دستوری است و نه اداری، بلکه اشارت است و بشارت که انسان در افق فطرت درونی خودش آن را دارد. فقط باید بدان رجوع کند تا آن را بیابد، مانند آن هزاران دختر و پسری که در این سرزمینها با ارتباط با شهدا برایشان اتفاق افتاد. جای آن را دارد که پدیدارشناسی کنیم که دقیقاً چه اتقاقی میافتد که با هزاران سخن و نصیحت و کتاب و ... نمی افتد ؟؟؟ اینجا چه ساحتی است؟! و انسان چگونه خود را در برابر حقیقت میتواند از پوچی و بیهودگیِ خیالات و توهّماتِ این سویی برهند؟ هرکدام از اینها نیاز به سخنها، حرفها، مطالعات و گفتگوها دارد که میشود تحت عنوان «انسان و امکانهای عبور از عالم بیمعنایی» سخنها گفت. به نظر میرسد «راهیان نور»، همان بسطِ «وجود» است که انسان از درون مییابد، حقیقت وقتی ظهور میکند انسان را در بر میگیرد نه آنکه انسان بخواهد به تمام حقیقت دست پیدا کند. آری! میتواند از حقیقت سخن بگوید و گزارش دهد، اما این حقیقت است که حاضر میشود و او میتواند در این حضورِ حقیقت با آن مرتبط شود و انس بگیرد و از آن بهره ببرد. خود شهدا هم در صحنهی دفاع مقدس در دل حقیقتِ قدسی که با انقلاب اسلامی به میان آمد حاضر شدند و حقیقت بود که آنان را در برگرفت و شدند «مظهر معنابخشی آیندهی پیش رویِ تاریخ انسانها»، و خدا میداند که اگر میتوانستیم شهدایمان را به عنوان مظهر تجلی عشق و ایثار و معنا در برابر انسان ها به میان آوردیم، جهانی را در دل انقلاب اسلامیِ خود حاضر میکردیم و انسانهایی را از مرگ خاموش نیهیلیسم نجات میدادیم. آری! نه آسان است و نه ساده، و نیاز به سخنها دارد و اشارتها و عبارتهای مسألهساز و معنابخش، که باید با انسان امروز در میان گذاشت. اما ببیند انسانها از بیعالمی و بیمعنایی و پوچی به سراغ انسانهای بیمعنا در این دوران رفتهاند که نه انسان را میفهمند و نه دوران را و نه تاریخ را، غرقاند در پوچی فزایندهی عالمی که نتیجهاش یا خودکشی است و یا رسوایی و یا هرزگی بیانتهای از هر ارزش اجتماعی و اخلاقی.
سخن زیاد است و مجال در این نوشتار کم، و نیازمند وسعتی برای گفتگوهای تاریخی در برابر انسداد معنایی انسان در زندگی و سردرگمیاش در زمانهای که پشت به حقیقت در جادهی نیهیلیسم در حال تفرج است و سُکرِ عالم مدرن او را دچار خودفراموشی یا آلزایمرِ تاریخی کرده است. به خدا میدانم که گاهی سطرسطر برخی از این جملات نیازمند شرحی جداگانه و بسط و تفصیلی مجزا دارد، اما چه میشود که همین مقدار را هم با شرمساری در برابر حقیقت و اظهار شرمندگی از انقلاب و شهدا مینویسیم تا اشارتی باشد برای تفصیلهای بعد.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه فرمودید و چه خوب هم فرمودید؛ حقیقتاً اشاراتی بود که با حضور در مقتل شهدا در کاروان «راهیان نور» پیش میآید. مواجههای که تا این اندازه انسان را از رنجِ بیمعنایی و نیهیلیسم آزاد میکند تا انسان به معنای واقعی خود با انقلاب اسلامی که پیش آمده است، نظر کند. از خود باید پرسید در تاریخی که چنین شهدایی به میان آمدند: شجاعت همراه با خِرد را که در این تاریخ در حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و در کلیّت انقلاب دیدیم، کجا و خشونتِ کور همراه با بیخردی که در دشمنان انقلاب مانند صدام و حاکمان آمریکا دیدیم، کجا! ما بالاخره در چنین تاریخی حاضریم و در مقابله با این دوگانگیها باید صرف نظر از ضعفهای جزئیِ یک جبهه و خوبیهای ظاهری جبهه دیگر، کلیّت یکی از آنها را انتخاب کنیم و اگر در جبهه حقی که پیش آمده حاضر نشویم، عملاً در جبهه باطل قرار داریم.
آنانی که به خاطر دنیای آفریده ذهن خود، همه اصول انسانی، مگر هوس و قدرت را ردّ کردهاند، عموماً گرفتار پوچی شدهاند، هرچند بالاترین بها را برای زیستن بر طبق امیال خود پرداختهاند ولی به هر حال به انسانهایی تبدیل میشوند که یا میخواهند بمیرند و یا میخواهند سبب مرگ دیگران شوند؛ هر دوی آنها محرومشدگانِ زندگی حقیقی و از پا درآمدههای هوسِ خویشاند.
نمیخواهم اطاله کلام دهم، مایلم کاربران عزیز به مطالعه متن خود شما مشغول شوند و در آن متن به گفته خودتان: «در ترجمان خود، در دل انقلاب اسلامی تجدید نظر کنند». تا آغازی باشد برای آغازی دیگر. به همان معنایی که جناب مولوی با نظر به چنین آغازهایی میفرماید:
پس عدم گردم عدم چون ارغنون ** گویدم که انا الیه راجعون
موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: برخی ها به سیاست های جمهوری اسلامی اعتراض می کنند و ایران را با کشورهایی مثل ژاپن و سوئد و سوئیس و هلند و فنلاند و امثال ذلک مقایسه می کنند. یا حتی با مالزی. و اعتراض می کنند چرا جمهوری اسلامی بدون درگیری با استکبار راهی را در پیش نمیگیرد که مردم هم در رفاه زندگی کنند و هم در معنویت؟ نظر حضرتعالی اساساً در مورد مقایسه وضعیت ایران با کشورهای فوق الذکر چیست؟ نظر شما در مورد «کارآمدی» جمهوری اسلامی در مقایسه با آن کشورها چیست؟ اساساً این مقایسه ها درست هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بحث مفصلی است به نظر میآید صحبتهای رهبر معظم انقلاب در روز اول فروردین امسال با توجه به همین نکات بود و ایشان در این مورد مطالب دقیقی را به میان آوردند که خوب است رفقا در مورد فرازهای سخن ایشان تأمّل بفرمایند که چرا ایشان موضوع «تحول» را پیش کشیدند و در انتها فرمودند: «ملت ایران قادر بر رفع عیوب خود است، قادر به ایجاد تحول است. میتواند عیوب خود را رفع کند.» به نظر میآید ما در ابتدا باید متوجه تنگناهای تاریخی سالهای گذشته خود باشیم و بدانیم در دل تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده میتوانیم از این مشکلات عبور کنیم که البته بعضی از جریانهای داخلی، نگاه دیگری دارند و این کار را مشکل میکند. نمونه آن را در رابطه با توافق بین ایران و عربستان ملاحظه میکنید که بعضی از جریانها چگونه سعی دارند اذهان را مغشوش کنند و عربستانِ سالهای گذشته را همان عربستانی میدانند که متوجه شده است ادامه خودش در بلوک آمریکا برای او آینده بدی را رقم خواهد زد. و بسیاری از نکات دیگر که متأسفانه جریانهای علاقهمند به غرب مانع از آن هستند که کارها در بستر صحیح آن جلو برود. موفق باشید
سلام استاد: خسته نباشید، می خواستم ببینم که چطور میشه درک معرفتی بهتری از امام زمان داشت و به او نزدیک شد به طوریکه انسان این نزدیکی را در عمق وجود خود احساس کند؟ چگونه میشود با او انس بیشتری گرفت و با او رفیق شد؟ چطور میشود یادش در دلمان بیشتر شود به طوری که فقط به خاطر خوشحالی او قدم برداریم و هم و غم و دل مشغولی مان او بشود؟ اگر گاهی به یادش افتادیم چگونه بفهمیم که واقعا او را می خواهیم یا خودمان را. اگر گاهی بی قرارش شدیم چگونه بفهمیم این واقعی است و اگر فهمیدیم که واقعی ست چگونه با این احساس برخورد کنیم؟ اگر گاهی دوست داریم در فراقش و برایش گریه زیاد بکنیم به حدی که گریه هم آراممان نکند و گریه مان قطع نشود ولی بعد دوباره این حال را از دست می دهیم و دوباره مشغول زندگی حداقلی و حیوانی خود میشویم چه بایدبکنیم؟ (این موارد برای من پیش می آید و صرف فرض نیست) حال این مرحله برای بنده خیلی مهم است که چگونه به او متصل شوم اما از طرفی دوست دارم دیگران را هم با مهدی فاطمه بیشتر آشنا کنم. بنده طلبه پایه هفتم قم هست و برخی از کتاب هایتان مثل شرح دعای ندبه و شرح زیارت آل یس را هم خوانده ام خواستم اگر بشود بنده را به شکل عملیاتی و مشخص راهنمایی فرمایید و خواهشمندم حقیر را از سر خود باز نکنید. اگرچه می دانم انسانی بی ارزشم و شاید هنوز آن قدر مضطر آن وجود بی نهایت امام عصر نشده ام و یا شاید سوالاتم زیاد و نامنظم است اما بزرگواری کنید و بنده را راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله دل خود را در نزد وجود مبارکی به گِرو گذاشتهاید. رفیق عزیز! نزدیکی به انسانی که در مقام عصمت است با رعایت هرچه بیشتر دستورات شرع مقدس در امور فردی و اجتماعی پیش میآید زیرا رعایت دستورات شرع مقدس برای انسان نوعی از عصمت را به همراه دارد و موجب میشود نسبت به آن امام معصوم احساس نزدیکی بیشتری بکنیم.
حضرت صاحبالأمر «عجلاللهتعالیفرجه» انسان کاملاند و دوستداشتن انسانها به جهت انسانیتشان موجب نوعی نزدیکی به آن حضرت میشود و در این حالت است که تازه دلمان هوای آن انسان کامل را میکند. آری! دوستداشتن انسانها در این امر، تازه غمِ مقدس احساس دوری از امام را پیش میآورد که خداوند در راه دلسپردن به نایبالإمام، آن غم را به نحوی به سامان میرساند که از پا در نیاییم. تبعیت کامل از نایب الإمام و تعمق در رهنمودهای او است که آن غم مقدس را معنا میبخشد و امیدواری در این زمانه را که شیطان سختْ در تلاشِ از بینبردن آن است؛ تقویت میکند. موفق باشید
با سلام و عرض احترام خدمت شما استاد گرانقدر: بسیار سپاسگزاریم از جلسات منظم شما در طول هفته آن هم در قالب فضای اسکای روم و مجازی. ببخشید سوالی داشتم از شما، میخواستم نظر شما را بدانم در اینستاگرام پیجی در حال فعالیت است به اسم صراط که نوشته است این پیج زیر نظر استاد است روش فعالیت آن ها بدین شکل است که مطالب گوناگون و متنوع را به عنوان مثال متن کتاب یا یادداشت و جزوه را به صورت عکس نوشته، صوت های کتاب ندای بی صدای انقلاب اسلامی را به صورت پادکست و اکولایزر، شرح صوتی کتاب های جوان و چه نیازی به نبی و آشتی با خدا و ده نکته را به صورت کلیپ های تامل برانگیز کار میکنند و حتی سوره ی زیبای دهر را به صورت کلیپ کار کردند در کنار آن بسیار زیبا کتاب زیارت عاشورا اتحاد روحانی را به تصویر کشیدند اگر اجازه بفرمایید در ادامه لینک و آی دی پیج صراط را خدمتتان میفرستم. آیا شما این پیج را تایید میکنید؟ با سپاس و تشکر از شما
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=1210w7k7i60zk&utm_content=q6lfgk
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که فرمودهاند آن پیچ مرتبط با بنده اداره میشود و بحمدلله رفقای محترم با ابتکارات خوب خود زحمات زیادی را تحمل میکنند تا حق مطلب ادا شود. موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر. ببخشید راهنمایی میخواستم در باب موضوع پایان نامه رشته فلسفه کلام. به نظر شما الان بهتر است روی چه موضوعاتی کار کنیم با توجه به اینکه وقت زیادی هم میگیرد که کاربردی و مفید باشد. ممنون
باسمه تعالی سلام علیکم: فکر نکردهام. روی این فکر کنید که شبهات این زمانه کدام است و ما چه جوابی میتوانیم به آنها بدهیم؟ کاری که تقریباً کلام جدید به عهده گرفته است. موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: در رابطه با کتاب از برهان تا عرفان فرمودید یه حقیقت واحد بیرون خود داریم ولی این انسان اون رو تعبیر به جوهر یا عرض و یا ماهیت و وجود میکند، یعنی از حقیقت واحد دو برداشت داره. حال سوال اینجاست این دو برداشت به چه علت هست؟ چرا انسان اینطور برداشت داره؟ آیا بعلت بعد خیال و عقل هست؟ یعنی عقل یه برداشت داره و مثلا خیال هم یه برداشت؟ و اصالت با عقل هست بیرون ذهن میشه وجود؟ با تشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آنچه در واقعیت هست «وجود» است، حال ما بر اساس ابعاد ذهنی و یا عقلی، آن را مثلاً به صورت اسب مییابیم در حالیکه وجود است که به صورت اسب ظاهر شده است و یا آنچه در خارج هست را با عقل خود کلیاتش را انتزاع میکنیم که موضوعاتی مثل علت و معلول پیش میآید. بنابراین آنچه در خارج هست «وجود» هست با مظاهر مختلف. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: عده ای معتقدند خداوند فقط جهان و قوانین آن را آفریده و الان دیگر اثر و تدبیری در عالم ندارد گویا توحید ربوبی را نفهمیده یا انکار میکنند در این خصوص برهان و یا ادله عقلی نقض کننده چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین در «برهان صدیقین» روشن میکنند که جهان در ذات خود و در امکان ذاتیاش، عین فقر است و همینکه ارتباط آن با مبدأ اعلی قطع شود، نابود میگردد. به گفته جناب شیخ محمود شبستری: به اندک التفاتی زنده دارد آفرینش را / اگر نازی کند در هم فروریزند قالبها
موفق باشید
استاد گرامی سلام: با عرض تبریک به مناسبت عید سعید فطر. استاد گرامی مبلغ زکات فطریه که امسال مراجع معظم مشخص کردند ۱۰۰ درصد نسبت به سال قبل افزایش پیدا کرده که نشانه ای از افزایش شدید قیمت هاست. این در صورتیه که قرار است امسال ۱۰ درصد به حقوق من اضافه بشه که هنوز نشده. کاش موقعی که مبلغ زکات را اعلام می کردند تذکری هم در خصوص گرانی ها به سران نظام می دادند مگر سیاست ما عین دیانت ما نبود چطور اینجا جدا شده؟ چرا به هرکس رای می دهیم پشیمان تر از قبل می شویم قرار بود دولت انقلابی اوضاع را سامان دهد پس این گرانی ها چیست؟ شما که با مقامات در ارتباطید لطفا درد و سخن مردم را منتقل کنید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این دولت وارث اموری است که آن امور موجب این مشکلات شده. ولی همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند آینده، آینده امیدوارکنندهای است و إنشاءالله مردم از این نوع فشارها که در زندگیشان پیش آمده، آزاد میشوند. موفق باشید
و سلام و درود مجدد: چطور می توان خواسته و عشق اسماعیل وارمان را همچون ابراهیم به قربانگاه برد و فدای خواست خدا کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تعمق در معارف عمیق توحیدی مانند «معرفت نفس» و بخصوص تعمّق در خطبههای توحیدیِ نهج البلاغه مانند خطبۀ اول نهج البلاغه و خطبۀ ۸۳ که شرح آن روی سایت هست. موفق باشید
با سلام: آیا قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیا و لیس ...» در ذات خدا یعنی مقام غیب الغیوبی هم جاری است؟ اگر آری، کل الاشیا در آنجا یعنی جامع بودن چه چیزهایی؟ به سختی توانستم منظورم را برسانم. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که گفته میشود «اتحاد بین ذات الهی و صفات او هست». پس در واقع در آن مقام همه اسماء به جامعیت، عین ذات میباشند. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد عزیز و فرهیخته: ضمن تشکر از همت عالی و فرآورده های متعالی حضرتعالی، کتاب های شما بسیار و به لطف خدا روز به روز بیشتر و تخصصی تر می شوند و سیر مطالعاتی که قبلا در کانال بارگذاری شده بود مفصل است لذا اگر کسی بخواهد فقط ۱۰ کتاب از جمع کتب ارزشمندتان را مطالعه نماید، به نظر خودتان و لحاظ جمیع جهات، کدام کتبتان را معرفی می فرمایید؟ ممنون از محبت و راهنمایی آن استاد شایسته و پر مهر و صفا
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوان از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و سپس «آشتی با خدا» و پس از آن «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» و «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» و کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» و «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» و «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» استفاده کرد. ان شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
سلام: خلاصه کلام اینکه راستش من نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم و شهوتم رو کنترل کنم ولی باز از سر هوسرانی به سمت شهوات میرم وظیفه من چیه؟ باید چیکار کنم؟ یه مدت مثلا یه هفته خوب میشم باز روز هشتم نهم روم فشار میاد و اثراتش تا دو سه روز هست و بعد اون باز تا حدود هفت هشت روز میتونم خودم رو کنترل کنم. در فضایی قرار دارم که غالبا آدم های صالح و پاکی هستن و این وضعیت خیلی من رو اذیت میکنه و نماز شب هم ازم فوت میشه و توفیق قرآن خوندن هم پیدا نمیکنم. لطفا کمکم کنید کم کم دارم مایوس میشم و این خیلی بده و تا مدت زیادی روی آدم تاثیر میزاره.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً شرایط برای جوانان عزیز ما بسیار سخت و بحرانی است ولی لطف الهی هم در این شرایط در صحنه است. و در همین رابطه خداوند میفرماید اگر شرایط ازدواج برای جوانان فراهم نبود؛ «يُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ ﴿۳۲/ نور) خداوند به فضل خود به نحوی جان آنها را نسبت به آن میل، مستغنی میکند به آن معنا که آن میل، قدرتِ خود را از دست میدهد به نور واسع و علیمبودن حضرت حق. مطمئن باشید اگر عفت خود را محفوظ بدارید برکاتی در روح و روانتان جاری میشود که تصور آن را هم نمیکردید. به همین جهت فرمودهاند: «در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است / ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار»
از آنجا که جوانی فصل نشاط و هیجان است، شیطان می خواهد که جوان شور و نشاط خود را در معصیت خدا صرف کند و به احادیثی همچون حدیث ذیل از رسول خدا صلی الله علیه و آله ــ که جوان را به اطاعت خدا دعوت می کند ــ بی اعتنا باشد. «إنَّ اللّه یُحِبُّ الشّابَّ الَّذى یُفنى شَبابَهُ فى طاعَةِ اللّه؛ خداوند جوانى كه جوانى اش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد.»
از راههای عبور از چنین خیالات، جایگزینیهای مثبت است مانند مطالعه و ورزش و حضور در جلسات مذهبی و اُنس با رفقایِ ایمانی. موفق باشید
با سلام خدمت استاد ارجمند: اگر مرد و زنی ازدواج کنند و نه به طور طبیعی و نه با درمان پزشکی تحت هیچ شرایطی صاحب فرزند نشوند، آیا این مطلب به منزله این است که اعیان ثابته و ممکناتی تحت عنوان فرزند از این زوج در علم خداوند وجود ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بتوان موضوع را از این جهت نیز مدّ نظر قرار داد به این معنا که شاید فرزندی آن رحم و آن صلب را جهت تولد خود انتخاب نمیکند. موفق باشید
سلام و عرض ادب، خسته نباشید. بنده میخواستم به عنوان یه جوان خسته از این شرایط فعلی جامعه و فرهنگ های غلط بپرسم که باید چیکار کنیم من و امثال من، ماهایی که به سن ازدواج رسیدیم و بخاطر این عرف های غلط باید اینقدر فشار روحی را تحمل کنیم مگه چقدر میشه خودداری کرد و تقوا پیشه کرد بالاخره آدم یجا میبره، این حق طبیعی ماست که به چیزهایی که خدا در سرشت مون قرار داده برسیم چیکار کنیم با اینحجم از هجمه های گناه و وسوسه های شیطان و سن ازدواج بالا و موانعی که گذر از اونها تقریبا غیر ممکن شده؟! با تشکر از شما استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه هستید مشکلی است که باید خانوادهها و خود دختران و پسران متوجه آن باشند و سختگیریها را با نظر به سنت رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» کنار بگذارند و در این موارد توکل نمایند. موفق باشید
با سلام به استاد گرامی: با توجه به صحبتهای اخیری که داشتهاید در مورد «به خودآمدنِ انسان» و اینکه انسان باید «خود» را در «خود» و در هستی خود تجربه کند، به نظر میآید موضوعی بسیار حساس و لازمی است. چنانچه بخواهیم مطلب را با وسعت بیشتر دنبال کنیم، چه کتابی از کتابهایتان و یا سخنرانیهایتان را پیشنهاد میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید مسئله بشرِ جدید، انسانبودنِ خودش است و معنایی که باید نسبت به انسانبودنِ خود دنبال کند و به همین جهت متفکران عالَم، بحثِ «بحران در انسانیت» را در این دوران پیش کشیدهاند و بدین لحاظ چنانچه ملاحظه میفرمایید با طرح سوره «دهر» یا سوره «انسان» و سپس با بحث سوره «التین» که موضوع خلقت انسان در «احسن التقویم» را به میان آورد و بحث سوره «الشمس» که سوگند به نفس و تعادل آن را مطرح فرمود؛ خواستیم حساسیت موضوع را با مخاطبان در میان بگذاریم. در این مورد پیشنهاد اصلی بنده آن است که کتاب «تفسير انفسی سوره مرسلات و اشارههای قدسی » که اخیراً از زیر چاپ خارج شده، همراه با شرح صوتی آن میتواند شروعی جدّی در مورد انسانی باشد که نسبت به حضور نهایی خود میاندیشد. و بنده نیز امیدوار هستم رفقا در محافل خود نسبت به موضوعات مطرحشده در آن کتاب، بحث و بررسی مفصلی را دنبال بفرمایند. و این مشروط بر آن است که صوت مربوط به متن را نیز استماع فرمایند و پس از آن در جمع خود برداشتهای همدیگر را تقویت نمایند. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای طاهرزاده: ببخشید هدف خداوند از قبض و بسط که برای مؤمن پیش می آورد چیه؟ چرا بعضی اوقات حس و حال معنوی خوبی داریم ولی گاهی اوقات با این که عبادات هم بیشتر میکنیم ولی اصلا به دلت نمیشینه؟ (آیا همینم قبض و بسط میشه؟)
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای رشد انسان و برای جلورفتن او باید «بسط»ِ امروزیناش برود و در نتیجه «قبضی» نسبت به آن «بسط»، پیش آید تا مقدمهای شود برای «بسطی» جدید و حضوری برتر. و البته این بسیار بهتر از آن است که انسان همواره در حال خوشِ اولیه خود متوقف شود. چه اندازه زیباست که انسان در قبض خود همچنان ادای بندگی پیشه کند و در انتظار «بسطی» بسی برتر باشد. موفق باشید
أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ. سلام علیکم. با توجه به آیه ی شریفه ای که می فرماید «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا» در عصر کنونی که به ظاهر دست ما از وجود مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وآله کوتاه است، کاربردی کردن این آیه چگونه محقق می شود؟ منظور اینکه «جَاءُوكَ» در زمانه ی ما چگونه مصداق پیدا می کند و «چگونه» و به نزد چه کسی باید مراجعه کنیم؟ (با توجه به اینکه ممکن است انسان روزانه چندین بار به نفس خودش ظلم کند)
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا میداند با رجوع به شریعت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» و رعایت آن، اگر با همان نیّتی باشد که در آیه مذکور میفرماید، به همان نتیجهای میرسید که گویا به سوی رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» جهت جبران ظلمهایی که به نفس خود کردهاید، رفتهاید. و چه اندازه زیبا به گفته سؤال شماره 34469 «توبه»، وجود انسان را با خدا آشتی میدهد و مییابیم چه اندازه حضرت معبود نسبت به توّابین گشوده بوده و آغوش خود را باز نگه میدارد. موفق باشید
یا محبوب! سلام و رضوان خداوند بر شما باد. ببخشید استاد من کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا رو خوندم و به واقع لب کلام رو دیدم که روزه چه تاثیر شگرفی داره. میخواستم بپرسم اگر به هر دلیلی نتونیم روزه بگیریم و بخوایم اون جان سازی که در کتاب گفتید رو داشته باشیم (عقل و جان هر دو بگوید خدا) میتونیم هر روز به نیت روزه، سحر مختصر غذایی بخوریم و برای مواقعی که نمیشه روزه گرفت خوردن مختصر غذایی در وعده ی ظهر و نهاتا باز افطار در شب مطلوب حاصل میشه؟ چون روزه نگرفتن و کنترل هوس خوردن سخته و با این برکاتی که ذکر کردید و برکاتی که به عنایت حضرت محبوب شاهد بودم اصلا بر آن شده ام تا ایامم بر روزه باشد یا حداقل اگر روزه نیست شبیه ترین به آن باشد و آن شور دعای سحر و لک صمنای افطار را ره مطلوب کنم آیا ممکن است؟ به راستی که خوش گفت مولوی که با یک لقمه اضافی چشم دل کور می شود ـ آه بر آن چند چند لقمه های اضافی و حجاب های دوباره نیست شده و دور کننده آه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه خوبیهای روزه، جوانان نباید نسبت به خود سختگیری کنند تا نفس ناطقهشان اذیت شود. همینکه جوانان مواظب خوردنهای خود باشند که پرخوری نکنند، رویهمرفته ادب ماه رجب را که ماه گستردهشدنِ رحمت الهی است؛ رعایت کردهاند. در این ماه میتوان گفت از طریق تأمّل بر دستورات این ماه «آنقدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: شما فرمودید که با انجام توبهی واقعی صُوَر برزخی و قیامتیِ حرام یا قبیح نیست میشود و میدانیم نیست شدن برابر است با عدم و همچنین میدانیم عدم تنها یک مفهوم انتزاعی است و حقیقت خارجی ندارد. این چگونه قابل جمع است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینجا «عدم»، به معنای آن است که چیزی از آن اعمال به اصطلاح گناهآلود در صحنه نیست. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: آیا با پشیمان شدن از انجام عمل حرام یا قبیح و تصمیم قاطع بر ترک آن و تنفر پیدا کردن از حرام یا قبیح، صُوَر برزخی و قیامتی آن نیست می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تماماً محو میشود در آن حدّی که به ما فرمودهاند: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آنکس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. موفق باشید
سلام: به حاج آقا بگید : سلام شما در جواب ۳۴۲۶۱ و ۳۴۲۶۶ گفتین برای آزادی از سیطره استکبار باید هزینه داد چرا فقط امثال بنده حقیر که وضع مالی خوبی نداریم باید هزینه بدیم؟ چرا مسئولین هزینه نمیدن؟ چرا پولدار ها که هر روز پولدارتر میشن هزینه نمیدن؟ و فرمودین مردم پاداش صبر خود را خواهند گرفت، موقع دادن پاداش باز پولدارها جلوتر از ما پاداش ما رو خواهند گرفت. از گرونی، از بی خانه ای، از بی پولی، از اینکه هر چی میدوی به جایی نمیرسی خسته شدم. از اینکه به خاطر بی پولی کسی آدم حسابت نمیکنه. نمیدونم چرا بعضی وقت ها از جواب های اینچنینی استاد دلگیر میشم. انگار استاد از روی شکم سیری دارن جواب میدن. مشکل ما بی پول ها اینه که نه پول داریم نه خدا رو.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته همه مشکلات زیر سر همانهایی است که با خودخواهیها و پولپرستیها این مشکلات را پدید آوردهاند، ولی این بدان معنا نیست که ما در عین این سختیها از راهی که شهدایمان در آن قرار گرفته بودند و آن را طی کردند؛ منصرف شویم و مطمئنیم آنهایی که به قول شما اینچنین موجبات مشکلات این انقلاب میشوند، سر به سلامت نخواهند برد و سخن مقام معظم رهبری را مدّ نظر داریم که میفرمایند با ایستادگی میتوانیم از این مشکلات عبور کنیم. موفق باشید
با سلام: از گوش دادن به برهان صدیقین سوالی برایم پیش آمد وآن اینکه مطلق بودن به ذات بر میگردد یا مطلق بودن به الله بر میگردد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: «وجود» در برهان صدیقین امری است مفهومی که میتواند مصداقهای مختلفی داشته باشد و از این جهت دوگانه بین «الله» و «ذات» معنا نمیدهد. موفق باشید
